Forwarded from خطوط موازی (بایگانی) (Hamze Najjar)
هنر, در کلیت و تمامیتش
پرسش و اعتراضیست به نقائص و کاستیهای جهان هستی . . .
فرناندو پِسوآ
شاعرمدرنیست پرتقال
پرسش و اعتراضیست به نقائص و کاستیهای جهان هستی . . .
فرناندو پِسوآ
شاعرمدرنیست پرتقال
Forwarded from 🦌 ساج | Saj 🦌
از شب و پنجره
خستهام
از دورویی ماه
از پچ پچش با ابرهای سیاه
از این زن بی اراده
که هی چاق و لاغر میشود
و معلوم نیست
شبهای ابری کجا میرود
راستش را بخواهی
من به ماه شک کردهام . . .
از شب و پنجره خستهام
سایه ها دور و برم در کمین اند
ولی من به معشوقهام
به خورشید
دل بستهام
طرفدار صبحام
هواخواه نورم
من از این دستهام . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
@Mookkaab
خستهام
از دورویی ماه
از پچ پچش با ابرهای سیاه
از این زن بی اراده
که هی چاق و لاغر میشود
و معلوم نیست
شبهای ابری کجا میرود
راستش را بخواهی
من به ماه شک کردهام . . .
از شب و پنجره خستهام
سایه ها دور و برم در کمین اند
ولی من به معشوقهام
به خورشید
دل بستهام
طرفدار صبحام
هواخواه نورم
من از این دستهام . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
@Mookkaab
Forwarded from ادبیاتliterature9@
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستانخوانی #هوشنگ_گلشیری
«فتحنامهٔ مغان» (۵۹)
@literature9
«یکی دو سال پس از انقلاب در عرصهٔ ادبیات سیاسی کسی کمتر گفته بود که ما را دارند به قالبی دیگر میریزند، اما به حکم ابزار داستان میشد دید که چه دارد میگذرد.
پس مینویسیم تا بدانیم چه میگذرد.» (۱۳۷۸)
«فتحنامهٔ مغان» (۵۹)
@literature9
«یکی دو سال پس از انقلاب در عرصهٔ ادبیات سیاسی کسی کمتر گفته بود که ما را دارند به قالبی دیگر میریزند، اما به حکم ابزار داستان میشد دید که چه دارد میگذرد.
پس مینویسیم تا بدانیم چه میگذرد.» (۱۳۷۸)
Forwarded from 🌹شعرانه🌹
میهمان ارجمند هفته چهارم بزم ادیبانه ی کانال شعرانه و گروه های انجمن ادبی فرهیختگان و انجمن ادبی آدراپانا(فرهیختگان) ،
بانو :
#گندم_بوربور
معرفی شاعر : 👇👇👇
گندم بوربور هستم علاقمند به شعر و ادبیات
از سال ۹۲ شروع به نوشتن کردم
با وجود اینکه با شعر کهن بزرگ شدم با اشعار حافظ مولانا و سعدی ، ولی موقع نوشتن علاقهام سپید از آب در آمد
بعد از آن تمایل زیادی به مطالعه اشعار شاعران سپیدسرای معاصر پیدا کردم
داستان نویسی را هم تجربه کردم و بسیار دوست میدارم
از آثار هوشنگ گلشیری لذت میبرم
در حوزه شعر و ادبیات استادی نداشتهام
ولی وامدار محبت ، حمایت و نقد بسیاری از اساتید ، دوستان و مخاطبین نازنینم هستم
به لطف دوستان چند قطعه از شعرهای سپیدم در کتابها و روزنامه و نشریات مختلف به چاپ رسیده
کانال نوشتههای بانو بوربور : 👇👇👇
@gandomane
من وطن
من سرود ملیات
من آن شعر ممنوعهام که منتشر نمیشود
بایست
مرا از بر بخوان . . .
#گندم_بوربور
🎋با آرزوی موفقیت برای این ادیب فرهیخته و گرانمایه🎋
معرفی شاعران و نویسندگان در دو کانال و دو گروه با درج آیدی کانال شاعران و نویسندگان : 👇👇👇
کانال شعرانه : 👇👇👇
@sheraneh_a
کانال صفحه رسمی شاعران : 👇👇👇
@safheyerasmiyeshaeran
گروه انجمن ادبی فرهیختگان : 👇👇👇
https://t.me/joinchat/Ce8Kd0QV02fwLTNZcGbUsw
گروه انجمن ادبی آدراپانا(فرهیختگان) : 👇👇👇
@adrapana_farhikhtegan
بانو :
#گندم_بوربور
معرفی شاعر : 👇👇👇
گندم بوربور هستم علاقمند به شعر و ادبیات
از سال ۹۲ شروع به نوشتن کردم
با وجود اینکه با شعر کهن بزرگ شدم با اشعار حافظ مولانا و سعدی ، ولی موقع نوشتن علاقهام سپید از آب در آمد
بعد از آن تمایل زیادی به مطالعه اشعار شاعران سپیدسرای معاصر پیدا کردم
داستان نویسی را هم تجربه کردم و بسیار دوست میدارم
از آثار هوشنگ گلشیری لذت میبرم
در حوزه شعر و ادبیات استادی نداشتهام
ولی وامدار محبت ، حمایت و نقد بسیاری از اساتید ، دوستان و مخاطبین نازنینم هستم
به لطف دوستان چند قطعه از شعرهای سپیدم در کتابها و روزنامه و نشریات مختلف به چاپ رسیده
کانال نوشتههای بانو بوربور : 👇👇👇
@gandomane
من وطن
من سرود ملیات
من آن شعر ممنوعهام که منتشر نمیشود
بایست
مرا از بر بخوان . . .
#گندم_بوربور
🎋با آرزوی موفقیت برای این ادیب فرهیخته و گرانمایه🎋
معرفی شاعران و نویسندگان در دو کانال و دو گروه با درج آیدی کانال شاعران و نویسندگان : 👇👇👇
کانال شعرانه : 👇👇👇
@sheraneh_a
کانال صفحه رسمی شاعران : 👇👇👇
@safheyerasmiyeshaeran
گروه انجمن ادبی فرهیختگان : 👇👇👇
https://t.me/joinchat/Ce8Kd0QV02fwLTNZcGbUsw
گروه انجمن ادبی آدراپانا(فرهیختگان) : 👇👇👇
@adrapana_farhikhtegan
Telegram
attach 📎
#شوق
با بی میلی موهایش را پشت سرش جمع کرد و در مقابل آینه ایستاد. زل زد به زن رنگ پریده ...
خورشید آذرماه نور بیرمقش را از پنجره هل داد داخل اتاق ، فرستاد روی صورتش روی موهاش.
بی توجه به نوازش کمرنگ خورشید از اتاق بیرون رفت.
صدای پیام گوشی، زن رنگ پریده را به سمت خود کشاند.
پیام را خواند. رنگ صورتش تغییر کرد. چشمهایش از تعجب گرد شد. حس کرد صورتش داغ شده. بلافاصله به سمت در دوید. در را باز کرد. پشت در یک دسته گل سرخ گذاشته شده بود که به شکل زیبایی با روبان آبی و گلهای ریز سفید تزیین شده بود
چشمهایش از خوشحالی برق زد. گلها را برداشت و دوید سمت پنجره تا به خورشید نشان دهد ...
#گندم_بوربور
با بی میلی موهایش را پشت سرش جمع کرد و در مقابل آینه ایستاد. زل زد به زن رنگ پریده ...
خورشید آذرماه نور بیرمقش را از پنجره هل داد داخل اتاق ، فرستاد روی صورتش روی موهاش.
بی توجه به نوازش کمرنگ خورشید از اتاق بیرون رفت.
صدای پیام گوشی، زن رنگ پریده را به سمت خود کشاند.
پیام را خواند. رنگ صورتش تغییر کرد. چشمهایش از تعجب گرد شد. حس کرد صورتش داغ شده. بلافاصله به سمت در دوید. در را باز کرد. پشت در یک دسته گل سرخ گذاشته شده بود که به شکل زیبایی با روبان آبی و گلهای ریز سفید تزیین شده بود
چشمهایش از خوشحالی برق زد. گلها را برداشت و دوید سمت پنجره تا به خورشید نشان دهد ...
#گندم_بوربور
ستاره ای که از چنگال شب
میگریزد
برایش فرقی نمیکند
روی دیوار شهر
خواب آفتابگردان را پریشان کند
یا همراه هراس یک رود
به دریا برسد . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
میگریزد
برایش فرقی نمیکند
روی دیوار شهر
خواب آفتابگردان را پریشان کند
یا همراه هراس یک رود
به دریا برسد . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
درخت بود
گمانم سپیدار
این را از سایهی بلندش فهمیده بودم
چند سالیست سایهاش سنگین شده
اتراق کرده در کتابخانه
در برگ برگ کتابهای تاریخ
"خواجهی تاجدار"
"تیمور لنگ"
بچهها بیایید امروز "بینوایان" خریدم
دو جلد ترجمه حسینقلی مستعان
...
سایهاش کم شده
اما حضور دارد
در خطوط صمیمانهی شعرها
بچهها "پروین" بخوانید
شاهنامه
گلستان
همین دیروز
دیوان حافظ را گشودم
و دیدم
پدر داشت با خواجه چای میخورد . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
گمانم سپیدار
این را از سایهی بلندش فهمیده بودم
چند سالیست سایهاش سنگین شده
اتراق کرده در کتابخانه
در برگ برگ کتابهای تاریخ
"خواجهی تاجدار"
"تیمور لنگ"
بچهها بیایید امروز "بینوایان" خریدم
دو جلد ترجمه حسینقلی مستعان
...
سایهاش کم شده
اما حضور دارد
در خطوط صمیمانهی شعرها
بچهها "پروین" بخوانید
شاهنامه
گلستان
همین دیروز
دیوان حافظ را گشودم
و دیدم
پدر داشت با خواجه چای میخورد . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
پرندهای که روی شانهام لانه دارد
خوب میداند
این حلقهها
سن حقیقیِ رنجِ من نیست . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
خوب میداند
این حلقهها
سن حقیقیِ رنجِ من نیست . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
بهار
هربار هم بسترم شد
بر حلقههای اندوهم افزود
تبر جوانیام را به یاد دارد
و آتش
در انتظار کهنسالیام
زیر خاکستر مانده است
پرنده
در آواز خود خواند:
من و تو سالهاست از حافظهی بهار رفتهایم
آری
من از حافظهی بهار رفتهام
و پرندهای که روی شانهام لانه دارد
خوب میداند
این حلقهها
سن حقیقیِ رنجِ من نیست . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
هربار هم بسترم شد
بر حلقههای اندوهم افزود
تبر جوانیام را به یاد دارد
و آتش
در انتظار کهنسالیام
زیر خاکستر مانده است
پرنده
در آواز خود خواند:
من و تو سالهاست از حافظهی بهار رفتهایم
آری
من از حافظهی بهار رفتهام
و پرندهای که روی شانهام لانه دارد
خوب میداند
این حلقهها
سن حقیقیِ رنجِ من نیست . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
چشم در چشم
ترساننده و بشارت دهنده
میگریزد جاده
اما دور نمیشود . . .
ردیف درختان
چون آیههای پیامبران
استوار و نامنعطف
از برابرم عبور میکنند
من اما
به نیمکت خستهای میاندیشم
که از زخم بسترش سبزه روییده . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
ترساننده و بشارت دهنده
میگریزد جاده
اما دور نمیشود . . .
ردیف درختان
چون آیههای پیامبران
استوار و نامنعطف
از برابرم عبور میکنند
من اما
به نیمکت خستهای میاندیشم
که از زخم بسترش سبزه روییده . . .
#گندم_بوربور
@gandomane
در سرزمینی
که شب حاکم است
نهایتِ شب* حاکم است
فقط دیوارها صادقند
پنجره ، یک فریب است . . .
#گندم_بوربور
نهایتــــــِ شب* فروغ
@gandomane
که شب حاکم است
نهایتِ شب* حاکم است
فقط دیوارها صادقند
پنجره ، یک فریب است . . .
#گندم_بوربور
نهایتــــــِ شب* فروغ
@gandomane