گندمانه
114 subscribers
189 photos
11 videos
8 links
گندم بوربور

من آن شعر ممنوعه‌ام
که منتشر نمی‌شود
بِایست
مرا از بر بخوان . . .

@gandom_77
Download Telegram
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دیوانه
این شعر را برای تو گفته ام
و تو مختاری
با آن احرام ببندی و بمانی
یا با کفشهای سپید این شعر بروی . . .

#گندم_بوربور
1
شهریور جان
رسیدنت بخیر ماه من
قدمت به چشم
از من نپرس
چرا هربار که می آیی
درخت اندوه من قویتر شده
اصلا از خوشه های سربریده ی گندم
چیزی نگو
چمدانت را باز کن
بگو از باران چه خبر؟

#گندم_بوربور
@gandomane
🍁🎻
قبل اینکه
تو بیایی
روزهای هفته
سر جای خود بودند
الان مدتی طولانیست
که ندارمت
و این تقویم دیوانه
فقط چند روز را نشان میدهد . . .🍁

#گندم_بوربور

🍁 @EstatiraZ 🍁
1
.
عشق
گاهی مثل یک بچه ی ناخواسته از راه میرسد
هم ذوق زده ات میکند هم نگران
هنوز مطمئن نشدی قبولش کنی یا نه
که بدون اجازه میآید مینشیند وسط قلبت
میشود جان دلت
بخش مهم زندگی ات
تمام وجودت
حتی دردسرهایش را هم دوست داری
آنقدر که با خودت میگویی : پس من قبل اینکه او بیاید چگونه زندگی میکردم؟
بی توجه به حیرانی و پریشانی ات
روز به روز بزرگتر و کاملتر میشود
و تا به خودت بیایی میبینی دیگر تمام دغدغه ات فقط یک مسئله است
اینکه به هر قیمتی نگهش داری . . .

...

_ تو یه دفعه از کجا پیدات شد؟

: نمیدونم ، حتما قسمتی از تقدیرت بودم

_ آره ما بخشی از سرنوشت هم هستیم

با خنده میگویم : البته بخش خوبش
یادته واسم نوشتی " امیدوارم تقدیر اونقدر بخواد که به لمس دستات برسم"؟

_ آه لعنتی


#گندم_بوربور
بخشی از #داستانی_که_نخواهم_نوشت

@gandomane
.

مرور خاطرات و نوشته ها هم دردی از دلتنگی دوا نمیکند
دلخوری ام را سر گوشی خالی میکنم

خاک بر سر این تکنولوژی
که اینقدر قابلیت ندارد، بفهمد وقتهایی که دلت تنگ میشود فقط خودِ خودش را میخواهی
هی عکس و فیلم و صدای ضبط شده اش را نشانت میدهد
که بیشتر جای خالی اش را بیادت بیاورد
تازه میفهمی چه قدر دستهایش را نداری
اصلا به چکار میآید این فناوری
جز اینکه نمک بر زخم آدم بپاشد . . .

به پنجره پناه میبرم
به این چهارچوب خسته که در بند دیوارها اسیر است
اما چیزی جز سازه های دلگیر و نمای بی روح شهر
نصیب نگاه نگرانم نمیشود

من از این پنجره ها دلگیرم
پنجره اگر پنجره باشد
خودش میداند
باید رو به چه کسی باز شود . . .

#گندم_بوربور
بخشی از #داستانی_که_نخواهم_نوشت

@gandomane
آه
ای شعر
ای همزاد محزونم . . .

#گندم_بوربور

@gandomane
1
.
گاهی از خودم میپرسم وقتی آدم نخستین از چیدن سیب منع شد
حوا چند روز طاقت آورد
که سرکشی نکند
که مطیع باشد
چند شب تا صبح نخوابید و با خودش کلنجار رفت
با خودش جنگید
تا بالاخره توانست به جسارت زیبایش بگوید : بله

حتم دارم حتی مجازات مرگ هم نمیتوانسته او را که با هوش ذاتی خود دریافته بود در بهشت زندانی شده ، از تمرد منصرف کند
این را من که زنم میفهمم
من که زنم خوب میدانم چقدر این عصیان میتوانسته پرنده ی روحش را پرواز بدهد
ببرد به اوج
به لمس آزادی . . .


***
سیب ها فصل چیدنشان گذشته بود
و خدا که خیالش راحت بود
اجازه داد ما دوباره یکدیگر را ملاقات کنیم
شب قبل پرسیده بود : در چه حالی؟
و من ناخودآگاه فقط یک جمله به ذهنم آمده بود : به بوسیدنت نزدیکم . . .


#گندم_بوربور
بخشی از #داستانی_که_نخواهم_نوشت

@gandomane
🍁🍁🍁🍁

قبل اینکه

تو بیایی

روزهای هفته

سر جای خود بودند

الان مدتی طولانیست

که ندارمت

و این تقویم دیوانه

فقط چند روز را نشان میدهد . . .🍁

#گندم_بوربور

🍁 🍁🍁🍁 🍁

پێش لەوەی

تۆ بێی

ڕۆژانی حەوتە

لەشوێنی خۆیانا بوون،

ئێستا ماوەیەکی دوور و درێژە

کە تۆ نییەی و

ڕۆژژمێری شێتی ژووری من،

تەنیا چەن ڕۆژ پیشان دەدات...🍁

وەرگێڕ: #هەورازـجوانڕۆ
بگو چند تار قرمز
چند پود قرمز
از تنم در بیاورم
تا دور ماشینهای بی احساس نساجی را
خط بکشم
وقتی هیچ پیراهنی
روح عریان مرا نخواهد پوشاند . . .

#بگذار_دستهای_تورا_بپوشم_تا_زیبای_ام_کامل_شود

#گندم_بوربور
🌺🌾

کاش
طول عمرم
کوچه ای بود
که با تو قدم میزدم . . .

#گندم_بوربور

برای شاملوی نازنین 🍁
برگ و بارم ریخته
زخمی به پهلو دارم
که صورت باغچه از آن سرخ است
همباغ ها در خوابند
و هیچ آفتابی
میل تابیدن به این ظلمت سرا را ندارد
با این همه
من در اندیشه ی روییدن ام
بگو تا بهار
چند شب لعنتی مانده است . . .

#گندم_بوربور

@gandomane
🌾🌺

پرسیدیم: چه شکلی ست؟
و مادر گفت: مثل خداست آزادی
ایمان آوردیم
اما
در هر لباسی که آمد
برادرانم را کشت . . .

#گندم_بوربور
🌾🌺

Le preguntamos: ¿A qué se parece?
y dijo la madre: parece a Dios, la libertad
se lo creímos
pero
en cualquier ropa que apareció
mató a mis hermanos

برگردان: #حمزه_نجار
🌾🌺

پرسیم :شێوەی چۊنە؟
داڵگم وەت: چۊ خوداس ئازادی
دڵقایمی هاوردیم
ئەمان
لە هەر دڵنگێ کە هات
برایلم کوشت ...

برگردان: #هەوراز_جوانڕۆ
🌾🌺

سألنا: ما شکلُها؟
و امی قالت: الحریۀُ مثل الرب
آمنا ..
و لکن بکل ثوبٍ اجت قتلت اخوانی . . .

برگردان: #سعید_هلیچی
🌾🌺

سوروشدوخ: نه شیکیل دی؟
ددی آنا:آزادیخ کیمین دی تاری
ایناندیخ
اما
هر کوینه دکی گلدی
اولدوردی گارداشلاریمی...

برگردان: #ندا_وهاب_زاده
🌾🌺


We asked: What is the shape of it?
My mother said: It is like GOD.
Freedom
We believed it, but...
kill my brothers , came in evry dress...

برگردان: #افسانه_تاجیک
🌾🌺
#یه_آرزو
اگه قرار بشه یه روز نوشته هام و چاپ کنم دلم میخواد فقط همین یه دونه شعر و به بیشتر زبانهای دنیا منتشر کنم.

اعتقاد دارم شعر نباید در حصار زمان یا محدوده ی جغرافیایی خاصی باشه.

#و_تشکر_ویژه
از دوستانی که زحمت برگردان این شعر و کشیدن
همگی از شاعران خوب و دوستان خوبم هستن.
🌺🙏🌺🙏🌺
می روم
بغض پنجره ها را بغل کنم
و برای زنی
که اسیر شب است
آن قدر از حافظ بخوانم
تا *ذره صفت
رقص کنان
سوی خورشید رود* . . .

#گندم_بوربور

@gandomane
مگر چقدر اندوه
از زندگی های پیشین در ما باقی مانده
که با هیچ اشکی
از جانمان خارج نمی شود . . .

#گندم_بوربور
@gandomane
بهاری نمی روید
از شانه های دختری که یائسه می شود
در خانه ی پدری . . .

#گندم_بوربور
@gandomane
نازنین
من از قرابت صدای تو
با خوشه های انگور آگاهم . . .


#گندم_بوربور