گندمانه
113 subscribers
189 photos
11 videos
8 links
گندم بوربور

من آن شعر ممنوعه‌ام
که منتشر نمی‌شود
بِایست
مرا از بر بخوان . . .

@gandom_77
Download Telegram
روسری ام را بر می دارم
تا صبح آغاز شود
آیینه با لبخندی مصنوعی
سپیده را می بافد
و گمان می کند
نمی دانم زیبایی ام را دزدیده است
غرورم در موزه های جهانی
بازدید کنندگان را به حیرت می برد
و قلبم
با اینکه بارها مرمت شده
همچنان
در معرض فرسایش است . . .

#گندم_بوربور
1
تبر تردید
درخت ایمان را نشانه گرفته است
پسرک ناخلف
از همان ساعت شوم
که عاق والدین شد
کینه ی طایفه اش را در دل گرفت
در حیرتم
چرا هیچ بلوط پیری
وساطت نکرد
تا این شاخه ی مطرود ممنوعه
دلش نشکند
کاش خدا با شیطان توافق کرده بود
کاش اغوای یک سیب
این همه ماجرا در پی نداشت . . .

#گندم_بوربور
👍2
کفش هایت
آیه های مهربانی اند
وقتی که بیایی
آنها برای نرفتن دوخته شده اند . . .


#گندم_بوربور
1
دیروز
آفتابگردانی را دیدم
که پشت به خورشید گریه می کرد
و کاکتوس مادر
ناتوان بود
از بستن زخم پای دخترش
و گلایه ی من از عشق این است
چرا چهره ی آبی اش را نهان کرده است؟

#گندم_بوربور
اصلا آدم
گاهی باید سر خودش داد بکشد
که زود بخوابد
که نگذارد کلمات غریبه دوره اش کنند
آن وقت بی خوابی های شبانه اش بشود شعر
بیفتد سر زبان این و آن . . .

#گندم_بوربور

@gandomane
1
من وطن
من سرود ملی ات
من آن شعر ممنوعه ام که منتشر نمی شود
بایست
مرا از بر بخوان . . .

#گندم_بوربور
@gandomane
1
Forwarded from مهران امیرمحمدی(شعر) (مهران امیرمحمدی نسب)
Ye Shabe Mahtab-@bestmusik
Farhad
🎵🎶🎵🎶🎵🎶🎵🎶🎵🎶🎵🎶

🎼 "یه شب مهتاب"
🎤 "فرهاد مهراد"
📜 شعر #احمد_شاملو

🔶🔸 @janejaahan
روح پدرم شاد
که از دعای خیر او
دست به هرچه می زنم شعر می شود . . .


@gandomane
Forwarded from نه
ازل بود
خدا ایستاده بود ومن
برایش نی لبک می زدم
تو از جاده ی روبرو آمدی
نه سیب و نه گندم
نگاه تو بود وطپش های دلم
نی لبک لب جاده افتاد
تو رفتی
هبوط شد همان دم
و دادگاه حکم داد
من و ویرانی وحال بد

خدا
هنوز ایستاده بود...

🍃گندم بوربور🍃


https://t.me/joinchat/AAAAAECoPHkIp4VcpqVJsg

کانون شاعران و نویسندگان ورامین
سبز پوشیده بود
و من چه می دانستم
نسبت دارد با بهار
سفید،گل بهی، ارغوانی
می آمد به او
و به قامت درختان باغ
امروز خاکستری به تن داشت
و چشمانش از هرم یک واقعه سرخ بود

گمانم
فردا جنگل آتش خواهد گرفت . . .


#گندم_بوربور

telegram.me/gandomane
شعر انقلاب کلمه است
شورش حروفی که
از ترس عصیان
در پستوی خیال حبسشان می کنیم
ما جرات نوشتن نداریم
و خوب می دانیم
کلمات آنقدر هم مطیع و سر به راه نیستند
شب ها قیام می کنند
و خالق شگفتی های ماندگار می شوند
انگار که
" قم اللیل الا قلیلا "
برای آنها نازل شده باشد
شعر
اما راه خودش را بلد است
تاوان سرکشی اش را داده
کلمات مقدسی که
حبس ابد
یا تبعید شدند
و این روزها
کلماتی که اعدام می شوند . . .

#گندم_بوربور

telegram.me/gandomane
#اول_مهر

پاییز هم پاییزهای قدیم
هنوز نیامده عطرشان شهر را برمی داشت
اول مهر بوی پاک کن های عطری بود که می پیچید توی کلاس
و مهربانی درس مشترک تمام روزها بود
باز هم پاییز آمده
اما انگار به اجبار تقویم ها
نه عطری
نه مهری
شاید تنها منظره ی زیبای این روزها
روپوش های رنگارنگ بچه های دبستانی باشد که طعنه می زند به برگهای رنگارنگ و معروف پاییزی
جوانه های شاداب و زیبایی که قرار است رشد کنند در رقابت با تلون برگهایی که عمرشان تمام شده و قرار است به زمین بیفتند به نظر برنده می آیند
همهمه و شوق بچه ها باعث می شود فکر کنم زندگی هنوز هم زیباست
شاید آنها بتوانند دنیای بهتری را بسازند

اما پشت صحنه ی این تصویر زیبا
ساقه های نحیف ولی محکمی هستند که فرم مدرسه نمی پوشند
کسی آنها را از زیر قرآن رد نمی کند
و اول مهر برایشان نشانه ی مهربانی نیست
بچه هایی که صف اول زندگی می ایستند
دم دست روزگار آنقدر سیلی می خورند که جهشی بزرگ می شوند
می شوند مرد
می شوند پناه
می شوند
قربانی
آه چه دروغ بزرگی است شناسنامه، قانون،انسانیت
و چه حقیر است مهربانی های یکبار مصرف ما
وقتی کودک کار زنگ تفریحی ندارد . . .


#گندم_بوربور
#داستان_کوتاه

کرایه ی خانه اش چندماه عقب افتاده بود.
فرم تقاضای وام را تکمیل کرد.
شغل : خانه دار✔️
اسباب و اثاثیه اش سر کوچه بود . . .

#گندم_بوربور
لطف استاد رضوان ابو ترابی
روزنامه ستاره صبح
پنج شنبه 21 دی ماه 96
رد پای تو
روی کلمات
دفترم را پر می کند از پروانه های سپید
و مردم گمان می کنند من شاعرم
به کلمه ی ممنوعه می رسی
روی آن می ایستی
و من
سه نقطه آخر شعرم می گذارم . . .

#گندم_بوربور


*♫**• گندمانه •**♫*
پرسیدیم:چه شکلی ست؟
و مادر گفت: مثل خداست آزادی
ایمان آوردیم
اما
در هر لباسی که آمد
برادرانم را کشت . . .

#گندم_بوربور
.پرسیدیم:چه شکلی ست؟
و مادر گفت: مثل خداست آزادی
ایمان آوردیم
اما
در هر لباسی که آمد
برادرانم را کشت . . .

#گندم_بوربور

سألنا: ما شکلُها؟
و قالت الامی: الحریۀُ مثل الرب
آمنا ...
و لکن بکل ثوبٍ اتت قلتت اخوانی . . .

برگردان: #سعید_هلیچی