"اگر تا الان ندیدید دلیل بر نبودنش نیست
در هر صورت اون چیزی که خیره اتفاق میوفته
یا علی"
در هر صورت اون چیزی که خیره اتفاق میوفته
یا علی"
ممنونم غریبه ✨
❤7🤝1
Ajab Oumadi
Mohsen Chavoshi
سری به ما بزن
به این دل
به این انتظار
به این اندوه
با بیچارگی هایم کنار آمده ام انگار
چون دیگر حتی تلاش نمی کنم به زمین و زمانم دروغ بچسبانم
دروغ شیرینی که مگر احوالپرسی تو صداقت خیالم شود
دل ما همین گوشه کنار هاست جانانم
گیر قسمت و حکمت یا هرآنچه که نامش است
دل شما کجاست ؟
ـ⛓ـ
پی نوشت : چاووش جان بسه دیگه 😂💔
تنهام و باز به تنهایی تو فکر میکنم :)
به این دل
به این انتظار
به این اندوه
با بیچارگی هایم کنار آمده ام انگار
چون دیگر حتی تلاش نمی کنم به زمین و زمانم دروغ بچسبانم
دروغ شیرینی که مگر احوالپرسی تو صداقت خیالم شود
دل ما همین گوشه کنار هاست جانانم
گیر قسمت و حکمت یا هرآنچه که نامش است
دل شما کجاست ؟
ـ⛓ـ
+ لِیلآ
پی نوشت : چاووش جان بسه دیگه 😂💔
تنهام و باز به تنهایی تو فکر میکنم :)
❤3
چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم
چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
غمِ غریبی و غربت چو بر نمیتابم
به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم
ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم
ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم
چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی
که روزِ واقعه پیشِ نگارِ خود باشم
ز دستِ بختِ گرانخواب و کارِ بیسامان
گَرَم بُوَد گِلِهای، رازدارِ خود باشم
همیشه پیشهٔ من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغولِ کارِ خود باشم
بُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم
شاه بیت؟ تمام غزل ~
چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
غمِ غریبی و غربت چو بر نمیتابم
به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم
ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم
ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم
چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی
که روزِ واقعه پیشِ نگارِ خود باشم
ز دستِ بختِ گرانخواب و کارِ بیسامان
گَرَم بُوَد گِلِهای، رازدارِ خود باشم
همیشه پیشهٔ من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغولِ کارِ خود باشم
بُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم
#لسانالغیب
؛ به وقت تفأل زدن به دیوان حافظ
شاه بیت؟ تمام غزل ~
❤5
امروز غیرقابل توصیف بود!
آنجا که شینا محکم دستم را گرفت تا مادرش را پیدا کنم؛
اما محمد ۱۴ ساله اصرار داشت ۱۵ ساله شده.
سحر برایم تعریف میکرد که سرم زده و گریه نکرده؛
ولی بابا جان از درد جانش با گریه میگفت و خجالت میکشید.
غم بود؛
ولی لبخند میشد :)
زیباترین دعاهای خیر ممکن عمرم را شنیدم و خسته نباشید هایی که حتی درد های آتیه ام را التیام میبخشد
ای به قربان دل پاک مردمم ~♥️
نصیب من امروز تماماً عشق بود
چه چیزی گرانبها تر از این خواهم خواست؟!
ـ🫀ـ
پی نوشت : یادگاری از اردوی محله چمران
آنجا که شینا محکم دستم را گرفت تا مادرش را پیدا کنم؛
اما محمد ۱۴ ساله اصرار داشت ۱۵ ساله شده.
سحر برایم تعریف میکرد که سرم زده و گریه نکرده؛
ولی بابا جان از درد جانش با گریه میگفت و خجالت میکشید.
غم بود؛
ولی لبخند میشد :)
زیباترین دعاهای خیر ممکن عمرم را شنیدم و خسته نباشید هایی که حتی درد های آتیه ام را التیام میبخشد
ای به قربان دل پاک مردمم ~♥️
نصیب من امروز تماماً عشق بود
چه چیزی گرانبها تر از این خواهم خواست؟!
ـ🫀ـ
~ مینا
پی نوشت : یادگاری از اردوی محله چمران
❤7
Forwarded from «دُژَم»
جنونِ پاپیچ به روزمرگی هایم
گمان نمیکنم زیر این آسمان کسی از من دودل تر بوده
باشد
من هرگز برای دلواپسی هایم دلیلی نخواهم یافت
او صلاح دیده باشد
پس هست
حرف زدن راجبش حالم را بهتر نمیکند
نه به آن خاطر که حرف زدن بی فایده است
به این خاطر که هرگز هم زبانی که از عمق جان مرا بفهمد نبوده
درد نبودن هم زبان از دودل بودن جان تلف کن تر است
گمان نمیکنم زیر این آسمان کسی از من دودل تر بوده
باشد
من هرگز برای دلواپسی هایم دلیلی نخواهم یافت
او صلاح دیده باشد
پس هست
حرف زدن راجبش حالم را بهتر نمیکند
نه به آن خاطر که حرف زدن بی فایده است
به این خاطر که هرگز هم زبانی که از عمق جان مرا بفهمد نبوده
درد نبودن هم زبان از دودل بودن جان تلف کن تر است
❤4
«دُژَم»
جنونِ پاپیچ به روزمرگی هایم گمان نمیکنم زیر این آسمان کسی از من دودل تر بوده باشد من هرگز برای دلواپسی هایم دلیلی نخواهم یافت او صلاح دیده باشد پس هست حرف زدن راجبش حالم را بهتر نمیکند نه به آن خاطر که حرف زدن بی فایده است به این خاطر که هرگز هم زبانی که…
هوا سرد است
و دیگر حتی از آفتاب هم دلگیر نمیشوم
که چرا احوال ما را نمی پرسد ...
ـ🌊ـ
و دیگر حتی از آفتاب هم دلگیر نمیشوم
که چرا احوال ما را نمی پرسد ...
ـ🌊ـ
+ لِیلآ
❤4
Bist Hezar Arezoo
Mohsen Chavoshi
امشب اما
تو را دعا میکنم
نه که به آرزویم برسم
که شاید آرزویم شوی ...
ـ🌙ـ
پی نوشت :
حتی اگر بیست هزار آرزو دارم؛
اما انگار هنوز به دنبال چیزی میگردم که تا صبح برایش بیدار بمانم
به دنبال چیزی که دلیل اشک باشد
به دنبال او ...
′و از بین تمام دعاهای دنیا، او دعایم شد′
تو را دعا میکنم
نه که به آرزویم برسم
که شاید آرزویم شوی ...
ـ🌙ـ
+ لِیلآ
پی نوشت :
حتی اگر بیست هزار آرزو دارم؛
اما انگار هنوز به دنبال چیزی میگردم که تا صبح برایش بیدار بمانم
به دنبال چیزی که دلیل اشک باشد
به دنبال او ...
′و از بین تمام دعاهای دنیا، او دعایم شد′
❤6
Forwarded from آوَخ؛
گاهی فکر میکنم زمان
مثل لیوانیست که لبهی میز جا مانده؛
من، بین جرعههای نخوردهاش
دنبال دلیلی برای عجله نکردن میگردم؛
انگار تأخیر
نوعی نجات است.
مثل لیوانیست که لبهی میز جا مانده؛
من، بین جرعههای نخوردهاش
دنبال دلیلی برای عجله نکردن میگردم؛
انگار تأخیر
نوعی نجات است.
❤5