ㅤ| Challenges
1 subscriber
17 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فور بزنید تا بگم اگر یه درِ جادویی داشتید که فقط یک‌بار می‌شد بازش کرد، پشتش چی بود🚪🪄
دوست داشتید جوین بشید بانیاᰔ
> پشتش ساحلی بود که آسمونش همیشه همون رنگی می‌موند که تو بیشتر از همه دوستش داشتی. 🌊🪽

FOR:https://t.me/grayblood12
> پشتش باغی بود که گل‌هاش با هر قدمی که برمی‌داشتی، به رنگ یکی از خاطراتت درمی‌اومدن.🌷

FOR:https://t.me/minjhsp2
💘1
> پشتش ماهی بود که از آسمون خیلی نزدیک‌تر به نظر می‌رسید؛ می‌تونستی دست دراز کنی و یکی از آرزوهات رو از روی اون برداری. 🌙

FOR:https://t.me/jrexdk
> پشتش یه سالن کنسرت بود که ردیف اولش فقط برای توئه؛ جایی که دنیا سکوت می‌کنه و فقط صدای آهنگی که عاشقشی می‌پیچه.🎶💜

FOR:https://t.me/moonpianist
> پشتش یه کتابخونه‌ست که هر کتابش، یه زندگی دیگه‌ست. می‌تونی بری داخل هرکدوم و زندگیت رو تو همون جایی که دوست داری از اول بسازی. 📖

FOR:https://t.me/Hastis_corner55
> پشتش یه کلبه‌ی کوچیک وسط یه جنگل جادویی بود؛ پر از گربه‌ و پروانه‌های نورانی، و یه موجود جادویی مخصوص هرکس که واردش می‌شد.🪄🎆

FOR:https://t.me/Asteria14050512
> پشتش یه سرزمین پوشیده از برف بود؛ وسط جنگل یه چراغ قدیمی می‌سوخت، حیوانات حرف می‌زدن و موجودات افسانه‌ای بین درخت‌ها زندگی می‌کردن؛ انگار یه دنیای دیگه پشت اون در پنهان شده بود. 🦌🏰😉

FOR:https://t.me/BlueFox_Home
🍓1
> پشتش یه رصدخونه‌ی قدیمی بود؛ جایی که می‌شد ماه رو لمس کرد و تکه‌ای از نور خورشید رو توی یه شیشه نگه داشت. 🌙☀️

FOR:https://t.me/Lunaris_607
💋1
> پشتش یه بستنی‌فروشی جادویی بود که هر طعمی که فکرش رو می‌کردی همون لحظه برات ظاهر می‌شد؛ حتی طعم‌هایی که هیچ‌وقت وجود نداشتن. 🍦

FOR:https://t.me/olivgren
> پشتش یه اتاق مخفی بود که هر چیزی از اعضای گروه موردعلاقه‌ات اونجا پیدا می‌شد؛ از آهنگ‌ها و عکس‌هاشون گرفته تا نامه‌ها و وسایلی که یه زمانی متعلق به خودشون بوده. 🎧📸

FOR:https://t.me/jellycue
> پشتش یه کافه‌ی کوچیک بود که صاحبش می‌تونست نوشیدنی‌ای درست کنه که مزه‌ی هر خاطره‌ای رو می‌داد. 🍪☕️

FOR:https://t.me/DarlingOfTheDark
> پشتش یه خونه‌ی سفید روی یه تپه‌ی پر از گل بود؛ پایینش دریا تا جایی که چشم می‌دید ادامه داشت و هر شب آسمون پر از ستاره‌های دنباله‌دار می‌شد. اونجا هر روز شبیه یه خواب قشنگ بود. 🌷🌊🏠

FOR:https://t.me/UnderGrayShades
> پشتش یه کافه‌ی شیشه‌ای وسط یه باغ پر از گل بود؛ صبح‌ها پر از نور طلایی و شب‌ها پر از چراغ‌های کوچیک و صدای موسیقی آروم. انگار زمان اونجا یه جور دیگه می‌گذشت. 🪷💡

FOR:https://t.me/YouthsNeverComingBack
> پشتش یه باغ بی‌انتها بود که هر گلش با نزدیک شدن تو شکوفه می‌زد و رنگش عوض می‌شد؛ وسط باغ هم یه درخت خیلی بزرگ بود که شب‌ها روی برگ‌هاش ستاره‌های کوچیک می‌درخشیدن. 🌷🌳

FOR:https://t.me/Foundbetweendays
> پشتش یه اتاق مخفی بود پر از نوار و صفحه‌های موسیقی؛ هر آهنگی که پخش می‌کردی، دیوارها آروم تغییر می‌کردن و اتاق تبدیل می‌شد به دنیایی که حال‌وهوای همون آهنگ رو داشت. 🎧💿🌌

FOR:https://t.me/iits_Matilda
🍓1
> پشتش یه کتابفروشی عجیب بود که هر کتابش وقتی باز می‌شد، یه درِ کوچیک به یه دنیای کاملاً متفاوت داشت؛ فقط بعضی کتاب‌ها ترجیح می‌دادن خودشون انتخاب کنن چه کسی واردشون بشه. 📖🗝️

FOR:https://t.me/HyunL1ix
ری اکت بزنید برای خودتونو💋
🆒1