شهرام شریف
152 subscribers
65 photos
9 videos
1 file
20 links
تکنولوژی، تفکر ، زندگی
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰#نقب | ریشه‌های جنگ تعرفه‌ها در جنبش «پویایی آمریکایی»

از روز رهایی (Liberation Day ) که ترامپ تعرفه‌هایی را بر تقریبا تمام کالاهای وارداتی اعمال کرد، شاهد بزرگترین سقوط ارزش شرکت‌های بزرگ به خصوص در حوزه فناوری بوده‌ایم و به رغم تعلیق موقت بخش بزرگی از آنها وحشت از بازارهای جهانی و صنعت فناوری رخت بر نبسته. اما جالب آنکه ریشه‌های فکری این سیاست تعرفه‌ای از خود شرکتهای فناوری ظهور پیدا کرده است.

مارک اندریسن بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری فناوری اندریسن هورویتز آغازگر جریان فکری پویایی آمریکایی (American Dynamism) است که در سال ۲۰۲۰ و بعد از نوشتن مقاله‌ «It’s Time to Build» این پرسش را مطرح کرد که چرا آمریکا با تمام منابع، ثروت و تکنولوژی نتوانست به موقع ماسک، دستگاه تنفسی، کیت تست و واکسن تهیه کند و نتیجه گرفت که علت اصلی ناتوانی در «ساختن» است و راه حل در بازگشت به فرهنگ ساختن، تولید، اجرا و جسارت است.
دو سال بعد شرکت او یک یادداشت رسمی و مجموعه مقالاتی با مفهوم American Dynamism را به عنوان یک چارچوب سرمایه‌گذاری و بینش اقتصادی - سیاسی معرفی کرد. کمی بعد American Dynamism وارد گفتمان احزاب سیاسی شد.

تصویب قانون Chips ( پنجاه و دو میلیارد دلار سرمایه‌گذاری برای توسعه صنعت نیمه‌رسانا در داخل آمریکا) و برخی پروژه‌های زیرساختی در کنار جداسازی پیوندهای تکنولوژیک با چین بخشی از این سیاست بوده است. جمهوری‌خواهان به ویژه جناح موسوم به پوپولیست ملی این ایده را ابزاری را برای بازسازی عظمت صنعتی آمریکا به کار گرفته‌‌اند و اعمال تعرفه بر واردات هم در راستای همین سیاست است. جی‌.دی‌.ونس معاون اول ترامپ بزرگترین حامی این سیاست تلاش می‌کند دو جناح طرفدار تکنولوژی حزب جمهوری خواه ( افرادی مثل مارک اندریسن، بن هوروویتز، پیتر تیل، دیوید ساکس، ایلان ماسک و ...) را با جناح طرفدار کارگران و پوپولیست این حزب به هم نزدیک کند.

ونس در این سخنرانی ( ویدیوی پست ) در همایش پویایی آمریکایی تاکید می‌کند که آن‌ها از تکنولوژی در راستای احیای صنعتی آمریکا حمایت می‌کنند و اساسا جریان نوآوری را ابزاری برای تحقق رویای آمریکایی می‌داند. ساخت آمریکا توسط کارگر آمریکایی و این پایانی بر سیاست جهانی سازی است که به زعم ونس و طرفداران این جریان به تضعیف آمریکا منجر شده. در بخشی از همین سخنرانی او صریح و واضح به صاحبان شرکتهای بزرگ تکنولوژی می‌گوید: کسی شما را مجبور نکرده در این سالن باشید. شما اینجا هستید چون کشورتان را دوست دارید و میدونید ساختن آینده نمی‌تواند یک مسابقه برای ارزانی باشد.

ونس البته انگیزه اقتصادی جهانی سازی را فقط به ارزانی نیروی کار نسبت می‌دهد در حالیکه آنچه باعث تحول در اقتصاد خود آمریکا شد ایجاد زنجیره‌های ارزش جهانی برای تولید محصولات پیشرفته و رشد نوآوری از این طریق بود. به قول میلتون فریدمن:
“هیچ فردی روی زمین نمی‌تواند به‌تنهایی یک مداد ساده تولید کند.”


- موقعی که داشتم روی این یادداشت کار می‌کردم این خبر را دیدم که چین در پاسخ به تعرفه‌های ترامپ صادرات ۷ ماده معدنی نادر را متوقف کرده که برای ساخت خودروهای برقی، پرواز جنگنده‌ها و حتی ساخت آیفون حیاتی است.
🔰#نقب | شیفت خاورمیانه از نفت به AI

خاورمیانه بیش از یک قرن است که به واسطه منابع نفتی و گازی در مرکز توجه بوده و حالا دست کم بخش جنوبی خلیج فارس در آستانه تبدیل شدن به قطب هوش مصنوعی جهان است.
توسعه مدل‌های قدرتمندتر هوش مصنوعی نیاز به پردازش بیشتر دارد و همین پیش‌بینی‌های جهانی از مصرف برق دیتاسنترها را به هم زده به طوری که حالا صنعت برق عامل راهبردی و حتی محدودکننده توسعه AI شده است.
ظرفیت‌های تولید برق در آمریکا برای پوشش دادن این نیاز در سال‌های پیش رو اصلا کافی نیست. در ایالت ویرجینیا که به آن پایتخت دیتاسنترهای جهان می‌گویند مدت زمان انتظار مراکز داده جدید برای اتصال به شبکه برق به ۷ سال رسیده است.

هرچند سیاست «بازگرداندن تولید به داخل» همواره شعار کلیدی دولت ترامپ بوده، اما محدودیت‌های انرژی در آمریکا و اروپا ترامپ را به سمت مشارکت با کشورهای عربی برای توسعه هوش مصنوعی و رقابت با چین کشانده است. چین با ارایه محصولاتی چون Deepseek نشان داده که حداقل از نظر نرم‌افزاری فاصله چندانی با جریان روز تکنولوژی AI ندارد اما در بخش سخت‌افزاری نیاز به مراکز داده مگاواتی، انرژی ارزان مورد نیاز این مراکز و سرمایه کلان است. هدف تکنولوژیک سفر ترامپ فراهم کردن همه این موارد بود.

نقش دو شرکت در توافق‌های سفر اخیر برجسته است:
۱- شرکت HUMAIN عربستان
که همین چند روز قبل توسط محمد بن سلمان راه‌اندازی شده تحت مالکیت صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان(PIF)است و در همین چند روزه هم چند قرارداد مهم با شرکت‌های انویدیا، AMD، آمازون وب سرویسز ، گوگل کلاد و کوالکام منعقد کرد. هدف این شرکت ایجاد یک AI Zone در این کشور است.
۲- شرکت G42 ابوظبی
که یک شرکت متعلق به مقامات اماراتی است و بزرگترین بازیگر دیتاسنتر و پردازش ابری در این کشور محسوب می‌شود. این شرکت هم متعهد به ساخت یک پردیس هوش مصنوعی با مجموع ظرفیت ۵ گیگاواتی و واردات سالانه ۵۰۰ هزار تراشه پیشرفته انویدیا شده است. بر اساس توافق این شرکت فقط حق استفاده از یک پنجم این تراشه‌ها را برای خود دارد و بقیه ظرفیت را باید به شرکت‌های آمریکایی اختصاص بدهد. شرکت‌هایی چون آمازون وب سرویسز، اوپن‌ای آی، انویدیا و مایکروسافت با این پروژه همکاری می‌کنند و G42 هم متعهد به سرمایه‌گذاری در دیتاسنترهای آمریکا با ظرفیت و معادل پردیس هوش مصنوعی ابوظبی شده است.

توافق‌های آمریکا با عربستان و امارات در حوزه هوش مصنوعی، نه‌فقط قراردادهای تجاری، بلکه ابزارهایی ژئوپلیتیک برای حفظ برتری تکنولوژیک، تقویت اقتصاد تکنولوژی محور و مهار نفوذ چین در منطقه است. برای عربستان و امارات اما این توافق‌ها سرمایه‌گذاری روی دارایی‌های استراتژیک آینده و جایگزینی «نفت» با «دیتا» است.
🔰#نقب | فلسفه، هوش مصنوعی را می‌بلعد

در سال ۲۰۱۱ مارک اندریسین، کارآفرین و سرمایه‌گذار استارتاپی در مقاله‌ای در وال‌استریت ژورنال نوشت: «نرم‌افزار در حال بلعیدن جهان است.» کمتر از شش سال بعد، جنسن هوانگ، مدیرعامل و بنیان‌گذار انویدیا، نسخه به‌روز‌شده‌ای از این جمله را ارائه داد: «نرم‌افزار در حال بلعیدن جهان است… اما هوش مصنوعی در حال بلعیدن نرم‌افزار است.»

حالا اما با یک گزاره‌ی جدیدتر و البته غیرمنتظره‌تر مواجه‌ایم: «فلسفه در حال بلعیدن هوش مصنوعی است.»

وقتی صحبت از فلسفه و هوش مصنوعی به میان می‌آید، ذهن‌ها معمولاً به بحث‌های فلسفی در حوزه‌ی اخلاق و هوش مصنوعی محدود می‌شود، اما این حوزه تنها بخش کوچکی از چشم‌انداز بزرگ‌تر فلسفه و کاربرد آن در هوش مصنوعی است.

جالب آنکه ریشه‌های فکری هوش مصنوعی نیز با فلسفه نزدیکی دارد. آلن تورینگ (۱۹۱۲–۱۹۵۴)، پدر علم کامپیوتر، با استفاده از پرسش‌های فلسفی درباره‌ی محاسبه‌پذیری و هوش، به ابداع ماشین تورینگ رسید که در واقع یک آزمایش فکری-فلسفی بود. پس از او، لودویگ ویتگنشتاین با تحلیل بازی‌های زبانی و گوتلوب فرگه، پایه‌های منطقی زبان‌های برنامه‌نویسی را بنا نهادند. جفری هینتون، برنده‌ی جوایز برجسته‌ی علمی در سال ۲۰۲۴، پژوهش‌هایش در مورد شبکه‌های عصبی را از پرسش‌های فلسفی آغاز کرد و…

این روزها بحث‌های اصلی حوزه‌ی AI از مدل‌های زبانی به سمت توسعه‌ عامل‌های هوش مصنوعی متمایل شده است. ایجنت‌های تصمیم‌گیر و خودمختار (Agentic AI) که مجموعه‌ای از وظایف را به‌طور خودکار انجام می‌دهند، دیگر صرفاً برای مفید بودن و انجام دادن یک کار طراحی نمی‌شوند، بلکه نیازمند معنا، هدف و عاملیت واقعی هستند؛ کاری که نه در حیطه‌ی صرف مهندسان و برنامه‌نویسان، بلکه در چارچوب فلسفه و متفکران معنا پیدا می‌کند.

پژوهشگران بر این اساس، چهار چارچوب فلسفی برای آموزش ایجنت‌های هوش مصنوعی پیشنهاد کرده‌اند:
۱. معرفت‌شناسی (Epistemology): یک ایجنت هوش مصنوعی باید بداند که چه چیزهایی را می‌داند و چه چیزهایی را نمی‌داند و سطح اعتماد به دانشش چقدر است و اینکه چه چیزی دانش است و چه چیزی نیست.

۲. هستی‌شناسی (Ontology): یک ایجنت باید نسبت به توانایی‌ها و محدودیت‌های خود آگاهی داشته باشد، پیوند اجزای محیط را درک کند و پیامد تغییر در یک بخش را بر بخش‌های دیگر تحلیل کند.

۳. غایت‌شناسی (Teleology): ایجنت باید بتواند هدف بسازد و در سلسله‌ای از اهداف حرکت کند؛ مثلاً به جای تمرکز صرف بر فروش بیشتر، به ارزش طول عمر مشتری و جایگاه برند توجه کند.

۴. اخلاق (Ethics): تصمیم‌گیری اخلاقی در شرایط جدید داشته باشد، پیامدها را ارزیابی کند و بتواند دلایل تصمیماتش را شفاف بیان کند.

این موضوعات نشان می‌دهند که صرفاً با آموزش داده‌های بیشتر، حتی با داده‌های باکیفیت‌تر، نمی‌توان ایجنت‌های هوش مصنوعی قدرتمندتر و دقیق‌تری ساخت. بسیاری از شرکت‌های بزرگ، رویه‌ای فلسفی برای توسعه‌ی محصولات هوش مصنوعی خود در نظر گرفته‌اند؛ از جمله آنتروپیک که مجموعه‌ای از اصول اخلاقی را تحت عنوان «قانون اساسی» در فرآیند آموزش مدل‌هایش اعمال کرده است. یا گوگل که اصول رسمی توسعه‌ی اخلاقی هوش مصنوعی را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد. حتی استارتاپ مشهور پالانتیر که بر همکاری اطلاعاتی با سرویس‌های امنیتی و دولتی متمرکز است نیز، با تأکید مدیرعاملش الکس کارپ، ــ که خود از شاگردان یورگن هابرماس است ــ بر این چارچوب فلسفی پایبند است. گفته می‌شود او در نامه‌هایش به سهام‌داران از نیچه، فوکو و نظریه‌های سیاسی یاد می‌کند.

به‌نظر می‌رسد انسان، حتی پس از رسیدن به مرحله‌ی تکنیکیِ تزریق هوش انسانی به ذهن ماشین، نیاز به بازتعریف دوباره‌ی فلسفه‌ زندگی و درکی نو از فهم جهان دارد. در چنین فضایی، پرسش این نیست که آیا فلسفه باید در آموزش هوش مصنوعی دخیل باشد یا نه، بلکه سوال این است: کدام فلسفه؟ و چگونه؟
آینده‌ی هوش مصنوعی، به‌طرز غیرمنتظره‌ای، به آینده‌ی اندیشه‌ی فلسفی گره خورده است.
🔰#کتاب | آدام اسمیت اخلاقی در برابر آدام اسمیت اقتصادی

آدام اسمیت، فیلسوف و اقتصاددان اسکاتلندی که به‌عنوان «پدر علم اقتصاد مدرن» شناخته می‌شود، به‌خاطر دیدگاه‌هایش در کتاب «ثروت ملل» شهرت جهانی دارد؛ کتابی که مفهوم بازار آزاد و دست نامرئی را مطرح کرد و پایه‌گذار اقتصاد کلاسیک شد. ثروت ملل در اقتصاد همان جایگاهی را دارد که اصول ریاضیات نیوتن در فیزیک کلاسیک دارد. اما اسمیت ۱۷ سال پیش از انتشار ثروت ملل کتاب دیگری نوشته بود: «نظریه احساسات اخلاقی».

این کتاب بر فلسفه اخلاق، احساسات انسانی و چگونگی شکل‌گیری هنجارها و قضاوت‌های اخلاقی در جامعه متمرکز است؛ اثری درباره بهتر زیستن که شامل استدلال‌هایی در باب زندگی خوب، دوستی، عشق، لذت، کمال و برابری است.

در نگاه نخست شاید متناقض به نظر برسد کسی که جریان‌ساز دیدگاه «انسانِ کنشگر اقتصادی» بوده و رشد ثروت و رفاه جامعه را در گرو پیگیری نفع شخصی می‌دانست و با نظریاتش تحولات بنیادین در اقتصاد جهان ایجاد کرد، چگونه می‌تواند مسأله ارتقای جامعه را به اخلاق و هنجارها مرتبط کند. اما همین تناقض‌ها و تشابهات میان اسمیتِ اخلاقی و اسمیتِ اقتصادی باعث بحث‌های فراوان درباره او شده است. زمینه مشترک همه این دیدگاه‌ها، اذعان به پیچیدگی‌های این شخصیت قرن هجدهمی است.

کتاب «هدف باشکوه ما» اثر رایان پاتریک هانلی، یکی از محققان اندیشه اسمیت، مروری بر مجموعه نظرات او در نظریه احساسات اخلاقی دارد. دیدگاه‌هایی که خواننده را با وجه دیگری از اسمیت آشنا می‌کند و شاید تا حدی پیش‌زمینه‌های اخلاقی برخی اندیشه‌هایی را روشن می‌سازد که بعدها به انقلابی‌ترین نظریات اقتصادی او منجر شد.
🔰#نقب | درسی از قتل چارلی کرک، سیاست باید با کلمات پیروز شود، نه با گلوله

در میان اظهار نظرها درباره ترور چارلی کرک، فعال سیاسی محافظه‌کار آمریکایی، این یادداشت ازرا کلاین تحلیل‌گر نیویورک‌تایمز جالب است. با ذکر این توضیح که ازرا کلاین از نظر گرایش سیاسی در نقطه مقابل چارلی کرک قرار دارد.بخشی از یادداشت او:

«ممکن است بسیاری از باورهای کرک را نپسندید، اما این گزاره همچنان درست است: کرک سیاست‌ورزی را به دقیق‌ترین شکل ممکن تمرین می‌کرد. او به دانشگاه‌ها می‌رفت و با هر کسی که حاضر به گفت‌وگو بود، صحبت می‌کرد. او یکی از مؤثرترین چهره‌های عصر خود در هنر اقناع بود. زمانی که چپ تصور می‌کرد تسلطی تقریباً مطلق بر قلب و ذهن دانشجویان دارد، کرک بارها و بارها حاضر شد تا این انحصار را در هم بشکند. آهسته و سپس ناگهان، موفق شد. رأی‌دهندگان جوان در انتخابات ۲۰۲۴ به‌طور چشمگیری به سمت راست گرایش پیدا کردند
این همه محصول کار کرک نبود، اما او نقشی مرکزی در فراهم کردن زمینه‌های آن داشت. من کرک را نمی‌شناختم و شخص مناسبی برای مرثیه‌گویی او نیستم، اما به آنچه ساخته بود غبطه می‌خوردم. میل به اختلاف‌نظر، یک فضیلت در دموکراسی است. لیبرالیسم می‌توانست بیش از این از جسارت و بی‌باکی او بهره ببرد.
کرک و من در اغلب مباحث سیاسی در دو سوی متفاوت ایستاده بودیم. اما در یک چیز مشترک بودیم: باور به امکان تداوم سیاست آمریکایی. سیاست باید جدل باشد، نه جنگ؛ باید با کلمات پیروز شود، نه با گلوله پایان یابد.»

@FusionOfThoughts | شهرام شریف
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰#قاب | عواقب دستکاری یک عامل در کل اکوسیستم

داستان پارک یلواستون مثال خوبی برای درک این موضوع است که چگونه دستکاری یک عامل، همه اکوسیستم اقتصاد را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد.

* این ویدیو در رویداد «تله قیمت‌گذاری دستوری» در آکادمی سامان به نمایش درآمده است.

شهرام شریف

@FusionOfThoughts
Forwarded from فردای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فردای اقتصاد؛ به زودی…

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
🔰#نقب | فرقه بار و حباب هوش مصنوعی

در جریان جنگ جهانی دوم، بومیان برخی جزایر اقیانوس آرام شاهد ورود ناگهانی نیروهای نظامی کشورهای غربی بودند که با خود حجم عظیمی از کالاها و تجهیزات — از جمله غذاهای کنسروی، پارچه، دارو و ابزار فلزی — به همراه داشتند. این کالاها برای مردم محلی که تا پیش از آن هرگز چنین چیزهایی ندیده بودند، نوعی «نعمت آسمانی» تلقی می‌شد.
با پایان جنگ و خروج نیروهای خارجی، جریان ورود این کالاها نیز قطع شد. در نتیجه، در برخی از جزایر این منطقه نوعی رفتار آیینی شکل گرفت که بعدها مردم‌شناسان آن را پدیده یا فرقه‌ی بار (Cargo Cult) نامیدند.
بومیان برای بازگرداندن آن «نعمت‌ها»، شروع به تقلید از نشانه‌های غربی کردند: پرچم آمریکا را برافراشتند، دکل‌های چوبی شبیه آنتن رادیو ساختند، باندهای فرود بامبویی برپا کردند و حتی مراسم نظامی برگزار کردند! آنان گمان می‌کردند با بازآفرینی این نشانه‌ها، دوباره «بار»‌ها از آسمان فرود خواهد آمد. اما واضح بود که آن‌ها رابطه‌ی علت و معلول را وارونه درک کرده بودند. چند دهه بعد، ریچارد فاینمن فیزیک‌دان نامدار، در سخنرانی خود با عنوان Cargo Cult Science در سال ۱۹۷۴، از این استعاره استفاده کرد تا پژوهش‌هایی را توصیف کند که در ظاهر از روش علمی پیروی می‌کنند، اما جوهره‌ی علم را ندارند؛ چراکه «هواپیماها در آنجا فرود نمی‌آیند».
حالا هم بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند وضعیتی مشابه در جهان هوش مصنوعی در حال تکرار است. هوش مصنوعی به شکل اعجاب‌آوری در حال بلعیدن سرمایه‌هاست و تقریباً همه‌ی مدیران شرکت‌ها از «استراتژی AI» سخن می‌گویند، در حالی تعداد کمی سازمان‌ها تاکنون توانسته‌اند از پروژه‌های هوش مصنوعی بازده مالی مشخصی کسب کنند. به‌عبارتی، همه نشانه‌های «AI» را به نمایش گذاشته‌اند، اما هنوز خبری از «بار» نیست.
بر اساس گزارش‌ها ارزش‌گذاری شرکت‌های پیشروی این حوزه به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده است. استارتاپ‌هایی مانند OpenAI، Anthropic و xAI مجموعاً حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده‌اند، هرچند هنوز هیچ‌یک سودآور نیستند.
گزارش‌های فایننشال تایمز و اکونومیست نشان می‌دهد بخشی از این ارزش‌گذاری‌ها بر پایه ساختارهای تأمین مالی متقابل میان غول‌های فناوری مانند مایکروسافت، آمازون، انویدیا و اوراکل بنا شده است — نوعی سرمایه‌گذاری چرخشی که یادآور روابط پیچیده‌ی مالی پیش از بحران ۲۰۰۸ است، زمانی که بانک‌ها و شرکت‌های بیمه از طریق مشتقات اعتباری به هم گره خورده بودند.
البته برخی از چهره‌های فناوری دیدگاهی متفاوت دارند. جف بیزوس، بنیان‌گذار آمازون، این وضعیت را نه «حباب مالی» بلکه نوعی «حباب صنعتی» می‌داند که می‌تواند زیرساخت‌های دیجیتال آینده را بنیان بگذارد — مشابه انقلاب برق در قرن نوزدهم یا توسعه‌ی خطوط راه‌آهن که با وجود سقوط بازار، میراثی ماندگار بر جای گذاشت.
تجربه‌ی حباب دات‌کام نشان داد، چنین موج‌هایی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران فاجعه‌بار است، اما نه برای شرکت‌هایی که از دل بحران زنده بیرون می‌روند.


شهرام شریف

@FusionOfThoughts
🔰#نقب | شکاف میان اقتصاددانان و مهندسان هوش‌مصنوعی

رابرت سولو، اقتصاددان برنده نوبل در سال ۱۹۸۷ گفته بود:
«شما کامپیوترها را همه‌جا می‌بینید جز در آمار‌‌ بهره‌وری.»

این صحبت او بعدا به اصطلاح «پارادوکس سولو» مشهور شد و منظور این بود که با وجود سرمایه‌گذاری زیاد شرکت‌ها در فناوری اطلاعات در دهه ۸۰ میلادی، رشد بهره‌وری رخ نمی‌داد. این پارادوکس در اواخر دهه ۹۰ و بعد از آن با گسترش اینترنت تا حدی از بین رفت، اما طی ماه‌های اخیر برخی اقتصاددانان از «پارادوکس سولو جدید» صحبت می‌کنند: این‌که هوش مصنوعی در همه‌جا دیده می‌شود، اما هنوز اثر بزرگی بر بهره‌وری ندارد.

این موضوع به یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف میان اقتصاددانان و متخصصان هوش مصنوعی تبدیل شده است. بیشتر اقتصاددانان با احتیاط درباره آینده این فناوری و اثر آن بر رشد اقتصادی نظر می‌دهند، در حالی‌که فعالان حوزه هوش مصنوعی نگاه بسیار خوش‌بینانه‌تری دارند.
دارون عجم‌اوغلو در مقاله‌ای در سال ۲۰۲۴ با عنوان «اقتصاد کلان ساده هوش مصنوعی» چنین نتیجه‌ گرفت اگر هوش مصنوعی فقط برای جایگزینی نیروی انسانی استفاده شود، اثر آن بر رشد اقتصادی محدود خواهد بود. به باور او، خودکارسازی هوش مصنوعی فقط هزینه نیروی کار را کاهش می‌دهد، نه این‌که تولید کل اقتصاد را بالا ببرد.

هفته گذشته تامی بصیراوغلو، بنیان‌گذار استارتاپ مکانایز ( که روی خودکارسازی تمامی فرآیندهای اقتصادی متمرکز است) سخنرانی جالب توجه و متفاوتی در دانشگاه استنفورد ارائه کرد. او گفت:
از نظر اقتصاددانان، رشد اقتصادی معمولا سالانه حدود ۲ درصد است و نوسان آن بین ۱ تا ۴ درصد قرار دارد، اما متخصصان هوش مصنوعی احتمال رشدهای فوق‌العاده سریع و حتی تحولات تمدنی را ممکن می‌دانند و شکاف بزرگی بین این دوگروه هست.

بصیراوغلو در ادامه به «نظریه رشد نیمه‌درون‌زا» اشاره کرد؛ نظریه‌ای که در دهه ۹۰ میلادی توسط چد جونز، استاد اقتصاد دانشگاه استنفورد، ارائه شد و می‌گوید بازدهی نوآوری در طول زمان کاهش می‌یابد و رشد اقتصادی به افزایش تعداد پژوهشگران و تولید ایده‌های تازه وابسته است.

بصیراوغلو چنین نتیجه گرفت که با جایگزینی هوش مصنوعی با نیروی کار انسانی، می‌توان دوباره «کار» را مانند سرمایه انباشت و تکثیر کرد. برای توضیح، او مثال تراشه ۵۰ هزار دلاری انویدیا مدل B200 را مطرح کرد؛ تراشه‌ای که توان محاسباتی آن تقریباً برابر با مغز انسان است. به گفته او، اگر این تراشه بتواند بازدهی اقتصادی برابر با یک انسان و حدود ۱۰۰ هزار دلار در سال ایجاد کند، درآمد آن می‌تواند صرف خرید یک تراشه جدید شود و در نتیجه، تولید اقتصادی هر سال دو برابر شود.

در پایان سخنرانی، بصیراوغلو گفت اقتصاددانان جامعه‌ای علمی و به طور سنتی محافظه‌کار هستند که معمولاً درباره فناوری‌هایی صحبت می‌کنند که همین حالا وجود دارند یا به تازگی توسعه یافته‌اند.
در بخش پرسش و پاسخ، یکی از حاضران گفت:
«تو می‌گویی اقتصاددانان بیش از حد محتاط‌اند، اما کارآفرینان حوزه فناوری هم بیش از اندازه خوش‌بین هستند. آیا دیدگاه تو درباره خودکارسازی کامل اقتصاد نوعی کمونیسم فناورانه نیست؟»

بصیراوغلو در پاسخ گفت اگر رشد اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی آن‌قدر زیاد باشد که وفور منابع ایجاد کند، می‌توان با سیاست‌های بازتوزیعی خسارت گروه‌های آسیب‌دیده را جبران کرد. او حتی گفت در چنین شرایطی می‌توان سن بازنشستگی را به ۱۸ سال کاهش داد. به نظر او، دولت باید کوچک‌تر اما کارآمدتر شود و تمرکزش فقط بر بازتوزیع درآمد و حمایت اجتماعی باشد، نه
کنترل مستقیم سرمایه و تولید.

پاسخ چد جونز
در پایان جلسه، چد جونز (Chad Jones)، همان اقتصاددانی که بصیراوغلو به نظریه او اشاره کرده بود هم سخن گفت. او در پاسخ به بصیراوغلو گفت دلیل محافظه‌کاری اقتصاددانان این است که معمولاً بازه‌های زمانی کوتاه مثل ده یا چهل سال را بررسی می‌کنند و در این بازه‌ها گلوگاه‌ها بسیار تعیین‌کننده‌اند. او یادآوری کرد که :
۱۵۰ سال گذشته پر از نمونه‌های خودکارسازی بوده؛ از موتور بخار و برق گرفته تا ترانزیستور و اینترنت، اما با وجود همه این پیشرفت‌ها، رشد اقتصادی تقریباً ثابت و حدود ۲ درصد مانده است. به گفته او، خودکارسازی به‌تنهایی کافی نیست، مگر آن‌که همه فرآیندها را در بر بگیرد، چون تفاوت میان ۹۹ درصد و ۱۰۰ درصد خودکارسازی می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.



@FusionOfThoughts / شهرام شریف
Forwarded from فردای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان پول از عهد باستان تا امروز با نگاهی به چشم‌انداز رمزارزها/ گزارش یک رویداد

◻️نشست «گذشته و آینده پول با نگاهی به چشم‌انداز بازار رمزارزها» با حضور اقتصاددانان، مدیران ارشد شرکت‌های فعال در صنعت کریپتو و بورس کالا در آکادمی سامان برگزار شد.

◻️دکتر موسی غنی‌نژاد و علی میرزاخانی در این رویداد با تشریح «داستان پول در اندیشه اقتصادی» به رمزارزها به عنوان مصداق‌های امروزین پول خصوصی اشاره کردند.

◻️دکتر فرهاد نیلی نیز در این نشست با تشریح نقاط ضعف و قوت اثرات حاکمیت بانک‌های مرکزی بر بازارهای پول طی دهه‌های اخیر از ظرفیت‌های رمزارزها برای برخی از کارکردهای پول گفت.

◻️سهند حمزه‌ای مدیرعامل آبان‌تتر نیز با اشاره به ظرفیت‌های صنعت بلاکچین و کریپتو برای تحول در زیرساخت‌های ناکارآمد نظام مالی سنتی گفت که این صنعت می‌تواند مدل‌بانکداری، پرداخت و جذب سرمایه را از نو تعریف کند.

🎥
برنامه کامل را در یوتیوب ببینید

▪️فیلم کامل در وبسایت فردای اقتصاد

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
🔰#نقب | عصر نتفلیکس: رفاه خصوصی با مقداری زوال عمومی

دیروز یکی از دوستانم در پاسخ به استوری اینستاگرامی که درباره خرید کمپانی وارنر برادرز توسط نتفلیکس گذاشته بودم گفت:
« چه فایده دیگه فیلم خوبی ساخته نمیشه، این پلتفرم‌ها شده‌اند بلای جان سینما»

.
همان لحظه یادم افتاد چند سال قبل هنگام اسباب کشی، صندوق بزرگی شامل هزاران CD و DVD فیلم را دادم رفت. فکر نمیکنم در پروسه بازیافت، کسی برای خود فیلم‌ها ریالی پرداخت کرده باشد. آن فیلم‌ها را با ذوق و شوق زیادی خریده و دیده بودم. در زمانی که دیدن فیلم‌های روز جهان - به خصوص در ایران- تفریح مدرنی به حساب می‌آمد.

🔴جان کنت گالبریث (J. K. Galbraith) اقتصاددان آمریکایی در ۱۹۵۸ یک اصطلاح معروف را مطرح کرد تحت عنوان رفاه خصوصی و زوال عمومی (private affluence and public squalor) که توصیف کننده وضعیتی بود که در آن مصرف‌کنندگان به کالاهای خصوصی و لوکس با قیمت مناسب دسترسی دارند اما خدمات عمومی مانند آموزش، حمل و نقل، مسکن و سلامت در وضعیت نامطلوب قرار گرفته.
اتفاقی که امروز در همه جهان رخ داده شبیه چنین وضعیتی است. به رغم رشد قیمت‌ها در همه کالاها، هیچ‌گاه محصولات سرگرمی مثل موسیقی و فیلم چنین ارزان در اختیار جامعه قرار نداشته است. برخی آن را «تجمل ارزان و ضرورت گزاف» تعبیر می‌کنند اما چنین وضعیتی نتیجه چه رخداد و تحولی در بازار بوده است؟

🔴گالبریث معتقد بود که شرکت‌های بزرگ اقتصاد مدرن را تبدیل به مراکز قدرت کرده‌اند، آن‌ها هم بازار را مهندسی می‌کنند و هم سیاست را. به نظر او شرکت‌های بزرگ رقابت را از بین برده‌اند، قیمت را تعیین می‌کنند، تقاضا را با تبلیغات می‌سازند، زنجیره تامین را کنترل می‌کنند، تورم می‌سازند، قوانین را شکل می‌دهند، لابی‌های گسترده ایجاد می‌کنند در نتیجه دولت به جای تنظیم‌گر به ابزار تثبیت منافع شرکت‌ها تبدیل می‌شود.
گالبریث مجموعه نظراتش را در یک مجموعه تلویزیونی مستند تحت عنوان عصر نااطمینانی‌ها «The Age of Uncertainty» منتشر کرد.
از بدشانسی گالبرایث او در عصری زندگی می‌کرد که اقتصادانان شاخصی مثل میلتون فریدمن زندگی می‌کردند. ( میلتون فریدمن اقتصاددان برنده نوبل اقتصاد مجموعه تلویزیونی مشهور مستند آزادی انتخاب Free to Choose را در پاسخ به این مجموعه و تفکرات گالبریث ساخته است.) فریدمن بر خلاف گالبریث معتقد بود کنترل شدید بازار توسط دولت باعث بروز ناکارآمدی و فساد می‌شود و آنچه برای رشد اقتصادی و آزادی فردی ضروری است اعتماد به سازوکار بازار و کاهش مداخلات دولتی است.

🔴ایجاد شرکت‌ها و سرویس‌های استریمینگ بزرگی مانند نتفلیکس، اسپاتیفای و یوتیوب که صنعت سرگرمی را در سراسر جهان متحول کرده‌اند، سطح رفاه اقشار ثروتمند جامعه را در دسترس افراد عادی جامعه قرار داده است. هزینه تمام‌شده تماشای یک فیلم یا سریال برای مشترکان سرویس‌های استریمینگ خارجی، حتی به ریال (با احترام به بانک مرکزی ایران)، بسیار ناچیز است. برندگان این وضعیت، کاربران، شرکت‌های استریمینگ و فناوری‌محور هستند و بازندگان، صنایع سنتی و غول‌های بزرگ قدیمی صنعت سینما. این تحول اقتصاد سرگرمی را دگرگون کرده است؛ با این حال، افرادی مانند MrBeast (یوتیوبر مشهور) سالانه حدود ۱۰۰ میلیون دلار درآمد دارند و درآمد ستاره‌های سینما از سودهای مشارکتی به درآمدهای تضمینی بالا تغییر یافته است. در صنعت موسیقی، درآمد هنرمندان مستقل از پخش استریمینگ نسبت به گذشته (فروش فیزیکی آلبوم) کاهش یافته اما فرصت بزرگی برای شنیده شدن جهانی و رشد استعدادها فراهم شده است.

🔴اگر گالبریث زنده بود، احتمالاً امروز نتفلیکس را نمادی از استثمار سینمای جهانی می‌نامید و ترامپ را تشویق می‌کرد تا معامله نتفلیکس و برادران وارنر را لغو کند. در نتیجه، الیسون‌ها (صاحبان پارامونت، رقیب نتفلیکس) با سرمایه صندوق‌های ثروت عربستان، امارات و شرکت‌های جرد کوشنر، صاحب این بخش از هالیوود (و البته CNN) می‌شدند.
صبر کنید! حتی بدون گالبریث هم چنین سناریویی بسیار محتمل است.

@FusionOfThoughts
شهرام شریف
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔰#کتاب | تاریخ فشرده‌ی هوش مصنوعی

تاریخ فشرده‌ی هوش مصنوعی مروری مختصر بر تحولات این حوزه است؛ از سال ۱۹۵۶ و کارگاهی که جان مک‌کارتی در دانشگاه دارت‌موث برگزار کرد و سرآغاز جدی اندیشهٔ ماشینی شد، تا امروز که همه‌چیز تحت تأثیر این موج تحول‌آفرین قرار گرفته است.
این کتاب علاوه بر صورت‌بندی تحولات هوش مصنوعی در قالب شش ابتکار، با زبانی غیر‌فنی روش کار ابزارها و سامانه‌ها را همراه با نقاط قوت و ضعفشان توضیح می‌دهد؛ رویکردی که برای درک نحوهٔ کارکرد این ابزارها و دنبال‌کردن مسیر پیشرفت آن‌ها بسیار مناسب است.

@FusionOfThoughts
شهرام شریف
🔰# نقب |سقوط iRobot: دست مداخله‌گر دولت

این روزها سیاست‌مداران تلاش می‌کنند هوش مصنوعی را به‌عنوان عامل تهدیدکننده مشاغل معرفی کنند، در حالی که بزرگ‌ترین تهدید برای بازارها همچنان مداخلات نابه‌جا و دست‌وپاگیر دولت‌ها است؛ تهدیدی که حتی در لیبرال‌ترین بازارها نیز حضور دارد و همچنان باعث اختلال در عملکرد شرکت‌ها و بازارها می‌شود.

داستان iRobot را کوتاه مرور کنیم: این شرکت آمریکایی که هفته پیش اعلام ورشکستگی کرد، زمانی بزرگ‌ترین و آینده‌دارترین شرکت در حوزه رباتیک محسوب می‌شد و سهم بزرگی در رشد جاروبرقی‌های رباتیک در جهان داشت. در سال ۲۰۲۲ آمازون معامله‌ای ۱.۷ میلیارددلاری برای تصاحب این شرکت پیشنهاد کرد. سناتور الیزابت وارن و جریان‌هایی در دولت بایدن نگرانی‌هایی درباره جمع‌آوری داده‌های خصوصی توسط جاروبرقی‌های این شرکت مطرح کردند. آنها به کمیسیون تجارت فدرال نامه‌ای نوشتند و هشدار دادند که این معامله بازاری جدید برای سوءاستفاده از آمازون باز می‌کند.
در همین حال رقبای چینی iRobot به سرعت درحال افزایش سهم بازار خود بودند.
در ژانویه ۲۰۲۴ خانم لینا خان رئیس کمیسیون تجارت فدرال و نهادهای ضدانحصار اروپا این معامله را لغو کردند. پس از لغو معامله این شرکت ۳۱ درصد از نیروی کار خود را کاهش داد. اما ضربه نهایی را تعرفه‌های تجاری دولت ترامپ به این شرکت زد. iRobot برای کاهش وابستگی به چین تولید خود را به ویتنام منتقل کرده بود اما این بار تعرفه‌های ۴۶ درصدی ترامپ علیه ویتنام گریبان این شرکت را گرفت و در نهایت مداخلات دولتی یکی از بازیگران رباتیک آمریکا در حوزه محصولات مصرفی از بازار خارج کرد.
طنز تلخ اینکه iRobot توسط شرکت یک چینی تصاحب شد. این یعنی نتیجه تلاش نهادهای ضدانحصار و سیاست‌های ضد تعرفه‌ای عملا به نفع رقبای چینی تمام شد.


@FusionOfThoughts
شهرام شریف
Forwarded from فردای اقتصاد
اقتصاد هفته/ از سرنوشت کالابرگ تا سوسیالیست‌های نسل زد

◻️«اقتصاد هفته» برنامه جدیدی از رسانه «فردای اقتصاد» است که مهمترین مباحث اقتصادی هفته را تجزیه و تحلیل می‌کند. این برنامه ‌را که با میزبانی شهرام شریف و حضور علی میرزاخانی سردبیر فردای اقتصاد تولید می‌شود عصر هر جمعه می‌توانید تماشا کنید. در نخستین قسمت این برنامه به این مباحث پرداخته شده است:

◻️الگوی شنزن برای اقتصاد ایران
◻️سرنوشت کالابرگ؛ پارادوکس توزیع عادلانه با توزیع همگانی تا افسانه تورم‌زایی
◻️واردات و تولید داخلی؛ نبرد برابر یا نابرابر؟
◻️اولویت اقتصاد ایران چیست؟
◻️آخرین نفس‌های اقتصاد مطبوعات
◻️سوسیالیست‌های نسل زد چه می‌خواهند؟
◻️ترامپ پشت کیست: ونس یا روبیو؟
◻️آلمان کجای راه را اشتباه رفت؟
◻️نگاه متفاوت یک مقام دولتی به اقتصاد
◻️تداوم منازعه بر سر ریشه‌های تورم

🔗 مشاهده برنامه کامل در وبسایت
💖 مشاهده برنامه در آپارات
📱 مشاهده برنامه در یوتیوب
🎙نسخه صوتی

#اقتصاد_هفته

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فردای اقتصاد
هفته پرخبر اقتصاد ایران

◻️اقتصاد هفته برنامه جدید رسانه فردای اقتصاد است که به مهمترین مباحث هفته می‌پردازد. در قسمت جدید این برنامه که با میزبانی شهرام شریف و حضور علی میرزاخانی تولید شده است این مباحث بررسی شده است:

◻️فرصت نوسازی اقتصاد ایران
◻️کالابرگ می‌تواند افزایش یابد؟
◻️هدیه دیپلماسی به اقتصاد ایران
◻️عدم‌النفع ۲۰۰۰ میلیارد دلاری تعلیق؟
◻️راه‌حل میانبر برای عطش بازار خودرو
◻️تورم اقتصاد ایران نوع متفاوتی است؟
◻️تنها مرد تریلیون دلاری جهان
◻️برگزیت انگلستان را فقیرتر کرد؟
◻️خیال‌پردازی برای ثروت هوش مصنوعی

برنامه اقتصاد هفته را هر جمعه می‌توانید در رسانه فردای اقتصاد دنبال کنید

🔗 مشاهده برنامه کامل در وبسایت
💖 مشاهده برنامه در آپارات
📱 مشاهده برنامه در یوتیوب
🎙 نسخه صوتی

#اقتصاد_هفته

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔰# نقب | چرا هوش مصنوعی اقتصاد را یک‌شبه متحول نخواهد کرد؟

پروفسور چاد جونز، استاد اقتصاد دانشگاه استنفورد، در سخنرانی اخیر خود به این پرسش کلیدی می‌پردازد که هوش مصنوعی چه اثری بر آینده اقتصاد خواهد گذاشت.

او دو سناریوی متضاد را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. نخست، سناریویی که بر اساس آن، هوش مصنوعی با شتابی بی‌سابقه، رشد اقتصادی را به مرحله‌ای انفجاری می‌رساند؛ دیدگاهی که بسیاری از تکنولوژیست‌ها و فعالان سیلیکون‌ولی به آن باور دارند.

سناریوی دوم این است که هوش مصنوعی، همانند نوآوری‌های بزرگی چون برق، رایانه و اینترنت، اگرچه بهره‌وری را افزایش می‌دهد، اما در نهایت تنها به تداوم همان نرخ رشد بلندمدت حدود ۲ درصدی اقتصاد منجر می‌شود و جهش خارق‌العاده‌ای ایجاد نخواهد کرد.

ایده محوری چاد جونز برای عبور از این دو نگاه افراطی، نظریه «حلقه‌های ضعیف» (Weak Links) است؛ نظریه‌ای که می‌گوید استحکام یک زنجیر تنها به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است. او برای توضیح این ایده به فاجعه شاتل فضایی چلنجر اشاره می‌کند؛ سامانه‌ای بسیار پیچیده و پیشرفته که تنها به دلیل خرابی یک قطعه کوچک ۲۵ دلاری ــ یک واشر لاستیکی ــ منفجر شد.

به همین دلیل، جونز معتقد است اگرچه در مدل‌های اقتصادی او هوش مصنوعی در نهایت رشد اقتصادی را به مرحله‌ای انفجاری می‌رساند، اما به دلیل وجود همین «حلقه‌های ضعیف»، این فرآیند بسیار کندتر از تصور اهالی سیلیکون‌ولی رخ خواهد داد و تحول کامل آن دست‌کم چند دهه زمان خواهد برد. او به عنوان نمونه توضیح می‌دهد که حتی اگر هوش مصنوعی بتواند ۹۷ درصد فعالیت‌ها را به بهترین شکل خودکار کند، همان ۳ درصد باقی‌مانده که هنوز به انسان وابسته است، به گلوگاه تبدیل می‌شود و سرعت رشد کل اقتصاد را محدود می‌کند.

جونز برای روشن‌تر شدن این موضوع به پیش‌بینی جفری هینتون، برنده جایزه نوبل و از پیشگامان هوش مصنوعی، اشاره می‌کند. هینتون در سال ۲۰۱۶ گفته بود که باید آموزش رادیولوژیست‌ها متوقف شود، زیرا هوش مصنوعی ظرف پنج سال این شغل را از میان خواهد برد. اما امروز نه‌تنها تعداد رادیولوژیست‌ها نسبت به آن زمان افزایش یافته، بلکه درآمد آنها نیز بیشتر شده است.

در نهایت، جونز معتقد است واقعیت آینده جایی میان این دو سناریو قرار دارد؛ اثر کامل و انفجاری هوش مصنوعی بر رشد اقتصادی احتمالاً طی ۳۰ تا ۵۰ سال آینده (و نه در کوتاه‌مدت) آشکار خواهد شد. او می‌گوید هوش مصنوعی ثروت عظیمی خلق خواهد کرد و چالش اصلی بشر، نه تولید این ثروت، بلکه توزیع عادلانه و کارآمد آن در جامعه خواهد بود.

پیشنهاد می‌کنم این سخنرانی پروفسور چاد جونز رادر استنفورد ببینید.

@FusionOfThoughts
شهرام شریف
Forwarded from فردای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جست‌وجوی مسیر نوسازی اقتصاد ایران با اقتصاددانان، کارآفرینان و مدیران ایرانی

◻️اقتصاد نوآوری؛ برنامه‌ای جدید از فردای اقتصاد با میزبانی شهرام شریف | به‌زودی

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
Forwarded from فردای اقتصاد
اقتصاد هفته / بررسی مباحث هفته از ابرتورم تا زندگی دوگانه کینز

◻️اقتصاد هفته برنامه جدید رسانه فردای اقتصاد است که به مهمترین مباحث هفته می‌پردازد. در قسمت جدید این برنامه که با میزبانی شهرام شریف و حضور علی میرزاخانی تولید شده است این مباحث بررسی شده است:

◻️ ابرتورم چقدر احتمال وقوع دارد؟
◻️زندگی دوگانه جان مینارد کینز
◻️ریشه‌های تدام بحران‌ها در اقتصاد ایران
◻️حقیقت شگفت‌انگیز درباره سیاست مالیاتی ریگان
◻️مناظره دو اقتصاددان درباره افول اروپا
◻️مانع خودروی ارزان کیست؟

برنامه اقتصاد هفته را هر جمعه می‌توانید در رسانه فردای اقتصاد دنبال کنید

🔗 مشاهده برنامه کامل در وبسایت
💖 مشاهده برنامه در آپارات
📱 مشاهده برنامه در یوتیوب
🎙 نسخه صوتی

#اقتصاد_هفته

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فردای اقتصاد
اقتصاد هفته / از سناریوهای بنزین تا آمریکای سوسیالیست

◻️اقتصاد هفته برنامه‌ای در رسانه فردای اقتصاد است که به مهمترین مباحث هفته می‌پردازد. در قسمت جدید این برنامه که با میزبانی شهرام شریف و حضور علی میرزاخانی تولید شده، این مباحث بررسی شده است:

◻️سه سناریو برای بنزین
◻️دانشگاه‌ها چطور سوسیالیست تولید می‌کنند؟
◻️ابزار غایب مهار تورم
◻️ویتنام می‌خواهد سامسونگ‌های خودش را بسازد

برنامه اقتصاد هفته را هر جمعه می‌توانید در رسانه فردای اقتصاد دنبال کنید

🔗 مشاهده برنامه کامل در وبسایت
💖 مشاهده برنامه در آپارات
📱 مشاهده برنامه در یوتیوب
🎙 نسخه صوتی

#اقتصاد_هفته

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
انویدیا بانک مرکزی AI است و جنسن هوانگ، تیلور سوئیفت آن

انویدیا حالا بانک مرکزی هوش مصنوعی جهان و جنسن هوانگ - بنیانگذار و مدیرعامل آن - تیلور سوئیفت این اکوسیستم است. انویدیا در حال تبدیل شدن به تامین‌کننده مالی اصلی اکوسیستم AI است. طی سه سال گذشته این شرکت ۷۰ میلیارد دلار در استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری کرده و ۳۰۰ میلیارد دلار حمایت مالی ( ضمانت وام، تضمین درآمد، تضمین ارزش تجهیزات و ...) از مشتریانش انجام داده. انویدیا فقط برای تولید دیتاسنتر اوهایو ۱۰۵ میلیارد دلار ضمانت ارائه کرده است.

چرا انویدیا خود را زیر بار چنین حجم از تعهدات مالی برده؟ بازار تولید تراشه در حال رقابتی شدن است و شرکتهایی چون گوگل، مایکروسافت، آمازون و متا که نیمی از درآمد انویدیا را تشکیل می‌دهند خودشان در حال تولید تراشه‌های اختصاصی هستند. برای همین انویدیا در حال ایجاد یک چرخه مالی برای گسترش بازار تراشه‌های خودش است که البته ریسک‌های آن کم نیست. خطر ورشکستگی انویدیا نیست، ریسک آنجاست که هرچه انویدیا سهم بیشتری از تامین مالی این رونق را برعهده بگیرد، در صورت وقوع رکود، سهم بیشتری از زیان را هم متحمل ‌خواهد شد.

اما جنسن هوانگ با آن کاریزمای شخصی‌ و قدرت مدیریت یک اکوسیستم عظیم‌اش هم حالا یک تیلور سوئیفت در جهان هوش مصنوعی است. او که ارزش انویدیا را به ۵ تریلیون دلار رسانده و حالا خودش یک دارایی تجاری است و بسیاری از تامین‌کنندگان از تایوان و چین تا آمریکا به دنبال همکاری با او و جلب اعتبار و توجه رسانه‌ای در کنار او هستند. هوانگ حالا خودش بخشی از مزیت رقابتی انویدیا است.


@FusionOfThoughts
شهرام شریف