اگر بعدها خواستم از این روزها داستانی تعریف کنم از " تن خسته ای میگم که توی تاریکی دنبال نور میگشت."
بالاخره هوا سرد میشه، بارون میاد، هودی میپوشیم و میریم بیرون و قهوهی داغ میخوریم؛ دووووووم بیار.
خدایا شکر برای اینکه امروز هم چشم باز کردم، برای اینکه هنوز فرصت دارم زندگی کنم، یاد بگیرم و رشد کنم. شکر برای سلامتی بدنم، آرامش ذهنم و هر نفسی که در سینه دارم. شکر برای خانوادهام، دوستانم و هر لحظهای که به من امید میدهد.
امروز را با ایمان، آرامش و لبخند آغاز میکنم و مطمئنم خیر و برکت در مسیرم جاری خواهد شد.
امروز را با ایمان، آرامش و لبخند آغاز میکنم و مطمئنم خیر و برکت در مسیرم جاری خواهد شد.