هرچه بزرگتر میشوی، هم توقع و هم میزان تحریکپذیریات نسبت به مسائل و اتفاقات و آدمها کمتر میشود...
هرچه پختهتر میشوی، کمتر به دل میگیری و کمتر اهمیت میدهی و کمتر میرنجی و -بیشتر- تفاوتهای سلیقهها و باورها و حتی مخالفتها را میپذیری و بیشتر فکر میکنی اما نه به جزئیات! فکر میکنی به اینکه الآن و در این لحظه چگونه میتوانی از فرصتهای زندگیات، بیشترین بهرهی ممکن را ببری و بهترین حال را داشتهباشی و شایستهترین کارها و رفتارها را انجام بدهی.
آدم هرچه پختهتر میشود، توجهش از مسائل کوچک و پیشپا افتاده و فاقد ارزش، به مسائل عمیق و کاربردی و ارزشمند جهان معطوف میشود و به خیلی چیزهای ظاهرا مهم، اهمیتی نمیدهد!
آدم هرچه جلوتر میرود و پختهتر میشود، بیشتر میفهمد و هر کنشی را شایستهی واکنش نمیبیند و -شبیه به رهگذری بیتفاوت- از خیلی مسائل و گفتهها و احساسات و رویدادها به سادگیِ تمام، عبور میکند...
❖
@فینگر فود سلین
هرچه پختهتر میشوی، کمتر به دل میگیری و کمتر اهمیت میدهی و کمتر میرنجی و -بیشتر- تفاوتهای سلیقهها و باورها و حتی مخالفتها را میپذیری و بیشتر فکر میکنی اما نه به جزئیات! فکر میکنی به اینکه الآن و در این لحظه چگونه میتوانی از فرصتهای زندگیات، بیشترین بهرهی ممکن را ببری و بهترین حال را داشتهباشی و شایستهترین کارها و رفتارها را انجام بدهی.
آدم هرچه پختهتر میشود، توجهش از مسائل کوچک و پیشپا افتاده و فاقد ارزش، به مسائل عمیق و کاربردی و ارزشمند جهان معطوف میشود و به خیلی چیزهای ظاهرا مهم، اهمیتی نمیدهد!
آدم هرچه جلوتر میرود و پختهتر میشود، بیشتر میفهمد و هر کنشی را شایستهی واکنش نمیبیند و -شبیه به رهگذری بیتفاوت- از خیلی مسائل و گفتهها و احساسات و رویدادها به سادگیِ تمام، عبور میکند...
❖
@فینگر فود سلین