یک خورشید جهان تاب لازمه كه اونقدر از بالا تو سر این مردم بتابه تا خرافات رو تو لونهی مغزشون بسوزونه.
#صادق_چوبک
🍀❤️ @filsofak
#صادق_چوبک
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: بحرانِ هویّت
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
۱. والدین و هویّتیابی نوجوانان:
هر زمان که والدین بتوانند حمایت عاطفی و روحی خود را از فرزندانشان دریغ نکنند، میتوانند این ادعا را داشته باشند که در تزریق درک درست به آنها موفق عمل کردهاند.
در حقیقت، شخصیت یک نوجوان تنها زمانی شکل میگیرد که از سمت خانواده برای او پایگاه امنی ایجاد شده باشد. تنها در صورت وجود چنین شرایطی است که مفهوم رشد شخصیتی برای نوجوان معنا پیدا میکند و آیندهی جدی برای او رقم میخورد.
دلبستگی فرزندان به والدین نیز، فقط در شرایطی میتواند یک جایگاه شخصیتی را برای نوجوان به ارمغان بیاورد که با آزادی در بیان اعتقادات همراه شود.
به عنوان یک قاعدهی کلی میتوان اینطور گفت که:
اگر شرایط به گونهای باشد که والدین و فرزندان بین خودشان صمیمیتی احساس نکنند، بیشک فرزندان از وجود هر گونه هویت و جایگاه شخصیتی در نزد والدین بیبهره هستند.
ارتباط آزاد و صمیمانه و بیان اعتقادات در خانواده، از ضروریترین مباحثی است که میتواند موجبات شکلگیری هویت برای فرزندان را فراهم کند.
اعطای شخصیت و هویت به نوجوانان، راههای رسیدن به یک زندگی مطلوب و رضایتبخش را برای آنان هموار میکند.
۲. خروج از نقش کودکی:
بیتردید یکی از مراحل مهم در رشد هویت آدمی، دورهی نوجوانی است. دورهای که در آن، کودکی و دوران ضعف و ناتوانی رخت بربسته و زندگی با طعم بزرگی و توانمندی و پذیرفتن نقشها و مسئولیتها شروع شده است.
میتوان اینطور گفت که چون بلوغ جسمی از جهت رشد، بر بلوغ روانی تقدم دارد، جسم هم بر روح تسلط دارد.
شروع دورهی بلوغ روانی یک نوجوان به معنای آغاز تنشها و درگیریهای ذهنی و روانی اوست. به عبارت دیگر، از ملزوماتِ دورهی نوجوانی، میتوان نگرانی و اضطراب را نام برد که موجبات قرار گرفتن یک نوجوان را در تنگناهای مختلف فراهم میکنند.
شکاکیّت و تردید در این دوره از زندگی شکل میگیرد؛ وجود استقلال از نیازهای اصلی دورهی نوجوانی محسوب میشود؛ فرزندان در نوجوانی از وابستگی کودکانهشان به والدین خارج میشوند و به حالِ استقلالطلبی قدم میگذارند.
با این همه، در صورتی که والدین به دورهی نوجوانی فرزندشان و تغییر و تحولاتی که در او رخ میدهد، آگاهی و نگاه عمیق نداشته باشند، خواسته یا ناخواسته فرزندانشان را دچار تنش و دوگانگی خواهند کرد.
۳. آگاهی از شرایط نوجوانان:
خصوصیات دوران نوجوانی به گونهای است که میطلبد که پدر و مادر، در امور مختلف زندگی، مشورتخواهی را با آنها آغاز کنند و به هر روی از تحقیر و سرزنش آنها دوری کنند.
باید دانست که یکی دیگر از ویژگیهای نوجوان در این دوره، احساس نیاز به توجه و مهربانی است؛ احساس و تمایلی که هر پدر و مادر موفق و آگاهی به برآورده کردن آن میپردازد. طبیعی است که والدین با امر و نهیِ خارج از حوصلهی نوجوانشان، به تدریج عرصه را بر خودشان و او تنگ میکنند.
۴. نیاز به آرامش روحی و روانی:
فرزندان در دورهی نوجوانی و در مواجهه با سن بلوغ، علاوه بر رشد جسمی، با رشد روحی هم مواجه هستند؛ لذا والدین در چنین شرایطی باید مراقب شرایط جدید جسمی و روحی فرزند نوجوانشان باشند، تا بتوانند با درایت و بردباری، مشکلات و تعارضهای مابین خودشان و فرزندشان را مدیریت کنند.
بیتردید فراهم کردن امنیت روانی برای فرزندان از جانب والدین، در چنین برههی حساسی، میتواند حس امنیت و آرامش را در نوجوانشان تقویت کند. به طور کلی، اصلیترین دلیل عدم اعتماد به نفس و ناتوانی، نبود شرایط روحی و روانی ثابت و امن برای یک نوجوان است.
۵. دوستان و هویتیابی فرزندان:
نقش دوستان در تصمیمگیریهای نوجوانان، اثبات شده و حائز اهمیت است؛ لذا در چنین شرایطی، بسیار طبیعی خواهد بود که والدین خواهان نظارت و کنترل بیشتر بر رفتار فرزندان خود باشند. بدیهی است که این نظارت و کنترل نباید به صورتی باشد که به فرد نوجوان، از مواجههی خانواده با دوستان حس بدی القا شود.
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
موضوع: بحرانِ هویّت
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
۱. والدین و هویّتیابی نوجوانان:
هر زمان که والدین بتوانند حمایت عاطفی و روحی خود را از فرزندانشان دریغ نکنند، میتوانند این ادعا را داشته باشند که در تزریق درک درست به آنها موفق عمل کردهاند.
در حقیقت، شخصیت یک نوجوان تنها زمانی شکل میگیرد که از سمت خانواده برای او پایگاه امنی ایجاد شده باشد. تنها در صورت وجود چنین شرایطی است که مفهوم رشد شخصیتی برای نوجوان معنا پیدا میکند و آیندهی جدی برای او رقم میخورد.
دلبستگی فرزندان به والدین نیز، فقط در شرایطی میتواند یک جایگاه شخصیتی را برای نوجوان به ارمغان بیاورد که با آزادی در بیان اعتقادات همراه شود.
به عنوان یک قاعدهی کلی میتوان اینطور گفت که:
اگر شرایط به گونهای باشد که والدین و فرزندان بین خودشان صمیمیتی احساس نکنند، بیشک فرزندان از وجود هر گونه هویت و جایگاه شخصیتی در نزد والدین بیبهره هستند.
ارتباط آزاد و صمیمانه و بیان اعتقادات در خانواده، از ضروریترین مباحثی است که میتواند موجبات شکلگیری هویت برای فرزندان را فراهم کند.
اعطای شخصیت و هویت به نوجوانان، راههای رسیدن به یک زندگی مطلوب و رضایتبخش را برای آنان هموار میکند.
۲. خروج از نقش کودکی:
بیتردید یکی از مراحل مهم در رشد هویت آدمی، دورهی نوجوانی است. دورهای که در آن، کودکی و دوران ضعف و ناتوانی رخت بربسته و زندگی با طعم بزرگی و توانمندی و پذیرفتن نقشها و مسئولیتها شروع شده است.
میتوان اینطور گفت که چون بلوغ جسمی از جهت رشد، بر بلوغ روانی تقدم دارد، جسم هم بر روح تسلط دارد.
شروع دورهی بلوغ روانی یک نوجوان به معنای آغاز تنشها و درگیریهای ذهنی و روانی اوست. به عبارت دیگر، از ملزوماتِ دورهی نوجوانی، میتوان نگرانی و اضطراب را نام برد که موجبات قرار گرفتن یک نوجوان را در تنگناهای مختلف فراهم میکنند.
شکاکیّت و تردید در این دوره از زندگی شکل میگیرد؛ وجود استقلال از نیازهای اصلی دورهی نوجوانی محسوب میشود؛ فرزندان در نوجوانی از وابستگی کودکانهشان به والدین خارج میشوند و به حالِ استقلالطلبی قدم میگذارند.
با این همه، در صورتی که والدین به دورهی نوجوانی فرزندشان و تغییر و تحولاتی که در او رخ میدهد، آگاهی و نگاه عمیق نداشته باشند، خواسته یا ناخواسته فرزندانشان را دچار تنش و دوگانگی خواهند کرد.
۳. آگاهی از شرایط نوجوانان:
خصوصیات دوران نوجوانی به گونهای است که میطلبد که پدر و مادر، در امور مختلف زندگی، مشورتخواهی را با آنها آغاز کنند و به هر روی از تحقیر و سرزنش آنها دوری کنند.
باید دانست که یکی دیگر از ویژگیهای نوجوان در این دوره، احساس نیاز به توجه و مهربانی است؛ احساس و تمایلی که هر پدر و مادر موفق و آگاهی به برآورده کردن آن میپردازد. طبیعی است که والدین با امر و نهیِ خارج از حوصلهی نوجوانشان، به تدریج عرصه را بر خودشان و او تنگ میکنند.
۴. نیاز به آرامش روحی و روانی:
فرزندان در دورهی نوجوانی و در مواجهه با سن بلوغ، علاوه بر رشد جسمی، با رشد روحی هم مواجه هستند؛ لذا والدین در چنین شرایطی باید مراقب شرایط جدید جسمی و روحی فرزند نوجوانشان باشند، تا بتوانند با درایت و بردباری، مشکلات و تعارضهای مابین خودشان و فرزندشان را مدیریت کنند.
بیتردید فراهم کردن امنیت روانی برای فرزندان از جانب والدین، در چنین برههی حساسی، میتواند حس امنیت و آرامش را در نوجوانشان تقویت کند. به طور کلی، اصلیترین دلیل عدم اعتماد به نفس و ناتوانی، نبود شرایط روحی و روانی ثابت و امن برای یک نوجوان است.
۵. دوستان و هویتیابی فرزندان:
نقش دوستان در تصمیمگیریهای نوجوانان، اثبات شده و حائز اهمیت است؛ لذا در چنین شرایطی، بسیار طبیعی خواهد بود که والدین خواهان نظارت و کنترل بیشتر بر رفتار فرزندان خود باشند. بدیهی است که این نظارت و کنترل نباید به صورتی باشد که به فرد نوجوان، از مواجههی خانواده با دوستان حس بدی القا شود.
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانمها، آقایان! بیایید حواسمان باشد به اینکه ما همیشه ناقِل هستیم. بیخیال نچرخیم بین آدمها. بدانیم میتوانیم حالمان را منتقل کنیم بهشان. میتوانیم مبتلاشان کنیم به ناراحتی یا خوشحالی.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
به نظر من آدمها همهشان حاملهاند. همهشان هم بلااستثنا ویار و حالت تهوع دارند. توی مترو. توی بازار. توی پیادهرو.
اصلن تا چشم کار میکند آدمِ حامله اینور و آنور ریخته. همهشان هم پی وضع حملاند. بیبرو برگرد.
.
محض تأیید همین حرفها، باید بگویم که امروز یک مردِ چهل و هفتهشت ساله، توی خیابان بار خودش را گذاشت زمین. یعنی آنچه را که حمل میکرد وضع نمود و خلاص! و بعدش به سرعتِ برق و باد، همه مردهایی که کنارش بودند شکمشان ورقلمبید بالا.
.
شاید بهتر بود به جای کلمه حامله، میگفتم ناقِل. رک و راست میگفتم که آدمها ناقِلاند. ناقِلِ حال و هواشان. ناقِلاند و بیهوا راه میافتند توی مترو. توی بازار. توی پیادهرو.
حواسشان نیست که بیتفاوتی، لبخند و گریه، اخم و تَخم، نفرت و عشقشان، دقیقن همینها را تولید میکند.
.
شاید بهتر بود میگفتم: خانمها، آقایان! بیایید حواسمان باشد به اینکه ما همیشه ناقِل هستیم. بیخیال نچرخیم بین آدمها. بدانیم میتوانیم حالمان را منتقل کنیم بهشان. میتوانیم مبتلاشان کنیم به ناراحتی یا خوشحالی.
ولی دیدم اگر بگویم ناقِل، خیلیها یاد ویروس میافتند و هیچ چیز را به دمپاییشان هم نمیگیرند؛ گفتم بگویم آدمها همهشان حامله میشوند از حالهای اطرافیانشان، بلکه بیشتر توی یادتان بماند.
.
رفیق! اینها را همینطوری ساده گفتم، ولی بدان آنهایی که حالِ بدشان را توی صورت بقیه بالا میآورند، فکر کردهاند که میتوانند وضع حمل کنند و بعدش یک نفس راحت بکشند؛ اما اگر خوب دقت کنند میبینند که بعد از اینطور وضع حملهایی، شکمشان اینبار قدِ چند متر ورقلمبیده میشود.
حالبدهایِ حالخرابکن همهشان چند قلو حاملهاند.
#مصطفی_سلیمانی
#حال_اطرافیان
❤️🍀 @The_meaningoflife
اصلن تا چشم کار میکند آدمِ حامله اینور و آنور ریخته. همهشان هم پی وضع حملاند. بیبرو برگرد.
.
محض تأیید همین حرفها، باید بگویم که امروز یک مردِ چهل و هفتهشت ساله، توی خیابان بار خودش را گذاشت زمین. یعنی آنچه را که حمل میکرد وضع نمود و خلاص! و بعدش به سرعتِ برق و باد، همه مردهایی که کنارش بودند شکمشان ورقلمبید بالا.
.
شاید بهتر بود به جای کلمه حامله، میگفتم ناقِل. رک و راست میگفتم که آدمها ناقِلاند. ناقِلِ حال و هواشان. ناقِلاند و بیهوا راه میافتند توی مترو. توی بازار. توی پیادهرو.
حواسشان نیست که بیتفاوتی، لبخند و گریه، اخم و تَخم، نفرت و عشقشان، دقیقن همینها را تولید میکند.
.
شاید بهتر بود میگفتم: خانمها، آقایان! بیایید حواسمان باشد به اینکه ما همیشه ناقِل هستیم. بیخیال نچرخیم بین آدمها. بدانیم میتوانیم حالمان را منتقل کنیم بهشان. میتوانیم مبتلاشان کنیم به ناراحتی یا خوشحالی.
ولی دیدم اگر بگویم ناقِل، خیلیها یاد ویروس میافتند و هیچ چیز را به دمپاییشان هم نمیگیرند؛ گفتم بگویم آدمها همهشان حامله میشوند از حالهای اطرافیانشان، بلکه بیشتر توی یادتان بماند.
.
رفیق! اینها را همینطوری ساده گفتم، ولی بدان آنهایی که حالِ بدشان را توی صورت بقیه بالا میآورند، فکر کردهاند که میتوانند وضع حمل کنند و بعدش یک نفس راحت بکشند؛ اما اگر خوب دقت کنند میبینند که بعد از اینطور وضع حملهایی، شکمشان اینبار قدِ چند متر ورقلمبیده میشود.
حالبدهایِ حالخرابکن همهشان چند قلو حاملهاند.
#مصطفی_سلیمانی
#حال_اطرافیان
❤️🍀 @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دادهها، مشاهدات و مفروضات ما میتوانند ما را به اشتباه بیندازند. در قضاوت عجله نکنیم.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
زمانی که کودکی میخندد، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است، و زمانی که یک انسان ناتوان را، خستگی از پای در میآورد، گمان میبرد که خستگی، سراسر جهان را از پای درآورده است.
چرا ناامیدان دوست دارند که ناامیدیشان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچگرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم، پاره پاره میکنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بیحساب ایشان نیست؟
من هرگز نمیگویم که در هیچ لحظهیی از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد. من میگویم:
به امید بازگردیم، قبل از آن که ناامیدی، نابودمان کند...
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
چرا ناامیدان دوست دارند که ناامیدیشان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچگرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم، پاره پاره میکنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بیحساب ایشان نیست؟
من هرگز نمیگویم که در هیچ لحظهیی از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد. من میگویم:
به امید بازگردیم، قبل از آن که ناامیدی، نابودمان کند...
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
آدمها را ویرایش میکنم، پاک میکنم، حذف میکنم، تا آنجا که مقدور باشد، تا آنجا که به معنایم لطمهای نخورد.
کتاب زندگی هزاران نفر دارد، اما همگانش ضروری نیستند. باید گشت و دید کدام کلماتند که اگر نباشند کتاب بیمعنا میشود؛ باید جُست و دید کدامین مردمانند که نبودنشان نابودی است.
گاهی همه حرفها در یکی دو جمله جا میشوند و گاهی همه جهان در یکی دو نفر.
گُزیدن افراد از میان شلوغی زمان و غوغای جهان، از همه هنرها سختتر است.
#عرفان_نظرآهاری
🍀❤️ @filsofak
کتاب زندگی هزاران نفر دارد، اما همگانش ضروری نیستند. باید گشت و دید کدام کلماتند که اگر نباشند کتاب بیمعنا میشود؛ باید جُست و دید کدامین مردمانند که نبودنشان نابودی است.
گاهی همه حرفها در یکی دو جمله جا میشوند و گاهی همه جهان در یکی دو نفر.
گُزیدن افراد از میان شلوغی زمان و غوغای جهان، از همه هنرها سختتر است.
#عرفان_نظرآهاری
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆انیمیشن کوتاه «Fears» (ترس)
ساخته ی Nata Metlukh دانشجوی مدرسه ی فیلمسازی ونکوور کانادا.
* برگزیده ی فستیوالِ انیمیشن اُتاوای کانادا در سال 2015.
🍀❤️ @filsofak
ساخته ی Nata Metlukh دانشجوی مدرسه ی فیلمسازی ونکوور کانادا.
* برگزیده ی فستیوالِ انیمیشن اُتاوای کانادا در سال 2015.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
🔻در گفتوگو با ایبنا عنوان شد؛
🔻ترس از کرونا هم آدم میکشد
🔻عدم مدیریت استرس میتواند استرسِ پیشرونده را به وجود بیاورد
🔻مصطفی سلیمانی، نویسنده و مدرس کارگاههای خانواده و روانشناسی در قم، معتقد است رفتارهایی مانند خودقرنطینگی محض در شرایط فعلی که ویروسی مُسری بهنام کرونا در کشور شایع شده است، موجب پدید آمدن چرخه تکرارشوندهای از استرس و اضطراب میشود.
http://ibna.ir/fa/doc/longint/287824
🔻ترس از کرونا هم آدم میکشد
🔻عدم مدیریت استرس میتواند استرسِ پیشرونده را به وجود بیاورد
🔻مصطفی سلیمانی، نویسنده و مدرس کارگاههای خانواده و روانشناسی در قم، معتقد است رفتارهایی مانند خودقرنطینگی محض در شرایط فعلی که ویروسی مُسری بهنام کرونا در کشور شایع شده است، موجب پدید آمدن چرخه تکرارشوندهای از استرس و اضطراب میشود.
http://ibna.ir/fa/doc/longint/287824
Forwarded from معنای زندگی
اضطراب، خاصیت دنیا
اصلن آدمی سراغ دارید که اضطراب نداشته باشد؟ که در آرامشِ محض باشد؟ اینطور که مثلن دنیا ویران هم بشود، آب از آب توی دلش تکان نخورد و ریلکس باشد؟ اصلن اینکه میگویند بعضیها دریای آرامشاند و هیچوقت موج ورنمیدارند راست است؟
به نظر من که فقط یک حرفِ مفتِ دهنپُر کن و آدم خر کُن است. وگرنه توی دنیایی که هر روزَش، یک بامبول جدید برای عَرضه دارد، آدمِ سالم چطوری میتواند مدام لبخندزنان و شَلَنگاندازان، برای خودش سرخوش بچرخد و توی دریای آرامش ویراژ بدهد؟
اصلن به نظر من، آدمی که در مورد آرامش مطلق نظریه میدهد، یا ماهیت دنیا را درست نشناخته، یا شناخته و دارد سرِ خودش را گول میمالد. یعنی یکجورهایی، از ترس، دلش نمیخواهد حقیقتی را که برایش مسلّم شده باور بکند و به این خاطر، هی میرود توی فاز انکار.
اینکه ما آدمها:
«چرا اینهمه اضطراب داریم،
چرا نباید بتوانیم یک سر راحت روی بالشت بگذاریم،
چرا باید مدام فکر و خیالمان مشغول باشد و دلمان هی شور بزند،
و چرا هی نمیتوانیم آرامشمان را حفظ کنیم»،
تنها دو علت دارد:
هم میترسیم که نکند چیزهایی که نداریم را نتوانیم به دست بیاوریم و هم میترسیم که نکند چیزهایی که داریم را از دست بدهیم.
نپذیرفتن واقعیتهای زندگی، تشویشهای درونی و یا تنشهای ناشی از ارتباط با آدمهای دیگر، میتواند اضطراب را همینجوری وِل بدهد توی دلِ آدم.
اما اینکه آدم چطوری میتواند بیشتر از اینکه توی اضطراب دست و پا بزند، در آرامش غوطهور شود، چند تا راهکار سادهی عمیق دارد:
. باید قبول کنیم که یگانه حقیقتِ مسلمِ دنیا، بیثباتی آن است؛
. باید از پیش، خودمان را برای مصیبتهای نیامده آماده بکنیم؛
. بدانیم نفع و ضررِ اتفاقهایی که برایمان میافتد را زمان مشخص میکند؛
. آینده را نمیشود صددرصد پیشبینی کرد؛
. آدمها هر چقدر که تنها باشند، بالأخره تنهای به هم پیوستهای هستند با ترسها و دردهای مشترک؛
. و از همه قشنگتر اینکه آدمها هیچ کاری توی این دنیا ندارند، الّا کشفِ آدمهای دیگر.
پس میتوانند دردهاشان را با هم قسمت بکنند. میتوانند فتیله اضطراب همدیگر را بکشند پایین و یواش یواش بهشت آرامش را با همفکری هم بسازند.
اصلن قشنگی زندگی به همین است. به اینکه میشود آدم امید ببندد به اینکه بالأخره روزهای سیاه محکوم به تمام شدن هستند و روزهای روشن میآیند.
به اینکه میشود «آنچه جگرسوزه بُوَد، باز جگرسازه شود»
#مصطفی_سلیمانی
#اضطراب
#رفع_اضطراب
پانویس:
به اشتراک بگذارید جهت رفع استرس و اضطراب☘⚘
❤️🍀 @The_meaningoflife
اصلن آدمی سراغ دارید که اضطراب نداشته باشد؟ که در آرامشِ محض باشد؟ اینطور که مثلن دنیا ویران هم بشود، آب از آب توی دلش تکان نخورد و ریلکس باشد؟ اصلن اینکه میگویند بعضیها دریای آرامشاند و هیچوقت موج ورنمیدارند راست است؟
به نظر من که فقط یک حرفِ مفتِ دهنپُر کن و آدم خر کُن است. وگرنه توی دنیایی که هر روزَش، یک بامبول جدید برای عَرضه دارد، آدمِ سالم چطوری میتواند مدام لبخندزنان و شَلَنگاندازان، برای خودش سرخوش بچرخد و توی دریای آرامش ویراژ بدهد؟
اصلن به نظر من، آدمی که در مورد آرامش مطلق نظریه میدهد، یا ماهیت دنیا را درست نشناخته، یا شناخته و دارد سرِ خودش را گول میمالد. یعنی یکجورهایی، از ترس، دلش نمیخواهد حقیقتی را که برایش مسلّم شده باور بکند و به این خاطر، هی میرود توی فاز انکار.
اینکه ما آدمها:
«چرا اینهمه اضطراب داریم،
چرا نباید بتوانیم یک سر راحت روی بالشت بگذاریم،
چرا باید مدام فکر و خیالمان مشغول باشد و دلمان هی شور بزند،
و چرا هی نمیتوانیم آرامشمان را حفظ کنیم»،
تنها دو علت دارد:
هم میترسیم که نکند چیزهایی که نداریم را نتوانیم به دست بیاوریم و هم میترسیم که نکند چیزهایی که داریم را از دست بدهیم.
نپذیرفتن واقعیتهای زندگی، تشویشهای درونی و یا تنشهای ناشی از ارتباط با آدمهای دیگر، میتواند اضطراب را همینجوری وِل بدهد توی دلِ آدم.
اما اینکه آدم چطوری میتواند بیشتر از اینکه توی اضطراب دست و پا بزند، در آرامش غوطهور شود، چند تا راهکار سادهی عمیق دارد:
. باید قبول کنیم که یگانه حقیقتِ مسلمِ دنیا، بیثباتی آن است؛
. باید از پیش، خودمان را برای مصیبتهای نیامده آماده بکنیم؛
. بدانیم نفع و ضررِ اتفاقهایی که برایمان میافتد را زمان مشخص میکند؛
. آینده را نمیشود صددرصد پیشبینی کرد؛
. آدمها هر چقدر که تنها باشند، بالأخره تنهای به هم پیوستهای هستند با ترسها و دردهای مشترک؛
. و از همه قشنگتر اینکه آدمها هیچ کاری توی این دنیا ندارند، الّا کشفِ آدمهای دیگر.
پس میتوانند دردهاشان را با هم قسمت بکنند. میتوانند فتیله اضطراب همدیگر را بکشند پایین و یواش یواش بهشت آرامش را با همفکری هم بسازند.
اصلن قشنگی زندگی به همین است. به اینکه میشود آدم امید ببندد به اینکه بالأخره روزهای سیاه محکوم به تمام شدن هستند و روزهای روشن میآیند.
به اینکه میشود «آنچه جگرسوزه بُوَد، باز جگرسازه شود»
#مصطفی_سلیمانی
#اضطراب
#رفع_اضطراب
پانویس:
به اشتراک بگذارید جهت رفع استرس و اضطراب☘⚘
❤️🍀 @The_meaningoflife
Le Jardin
Kevin Kern
چهار دقیقه و پنجاه و دو ثانیه زل بزنید به تصویر عمیق و بی انتهای پشت پلک هایتان...
به هیچ چیز فکر کنید
موسیقی با چشمانِ بسته...
❤️🍀 @filsofak
به هیچ چیز فکر کنید
موسیقی با چشمانِ بسته...
❤️🍀 @filsofak