Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
AUD-20180920-WA0031.m4a
823.2 KB
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
AUD-20180914-WA0002.m4a
859.4 KB
با آن کس که دوست میداریم
از سخن گفتن بازماندهایم
اما
این سکوت نیست...!
_ رنه شار، خاکستر ناتمام
#عکاس_جناب_خودمان
🍀❤️ @filsofak
از سخن گفتن بازماندهایم
اما
این سکوت نیست...!
_ رنه شار، خاکستر ناتمام
#عکاس_جناب_خودمان
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
📝 باید دوستداشتنی شوی...
.
چرا داری دنیا را تاریک میبینی؟ چرا مدام اضطراب داری؟ چرا حالت هی خوب نمیشود و همه غمهای دنیا انگار هر روز آوار میشوند روی سر تو؟ چرا هر روزت دارد میشود عصر جمعه؟ چرا هی منتظری؟ انتظار چه را میکشی اصلن؟ دلت میخواهد یکی پیداش بشود که بلدت باشد؟ که حرف نزده، غم توی چشمهات را بفهمد؟
میفهمم. دلت میخواهد اقلن یک نفر باشد که با او، درست همانطور حرف بزنی که با خودت حرف میزنی، نه؟
اشکالی ندارد اگر کمی ناامیدت بکنم؟ دلم میخواهد آن چه که هست را ببینی، نه آن چیزی که آرزوش را داری توی سرت میپرورانی.
البته ببخشید اگر کمی رک میگویم. خیلی منتظر نباش. آن آدمی که انتظارش را میکشی شاید هیچوقت پیدایش نشود.
میگویی میخواهی دوست داشته شوی، درست است؟
خب بیا کمی عمیقتر نگاه کنیم به این خواسته. تو که منظورت از دوست داشته شدن، این مدل دوست داشتنهای دوزاری اطرافت نیست؛ همینهایی که امروز عاشقاند و فردا فارغ؟
تو حرفات چیز دیگری است. میخواهی دوستداشتنی باشی، آنقدر که خیلی از آدمها_نه همهشان_شیفتهات بشوند، دلشان برایات تند و تند تنگ شود، و در مورد بعضیهاشان دوست داری ماجرا تا آنجا داغ شود که زندگیشان بند شود به زندگیات، نه؟
من فکر میکنم برای برآورده شدن چنین خواستهای یک راه هست.
باید دوستداشتنی شوی، اما اول از همه برای خودت.
باید از خودت شروع کنی. باید خودت اولین دوست دارنده خودت باشی. اولین کسی که جرأت میکند تا برات بمیرد!
آن وقت به نظرم بعید نیست که این شانس را پیدا کنی که با کسی آشنا بشوی که تا حد مرگ دوستت داشته باشد.
اما باید یادت بماند که آدمها، حواسشان باشد یا نه، فقط برای کسی میمیرند که زیبا باشد. و زیبا کسی است که بدذات نباشد، بیشعور نباشد، ضعیفالنفس نباشد و هيچوقت بد نخواهد.
توجه کردهای که هیچ کس عشقهای کج و کوله را تاب نمیآورد؟ حتمن دیدهای که عاشقهای دوزاری، پایش بیفتد همدیگر را پس میزنند، پنهان یا آشکار، دیر یا زود؟
حالا از من به تو نصیحت، اگر نمیخواهی عاشق یا معشوق دوزاری باشی، خودت را دوست داشته باش. بیقید و شرط.
زیبا شو. شک نکن که تو باید آدم بهتری شوی تا بتوانی خودت را بی اما و اگر و بی چک و چانه دوست بداری.
اگر تلاش کردی و زیبا شدی، بدان که این امکان وجود دارد که آن آدم که منتظرش هستی هم، دیر یا زود سر و کلهاش توی زندگیات پیدا بشود.
به هر حال، تو دستدست نکن. قدم اول را بردار. رویات را بدست بیاور!
#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
.
چرا داری دنیا را تاریک میبینی؟ چرا مدام اضطراب داری؟ چرا حالت هی خوب نمیشود و همه غمهای دنیا انگار هر روز آوار میشوند روی سر تو؟ چرا هر روزت دارد میشود عصر جمعه؟ چرا هی منتظری؟ انتظار چه را میکشی اصلن؟ دلت میخواهد یکی پیداش بشود که بلدت باشد؟ که حرف نزده، غم توی چشمهات را بفهمد؟
میفهمم. دلت میخواهد اقلن یک نفر باشد که با او، درست همانطور حرف بزنی که با خودت حرف میزنی، نه؟
اشکالی ندارد اگر کمی ناامیدت بکنم؟ دلم میخواهد آن چه که هست را ببینی، نه آن چیزی که آرزوش را داری توی سرت میپرورانی.
البته ببخشید اگر کمی رک میگویم. خیلی منتظر نباش. آن آدمی که انتظارش را میکشی شاید هیچوقت پیدایش نشود.
میگویی میخواهی دوست داشته شوی، درست است؟
خب بیا کمی عمیقتر نگاه کنیم به این خواسته. تو که منظورت از دوست داشته شدن، این مدل دوست داشتنهای دوزاری اطرافت نیست؛ همینهایی که امروز عاشقاند و فردا فارغ؟
تو حرفات چیز دیگری است. میخواهی دوستداشتنی باشی، آنقدر که خیلی از آدمها_نه همهشان_شیفتهات بشوند، دلشان برایات تند و تند تنگ شود، و در مورد بعضیهاشان دوست داری ماجرا تا آنجا داغ شود که زندگیشان بند شود به زندگیات، نه؟
من فکر میکنم برای برآورده شدن چنین خواستهای یک راه هست.
باید دوستداشتنی شوی، اما اول از همه برای خودت.
باید از خودت شروع کنی. باید خودت اولین دوست دارنده خودت باشی. اولین کسی که جرأت میکند تا برات بمیرد!
آن وقت به نظرم بعید نیست که این شانس را پیدا کنی که با کسی آشنا بشوی که تا حد مرگ دوستت داشته باشد.
اما باید یادت بماند که آدمها، حواسشان باشد یا نه، فقط برای کسی میمیرند که زیبا باشد. و زیبا کسی است که بدذات نباشد، بیشعور نباشد، ضعیفالنفس نباشد و هيچوقت بد نخواهد.
توجه کردهای که هیچ کس عشقهای کج و کوله را تاب نمیآورد؟ حتمن دیدهای که عاشقهای دوزاری، پایش بیفتد همدیگر را پس میزنند، پنهان یا آشکار، دیر یا زود؟
حالا از من به تو نصیحت، اگر نمیخواهی عاشق یا معشوق دوزاری باشی، خودت را دوست داشته باش. بیقید و شرط.
زیبا شو. شک نکن که تو باید آدم بهتری شوی تا بتوانی خودت را بی اما و اگر و بی چک و چانه دوست بداری.
اگر تلاش کردی و زیبا شدی، بدان که این امکان وجود دارد که آن آدم که منتظرش هستی هم، دیر یا زود سر و کلهاش توی زندگیات پیدا بشود.
به هر حال، تو دستدست نکن. قدم اول را بردار. رویات را بدست بیاور!
#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: تنهایِ تنها
(مقابله با دلزدگی و طلاق خاموش)
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
چه نظر بدبینانهای است که چشممان را به راهکارهای برون رفت از طلاق عاطفی ببندیم و راه بازگشتی به زندگیِ دوباره نبینیم.
باید کوشید و راههای ترمیم بیحسی عاطفی را طی کرد و بعد حرکت به سمت موضع مطمئنتری را در پیش گرفت؛ لذا در این یادداشت سعی بر این بوده است که به تکنیکهای شناختی و رفتاریِ مقابله با طلاق عاطفی پرداخته شود:
۱. گام نخست:
(یکطرف باید آغازگر تغییر باشد)
اگر مرد یا زنی، آغازگر تغییر باشد، به این ترتیب که روش زندگی خودش را متحول کند و فضا و موقعیت زندگیاش را دستخوش تغییرات آگاهانه مؤثر قرار بدهد، طرف مقابلش نیز بیشک تحت تأثیر قرار میگیرد و به این شکل، زندگیشان رنگ حیات خواهد گرفت.
در لحظات اختلاف، درخواست و توقع تغییر همسر، کاری عبث و بیهوده است؛ اما امکان تأثیرگذاری بر او، با در پیش گرفتنِ رفتار مناسب از سمت خود وجود دارد؛ زیرا با کنار گذاشتن افکار سمی و ویرانگر و با دوری از جدلهای کلافهکننده، میتوان از تخریب و تضعیف خود و در نتیجه از ویرانی رابطه زناشویی پیشگیری کرد.
در واقع، نکته اصلی و گام نخست هر اقدام اصلاحی، همین مسأله است: آغاز.
۲. گام دوم:
(خودتان را جای همسرتان قرار دهید)
حواستان را از قیل و قالِ دعوا و تنش پرت کنید و لحظهای به نگاهِ اصلاحی مولای متقیان توجه کنید:
«آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه۳۱).
توجه به این مبنای اخلاقی که از آن به قاعده زرین یاد میشود، اوضاع زندگی را تحملپذیرتر میکند و در چنین شرایطی است که توقعات زن و مرد از یکدیگر برآورده میشود.
یک مرد و زن نمونه میبایست برای برونرفت از احساسات کلیشه و روزمره، به خونسردی و احساسات انسانی پناه ببرند و بدانند که هرگز نمیتوانند با غرور و تنگنظری در امور اخلاقی، بنیان و کانون خانوادهشان را مستحکم نگه دارند.
برای حفظ کانون گرم خانواده باید به اموری چون معذرتخواهی در اشتباهات و زیر پا گذاشتن غرور و تکبر توجه داشت.
بله! ایجاد فضای سالم در زندگی، نیاز به اقدام دوطرفه دارد. باید توجه داشت:
«درست همان چیزهایی را که برای تغییر روابط از همسرتان انتظار دارید، او نیز از شما توقع دارد».
۳. گام سوم:
(با تکنیکهای همسرداری آشنا شوید)
در فضای مشاوره، همسران زیادی را شاهدیم که علت آفتها و آسیبهای زندگیشان، ناآشنایی با تکنیکهای همسرداری، بیتوجهی به تفاوتهای روانشناختی زن و مرد است.
وقتی زن و مرد به اقتضائات روحی همدیگر اشراف نداشته باشند، طبیعی است که شرایط نابسامانی را نیز برای همدیگر پدید میآورند.
زن و شوهری که زندگی مشترک آنان به مرحله طلاق پنهان و خاموش رسیده است، توجه به چند مسأله، که در ادامه خواهد آمد، از نان شب هم برایشان واجبتر است:
«مراقبتِ رفتاری، گفتاری و کرداری»؛ چرا که کوچکترین سخن و رفتار ناسنجیده، در این مرحله میتواند زندگی آنان را به پرتگاه جدایی بکشاند.
توصیهای که روانشناسان و تربیتاندیشان در معضلات عاطفی زن و شوهر دارند، مطالعه و به کار گرفتن نکتههایی از قبیل روشهای همسرداری و مسائل زناشویی است.
۴. گام چهارم:
(نصف راه حل به شناسایی مشکل بستگی دارد)
قاعدهای که در حل و رفع مشکل بسیار خودنمایی میکند این است:
«چیزی را که نمیشناسید، نمیتوانید تغییر دهید یا بهبود بخشید».
برای توضیح باید گفت:
تا زمانی که به دقت تشخیص ندهید که کجای رابطه شما با دشواری روبهروست، و تا زمانی که مشکلات روابط خود را شناسایی نکنید، نمیتوانید هدفهای معناداری را برای تغییر دادن آن در نظر بگیرید.
شما باید بتوانید تشخیص بدهید که ازدواج شما در حد خوب، متوسط یا بد است و اینکه چه عاملی آن را به این مرحله رسانده است.
به یاد داشته باشید که تنها در صورتی که مسأله را تشخیص بدهید، میتوانید راهحلهایی برای آن بیابید
بدین ترتیب، از قدرتی که متأثر از این آگاهی پیدا میکنید در شگفت خواهید شد، به گونهای که قادر خواهید بود رابطهی از دست رفته خود را نجات دهید (آرون بک، عشق هرگز کافی نیست، ترجمه مهدی قراچهداغی، ص۲۲.
گام اساسی در اصلاح روابط زن و مردِ آسیبدیده، شناسایی مشکل است.
باید همواره به این کلید اساسی توجه داشت:
کسی که بدون علم و آگاهی و بینش عمل کند، همچون کسی است که بیراهه میرود. چنین کسی هر چه تندتر برود، از راه دورتر میشود (برداشتی از روایت امام صادق علیهالسلام، محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۸، ص۳۹۹۶).
🍀❤ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
موضوع: تنهایِ تنها
(مقابله با دلزدگی و طلاق خاموش)
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
چه نظر بدبینانهای است که چشممان را به راهکارهای برون رفت از طلاق عاطفی ببندیم و راه بازگشتی به زندگیِ دوباره نبینیم.
باید کوشید و راههای ترمیم بیحسی عاطفی را طی کرد و بعد حرکت به سمت موضع مطمئنتری را در پیش گرفت؛ لذا در این یادداشت سعی بر این بوده است که به تکنیکهای شناختی و رفتاریِ مقابله با طلاق عاطفی پرداخته شود:
۱. گام نخست:
(یکطرف باید آغازگر تغییر باشد)
اگر مرد یا زنی، آغازگر تغییر باشد، به این ترتیب که روش زندگی خودش را متحول کند و فضا و موقعیت زندگیاش را دستخوش تغییرات آگاهانه مؤثر قرار بدهد، طرف مقابلش نیز بیشک تحت تأثیر قرار میگیرد و به این شکل، زندگیشان رنگ حیات خواهد گرفت.
در لحظات اختلاف، درخواست و توقع تغییر همسر، کاری عبث و بیهوده است؛ اما امکان تأثیرگذاری بر او، با در پیش گرفتنِ رفتار مناسب از سمت خود وجود دارد؛ زیرا با کنار گذاشتن افکار سمی و ویرانگر و با دوری از جدلهای کلافهکننده، میتوان از تخریب و تضعیف خود و در نتیجه از ویرانی رابطه زناشویی پیشگیری کرد.
در واقع، نکته اصلی و گام نخست هر اقدام اصلاحی، همین مسأله است: آغاز.
۲. گام دوم:
(خودتان را جای همسرتان قرار دهید)
حواستان را از قیل و قالِ دعوا و تنش پرت کنید و لحظهای به نگاهِ اصلاحی مولای متقیان توجه کنید:
«آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه۳۱).
توجه به این مبنای اخلاقی که از آن به قاعده زرین یاد میشود، اوضاع زندگی را تحملپذیرتر میکند و در چنین شرایطی است که توقعات زن و مرد از یکدیگر برآورده میشود.
یک مرد و زن نمونه میبایست برای برونرفت از احساسات کلیشه و روزمره، به خونسردی و احساسات انسانی پناه ببرند و بدانند که هرگز نمیتوانند با غرور و تنگنظری در امور اخلاقی، بنیان و کانون خانوادهشان را مستحکم نگه دارند.
برای حفظ کانون گرم خانواده باید به اموری چون معذرتخواهی در اشتباهات و زیر پا گذاشتن غرور و تکبر توجه داشت.
بله! ایجاد فضای سالم در زندگی، نیاز به اقدام دوطرفه دارد. باید توجه داشت:
«درست همان چیزهایی را که برای تغییر روابط از همسرتان انتظار دارید، او نیز از شما توقع دارد».
۳. گام سوم:
(با تکنیکهای همسرداری آشنا شوید)
در فضای مشاوره، همسران زیادی را شاهدیم که علت آفتها و آسیبهای زندگیشان، ناآشنایی با تکنیکهای همسرداری، بیتوجهی به تفاوتهای روانشناختی زن و مرد است.
وقتی زن و مرد به اقتضائات روحی همدیگر اشراف نداشته باشند، طبیعی است که شرایط نابسامانی را نیز برای همدیگر پدید میآورند.
زن و شوهری که زندگی مشترک آنان به مرحله طلاق پنهان و خاموش رسیده است، توجه به چند مسأله، که در ادامه خواهد آمد، از نان شب هم برایشان واجبتر است:
«مراقبتِ رفتاری، گفتاری و کرداری»؛ چرا که کوچکترین سخن و رفتار ناسنجیده، در این مرحله میتواند زندگی آنان را به پرتگاه جدایی بکشاند.
توصیهای که روانشناسان و تربیتاندیشان در معضلات عاطفی زن و شوهر دارند، مطالعه و به کار گرفتن نکتههایی از قبیل روشهای همسرداری و مسائل زناشویی است.
۴. گام چهارم:
(نصف راه حل به شناسایی مشکل بستگی دارد)
قاعدهای که در حل و رفع مشکل بسیار خودنمایی میکند این است:
«چیزی را که نمیشناسید، نمیتوانید تغییر دهید یا بهبود بخشید».
برای توضیح باید گفت:
تا زمانی که به دقت تشخیص ندهید که کجای رابطه شما با دشواری روبهروست، و تا زمانی که مشکلات روابط خود را شناسایی نکنید، نمیتوانید هدفهای معناداری را برای تغییر دادن آن در نظر بگیرید.
شما باید بتوانید تشخیص بدهید که ازدواج شما در حد خوب، متوسط یا بد است و اینکه چه عاملی آن را به این مرحله رسانده است.
به یاد داشته باشید که تنها در صورتی که مسأله را تشخیص بدهید، میتوانید راهحلهایی برای آن بیابید
بدین ترتیب، از قدرتی که متأثر از این آگاهی پیدا میکنید در شگفت خواهید شد، به گونهای که قادر خواهید بود رابطهی از دست رفته خود را نجات دهید (آرون بک، عشق هرگز کافی نیست، ترجمه مهدی قراچهداغی، ص۲۲.
گام اساسی در اصلاح روابط زن و مردِ آسیبدیده، شناسایی مشکل است.
باید همواره به این کلید اساسی توجه داشت:
کسی که بدون علم و آگاهی و بینش عمل کند، همچون کسی است که بیراهه میرود. چنین کسی هر چه تندتر برود، از راه دورتر میشود (برداشتی از روایت امام صادق علیهالسلام، محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۸، ص۳۹۹۶).
🍀❤ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
برخی معیارها در #اخلاق گفتوگو
1- برای همگان حق متفاوت بودن و متفاوت ماندن قائل باشیم.
2- کوشش نکنیم به هر طریق ممکن، سخن خود را به کرسی بنشانیم.
3- در یک گفتوگو، بیش از هر چیز نیازمند بردباری و شکیبایی هستیم.
4- از به کار بردن الفاظ و واژههایی که متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و یا تهدید باشد جداً امتناع ورزیم.
5- هنر گوش دادن را بیاموزیم و با دقت در دلایل فرد مقابل تأمل کنیم. تمرکز و تمرین سکوت از اهم آمادگیهای گفتوگو محسوب میشود.
6- از نیّتخوانی بپرهیزیم و صرفاً به سخنانی که بر زبان میآید، گوش فرا دهیم و به آنها بیندیشیم.
7- فرد مقابل را کمک کنیم تا بتواند مدعیاتش را سامان دهد و دلایلی را برای آنها فراهم کند.
8- اصل همدلی و خوش بینی ( نسبت به صاحب سخن) به همراه نگاه تیز منتقدانه ( نسبت به مدعیات) را فراموش نکنیم.
9- گفتوگو را به میدان زور آزمایی میان افراد و اعلام برنده و بازنده تبدیل نکنیم.
10- گفتوگو را به مجلس وعظ و خطابه و یا هدایت این و آن تبدیل نکنیم.
11- بر باورهای بیدلیل، ابرام و تعصب نورزیم.
12- پشت مفاهیم و اصطلاحات پر طمطراق پنهان نشویم.
13- همواره فهممان را از آن چه میشنویم، با گویندهی سخن چک کنیم تا متوجه شویم آیا مراد گوینده را آن چنان که او میخواسته است دریافت کردهایم یا خیر.
14- درباره دیگران پیشداوری نکنیم و از فرد مقابل بخواهیم ابهامات سخنانش را برطرف نماید.
15- به نتایج منطقی و اقتضائات سخنانمان وفادار باشیم.
16- چنانچه متوجه اشتباهاتمان شدیم، نه تنها بر آنها اصرار نورزیم، بلکه بر اشتباهمان اقرار کنیم.
17- تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مبادا موضوعات اندیشهای و مسئلههای مورد گفتوگو به مسئله شخصی تبدیل شود.
18- زبان احساسات و عواطف را کنترل نماییم و از بروز خشم جداً جلوگیری کنیم.
19- بر فرد مقابل اتهام وارد نکنیم و از هرگونه برچسب زدن خودداری کنیم.
20- در طول مسیر گفتوگو، آرامش را حفظ کنیم و از عجله کردن برای پاسخ دادن بپرهیزیم.
21- فرد مقابل را حریف خود نپنداریم؛ بلکه او را هماندیشی تلقی کنیم که قرار است مسیر حقیقت را با هم طی کنیم.
22- همواره احتمال دهیم که دست کم بخشی از ایدههای ما اشتباه است و آماده باشیم که آنها را با ایدههای درست جابهجا کنیم .
23- شجاعت گفتن واژه ی «نمیدانم» را در خودمان تقویت کنیم. زیرا در جریان گفتوگو ممکن است مسئلههایی مطرح شود که از حیطه دانش ما بیرون باشد.
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
1- برای همگان حق متفاوت بودن و متفاوت ماندن قائل باشیم.
2- کوشش نکنیم به هر طریق ممکن، سخن خود را به کرسی بنشانیم.
3- در یک گفتوگو، بیش از هر چیز نیازمند بردباری و شکیبایی هستیم.
4- از به کار بردن الفاظ و واژههایی که متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و یا تهدید باشد جداً امتناع ورزیم.
5- هنر گوش دادن را بیاموزیم و با دقت در دلایل فرد مقابل تأمل کنیم. تمرکز و تمرین سکوت از اهم آمادگیهای گفتوگو محسوب میشود.
6- از نیّتخوانی بپرهیزیم و صرفاً به سخنانی که بر زبان میآید، گوش فرا دهیم و به آنها بیندیشیم.
7- فرد مقابل را کمک کنیم تا بتواند مدعیاتش را سامان دهد و دلایلی را برای آنها فراهم کند.
8- اصل همدلی و خوش بینی ( نسبت به صاحب سخن) به همراه نگاه تیز منتقدانه ( نسبت به مدعیات) را فراموش نکنیم.
9- گفتوگو را به میدان زور آزمایی میان افراد و اعلام برنده و بازنده تبدیل نکنیم.
10- گفتوگو را به مجلس وعظ و خطابه و یا هدایت این و آن تبدیل نکنیم.
11- بر باورهای بیدلیل، ابرام و تعصب نورزیم.
12- پشت مفاهیم و اصطلاحات پر طمطراق پنهان نشویم.
13- همواره فهممان را از آن چه میشنویم، با گویندهی سخن چک کنیم تا متوجه شویم آیا مراد گوینده را آن چنان که او میخواسته است دریافت کردهایم یا خیر.
14- درباره دیگران پیشداوری نکنیم و از فرد مقابل بخواهیم ابهامات سخنانش را برطرف نماید.
15- به نتایج منطقی و اقتضائات سخنانمان وفادار باشیم.
16- چنانچه متوجه اشتباهاتمان شدیم، نه تنها بر آنها اصرار نورزیم، بلکه بر اشتباهمان اقرار کنیم.
17- تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مبادا موضوعات اندیشهای و مسئلههای مورد گفتوگو به مسئله شخصی تبدیل شود.
18- زبان احساسات و عواطف را کنترل نماییم و از بروز خشم جداً جلوگیری کنیم.
19- بر فرد مقابل اتهام وارد نکنیم و از هرگونه برچسب زدن خودداری کنیم.
20- در طول مسیر گفتوگو، آرامش را حفظ کنیم و از عجله کردن برای پاسخ دادن بپرهیزیم.
21- فرد مقابل را حریف خود نپنداریم؛ بلکه او را هماندیشی تلقی کنیم که قرار است مسیر حقیقت را با هم طی کنیم.
22- همواره احتمال دهیم که دست کم بخشی از ایدههای ما اشتباه است و آماده باشیم که آنها را با ایدههای درست جابهجا کنیم .
23- شجاعت گفتن واژه ی «نمیدانم» را در خودمان تقویت کنیم. زیرا در جریان گفتوگو ممکن است مسئلههایی مطرح شود که از حیطه دانش ما بیرون باشد.
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
باغبان یا نجار؟
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
دکتر فرهنگ هلاکویی
🍀❤️ @filsofak
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
دکتر فرهنگ هلاکویی
🍀❤️ @filsofak
💠"#هوش_هيجانی"
🔹 یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند.
🔹هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانها و استفاده از آنها در زندگی است.
✳️جان گاتمن بر اساس تحقیقات چندین ساله خود در زمینه هوش هیجانی #والدین را به چهار دسته تقسیم می کند:
۱- #والدین_بی_توجه، که هیجانات منفی فرزندان خود را نادیده می گیرند و به احساسات آنها بی اعتنا هستند
۲- #والدین_ناراضی، که هر وقت فرزند آنها احساسات منفی خود را بروز می دهد او را سرزنش می کنند و یا حتی او را تنبیه می کنند.
۳- #والدین_آسان_گیر، که هیجانات فرزند خود را می پذیرند و با آنها همدلی می کنند ولی قادر به هدایت و یا کنترل رفتار آنها نیستند
۴- #والدین_مربی_هیجان، که به احساسات فرزندانشان اهمیت می دهند و راه و رسم مقابله با فراز و نشیب های زندگی را به آنها می آموزند. آنها احساسات منفی فرزندشان را به عنوان حقیقتی از زندگی می پذیرند از این موقعیت هیجانی به منزله فرصتی برای آموزش درس های مهم زندگی به او و تقویت روابط خویش با وی بهره می گیرند.
✳️جان گاتمن در بررسی های خود به این نتیجه رسید که والدین مربی هیجان پنج مرحله را در ارتباط با احساسات فرزندانشان طی می کنند:
1⃣ از هیجان فرزندانشان آگاه می شوند
2⃣ این هیجان را فرصتی مغتنم برای افزایش صمیمت در روابط خود با کودک و آموزش او تلقی می کنند.
3⃣ به حرفهایش گوش می کنند و او را دلداری می دهند و برای احساساتش ارزش قائل می شوند.
4⃣ به کودک کمک می کنند تا احساس خود را نامگذاری کند.
5⃣ در عین جستجوی راه حل هایی برای مشکل موجود، حد و حدودی نیز برای ابراز احساس کودک قائل می شوند.
🍀❤️ @filsofak
🔹 یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند.
🔹هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانها و استفاده از آنها در زندگی است.
✳️جان گاتمن بر اساس تحقیقات چندین ساله خود در زمینه هوش هیجانی #والدین را به چهار دسته تقسیم می کند:
۱- #والدین_بی_توجه، که هیجانات منفی فرزندان خود را نادیده می گیرند و به احساسات آنها بی اعتنا هستند
۲- #والدین_ناراضی، که هر وقت فرزند آنها احساسات منفی خود را بروز می دهد او را سرزنش می کنند و یا حتی او را تنبیه می کنند.
۳- #والدین_آسان_گیر، که هیجانات فرزند خود را می پذیرند و با آنها همدلی می کنند ولی قادر به هدایت و یا کنترل رفتار آنها نیستند
۴- #والدین_مربی_هیجان، که به احساسات فرزندانشان اهمیت می دهند و راه و رسم مقابله با فراز و نشیب های زندگی را به آنها می آموزند. آنها احساسات منفی فرزندشان را به عنوان حقیقتی از زندگی می پذیرند از این موقعیت هیجانی به منزله فرصتی برای آموزش درس های مهم زندگی به او و تقویت روابط خویش با وی بهره می گیرند.
✳️جان گاتمن در بررسی های خود به این نتیجه رسید که والدین مربی هیجان پنج مرحله را در ارتباط با احساسات فرزندانشان طی می کنند:
1⃣ از هیجان فرزندانشان آگاه می شوند
2⃣ این هیجان را فرصتی مغتنم برای افزایش صمیمت در روابط خود با کودک و آموزش او تلقی می کنند.
3⃣ به حرفهایش گوش می کنند و او را دلداری می دهند و برای احساساتش ارزش قائل می شوند.
4⃣ به کودک کمک می کنند تا احساس خود را نامگذاری کند.
5⃣ در عین جستجوی راه حل هایی برای مشکل موجود، حد و حدودی نیز برای ابراز احساس کودک قائل می شوند.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم سه دقیقهای برنده "اسکار" در بهترین فیلم انیمیشن شده.
✅ قبل از اینکه با کسی جر و بحث کنیم بهتره اول یه نگاهی به زندگیش بندازیم و خوشقلبتر باشیم.
🍀❤️ @filsofak
✅ قبل از اینکه با کسی جر و بحث کنیم بهتره اول یه نگاهی به زندگیش بندازیم و خوشقلبتر باشیم.
🍀❤️ @filsofak
Salar Aghili - Hale Mahal 2019 سالار عقیلی - حال محال
🎼حال محال🎼
با صدای #سالار_عقیلی
در خودم گم شده بودم تو صدایم کردی
عاشقم کردی و کُشتی و رهایم کردی!
عشق پیش از تو فقط دلهرهای زیبا بود!
حس بیداری اگر بود ولی رؤیا بود!
🍀❤️ @filsofak
با صدای #سالار_عقیلی
در خودم گم شده بودم تو صدایم کردی
عاشقم کردی و کُشتی و رهایم کردی!
عشق پیش از تو فقط دلهرهای زیبا بود!
حس بیداری اگر بود ولی رؤیا بود!
🍀❤️ @filsofak
🔰سایه و زندگی نزیسته
💠 به اعتقاد یونگ، برخی از انسانها دو چهره دارند: چهره ای که به دیگران (و حتی خودشان) نشان می دهند که یونگ آن را "ماسک" یا "نقاب" (persona) می نامید و چهره ای که در پشت این نقاب پنهان است که یونگ آن را سایه می نامید.
💠يونگ اعتقاد داشت که هر تعصبی، تردید سرکوب شده است و هر کس در هر زمینه ای دچار افراط است و در تلاش است تا سایه ای (که برعکس چیزی است که نشان می دهد) را در پشت نقاب آن افراط پنهان نماید.
💠اما بازی زندگی گاهی بازی پیچیده ای است! وقتی پدر یا مادری دچار چنین نمایشی است در فرزند او تمایلی برای مقاومت در برابر این افراط شکل می گیرد. مثلا در مقابل پدر یا مادری که بیش از حد منظم یا وسواسی است فرزندی بزرگ می شود که شلخته و بی نظم است! یا در برابر پدر یا مادری که بیش از حد درويش مسلک و پارسا نماست، کودکی رشد می کند که پول دوست و حسابگر است و این همان چیزی است که یونگ می گوید: «هیچ چیز بیش از زندگی نزیسته والدین بر فرزندانشان تاثیر نمی گذارد!»
💠به همین خاطر یونگ توصیه می کند که هنگامی که با فرزندانتان بر سر موضوعی اختلاف نظر شدید و درگیری دارید و نمی توانید همدیگر را تحمل کنید، زمانی را به این اندیشه و پرسش اختصاص دهید که " آیا این افراط فرزندم پاسخی به افراط من در جهت معکوس نمی باشد؟ همچنان که در قانون سوم نیوتن می خوانیم: "هر عملی را عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن".
🍀❤️ @filsofak
💠 به اعتقاد یونگ، برخی از انسانها دو چهره دارند: چهره ای که به دیگران (و حتی خودشان) نشان می دهند که یونگ آن را "ماسک" یا "نقاب" (persona) می نامید و چهره ای که در پشت این نقاب پنهان است که یونگ آن را سایه می نامید.
💠يونگ اعتقاد داشت که هر تعصبی، تردید سرکوب شده است و هر کس در هر زمینه ای دچار افراط است و در تلاش است تا سایه ای (که برعکس چیزی است که نشان می دهد) را در پشت نقاب آن افراط پنهان نماید.
💠اما بازی زندگی گاهی بازی پیچیده ای است! وقتی پدر یا مادری دچار چنین نمایشی است در فرزند او تمایلی برای مقاومت در برابر این افراط شکل می گیرد. مثلا در مقابل پدر یا مادری که بیش از حد منظم یا وسواسی است فرزندی بزرگ می شود که شلخته و بی نظم است! یا در برابر پدر یا مادری که بیش از حد درويش مسلک و پارسا نماست، کودکی رشد می کند که پول دوست و حسابگر است و این همان چیزی است که یونگ می گوید: «هیچ چیز بیش از زندگی نزیسته والدین بر فرزندانشان تاثیر نمی گذارد!»
💠به همین خاطر یونگ توصیه می کند که هنگامی که با فرزندانتان بر سر موضوعی اختلاف نظر شدید و درگیری دارید و نمی توانید همدیگر را تحمل کنید، زمانی را به این اندیشه و پرسش اختصاص دهید که " آیا این افراط فرزندم پاسخی به افراط من در جهت معکوس نمی باشد؟ همچنان که در قانون سوم نیوتن می خوانیم: "هر عملی را عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن".
🍀❤️ @filsofak
❤️🔥عشق یا دیوانگی
💥۴ اختلال روانی که با عشق آتشین اشتباه گرفته میشوند
زندگی با کسی که دچار یکی از اختلالات عشق است بسیار دشوارتر از آن است که بخواهید نام رابطه را عاشقانه بگذارید. توهم عاشقی، عشق وسواسی و اختلال OCD و اختلال دلبستگی چهار اختلال روانی در رابطه است که با عشق آتشین و دوست داشتن خالصانه در شروع و مراحل اولیه یک رابطه اشتباه گرفته میشوند.
🌀علائم این اختلالات👇
🔸توهم عاشقی ( اروتومانیا)
دوست داشته شدن عالی است. هیچ کس از اینکه مورد پذیرش، تائید و علاقه یک نفر قرار بگیرد بدش نمیآید. اما واقعیت این است که بسیاری از ما نمیتوانیم هر روز و هر لحظه انتظار چنین چیزی را داشته باشیم. طرف دیگر رابطه حق دارد که گاهی اصلا حوصله نداشته باشد و ابراز علاقه نشان ندهد. اصلا ممکن است هیچ رابطه یا موقعیت عاشقانهای وجود نداشته باشد. اما کسی که توهم عاشقی دارد تصور میکند که یک نفر او را هر لحظه و عمیقا دوست دارد. کسی که توهم عاشقی دارد دائما احساس میکند دیگری در حال تله پاتی، فرستادن یک پیام رمزآلود و خاص و رفتارهای عاشقانه است. او دائما در حال تفسیر رفتارهاست و تلاش میکند از هر چیزی برداشتی عاشقانه داشته باشد.
🔸عشق وسواسی
علاقه شدید عاطفی و تمایل برای با هم بودن و ابراز علاقه در ابتدای هر رابطه طبیعی است اما این چیزی نیست که بخواهد در یک رابطه طولانی دوام پیدا کند. شور عشق به مرور زمان کمتر میشود و با احساسات و تجربههای رومرزه در میآمیزد. در رابطه طبیعی شما متعهد هستید و به نیازهای یکدیگر توجه میکنید؛ یکی از خواستههای مهم و اساسی هر آدمی احترام به حریم خصوصی است،اما متأسفانه کسی که اختلال وسواس در عاشقی دارد دائماً در شور و حال اولیه است او رابطه را مجموعهای از احساس دوست داشتن، مشکلات روزمره، خستگی، اختلاف نظر و بیحوصلگی نمیداند و برداشت او از هر نوع کم توجهی به خاطر خستگی و فشار روزانه یا بیحوصلگی فقط نفرت و بیعلاقگی است. چنین افرادی به خود و شریک زندگیشان آسیب میزنند، تهدید به خودکشی میکنند و واقعیت زندگی را همانگونه که هست نمیپذیرند. آنها شکاک هستند و تمایل زیادی به کنترل قربانی خود دارند.
🔸اختلال دلبستگی
معمولاً افرادی از این اختلال رنج میبرند که در کودکی ارتباط عاطفی سالمی با مراقبان خود نداشتهاند. در شکل سالم دلبستگی نیازهای کودک توسط نخستین مراقبانش برآورده میشود، تغذیه، مراقبت از سلامت جسمی کودک، تماس جسمی، برقراری ارتباط چشمی، به آغوش کشیدن و لبخند زدن نیازهای اولیه کودک تازه متولد شده است که باید توسط والدین برآورده شود.
در رابطه عاشقانه و عاطفی این افراد به دو شیوه عمل میکنند. آنها یا از هر رابطه نزدیکی اجتناب میکنند یا در خواست زیادی برای یک ارتباط عاطفی شدید دارند. گروه اول ترس شدیدی از صمیمیت دارند و احساس بیاعتمادی و خشم و ناراحتی میکنند.
🔸اختلال ارتباط OCD
این اختلال ناشی از یک ترس شدید و عمیق است که فرد قادر به خنثی کردن آن به شیوههای معمول نیست. OCD میتواند اختلال ترس و وسواس از میکروب، بلندی، کثیفی یا تمیزی یا هر چیز دیگری باشد. این اختلال وسواس شدید همراه با ترس در رابطه نیز است. فرد دچار اضطراب دائماً از خودش میپرسد: آیا او دوستم دارد؟ آیا من در رابطه درستی هستم؟ آیا او مرا ترک میکند؟
🔹به احتمال زیاد اکنون برایتان تشخیص عشق واقعی و عشق بیمارگونه آسانتر شده است. کسی که شما را تحت فشار علاقه خود قرار میدهد، سعی میکند شما را به بهانه عشق کنترل کند، شک و ترسهایش را به حساب علاقه میگذارد، از شما انتظار دارد همیشه در حال و هوای عاشقی باشید، به حریم خصوصیتان احترام نمیگذارد، خودش را صاحب و مالک شما میداند و دائماً به دنبال تأیید شماست یک عاشق واقعی نیست.
🍀❤️ @filsofak
💥۴ اختلال روانی که با عشق آتشین اشتباه گرفته میشوند
زندگی با کسی که دچار یکی از اختلالات عشق است بسیار دشوارتر از آن است که بخواهید نام رابطه را عاشقانه بگذارید. توهم عاشقی، عشق وسواسی و اختلال OCD و اختلال دلبستگی چهار اختلال روانی در رابطه است که با عشق آتشین و دوست داشتن خالصانه در شروع و مراحل اولیه یک رابطه اشتباه گرفته میشوند.
🌀علائم این اختلالات👇
🔸توهم عاشقی ( اروتومانیا)
دوست داشته شدن عالی است. هیچ کس از اینکه مورد پذیرش، تائید و علاقه یک نفر قرار بگیرد بدش نمیآید. اما واقعیت این است که بسیاری از ما نمیتوانیم هر روز و هر لحظه انتظار چنین چیزی را داشته باشیم. طرف دیگر رابطه حق دارد که گاهی اصلا حوصله نداشته باشد و ابراز علاقه نشان ندهد. اصلا ممکن است هیچ رابطه یا موقعیت عاشقانهای وجود نداشته باشد. اما کسی که توهم عاشقی دارد تصور میکند که یک نفر او را هر لحظه و عمیقا دوست دارد. کسی که توهم عاشقی دارد دائما احساس میکند دیگری در حال تله پاتی، فرستادن یک پیام رمزآلود و خاص و رفتارهای عاشقانه است. او دائما در حال تفسیر رفتارهاست و تلاش میکند از هر چیزی برداشتی عاشقانه داشته باشد.
🔸عشق وسواسی
علاقه شدید عاطفی و تمایل برای با هم بودن و ابراز علاقه در ابتدای هر رابطه طبیعی است اما این چیزی نیست که بخواهد در یک رابطه طولانی دوام پیدا کند. شور عشق به مرور زمان کمتر میشود و با احساسات و تجربههای رومرزه در میآمیزد. در رابطه طبیعی شما متعهد هستید و به نیازهای یکدیگر توجه میکنید؛ یکی از خواستههای مهم و اساسی هر آدمی احترام به حریم خصوصی است،اما متأسفانه کسی که اختلال وسواس در عاشقی دارد دائماً در شور و حال اولیه است او رابطه را مجموعهای از احساس دوست داشتن، مشکلات روزمره، خستگی، اختلاف نظر و بیحوصلگی نمیداند و برداشت او از هر نوع کم توجهی به خاطر خستگی و فشار روزانه یا بیحوصلگی فقط نفرت و بیعلاقگی است. چنین افرادی به خود و شریک زندگیشان آسیب میزنند، تهدید به خودکشی میکنند و واقعیت زندگی را همانگونه که هست نمیپذیرند. آنها شکاک هستند و تمایل زیادی به کنترل قربانی خود دارند.
🔸اختلال دلبستگی
معمولاً افرادی از این اختلال رنج میبرند که در کودکی ارتباط عاطفی سالمی با مراقبان خود نداشتهاند. در شکل سالم دلبستگی نیازهای کودک توسط نخستین مراقبانش برآورده میشود، تغذیه، مراقبت از سلامت جسمی کودک، تماس جسمی، برقراری ارتباط چشمی، به آغوش کشیدن و لبخند زدن نیازهای اولیه کودک تازه متولد شده است که باید توسط والدین برآورده شود.
در رابطه عاشقانه و عاطفی این افراد به دو شیوه عمل میکنند. آنها یا از هر رابطه نزدیکی اجتناب میکنند یا در خواست زیادی برای یک ارتباط عاطفی شدید دارند. گروه اول ترس شدیدی از صمیمیت دارند و احساس بیاعتمادی و خشم و ناراحتی میکنند.
🔸اختلال ارتباط OCD
این اختلال ناشی از یک ترس شدید و عمیق است که فرد قادر به خنثی کردن آن به شیوههای معمول نیست. OCD میتواند اختلال ترس و وسواس از میکروب، بلندی، کثیفی یا تمیزی یا هر چیز دیگری باشد. این اختلال وسواس شدید همراه با ترس در رابطه نیز است. فرد دچار اضطراب دائماً از خودش میپرسد: آیا او دوستم دارد؟ آیا من در رابطه درستی هستم؟ آیا او مرا ترک میکند؟
🔹به احتمال زیاد اکنون برایتان تشخیص عشق واقعی و عشق بیمارگونه آسانتر شده است. کسی که شما را تحت فشار علاقه خود قرار میدهد، سعی میکند شما را به بهانه عشق کنترل کند، شک و ترسهایش را به حساب علاقه میگذارد، از شما انتظار دارد همیشه در حال و هوای عاشقی باشید، به حریم خصوصیتان احترام نمیگذارد، خودش را صاحب و مالک شما میداند و دائماً به دنبال تأیید شماست یک عاشق واقعی نیست.
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مارک روت، نخست وزیر کشور هلند خودش دست بهکار میشود و قهوهای را که کف ساختمان مجلس ریخته است پاک میکند.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
وقتی وارد اتوبان شدیم برف گرفت، حرف چندانی نداشتیم با هم بزنیم، ذهنمان هنوز به حوادث درحال وقوع خو نگرفته بود، حقیقت بیمعنای تخلیه.
بیشتر به آدمها در ماشینهای دیگر نگاه میکردیم تا از طریق چهرههایشان بفهمیم چهقدر باید بترسیم.
برفک
دان دِلیلو
پیمان خاکسار
❤️🍀 @filsofak
بیشتر به آدمها در ماشینهای دیگر نگاه میکردیم تا از طریق چهرههایشان بفهمیم چهقدر باید بترسیم.
برفک
دان دِلیلو
پیمان خاکسار
❤️🍀 @filsofak
عشقِ سرخ
.
دلت لرزیده؟ دست و پات شل شده و مهر یک آدم حسابی افتاده توی سینهات؟ مبارک باشد. حالا وقتِ دست به کار شدن است. نبینم که داری این پا و آن پا و امروز و فردا میکنی برای ابراز این عشق.
بلند شو. باید به فکر بهانهای باشی. امروز و هر روز. وقت و بیوقت. آهای تویی که قلبت شکوفه زده، تویی که عشقِ جاری توی جانات، سبکات کرده، مثل پَر، آزاد و رها، با توام!
بلند شو و برای تبلیغِ مهربانی قدمی بردار! لبِ خندان و دوستتدارمهایت را همینجوری نگذار لبِ طاقچه که خاک بخورند. بَرِشان دار و بچرخانشان توی خانه و بیرون از خانه. ذهنت را هم پر و بال بده تا بینهایت. بگذار به پرواز دربیاید و اوج را تجربه کند...
آن وقت، دلخوش شو به اینکه توی این خرابه جهانی، قدمی برداشتهای، مهری کاشتهای و برای رفع خشونت عاطفی کاری کردهای.
مبادا حرفهای خالهزنکیِ این و آن از راه به درت کند. تو باید کار خودت را بکنی.
گوشَت را بدهکار حرف آنهایی نکن که با حساسیتها و بخشنامههای بیخودشان، نمیگذارند آنطور که باید و شاید ابراز محبت کنی.
باور کن دنیا به اندازه کافی حال بهمزن شده است. تو باید با فریادِ دوستت دارم کمکش کنی.
بلند شو و دستِ بیرمقِ انسانیت را بگیر.
فقط حواست باشد که نکند فقط به نمادهایِ لوسِ سرخ #ولنتاین و رد و بدل کردن آنها قناعت کنی! تو باید طوری توی چشمهای آنکه دلت را برده نگاه کنی که بفهمد: «کلیدِ دروازه قلبت دست اوست».
نگران نباش! همینکه از تهِ دل، به یارت بگویی دوستت دارم، ولنتاینت را به در کردهای. همین که احساست را جار بزنی و لبخندِ پَت و پهنات را تحویلش بدهی، ثوابش را بردهای.
راستش، چيزي که بيشتر مردم از عشق میفهمند، آن چيزی نيست که شاعران و عارفان و روشنفکران دربارهاش حرفها زدهاند. کسی که عاشق باشد، اصلن حرفش نمیآید. فقط نگاه میکند. زل میزند، آن هم دیوانهوار؛ و برای به چنگ آوردنِ دلِ معشوقش، به جانْ تلاش میکند. چون میداند که عاشق کسی بودن، فقط داشتن احساس قوی نيست، بلکه يک تصميم است. يک عقيده و يک قول.
هر لحظه بهانهای است برای تغییر. برای افزودن رنگی، لعابی یا جلایی به این عشق.
آهای عاشقِ سرخدل! مراقب عشقت باش و تا میتوانی شیپورش بزن.
بخواهی یا نخواهی، زمان میان چروکهای صورتت راهش را پیدا خواهد کرد و اگر سخت بگیری، تنها تو میمانی و آههایِ از تهِ دل، از نگفتنِ دوستتدارمها...
#مصطفی_سلیمانی
#ولنتاین
.
به چه کسی میخواهی جار بزنی دوست داشتنت را؟😃
بفرست براش.😎
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
.
دلت لرزیده؟ دست و پات شل شده و مهر یک آدم حسابی افتاده توی سینهات؟ مبارک باشد. حالا وقتِ دست به کار شدن است. نبینم که داری این پا و آن پا و امروز و فردا میکنی برای ابراز این عشق.
بلند شو. باید به فکر بهانهای باشی. امروز و هر روز. وقت و بیوقت. آهای تویی که قلبت شکوفه زده، تویی که عشقِ جاری توی جانات، سبکات کرده، مثل پَر، آزاد و رها، با توام!
بلند شو و برای تبلیغِ مهربانی قدمی بردار! لبِ خندان و دوستتدارمهایت را همینجوری نگذار لبِ طاقچه که خاک بخورند. بَرِشان دار و بچرخانشان توی خانه و بیرون از خانه. ذهنت را هم پر و بال بده تا بینهایت. بگذار به پرواز دربیاید و اوج را تجربه کند...
آن وقت، دلخوش شو به اینکه توی این خرابه جهانی، قدمی برداشتهای، مهری کاشتهای و برای رفع خشونت عاطفی کاری کردهای.
مبادا حرفهای خالهزنکیِ این و آن از راه به درت کند. تو باید کار خودت را بکنی.
گوشَت را بدهکار حرف آنهایی نکن که با حساسیتها و بخشنامههای بیخودشان، نمیگذارند آنطور که باید و شاید ابراز محبت کنی.
باور کن دنیا به اندازه کافی حال بهمزن شده است. تو باید با فریادِ دوستت دارم کمکش کنی.
بلند شو و دستِ بیرمقِ انسانیت را بگیر.
فقط حواست باشد که نکند فقط به نمادهایِ لوسِ سرخ #ولنتاین و رد و بدل کردن آنها قناعت کنی! تو باید طوری توی چشمهای آنکه دلت را برده نگاه کنی که بفهمد: «کلیدِ دروازه قلبت دست اوست».
نگران نباش! همینکه از تهِ دل، به یارت بگویی دوستت دارم، ولنتاینت را به در کردهای. همین که احساست را جار بزنی و لبخندِ پَت و پهنات را تحویلش بدهی، ثوابش را بردهای.
راستش، چيزي که بيشتر مردم از عشق میفهمند، آن چيزی نيست که شاعران و عارفان و روشنفکران دربارهاش حرفها زدهاند. کسی که عاشق باشد، اصلن حرفش نمیآید. فقط نگاه میکند. زل میزند، آن هم دیوانهوار؛ و برای به چنگ آوردنِ دلِ معشوقش، به جانْ تلاش میکند. چون میداند که عاشق کسی بودن، فقط داشتن احساس قوی نيست، بلکه يک تصميم است. يک عقيده و يک قول.
هر لحظه بهانهای است برای تغییر. برای افزودن رنگی، لعابی یا جلایی به این عشق.
آهای عاشقِ سرخدل! مراقب عشقت باش و تا میتوانی شیپورش بزن.
بخواهی یا نخواهی، زمان میان چروکهای صورتت راهش را پیدا خواهد کرد و اگر سخت بگیری، تنها تو میمانی و آههایِ از تهِ دل، از نگفتنِ دوستتدارمها...
#مصطفی_سلیمانی
#ولنتاین
.
به چه کسی میخواهی جار بزنی دوست داشتنت را؟😃
بفرست براش.😎
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
#روز_مادر 😭😭 ❤️🍀 @filsofak
وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه، پنهانی مشتی قرصِ رنگارنگ برمیداری و میخوری، آب شدنت را میبینم و بغض خفهام میکند.
وقتی در برگهی آزمایشت میبینم قند خونت بالاست، اما باز دلت برایمان شور میزند، تازه میفهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبیها، همه بوها، همه مزهها.
وقتی اینباکس گوشیات را چک میکنم و میبینم که پر از پیامهای جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاههای آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کداممان- آنجا نیست، نمیتوانم خودم را ببخشم؛ فرو میریزم!
هر چقدر سنام بالاتر میرود و بیشتر مشکلاتِ مادران و فرزندان را میبینم، تازه میفهمم چقدر مسئولیت روی شانههایت بود؛ اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد، یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد میکند، سرم را رویِ پاهای چه کسی میگذارم جز تو؟ تو که برایم حرف میزنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» میخوانی، تمام زخمهای دلم خوب میشوند.
وقتی گلهایِ قالیِ زیرِ پایم را میبینم، یادم میافتد که چه حوصلهای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی میکوبیدی و ما میدیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار، با هم رجهایِ قالی را بالا میبردند.
وقتی آرام و ساکت، روی صندلیِ چوبیِ قدیمیِ جهیزیهات، روبهروی پنجرۀ خانه، با پدر چای مینوشی، یاد میگیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عمقِ نگاهت را به پدر میبینم، میدانم که باید بقیۀ عشقها جلویِ شما لُنگ بیندازند، بس که مجازیاند. بس که محبت هم نیستند. اختلالاند و بالا و پایین شدن هورمون!
وقتی عطرِ قرمه سبزیهایِ ظهرِ جمعهات تویِ خانه میپیچد، سیر هم که باشم، گرسنهام میشود. دلم میخواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانهام میکند!»
وقتی میبینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمیکنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق میکنم که مادرم هستی و من در عجبم که مگر با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت میتوان «مادر» بود...
همه میگویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت؛ اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشمهایت نگاه کنم و تو برایم شعر بخوانی.
قربان خندههایت بشوم.
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مادر
❤️🍀 @filsofak
وقتی در برگهی آزمایشت میبینم قند خونت بالاست، اما باز دلت برایمان شور میزند، تازه میفهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبیها، همه بوها، همه مزهها.
وقتی اینباکس گوشیات را چک میکنم و میبینم که پر از پیامهای جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاههای آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کداممان- آنجا نیست، نمیتوانم خودم را ببخشم؛ فرو میریزم!
هر چقدر سنام بالاتر میرود و بیشتر مشکلاتِ مادران و فرزندان را میبینم، تازه میفهمم چقدر مسئولیت روی شانههایت بود؛ اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد، یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد میکند، سرم را رویِ پاهای چه کسی میگذارم جز تو؟ تو که برایم حرف میزنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» میخوانی، تمام زخمهای دلم خوب میشوند.
وقتی گلهایِ قالیِ زیرِ پایم را میبینم، یادم میافتد که چه حوصلهای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی میکوبیدی و ما میدیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار، با هم رجهایِ قالی را بالا میبردند.
وقتی آرام و ساکت، روی صندلیِ چوبیِ قدیمیِ جهیزیهات، روبهروی پنجرۀ خانه، با پدر چای مینوشی، یاد میگیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عمقِ نگاهت را به پدر میبینم، میدانم که باید بقیۀ عشقها جلویِ شما لُنگ بیندازند، بس که مجازیاند. بس که محبت هم نیستند. اختلالاند و بالا و پایین شدن هورمون!
وقتی عطرِ قرمه سبزیهایِ ظهرِ جمعهات تویِ خانه میپیچد، سیر هم که باشم، گرسنهام میشود. دلم میخواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانهام میکند!»
وقتی میبینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمیکنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق میکنم که مادرم هستی و من در عجبم که مگر با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت میتوان «مادر» بود...
همه میگویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت؛ اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشمهایت نگاه کنم و تو برایم شعر بخوانی.
قربان خندههایت بشوم.
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مادر
❤️🍀 @filsofak
Lotfan Be Bande Avale Sababeat Begoo
Mohsen Chavoshi
این بچه لاکپشتِ نگونبخت، سالهاست
از تخم در میآید و سوی تو میدود
اما مقدّر است که در آخرین قدم
یعنی در آستانه دریا، دَمَر شود
#محسن_چاوشی
#موسیقی
❤️🍀 @filsofak
از تخم در میآید و سوی تو میدود
اما مقدّر است که در آخرین قدم
یعنی در آستانه دریا، دَمَر شود
#محسن_چاوشی
#موسیقی
❤️🍀 @filsofak