Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: طلاق عاطفی و تبدیلِ ما به من!
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
.
شاید باورش سخت به نظر برسد:
«طلاق عاطفی، دو سه برابر طلاق رسمی رخ میدهد!»
زن و مرد بعد از گذشت مدت زمان طولانی از نزاع و اختلاف و کشمکش، وارد مرحله طلاق عاطفی میشوند، که به نوعی آخرین مرحله رابطه حسی و عاطفی بین زن و مرد است.
همخانهگی زن و مردی که هیچ احساسی بینشان وجود ندارد و محبتی بینشان رد و بدل نمیشود، حکایت از آن دارد که خانواده دچار آسیب شده است؛ آسیبی که هر چه سریعتر میبایست به دادش رسید، پیش از آنکه به طلاق حقیقی منجر شود.
متأسفانه در اینگونه موضوعات، هیچ پایگاه رسمی و قابل استنادی برای ارائه آمار وجود ندارد، هر نهادی به نوبه خود، یک آمار سلیقهایی ارائه میدهد و در مجموع، استناد به آنها به هیچ وجه صحیح و قابل اعتماد نیست؛ اما به طور کلی و بر اساس تحقیقات میدانی و پژوهشی میتوان ادعا کرد که:
«از هر دو ازدواج یک ازدواج در مرحله طلاق عاطفی است.»
یکی از مهمترین دلایل وقوع این امر، یعنی نبود آمار رسمی و قابل استناد، صحبت نکردن درباره این آسیب در متن جامعه و عدم ریشهیابی این مشکل است. همچنین میتوان مدعی بود که راهکارهای حلی یا مقابله با این معضل ارائه نمیشوند و در نتیجه، کم کم از درون، جامعه را میپوساند.
در هر حال تردیدی نیست که برای برونرفت از بحران طلاق عاطفی، میبایست به تحلیل و بررسی موشکافانه علل و عوامل هشدار دهنده این معضل پرداخت، که این یادداشت متکفل آن است:
۱. عدم تناسب خانوادههای زوجین:
زن و مرد، اگر در مرحله انتخاب همسر دقت لازم و کافی را نداشته باشند، به احتمال بسیار زیاد با خانواده خوبی مواجه نخواهند شد.
در چنین موقعیتهایی، آسیبشناسان اجتماعی قائلند که:
مسائلی چون کاهش روابط خانوادگی و فامیلی، یا نداشتن مهارتهای زندگی در بین خانوادهها یکی از علل طلاق عاطفی است.
برای توضیح بیشتر، خانوادهی زن و مردی را متصور شوید که رابطه سالم و خوبی ندارند. قابل پیشبینی است که با گذشت زمان، احتمالاً روابط بین فامیل سرد خواهد شد و در نتیجه، وجود این مسئله، به پدید آمدن طلاق عاطفی دامن خواهد زد.
۲. خروج از تعهد و صداقت:
کمرنگ شدن تعهدات زن و شوهر نسبت به دیگری، یکی از نقاط حساس در زندگی مشترک است که هر زن و شوهری را درگیر میکند. خلاف تعهد و صداقت عمل کردن، میتواند به راحتی موجبات طلاق عاطفی را فراهم سازد.
در خانوادههای دینمدار، کمرنگ شدن سطح ایمان و اعتقادات مذهبی نیز چاشنی این قضیه است؛ به گونهای که گاهی افراد در خانوادههایی با طلاق عاطفی، روابط خارج از محدوده خانواده پیدا میکنند و این موضوع به تدریج، زمینه بروز آسیبهای دیگر را برای آنها و اطرافیانشان فراهم میکند.
زندگی مشترک عاری از صداقت و تعهد، به مرور زمان، وضعیت و حال ناراحت و در ادامه، انزجار و کدورت زن و مرد را از یکدیگر ایجاد خواهد کرد.
۳. نبود عشق و محبت:
اگر زن و شوهر در زندگی، به مهارتها، آگاهیها و توانمندیهای لازم در زمینه عشق و محبتورزی مسلط نباشند، میتوانند برای دیگری، نوعی از بیحسی عاطفی را پدید بیاورند. این بیحسی نوعی از دور شدن از احتیاجات ابتدایی آدمی را با خود به همراه خواهد آورد.
نبود عشق، در وهله اول، ناراحتیهای روحی و کدورت را به دنبال دارد؛ و در مراحل بعد، منشا خشم و خشونت خانگی میگردد.
۴. روزمرهگی و فضای کلیشه در زندگی:
توجه به ظرایف و لطایف زندگی از ضروریات زندگی است و هر زن و شوهری میبایست بدان دقت نظر داشته باشد.
زن و مرد آنقدر باید به علایق و سلایق هم توجه کنند که در زندگی دچار کلیشهها نشوند. از سمومات زندگی عدم توجه به احتیاجات همدیگر است.
بعد از گذشت مدتی، روال زندگی به سمت تکرار میرود که زن و شوهر موظفند شرایط را با خلاقیت و دقت از تکرار خارج سازند.
🍀❤ @The_meaningoflife
موضوع: طلاق عاطفی و تبدیلِ ما به من!
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
.
شاید باورش سخت به نظر برسد:
«طلاق عاطفی، دو سه برابر طلاق رسمی رخ میدهد!»
زن و مرد بعد از گذشت مدت زمان طولانی از نزاع و اختلاف و کشمکش، وارد مرحله طلاق عاطفی میشوند، که به نوعی آخرین مرحله رابطه حسی و عاطفی بین زن و مرد است.
همخانهگی زن و مردی که هیچ احساسی بینشان وجود ندارد و محبتی بینشان رد و بدل نمیشود، حکایت از آن دارد که خانواده دچار آسیب شده است؛ آسیبی که هر چه سریعتر میبایست به دادش رسید، پیش از آنکه به طلاق حقیقی منجر شود.
متأسفانه در اینگونه موضوعات، هیچ پایگاه رسمی و قابل استنادی برای ارائه آمار وجود ندارد، هر نهادی به نوبه خود، یک آمار سلیقهایی ارائه میدهد و در مجموع، استناد به آنها به هیچ وجه صحیح و قابل اعتماد نیست؛ اما به طور کلی و بر اساس تحقیقات میدانی و پژوهشی میتوان ادعا کرد که:
«از هر دو ازدواج یک ازدواج در مرحله طلاق عاطفی است.»
یکی از مهمترین دلایل وقوع این امر، یعنی نبود آمار رسمی و قابل استناد، صحبت نکردن درباره این آسیب در متن جامعه و عدم ریشهیابی این مشکل است. همچنین میتوان مدعی بود که راهکارهای حلی یا مقابله با این معضل ارائه نمیشوند و در نتیجه، کم کم از درون، جامعه را میپوساند.
در هر حال تردیدی نیست که برای برونرفت از بحران طلاق عاطفی، میبایست به تحلیل و بررسی موشکافانه علل و عوامل هشدار دهنده این معضل پرداخت، که این یادداشت متکفل آن است:
۱. عدم تناسب خانوادههای زوجین:
زن و مرد، اگر در مرحله انتخاب همسر دقت لازم و کافی را نداشته باشند، به احتمال بسیار زیاد با خانواده خوبی مواجه نخواهند شد.
در چنین موقعیتهایی، آسیبشناسان اجتماعی قائلند که:
مسائلی چون کاهش روابط خانوادگی و فامیلی، یا نداشتن مهارتهای زندگی در بین خانوادهها یکی از علل طلاق عاطفی است.
برای توضیح بیشتر، خانوادهی زن و مردی را متصور شوید که رابطه سالم و خوبی ندارند. قابل پیشبینی است که با گذشت زمان، احتمالاً روابط بین فامیل سرد خواهد شد و در نتیجه، وجود این مسئله، به پدید آمدن طلاق عاطفی دامن خواهد زد.
۲. خروج از تعهد و صداقت:
کمرنگ شدن تعهدات زن و شوهر نسبت به دیگری، یکی از نقاط حساس در زندگی مشترک است که هر زن و شوهری را درگیر میکند. خلاف تعهد و صداقت عمل کردن، میتواند به راحتی موجبات طلاق عاطفی را فراهم سازد.
در خانوادههای دینمدار، کمرنگ شدن سطح ایمان و اعتقادات مذهبی نیز چاشنی این قضیه است؛ به گونهای که گاهی افراد در خانوادههایی با طلاق عاطفی، روابط خارج از محدوده خانواده پیدا میکنند و این موضوع به تدریج، زمینه بروز آسیبهای دیگر را برای آنها و اطرافیانشان فراهم میکند.
زندگی مشترک عاری از صداقت و تعهد، به مرور زمان، وضعیت و حال ناراحت و در ادامه، انزجار و کدورت زن و مرد را از یکدیگر ایجاد خواهد کرد.
۳. نبود عشق و محبت:
اگر زن و شوهر در زندگی، به مهارتها، آگاهیها و توانمندیهای لازم در زمینه عشق و محبتورزی مسلط نباشند، میتوانند برای دیگری، نوعی از بیحسی عاطفی را پدید بیاورند. این بیحسی نوعی از دور شدن از احتیاجات ابتدایی آدمی را با خود به همراه خواهد آورد.
نبود عشق، در وهله اول، ناراحتیهای روحی و کدورت را به دنبال دارد؛ و در مراحل بعد، منشا خشم و خشونت خانگی میگردد.
۴. روزمرهگی و فضای کلیشه در زندگی:
توجه به ظرایف و لطایف زندگی از ضروریات زندگی است و هر زن و شوهری میبایست بدان دقت نظر داشته باشد.
زن و مرد آنقدر باید به علایق و سلایق هم توجه کنند که در زندگی دچار کلیشهها نشوند. از سمومات زندگی عدم توجه به احتیاجات همدیگر است.
بعد از گذشت مدتی، روال زندگی به سمت تکرار میرود که زن و شوهر موظفند شرایط را با خلاقیت و دقت از تکرار خارج سازند.
🍀❤ @The_meaningoflife
اگر استعداد نداشته باشید،
خودتان را بکشید هم نویسنده نخواهید شد؛
اما اگر استعداد داشته باشید،
فقط باید خودتان را بکشید
تا نویسنده شوید.
حرکت در مه
محمد حسن شهسواری
🍀❤️ @filsofak
خودتان را بکشید هم نویسنده نخواهید شد؛
اما اگر استعداد داشته باشید،
فقط باید خودتان را بکشید
تا نویسنده شوید.
حرکت در مه
محمد حسن شهسواری
🍀❤️ @filsofak
«مهم این است که با آنهایی همنشین باشی که تو را تعالی بدهند. آنها که حضورشان بهترینِ وجودت را برانگیزد».
اِپیکتِتوُس فیلسوف رواقی یونان
Epictetus
عکس: نییک نآیت
Nick Knight
🍀❤️ @filsofak
اِپیکتِتوُس فیلسوف رواقی یونان
Epictetus
عکس: نییک نآیت
Nick Knight
🍀❤️ @filsofak
«حالا نمیخوام اسم ببرم»
میتواند اسم رمزی باشد برای هر جفنگ و لاطائل بیمدرکی که بخواهم سر بدهم.
تظاهر به اخلاق میتواند بهانهای باشد برای بدترین بیاخلاقیها.
🍀❤️ @filsofak
میتواند اسم رمزی باشد برای هر جفنگ و لاطائل بیمدرکی که بخواهم سر بدهم.
تظاهر به اخلاق میتواند بهانهای باشد برای بدترین بیاخلاقیها.
🍀❤️ @filsofak
🔔📃 رویدادهای استرسزای زندگى
✍️ رویدادهای استرسزای زندگی به ترتیب میزان استرسزایی با درجهبندی از ٠ تا ١٠٠ (اقتباس از هولمز و راهه):
🔻 مرگ همسر ١٠٠
🔻 طلاق ٧٣
🔻 جدایی زناشویی ٦٥
🔻 زندانی شدن ٦٣
🔻 مرگ یکی از اعضاء خانواده ٦٣
🔻 جراحت یا بیماری شخصی ٥٣
🔻 ازدواج ٥٠
🔻 اخراج شدن از کار ٤٧
🔻 آشتی با همسر ٤٥
🔻 بازنشستگی ٤٥
🔻 تغییر وضعیت سلامتی یکی از اعضا خانواده ٤٤
🔻 بارداری ٤٠
🔻 مشکلات جنسی ٣٩
🔻 اضافه شدن عضوی به خانواده ٣٩
🔻 تغییر در امور تجاری ٣٨
🔻 تغییر در وضعیت مالی ٣٧
🔻 مرگ دوستی نزدیک ٣٧
🔻 تغییر شغل ٣٦
🔻 تغییر در میزان مشاجرات با همسر ٣٥
🔻 وام بانکی بیش از ده هزار دلار ٣١
🔻 جدا شدن دختر یا پسر از خانواده ٢٩
🔻 مشکلات با خانواده همسر ٢٢
✍️ رویدادهای نشاطآوری که ضد استرس عمل میکنند:
1️⃣ پسانداز کردن پول
2️⃣ ارتباط خوب با همسر
3️⃣ تعامل با ديگران (شرکت در مهمانیها، بودن با دوستان و غیره)
4️⃣ مطالعه کردن
5️⃣ خرید کردن
6️⃣ صرف وقت با خانواده
7️⃣ رشد شخصی
8️⃣ انجام کارهای داوطلبانه
9️⃣ یک شنونده «خوب» بودن
📚 منبع: کتاب روانشناسی سلامت
🖊 نويسنده: كاترين ساندرسون
🍀❤️ @filsofak
✍️ رویدادهای استرسزای زندگی به ترتیب میزان استرسزایی با درجهبندی از ٠ تا ١٠٠ (اقتباس از هولمز و راهه):
🔻 مرگ همسر ١٠٠
🔻 طلاق ٧٣
🔻 جدایی زناشویی ٦٥
🔻 زندانی شدن ٦٣
🔻 مرگ یکی از اعضاء خانواده ٦٣
🔻 جراحت یا بیماری شخصی ٥٣
🔻 ازدواج ٥٠
🔻 اخراج شدن از کار ٤٧
🔻 آشتی با همسر ٤٥
🔻 بازنشستگی ٤٥
🔻 تغییر وضعیت سلامتی یکی از اعضا خانواده ٤٤
🔻 بارداری ٤٠
🔻 مشکلات جنسی ٣٩
🔻 اضافه شدن عضوی به خانواده ٣٩
🔻 تغییر در امور تجاری ٣٨
🔻 تغییر در وضعیت مالی ٣٧
🔻 مرگ دوستی نزدیک ٣٧
🔻 تغییر شغل ٣٦
🔻 تغییر در میزان مشاجرات با همسر ٣٥
🔻 وام بانکی بیش از ده هزار دلار ٣١
🔻 جدا شدن دختر یا پسر از خانواده ٢٩
🔻 مشکلات با خانواده همسر ٢٢
✍️ رویدادهای نشاطآوری که ضد استرس عمل میکنند:
1️⃣ پسانداز کردن پول
2️⃣ ارتباط خوب با همسر
3️⃣ تعامل با ديگران (شرکت در مهمانیها، بودن با دوستان و غیره)
4️⃣ مطالعه کردن
5️⃣ خرید کردن
6️⃣ صرف وقت با خانواده
7️⃣ رشد شخصی
8️⃣ انجام کارهای داوطلبانه
9️⃣ یک شنونده «خوب» بودن
📚 منبع: کتاب روانشناسی سلامت
🖊 نويسنده: كاترين ساندرسون
🍀❤️ @filsofak
🔔📃 چه تفکرات اشتباهی باعث میشود حال ما خراب شود؟
1️⃣ ذهنخوانی mind reading
فکر میکنید، بدون شواهد کافی میدانید که دیگران به چه چیزی فکر میکنند. مثل: «جواب سلامم را نداد، پس حتماً از دست من ناراحت است».
2️⃣ پیشگویی furtune telling
پیشبینی میکنید که حوادث آینده، بد از آب در میآیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید میکند. مثل: «در امتحان شکست میخورم» یا «کاری گیر من نخواهد آمد».
3️⃣ فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل: «افتضاح میشود اگر در دانشگاه قبول نشوم».
4️⃣ برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت میدهید. مثل: «من آدم بدبختی هستم» یا من آدم بیارزشی هستم».
5️⃣ نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کارهای مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: «این کار از عهده همه بر میآید» یا «قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست».
6️⃣ فیلتر منفی negative filter
تقریباً همیشه جنبههای منفی را میبینید و به جنبههای مثبت توجه نمیکنید. مثل: «هیچ کس مرا دوست ندارد».
7️⃣ تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگوهای کلی منفی را استنباط میکنید. مثل: «این اتفاق همیشه برای من رخ میدهد» یا «در همه کارها شکست میخورم».
8️⃣ تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسانهای اطراف با دید همه یا هیچ نگاه میکنید. مثل: «همه مرا طرد می کنند» یا «همه وقتم تلف شد».
9️⃣ باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید، بیشتر آنها را بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر میکنید. مثل: «باید کارم را خوب انجام بدهم» یا «باید در کنکور قبول شوم».
🔟 شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت میدهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده میگیرید. مثل: «ازدواجم به هم خورد، چون من مقصر بودم».
1️⃣1️⃣سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود میدانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش میکنید. مثل: «دیگران باعث عصبانیت من میشوند» یا «والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند».
1️⃣2️⃣ مقایسههای نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیارهای ناعادلانه تفسیر میکنید. خودتان را با کسانی مقایسه میکنید که از شما برترند و به این نتیجه میرسید که آدم حقیری هستید. مثل: «او خیلی موفقتر از من است» یا «شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد».
1️⃣3️⃣تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر میآید، بیشتر به این مسئله میاندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل میکردید. مثل: «اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا میکردم» یا «ای کاش این حرف را نمیزدم».
1️⃣4️⃣ چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سؤال میکنید چی میشود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمیشوید . مثل: «حرف شما درست است، اما چی میشود اگر مضطرب شوم؟» یا «چی میشود اگر نفسم در سینه حبس شود؟»
1️⃣5️⃣ استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده میکنید. مثل : «چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری میافتد».
🖊تکنیکهای شناختدرمانى رابرت لی هی
🍀❤️ @filsofak
1️⃣ ذهنخوانی mind reading
فکر میکنید، بدون شواهد کافی میدانید که دیگران به چه چیزی فکر میکنند. مثل: «جواب سلامم را نداد، پس حتماً از دست من ناراحت است».
2️⃣ پیشگویی furtune telling
پیشبینی میکنید که حوادث آینده، بد از آب در میآیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید میکند. مثل: «در امتحان شکست میخورم» یا «کاری گیر من نخواهد آمد».
3️⃣ فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل: «افتضاح میشود اگر در دانشگاه قبول نشوم».
4️⃣ برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت میدهید. مثل: «من آدم بدبختی هستم» یا من آدم بیارزشی هستم».
5️⃣ نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کارهای مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: «این کار از عهده همه بر میآید» یا «قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست».
6️⃣ فیلتر منفی negative filter
تقریباً همیشه جنبههای منفی را میبینید و به جنبههای مثبت توجه نمیکنید. مثل: «هیچ کس مرا دوست ندارد».
7️⃣ تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگوهای کلی منفی را استنباط میکنید. مثل: «این اتفاق همیشه برای من رخ میدهد» یا «در همه کارها شکست میخورم».
8️⃣ تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسانهای اطراف با دید همه یا هیچ نگاه میکنید. مثل: «همه مرا طرد می کنند» یا «همه وقتم تلف شد».
9️⃣ باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید، بیشتر آنها را بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر میکنید. مثل: «باید کارم را خوب انجام بدهم» یا «باید در کنکور قبول شوم».
🔟 شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت میدهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده میگیرید. مثل: «ازدواجم به هم خورد، چون من مقصر بودم».
1️⃣1️⃣سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود میدانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش میکنید. مثل: «دیگران باعث عصبانیت من میشوند» یا «والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند».
1️⃣2️⃣ مقایسههای نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیارهای ناعادلانه تفسیر میکنید. خودتان را با کسانی مقایسه میکنید که از شما برترند و به این نتیجه میرسید که آدم حقیری هستید. مثل: «او خیلی موفقتر از من است» یا «شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد».
1️⃣3️⃣تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر میآید، بیشتر به این مسئله میاندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل میکردید. مثل: «اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا میکردم» یا «ای کاش این حرف را نمیزدم».
1️⃣4️⃣ چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سؤال میکنید چی میشود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمیشوید . مثل: «حرف شما درست است، اما چی میشود اگر مضطرب شوم؟» یا «چی میشود اگر نفسم در سینه حبس شود؟»
1️⃣5️⃣ استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده میکنید. مثل : «چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری میافتد».
🖊تکنیکهای شناختدرمانى رابرت لی هی
🍀❤️ @filsofak
انسان میتواند تبسم کند، درحالی که به بدترین شکل در حال خیانت به شما هست!
حیوانات تبسم نمیکنند، ولی هم را میدرند، کدام منصفانهتر است؟
روبرمرل
حیوان اندیشمند
🍀❤️ @filsofak
حیوانات تبسم نمیکنند، ولی هم را میدرند، کدام منصفانهتر است؟
روبرمرل
حیوان اندیشمند
🍀❤️ @filsofak
من تصور میکنم بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است: انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند.
#داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
#داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from الهیات روان (مصطفی سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مستند
نظر بزرگان درباره #عشق_رمانتیک
#افلاطون: پدیده ای برای کامل شدن
#شوپنهاور: پدیده ای فریبنده برای تداوم نسل
#راسل: پدیده ای برای فرار ازتنهایی
🍀❤️ @lovediverse
نظر بزرگان درباره #عشق_رمانتیک
#افلاطون: پدیده ای برای کامل شدن
#شوپنهاور: پدیده ای فریبنده برای تداوم نسل
#راسل: پدیده ای برای فرار ازتنهایی
🍀❤️ @lovediverse
❤1
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
AUD-20181018-WA0000.m4a
920 KB
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
AUD-20180920-WA0031.m4a
823.2 KB
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
AUD-20180914-WA0002.m4a
859.4 KB
با آن کس که دوست میداریم
از سخن گفتن بازماندهایم
اما
این سکوت نیست...!
_ رنه شار، خاکستر ناتمام
#عکاس_جناب_خودمان
🍀❤️ @filsofak
از سخن گفتن بازماندهایم
اما
این سکوت نیست...!
_ رنه شار، خاکستر ناتمام
#عکاس_جناب_خودمان
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
📝 باید دوستداشتنی شوی...
.
چرا داری دنیا را تاریک میبینی؟ چرا مدام اضطراب داری؟ چرا حالت هی خوب نمیشود و همه غمهای دنیا انگار هر روز آوار میشوند روی سر تو؟ چرا هر روزت دارد میشود عصر جمعه؟ چرا هی منتظری؟ انتظار چه را میکشی اصلن؟ دلت میخواهد یکی پیداش بشود که بلدت باشد؟ که حرف نزده، غم توی چشمهات را بفهمد؟
میفهمم. دلت میخواهد اقلن یک نفر باشد که با او، درست همانطور حرف بزنی که با خودت حرف میزنی، نه؟
اشکالی ندارد اگر کمی ناامیدت بکنم؟ دلم میخواهد آن چه که هست را ببینی، نه آن چیزی که آرزوش را داری توی سرت میپرورانی.
البته ببخشید اگر کمی رک میگویم. خیلی منتظر نباش. آن آدمی که انتظارش را میکشی شاید هیچوقت پیدایش نشود.
میگویی میخواهی دوست داشته شوی، درست است؟
خب بیا کمی عمیقتر نگاه کنیم به این خواسته. تو که منظورت از دوست داشته شدن، این مدل دوست داشتنهای دوزاری اطرافت نیست؛ همینهایی که امروز عاشقاند و فردا فارغ؟
تو حرفات چیز دیگری است. میخواهی دوستداشتنی باشی، آنقدر که خیلی از آدمها_نه همهشان_شیفتهات بشوند، دلشان برایات تند و تند تنگ شود، و در مورد بعضیهاشان دوست داری ماجرا تا آنجا داغ شود که زندگیشان بند شود به زندگیات، نه؟
من فکر میکنم برای برآورده شدن چنین خواستهای یک راه هست.
باید دوستداشتنی شوی، اما اول از همه برای خودت.
باید از خودت شروع کنی. باید خودت اولین دوست دارنده خودت باشی. اولین کسی که جرأت میکند تا برات بمیرد!
آن وقت به نظرم بعید نیست که این شانس را پیدا کنی که با کسی آشنا بشوی که تا حد مرگ دوستت داشته باشد.
اما باید یادت بماند که آدمها، حواسشان باشد یا نه، فقط برای کسی میمیرند که زیبا باشد. و زیبا کسی است که بدذات نباشد، بیشعور نباشد، ضعیفالنفس نباشد و هيچوقت بد نخواهد.
توجه کردهای که هیچ کس عشقهای کج و کوله را تاب نمیآورد؟ حتمن دیدهای که عاشقهای دوزاری، پایش بیفتد همدیگر را پس میزنند، پنهان یا آشکار، دیر یا زود؟
حالا از من به تو نصیحت، اگر نمیخواهی عاشق یا معشوق دوزاری باشی، خودت را دوست داشته باش. بیقید و شرط.
زیبا شو. شک نکن که تو باید آدم بهتری شوی تا بتوانی خودت را بی اما و اگر و بی چک و چانه دوست بداری.
اگر تلاش کردی و زیبا شدی، بدان که این امکان وجود دارد که آن آدم که منتظرش هستی هم، دیر یا زود سر و کلهاش توی زندگیات پیدا بشود.
به هر حال، تو دستدست نکن. قدم اول را بردار. رویات را بدست بیاور!
#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
.
چرا داری دنیا را تاریک میبینی؟ چرا مدام اضطراب داری؟ چرا حالت هی خوب نمیشود و همه غمهای دنیا انگار هر روز آوار میشوند روی سر تو؟ چرا هر روزت دارد میشود عصر جمعه؟ چرا هی منتظری؟ انتظار چه را میکشی اصلن؟ دلت میخواهد یکی پیداش بشود که بلدت باشد؟ که حرف نزده، غم توی چشمهات را بفهمد؟
میفهمم. دلت میخواهد اقلن یک نفر باشد که با او، درست همانطور حرف بزنی که با خودت حرف میزنی، نه؟
اشکالی ندارد اگر کمی ناامیدت بکنم؟ دلم میخواهد آن چه که هست را ببینی، نه آن چیزی که آرزوش را داری توی سرت میپرورانی.
البته ببخشید اگر کمی رک میگویم. خیلی منتظر نباش. آن آدمی که انتظارش را میکشی شاید هیچوقت پیدایش نشود.
میگویی میخواهی دوست داشته شوی، درست است؟
خب بیا کمی عمیقتر نگاه کنیم به این خواسته. تو که منظورت از دوست داشته شدن، این مدل دوست داشتنهای دوزاری اطرافت نیست؛ همینهایی که امروز عاشقاند و فردا فارغ؟
تو حرفات چیز دیگری است. میخواهی دوستداشتنی باشی، آنقدر که خیلی از آدمها_نه همهشان_شیفتهات بشوند، دلشان برایات تند و تند تنگ شود، و در مورد بعضیهاشان دوست داری ماجرا تا آنجا داغ شود که زندگیشان بند شود به زندگیات، نه؟
من فکر میکنم برای برآورده شدن چنین خواستهای یک راه هست.
باید دوستداشتنی شوی، اما اول از همه برای خودت.
باید از خودت شروع کنی. باید خودت اولین دوست دارنده خودت باشی. اولین کسی که جرأت میکند تا برات بمیرد!
آن وقت به نظرم بعید نیست که این شانس را پیدا کنی که با کسی آشنا بشوی که تا حد مرگ دوستت داشته باشد.
اما باید یادت بماند که آدمها، حواسشان باشد یا نه، فقط برای کسی میمیرند که زیبا باشد. و زیبا کسی است که بدذات نباشد، بیشعور نباشد، ضعیفالنفس نباشد و هيچوقت بد نخواهد.
توجه کردهای که هیچ کس عشقهای کج و کوله را تاب نمیآورد؟ حتمن دیدهای که عاشقهای دوزاری، پایش بیفتد همدیگر را پس میزنند، پنهان یا آشکار، دیر یا زود؟
حالا از من به تو نصیحت، اگر نمیخواهی عاشق یا معشوق دوزاری باشی، خودت را دوست داشته باش. بیقید و شرط.
زیبا شو. شک نکن که تو باید آدم بهتری شوی تا بتوانی خودت را بی اما و اگر و بی چک و چانه دوست بداری.
اگر تلاش کردی و زیبا شدی، بدان که این امکان وجود دارد که آن آدم که منتظرش هستی هم، دیر یا زود سر و کلهاش توی زندگیات پیدا بشود.
به هر حال، تو دستدست نکن. قدم اول را بردار. رویات را بدست بیاور!
#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: تنهایِ تنها
(مقابله با دلزدگی و طلاق خاموش)
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
چه نظر بدبینانهای است که چشممان را به راهکارهای برون رفت از طلاق عاطفی ببندیم و راه بازگشتی به زندگیِ دوباره نبینیم.
باید کوشید و راههای ترمیم بیحسی عاطفی را طی کرد و بعد حرکت به سمت موضع مطمئنتری را در پیش گرفت؛ لذا در این یادداشت سعی بر این بوده است که به تکنیکهای شناختی و رفتاریِ مقابله با طلاق عاطفی پرداخته شود:
۱. گام نخست:
(یکطرف باید آغازگر تغییر باشد)
اگر مرد یا زنی، آغازگر تغییر باشد، به این ترتیب که روش زندگی خودش را متحول کند و فضا و موقعیت زندگیاش را دستخوش تغییرات آگاهانه مؤثر قرار بدهد، طرف مقابلش نیز بیشک تحت تأثیر قرار میگیرد و به این شکل، زندگیشان رنگ حیات خواهد گرفت.
در لحظات اختلاف، درخواست و توقع تغییر همسر، کاری عبث و بیهوده است؛ اما امکان تأثیرگذاری بر او، با در پیش گرفتنِ رفتار مناسب از سمت خود وجود دارد؛ زیرا با کنار گذاشتن افکار سمی و ویرانگر و با دوری از جدلهای کلافهکننده، میتوان از تخریب و تضعیف خود و در نتیجه از ویرانی رابطه زناشویی پیشگیری کرد.
در واقع، نکته اصلی و گام نخست هر اقدام اصلاحی، همین مسأله است: آغاز.
۲. گام دوم:
(خودتان را جای همسرتان قرار دهید)
حواستان را از قیل و قالِ دعوا و تنش پرت کنید و لحظهای به نگاهِ اصلاحی مولای متقیان توجه کنید:
«آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه۳۱).
توجه به این مبنای اخلاقی که از آن به قاعده زرین یاد میشود، اوضاع زندگی را تحملپذیرتر میکند و در چنین شرایطی است که توقعات زن و مرد از یکدیگر برآورده میشود.
یک مرد و زن نمونه میبایست برای برونرفت از احساسات کلیشه و روزمره، به خونسردی و احساسات انسانی پناه ببرند و بدانند که هرگز نمیتوانند با غرور و تنگنظری در امور اخلاقی، بنیان و کانون خانوادهشان را مستحکم نگه دارند.
برای حفظ کانون گرم خانواده باید به اموری چون معذرتخواهی در اشتباهات و زیر پا گذاشتن غرور و تکبر توجه داشت.
بله! ایجاد فضای سالم در زندگی، نیاز به اقدام دوطرفه دارد. باید توجه داشت:
«درست همان چیزهایی را که برای تغییر روابط از همسرتان انتظار دارید، او نیز از شما توقع دارد».
۳. گام سوم:
(با تکنیکهای همسرداری آشنا شوید)
در فضای مشاوره، همسران زیادی را شاهدیم که علت آفتها و آسیبهای زندگیشان، ناآشنایی با تکنیکهای همسرداری، بیتوجهی به تفاوتهای روانشناختی زن و مرد است.
وقتی زن و مرد به اقتضائات روحی همدیگر اشراف نداشته باشند، طبیعی است که شرایط نابسامانی را نیز برای همدیگر پدید میآورند.
زن و شوهری که زندگی مشترک آنان به مرحله طلاق پنهان و خاموش رسیده است، توجه به چند مسأله، که در ادامه خواهد آمد، از نان شب هم برایشان واجبتر است:
«مراقبتِ رفتاری، گفتاری و کرداری»؛ چرا که کوچکترین سخن و رفتار ناسنجیده، در این مرحله میتواند زندگی آنان را به پرتگاه جدایی بکشاند.
توصیهای که روانشناسان و تربیتاندیشان در معضلات عاطفی زن و شوهر دارند، مطالعه و به کار گرفتن نکتههایی از قبیل روشهای همسرداری و مسائل زناشویی است.
۴. گام چهارم:
(نصف راه حل به شناسایی مشکل بستگی دارد)
قاعدهای که در حل و رفع مشکل بسیار خودنمایی میکند این است:
«چیزی را که نمیشناسید، نمیتوانید تغییر دهید یا بهبود بخشید».
برای توضیح باید گفت:
تا زمانی که به دقت تشخیص ندهید که کجای رابطه شما با دشواری روبهروست، و تا زمانی که مشکلات روابط خود را شناسایی نکنید، نمیتوانید هدفهای معناداری را برای تغییر دادن آن در نظر بگیرید.
شما باید بتوانید تشخیص بدهید که ازدواج شما در حد خوب، متوسط یا بد است و اینکه چه عاملی آن را به این مرحله رسانده است.
به یاد داشته باشید که تنها در صورتی که مسأله را تشخیص بدهید، میتوانید راهحلهایی برای آن بیابید
بدین ترتیب، از قدرتی که متأثر از این آگاهی پیدا میکنید در شگفت خواهید شد، به گونهای که قادر خواهید بود رابطهی از دست رفته خود را نجات دهید (آرون بک، عشق هرگز کافی نیست، ترجمه مهدی قراچهداغی، ص۲۲.
گام اساسی در اصلاح روابط زن و مردِ آسیبدیده، شناسایی مشکل است.
باید همواره به این کلید اساسی توجه داشت:
کسی که بدون علم و آگاهی و بینش عمل کند، همچون کسی است که بیراهه میرود. چنین کسی هر چه تندتر برود، از راه دورتر میشود (برداشتی از روایت امام صادق علیهالسلام، محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۸، ص۳۹۹۶).
🍀❤ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
موضوع: تنهایِ تنها
(مقابله با دلزدگی و طلاق خاموش)
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
چه نظر بدبینانهای است که چشممان را به راهکارهای برون رفت از طلاق عاطفی ببندیم و راه بازگشتی به زندگیِ دوباره نبینیم.
باید کوشید و راههای ترمیم بیحسی عاطفی را طی کرد و بعد حرکت به سمت موضع مطمئنتری را در پیش گرفت؛ لذا در این یادداشت سعی بر این بوده است که به تکنیکهای شناختی و رفتاریِ مقابله با طلاق عاطفی پرداخته شود:
۱. گام نخست:
(یکطرف باید آغازگر تغییر باشد)
اگر مرد یا زنی، آغازگر تغییر باشد، به این ترتیب که روش زندگی خودش را متحول کند و فضا و موقعیت زندگیاش را دستخوش تغییرات آگاهانه مؤثر قرار بدهد، طرف مقابلش نیز بیشک تحت تأثیر قرار میگیرد و به این شکل، زندگیشان رنگ حیات خواهد گرفت.
در لحظات اختلاف، درخواست و توقع تغییر همسر، کاری عبث و بیهوده است؛ اما امکان تأثیرگذاری بر او، با در پیش گرفتنِ رفتار مناسب از سمت خود وجود دارد؛ زیرا با کنار گذاشتن افکار سمی و ویرانگر و با دوری از جدلهای کلافهکننده، میتوان از تخریب و تضعیف خود و در نتیجه از ویرانی رابطه زناشویی پیشگیری کرد.
در واقع، نکته اصلی و گام نخست هر اقدام اصلاحی، همین مسأله است: آغاز.
۲. گام دوم:
(خودتان را جای همسرتان قرار دهید)
حواستان را از قیل و قالِ دعوا و تنش پرت کنید و لحظهای به نگاهِ اصلاحی مولای متقیان توجه کنید:
«آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه۳۱).
توجه به این مبنای اخلاقی که از آن به قاعده زرین یاد میشود، اوضاع زندگی را تحملپذیرتر میکند و در چنین شرایطی است که توقعات زن و مرد از یکدیگر برآورده میشود.
یک مرد و زن نمونه میبایست برای برونرفت از احساسات کلیشه و روزمره، به خونسردی و احساسات انسانی پناه ببرند و بدانند که هرگز نمیتوانند با غرور و تنگنظری در امور اخلاقی، بنیان و کانون خانوادهشان را مستحکم نگه دارند.
برای حفظ کانون گرم خانواده باید به اموری چون معذرتخواهی در اشتباهات و زیر پا گذاشتن غرور و تکبر توجه داشت.
بله! ایجاد فضای سالم در زندگی، نیاز به اقدام دوطرفه دارد. باید توجه داشت:
«درست همان چیزهایی را که برای تغییر روابط از همسرتان انتظار دارید، او نیز از شما توقع دارد».
۳. گام سوم:
(با تکنیکهای همسرداری آشنا شوید)
در فضای مشاوره، همسران زیادی را شاهدیم که علت آفتها و آسیبهای زندگیشان، ناآشنایی با تکنیکهای همسرداری، بیتوجهی به تفاوتهای روانشناختی زن و مرد است.
وقتی زن و مرد به اقتضائات روحی همدیگر اشراف نداشته باشند، طبیعی است که شرایط نابسامانی را نیز برای همدیگر پدید میآورند.
زن و شوهری که زندگی مشترک آنان به مرحله طلاق پنهان و خاموش رسیده است، توجه به چند مسأله، که در ادامه خواهد آمد، از نان شب هم برایشان واجبتر است:
«مراقبتِ رفتاری، گفتاری و کرداری»؛ چرا که کوچکترین سخن و رفتار ناسنجیده، در این مرحله میتواند زندگی آنان را به پرتگاه جدایی بکشاند.
توصیهای که روانشناسان و تربیتاندیشان در معضلات عاطفی زن و شوهر دارند، مطالعه و به کار گرفتن نکتههایی از قبیل روشهای همسرداری و مسائل زناشویی است.
۴. گام چهارم:
(نصف راه حل به شناسایی مشکل بستگی دارد)
قاعدهای که در حل و رفع مشکل بسیار خودنمایی میکند این است:
«چیزی را که نمیشناسید، نمیتوانید تغییر دهید یا بهبود بخشید».
برای توضیح باید گفت:
تا زمانی که به دقت تشخیص ندهید که کجای رابطه شما با دشواری روبهروست، و تا زمانی که مشکلات روابط خود را شناسایی نکنید، نمیتوانید هدفهای معناداری را برای تغییر دادن آن در نظر بگیرید.
شما باید بتوانید تشخیص بدهید که ازدواج شما در حد خوب، متوسط یا بد است و اینکه چه عاملی آن را به این مرحله رسانده است.
به یاد داشته باشید که تنها در صورتی که مسأله را تشخیص بدهید، میتوانید راهحلهایی برای آن بیابید
بدین ترتیب، از قدرتی که متأثر از این آگاهی پیدا میکنید در شگفت خواهید شد، به گونهای که قادر خواهید بود رابطهی از دست رفته خود را نجات دهید (آرون بک، عشق هرگز کافی نیست، ترجمه مهدی قراچهداغی، ص۲۲.
گام اساسی در اصلاح روابط زن و مردِ آسیبدیده، شناسایی مشکل است.
باید همواره به این کلید اساسی توجه داشت:
کسی که بدون علم و آگاهی و بینش عمل کند، همچون کسی است که بیراهه میرود. چنین کسی هر چه تندتر برود، از راه دورتر میشود (برداشتی از روایت امام صادق علیهالسلام، محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۸، ص۳۹۹۶).
🍀❤ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
برخی معیارها در #اخلاق گفتوگو
1- برای همگان حق متفاوت بودن و متفاوت ماندن قائل باشیم.
2- کوشش نکنیم به هر طریق ممکن، سخن خود را به کرسی بنشانیم.
3- در یک گفتوگو، بیش از هر چیز نیازمند بردباری و شکیبایی هستیم.
4- از به کار بردن الفاظ و واژههایی که متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و یا تهدید باشد جداً امتناع ورزیم.
5- هنر گوش دادن را بیاموزیم و با دقت در دلایل فرد مقابل تأمل کنیم. تمرکز و تمرین سکوت از اهم آمادگیهای گفتوگو محسوب میشود.
6- از نیّتخوانی بپرهیزیم و صرفاً به سخنانی که بر زبان میآید، گوش فرا دهیم و به آنها بیندیشیم.
7- فرد مقابل را کمک کنیم تا بتواند مدعیاتش را سامان دهد و دلایلی را برای آنها فراهم کند.
8- اصل همدلی و خوش بینی ( نسبت به صاحب سخن) به همراه نگاه تیز منتقدانه ( نسبت به مدعیات) را فراموش نکنیم.
9- گفتوگو را به میدان زور آزمایی میان افراد و اعلام برنده و بازنده تبدیل نکنیم.
10- گفتوگو را به مجلس وعظ و خطابه و یا هدایت این و آن تبدیل نکنیم.
11- بر باورهای بیدلیل، ابرام و تعصب نورزیم.
12- پشت مفاهیم و اصطلاحات پر طمطراق پنهان نشویم.
13- همواره فهممان را از آن چه میشنویم، با گویندهی سخن چک کنیم تا متوجه شویم آیا مراد گوینده را آن چنان که او میخواسته است دریافت کردهایم یا خیر.
14- درباره دیگران پیشداوری نکنیم و از فرد مقابل بخواهیم ابهامات سخنانش را برطرف نماید.
15- به نتایج منطقی و اقتضائات سخنانمان وفادار باشیم.
16- چنانچه متوجه اشتباهاتمان شدیم، نه تنها بر آنها اصرار نورزیم، بلکه بر اشتباهمان اقرار کنیم.
17- تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مبادا موضوعات اندیشهای و مسئلههای مورد گفتوگو به مسئله شخصی تبدیل شود.
18- زبان احساسات و عواطف را کنترل نماییم و از بروز خشم جداً جلوگیری کنیم.
19- بر فرد مقابل اتهام وارد نکنیم و از هرگونه برچسب زدن خودداری کنیم.
20- در طول مسیر گفتوگو، آرامش را حفظ کنیم و از عجله کردن برای پاسخ دادن بپرهیزیم.
21- فرد مقابل را حریف خود نپنداریم؛ بلکه او را هماندیشی تلقی کنیم که قرار است مسیر حقیقت را با هم طی کنیم.
22- همواره احتمال دهیم که دست کم بخشی از ایدههای ما اشتباه است و آماده باشیم که آنها را با ایدههای درست جابهجا کنیم .
23- شجاعت گفتن واژه ی «نمیدانم» را در خودمان تقویت کنیم. زیرا در جریان گفتوگو ممکن است مسئلههایی مطرح شود که از حیطه دانش ما بیرون باشد.
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
1- برای همگان حق متفاوت بودن و متفاوت ماندن قائل باشیم.
2- کوشش نکنیم به هر طریق ممکن، سخن خود را به کرسی بنشانیم.
3- در یک گفتوگو، بیش از هر چیز نیازمند بردباری و شکیبایی هستیم.
4- از به کار بردن الفاظ و واژههایی که متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و یا تهدید باشد جداً امتناع ورزیم.
5- هنر گوش دادن را بیاموزیم و با دقت در دلایل فرد مقابل تأمل کنیم. تمرکز و تمرین سکوت از اهم آمادگیهای گفتوگو محسوب میشود.
6- از نیّتخوانی بپرهیزیم و صرفاً به سخنانی که بر زبان میآید، گوش فرا دهیم و به آنها بیندیشیم.
7- فرد مقابل را کمک کنیم تا بتواند مدعیاتش را سامان دهد و دلایلی را برای آنها فراهم کند.
8- اصل همدلی و خوش بینی ( نسبت به صاحب سخن) به همراه نگاه تیز منتقدانه ( نسبت به مدعیات) را فراموش نکنیم.
9- گفتوگو را به میدان زور آزمایی میان افراد و اعلام برنده و بازنده تبدیل نکنیم.
10- گفتوگو را به مجلس وعظ و خطابه و یا هدایت این و آن تبدیل نکنیم.
11- بر باورهای بیدلیل، ابرام و تعصب نورزیم.
12- پشت مفاهیم و اصطلاحات پر طمطراق پنهان نشویم.
13- همواره فهممان را از آن چه میشنویم، با گویندهی سخن چک کنیم تا متوجه شویم آیا مراد گوینده را آن چنان که او میخواسته است دریافت کردهایم یا خیر.
14- درباره دیگران پیشداوری نکنیم و از فرد مقابل بخواهیم ابهامات سخنانش را برطرف نماید.
15- به نتایج منطقی و اقتضائات سخنانمان وفادار باشیم.
16- چنانچه متوجه اشتباهاتمان شدیم، نه تنها بر آنها اصرار نورزیم، بلکه بر اشتباهمان اقرار کنیم.
17- تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مبادا موضوعات اندیشهای و مسئلههای مورد گفتوگو به مسئله شخصی تبدیل شود.
18- زبان احساسات و عواطف را کنترل نماییم و از بروز خشم جداً جلوگیری کنیم.
19- بر فرد مقابل اتهام وارد نکنیم و از هرگونه برچسب زدن خودداری کنیم.
20- در طول مسیر گفتوگو، آرامش را حفظ کنیم و از عجله کردن برای پاسخ دادن بپرهیزیم.
21- فرد مقابل را حریف خود نپنداریم؛ بلکه او را هماندیشی تلقی کنیم که قرار است مسیر حقیقت را با هم طی کنیم.
22- همواره احتمال دهیم که دست کم بخشی از ایدههای ما اشتباه است و آماده باشیم که آنها را با ایدههای درست جابهجا کنیم .
23- شجاعت گفتن واژه ی «نمیدانم» را در خودمان تقویت کنیم. زیرا در جریان گفتوگو ممکن است مسئلههایی مطرح شود که از حیطه دانش ما بیرون باشد.
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
باغبان یا نجار؟
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
دکتر فرهنگ هلاکویی
🍀❤️ @filsofak
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
دکتر فرهنگ هلاکویی
🍀❤️ @filsofak