فلسفه اخلاق
7.42K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
889 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴حکومتی که حقوق مردم را رعایت نکند سقوط می‌کند!

🔴رحیم‌پور ازغدی:

🔴 امام علی(ع) می‌فرمایند هر دولت و حکومتی که حقوق مردم را رعایت نکند سقوط می‌کند.

🔴 فرق امام علی(ع) و معاویه در عدالت و نحوه حکومت بود وگرنه معاویه هم می‌گفت نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج بروید و خودش مسابقات قرآن برگزار می‌کرد.

🔴 فیش‌های حقوقی ۷۰ میلیونی و ۱۰۰ میلیونی را می‌بینیم، می‌گوییم این خیانت است و باید آن‌ها را محاکمه و اخراج‌ کنید؛ می‌گویند با استناد به کدام ماده قانونی؟ نادان‌ها! با استناد به اصل #انقلاب.

🔴 نمی‌فهمید ساده‌زیستی مسئولین جزو اصول این انقلاب است؟ یک وقتی در جمهوری‌ اسلامی مسئولان افتخار می‌کردند که ادای گداها را در بیاورند.
🍀❤️ @filsofak
چنین ماشینی برای سفر نیازمندیم😍
🍀❤️ @filsofak
سحر را فراموش نکنید

امروز هم‌زمان با شادی و خندۀ خواهرانم در ورزشگاه آزادی، من در دل برای دختر آبی گریستم. غم‌انگیزتر از مرگ او، تأثیر نگذاشتن خون او بر تصمیم مسئولان و سیاست‌گذاران داخلی است. آنچه درهای ورزشگاه آزادی را به روی زنان باز کرد، تهدیدهای فیفا بود، نه خودکشی سحر خدایاری. خون سحر، فیفا را مجبور به موضع‌گیری کرد و موضع جدید فیفا، مسئولان را مجبور به تن دادن به ساده‌ترین خواستۀ شهروندان کشور.
ای کسانی که امروز خندیدید و شادی کردید، سحر را فراموش نکنید.

رضا بابایی
۹۸/۷/۱۸
❤️🍀 @filsofak
♦️حضور بانوان در ورزشگاه و قربانی شدن فقه و فقاهت!

سید حمید علوی

🔹1. سالها دین و فقه و فقاهت و فتوا را خرج این مساله کردیم که خدا با حضور بانوان در استادیوم های ورزشی فوتبال آقایان مخالف است و این حکم الله است.
2. البته بودند فقهای تیزبینی که سریع اظهار نظر نکردند و مساله را به موضوع شناسی شورای فرهنگ عمومی کشور موکول کردند و....
3. امروز هم سمبه پرزور فیفا، فتوا و فقه را به حاشیه رانده و ترس از تعلیق فوتبال همه را به نوعی سکوت هوشمندانه و البته قهرمانانه وادار کرد.
4. ای کاش دین و فقه و خدا را خرج این امور که پایش آن قدر محکم نیست نمی کردیم از آن جهت می گویم آن قدر محکم نیست چون اگر محکم بود حکم فیفا که سهل است فیلا هم کاری از پیش نمی برد.
5. برخی امور دیگر هم که بیشتر ذوقیات متفقهین یا ناشی از تمایلات فردی متدین فقه دان است ممکن است روزی با سمبه پرزوری به سرنوشت همین حضور بانوان در ورزشگاه های فوتبال مردانه منجر شود پس چقدر خوب که قبل از این فشارهای پرشور خودمان اذعان کنیم که خیلی هم معلوم نیست نظر خدا این باشد تا لااقل جوانان و مؤمنان نسبت به بقیه احکام الله قطعی یا ظنی معتبر مشکوک نشوند.
6. شاید شاید مسائلی مانند کنسرت نشان دادن یا ندادن ساز موسیقی -کروات- حجاب برای همه حتی غیر مسلمانان کشور_ رییس جمهور شدن زنان_ ساختن یا نساختن فیلم برای شمس و مولانا و حافظ و....و....از مصادیق مساله بالا باشد البته شاید.
7. آنچه در این مساله حضور بانوان در ورزشگاه فوتبال قربانی شد بی شک فقه و فقاهت و استحکام احکام الله و فتوا بود!
❤️🍀 @filsofak
Ye Modat
Masoud Emami
Goosht
Bahram
«گوشت» از زبان انسانی برآمده که روزهای سختی را همراه با افسردگی و خمودگی سپری کرده. بهرام در نقطه‌ای، از این فضا خارج شده و داستانِ فراز و فرود زندگی را با کلامی نافذ و تشبیهاتی هنرمندانه روایت می‌کند.
#موسیقی
❤️🍀 @filsofak
هر انسانی به حکم انسان بودن، فارغ از شغل و پیشه اگر بخواهد زندگی آرمانی داشته باشد،
باید در سه حوزه چیزهایی بداند:
یکم، ادبیات جهانی: شعر، رمان، نمایشنامه و سناریو فیلم و... .
من فقط در ادبیات جهانی یک انسان‌شناسی عمیق را می‌یابم، بیشترین تاکید من بر رمان و شعر است.
دوم، بخش‌هایی از فلسفه را همه باید بدانند، ولو به شکل آماتوری؛ اما آماتور قوی، وگرنه کمیت زندگیشان دیر یا زود لنگ خواهد شد. این به معنای متخصص فلسفه شدن نیست.
بخش‌هایی از معرفت‌شناسی، بخش‌هایی از مابعدالطبیعه، بخش‌هایی از فلسفه زبان، بخش‌هایی از فلسفه ذهن، بخش‌هایی از فلسفه عمل، بخش‌هایی از فلسفه اخلاق، بخش‌هایی از فلسفه دین.
ما دیر یا زود به حکم انسان بودن به اینها نیاز داریم.
سوم،‌ روانشناسی: یک بخش عظیمی از دستاوردهای روانشناسان را همه باید به‌صورت آماتوری بدانیم.

مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
1
«خوشی» حالی است که زود می‌آید و زود می‌رود. «رضایت» مقامی است که دیر می‌آید و دیر می‌پاید. «خوشی» دست می‌دهد، یعنی عاطفه‌ای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است. انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگی‌اش راضی نیست. می‌خندد، اما تهِ خنده‌اش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را می‌زداید، اما ملال و افسردگی را نه. «رضایت» اما گاه ته رنگ اندوه دارد. انسان راضی همیشه شاد نیست، اما ملول و افسرده هم نیست. «خوشی» واکنش عاطفی ماست نسبت به حضور «لذّت». «رضایت» اما نوع بودن ماست در حضور «معنا». «لذّت»های زندگی خوشی می‌آورد، «معنا»ی زندگی رضایت. از بدی‌های روزگار ما این است که بیشترمان از رضایت به خوشی بسنده کرده‌ایم.

آرش نراقی
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:


#دکتر_عبدالکریم_سروش

انگلیسی‌ها ضرب المثلی دارند با این مضمون (کسی که فقط لندن را دیده باشد لندن را هم نمی شناسد) منظورشان این است که شما باید پاریس و رم و برلین را هم ببینی تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبی هست یا نه، کسی که فقط قرآن را خوانده باشد در حقیقت همان قرآن را هم بلد نیست زیرا فقط در تعامل و مقایسه است که می شود هر موضوعی را بهتر فهمید، تک منبعی بودن انسان را متعصب و خشک بار می ‌آورد و عمق فهم او را به طرز عجیبی کاهش می دهد!
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی برای کسانی که به افسردگی دچارهستند (بازیرنویس فارسی)

افسردگی بدترین بیماری خاموش که شاید خودت هم متوجه آن نیستی.
🍀❤️ @filsofak
بفرستید تا دیده شود!
📝📝📝در نقد دوقطبی‌سازی‌های دروغین

✍️سیدمصطفی تاجزاده

کیهان امروز (۱۳۹۸/۷/۲۰) بار دیگر همان خط و روشی را پیش‌گرفت که برخی افراد و رسانه‌های وابسته به دولت‌های خارجی دنبال می‌کنند؛ دوقطبی‌سازی جامعه! که هم دروغ است و هم خطرناک.

کیهان عکس دختران آزادی را برابر عکس دختران زائر قرار داده و کوشیده است جامعه ایرانی را قطبی کند، بدون آنکه توضیح دهد چرا باید زائران حسینی در عراق را قطب مقابل مشوقان تیم ملی در حایران قرار داد؟ و این چه خدمتی به سرور آزادگان جهان است که بگوییم زائر حسین‌بودن یعنی مرزبندی کردن با حضور بانوان در استادیوم‌های ورزشی؟

به‌راستی تلاش آن جنگ‌طلبان تحریم‌خواهی که در وی. او. ای. می‌کوشند زنان بی‌باور به حجاب را به پرخاشگری به زنان محجبه بکشانند، با سوءاستفاده‌کنندگان از رانت رسانه میلی که درصدند بانوان محجبه را مقابل بانوان بی‌اعتقاد به حجاب قرار دهند، چه فرقی می‌کند؟

وقتی زنان جامعه (نه احزاب و جریانهای سیاسی) را به دو قطبی مخالف تقسیم می‌کنیم و بخشی از آنها را رودرروی بخشی دیگری قرار می‌دهیم (مهم نیست در کدام طرف ایستاده باشیم)، نفس این دوگانه‌سازی خطرناک است و مقدمه‌ی سوریه‌شدن ایران به‌شمار می‌رود.

جامعه ایران البته بسی باتجربه‌تر و آگاه‌تر از آن است که در دام تقابل‌سازی‌های کذب ورزشی/دینی بیفتد، یا در تله‌ی قطبی‌سازی مشابه در ارزیابی اخبار اعتراضات مردمی در عراق گرفتار آید.

مگر ندیدیم رسانه میلی با تمام توان کوشید تظاهرات مردم عراق ضد فساد و ناکارآمدی را فتنه‌ای برای تحت‌الشعاع قراردادن راهیپمایی اربعین جلوه دهد، آنهم در حالی که مرجعیت در عراق در کنار مردم ایستاد و اعلام کرد اعتراض علیه فساد و بی‌کفایتی را فتنه نمی‌داند، سرکوب خونین معترضان را موجه نمی‌خواند و خشونت را از هر طرفی محکوم می‌کند؟

جامعه عراق نیز مانند ایران، قطبی‌سازی میان متعرضان به فساد و بیکاری و بی‌لیاقتی را با پذیرایی‌کنندگان از زائران حسینی نقش بر آب خواهد کرد و به‌زودی بسیاری از مردمی را که در خیابان‌ها علیه حکومت اعتراض کردند، در صف مهمان‌پذیران زائران اربعین خواهیم دید.

پیشنهاد من به شقه‌کنندگان ملت در دو سوی اقیانوس این است که دعوت به گفتگو، پذیرش سلایق مختلف و نیل به توافق ملی را جایگزین قطبی‌سازی‌های غیرواقعی و آسیب‌زننده به یکپارچگی ملی کنید.
❤️🍀 @filsofak
💢 از اسلام تا مسلمانی ما

🔹 اسلام مثل یک نوری است که در پشت شیشه‌های کج و کوله و شکسته و کثیف و آلوده‌ای قرار گرفته باشد که وقتی مردم می‌خواهند آن نور را ببینند، چون از ورای این شیشه‌ها می‌بینند و آن نور را به این شکلِ شکسته و کثیف و سیاه و تیره می‌بینند، نمی‌دانند که این، خاصیت این شیشه است؛ این شیشه را بشکن، می‌بینی که آن نور جور دیگری است.
اسلام محجوب به مسلمین است.

📝 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج۷، ص۲۵

⭕️ کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻
🍀❤️ @filsofak
در تفکر سنتی «تجرّد» مرحله ای موقت و انتقالی در زندگی فرد است. فرد مجرّد دیر یا زود باید ازدواج کند تا «سروسامان» بیابد. یعنی انگار تجرّد نوعی بی سروسامانی است. و اگر دوران تجرّد بدرازا بکشد، هزار و یک گمان بد به فرد مجرّد می رود. در این نگاه، زندگی مجرّدانه غیرطبیعی است، و اگر زیاده بدرازا بکشد باید در سلامت جسمی، روانی، و اخلاقی فرد تردید کرد. انگار که زندگی طبیعی و اخلاقی جز با گذر از مرحله انتقالی تجرّد دست نمی دهد. در بهترین حالت، باید به حال فرد مجرَد دل سوزاند.
اما به نظرم از ویژگیهای دوران مدرن این است که رفته رفته فرهنگ عمومی تجرّد را نه به مثابه مرحله ای موقت یا غیرطبیعی یا غیر اخلاقی یا ترحم انگیز، بلکه به مثابه نوعی سبک زندگی برسمیت می شناسد. سبک زندگی آدمها به تناسب سرشت شان فرق می کند. بعضی آدمها در کنار همسر و فرزند شکفته می شوند،‌ بعضی آدمها در خلوت دل خواسته خود آرامش و قرار می یابند. جامعه مدرن هم امکان عینی این تنوع را فراهم می کند، یعنی امکان مجرّد زیستن را به انسانها می دهد،‌ و هم فرهنگ احترام به سبک زندگی دل خواسته افراد را می پروراند، یعنی به جامعه می آموزد که راه شکوفایی و آرامش انسانها فقط از یک کوره راه لگد خورده و مألوف نمی گذرد.
به نظرم سر دیگر طیف هم که تأهل و زندگی زناشویی را غیراخلاقی می داند، راه به افراط می رود. زندگی مطلوب و شکوفاننده برای همه از الگوی واحد پیروی نمی کند. سبک زندگی ای که تو را می شکوفاند چه بسا من را پژمرده کند، و برعکس.
بنابراین، اگر فردا فرد مجرّدی را دیدیم به جای آنکه او را به دیده ترّحم یا تردید بنگریم، با خود فکر کنیم شاید او تجرّد را نه به مثابه یک وضعیت تحمیلی یا گذرا بلکه به مثابه یک سبک زندگی خواستنی و ماندگار انتخاب کرده است. و بعد به انتخاب اش احترام بگذاریم.

"آرش نراقی"
🍀❤️ @filsofak