این راننده تاکسی در بلاروس سنجاب کوچکی در حال مرگ پیدا کرد
او از سنجاب مراقبت کرد و حالا سنجاب از او جدا نمیشودو با هم به سر کار میروند!
دوستی آنها در شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته!
🍀❤️ @filsofak
او از سنجاب مراقبت کرد و حالا سنجاب از او جدا نمیشودو با هم به سر کار میروند!
دوستی آنها در شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته!
🍀❤️ @filsofak
✍️📚📖
سرجمع همه ی عشق ورزی های نسل حاضر، تأمل جدی نوع بشر درباره ی ساخت نسل آینده است، درباره ی آنچه که نسل های بی شمار پس از آنها بدان وابسته اند. عشق امری است بس مهم، زیرا برخلاف سایر امور، سروکاری با خوشبختی و بدبختی فرد حاضر ندارد؛ عشق باید هستی و ماهیت ویژه ی بشر آینده را تأمین کند؛ از این رو اراده ی فردی با چهره ی عظیم تر اراده ی نوع ظاهر می شود؛ و همین امر عشق ورزی را سرشار از معانی احساسی و والا، و هیجانات و زحمات آن را متعالی می سازد. احساساتی که قرنها است شاعران از تشریحشان به انحای مختلف خسته نشده اند. موضوعی وجود ندارد که بتواند در جذابیت با عشق همسری کند، چرا که عشق هم با خوشبختی و بدبختی نوع مربوط است و هم با آنچه در سعادت فرد، به عنوان ظاهر و پوسته دخیل است. به همین دلیل است که خلق داستانی تهی از نشانه های عشق کاری است بس دشوار؛ و در سوی مقابل، موضوع عشق هرچند همواره مورد استفاده بوده و هست هرگز کهنه نمی گردد.
📄 (#آرتور_شوپنهاور/ #متافیزیک_عشق_جنسی/ترجمهی رضا ولی یاری))
❤️🍀 @filsofak
سرجمع همه ی عشق ورزی های نسل حاضر، تأمل جدی نوع بشر درباره ی ساخت نسل آینده است، درباره ی آنچه که نسل های بی شمار پس از آنها بدان وابسته اند. عشق امری است بس مهم، زیرا برخلاف سایر امور، سروکاری با خوشبختی و بدبختی فرد حاضر ندارد؛ عشق باید هستی و ماهیت ویژه ی بشر آینده را تأمین کند؛ از این رو اراده ی فردی با چهره ی عظیم تر اراده ی نوع ظاهر می شود؛ و همین امر عشق ورزی را سرشار از معانی احساسی و والا، و هیجانات و زحمات آن را متعالی می سازد. احساساتی که قرنها است شاعران از تشریحشان به انحای مختلف خسته نشده اند. موضوعی وجود ندارد که بتواند در جذابیت با عشق همسری کند، چرا که عشق هم با خوشبختی و بدبختی نوع مربوط است و هم با آنچه در سعادت فرد، به عنوان ظاهر و پوسته دخیل است. به همین دلیل است که خلق داستانی تهی از نشانه های عشق کاری است بس دشوار؛ و در سوی مقابل، موضوع عشق هرچند همواره مورد استفاده بوده و هست هرگز کهنه نمی گردد.
📄 (#آرتور_شوپنهاور/ #متافیزیک_عشق_جنسی/ترجمهی رضا ولی یاری))
❤️🍀 @filsofak
🔴سه آفت برخاسته از بدفهمی دین
🔹فهم اينكه دين درست و راستين چيست متوقف است بر تعريفى كه از دين داريم. دين را هم به صور و اشكال بسيار متعددى تعريف كرده اند كه تنها يكى از آنها تعريف كاركردى است، يعنى تعريف دين بر حسب كاركردى كه دارد يا بايد داشته باشد. اما كاركرد يا كاركردهايى كه دين دارد يا بايد داشته باشد نيز مورد اجماع نيست.اما اجمالا می توانم بگويم كه به طور كلى، سه نوع آفت می تواند عارض دين شود. گاهى دين تضعيف می شود، گاهى به بيراهه می رود، و گاهى هدفى كه از آن در نظر بوده است معكوس می شود.
🔹به عبارت ديگر گاهى قدرت دين كم مىشود، گاهى قدرتش ضايع میشود و به هدر میرود، و گاهى از قدرتش سوء استفاده میشود.بعيد نيست كه بتوان ادعا كرد كه همه قبول دارند كه اين سه نوع آفت میتوانند دامنگير دين شوند. فقط اختلاف بر سر مصاديق اين سه نوع است.
1️⃣تضعيف شدن دين فقط به اين نيست كه تعداد پيروان آن كاهش يابد يا پيروانش مثلا روزهاى يكشنبه به كليسا نروند يا روزهاى جمعه به نماز جمعه. بلكه آنچه مهمتر است اين است كه دين منحصر به چند عمل عبادى شود كه كسرى و درصدى ازكل اوقات شبانه روز فرد را به خود اختصاص دهند، چنانكه گويى فرد كسرى از شبانه روز را در خواب است، كسر ديگرى را در حال كسب درآمد، كسر ديگرى را در حال خريد مايحتاج زندگى ، و... و كسر ديگرى را هم در حال ديندارى.ديندارى بخشى از اشتغالات شبانه روزى آدمى نيست، بلكه روحيه اى است كه آدمى با آن روحيه در همه اشتغالات شبانه روزی اش حضور می يابد. همانطور كه مثلا نمیتوان گفت كه آدمى در بخشى از اوقات شبانه روزش نفس میكشد و از اكسيژن هوا استفاده میكند و در ساير بخشهاى شبانه روز به كارهاى ديگرى میپردازد، بلكه، در واقع، در تمام اوقات در عين اينكه از اكسيژن هوا بهره میبرد به كارهاى گونه گون خود مشغول است، درست به همين نحو، نمیتوان ديندارى را منحصر به بخشى از اوقات شبانه روز كرد.
2️⃣و اما به بيراهه رفتن دين. دين وقتى به بيراهه میرود و قدرتش ضايع میشود كه متدين دين را دستمايه افتخار و مباهات كند و تمام دغدغه اش اين شود كه به ديگران بباوراند كه تنها دين او دين حقيقى است و تنها او و همكيشانش در زمره فرقه ناجيه اند. كوهنورد واقعى كسى نيست كه در دامنه كوه بايستد تا به همه كسانى كه در تيررس صداى اويند اعلام كند كه تنها راهى كه او در پيش گرفته است به قله مىرسد، بلكه كسى است كه از همه امكاناتى كه در اختيار دارد كمال استفاده را مىكند تا راهى بيابد كه سريعتر، سهلتر، و مطمئنتر به قله رهنمون شود.انتساب به يك دين و مذهب خاص، كه در اكثريت قريب به اتفاق موارد هم چيزى نيست جز دين و مذهب آباء و اجدادى و، بنابراين، مثل بسيارى از داراييهاى ديگر، ارثى است، نه حسن و هنرى است (در مورد دين و مذهب خودمان) و نه قبح و عيبى است (در مورد دين و مذهب ديگران); آنچه مهم است اين است كه همه نيرويمان را صرف سلوك دينى كنيم.
3️⃣ معكوس شدن هدف دين هم چندين مصداق دارد; از جمله يكى اينكه هدف دين را حفظ يك سلسله قوالب و ظواهر بدانيم و نفهميم كه قالب و ظاهر دين، اگر ارزشى دارد، به سبب اين است كه مقدمه و وسيله ی وصول به محتوا و باطن دين است.همين سوء فهم است كه موجب تقديس قوالب و ظواهر دينى و تحجر و جمود ورزيدن بر آنها، به قيمت از كف دادن محتوا و باطن دين، میشود. مصداق ديگر معكوس شدن هدف دين اين است كه گمان كنيم كه دين آمده است تا بهشتى زمينى پديد آورد. ما آدميان را يك بار براى هميشه از بهشت زمينى بيرون كرده اند. نبايد، تحت تاثير ناكجاآبادها و مدينه هاى فاضلهاى كه مكاتب غير دينى به بشر وعده داده اند و براى اينكه، به گمان خودمان، از رقباى غير دينى خود عقب نيفتيم، هدف دين را هم ايجاد بهشتى زمينى تلقى كنيم. حتى اگر قبول كنيم كه دين براى كاهش درد و رنج بشر آمده است (كه من قبول دارم) و حتى اگر بپذيريم كه اگر انسانها واقعا متدينانه زندگى كنند حيات دنيويشان هم آبادتر و معمورتر میشود، باز نتيجه نمی شود كه دين براى ايجاد ناكجاآباد (utopia) زمينى آمده است.دين آمده است كه درون هر يك از ما را بهشتى كند. دين آمده است كه روان ما را آباد و معمور كند و آبادى و معمورى روان به اين است كه از آرامش، شادى، و اميد بهره ور باشد، حصول اين سه وصف بهشتى پيامد ديندارى واقعى اند. اشتباه نشود. من با پديد آمدن بهشت زمينى هيچگونه مخالفتى ندارم; سخن من فقط اين است كه وعدهاى را كه دين نداده است ما از سوى دين به مردم ندهيم. در عوض، مفاد وعده اى را كه دين واقعا داده است به مخاطبانمان تفهيم كنيم.دين می تواند با فرد آدمى كارى كند كه آن فرد، حتى اگر در جامعه اى ناسالم و فاسد و جهنمى هم به سر میبرد، خود سالم و صالح و بهشتى باشد، مانند نيلوفرى خوشرنگ و دل انگيز كه از دل باتلاقى آلوده و عفن سر برمى آورد.
💢مصاحبه مجله هفت آسمان با استاد مصطفي ملكيان
❤️🍀 @filsofak
🔹فهم اينكه دين درست و راستين چيست متوقف است بر تعريفى كه از دين داريم. دين را هم به صور و اشكال بسيار متعددى تعريف كرده اند كه تنها يكى از آنها تعريف كاركردى است، يعنى تعريف دين بر حسب كاركردى كه دارد يا بايد داشته باشد. اما كاركرد يا كاركردهايى كه دين دارد يا بايد داشته باشد نيز مورد اجماع نيست.اما اجمالا می توانم بگويم كه به طور كلى، سه نوع آفت می تواند عارض دين شود. گاهى دين تضعيف می شود، گاهى به بيراهه می رود، و گاهى هدفى كه از آن در نظر بوده است معكوس می شود.
🔹به عبارت ديگر گاهى قدرت دين كم مىشود، گاهى قدرتش ضايع میشود و به هدر میرود، و گاهى از قدرتش سوء استفاده میشود.بعيد نيست كه بتوان ادعا كرد كه همه قبول دارند كه اين سه نوع آفت میتوانند دامنگير دين شوند. فقط اختلاف بر سر مصاديق اين سه نوع است.
1️⃣تضعيف شدن دين فقط به اين نيست كه تعداد پيروان آن كاهش يابد يا پيروانش مثلا روزهاى يكشنبه به كليسا نروند يا روزهاى جمعه به نماز جمعه. بلكه آنچه مهمتر است اين است كه دين منحصر به چند عمل عبادى شود كه كسرى و درصدى ازكل اوقات شبانه روز فرد را به خود اختصاص دهند، چنانكه گويى فرد كسرى از شبانه روز را در خواب است، كسر ديگرى را در حال كسب درآمد، كسر ديگرى را در حال خريد مايحتاج زندگى ، و... و كسر ديگرى را هم در حال ديندارى.ديندارى بخشى از اشتغالات شبانه روزى آدمى نيست، بلكه روحيه اى است كه آدمى با آن روحيه در همه اشتغالات شبانه روزی اش حضور می يابد. همانطور كه مثلا نمیتوان گفت كه آدمى در بخشى از اوقات شبانه روزش نفس میكشد و از اكسيژن هوا استفاده میكند و در ساير بخشهاى شبانه روز به كارهاى ديگرى میپردازد، بلكه، در واقع، در تمام اوقات در عين اينكه از اكسيژن هوا بهره میبرد به كارهاى گونه گون خود مشغول است، درست به همين نحو، نمیتوان ديندارى را منحصر به بخشى از اوقات شبانه روز كرد.
2️⃣و اما به بيراهه رفتن دين. دين وقتى به بيراهه میرود و قدرتش ضايع میشود كه متدين دين را دستمايه افتخار و مباهات كند و تمام دغدغه اش اين شود كه به ديگران بباوراند كه تنها دين او دين حقيقى است و تنها او و همكيشانش در زمره فرقه ناجيه اند. كوهنورد واقعى كسى نيست كه در دامنه كوه بايستد تا به همه كسانى كه در تيررس صداى اويند اعلام كند كه تنها راهى كه او در پيش گرفته است به قله مىرسد، بلكه كسى است كه از همه امكاناتى كه در اختيار دارد كمال استفاده را مىكند تا راهى بيابد كه سريعتر، سهلتر، و مطمئنتر به قله رهنمون شود.انتساب به يك دين و مذهب خاص، كه در اكثريت قريب به اتفاق موارد هم چيزى نيست جز دين و مذهب آباء و اجدادى و، بنابراين، مثل بسيارى از داراييهاى ديگر، ارثى است، نه حسن و هنرى است (در مورد دين و مذهب خودمان) و نه قبح و عيبى است (در مورد دين و مذهب ديگران); آنچه مهم است اين است كه همه نيرويمان را صرف سلوك دينى كنيم.
3️⃣ معكوس شدن هدف دين هم چندين مصداق دارد; از جمله يكى اينكه هدف دين را حفظ يك سلسله قوالب و ظواهر بدانيم و نفهميم كه قالب و ظاهر دين، اگر ارزشى دارد، به سبب اين است كه مقدمه و وسيله ی وصول به محتوا و باطن دين است.همين سوء فهم است كه موجب تقديس قوالب و ظواهر دينى و تحجر و جمود ورزيدن بر آنها، به قيمت از كف دادن محتوا و باطن دين، میشود. مصداق ديگر معكوس شدن هدف دين اين است كه گمان كنيم كه دين آمده است تا بهشتى زمينى پديد آورد. ما آدميان را يك بار براى هميشه از بهشت زمينى بيرون كرده اند. نبايد، تحت تاثير ناكجاآبادها و مدينه هاى فاضلهاى كه مكاتب غير دينى به بشر وعده داده اند و براى اينكه، به گمان خودمان، از رقباى غير دينى خود عقب نيفتيم، هدف دين را هم ايجاد بهشتى زمينى تلقى كنيم. حتى اگر قبول كنيم كه دين براى كاهش درد و رنج بشر آمده است (كه من قبول دارم) و حتى اگر بپذيريم كه اگر انسانها واقعا متدينانه زندگى كنند حيات دنيويشان هم آبادتر و معمورتر میشود، باز نتيجه نمی شود كه دين براى ايجاد ناكجاآباد (utopia) زمينى آمده است.دين آمده است كه درون هر يك از ما را بهشتى كند. دين آمده است كه روان ما را آباد و معمور كند و آبادى و معمورى روان به اين است كه از آرامش، شادى، و اميد بهره ور باشد، حصول اين سه وصف بهشتى پيامد ديندارى واقعى اند. اشتباه نشود. من با پديد آمدن بهشت زمينى هيچگونه مخالفتى ندارم; سخن من فقط اين است كه وعدهاى را كه دين نداده است ما از سوى دين به مردم ندهيم. در عوض، مفاد وعده اى را كه دين واقعا داده است به مخاطبانمان تفهيم كنيم.دين می تواند با فرد آدمى كارى كند كه آن فرد، حتى اگر در جامعه اى ناسالم و فاسد و جهنمى هم به سر میبرد، خود سالم و صالح و بهشتى باشد، مانند نيلوفرى خوشرنگ و دل انگيز كه از دل باتلاقى آلوده و عفن سر برمى آورد.
💢مصاحبه مجله هفت آسمان با استاد مصطفي ملكيان
❤️🍀 @filsofak
🔹من بر این باورم که در #عبادات هم باید #تجدید_نظرهایی بشود *
▫️1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
▫️3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
👈البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
👤 #استاد_محمد_مجتهد_شبستری
❤️🍀 @filsofak
▫️1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
▫️3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
👈البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
👤 #استاد_محمد_مجتهد_شبستری
❤️🍀 @filsofak
20-23.pdf
2.3 MB
مجله خانههایروشن۷۰
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۹
موضوع: #همسرانه (۸)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۹
موضوع: #همسرانه (۸)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
20-23.pdf
3.1 MB
مجله خانههایروشن۶۹
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۸
موضوع: #همسرانه (۷)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۸
موضوع: #همسرانه (۷)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینپسر شاهکار کرد! پخش صدای اذان به صورت کاملا علنی در ملاعام، توسط پسر خوش صدا که همه را شیفته و شوکه کرد! اینجا مونیخ آلمان است و مسلمانان منتظر افطاری کردن هستند! خوب واکنش اروپایی ها را ببینید که در حال فیلمبرداری اند و در پایان موذن را تشویقش می کنند! انسانیت و احترام به ادیان را یاد بگیریم!👍
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
ادب دوم -گفتگو از خانه آغاز می شود.mp3
استاد مصطفی ملکیان
🎙استاد مصطفی ملکیان:
🔸گفت و گو از خانه آغاز می شود
🔹اگر گفت و گو را از اینجا شروع کنیم خیلی موفق تر خواهیم بود.
❤️🍀 @filsofak
🔸گفت و گو از خانه آغاز می شود
🔹اگر گفت و گو را از اینجا شروع کنیم خیلی موفق تر خواهیم بود.
❤️🍀 @filsofak
برای پیمودن راه زندگی، صلاح آدمی در این است که توشهٔ بزرگی از دو چیز را به همراه داشته باشد :
یکی احتیاط و دیگر مدارا :
اولی ما را از آسیب و زیان در امان میدارد و دومی از مشاجره و نزاع.
هرکس که ناگزیر در میان دیگر انسانها زندگی میکند، نباید هیچکس را به علت ذاتی که دارد مطلقاً مردود بشمارد، حتی اگر بدترین، فلاکت بارترین یا مضحکترین فرد باشد، بلکه باید فردیت او را به منزلهٔ واقعیتی تغییرناپذیر قبول کند که بر پایهٔ اصلی ابدی و متافیزیکی باید چنان که هست باشد.
در موارد وخیم بهتر است به خود بگوییم :
«چنین انسانهای غریبی هم باید وجود داشته باشند.».
اگر چنین نکنیم، کاری ناحق کردهایم و آن فرد را به جدالی میان مرگ و زندگی فراخواندهایم.
زیرا هیچکس نمیتواند فردیت خاص خود، یعنی خصوصیات اخلاقی، نیروهای ذهنی، طبع و جسم خود را تغییر دهد.
حال اگر همهٔ وجود او را یکسره محکوم کنیم، چارهای ندارد جز اینکه چون دشمنی جانی با ما بجنگد، زیرا فقط به این شرط حق وجود برایش قائل شدهایم که غیر از آن کسی باشد که هست و این ناممکن است.
بنابراین، برای زندگی کردن در میان آدمیان، باید برای همه، با هر خصوصیتی که دارند، هرقدر هم نابههنجار باشد، حق وجود قائل باشیم و فقط میتوانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان برحسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم.
امّا نه میتوانیم امیدی به تغییرشان ببندیم، نه چنان که هستند محکومشان کنیم.
این درست مصداق این ضرب المثل است که :
«زندگی کن و بگذار زندگی کنند».
اما این رفتار آن قدر که درست است، آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان، همیشه در امان باشد.
هنر تحمل کردن انسانها را میتوان با تحمل کردن اشیاء بیجان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکیشان با سرسختی سدّ راه ما میشوند، تمرینی که هر روز میّسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم، میتوانیم در مورد انسانها نیز به کار گیریم.
به این منظور، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بیجان، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند، به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند.
بنابراین، برآشفته شدن در برابر چنین انسانهایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان میغلطد و راهمان را سد میکند، خشمگین شویم.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
یکی احتیاط و دیگر مدارا :
اولی ما را از آسیب و زیان در امان میدارد و دومی از مشاجره و نزاع.
هرکس که ناگزیر در میان دیگر انسانها زندگی میکند، نباید هیچکس را به علت ذاتی که دارد مطلقاً مردود بشمارد، حتی اگر بدترین، فلاکت بارترین یا مضحکترین فرد باشد، بلکه باید فردیت او را به منزلهٔ واقعیتی تغییرناپذیر قبول کند که بر پایهٔ اصلی ابدی و متافیزیکی باید چنان که هست باشد.
در موارد وخیم بهتر است به خود بگوییم :
«چنین انسانهای غریبی هم باید وجود داشته باشند.».
اگر چنین نکنیم، کاری ناحق کردهایم و آن فرد را به جدالی میان مرگ و زندگی فراخواندهایم.
زیرا هیچکس نمیتواند فردیت خاص خود، یعنی خصوصیات اخلاقی، نیروهای ذهنی، طبع و جسم خود را تغییر دهد.
حال اگر همهٔ وجود او را یکسره محکوم کنیم، چارهای ندارد جز اینکه چون دشمنی جانی با ما بجنگد، زیرا فقط به این شرط حق وجود برایش قائل شدهایم که غیر از آن کسی باشد که هست و این ناممکن است.
بنابراین، برای زندگی کردن در میان آدمیان، باید برای همه، با هر خصوصیتی که دارند، هرقدر هم نابههنجار باشد، حق وجود قائل باشیم و فقط میتوانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان برحسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم.
امّا نه میتوانیم امیدی به تغییرشان ببندیم، نه چنان که هستند محکومشان کنیم.
این درست مصداق این ضرب المثل است که :
«زندگی کن و بگذار زندگی کنند».
اما این رفتار آن قدر که درست است، آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان، همیشه در امان باشد.
هنر تحمل کردن انسانها را میتوان با تحمل کردن اشیاء بیجان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکیشان با سرسختی سدّ راه ما میشوند، تمرینی که هر روز میّسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم، میتوانیم در مورد انسانها نیز به کار گیریم.
به این منظور، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بیجان، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند، به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند.
بنابراین، برآشفته شدن در برابر چنین انسانهایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان میغلطد و راهمان را سد میکند، خشمگین شویم.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
👍1
📝 سگ، خطرناک یا مهربان؟
🎵 فرض کنید:
1. پسری در خانوادهای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار در یک شهر متولد شود. او وقتی کوچک بود، روزی بارانی خودش را به سگ کوچکی رساند و بدن سگ کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباسهای او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه میکرد و گفته شد که باید به او آمپولِ «هاری» تزریق کنند.
بعدها رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رسالههای مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او میداد.
2. دختری در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گلهداری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگهای نگهبان گله بود. برخی روزها که پدرش بیرون میرفت اگر دیر میکرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را میکشید و پدر وقتی وارد میشد دستی به سر و روی سگ میکشید.
یادش میآید که یک روز برادر کوچکش توی باتلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ میکشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
🎵 بعدها این پسر درباره یک «موجود نجس خطرناک» حرف میزند و دختر درباره یک «موجود وفادار مهربان». فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.
🎵 حال حرف من این است:
بخش عمدهای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم.
واژه «مادر» برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده، با کسی که مادری معتاد و بیمسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا میداشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه «شراکت»، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمیشود.
🎵 خلاصه رفیق!
به قول «دیوید برلو»: کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسانهاست. انسانها معنای خود را بر کلمات بار میکنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه میسازند.
📍 (بخوانید: کتاب «ارتباط شناسی»، دکتر محسنیان راد)
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
🎵 فرض کنید:
1. پسری در خانوادهای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار در یک شهر متولد شود. او وقتی کوچک بود، روزی بارانی خودش را به سگ کوچکی رساند و بدن سگ کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباسهای او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه میکرد و گفته شد که باید به او آمپولِ «هاری» تزریق کنند.
بعدها رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رسالههای مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او میداد.
2. دختری در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گلهداری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگهای نگهبان گله بود. برخی روزها که پدرش بیرون میرفت اگر دیر میکرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را میکشید و پدر وقتی وارد میشد دستی به سر و روی سگ میکشید.
یادش میآید که یک روز برادر کوچکش توی باتلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ میکشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
🎵 بعدها این پسر درباره یک «موجود نجس خطرناک» حرف میزند و دختر درباره یک «موجود وفادار مهربان». فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.
🎵 حال حرف من این است:
بخش عمدهای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم.
واژه «مادر» برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده، با کسی که مادری معتاد و بیمسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا میداشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه «شراکت»، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمیشود.
🎵 خلاصه رفیق!
به قول «دیوید برلو»: کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسانهاست. انسانها معنای خود را بر کلمات بار میکنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه میسازند.
📍 (بخوانید: کتاب «ارتباط شناسی»، دکتر محسنیان راد)
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤷♀ هفت تصور اشتباه قبل از ازدواج
😄عوضش ميكنم
اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از دو خانواده و دو فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. بعضی ویژگی های همسرتان، تقریبا غیر قابل تغییر است، این را بپذیرید.
🧟♀باید برای هم بمیریم
اما گمان نکنید برای داشتن یک زندگی عاشقانه، نیاز به یک زندگی افسانه ای دارید، درست است که بایدخواستگارتان را دوست داشته باشید، اما قرار هم نیست هر روز فیلم هندی بازی کنید
🤦♂عشق با گذشت زمان تمام مي شود!
یک عشق واقعی می تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. مرحله دوم عشق، صمیمیت و همراهی است و اصلا به معنای پایان عشق نیست.
🙅♂مسئولیت اداره زندگی به عهده مرد
اگر می خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ ها را وا بکنید و مسئولیت ها را تقسیم کنید.
🤦♀مردها ارزش حمایت را نمی فهمند!
مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می بینند.
🙅♂به خاطر من هر کاری می کند!
درست است که عشق قدرت می آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید.
❤️🍀 @filsofak
😄عوضش ميكنم
اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از دو خانواده و دو فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. بعضی ویژگی های همسرتان، تقریبا غیر قابل تغییر است، این را بپذیرید.
🧟♀باید برای هم بمیریم
اما گمان نکنید برای داشتن یک زندگی عاشقانه، نیاز به یک زندگی افسانه ای دارید، درست است که بایدخواستگارتان را دوست داشته باشید، اما قرار هم نیست هر روز فیلم هندی بازی کنید
🤦♂عشق با گذشت زمان تمام مي شود!
یک عشق واقعی می تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. مرحله دوم عشق، صمیمیت و همراهی است و اصلا به معنای پایان عشق نیست.
🙅♂مسئولیت اداره زندگی به عهده مرد
اگر می خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ ها را وا بکنید و مسئولیت ها را تقسیم کنید.
🤦♀مردها ارزش حمایت را نمی فهمند!
مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می بینند.
🙅♂به خاطر من هر کاری می کند!
درست است که عشق قدرت می آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید.
❤️🍀 @filsofak
« از همین میترسم که به کسی یا چیزی عادت کنی، اون وقت اون کس یا اون چیز غالت بذاره، اون موقع دیگه هیچی برات باقی نمیمونه، میفهمی چی میخوام بگم؟ از کسایی که میذارن و میرن خوشم نمی آد، واسه همینم اول از همه خودم میرم، اینجوری خاطر جمع تره»
بیخود نیست این همه و این همه سال دوستش دارم. خودِ منه.
بخش هایی از کتاب خداحافظ گاری کوپر، رومن گاری
❤️🍀 @filsofak
بیخود نیست این همه و این همه سال دوستش دارم. خودِ منه.
بخش هایی از کتاب خداحافظ گاری کوپر، رومن گاری
❤️🍀 @filsofak
🔘فقه زدگی،مانعِ تبدیلِ دین به معنویت...
👤 #استاد_ملکیان
۵صفحه
🔹فقه زدگی به چه معناست؟
۱.اعمال عبادی باید در خدمت اخلاق باشند.
۲.اعمال عبادی سمبلیک هستند و باید سمبلیک بمانند!
🔹چرا فقهزدگی مانع تبدیل دین به معنویت است؟
۱.ترویج ریا و نفاق
۲.عدم توجه به تیپولوژی روانی انسانها
۳.عدم التفات به ادیان و مذاهب دیگر
۴.عدم توجه به سیر باطنی
🔹متن کامل در فایل زیر ارائه شده است.
❤️🍀 @filsofak
👤 #استاد_ملکیان
۵صفحه
🔹فقه زدگی به چه معناست؟
۱.اعمال عبادی باید در خدمت اخلاق باشند.
۲.اعمال عبادی سمبلیک هستند و باید سمبلیک بمانند!
🔹چرا فقهزدگی مانع تبدیل دین به معنویت است؟
۱.ترویج ریا و نفاق
۲.عدم توجه به تیپولوژی روانی انسانها
۳.عدم التفات به ادیان و مذاهب دیگر
۴.عدم توجه به سیر باطنی
🔹متن کامل در فایل زیر ارائه شده است.
❤️🍀 @filsofak
Telegram
attach 📎
⚪️ده تفاوت عمده دین و معنویت
🔻دین
1⃣درباره خود دعوی صدق انحصاری دارد.
2⃣معمولا انسانهایی را که متدین به سایر ادیانند دعوت به تغییر دین میکند.
3⃣بیشتر به خدای متشخص و انسانوار قائل است.
4⃣بیشتر معطوف به بیرون از خود(the self) است.
5⃣بیشتر معطوف به سعادت آتی و آنجهانی است.
6⃣مبتنی بر ایمان و تعبد است.
7⃣معمولا فاقد جنبه اسطوره ای نیست.
8⃣بیشتر خواهان این است که شخص کاملا به معتقدات،اخلاقیات و عبادیات خاصی التزام ورزد و از آنها عدول نکند.
9⃣خطابش متوجه همه انسانهاست.
🔟دارای طبقه ای به نام روحانیت هست که وظایف و امتیازات خاص خود را دارند.
🔻معنویت
1⃣درباره هیچ دینی دعوی صدق انحصاری ندارد،بلکه هر دینی را تجربه معنوی ای میداند که از سایر تجارب معنوی (یعنی سایر ادیان) بی نیاز نیست.
2⃣هیچ کسی را دعوت به تغییر دین نمی کند،بلکه از هر کسی می خواهد که واقعا ملتزم به دین خود باشد.
3⃣به خدای غیرمتشخص و ناانسانوار قائل است.
4⃣کاملا معطوف به درون«خود» است و با ساحات وجودی سروکار دارد.
5⃣کاملا معطوف به سعادت کنونی و این جهانی است،در عین اینکه منکر زندگی پس از مرگ نیست به تعبیری،سعادت آجل را اولیه،و بلکه رویه دیگر سعادت عاجل میداند.همه چیز را به همین جا منتقل میکند و از اینرو،آزمون پذیر است و تعبدی نیست.
6⃣به هیچ منبعی ایمان و تعبد نمی ورزد،بلکه همه احکام و تعالیم را به بوته آزمون شخصی میگذارد.(به تعبیر سقراط :زندگی آزموده)
7⃣به هیچ وجه،جنبه اسطوره ای ندارد.
8⃣یکسره خواهان حصول تجربه شهودی و بی واسطه عالم واقع است.از اینرو،برای معتقدات،اخلاقیات،مناسک و شعائر فقط تا آنجا ارزش قائل است که به حصول آن تجربه بینجامد.
9⃣خطابش فقط متوجه انسانهایی است که استعداد و قابلیت سیر و سلوک دارند،در عین حال که می کوشد حتی المقدور انسانها را به این استعداد و قابلیت برساند.از آنهایی هم که نمی توانند اهل سیروسلوک باشند میخواهد براساس«هر چه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند»زندگی کنند.(ذو مراتب بودن انسانها)
🔟دارای«روحانیت»نیست.اساتید معنوی طبقه ای را تشکیل نمی دهند و امتیازات خاصی ندارند.
👤 #مصطفی_ملکیان
بررسی وضعیت فکر دینی در دنیای معاصر
❤️🍀 @filsofak
🔻دین
1⃣درباره خود دعوی صدق انحصاری دارد.
2⃣معمولا انسانهایی را که متدین به سایر ادیانند دعوت به تغییر دین میکند.
3⃣بیشتر به خدای متشخص و انسانوار قائل است.
4⃣بیشتر معطوف به بیرون از خود(the self) است.
5⃣بیشتر معطوف به سعادت آتی و آنجهانی است.
6⃣مبتنی بر ایمان و تعبد است.
7⃣معمولا فاقد جنبه اسطوره ای نیست.
8⃣بیشتر خواهان این است که شخص کاملا به معتقدات،اخلاقیات و عبادیات خاصی التزام ورزد و از آنها عدول نکند.
9⃣خطابش متوجه همه انسانهاست.
🔟دارای طبقه ای به نام روحانیت هست که وظایف و امتیازات خاص خود را دارند.
🔻معنویت
1⃣درباره هیچ دینی دعوی صدق انحصاری ندارد،بلکه هر دینی را تجربه معنوی ای میداند که از سایر تجارب معنوی (یعنی سایر ادیان) بی نیاز نیست.
2⃣هیچ کسی را دعوت به تغییر دین نمی کند،بلکه از هر کسی می خواهد که واقعا ملتزم به دین خود باشد.
3⃣به خدای غیرمتشخص و ناانسانوار قائل است.
4⃣کاملا معطوف به درون«خود» است و با ساحات وجودی سروکار دارد.
5⃣کاملا معطوف به سعادت کنونی و این جهانی است،در عین اینکه منکر زندگی پس از مرگ نیست به تعبیری،سعادت آجل را اولیه،و بلکه رویه دیگر سعادت عاجل میداند.همه چیز را به همین جا منتقل میکند و از اینرو،آزمون پذیر است و تعبدی نیست.
6⃣به هیچ منبعی ایمان و تعبد نمی ورزد،بلکه همه احکام و تعالیم را به بوته آزمون شخصی میگذارد.(به تعبیر سقراط :زندگی آزموده)
7⃣به هیچ وجه،جنبه اسطوره ای ندارد.
8⃣یکسره خواهان حصول تجربه شهودی و بی واسطه عالم واقع است.از اینرو،برای معتقدات،اخلاقیات،مناسک و شعائر فقط تا آنجا ارزش قائل است که به حصول آن تجربه بینجامد.
9⃣خطابش فقط متوجه انسانهایی است که استعداد و قابلیت سیر و سلوک دارند،در عین حال که می کوشد حتی المقدور انسانها را به این استعداد و قابلیت برساند.از آنهایی هم که نمی توانند اهل سیروسلوک باشند میخواهد براساس«هر چه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند»زندگی کنند.(ذو مراتب بودن انسانها)
🔟دارای«روحانیت»نیست.اساتید معنوی طبقه ای را تشکیل نمی دهند و امتیازات خاصی ندارند.
👤 #مصطفی_ملکیان
بررسی وضعیت فکر دینی در دنیای معاصر
❤️🍀 @filsofak
▫️پزشك از بدخلقي يك بيمار ديوانه يا مريضي كه تب دارد مكدر نمي شود. انسان بايد از رفتار پزشك با بيمارش الگو بگيرد و بدرفتاريهاي ديگران را به حساب بيماري آنان بگذارد.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️ چگونه یک زندگی معنادار بسازیم؟
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak