📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘☘☘
عشق سرشار از دام است. وقتی می خواهد تجلی کند، فقط نورش را نشان می دهد و نمی گذارد سایه های ناشی از این نور را ببینیم.
.
📕کنار رود پیدرا نشستم و گریستم
👤 پائولو کوئیلو /آرش حجازی
🍀❤ @filsofak
☘☘☘
عشق سرشار از دام است. وقتی می خواهد تجلی کند، فقط نورش را نشان می دهد و نمی گذارد سایه های ناشی از این نور را ببینیم.
.
📕کنار رود پیدرا نشستم و گریستم
👤 پائولو کوئیلو /آرش حجازی
🍀❤ @filsofak
شهرداری ایلام پنج سال است که حکم جالبی صادر کرده
برگهای پاییزی آشغال نیستند؛ آنها جزئی از زیبایی طبیعت هستند و آنها را جمع آوری نمی کنیم.
🍀❤ @filsofak
برگهای پاییزی آشغال نیستند؛ آنها جزئی از زیبایی طبیعت هستند و آنها را جمع آوری نمی کنیم.
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ رفتار بسیار درس آموز امام سجاد علیه السلام با دشمن زمینخورده
🔹هشام بن اسماعیل [حاکم مدینه در زمان عبدالملک بن مروان] در ستم و توهین به اهل مدینه بیداد کرده بود. با خاندان علی(ع) و مخصوصا امام علی بن الحسین زین العابدین(ع)، بیش از دیگران بدرفتاری کرده بود.
🔹ولید پس از به قدرت رسیدن، هشام را معزول ساخت و به جای او عمربن عبدالعزیز، پسر عموی جوان خود را حاکم مدینه قرار داد . عمر برای باز شدن عقده دل مردم، دستور داد هشام بن اسماعیل را جلو خانه مروان بن حکم نگاه دارند و هرکس که از هشام بدی دیده یا شنیده، بیاید و داد دل خود را بگیرد . مردم دسته دسته میآمدند، دشنام و ناسزا و لعن و نفرین بود که نثار هشام بن اسماعیل میشد.
🔹خود هشام بن اسماعیل بیش از همه نگران امام علی بن الحسین(ع) و علویین بود . با خود فکر میکرد انتقام علی بن الحسین در مقابل آن همه ستمها و سبّ و لعنها نسبت به پدران بزرگوارش، کمتر از کشتن نخواهد بود . ولی از آن طرف، امام به علویین فرمود: خوی ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن بعد از آنکه ضعیف شد، انتقام بگیریم، بلکه برعکس، اخلاق ما این است که به افتادگان کمک و مساعدت کنیم.
🔹هنگامی که امام با جمعیت انبوه علویین به طرف هشام بن اسماعیل میآمد، رنگ در چهره هشام باقی نماند. هرلحظه انتظار مرگ را میکشید; ولی بر خلاف انتظار وی، امام طبق معمول -که مسلمانی به مسلمانی می رسد- با صدای بلند فرمود: «سلام علیکم» و با او مصافحه کرد و برحال او ترحم کرده، به او فرمود: «اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم».
🔹پس از این جریان، مردم مدینه نیز شماتت به او را موقوف کردند.
📝 استاد مطهری، داستان راستان، ج1، ص290-289 (با تلخیص)
🍀❤ @filsofak
✅ رفتار بسیار درس آموز امام سجاد علیه السلام با دشمن زمینخورده
🔹هشام بن اسماعیل [حاکم مدینه در زمان عبدالملک بن مروان] در ستم و توهین به اهل مدینه بیداد کرده بود. با خاندان علی(ع) و مخصوصا امام علی بن الحسین زین العابدین(ع)، بیش از دیگران بدرفتاری کرده بود.
🔹ولید پس از به قدرت رسیدن، هشام را معزول ساخت و به جای او عمربن عبدالعزیز، پسر عموی جوان خود را حاکم مدینه قرار داد . عمر برای باز شدن عقده دل مردم، دستور داد هشام بن اسماعیل را جلو خانه مروان بن حکم نگاه دارند و هرکس که از هشام بدی دیده یا شنیده، بیاید و داد دل خود را بگیرد . مردم دسته دسته میآمدند، دشنام و ناسزا و لعن و نفرین بود که نثار هشام بن اسماعیل میشد.
🔹خود هشام بن اسماعیل بیش از همه نگران امام علی بن الحسین(ع) و علویین بود . با خود فکر میکرد انتقام علی بن الحسین در مقابل آن همه ستمها و سبّ و لعنها نسبت به پدران بزرگوارش، کمتر از کشتن نخواهد بود . ولی از آن طرف، امام به علویین فرمود: خوی ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن بعد از آنکه ضعیف شد، انتقام بگیریم، بلکه برعکس، اخلاق ما این است که به افتادگان کمک و مساعدت کنیم.
🔹هنگامی که امام با جمعیت انبوه علویین به طرف هشام بن اسماعیل میآمد، رنگ در چهره هشام باقی نماند. هرلحظه انتظار مرگ را میکشید; ولی بر خلاف انتظار وی، امام طبق معمول -که مسلمانی به مسلمانی می رسد- با صدای بلند فرمود: «سلام علیکم» و با او مصافحه کرد و برحال او ترحم کرده، به او فرمود: «اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم».
🔹پس از این جریان، مردم مدینه نیز شماتت به او را موقوف کردند.
📝 استاد مطهری، داستان راستان، ج1، ص290-289 (با تلخیص)
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هر چه سعی میکنم نمی توانم به اصل خودم برگردم یا در شخصیت قدیمی ام احساس راحتی کنم، اختلالی که وجود دارد بسیار بزرگ است، بعضی چیزها جابه جا شده اند، لامپ سوخته و تکه هایی از گذشته ام مثل زباله بر زمین ریخته اند!
✏ولادیمیر_نابوکف🍁
🍀❤ @filsofak
هر چه سعی میکنم نمی توانم به اصل خودم برگردم یا در شخصیت قدیمی ام احساس راحتی کنم، اختلالی که وجود دارد بسیار بزرگ است، بعضی چیزها جابه جا شده اند، لامپ سوخته و تکه هایی از گذشته ام مثل زباله بر زمین ریخته اند!
✏ولادیمیر_نابوکف🍁
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
-چرا رنجم می دهی؟
-چون دوستت دارم.
-نه دوستم نداری، وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را!
-وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم؛ عشق را ... حتی به قیمت رنج
-پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟
-بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم ...
✏ایتالو_کالوینو🍁
❤🍀 @filsofak
-چرا رنجم می دهی؟
-چون دوستت دارم.
-نه دوستم نداری، وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را!
-وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم؛ عشق را ... حتی به قیمت رنج
-پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟
-بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم ...
✏ایتالو_کالوینو🍁
❤🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
Don’t let anyone rent a space in your head, unless they’re a good tenant.
به هیچکس اجازه نده جایی را در سرت اجاره کند، مگر اینکه مستاجر خوبی باشد.
❤🍀 @filsofak 👈
Don’t let anyone rent a space in your head, unless they’re a good tenant.
به هیچکس اجازه نده جایی را در سرت اجاره کند، مگر اینکه مستاجر خوبی باشد.
❤🍀 @filsofak 👈
سگی که راحت نفس میکشد،
پیرمردی که بدون فشارجمعیت وارد اتوبوس شود،
مردانی باشرافت در اتوبوس، و زنانی که میتوانند به مردان اعتماد کنند؛
همه مدیون کتابی هستند که در دست آن جوان است.
❤🍀 @filsofak
پیرمردی که بدون فشارجمعیت وارد اتوبوس شود،
مردانی باشرافت در اتوبوس، و زنانی که میتوانند به مردان اعتماد کنند؛
همه مدیون کتابی هستند که در دست آن جوان است.
❤🍀 @filsofak
Khianat @CafeKetabPage
Jeffrey Archer
📕 داستان کوتاه : #خیانت
✍ نویسنده : #جفری_آرچر
✍🏻 ترجمه : #علی_فامیان
🎤 با صدای : #بهروز_رضوی
🍀❤ @filsofak
✍ نویسنده : #جفری_آرچر
✍🏻 ترجمه : #علی_فامیان
🎤 با صدای : #بهروز_رضوی
🍀❤ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افراد کمی در دنیا سازِ زامپونیا را
می نوازند...
اجرای بی نظیر قطعه ی چوپان تنها.
ببینید لذت ببرید!
🍀❤ @filsofak
می نوازند...
اجرای بی نظیر قطعه ی چوپان تنها.
ببینید لذت ببرید!
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آدم ها خیلی چیزها را در لایه های زیرین وجود خود پنهان می کنند. هیچ کس واقعا کس دیگر را نمی شناسد؛ مگر آن که با او زیر یک سقف زندگی کند...!
✏"سی بل هاگ/ پشت سرت را نگاه کن"
🍀❤ @filsofak
آدم ها خیلی چیزها را در لایه های زیرین وجود خود پنهان می کنند. هیچ کس واقعا کس دیگر را نمی شناسد؛ مگر آن که با او زیر یک سقف زندگی کند...!
✏"سی بل هاگ/ پشت سرت را نگاه کن"
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
إنسانها در دو صورت چهره واقعى خودشان را نشان ميدهند
اول آنكه بدانند كامل به خواسته هايشان رسيده اند
يا دوم اينكه بدانند هرگز به خواسته هايشان نميرسند
✏ارسطو
🍀❤ @filsofak
إنسانها در دو صورت چهره واقعى خودشان را نشان ميدهند
اول آنكه بدانند كامل به خواسته هايشان رسيده اند
يا دوم اينكه بدانند هرگز به خواسته هايشان نميرسند
✏ارسطو
🍀❤ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
گریه و خنده جزئی از حالتهای خلقی و دماغی ما هستند، جزئی از حال و هوای درونی که ما را غنی میکنند. ولی بتدریج و با گذر زمان، به فراموشی سپرده شدهاند. چیزی که در ابتدا طبیعی و خودانگیخته بوده، اکنون غیرطبیعی میشود. ما به کسی احتیاج داریم که با سقلمه و سیخونک و قلقلک به خنده واداردمان. فقط در این صورت است که میتوانیم بخندیم. برای همین است که این همه لطیفه و جوک در دنیا ابداع شده است.
ما فقط موقعی میخندیم که دلیلی وجود داشته باشد و چیزی ما را به خنده وا دارد. یک نفر لطیفهای نقل میکند، و شما میخندید؛ برای اینکه لطیفه، هیجان خاصی در شما ایجاد میکند. لطیفه در واقع داستانیاست که در جهتی خاص پیش میرود، ولی مسیر آن ناگهان عوض میشود. این تغییرمسیر چنان غیرقابل پیشبینی و شدید است که اصلاً در تصور شما هم نمیگنجد. هیجان افزایش مییابد و شما منتظر شاهبیت و نکتهی اصلی لطیفه هستید. و ناگهان، چیزی کاملاً برخلاف انتظار شما و در عین حال مضحک و محال به گوشتان میرسد که اصلاً با آنچه در ذهن خویش تصور میکردید همخوانی ندارد. یک لطیفه هیچ وقت منطقی نیست.
اگر لطیفه منطقی باشد، ماهیت خندهدار بودن خود را از دست میدهد، زیرا آن موقع شما میتوانیدپایان آن را حدس بزنید و قبل از اینکه شاهبیت لطیفه بیان شود، شما خودتان از طریق قیاس و محاسبه به آن رسیدهاید. از این رو، دیگر خندهدار نخواهد بود. در یک لطیفهی ناب، مسیر مضمون طوری ناگهانی عوض میشود که شما اصلاً نمیتوانید آن را تصور کنید و به آن پی ببرید. این تغییر مسیر را میتوان به یک جهش تعبیر کرد، جهشی کوانتومی ـ به همین دلیل است که یک لطیفهی خوب، باعث آزاد شدن انرژی در قالب خنده میشود. لطیفه روشی ظریف برای قلقلک دادن شما از طریق روح و روان است.
✏ #اشو
🍀❤ @filsofak
گریه و خنده جزئی از حالتهای خلقی و دماغی ما هستند، جزئی از حال و هوای درونی که ما را غنی میکنند. ولی بتدریج و با گذر زمان، به فراموشی سپرده شدهاند. چیزی که در ابتدا طبیعی و خودانگیخته بوده، اکنون غیرطبیعی میشود. ما به کسی احتیاج داریم که با سقلمه و سیخونک و قلقلک به خنده واداردمان. فقط در این صورت است که میتوانیم بخندیم. برای همین است که این همه لطیفه و جوک در دنیا ابداع شده است.
ما فقط موقعی میخندیم که دلیلی وجود داشته باشد و چیزی ما را به خنده وا دارد. یک نفر لطیفهای نقل میکند، و شما میخندید؛ برای اینکه لطیفه، هیجان خاصی در شما ایجاد میکند. لطیفه در واقع داستانیاست که در جهتی خاص پیش میرود، ولی مسیر آن ناگهان عوض میشود. این تغییرمسیر چنان غیرقابل پیشبینی و شدید است که اصلاً در تصور شما هم نمیگنجد. هیجان افزایش مییابد و شما منتظر شاهبیت و نکتهی اصلی لطیفه هستید. و ناگهان، چیزی کاملاً برخلاف انتظار شما و در عین حال مضحک و محال به گوشتان میرسد که اصلاً با آنچه در ذهن خویش تصور میکردید همخوانی ندارد. یک لطیفه هیچ وقت منطقی نیست.
اگر لطیفه منطقی باشد، ماهیت خندهدار بودن خود را از دست میدهد، زیرا آن موقع شما میتوانیدپایان آن را حدس بزنید و قبل از اینکه شاهبیت لطیفه بیان شود، شما خودتان از طریق قیاس و محاسبه به آن رسیدهاید. از این رو، دیگر خندهدار نخواهد بود. در یک لطیفهی ناب، مسیر مضمون طوری ناگهانی عوض میشود که شما اصلاً نمیتوانید آن را تصور کنید و به آن پی ببرید. این تغییر مسیر را میتوان به یک جهش تعبیر کرد، جهشی کوانتومی ـ به همین دلیل است که یک لطیفهی خوب، باعث آزاد شدن انرژی در قالب خنده میشود. لطیفه روشی ظریف برای قلقلک دادن شما از طریق روح و روان است.
✏ #اشو
🍀❤ @filsofak
باید گریه کنم
اما نه برای فاجعه...
برای این
که بازمانده را نجات یافته میدانید
#معین_دهاز
از شعری
عکس: مردی بازمانده از زلزله سيچوان چين، آلبوم خانوادگیش را زیر آوار یافته است.
🍀❤ @filsofak
اما نه برای فاجعه...
برای این
که بازمانده را نجات یافته میدانید
#معین_دهاز
از شعری
عکس: مردی بازمانده از زلزله سيچوان چين، آلبوم خانوادگیش را زیر آوار یافته است.
🍀❤ @filsofak