فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سلامت

نتیجه تحقیقات علمی بر روی تاثیر ورزش بر اندام های بدن نشان داد که برای بدست آوردن بهترین اندام کافیه در روز ۹ حرکت از ۴۸ حرکت بالا را در خانه انجام دهید.
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔴 بهترین شیوۀ برخورد با یک احمق!


به نظر می‌رسد که هیچ قانونِ مطلقی در عرصۀ روابطِ انسانی وجود ندارد و نمی‌توان همۀ روابط را با یک چوب راند. همین پیچیدگیِ روابط انسانی باعثِ دشواریِ تشخیص می‌شود و آن را از حالتِ مکانیکی بودن خارج می‌کند. یک ارتباط‌گرِ ماهر کسی است که در هر موردِ خاص تصمیمی ویژه بگیرد و در هر موقعیتی، با توجه به ویژگی‌های شخصیتی طرفِ مقابل، درست‌ترین واکنشِ ممکن را برگزیند.

اکنون نکته‌ این است که بهترین واکنش در برابر یک «احمق» چیست؟ همین‌جا باید بگویم که کلمۀ «ابله» در این موردِ خاص شامل هیچ گونه ارزش‌داوریی نیست و صرفاً جنبۀ توصیفی دارد. منظور از «ابله» کسی است که ویژگی‌هایی از این دست داشته باشد:

۱. در گفتگو به هیچ مبنای عقلانیی پای‌بند نیست و برای دفاع از نظرِ خود، از دروغ گفتن، اطلاعات غلط دادن و مغالعه کردن ابایی ندارد و درست به همین جهت قانع کردنِ او در بحث غیرممکن است.

۲. از جر و بحث لذت می‌برد؛ زیراکه که جر و بحث فرصتی برای فضل‌فروشی و خودنمایی در اختیار او قرار می‌دهد. برای او «حقیقت‌جویی» و «حقیقت‌گویی» که دو رُکنِ رکینِ هر گفتگویِ سازنده‌ای هستند، اصلاً مطرح نیستند؛ به همین سبب به راحتی موضعِ خود را عوض می‌کند و بسته به موضعِ طرفِ مقابلِ خود، از درِ مخالفت درمی‌آید. به نظر می‌رسد که صرفِ مخالف‌خوانی حسِ خوشایندی در او ایجاد می‌کند.

۳. باورها و نظراتِ طرفِ مقابل برای او مهم نیست و در عمل به چیزی به‌نامِ احترام گذاشتن به دیگران التزام ندارد. این ویژگی تا حد زیادی ناشی از نوعی خودشیفتگی است و باعث می‌شود نیروی همدلیِ شخص از بین برود و به هیچ روی نتواند وضعیت و موقعیتِ دیگران را آن گونه که هست، درک کند.

۴. به هیچ روی به اشتباهِ خود اعتراف نمی‌کند و اصولاً خود را کامل، معصوم و خطاناپذیر می‌پندارد. روشن است که چنین کسی به شدت اهلِ فرافکنی است و همواره آماده است مسئولیتِ خطا و شکست را متوجهِ دیگران سازد و خود را تبرئه کند. به هیچ وجه نمی‌توان به چنین کسی اثبات کرد که اشتباه می‌کند؛ درست به همین دلیل است که چنین کسی هیچگاه حاضر نمی‌شود از یک مشاور، یا استادِ آگاهِ مشفق یاری بگیرد.

این فهرست باز است و می‌توان مواردِ دیگری را بر آن افزود، ولی برای منظور ما همین‌ مقدار کفایت می‌کند. کسی که دارای چنین ویژگی‌هایی باشد، او را «ابله» می‌نامیم، خواه بی‌سواد و کم‌هوش باشد، خواه درس‌خوانده و باهوش. ممکن است کسی به عالی‌ترین درجاتِ علمی رسیده باشد، ولی با این معیارها، یک ابلهِ تمام‌عیار باشد؛ بنابراین بلاهت ربطی به هوش و تحصیلات ندارد. اکنون پرسش این است: با چنین کسی باید چگونه برخورد کرد؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان چند راهِ حل را پیشنهاد کرد:

۱. جدال و مبارزه: به نظر می‌رسد که این راه سودی ندارد؛ زیراکه آدمی را تا پایین‌ترین سطوح اخلاقی تنزل می‌دهد، او را به سفسطه، دروغگویی، لجبازی و ستیزه‌جویی می‌کشاند و مقدار زیادی از وقت و انرژیِ او را تلف می‌کند. جدال کردن با کسی که به هیچ مبنایی پای‌بند نیست، نتیجه‌ای جز تا سطحِ او سقوط کردن در پی ندارد و هیچ انسانِ فرهیخته‌ای اجازۀ چنین رفتاری را به خود نمی‌دهد.

۲. نرمی و مدارا: اگر میزان حماقتِ طرفِ مقابل کم باشد، می‌توان با نرمی و مدارا او را تحمل کرد و رابطه را با تلاش و کوشش فراوان ادامه داد و آسیب‌های آن را تحمل کرد. این راه حل به ویژه در جایی مناسب است که آن شخصِ ابله، از بدِ حادثه، یکی از نزدیکانِ درجه اولِ انسان باشد.

۳. خاموشی: خاموشی راهِ حلی است که خِرَدِ جمعیِ گذشتگان آن را به عنوان بهترین راهِ حل ممکن در برابرِ یک انسان ابله یافته و در قالب ضرب‌المثلِ مشهورِ «جوابِ ابلهان خاموشی» است، بیان کرده است. به نظر می‌رسد در بسیاری از موارد، در برابر یک ابله، بهترین کار همین است که سکوت پیشه کنیم و اجازه بدهیم او هرچه می‌خواهد بگوید، بی‌آنکه پاسخی به او بدهیم.

۴. فرار کردن: اگر ریشه‌های بلاهت در طرف مقابل بسیار استوار باشد، بهترین راهِ حل فرار کردن است. جایی که مدارا و خاموشی هم، در مواجهه با یک شخص، راه به جایی نمی‌برند، ظاهراً گزیر و گریزی از گریختن نیست. به نظر می‌رسد برای پرهیز از آلوده شدن به رذائلِ یک احمق، بهترین راهِ رویارویی با او «مدارا» و «خاموشی» است و اگر این‌ها پاسخ نداد، از او «گریختن»!

ایرج شهبازی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن کوتاه «Cogs 2017»

دنیا رو اونجور که خودت دوست داری و میخوای تغییر بده؛

دنیا در دستان توست...
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
در سیاست و در طبابت هر کس وعده زیاد بدهد، شارلاتان است.

#کارل_پوپر

توضیح: شارلاتان(به فرانسوی: charlatan) به کسی گویند که با زبان خوش، مردم را فریب می دهد.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزهایی که باید به فرزندتون بگین!
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔵 بیماری برخی قدرتمندان

🖊محمد سروش محلاتی

" حاکمان بیماری‌های خاصی پیدا می‌کنند که یکی از آنها "خود شیفتگی است، و همین بیماری، عوارضی چون استکبارو دیکتاتوری را بدنبال دارد؛ ولی نباید این مشکل را فقط در شخص حاکم دید بلکه اطرافیان تملق‌گو که پیوسته او را در اوج علم و تقوی معرفی و از بیان کاستی‌هایش چشم‌پوشی می‌کنند، عامل پیدایش این خطرند که زمینه آن در خود حاکم وجود دارد؛ و حب الاطراء؛ و بهمین دلیل است که برای جلو گیری از این خطر نمی‌توان به وجدان اخلاقی حاکم اکتفا کرد و اگر فضای جامعه بسته باشد، قهرا حاکم بسوی سقوط اخلاقی و سپس سقوط سیاسی حرکت خواهد کرد و از این روست که آزادی‌های سیاسی زمینه از بین رفتن و یا تقلیل فساد اخلاقی را فراهم می‌کند و به عکس، با دیکتاتوری، فضائل اخلاقی در حاکم و پس از آن در جامعه قربانی می‌گردد."
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:
چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
چرا تهمت فراوان است ؟
چرا دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
چرا جوانان به مواد مخدر روی اورده اند ؟
چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟
چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
. چرا فحش زیاد شده ..؟

چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
چرا و چرا؟؟

مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟
پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟

خلاصه :چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟

پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:

ابهام از آینده و اخلاقی زیستن


در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند.

دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند
و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.

آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.

به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم یعنی مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنید.

جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد
و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد.

پس ، لطفا مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید.


سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان
اخلاق و آسیب‌های اجتماعی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎶 هوای تازه ۳

پادکست: (آدم‌های امن)💔
#مصطفی_سلیمانی

انتشارش دهید...
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
🎶 هوای تازه ۳ پادکست: (آدم‌های امن)💔 #مصطفی_سلیمانی انتشارش دهید... ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


رفیقی داری که بدون قضاوت حرفات رو بشنوه؟ فرقی نداره کی باشه...
برای قدردانی هم که شده، آدم‌های امن زندگیت رو تگ کن.
بذار بیاد بخونه کیف کنه! بفهمه حواست بهشون هست.🎈🤗
.
.
.
.
📝 منبرک: (آدم‌های امن)
.
.
یک وقت‌هایی، عکس پروفایل‌های توی گوشی، اینستاگرام، تلگرام و یا حتی لابه‌لای خاطراتم -آن‌جا که سال‌هاست خاک فراموشی گرفته- را می‌گردم. کلی اسم هست که حالا دیگر نیستند. بی‌خود و بی‌جهت نگه‌شان داشته‌ام. مانده‌اند قاطی تک وتوک آدم‌هایی که می‌شناسم و اسم‌شان دور از جانت، رفیق است!
راستش حالا حوصله‌ام از آدم‌های روزمرهّ‌ای که دوره‌ام کرده‌‌اند، سر می‌رود. خسته‌ام. خسته از آن‌هایی که صاف زل می‌زنند توی چشم و دروغ شا‌خ‌دار را آب‌دار می‌گویند و من، باید چشم‌هام را گرد کنم و سرم را تکان بدهم به تایید. که چی بشود؟ که مبادا این دوستی کسالت آور و مسخره‌‌شان را با من تمام کنند؟ که بروند قاطی شماره‌های سال‌ها گرفته نشده؟
من از این رفاقت‌ها همیشه ترسیده‌ام. هم برای خودم. هم برای آن‌ها که می‌آیند تا سوراخی بجورند برای نزدیک و نزدیک‌تر شدن. نه برای محبت. که شاید منفذی بیابند برای رسیدن به تو. به تنها رفیقی که سال‌ها مانده است؛ و داد از اینکه گمان می‌کنند نمی‌فهمیم این نزدیک شدن‌ها برای چیست. که می‌دانیم پی ایرادی می‌گردند تا تو را بگیرند از من. یا من را از تو. که حرف‌ها را ببرند و بیاورند و بندی اگر هست، پاره کنند.
من این روزها کلافه‌ام. کلافه از حرف‌های فهمیده نشده. از لبخندهای احمقانه‌ای که نثار عالم و آدم می‌شود،از نگاهِ از بالا، از جوگیر شدن و اعتماد به نفس مهار نشده پیرامون آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است و گمان می‌کنند باخبرند.
با این‌حال، در اوج همه این خستگی‌ها، کلافگی‌ها، فهمیده نشدن‌ها، دلم تنگ است. برای تو که رفیقی و زلال و دوست داشتنی. برای نگاه بدون قضاوتت. برای لبخند مهربانت. راستش خوب که فکر می کنم می‌بینم که همه این‌ها ارزش رفاقت با تو را دارد. تویی که بین وقت‌های شلوغ‌وپلوغ و درهم‌وبرهمت همیشه جایی برای من داری. تویی که در اوج صمیمیتمان حواست به دل نازک‌نارنجی من هم هست. تویی که واضح هستی و دنیای مات و غبار را می‌فهمی! دلم برای اشتیاقی که هر دویمان برای شناختن همدیگر داشتیم تنگ شده و اینکه همیشه چیزی کشف نشده باقی می‌ماند... دلم برای احوال پرسی‌ها، «دوستت دارم»ها، «مواظب خودت باش»های واقعی تو تنگ شده!
این روزهای سرد دلم گاه و بیگاه برایت تنگ می‌شود رفیق!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
31-38.pdf
10.1 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۹
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۳۶

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
Az Eshgh Bego
Reza Bahram
#حال_خوب
رضا بهرام
(از عشق بگو)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

/‍ ✔️آیا خشونت و مطالعه با هم رابطه دارند؟🔻

موسسه مطالعاتی اقتصاد و صلح، تازه‌ترین گزارش خود را با عنوان «شاخص جهانی صلح» را منتشر کرد.

🔻در این بررسی مهربان ترین کشورها عبارتند از:

۱- ایسلند ۲- دانمارک ۳- اتریش ۴- نیوزیلند ۵- سوئیس ۶- فنلاند ۷- کانادا ۸- ژاپن ۹- استرالیا ۱۰- جمهوری چک

🔻قهر آمیز ترین کشورها عبارتند از:

۱۶۲- سوریه ۱۶۱- عراق ۱۶۰- افعانستان ۱۵۹- سودان شمالی ۱۵۸- آفریقای مرکزی ۱۵۷- سومالی ۱۵۶- سودان ۱۵۵- کنگو ۱۵۴- پاکستان ۱۵۳- کره شمالی ۱۵۲- روسیه ۱۵۱- نیجریه

جالب اینکه ایران با بیش از ۶ میلیون نزاع خیابانی در سال! و بیش از ۱۵ میلیون پرونده قضایی از زد و خورد و قتل و طلاق و تجاوز و ... تازه در سال گذشته رتبه ای بهتر از ۱۳۸ در جدول نیافته است:
در این گزارش، اروپا آرام ترین قاره جهان و آسیا دعوایی ترین قاره ی کره ی زمین است.

جالبتر اینکه ۳۰ کشور آرام جهان، در صدر کشورهای پر مطالعه هستند و بدون استثنا سرانه ی مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است!

این بدان معناست که کسانی که کمتر کتاب میخوانند، افراد بی سوادترند! بیشتر دعوا میکنند و آرامش کمتر دارند! که کشور ما از آخر رتبه بیست و چهارم را دارد.

مردم ما وقتی در تکاپوی رفتن به ترکیه و آنتالیا هستند در سواحل همین کشورها محال است اروپایی ها را بدون کتاب ببینند. اما ما مسافرت میکنیم تاپاساژگردی کنیم. فرق ندارد کجا! چه ترکیه چه سفر حج، چه قطب شمال یا سفر بی بازگشت به مریخ، کتاب از وسایل چمدان ما نیست. این درحالیست که فقط و فقط با روزی ۳۰ دقیقه مطالعه، جایگاه ما از صد و سی و چهارمین کشور نزاع دوست دنیا، به جمع ۱۰ کشور صلح طلب دنیا می‌پیوندد!

نکته ی مهم این است که مطالعه حالت ویروسی دارد و اگر یکی از افراد خانواده کتابخوان باشد، سایر اعضای خانواده به این ویروس مبتلا میشوند! پس در مرحله اول باعث رشد و پیشرفت خودمان و نسل آینده شویم و در مرحله بعد باور کنیم که اگر خودمان تغییر کنیم باعث توسعه کشورمان خواهیم شد. خودمان به داد خودمان و آینده کشورمان برسیم.
❤️🍀 @filsofak
4_5861796761722422393.pdf
5.6 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۵۰
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۳۷

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
اختلاف انسان ها
@ostad_aali
اختلاف انسان‌ها
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استوری
خانواده و همسرداری
زن‌داری
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استوری
خانواده و همسرداری
شوهرداری
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(ماچِ آب‌دار)
.
می‌خواهم غُر بزنم به والدینی که حواس‌شان به بچه‌هایشان نیست. بچه‌هایی از جنسِ فطرت و سلامت که گیر ما بزرگ‌ترها افتاده‌اند...
والدینی که بلد نیستند لب‌شان را به سر و گونه‌های بچه‌ها بچسبانند و ماچِ آب‌دار بردارند.
والدینی که سخت‌شان است دختر و پسرشان را بغل کنند و دو سه دور بچرخانند...
والدینی که بلد نیستند مویِ دخترشان را شانه کنند...
والدین عزیز!
بیاییم دست از کارهای مزخرف و همیشگی بکشیم و برای کوچولوهایمان وقت صرف کنیم. باور کنید جای دوری نمی‌رود. خدا را هم خوش می‌آید.
من و تو باید فرصتی را صرف بچه‌هایمان کنیم.
آن‌ها حواس‌شان به این ارزش‌گذاری هست. به قول مرحوم آیت‌الله بهجت، کودکان به خاطر پاکی فطرت‌شان چیزهایی را می‌بینند و می‌شنوند و می‌فهمند که ما نه می‌بینیم و نه می‌شنویم و نه می‌فهمیم!
بچه‌ها از خودگذشتگیِ ما را می‌بینند و آن را هرگز فراموش نمی‌کنند؛ هر چه بیش‌تر به فرزندان‌مان برسیم، از ناحیه آن‌ها رضایتِ خاطر بیشتری پیدا می‌کنیم؛
تنها خرج آن‌ها را به دوش کشیدن کافی نیست.
ما پدر و مادرها باید گوش شنوا باشیم تا دریچه‌های دلِ بچه‌ها به رویمان گشوده شود.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔴توصيه هاي فرويد به دخترش

زمانی که فروید(بزرگترین روانشناس دنیا) آنا دختر 16 ساله خود را ترک می کرد تا وی استقلال زندگی پیدا کند، تنها 40 نکته به او گوشزد کرد و به گفته خود آنا با اجرای این 40 نکته وی توانست با ایجاد آرامش در خود، در سن 28 سالگی بزرگترین نظریه پرداز روانشناسی شخصیت زمان خود شود. این 40 نکته از این قرار است.

آنای عزیزم زندگی تو می‌تواند به زیبایی رویاهایت باشد.
فقط باید باور داشته باشی که می‌توانی کارهای ساده‌ای انجام بدی.
هر روز این 40 نکته را به کار بگیر و از زندگی خود لذت ببر.

🔹سلامتی:

🍁1- آب فراوان بنوش.
🍁2- مثل یک پادشاه صبحانه، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخور.
🍁3- بیشتر از سبزیجات استفاده کن.
🍁4- بااین 3 تا E زندگی کن:
Energy (انرژی)
Enthusiasm (شور و اشتیاق)
Empathy (دلسوزی و همدلی)
🍁5- از ورزش کمک بگیر.
🍁6- بیشتر بازی کن.
🍁7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوان؛
🍁8- روزانه 10 دقیقه سکوت کن و به تفکر بپرداز.
🍁9-هفت ساعت بخواب.
🍁10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کن و در حین پیاده‌روی، لبخند بزن.

🔹شخصیت:

🍁11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکن: تو نمی‌دانی که بین آنها چه می‌گذرد.
🍁12- افکار منفی نداشته باش، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کن.
🍁13- بیش از حد توان خود کاری انجام نده.
🍁14- خیلی خود را جدی نگیر.
🍁15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکن.
🍁16- وقتی بیدار هستی بیشتر خیال‌پردازی کن.
🍁17- حسادت یعنی اتلاف وقت، تو هر چه را که باید داشته باشی، داری.
🍁18- گذشته را فراموش کن.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیار. این کار آرامش زمان حال تو را از بین می‌برد.
🍁19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشی. نسبت به دیگران تنفر نداشته باش.
🍁20- با گذشته خود رفیق باش تا زمان حال خود را خراب نکنی.
🍁21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن تو نیست، مگر خود تو.
🍁22- بدان که زندگی مدرسه‌ای است که باید در آن چیزهایی بیاموزی. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
🍁23- بیشتر بخند و لبخند بزن.
🍁24- مجبور نیستی که در هر بحثی برنده شوی. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

🔹جامعه:

🍁25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزن.
🍁26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخش.
🍁27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخش.
🍁28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذران.
🍁29- سعی کن حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنی.
🍁30- اینکه دیگران راجع به تو چه فکری می‌کنند، به تو مربوط نیست.
🍁31- زمان بیماری شغل تو به کمک تو نمی‌آید، بلکه دوستان تو به تو مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باش.

🔹زندگی:

🍁32- کارهای مثبت انجام بده.
🍁33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجوی.
🍁34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.
🍁35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
🍁36- مهم نیست که چه احساسی داری، باید به پا خیزی، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنی.
🍁37- مطمئن باش که بهترین هم می‌آید.
🍁38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوی، باید از خدای خود شاكر باشي.
🍁39- بخش عمده درون تو شاد است، بنابراین خوشحال باش.
آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:
🍁40- کمک کن تا پیامهای مثبت همیشه در جهان جاری باشد و بازتاب آنرا در زندگیت ببین.
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حضور دیگران در زندگی یک گزینه است نه یک ضرورت!
#استوری
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📌 عشق، امری عقلانی یا غیر منطقی؟

📎 #مصطفی_سلیمانی

یک.
می گویند عشق در جهان مهم ترین چیز است. اما در این میان چند نفر از انسان ها درنگ می کنند و از خود می پرسند که به راستی عشق چیست؟ فیلسوفان کسانی هستند که دربارۀ چیزهایی پرسش می کنند که دیگران آن ها را بدیهی می دانند. عشق چیزی است که انسان ها از آغاز تاریخ آن را بدیهی دیده اند. فیلسوفان از آن زمان کوشیده اند که دست کم بفهمند عشق چیست.[فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ج1، ص25] افلاطون در رسالۀ ضیافت، به تحقیق درابرۀ ماهیت عشق پرداخته است. این گفتگو، گروهی را در یک مهمانی ترسیم می کند که هر کدام دیدگاهی دربارۀ چیستی عشق ارائه می دهد. یکی از مردان، که نمایشنامه نویسی به نام «آریستوفانس» است، استدلال می کند که عشق راستین هنگامی است که شما «نیمۀ گمشدۀ» خود را بیابید. او برای مهمان ها توضیح می دهد که انسان ها در اصل به سه شکل متفاوت خلق شده اند:
1. یک نیمه مرد و نیمۀ دیگر زن
2. دو نیمه مرد
3. دو نیمه زن
اما یکی از خدایان که از انسان ها عصبانی شده بود، نیمه ها را از هم جدا کرد و هر کدام را در طرفی دور از هم قرار داد. «آریستوفانس» پیشنهاد می کند که همۀ ما باید زندگی مان را وقف یافتن نیمه گمشده خود کنیم. هنگامی که نیمۀ گمشده خود را ببینیم او را خواهیم شناخت، زیرا او پیش تر جزئی از ما بوده است. نیمۀ گمشدۀ ما همان عشق راستین است. احتمالاً «آریستوفانس» قصد ندارد که ما داستانش را به معنای واقعی کلمه جدی بگیریم، بلکه بهتر است آن را تمثیلی برای احساسات خوبمان هنگام عاشق بودن بدانیم.[ر.ک: ضیافت یا سخن در خصوص عشق]

دو. فیلسوفان اتفاق نظر دارند که عشق چیز خوبی است، اما اتفاق نظر ندارند که چرا عشق خوب است. بر اساس نظر افلاطون، عشق خوب است زیرا عقلانی است، به این معنا که عشق همواره دلیل عقلانی دارد. او معتقد است که عشق حقیقی همواره به سوی زیبایی حقیقی کشیده می شود. زیبایی حقیقی چیزی نیست که بتوان آن را دید یا احساس کرد، بلکه از رهگذر فلسفه به وجود زیبایی پی می بریم، یعنی با اندیشیدن دربارۀ آن. بر اساس دیدگاه افلاطون، هنگامی که به کسی عشق می ورزیم، در واقع به «مثال زیبایی» عشق می ورزیم که در آن شخص بازتابیده شده است. از آنجا که «مثال زیبایی» برترین خیر است، کاملاً حق داریم که به آن عشق بورزیم.

سه. نراقی در مقدمۀ کتاب «دربارۀ عشق»، عشق افلاطونی را با عشق آریستوفانس مقایسه کرده و می نویسد: «در عشق افلاطونی (یا مدل سقراطی – دیوتیمایی در «رساله مهمانی» افلاطون):
1. محبوب، اهمیت ذاتی ندارد و صرفاً پنجره‌ای به حقیقت است. محبوب واقعی، حقیقت کلی و مطلق است.
2. جسمانیت، تحقیر می‌شود و مطلوب اصلی، امری ماورای حس است.
در عشق آریستوفانی:
1. فرد محبوب، موضوعیت و اهمیت ویژه دارد و تنها یک فرد خاص، می‌تواند نیمه گمشده فرد باشد و به او کمال خاص را ببخشد.
2. اتحاد جسمانی، نمادی از اتحاد روحی و وجودی عاشق و معشوق است.»[ر.ک: درباره عشق، مارتا نوسباوم ، ترجمۀ آرش نراقی]

چهار: خلاصه اینکه در میان فلاسفه حرف واحدی درباره عشق وجود ندارد اما تقریبا بسیاری از آنها عشق را جدی نگرفته اند، چون از دید آنها عشق، معمولا با عقل جور در نمی آید. مثلا هگل، عشق را در بنیاد خانواده می بیند. زن و مردی به همدیگر علاقمند می شوند و سپس ازدواج می کنند. به این ترتیب، یکی از ابعاد عشق که فلسفه هگل بسیار بر آن تاکید می شود، جنبه وحدت بخشی آن است؛ به خصوص در تحلیلی که او از تشکیل خانواده به دست می دهد، این مهم نقش اساسی ایفا می کند.
به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیت های مستقل شان صرف نظر می کنند و به این ترتیب به شخصیتی واحد بدل می شوند. زناشویی، آگاهی بر یگانگی خود و دیگری است و این یعنی عشق. بر همین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیراخلاقی است و باید به تاخیر افتد. بنابراین عشق نه تنها وحدت بخش است، بلکه عنصری اساسا اخلاقی به شمار می رود.
امانوئل کانت که کلا بی خیال عشق است. او عشق معنوی را که به طور کلی ندیده می گیرد، چون با عقل جور درنمی آید و توجه به نیازهای جسمی را هم کلا پست می داند، حتی در ازدواج. این نظریه از عقاید هگل هم سختگیرانه تر است اما می توان ریشه هر دو عقیده را در آیین کاتولیک دید، آنجا که کشیشان ازدواج نمی کنند و این نکته را حقیر می دانند یا حتی در برخی از گرایش های عرفان یهودی که به ترک دنیا، تاکید می کنند.
نیچه هم به عشق باوری ندارد، هر چند خودش بارها تلاش کرد تا عشق را تجربه کند و ناموفق بود. او تحت تاثیر شوپنهاور، هدف از عشق را استمرار نوع انسان می داند و تولد ابرمرد برای ایجاد اخلاق با یک ارزش گذاری جدید.

ادامه در پست بعد👇👇
🍀❤️ @filsofak