فلسفه اخلاق
7.29K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
952 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
🔸شیزوفرنی چیست

❤️ @filsofak
7
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی‌ سلیمانی)
شکار شبانه صمد طاهری .pdf
4.9 MB
داستانِ «شکار شبانه»
نویسنده #صمد_طاهری

#داستان_فارسی
از مجموعه داستان "شکار شبانه" نشر نیماژ

🆔 @anjoman_moozh
🙏3
♦️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اول‌های زندگی‌اند؟


📝 علی خورسندی


قول مشهوری است از ارنست همینگوی که می‌گوید، کمیاب‌ترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی می‌کنند! شواهدی دال بر همصدایی یا پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر می‌گردیم، می‌بینیم خیلی از همکلاسی‌های درس‌خوان و شاگرد اول‌های‌ کلاس پیشرفت اجتماعی متوسط‌تری دارند؛ زیست اقتصادی پایین‌تری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛‌ زندگی عاطفی پرچالش‌تری دارند. احساس خوشبختی کمتری می‌کنند! در مقابل، همکلاسی‌های درس‌نخوان و مدرسه‌گریز دوران مدرسه زیست‌ اجتماعی‌ بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونق‌تری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایت‌بخش‌تری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی می‌کنند.

به‌راستی چرا اینگونه است؟ تحقیقا پاسخ به این پرسش و تایید پیش‌فرض‌هایی فوق نیازمند پژوهش‌های علمی است. اما بنظر می‌رسد علت‌ها و عوامل مختلفی در این رابطه می‌توانند دخیل‌ باشند!

🔻علت اول اینکه، در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت می‌کند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیت‌های یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق می‌گردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهره‌وری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی می‌تواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست.

🔻علت دوم اینکه، برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیت‌ها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارت‌های ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته می‌شود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتب‌گریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است!

🔻علت سوم اینکه، برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهم‌ترین فاکتور موفقیت حرفه‌ای و شغلی افراد در تجارت و کسب‌و‌‌کار شناخته می‌شود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر می‌شود. هوش هیجانی، هوش تصمیم‌گیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمی‌شود! به همین دلیل، در سازمان‌های امروزی مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخش‌تر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند.

🔻علت چهارم اینکه، جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درس‌خوان‌ها و شاگرد اول‌های کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همان‌هایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسه‌گریزی و اجتماع‌طلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماع‌طلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگ‌تری می‌بیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اول‌های کلاس اجتماع‌گریزند، بی‌دلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی می‌شود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست!

گاردنر می‌گفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدم‌ها از توانمندی‌های ذهنی و انواع هوش‌ها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارت‌های برابر در کاربرد انواع هوش‌ها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک اسکول است، نمی‌تواند تک‌ساحتی عمل کند؛ و یا تک‌بعدی آموزش دهد. فعالیت‌های آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمی‌توانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانش‌آموزان است! انواع هوش‌های ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفته‌اند! برنامه‌های درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوش‌ها، بطور ویژه هوش‌های اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان متمرکز است.


❤️ @filsofak
👍9🙏2👏1
🔻 "مسلمان اگر بخواهد برای خودش و دیگران مضر نباشد، باید دست از خودشیفتگی بردارد."



📌در این جهان دیگر نمی‌شود هر تلقی از دین را به صلاح دانست. اگر تلقی ما بخواهد تلقی‌ای باشد که به مصلحت فرد مسلمان و جوامع اسلامی و به مصلحت کل بشریت باشد، باید هشت ویژگی داشته باشد. به‌ازای هر ویژگی که در تلقی ما از دین خودمان مفقود شود، ما بالقوه هم برای خودمان، هم برای جامعه‌ی اسلامی و هم برای کل جهان، خطرناک می‌شویم. این فقط دربارۀ اسلام صادق نیست. مسیحیت و آیین بودا و هندو و دیگر ادیان جهانی هم وقتی در دهکده‌ی جهانی قرار می‌گیرند و دنیایشان دنیایی بسیار پراطلاعات و دارای دامنه‌ی تنگ عمل می‌شود، باید احتیاط کنند.

📌من اگر در کوچه‌ای دارم راه می‌روم که این کوچه، کوچه‌ی وسیعی است و هر دو دقیقه، سه دقیقه یک آدم از این کوچه رد می‌شود، بی‌احتیاط راه‌رفتنم خیلی ضرری نمی‌زند اما اگر در کوچه‌ای راه می‌روم که هم کوچه تنگ است و هم مدام در کوچه رفت‌وآمد می‌شود و پرازدحام است، احتیاط من بسیار‌ بسیار مؤکدتر می‌شود. چون در این کوچه بی‌احتیاطی من فقط به معنای زمین خوردن من نخواهدبود، به معنای این است که ممکن است این بی‌احتیاطی ما خیلی‌ها را از بین ببرد و به تعبیر مولانا:

ما که کورانه قدم‌ها می‌زنیم
لاجرم قندیل‌ها را بشکنیم

📌وقتی کورانه قدم زدیم لاجرم قندیل‌ها و اشیای قیمتی فراوانی را می‌شکنیم. این کورانه قدم‌زدن حتی اگر کورانه قدم زدن مسلمانان هم باشد- که متأسفانه امروز مسلمانان بسیار کورکورانه قدم می‌زنند- گمان می‌کنم نه به فرد مسلمان و نه به اجتماعات اسلامی هیچ نیکی نرساند. اولین چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که مسلمان اگر بخواهد برای خودش و دیگران مضر نباشد، باید دست از خودشیفتگی بردارد. خیلی از ما اگر حتی خودشیفتگی فردی نداشته باشیم، خودشیفتگی دینی و مذهبی یا خودشیفتگی قومی داریم. ممکن است من در رفتارم خیلی متواضع باشم اما وقتی در دلم جست‌وجو کنید این حس را در من بیابید که ما مردم ایران چون مردم ایرانیم با همه‌ی جای جهان فرق داریم؛ ما مسلمانان چون مسلمانیم با همة مردم جهان فرق داریم. این خودشیفتگی‌های گروهی و قومی گاهی نژادی است و گاهی مربوط به رنگ پوست است و گاهی مربوط به زادگاه و محیط رشد است و گاهی خودشیفتگی‌های دینی و مذهبی است. هیچ مسلمانی نباید خودشیفته باشد، اگر بخواهد به زندگی خود و دیگران لطمه نزند.

📌خودشیفتگی گروهی یعنی این که من بگویم این گروه فقط به این جهت که گروه من است، بر دیگر گروه‌ها ترجیح دارد. ما این تکبر و خودشیفتگی را در زندگی فردی خودمان هم داریم. اگر من بگویم پدر من، شهر من، کشور من، رشته‌ی تحصیلی من و حزب من و انجمن من و طبقة اجتماعی من فقط به لحاظ این که من به آن تعلق دارم بهترین است، این یک نوع کبر و عُجب است. و ما مسلمانان هم مثل پیروان بسیاری از ادیان و مذاهب جهان، کاملاً مستعد این خودشیفتگی هستیم. این که ما فقط به دلیل این که شهادتینی گفته‌ایم و دیگران این شهادتین را به زبان نیاورده‌اند و فقط به خاطر این که چند گرم گوشت را در دهان خودمان جنبانده‌ایم، ما بر دیگران برتری نداریم. این سخن خودشیفتگی قومی است و این خودشیفتگی قومی نه فقط باعث می‌شود که ما به دیگران نقمت‌ها و آزارها و دردهایی وارد کنیم، بلکه خودمان را هم از نعمت‌هایی که می‌توانیم از آنها دریافت کنیم، محروم می‌کنیم چون خودشیفته‌ایم و می‌گوییم خودمان همه چیز را داریم و نیازی به کس دیگری نداریم.

📝 استاد مصطفی ملکیان

❤️ @filsofak
11👍6
رمان، مهمترین فضای مدنی و عمومی جامعه است که می توانید بدون هیچ ترس و خشونتی وارد دنیای آن شده و در آنجا با انسان های دیگر یا همان شخصیت های رمان تجمع کرده و بدون ترس از دستگاه سرکوب به گفتگو درباره مسائل عام جامعه و انسان همچون آزادی، عدالت، عشق، تنهایی، فقر، امید، بیقراری، واماندگی، خیر، شر، بی اعتنایی انسانها نسبت به هم، ناتوانی انسانها در درک خود و دیگران، توان انسان در خوب زیستن، استبداد، انحراف سیاسی یک جامعه، ظلم اجتماعی، نابرابری اجتماعی، و... بپردازید.

مصطفي مهرآئین

❤️ @filsofak
9👍3👎1
✒️📝 ثبت‌نام: دوره‌های بهار نویسندگی
.
🔖دوره‌های نوشتن‌درمانی:
۱. مقدماتی:
جمعه‌ها ساعت ۹:۳۰
۲. متوسطه:
جمعه‌ها ساعت ۱۱:۳۰
۳. داستان کوتاه:
دوشنبه‌ها ساعت ۲۰
.
برای ثبت‌نام و اطلاعات بیش‌تر به این آی‌دی پیام دهید:
@Soleymani63

.
🔹️دوره‌ها از هفته‌ی بعد برگزار خواهد شد.
هر دوره ۸ جلسه دو ساعته‌ است.
جلسات ضبط شده و در گروه گذاشته می‌شود.
هر جلسه تمرین و تکلیفی داده شده و بررسی می‌گردد.

برای ثبت‌نام دایرکت دهید.
.
🔸️ممنون می‌شوم این پست را به اهلش برسانید.
.
#نوشتن_درمانی #نویسندگی_خلاق #نویسندگی #نوشتن #کارگاه_آموزشی
#کارگاه_نویسندگی #ادبیات #مصطفی_سلیمانی

❤️ @filsofak
👍43
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️آیا داشتن تجربه‌ی معنوی و مذهبی و دست دادن حال روحانی به انسان می‌تواند دلیلی بر وجود خدا باشد؟

▫️گفتگو با والتر آرمسترانگ استاد فلسفه، برگردان و زیرنویس: امیرحسین زاهدی

❤️ @filsofak
7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه‌ی باروخ اسپینوزا


▪️مترجم: حسین محمدی‌زاده

▫️باروخ اسپینوزا (به انگلیسی: Baruch Spinoza) و بعدها معروف با نام بندیکت دِ اسپینوزا (زاده ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ – درگذشته ۲۱ فوریه ۱۶۷۷) فیلسوف مشهور هلندی با اصالت یهودیِ سفاردیِ پرتغالی بود. وی یکی از بزرگ‌ترین خردگرایان و جبرگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینه‌ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به‌شمار می‌رود. 

🔸آثار به فارسی:
▫️«اخلاق»، ترجمه محسن جهانگیری، ویراستار اسماعیل سعادت، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ سوم، ۱۳۸۸

▫️«رساله در اصلاح فاهمه (و بهترین راه برای رسیدن به شناخت حقیقی چیزها)»، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۷۴

▫️«ش‍رح اص‍ول ف‍ل‍س‍ف‍ه دک‍ارت و ت‍ف‍ک‍رات م‍اب‍ع‍دال‍طب‍ی‍ع‍ی»، ترجمه محسن جهانگیری، تهران، نشر سمت، چاپ دوم، ۱۳۸۸

▫️«رساله سیاسی» (دفترهای سیاست مدرن۳)، ترجمه پیمان غلامی و ایمان گنجی، ویراستار: محمدمهدی اردبیلی | تهران، نشر روزبهان، چاپ اول، ۱۳۹۳

▫️«رسالهٔ الهی - سیاسی»، ترجمهٔ علی فردوسی، تهران، شرکت سهامی انتشار

#اسپینوزا

❤️ @filsofak
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️تلخ‌ترین و ترسناک‌ترین صورت اضطراب
و درمان آن

❤️ @filsofak
👍82
کارگاه جدید #سینمادرمانی با موضوع #اضطراب

🎬 همه ما حداقل یک‌بار در زندگی‌مان احساس اضطراب کرده‌ایم. آن حس آشنایی که باعث می‌شود دستان‌مان عرق کند، ضربان قلب‌مان تند شود و ذهن‌مان پر از افکار منفی شود.
اضطراب، مثل یک مه غلیظ، می‌تواند زندگی ما را فرا بگیرد و دیدمان را نسبت به آینده تاریک کند.
🎞 امروزه عموماً اضطراب نوعی آفت یا بیماری تلقی می‌شود؛ در میان اختلالاتی که روان‌شناسان و روان‌پزشکان تشخیص می‌دهند و قصد درمانش را دارند، اضطراب بیش‌ترین سهم را دارد. ولی اضطراب فقط یک عارضه یا ناخوشی نیست؛ به‌علاوه، همیشه ضرورت ندارد که درمان و معالجه‌اش کنیم.
📽 درواقع فیلسوفان بسیاری ادعا کرده‌اند که اضطراب بخشی عادی و حتی لاینفک از انسان بودن است؛ آن‌ها مدعی‌اند که پذیرفتن این واقعیت می‌تواند موجب تحول ما شود، و به این ترتیب، با عمیق‌ترکردن فهم ما از خودمان اجازه می‌دهد زندگی پرمعناتری را در پیش بگیریم.

🔖 ثبت‌نام آغاز شده و هفته‌ی آتی (۷ اسفند)، سه‌شنبه ساعت ۲۰:۳۰ شروع خواهد شد.

✔️لینک اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/DGIaCSHR6CP/?igsh=NW1ucXA4MnZ6NTBx
📍ممنون که رسانه‌اید.🌱

❤️ @filsofak
👍64
چهار نکته برای کتاب‌خواندن

۱. بهتر است متناسب با شرایطی که دارید زمان و مکان مناسبی را برای کتاب‌خواندن در نظر بگیرید. این امر به شرطی‌شدن ذهن شما برای تمرکز و آمادگی بیشتر کمک خواهد کرد. در صورت امکان همیشه مکان مشخصی از خانه را برای کتاب‌خواندن انتخاب کنید. همچنین با تعیین زمان مشخص، به دیگران نیز اعلام می‌کنید که در حال مطالعه هستید و این موضوع کمک می‌کند تا دیگران هم رعایت شما را بکنند.

۲. عوامل حواس‌پرتی را به حداقل برسانید. هم عوامل ناشی از اطرافیان و هم عوامل ناشی از پیام‌ها و ابزارهای دیجیتال؛ موبایل و لپ‌تاپ. بهتر است به دیگران اطلاع دهید که قرار است تا ساعت مشخصی مشغول مطالعه باشید.

۳. با نگاه اجمالی به کتاب شروع کنید. این کار مقدمتا کمک خواهد کرد که کتاب را بخوانید یا نه. به‌علاوه نگاه اجمالی کتاب کمک می‌کند ذهنتان را برای خواندن کتاب آماده کنید. همچنین یک ارزیابی مقدماتی در مورد سرعت و وقتی که قرار است به آن کتاب اختصاص دهید، به‌دست خواهد داد.

- نگاه اجمالی به کتاب شامل شناسنامه کتاب یا همان صفحه حقوقی کتاب، فهرست مطالب، مقدمه، پیشگفتار، مقدمه‌ی مترجم (در صورتی کتاب ترجمه باشد و نه تالیف)، مقدمه ناشر و نهایتا نگاهی سطحی (صفحات اول و آخر هر فصل یا هر بخش) به فصول یا بخش‌های مختلف کتاب است.
- شناسنامه کتاب شما را با کتاب و دست‌اندرکاران تولید آن بیشتر آشنا می‌کند. در کتاب‌هایی که ترجمه شده‌اند، دیدن عنوان اصلی کتاب و نام نویسنده و همچنین یک جستجوی اینترنتی در مورد آن خالی از فایده نخواهد بود.
- خواندن فهرست مطالب، تصویری از فضای کلی کتاب و محتوای آن در ذهن شما شکل می‌دهد و شما را متوجه این موضوع می‌کند که قرار است چه چیزهایی بخوانید و به هر موضوع چه سهمی از نظر نقش و زمان اختصاص دهید.
- خواندن مقدمه و دیباچه کتاب اغلب کمک می‌کند از اهمیت کتاب، ارزشمندترین نکات کتاب و اهمیت نسبی فصول تا حدودی باخبر شوید. به‌علاوه ممکن است از داستان شکل‌گیری کتاب اطلاعات مفیدی در اختیار شما قرار دهد.
- در پیشگفتار یک کتاب در واقع با نظر کسی غیر از نویسنده کتاب آشنا می‌شوید. نظرات او درباره اهمیت موضوع کتاب، جایگاه آن کتاب و کمی هم در مورد نویسنده و آثار دیگرش.
- یادمان باشد مرور سطحی کتاب با خلاصه‌خوانی کتاب فرق دارد. در مرور سطحی ما مستقیما با خود کتاب و نویسنده یا مترجم روبرو می‌شویم اما در خلاصه‌خوانی معمولا با برداشت ناشر، یا شخص ثالث دیگری مواجه خواهیم شد.

۴. اگر نمی‌خواهید و یا نمی‌توانید کتابی را به شکل کامل بخوانید، قطعا خلاصه‌خوانی‌هایی که توسط کارشناسان حرفه‌ای تهیه می‌شود، مفید خواهد بود.

❤️ @filsofak
5👍2