فلسفه اخلاق
7.24K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
970 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
🔹️کارگاه آنلاین نویسندگی خلاق (نوشتن‌درمانی)
چگونه با نوشتن روح‌مان را آرام کنیم؟
دوره مقدماتی (دوره دوم)

🔹️مدرس: مصطفی سلیمانی
(نویسنده و روان‌شناس شخصیت)

بیشترِ آدم‌ها راضی‌اند دنیا با چک و لگدهاش و رفت‌ و آمدِ آدم‌هاش، زندگی کردن را یادشان بدهد! سختشان است مثل بچه آدم بنشینند پشت یک ورقه نازک کاغذ، تا ببینند دل‌شان چطور راه زندگی را یادشان می‌دهد!
بیشتر آدم‌ها دنبال راه سخت‌ترند، چون از کاری که شروعش سخت‌تر است می‌ترسند.
وگرنه کیست که با خودش حرف بزند و به خودش معتاد نشود؟
کیست که با خودش خلوت کند و جز خودش، از همه عالم دست نکشد؟
کیست که از خودش بنویسد و دیوانه خودش و دیوانه نوشتن نشود؟
#مصطفی_سلیمانی

🔹️کارگاه آنلاین|جمعه‌ها| ۸ جلسه دوساعته|مهلت ثبت‌نام نهایتا ۱۰ تیرماه.

برای ثبت‌نام و اطلاعات بیش‌تر به آی‌دی بنده پیام دهید:
@soleymani63


❤️ @filsofak
👍7🔥1
Forwarded from معنای زندگی
🔹️ روانِ به‌هم ریخته!


بیشتر آدم‌ها روانِ به هم ریخته‌ای دارند. انگاری که ذهنشان یک جاده هشت‌بانده پرترافیک است، که توی هر صد مترش، یک تصادفِ زنجیره‌ای شده و آن وسط‌مسط‌هاش هم، بعضی از مسافرها از ماشین‌شان پیاده شده‌اند و دارند توی سر و کله هم می‌زنند.
بیشتر آدم‌ها روانِ به هم ریخته‌ای دارند. انگاری که توی کله‌شان یک کتابخانه بزرگ هست، که هیچ کتابیش، سر جای خودش نیست.
بیشتر آدم‌ها، توی ذهنشان الم‌شنگه است. داد و بیداد است. بگیر و ببند است. غلغله و کولی‌بازی است.
بیشتر آدم‌ها، سکون و سکوت را نمی‌فهمند که قرار باشد روانِ آرام و مرتبی داشته باشند.
خیال می‌کنند هرچقدر بیشتر حرف بزنند باکمالات‌ترند و اصلاً به این فکر نمی‌کنند که شاید بهتر باشد فقط محض ضرورت زبان باز کنند!
بیشتر آدم‌ها، بیست و چهار ساعته نطق می‌کنند، حتی وقتی یک بخت‌برگشته زبان‌بسته‌ مادرمرده‌ای دارد براشان چهار کلمه حرفِ حساب می‌زند!
بیشتر آدم‌ها، حتی اگر زبانشان را هم از هم باز نکنند، باز دارند توی ذهن‌شان با خودشان حرف می‌زنند. این‌طور نشان می‌دهند که ساکتند و دارند گوش می‌دهند، اما فکرهای توی ذهن‌شان، آن‌قدر زیادند که دارند از هم سبقت می‌گیرند، و این‌جوری می‌شود که نمی‌توانند حتی توی سکوت هم حرف‌های طرف مقابلشان را بشنوند و وارد دنیاش شوند.
بیشتر آدم‌ها، حتی اگر کسی روبه‌روشان ننشسته باشد هم، باز به حرف زدن ادامه می‌دهند!
بیشتر آدم‌ها اصلاً بلد نیستند توی خلوت و تنهایی خودشان هم سکوت کنند.
بیشتر آدم‌ها ذهن‌شان یک جاده هشت‌بانده پرترافیک است که ماشین‌های توش، از یک‌جا به جای دیگر سرک می‌کشند و نوک می‌زنند و آن‌قدر هر کی به هر کی است که معلوم نیست چی به چیست و چه خبر است.
بیشتر آدم‌ها، روانِ به هم ریخته‌ای دارند و همین است که فکرشان شلوغ‌پلوغ است و زیاد حرف می‌زنند. شاید هم چون زیاد حرف می‌زنند و فکرشان شلوغ‌پلوغ است، روانِ به هم ریخته‌ای دارند.
#مصطفی_سلیمانی
#آدم_ها ۵۰

🍀❤️ @The_meaningoflife
👍5👏31🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️دانلود فیلم

عشق حقیقی (2003)
Love actually 2003
📥 کیفیت : BluRay
📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
💢 نسخه کامل بدون حذفیات
🌟 امتیاز : 7.6 از 10
📺 ژانر : #درام | #عاشقانه | #کمدی
🏆 برنده 1 جایزه فیلم بفتا 10 برنده و 29 نامزدی دیگر
⚠️ دارای محدودیت سنی +18 🔞
♨️ سال انتشار : 2003
👤 کارگردان : Richard Curtis
🌟 ستارگان : Hugh Grant,Martine McCutcheon,liam neeson
🔥با هنرنمایی #هیو_گرانت #مارتین_مک_کاچون #لیام_نیسون
🚩 محصول کشور : آمریکا🇺🇸انگلستان🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿فرانسه🇫🇷

خلاصه داستان: درباره هشت زوج متفاوت و نحوه برخورد آنها با عشقشان در یک ماه قبل از کریسمس در لندن است و...

کارگاه #عشق_درمانی فیلم ۹
#مصطفی_سلیمانی

❤️ @filsofak
👍92
پنج "من" وجودی انسان

۱. آن‌چه واقعا "من" است؛ من ِ واقعی.
۲. آن‌چه من گمان می‌کنم من هستم؛ منی که خود من خیال می‌کند وجود دارد؛ تصور من از خود.
۳. آن‌چه دیگران گمان می‌کنند من هستم؛ تصور دیگران از من.
۴. آن‌چه گمان می‌کنم دیگران در مورد من گمان می‌کنند؛ تصوری که من از تصور دیگران راجع به خود دارم.
۵. آن‌چه دیگران گمان می‌کنند من در مورد خود گمان می‌کنم؛ تصوری که دیگران از تصور من راجع به خود دارند.

در واقع، با یکی از این "من"ها زندگی می‌کنیم، اما آن چهار من دیگر را باید تعطیل کنیم و تنها به تصوری که خود از خود داریم توجه کنیم. دایما دنبال چاق ‌و‌ چله‌کردن تصوری که دیگران از ما دارند هستیم و آن را به قیمت نحیف‌ و لاغرکردن تصوری که از خود داریم، چاق می‌کنیم.

|مصطفی ملکیان، مقاله زندگی اصیل؛ نشرنگاه معاصر|

❤️ @filsofak
👍102
حریم_امام_شماره_503_پرونده_خانواده_عزت_نفس_5_تقویتِ_انتقادگرِ_درون.pdf
307.7 KB
🔹پرونده روان‌شناسی
#عزت_نفس ۵
موضوع:‌ (تقویتِ انتقادگرِ درون)
#مصطفی_سلیمانی

با داستان: پوشک
مجله حریم‌ امام، ش ۵٠٣

❤️ @filsofak
2
Forwarded from معنای زندگی
🔹️ از این شاخه به آن شاخه


بیشتر آدم‌ها خودشان را بی‌چاره می‌دانند.
معتقدند استعدادهاشان به هدر رفته و کسی بالاسرشان نبوده و قدرشان را ندانسته است. ولی همین آدم‌ها، وقتی نوبت به خودشان می‌افتد، خودشان هم قدر خودشان را نمی‌دانند.
شب را روز می‌کنند و روز را شب، و تنها کاری که انجام نمی‌دهند، دانستنِ قدرِ خودشان است!
بیشتر آدم‌ها، حتی آن‌موقع که تصمیم می‌گیرند قدر خودشان را بدانند، باز هم در مسیرِ بی‌چاره کردنِ خودشان قدم برمی‌دارند!
این‌جوری که تصمیم می‌گیرند از خودشان یک اَبَر انسان بسازند! یک همه‌کاره! یک همه‌فن‌حریف! یک همه‌چیز‌دان! یک غیرِ انسان!
بیشتر آدم‌ها وقتی یادشان می‌افتد که باید قدرِ خودشان را بدانند، دستپاچه می‌شوند؛ درست مثل کسی‌که توی یک بیابانِ برهوت گیر افتاده و دارد برای یک قطره آب جان می‌دهد.
این‌جور وقت‌ها بیشتر آدم‌ها، دیوانه‌وار شروع می‌کنند به کندنِ زمین!
زمین را جا به جا می‌کَنند و مثل مرغ سر کنده، برای رسیدن به آب پرپر می‌زنند. چهار متر این‌ور می‌کَنند، پنج ‌متر آن‌ور، نیم متر هم یک طرفِ دیگر. می‌کَنند و خودشان هم می‌دانند که با این‌جور کَندنی، به هیچ‌جا نمی‌رسند. می‌کَنند و آخرش هم دست از پا درازتر می‌شوند. می‌کَنند و تَهَش هم، تشنه و خسته و مأیوس و غم‌زده، ولو می‌شوند روی شن‌ها و دراز به دراز می‌افتند و می‌میرند؛ بدون این‌که حتی یک چکه آب هم گلوشان را تَر کرده باشد.
بیشتر آدم‌ها عادت دارند بیهوده و بی‌هدف از این شاخه به آن شاخه بپرند.
عادت دارند نیروی وجود‌ی‌شان را بی‌تمرکز، پخش کنند روی هزار تا موضوع، و دست آخر، هیچ‌چیز به دست نیاورند و از این‌جا رانده و از آن‌جا مانده شوند. عادت دارند انرژی‌شان را متفرق کنند. عادت دارند به همه‌کار بپردازند و به هیچ‌کاری نپردازند. عادت دارند همه‌کاره هیچ‌کاره شوند.
انگار نه انگار که نور خورشید، وقتی می‌سوزاند که مداومت و تمرکز داشته باشد. و انگار نه انگار که آب، وقتی سنگ را سوراخ می‌کند که از چکّه مداوم خسته نشود.
#مصطفی_سلیمانی
#آدم_ها ۵۱

🍀❤️ @The_meaningoflife
👏5👍41
نابینایان_و_ارتباط_مجله_ارتباطات_مصطفا_سلیمانی.pdf
2.7 MB
اصلِ هویت، گمشده دنیای نابینایان
مصطفی‌سلیمانی

🔹️نابینایان از خودشان راضی‌اند، این ماییم که به وضعشان رضایت نمی‌دهیم؛ چون خیال می‌کنیم از آن‌ها یک‌چیزی بیشتر داریم. در شماره ١۴۵ از مجله ارتباطات، به موضوع «اصلِ هویت، گمشده دنیای نابینایان» پرداخته‌ام.

🔹️اگر دوست دارید دنیا را از دریچه چشم یک فرد نابینا ببینید، و بفهمید برای ارتباط با یک نابینا، باید چه کنید، نوشته مرا در مجله ارتباطات بخوانید.

#مدیریت_ارتباطات

❤️ @filsofak
2👍1
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر راستی‌راستی آب بخواهی، ابر به‌شخصه بالای سرت فرود می‌آید.
هروقت بخواهی تشنگی‌ات را فرو‌می‌نشاند. برگ و بارت می‌شود. و تنگ در آغوشت می‌گیرد.
اگر راستی‌راستی بخواهی برسی، هيچ‌وقت از رفتن بازنمی‌مانی.
#مصطفی_سلیمانی

🍀❤️ @The_meaningoflife
👍81
آدم‌های کاغذ و قلم
#مصطفی_سلیمانی



🔸️بعضی آدم‌ها رسما عاشقند. آدم‌هایِ کاغذ و قلم که بلدند بی‌هوا سرِ راهت سبز شوند و با نوکِ قلم‌شان امید بپاشند به کاغذِ زندگی‌ات.
آن‌ها که اهلِ نوشتن از مهربانی‌اند و در هر حالی پیِ کلمه‌ای می‌گردند که قِل بخورد توی کاغذِ مهرشان. آن‌هایی که بلدند حتی بوها و رنگ‌ها را هم کلمه کنند برایت.
نام این‌ها را باید «نویسنده‌های عاشق» بگذاری. عاشقانی که هیچ‌وقت بلد نبوده‌اند بی‌روح باشند. نخواسته‌اند کلمات را همین‌طور خشک و خالی به خوردت بدهند. صمیمی‌اند و خودمانی.
خالقانی‌اند که خودشان را شبانه‌روز وقفِ خَلقِشان می‌کنند، و تواضع منش‌شان، و عشق تجربه زیسته‌شان است.
حالا اگر از این‌ ناب‌های نایاب بپرسی چطور حالتان را خوب کرده‌اید و من چطور باید حالم را مثل شما خوب کنم، بی‌برو برگرد برایت یک نسخه می‌پیچند: «نوشتن را امتحان کن». می‌گویند «مثلِ فیلی نباش که از بس تویِ خودش کِز کرده، سخت می‌تواند عاج‌هایش را پیدا کند»؛ پس خودت را روی کاغذ بریز.
راستی اگر روزی از بختِ خوش و پیشانیِ بلندت، یکی از این‌ها به تورَت خورد، مبادا چشم از چشم‌هاش برداری که بد قافیه را می‌بازی.
می‌دانی دارم از که حرف می‌زنم؟ از کسی که همه احساسات و عواطفِ سرکوب شده‌ات را می‌شناسد و با گوشت و پوست و استخوانش دردهای شبیه درد تو را لمس کرده است.
مخاطب حرف‌هام کسانی‌اند که «عشق» را جوری برایت شرح می‌کنند که احساس می‌کنی نبض جهانت را توی دست‌هاشان گرفته‌اند.
آن‌ها با حضورشان در زندگی تو، کاری می‌کنند که بی‌تفاوتی دُمش را بگذارد رویِ کولش و برود پِیِ کارش. آن‌قدر به دنیایت ارزش می‌دهند که چیزِ بُنجل دیگر در دنیایت معنایی نخواهد داشت؛ جوری که حتی صدایِ قارقارِ کلاغ و جیرجیرِ برف پاکنِ ماشین هم، زیباترین سمفونیِ دنیا را در ذهنت تداعی کند.
این آدم‌ها بلدند حتی نگاه تو را هم مهربان کنند؛ آن‌قدر که دلت بخواهد سرپرستیِ تمامِ بی‌خانمان‌ها و کودکانِ کار را هم بر عهده بگیری و حتی مادرِ تمامِ بچه گربه‌ها و جوجه‌گنجشک‌هایِ بی‌پناه هم باشی.
اصلن جنسِ محبت‌شان امضادار است و در دل و جانت ردِّپا می‌گذارند. می‌توانند باهات کاری کنند که همیشه منتظر باشی. منتظرِ یک اتفاقِ خوب، جهتِ افتادن، لایِ کلمات، لایِ ساعت‌هایِ غمگین و شاد، لایِ نگاه‌های سنگین و آغوش‌های سرد.
این آدم‌‌ها از جنسِ ماندگاری‌اند. از جنسِ رفاقت‌هایِ ناب و ابدی. دور نباشید از این آدم‌ها که نویدِ روزهایِ خوبِ زندگی‌اند، بس که رسالت نیکی به گردن دارند: «واسطۀ خوب شدنِ حالِ دیگران»


پانویس:
روز قلم بر شما نویسنده‌های عزیز مبارک.

❤️ @filsofak
👍53👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️دانلود فیلم

عصر معصومیت (۱۹۹۳)
THE AGE OF INNOCENCE


📥 کیفیت: ۷۲۰p
📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
💢 نسخه کامل بدون حذفیات
🌟 امتیاز : 7.2 از 10
📺 ژانر : #درام | #عاشقانه 
🏆 برنده: برنده 1 اسکار 15 برنده و 33 نامزدی
برنده اسکار بهترین طراحی لباس و نامزد 4 اسکار دیگر
برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل زن
برنده بهترین کارگردانی و بازیگر نقش مکمل زن از انجمن ملی نقد فیلم آمریکا
نامزد جایزه گرمی بهترین موسیقی متن فیلم
♨️ سال انتشار : 1993
👤 کارگردان: مارتین اسکورسیزی
🌟 ستارگان: دنیل دی‌لوییس، میشل فایفر و وینونا رایدر و...
🚩 محصول کشور: آمریکا🇺🇸

خلاصه داستان: دهه ۱۸۷۰ در نیویورک وکیلی بنام «نیولند آرچر» (دنیل دی لوییس) با دختری بنام «می ولاند» (وینونا رایدر) از خانواده مینگوت نامزد می‌شود. آرچر می‌خواهد عروسی هر چه سریع‌تر برگزار شود، اما از طرف دیگر هر روز بیشتر مجذوب دختر عمه نامزدش، «الن اولنسکا» (میشل فایفر) می‌شود...

✔️این فیلم در لیست "فیلم‌هایی که قبل از مرگ باید دیده شود" قرار دارد.

کارگاه #عشق_درمانی فیلم ۱۰
#مصطفی_سلیمانی

❤️ @filsofak
👍65😁1
گفت‌وگو و توسعه

ما به اشتباه گمان می‌کردیم باید گفت‌وگو کنیم تا بفهمیم چگونه به سمت توسعه برویم. در طول ‏"گفت‌وگوهای توسعه" دریافتیم که گفت‌وگو خود توسعه است؛ گفت‌وگو یعنی توسعه. ملتی که مهارت ‏گفت‌وگو دارد توسعه یافته است و ملتی که توسعه یافته است مهارت گفت‌وگو دارد.
|دکتر محسن رنانی

❤️ @filsofak
3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه‌هایی برای جستجوی دقیق‌تر در گوگل

چطور نتایج مرتبط و معنی‌دارِ جستجو را از نتایج نامرتبط و گمراه‌کننده تفکیک کنیم. نکاتی که ممکن است بعضی‌شان را بدانید، اما لزوما نه همه آنها را.
در این ویديوی آموزشی مشخصا را‌ه‌های محدود‌کردن ابتدایی نتایج و فرمول‌های جستجو در گوگل را با ذکر مثال‌هایی مرور می‌کنیم.

❤️ @filsofak
2
فلسفه اخلاق
❤️ @filsofak
به عشق ایمان دارم.
به این‌که خودش پیش‌قدم می‌شود. به این‌که خودش دست عاشق را می‌گیرد و عاشقی را یادش می‌دهد. و به این‌که خودش عاشق را به خودش می‌رساند.
لابه‌لای شلوغ‌پلوغیِ زندگی گیر افتاده‌ای و آن‌قدر بیچاره‌ شده‌ای که نمی‌توانی قدم از قدم برداری. مات و مبهوتی که باید خودِ غمگینت را چطور سرِ حال بیاوری. دلت می‌خواهد دل‌مردگی‌ات تمام شود و زندگی توی تنت بچرخد، که ناگاه عشق لمست می‌کند.
جان می‌گیری، ولی دوام نمی‌آوری. بس‌که با خوشی غریبه‌ای رَم می‌کنی؛ به سمت ناکجاآباد. انگار عشق برایت سم است. زهر مهلک است. مثل آدمی که سال‌هاست به بوی تعفن خو کرده، عطر تنِ معشوق، زودی دلت را می‌زند.
راهِ بیراهه خودت را پی می‌گیری و معشوق را به حال خودش رها می‌کنی.
معشوق می‌ما‌نَد. همان‌جور و ‌همان‌جایی که جاش گذاشته‌ای. حتی دست‌هاش، به شکل آغوش تو خشکشان می‌زند. و از جاش جُم نمی‌خورد مبادا گُمش کنی.
تو می‌روی و می‌روی و می‌روی و بالأخره توی رفتن‌هات، می‌فهمی آرامِ دلت، همان بود که رهاش کردی.
برمی‌گردی. نه که راه بیفتی، فقط برمی‌گردی. اما معشوق، راه می‌افتد. سراسیمه به سمتت راه می‌افتد. خودش را تا روبه‌روت می‌رساند. دست‌هاش را به آغوش باز می‌کند. برای تویی که آغوشی براش نداری!
نمی‌توانی بغلش بگیری چون احساس می‌کنی کم و خوار و خفیف است. با خودت می‌گویی «این بود؟ چقدر آسان به دست می‌آید! پس به دردم نمی‌خورَد.» با خودت می‌گویی «لابد من خیلی می‌ارزم که این‌طور برام سر و دست می‌شکند!»
محلش نمی‌گذاری و می‌چرخی. دوباره راه بیراهه خودت را می‌روی. این‌بار تندتر از قبل. اما معشوق نمی‌رود. می‌مانَد. دوباره همان‌جایی که رهاش کرده‌ای می‌ایستد تا گُمش نکنی.
تو می‌روی. تند. ولی یاد معشوق، رهات نمی‌کند. مکث می‌کنی. معشوق دوباره به سمتت راه می‌افتد. تا می‌بینی به سمتت راه افتاده، دوباره رَم می‌کنی. راهِ بیراهه‌ات را می‌روی. به خودت می‌آیی. تازه می‌فهمی آرامِ جانت همان است که هی پس‌اش می‌زنی و رهاش می‌کنی. پی‌اش می‌روی. محکم. مطمئن. تند.
و دست‌هاتان. آغوشید برای هم. الی الأبد.
#مصطفی_سلیمانی
#کارگاه_نویسندگی
.
#نوشتن_درمانی #نویسندگی #نویسندگی_خلاق #آموزش_نویسندگی #نوشتار_درمانی #درمان
.
.
🔸️پانویس:
کامنت دوستان را بخوانید و خودتان هم کامنتی خلاقانه برای شرح این صحنه بنويسيد🌻
https://www.instagram.com/p/CfriaEWugt2/?igshid=YmMyMTA2M2Y=

❤️ @filsofak
4👏2👍1
حریم_امام_شماره_504_پرونده_خانواده_عزت_نفس_6_تسلّط_بر_انتقادگرِ.pdf
295.6 KB
🔹پرونده روان‌شناسی
#عزت_نفس ۶
موضوع:‌ (تسلّط بر انتقادگرِ درون)
#مصطفی_سلیمانی

با داستان: پنجه‌های مشت‌کرده
مجله حریم‌ امام، ش ۵۰۴

❤️ @filsofak
👍4
۱۰ فیلم برتر با موضوع عشق
#مصطفی_سلیمانی

+به دوستان خود ارسال کنید

❤️ @filsofak
4👏2🔥1