فلسفه اخلاق
7.23K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
972 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Forwarded from معنای زندگی
باج‌گیری عاطفی
#مصطفی_سلیمانی

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife

 
😁1
(30 شهریور؛ به مناسبت روز جهانی قدرشناسی)

🍃عنوان مقاله: (بیا تا قدر یکدیگر بدانیم)

موضوع: قدرشناسی؛ فضیلتی جهان‌شمول
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
(نویسنده، روانشناس و دانش آموخته فلسفه اخلاق)

منبع: #روزنامه_اعتماد
۲۹شهریور ۱۴۰۰

🔸️عقل به طور فطری تمایل دارد از موجودی که به او نعمتی عطا کرده است قدرشناسی کند. جدای از محرومیت‌هایی که به دنبال بی‌تفاوت بودن نسبت به این امر درونی دامن‌گیر انسان می‌شود، عقل (وجدان) نیز مؤاخذات و شماتت‌های خاصِ خود را برای فرد کفران‌کننده خواهد داشت. در این میان، آن‌چه که می‌تواند سبب برقراری مدامِ روحیه‌ قدرشناسی باشد، وجودِ شناخت نسبت به مُنعم است. در قدرشناسی، با ذکر و توجه به نعمت، شناختِ نعمت حاصل می‌شود، و پس از آن، با شناخت نعمت می‌توان به شناخت منعم نیز رسید.

لینک روزنامه اعتماد:
https://www.magiran.com/article/4220228


🍀❤️ @filsofak
🔸️مصاحبه:
با موضوع: (سوگواری انفرادی در محضر عمومی)


🔸️گفتگو با:
#مصطفی_سلیمانی
🔸️منبع:
سایت #شفقنا

🔸️لینک:
https://media.shafaqna.com/news/529477/

🔹️در گفت‌و‌گوی پیش رو، مصطفی سلیمانی، نویسنده، روان‌شناس و دانش‌آموخته فلسفه اخلاق، با توجه به وضعیتِ بازماندگان قربانیان کرونا، به تحلیل ابعاد سوگِ ابراز نشده آن‌ها پرداخت و نقش رسانه را در تدبیر وضعیت آن‌ها و تسلی‌بخشی به حال روحی‌شان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.


🍀❤️ @filsofak
کانال فلسفه اخلاق:

‍ ‍ گزیده‌ای از بیست ویژگی افراد خردمند که با قوت و ضعف در افراد مختلف وجود دارد.
منظور از خردمندی، هوشمندی تنها نیست، زیرا بسیاری از افراد هستند که از هوش و استعداد بالایی برخوردار بوده‌اند اما ویژگیهای خردمندی در آنها کمتر وشاهده شده است.


#فرهنگ_و_جامعه
#روابط_اجتماعی
#آداب_خردمندان

١-بسیار خوب و بادقت گوش می کنند و وسط صحبت دیگران نمی پرند. هنگام سخن گفتن دیگران، با بغل دستی خود حرف نمی زنند.

٢- سنجیده، کوتاه و دقیق سخن می گویند. در سخنانشان اثری از کنایه، تهدید، تحکم، خشونت و توهین نیست.

٣- بسیار اهل مطالعه هستند و عطش یادگیری دارند. در كنار به روز بودن در حوزه تخصصيشان، در علوم انسانى مطالعات زيادى دارند.

٤- از گفتن "نمی دانم" ابا ندارند و از تصحيح اشتباهاتشان توسط ديگران استقبال مى كنند.

٥- راستگویند. هرجا که راست گفتن را مصلحت نبينند، بجای دروغ گفتن سکوت می کنند.

٦- نگاهشان توأم با احترام و خوشامدی است. در سلام و احترام کردن به دیگران، به جایگاه اجتماعیشان توجه نمی کنند. رفتارشان با فروتنی و آرامش همراه است. چهره ای گشاده و بشاش دارند.

٧- اهل افراط و تفريط نيستند. در نگهدارى اموال عمومى و محيط زيست كوشش مى كنند و از جيب ديگران خرج نمى كنند.

٨- نسبت به باورها و نظراتشان تعصب ندارند و مدام آنها را پالايش مى كنند. از اين روى، نظر مخالف را با گشاده رویی می شنوند و پيش داورى نمى كنند.

٩- گفتار و کردارشان با تغییر منصب و مسئولیتشان تغییر نمی کند. در مديريتشان اهل كار گروهى و تعامل هستند.

١٠- روابطشان بر تصميماتشان تأثير نمى گذارد و سفارش پذير نيستند. براى خوشايند ديگران اظهار نظر مساعد نمى كنند.

١١- به مکان نشستنشان در مجلس حساسیت ندارند. روی اولین صندلی که خالی باشد می نشینند.

١٢- برای به دست آوردن مسئولیتی با دیگران، مستقیم یا غیر مستقیم، مذاکره یا لابی نمی کنند.

١٣- برای دیده شدن تلاش نمی کنند. داوطلب عکس گرفتن یا مصاحبه کردن نیستند. تلاش نمى كنند كه كارها را به نام خود تمام كنند.

١٤- بسیار نکته بین هستند. از تکرار گفته هایشان پرهیز می کنند و در سخنانشان همیشه نکات تازه و بدیع یافت می شود. در موضوعات خارج از تخصصشان اظهار نظر نمى كنند.

١٥- از پذیرش همزمان چند مسئولیت پرهیز می کنند. اگر مسئولیتی را بپذیرند برای تحقق اهداف آن بسیار تلاش می کنند.

١٦- افراد را قضاوت نمی کنند و در خصوص پیشینه، اعتقادات و احوالات خصوصی افراد کنجکاوی و تجسس نمی کنند. بجای سخن گفتن از افراد، از افکار و اندیشه ها سخن می گویند.

١٧- مسئوليت اشتباهاتشان را مى پذيرند و از اعتراف به خطا يا شكست خود طفره نمى روند. در پذيرش اشتباه فرافكنى نمى كنند.

١٨- وارد محاجه و یکی به دو نمی شوند وحاضر جوابى نمى كنند. در برابر تندی و توهین صبور و با سعه ی صدر هستند.

١٩- به هیجانات خود مسلط هستند. در رفتارشان خشم، ترس، اضطراب یا شادی مفرط دیده نمی شود.

٢٠- به هیچکدام از ویژگیهای بالا تظاهر نمی کنند.

اگر چنین افرادی را می شناسید، قدر آنها را بدانید. آنها در این زمانه ی پرآشوب مانند گلهایی هستند که در شکاف صخره ها گم شده اند. جامعه ی بالنده و آرمانی از اینگونه افراد در لایه های زبرین خود بیشتر دارد. کشوری که هرم خردمندی در آن وارونه باشد، یعنی هرچه بالاتر روی بیشتر از جنس خردمندان بیابی، جامعه ی رهیده ایست.


🖊پدرام سلطانی

❤️🍀 @filsofak
👍1
خطای فاجعه‌سازی


یک خطای شناختی و اشتباهِ ادراکی است که در آن، فرد اتفاقات گذشته و آینده خودش را بسیار وحشتناک‌تر از آن‌چه که در واقعِ امر وجود دارد ادراک می‌کند. فردِ مبتلا به خطایِ شناختیِ فاجعه‌سازی، به شدت تمایل به اغراق کردن در خصوص مسائل و فاجعه جلوه دادن آن‌ها دارد و از این رو، بدون در نظر گرفتن تناسبات و لوازمات شکل‌گیریِ یک فاجعه، در هر اتفاقی، ولو ساده و پیش پا افتاده، انتظار وقوع یک فاجعه را می‌کشد. فرد مبتلا، بر این باور است که از میان تمام احتمالات ممکن برای رخ دادن یک اتفاق، همواره وحشتناک‌ترین و دردناک‌ترین حالت آن اتفاق پیش خواهد آمد؛ فاجعه‌ای که تحمل آن از توان فرد خارج خواهد بود. ذهنِ فرد مبتلا به خطای شناختی، یک درد حاد را به یک دردِ مزمنِ ناتوان‌کننده بدل می‌کند و در مسئله به‌ گونه‌ای مبالغه می‌کند که گویی هیچ راه فراری از آن وجود ندارد.


🔸️درمان افراد مبتلا به خطای فاجعه‌سازی:

- در اولین قدم، باید به این موضوع توجه شود که به همان اندازه که ساده‌انگاری اشتباه است، فاجعه‌سازی نیز توجیه عقلانی و منطقی ندارد، و آن‌چه که فرد باید به دست بیاورد، تفکر واقع‌بینانه است.
- در دومین قدم، باید در نظر داشته باشد، که فاجعه‌سازی وجه مثبت نیز دارد. یعنی سبب می‌شود که فرد، اضطراری بودن شرایط و موقعیت‌ها را درک کند و به این ترتیب از وقوع اتفاقات بد پیشگیری به عمل بیاورد. پس آن‌چه که اشتباه است، جدی گرفتن احتمالات غیر واقع‌بینانه است.
- در سومین قدم، فرد باید متوجه زمان‌هایی باشد که در حال فاجعه‌سازی است. با رصد کردن شرایط، و توجه به این‌که آیا ذهن در حال ترسیمِ بدترین حالت ممکن است یا خیر، می‌توان نتایج و احتمالات واقع‌بینانه‌تری را در نظر آورد.
- در چهارمین قدم، فرد باید متوجه این موضوع باشد که در شرایط نبودِ آرامش روانی، افکار فاجعه‌سازانه در او قوت می‌گیرند. در نتیجه، با تزریق و تلقین افکار آرامش‌‌بخش می‌تواند سطح استرس خود را کنترل کند و از بروز افکار تنش‌زا و وحشتناک جلوگیری کند.
- در پنجمین قدم، فرد باید به بدترین احتمالی که متصور شده (فاجعه موردنظر) پاسخ بدهد. به این معنا که وقوع فاجعه را در نظر بگیرد و به اقدامِ بعد از وقوع فاجعه فکر کند. و به این ترتیب، برای بدترین اتفاقِ ممکن راه‌حل پیدا کند.
- در ششمین قدم، فرد باید در نظر داشته باشد که آن‌چه وحشتِ ناشی از وقوع اتفاق ناخوشایند را زیاد می‌کند، مقاومت در برابر آن است. به هنگام بروز مقاومت، فرد در تلاش است که تضمینی برای جلوگیری از فاجعه پیدا کند، و از آن‌جایی که چنین تضمینی وجود ندارد، به یک چالش نادرست (غیر ممکن) دچار می‌شود و در نتیجه ترس بیشتری را نیز تجربه می‌کند و به فاجعه‌سازی مبتلا می‌شود.
در هفتمین قدم، فرد باید در نظر داشته باشد که لزوماً هر آن‌چه که به ذهنش خطور می‌کند حقیقت ندارد. و از میان تمامِ احتمالاتِ وقوعِ یک اتفاق، همیشه تنها یکی از احتمالات اتفاق می‌افتد و هیچ دلیل منطقی و متقنی وجود ندارد که همواره بدترین اتفاق و احتمال به وقوع می‌پیوندد، چون بدترین احتمال نیز، فقط یکی از انبوهِ احتمالات است و نه بیشتر.
#مصطفی_سلیمانی

#خطای_شناختی
#فاجعه_سازی

❤️🍀 @filsofak
🔹️مهربانی در مکتب فلسفه، عرفان و اخلاق
#مصطفی_سلیمانی

🔸️حقیقت مهربانی در فلسفه از سنخِ زیبایی و حُسن است. انسان فقط می‌تواند نسبت به چیزی مهربان باشد که آن را زیبا و یا از تجلیات زیبایی بداند. این مهربانی در مرتبه اول، نسبت به یک جسم زیبا، و در مرتبه دوم نسبت به فضائل و مکارم اخلاقی و عقلی، یعنی زیبایی‌های باطنی پدید می‌آید؛ که هر دوی این متعلقاتِ مهرورزی، به دلیل این‌که ناپایدار و در معرض فنا و زوال هستند، برانگیزنده مهربانیِ حقیقی نیز نیستند. مرتبه سومی از مهرورزی هست، و آن مهربانی نسبت به امر پایدار و باقی است، و در حقیقت، تمام مهرورزی‌ها از این رو ارزشمندند که رَشَحاتی از این مهرورزی بر آن‌ها تابیده شده است. مهربانی در نگاه فلسفی، به عنوان یک نیروی مقدر در تمام موجودات ساری و جاری است. و موجودات (اعم از جاندار و بی‌جان) به این دلیل که صاحب شعور، ادراک، علم و آگاهی‌اند، قادر به دریافت و ارائه مهربانی‌اند. فلسفه، بعد از تقسیم موجودات به موجودات عالی و دانی (سافل)، دو سلسله وجودیِ صعودی و نزولی را نیز برای آن‌ها اثبات می‌کند، و توضیح می‌دهد که در این نظام، موجودِ عالی، از این رو که میل تربیتِ موجود سافل را دارد به او مهربانی می‌کند و موجود سافل، از این لحاظ که میل ارتقا دارد، به موجود عالی مایل می‌شود (فلسفه اخلاق در دیدگاه مکاتب قدیم و جدید، سید محمدرضا علوی سرشکی، 1385، ص 28-27؛ درباره عشق، احمد نراقی، 1390، ص 11-10؛ عشق در فلسفه و ادبیات عرفانی، سیدحسن امین، 1389، ص 17)

🔸️مهربانی در عرفان، برخلاف فلسفه (که مهربانی را از منظر عقلی اثبات می‌کند) یک امر ذوقی و چشیدنی است و به عنوان علاقه‌ای قلبی، که میان عبد و معبود است، تعریف می‌شود. این صفت، در همان اوایل سلوک، از سالک سلب می‌شود و به این ترتیب، سالک غیر از محبوب خود، نسبت به هیچ‌کس هیچ عُلقه و مهربانی‌ای ندارد. سالک حقیقی چنان مهری نسبت به محبوب خود دارد که حتی بقای صفات خودش را در حجاب بودن از محبوبش می‌داند و در نتیجه، از شدت مهری که نسبت به او دارد، دشمن خودش نیز هست (محبت در قرآن و حدیث و تجلی آن در سیره نبوی و احوال عارفان، علی رافعی، 1390، ص 43 و 297).

🔸️مهربانی در اخلاق، خصلتی ذاتی است که با فضیلت توأم شده و برآمده از کمال‌طلبی انسان است. اخلاق، انسان را به طور طبیعی «انس‌ گیرنده» معرفی می‌کند و معتقد است به بار نشستن خصیصه انس‌گیرندگیِ انسان، تنها در نتیجه مهربان بودن اوست که اتفاق خواهد افتاد. اخلاق برخلاف فلسفه، مهربانی را تابع علم و شعور در نظر نمی‌گیرد، اما با این حال، حقیقت مهرورزی را در مورد موجوداتِ فاقد شعور صادق می‌داند. این حالت، بعضاً در تعابیر مختلف با عنوان کلیِ جذب و انجذاب به کار رفته و با مصادیقی مثل آهن و آهنربا توضیح داده شده است. یعنی همان‌طور که یک موجود مادیِ فاقدِ شعور مثل آهنربا، با نیروی جذبی که دارد آهن را به خودش جذب می‌کند، موجودات صاحب شعور هم، با جذب و انجذاب آگاهانه و کشش و شعور آشکاری که نسبت به یکدیگر دارند، به سمت و سوی یکدیگر کشیده می‌شوند. در این نوع نگاه، مهربانی در موجوداتِ صاحب شعور، فقط نسبت به چیزی که با وجود، خواسته‌ها و تمایلات آن‌ها هم‌خوانی و تناسب داشته باشد پدید می‌آید و نشانه آن نیز ملایمت و رفقی است که میانِ محب و محبوب وجود دارد و اسباب کمال محب را فراهم می‌آورد. (اخلاق نیکوماخوس، ارسطو، 1385، ص 291؛ اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی، 1387، ص 264؛ اخلاق در قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، 1383، ج 1، ص 359-358)

+با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

❤️ @filsofak
به مناسبت روز جهانی کودک؛ ۱۶ مهر

تربیت کودک در پرتو اخلاق

 مصطفی سلیمانی
(نویسنده، روانشناس و دانش آموخته فلسفه اخلاق)


منبع: #روزنامه_اعتماد
۲۹شهریور ۱۴۰۰

🔸️از یک دورنمای کلی، رشد اخلاقی کودک، تحت تاثیر دو عامل است: اول، رشد طبیعی قوای باطنی کودک و دوم، هدایت و تربیت این قوا در یک راستای خاص. اندیشمندان غربی و عالمان اسلامی، برای فراهم آمدن این دو عامل، شرایط متعدد و عوامل گوناگونی را مطرح کرده اند و بر این باورند که احصای همه آنچه برشمرده اند، می تواند برآورنده حد نهایی رشد اخلاقی کودک باشد، اما حقیقت این است که حتی با وجود جمع شدن تمامی شرایط و با برقرار بودن همه لوازم نیز باز امکان تضمین روند رشد اخلاقی کودک وجود ندارد، زیرا هر کودکی...

لینک روزنامه اعتماد:
https://www.magiran.com/article/4226152


🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادراک ما همچنان گمراه‌کننده است.
ما برای فراتر رفتن از محدوده حواس خود، به علم نیاز داریم.

❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
مقاله:
انسان در جست‌وجوی نسخه کامل خود
(نگاهی روان‌شناختی به شاخصه‌های انسان کامل)

#مصطفی_سلیمانی
نویسنده، روان‌شناس و دانش‌آموخته فلسفه اخلاق

منبع: #سایت_شفقنا


🔸️انسان کامل شدن یا به عبارتی خداگونه شدن، وضعیتی مبتنی بر ایده‌آلیسم و آرمان‌گرایی است. تمام اندیشه‌های بشری، معارف خود را حول محور انسان بسط داده‌اند و در سودای دستیابی به بُعدِ کمال و سعادت بشر گام زده‌اند. انسان‌ها، فارغ از هر سیستم فکری و فلسفی، مکتب، آیین و مذهبی، همواره درصدد یافتن ردپایی از انسان کامل هستند. در بررسی سیرِ تاریخ، این نکته به وضوح آشکار می‌شود که انسان همیشه در جست‌و‌جوی نسخه کامل خودش بوده است. او این نسخه را گاه در هیئت موجودات ماوراءالطبیعی، رب‌النوع‌ها و قهرمانان اساطیری و افسانه‌ای می‌دیده و گاه آن را در قامتِ شخصیت‌های برجسته تاریخ می‌جسته است...

لینک سایت شفقنا:
https://fa.shafaqna.com/news/1242527/


🍀❤️ @filsofak
👍1
در پشت خودنمایی آشکار، همواره افسردگی کمین کرده است و در پشت حالت‌های افسرده اغلب یک تاریخ غم‌انگیز ناخودآگاه (یا خودآگاه، اما پاره‌پاره) نهفته است. در واقع خودنمایی دفاعی است در برابر افسردگی و افسردگی دفاعی است در برابر درد عمیق ناشی از خودبیگانگی که محصول انکار گذشته است.

آلیس میلر
از کتاب دلهره‌های کودکی
ترجمه امید سهرابی‌نیک

❤️ @filsofak
بلاک و رابینز در یک بررسی طولی منحصر به فرد، عزت نفس و ویژگی‌های شخصیتی کسانی که عزت‌نفس‌شان در طول زمان تغییر کرده بود مطالعه کردند. آنان عزت‌نفس این گونه تعریف می‌کنند: «این که شخص با توجه به ویژگی‌های فردی که آنها را مثبت یا منفی ارزش‌گذاری می‌کند، تا چه میزان خودش را به فردی که مایل است باشد، تا چه میزان خودش را به فردی که مایل است باشد، نزدیک ادراک می‌کند و از فردی که مایل نیست باشد، دور می‌پندارد».

عزت‌نفس را با استفاده از تفاوت کلی میان توصیف فرد از خودِ فعلی و توصیف او از خودِ آرمانی اندازه‌گیری می‌کنند: پژوهشگران بر این باورند که هرچه این تفاوت کمتر باشد، عزت‌نفس بالاتر است. برعکس، هرچه تفاوت بین خود فعلی و خود آرمانی در افراد بیشتر باشد، عزت‌نفس آنها پایین‌تر است...

در مجموع، به نظر می‌رسد گذر از اوایل نوجوانی به اوایل بزرگسالی، حداقل بر حسب ملاک عزت‌نفس، برای زنان سخت‌تر از مردان است. در کل، زنان معمولا شکاف فزاینده‌ای بین خودپنداره فعلی و خودآرمانی‌شان به وجود می‌آورند و با این کار، عزت‌نفس‌شان را کاهش می‌دهند. طی همان دوره زمانی، در کل، مردان تفاوت کمتری را میان خودفعلی و خودآرمانی‌شان نشان می‌دهند.

رندی لارسن و دیوید باس
از کتاب روانشناسی شخصیت
ترجمه فرهاد جُمهری و همکاران

❤️ @filsofak
آدم‌ها معمولاً همان موقع که احساس می‌کنند عمیقاً درک می‌شوند، گریه‌شان می‌گیرد، انگار که یکی، یک کاردک انداخته باشد زیر لجن‌های دلمه‌ بسته تهِ یک لیوان و بعد همش زده باشد. بغض‌ها می‌جوشند بالا، و چشمه‌ راه می‌اندازند.
#مصطفی_سلیمانی

❤️ @filsofak