ده نکته کوتاه برای آغاز کتاب خواندن
آنچه در زیر میآید بخشی از تجربههای شخصی بعد از سالها کتاب خواندن است که به نوشتن چند جلد کتاب انجامید و هنوز هم ادامه دارد.
۱. هیچوقت برای شروع کتابخوانی دیر نیست. احساس جاماندن و وحشت نکنید.
اگر دیگران در رسانهها مدام از بولگاکف و تولستوی، گابریل گارسیا مارکز و نیکوس کازانتزاکیس میگویند، به تجربه میگویم بعضی از این عزیزان خودشان هم کتابهای این نویسندگان را نخواندهاند!
شروع کنید. فتح اورست هم با اولین قدم شروع میشود. شما هم با اولین کتاب شروع کنید. با یک زندگینامه یا داستانهای کوتاه. خیلی زود گره میخورید به کتاب.
۲. لازم نیست هر چه دیگران میخوانند شما هم بخوانید. این یک مسابقه برای فخرفروشی نیست. هر کتابی که دوست دارید و با ذائقه و سلیقهتان جور در میآید را بخوانید. مطمئن باشید کمکم مطالعهتان عمیقتر و حرفهایتر میشود.
۳. از پول دادن برای خرید کتاب احساس خسارت نکنید. یک کتاب ممکن است ۲۰ سال در کتابخانه شما بماند یا بعد از خواندن به دیگری هدیه بدهید. کتاب، هزینه نیست، سرمایه است. یک سرمایه فکری.
اگر وقت خرید رفتن ندارید الان هزاران کتابفروشی توی گوشی همراه شماست. با حوصله در اینترنت بچرخید، در مورد کتاب اطلاعات گیر بیاورید و بخرید. تمیز و دقیق میآورند در خانه.
۴. اگر شروع به خواندن کتابی کردید و لذت نبرید، آن را کنار بگذارید. عمر، کوتاهتر از این حرفهاست که خودتان را آزار بدهید و البته دنیای کتاب بیاندازه وسیع. یک کتاب دیگر بردارید و بخوانید.
هر کتابی که موجاش همه را میگیرد لزوما شاهکار نیست. بهویژه در اینستاگرام. نیازی به خجالت نیست چون کتابی که برای دیگران شاهکار است ممکن است به کام شما خوش نیاید. اصولا با احتیاط به مُد نزدیک شوید. از لباس تا کتاب!
۵. همزمان خواندن دو یا چند کتاب عیبی ندارد. خود مغز بلد است چطور فایلهایش را دستهبندی کند. تداخل ایجاد نمیشود و هربار بعد از خواندن یک صفحه همه شخصیتها سر جایشان قرار میگیرند.
۶. اگر کتابی در کتابخانه دارید که خواندهاید یا تمایلی به خواندنش ندارید به مراکز تبادل کتاب یا جاهایی که کتاب دست دوم میخرند ببرید. اگر به دیگری ببخشید که بسی نکوتر.
۷. دوست دارید بچههایتان کتاب بخوانند؟ بعید است یک کودک با دستور والدین کتابخوان شود. آنها به ما نگاه میکنند، وقتی خودمان کتاب نمیخوانیم و تمام مدت سرمان توی گوشی است، انتظار داریم آنها با کتاب سرگرم شوند؟ بچهها رفتار ما را بیشتر باور میکنند تا گفتارمان را.
۸. اگر هزینه خرید کتاب نو ندارید، کتاب دستدوم بخرید. این روزها حتی در اینترنت هم میشود کتاب دستدوم خرید. حتی میتوانید با دوستان کتابخوان دورهمی کتاب بخوانید یا به هم کتاب قرض بدهید.
۹. موقع خرید کتاب، با کتابفروشها حرف بزنید. بسیاری از آنها خوشفکر هستند و اشراف کامل به بازار کتاب دارند، پیشنهادهای خوبی میدهند بهویژه در مورد آثار ترجمه شده. چون بعضی از ترجمهها ممکن است یک کتاب خوب را غیرقابل تحمل کنند.
۱۰. بهجای تکرار مکررات دیگران کتاب بخوانیم، بهجای خواندن اخباری که جز حال بد هیچ حسی منتقل نمیکنند، بهجای باور هر آنچه صاحبان قدرت میگویند کتاب بخوانیم، اما فقط یک کتاب نخوانیم.
🔸️|دکتر احسان محمدی|
❤️🍀 @filsofak
آنچه در زیر میآید بخشی از تجربههای شخصی بعد از سالها کتاب خواندن است که به نوشتن چند جلد کتاب انجامید و هنوز هم ادامه دارد.
۱. هیچوقت برای شروع کتابخوانی دیر نیست. احساس جاماندن و وحشت نکنید.
اگر دیگران در رسانهها مدام از بولگاکف و تولستوی، گابریل گارسیا مارکز و نیکوس کازانتزاکیس میگویند، به تجربه میگویم بعضی از این عزیزان خودشان هم کتابهای این نویسندگان را نخواندهاند!
شروع کنید. فتح اورست هم با اولین قدم شروع میشود. شما هم با اولین کتاب شروع کنید. با یک زندگینامه یا داستانهای کوتاه. خیلی زود گره میخورید به کتاب.
۲. لازم نیست هر چه دیگران میخوانند شما هم بخوانید. این یک مسابقه برای فخرفروشی نیست. هر کتابی که دوست دارید و با ذائقه و سلیقهتان جور در میآید را بخوانید. مطمئن باشید کمکم مطالعهتان عمیقتر و حرفهایتر میشود.
۳. از پول دادن برای خرید کتاب احساس خسارت نکنید. یک کتاب ممکن است ۲۰ سال در کتابخانه شما بماند یا بعد از خواندن به دیگری هدیه بدهید. کتاب، هزینه نیست، سرمایه است. یک سرمایه فکری.
اگر وقت خرید رفتن ندارید الان هزاران کتابفروشی توی گوشی همراه شماست. با حوصله در اینترنت بچرخید، در مورد کتاب اطلاعات گیر بیاورید و بخرید. تمیز و دقیق میآورند در خانه.
۴. اگر شروع به خواندن کتابی کردید و لذت نبرید، آن را کنار بگذارید. عمر، کوتاهتر از این حرفهاست که خودتان را آزار بدهید و البته دنیای کتاب بیاندازه وسیع. یک کتاب دیگر بردارید و بخوانید.
هر کتابی که موجاش همه را میگیرد لزوما شاهکار نیست. بهویژه در اینستاگرام. نیازی به خجالت نیست چون کتابی که برای دیگران شاهکار است ممکن است به کام شما خوش نیاید. اصولا با احتیاط به مُد نزدیک شوید. از لباس تا کتاب!
۵. همزمان خواندن دو یا چند کتاب عیبی ندارد. خود مغز بلد است چطور فایلهایش را دستهبندی کند. تداخل ایجاد نمیشود و هربار بعد از خواندن یک صفحه همه شخصیتها سر جایشان قرار میگیرند.
۶. اگر کتابی در کتابخانه دارید که خواندهاید یا تمایلی به خواندنش ندارید به مراکز تبادل کتاب یا جاهایی که کتاب دست دوم میخرند ببرید. اگر به دیگری ببخشید که بسی نکوتر.
۷. دوست دارید بچههایتان کتاب بخوانند؟ بعید است یک کودک با دستور والدین کتابخوان شود. آنها به ما نگاه میکنند، وقتی خودمان کتاب نمیخوانیم و تمام مدت سرمان توی گوشی است، انتظار داریم آنها با کتاب سرگرم شوند؟ بچهها رفتار ما را بیشتر باور میکنند تا گفتارمان را.
۸. اگر هزینه خرید کتاب نو ندارید، کتاب دستدوم بخرید. این روزها حتی در اینترنت هم میشود کتاب دستدوم خرید. حتی میتوانید با دوستان کتابخوان دورهمی کتاب بخوانید یا به هم کتاب قرض بدهید.
۹. موقع خرید کتاب، با کتابفروشها حرف بزنید. بسیاری از آنها خوشفکر هستند و اشراف کامل به بازار کتاب دارند، پیشنهادهای خوبی میدهند بهویژه در مورد آثار ترجمه شده. چون بعضی از ترجمهها ممکن است یک کتاب خوب را غیرقابل تحمل کنند.
۱۰. بهجای تکرار مکررات دیگران کتاب بخوانیم، بهجای خواندن اخباری که جز حال بد هیچ حسی منتقل نمیکنند، بهجای باور هر آنچه صاحبان قدرت میگویند کتاب بخوانیم، اما فقط یک کتاب نخوانیم.
🔸️|دکتر احسان محمدی|
❤️🍀 @filsofak
_________________________
🍃 مقاله اخلاقی|به مناسبت محرم ۱۴۰۰
عنوان: (معنای زندگی در بستر عاشورا)
موضوع: معنای زندگی در عاشورا
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: #روزنامه_اعتماد
۲۵ مرداد ۱۴۰۰
🔸️فهم معنای زندگی، گمشده بشر است. گسترش مدرنیته و علم، خدا و دین را از عرصه زندگی بشرِ کنونی محو کرد و او را در دام پوچی و بیمعنایی گرفتار آورد؛ در نتیجه، بشرِ امروز بیش از هر زمان دیگری خواهان مرهم و دارویی است که بتواند به مددش، دردها و گرفتاریهای بیشماری که دامانش را گرفتهاند التیام بدهد و علاج کند. در این میان، بیشتر پاسخهایی که به این نیاز اصیل بشر داده شده است، صرفاً حول حوزههای نظری و انتزاعی بودهاند و در نتیجه، نتوانستهاند او را به قدر کافی اقناع کنند.
📍لینک روزنامه اعتماد:
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/172429/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7
🍀❤️ @filsofak
🍃 مقاله اخلاقی|به مناسبت محرم ۱۴۰۰
عنوان: (معنای زندگی در بستر عاشورا)
موضوع: معنای زندگی در عاشورا
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: #روزنامه_اعتماد
۲۵ مرداد ۱۴۰۰
🔸️فهم معنای زندگی، گمشده بشر است. گسترش مدرنیته و علم، خدا و دین را از عرصه زندگی بشرِ کنونی محو کرد و او را در دام پوچی و بیمعنایی گرفتار آورد؛ در نتیجه، بشرِ امروز بیش از هر زمان دیگری خواهان مرهم و دارویی است که بتواند به مددش، دردها و گرفتاریهای بیشماری که دامانش را گرفتهاند التیام بدهد و علاج کند. در این میان، بیشتر پاسخهایی که به این نیاز اصیل بشر داده شده است، صرفاً حول حوزههای نظری و انتزاعی بودهاند و در نتیجه، نتوانستهاند او را به قدر کافی اقناع کنند.
📍لینک روزنامه اعتماد:
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/172429/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
مقاله:
🔸️(رابطه معنادارِ مرگ و زندگی با نگاهی به عاشورا)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
🔸️مقدمه:
سرانجامِ آدمی لاجرم مرگ است؛ و آدمیان پس از هر بار مواجهه با موضوع مرگ، به شدت تحت تأثیر رنج ناشی از این سرانجام آزردهخاطر میشوند. میل بینهایت انسان به جاودانگی از یک سو، و فهم این حقیقت، که «مرگ» را نمیتوان به هیچ وجه واپس راند از سویی دیگر، سبب برانگیختن واکنشهای متفاوت در برخورد با این حقیقت شده است؛ واکنشهایی که همگی به طور مستقیم بر نحوه مواجهه با «زندگی» تأثیر میگذارند و بینشهایی پوچانگارانه و بدبینانه، بیتفاوت، و یا معناگرایانه را نسبت به آن برمیانگیزند.
⚘لینک ایبنا:
http://www.ibna.ir/fa/note/309625
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️(رابطه معنادارِ مرگ و زندگی با نگاهی به عاشورا)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
🔸️مقدمه:
سرانجامِ آدمی لاجرم مرگ است؛ و آدمیان پس از هر بار مواجهه با موضوع مرگ، به شدت تحت تأثیر رنج ناشی از این سرانجام آزردهخاطر میشوند. میل بینهایت انسان به جاودانگی از یک سو، و فهم این حقیقت، که «مرگ» را نمیتوان به هیچ وجه واپس راند از سویی دیگر، سبب برانگیختن واکنشهای متفاوت در برخورد با این حقیقت شده است؛ واکنشهایی که همگی به طور مستقیم بر نحوه مواجهه با «زندگی» تأثیر میگذارند و بینشهایی پوچانگارانه و بدبینانه، بیتفاوت، و یا معناگرایانه را نسبت به آن برمیانگیزند.
⚘لینک ایبنا:
http://www.ibna.ir/fa/note/309625
🍀❤️ @The_meaningoflife
عشق نه آن بوسههای آتشین سینمایی است و نه این غزلهای سوزان شیدایی، و نه راز و نیازهایی که از زبان دلدادگان شنیدهایم.
اگر ما بتوانیم عشق را درست معنی کنیم،
مجبور نیستیم زیاد به خود دردسر بدهیم و ضمناً روابط عاشقانه و زناشویی را نیز از بسیاری توهمات و اشتباهات که موجب شکستها، ناکامیها و جداییها میشود نجات دادهایم.
عشق حقیقی، آن میل و رغبت درونی و عاطفی است که در دو جنس مختلف پدید میآید تا حالات و شرایط و محیط واحدی را به کمک یکدیگر به وجود آورند و در سایه این حالات و شرایط و محیط واحد بتوانند "حقیقت خود" را به همدیگر نشان دهند.
#آیین_کامیابی
#دیل_کارنگی
❤️🍀 @filsofak
اگر ما بتوانیم عشق را درست معنی کنیم،
مجبور نیستیم زیاد به خود دردسر بدهیم و ضمناً روابط عاشقانه و زناشویی را نیز از بسیاری توهمات و اشتباهات که موجب شکستها، ناکامیها و جداییها میشود نجات دادهایم.
عشق حقیقی، آن میل و رغبت درونی و عاطفی است که در دو جنس مختلف پدید میآید تا حالات و شرایط و محیط واحدی را به کمک یکدیگر به وجود آورند و در سایه این حالات و شرایط و محیط واحد بتوانند "حقیقت خود" را به همدیگر نشان دهند.
#آیین_کامیابی
#دیل_کارنگی
❤️🍀 @filsofak
👍1
بهترین کار
مریم نشیبا
قصههای شببخیر کوچولو
یکی از قدیمیترین و پرخاطرهترین برنامههای رادیویی بود که شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱:۳۵ به مدت ۱۰ دقیقه پخش میشد.
تهیه كننده: گلریز وكیلی
قصهگو: مریم نشیبا
❤️🍀 @filsofak
یکی از قدیمیترین و پرخاطرهترین برنامههای رادیویی بود که شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱:۳۵ به مدت ۱۰ دقیقه پخش میشد.
تهیه كننده: گلریز وكیلی
قصهگو: مریم نشیبا
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥چرا عاشق کسانی میشویم که اگر همجنس ما بودند، بهترین دوستمان نمیشدند؟
♦️نگاهی به اندیشه آرتور شوپنهاور و «اراده معطوف به حیات» در کتاب «جهان چون اراده و تصور» (جهان به منزله اراده و بازنمود)
❤️🍀 @filsofak
♦️نگاهی به اندیشه آرتور شوپنهاور و «اراده معطوف به حیات» در کتاب «جهان چون اراده و تصور» (جهان به منزله اراده و بازنمود)
❤️🍀 @filsofak
فقط دو كلمه
اگر فقط دو كلمهی "بهنظر من" را بر سر عباراتى چون:
اين رنگ زيباترين (زشتترين) رنگهاست؛
اين غذا خوشمزهترين (بدمزهترين) غذاهاست؛
اين شخص بهترين (بدترين) آدمهاست و ...
بگذاريم، آنها را از صورت يك حكم كلى و غيراصولى تبديل بهيك عبارت منطقى و اصولى كردهايم، البته بهنظر من!
و اگر بهجاى گفتن "شما اين حرف را زديد" بگوييم "آنچه را که من از حرف شما برداشت كردم اين بود ..." جلوى بسيارى از تنشها و اختلافات گرفته خواهد شد. زيرا گاهى بهتعداد شنوندگان يك مطلب، تفسيرها و دركهاى متفاوتى از آن مطلب وجود دارد.
🔸️طاهره شیخالاسلام
❤️🍀 @filsofak
اگر فقط دو كلمهی "بهنظر من" را بر سر عباراتى چون:
اين رنگ زيباترين (زشتترين) رنگهاست؛
اين غذا خوشمزهترين (بدمزهترين) غذاهاست؛
اين شخص بهترين (بدترين) آدمهاست و ...
بگذاريم، آنها را از صورت يك حكم كلى و غيراصولى تبديل بهيك عبارت منطقى و اصولى كردهايم، البته بهنظر من!
و اگر بهجاى گفتن "شما اين حرف را زديد" بگوييم "آنچه را که من از حرف شما برداشت كردم اين بود ..." جلوى بسيارى از تنشها و اختلافات گرفته خواهد شد. زيرا گاهى بهتعداد شنوندگان يك مطلب، تفسيرها و دركهاى متفاوتى از آن مطلب وجود دارد.
🔸️طاهره شیخالاسلام
❤️🍀 @filsofak
👍1
#تست_رایگان
انجام تست شخصیت شناسی MBTI این فرصت رو به ما میده که با شخصیت خودمون بیشتر آشنا بشیم.
👈🏻 برای شروع تست به لینک زیر مراجعه کنید:
🔗 https://b2n.ir/e88498
❤️🍀 @filsofak
انجام تست شخصیت شناسی MBTI این فرصت رو به ما میده که با شخصیت خودمون بیشتر آشنا بشیم.
👈🏻 برای شروع تست به لینک زیر مراجعه کنید:
🔗 https://b2n.ir/e88498
❤️🍀 @filsofak
معشوقی مقامی بالاتر از عاشقی است.
ابتدا انسان عاشق میشود و از عاشقی حظّی بسیار میبرد، امّا نباید در همین مرحله بماند. عشق اگر در انسان پیشرونده باشد و به سوی تعالی حرکت کند، او را در نهایت به معشوق و حظِّ معشوقی سوق میدهد.
به تعبیرِ مولانا، امروزِ انسان عاشقی است و فردایِ او میبایست معشوقی باشد. گویی عاشقی مشق معشوقی است. میتوان آن را تمرین دوست داشتن برای دوست داشته شدن نامید. توقّع دوست داشته شدن قبل از دوست داشتن توهّمی بیش نیست. اوّلین پلهٔ نردبانِ عشق، عاشقی و آخرین پلهٔ آن معشوقی است. این نردبان را «پله پله تا ملاقات» خدا باید پیمود.
📓 پله پله تا ملاقات خدا
👤عبدالحسین زرین کوب
امروزِ دلم عشق است،فردایِ دلم معشوق
امروزِ دلم در دلْ فردای دگر دارد
👤مولانا
❤️🍀 @filsofak
ابتدا انسان عاشق میشود و از عاشقی حظّی بسیار میبرد، امّا نباید در همین مرحله بماند. عشق اگر در انسان پیشرونده باشد و به سوی تعالی حرکت کند، او را در نهایت به معشوق و حظِّ معشوقی سوق میدهد.
به تعبیرِ مولانا، امروزِ انسان عاشقی است و فردایِ او میبایست معشوقی باشد. گویی عاشقی مشق معشوقی است. میتوان آن را تمرین دوست داشتن برای دوست داشته شدن نامید. توقّع دوست داشته شدن قبل از دوست داشتن توهّمی بیش نیست. اوّلین پلهٔ نردبانِ عشق، عاشقی و آخرین پلهٔ آن معشوقی است. این نردبان را «پله پله تا ملاقات» خدا باید پیمود.
📓 پله پله تا ملاقات خدا
👤عبدالحسین زرین کوب
امروزِ دلم عشق است،فردایِ دلم معشوق
امروزِ دلم در دلْ فردای دگر دارد
👤مولانا
❤️🍀 @filsofak
باغبان یا نجار؟
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشهی دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقا میداند نتیجهی کارش چه خواهد شد و اگر به اندازه کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همهی تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدان سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشه راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظهی زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه بههم بریزد، اما نکتهی بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسنده کتاب "علیه تربیت فرزند"، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند.
یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
|کانال ترجمان|
❤️🍀 @filsofak
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشهی دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقا میداند نتیجهی کارش چه خواهد شد و اگر به اندازه کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همهی تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدان سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشه راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظهی زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه بههم بریزد، اما نکتهی بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسنده کتاب "علیه تربیت فرزند"، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند.
یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
|کانال ترجمان|
❤️🍀 @filsofak
کرگدن 6.pdf
48.4 KB
#داستان
از آن چشم و از آن اَبرو
(نسخههای نپیچیده یک روانشناس)
این داستان:
صبورم، اما سنگ نیستم...
✒ #مصطفی_سلیمانی
🔸️میگفت «من، صبح که از خواب پا میشوم، دلم میخواهد کسی نباشد که باهام حرف بزند. میخواهم از خانه که بیرون میروم، کسی منتظر نباشد برگردم. دلِ کسی برایم تنگ نشود. کسی مرا نخواهد.»
پرسیدم «تنها بودن آرامتان میکند؟» دستی کشید به روسریاش و گفت «من خیلی خستهام. خیلی بیحوصله. آنقدر که حرف زدن خستهام میکند. خوابیدن. خوردن. زنده بودن. همه اینها برایم عذابآورند. با این همه، قصدخودکشی ندارم. همینکه مجبور نباشم هی لبخند زورکیِ مصنوعی بکشم روی صورتم و برای خستگیهایم دلیلهای پرت بتراشم تا دهن دیگران را ببندم، خودش کلّی است.»
روی برگه نوشتم «هنوز کورسوی امیدی توی دلش هست.» و پرسیدم «حالا مشکل کجاست؟ شرایط تنهایی را ندارید؟»
کیفش را از روی کاناپه برداشت و گذاشت روی پاهاش و خیره شد بهش. و همانطور که سرش پایین بود گفت «دلم نمیخواهد با هیچ موجود زندهای ارتباط داشته باشم. آنقدر که حتی توجه یک گربه هم اذیتم میکند.»...
🔸️مجله: #کرگدن
شماره: ۱۳۸
🍀❤️ @filsofak
از آن چشم و از آن اَبرو
(نسخههای نپیچیده یک روانشناس)
این داستان:
صبورم، اما سنگ نیستم...
✒ #مصطفی_سلیمانی
🔸️میگفت «من، صبح که از خواب پا میشوم، دلم میخواهد کسی نباشد که باهام حرف بزند. میخواهم از خانه که بیرون میروم، کسی منتظر نباشد برگردم. دلِ کسی برایم تنگ نشود. کسی مرا نخواهد.»
پرسیدم «تنها بودن آرامتان میکند؟» دستی کشید به روسریاش و گفت «من خیلی خستهام. خیلی بیحوصله. آنقدر که حرف زدن خستهام میکند. خوابیدن. خوردن. زنده بودن. همه اینها برایم عذابآورند. با این همه، قصدخودکشی ندارم. همینکه مجبور نباشم هی لبخند زورکیِ مصنوعی بکشم روی صورتم و برای خستگیهایم دلیلهای پرت بتراشم تا دهن دیگران را ببندم، خودش کلّی است.»
روی برگه نوشتم «هنوز کورسوی امیدی توی دلش هست.» و پرسیدم «حالا مشکل کجاست؟ شرایط تنهایی را ندارید؟»
کیفش را از روی کاناپه برداشت و گذاشت روی پاهاش و خیره شد بهش. و همانطور که سرش پایین بود گفت «دلم نمیخواهد با هیچ موجود زندهای ارتباط داشته باشم. آنقدر که حتی توجه یک گربه هم اذیتم میکند.»...
🔸️مجله: #کرگدن
شماره: ۱۳۸
🍀❤️ @filsofak
رنج لازمه رشد و بلوغ روحی است. بدون رنج، انسان، ناآگاه، نابالغ، وابسته، ضعیف و محدود میماند. از سوی دیگر بسیاری از کجرفتاریها، عادات سو، تعصبات و روانرنجوریهای ما - نظیر افسردگی، خشم مزمن، اضطراب، ترس مداوم و پرخاش - در حقیقت راههایی هستند که برای گریز از رنج انتخاب کردهایم.
روانشناسی یونگ میگوید که در زندگی، دشتی آفتابی و خلوتگاهی برای خواب راحت، آسایش و خوشبختی وجود ندارد، بلکه به جای آنها به مردابهای روحی و درد و رنجهایی میرسیم که گاه بسیار طولانی و عمیق هستند.
طبیعت یعنی طبیعت وجود ما میخواهد بخش عمدهای از سفرمان را در آن مردابها سپری کنیم. اما باید بدانیم در این مرداب های رنج و درد است که بسیاری از لحظات معنادار زندگیمان را تجربه میکنیم. در این مردابهاست که روح ما شکل میگیرد و رشد میکند.
در آنجاست که نه تنها به اهمیت زندگی، بلکه به هدف، ارزش و عمیقترین معنای آن واقف میشویم. امروزه بیشک عمیقترین ضعف شیوههای درمانی بیتوجهی به مفهوم روح انسان است.
جیمز هالیس
از کتاب مرداب روح
ترجمه فریبا مقدم
❤️🍀 @filsofak
روانشناسی یونگ میگوید که در زندگی، دشتی آفتابی و خلوتگاهی برای خواب راحت، آسایش و خوشبختی وجود ندارد، بلکه به جای آنها به مردابهای روحی و درد و رنجهایی میرسیم که گاه بسیار طولانی و عمیق هستند.
طبیعت یعنی طبیعت وجود ما میخواهد بخش عمدهای از سفرمان را در آن مردابها سپری کنیم. اما باید بدانیم در این مرداب های رنج و درد است که بسیاری از لحظات معنادار زندگیمان را تجربه میکنیم. در این مردابهاست که روح ما شکل میگیرد و رشد میکند.
در آنجاست که نه تنها به اهمیت زندگی، بلکه به هدف، ارزش و عمیقترین معنای آن واقف میشویم. امروزه بیشک عمیقترین ضعف شیوههای درمانی بیتوجهی به مفهوم روح انسان است.
جیمز هالیس
از کتاب مرداب روح
ترجمه فریبا مقدم
❤️🍀 @filsofak
فروید معتقد بود که والایش، انطباقیترین سازوکار دفاعی است. بنا به تعریف، والایش عبارت است از هدایت غرایز جنسی یا پاخشگرانه به سمت فعالیتهای اجتماعی مطلوب.
برای مثال، فردی عصبانی را تصور کنید که به جای آنکه عصبانیتش را نشان دهد یا حتی آن را در قالب سازوکارهایی دفاعی که کمتر جنبه انطباقی دارند (نظیر جابهجایی) بروز دهند، از خانه بیرون میرود و هیزم میشکند.
تماشای مسابقات فوتبال یا بوکس مطلوبتر از کتک زدن دیگران است. کوهنوردی یا داوطلب شدن برای خدمت در ارتش را نیز میتوان نمونههایی از والایش آرزوی مرگ تلقی کرد.
فروید حتی یک بار ساختن آسمانخراشهای شهر نیویورک را نمادی از والایش انرژی جنسی تلقی کرد.
انتخاب شغل (مثلا ورزشکار، متصدی کفن و دفن، يا پرستار بخش اورژانس شدن) را نیز میتوان از والایش بعضی از تمایلات غیرقابل قبول تلقی کرد.
ویژگی مثبت والایش این است که تا حدودی، امکان بروز تمایلات نهاد را فراهم میآورد و در این صورت، «خود» دیگر مجبور نخواهد بود انرژیاش را صرف مراقبت از نهاد کند.
فروید، بزرگترین دستاوردهای تمدن بشری را مرهون والایش موثر تمایلات جنسی و پرخاشگرانه میدانست.
رندی لارسن و دیوید باس
از کتاب روانشناسی شخصیت
ترجمه فرهاد جُمهری و همکاران
❤️🍀 @filsofak
برای مثال، فردی عصبانی را تصور کنید که به جای آنکه عصبانیتش را نشان دهد یا حتی آن را در قالب سازوکارهایی دفاعی که کمتر جنبه انطباقی دارند (نظیر جابهجایی) بروز دهند، از خانه بیرون میرود و هیزم میشکند.
تماشای مسابقات فوتبال یا بوکس مطلوبتر از کتک زدن دیگران است. کوهنوردی یا داوطلب شدن برای خدمت در ارتش را نیز میتوان نمونههایی از والایش آرزوی مرگ تلقی کرد.
فروید حتی یک بار ساختن آسمانخراشهای شهر نیویورک را نمادی از والایش انرژی جنسی تلقی کرد.
انتخاب شغل (مثلا ورزشکار، متصدی کفن و دفن، يا پرستار بخش اورژانس شدن) را نیز میتوان از والایش بعضی از تمایلات غیرقابل قبول تلقی کرد.
ویژگی مثبت والایش این است که تا حدودی، امکان بروز تمایلات نهاد را فراهم میآورد و در این صورت، «خود» دیگر مجبور نخواهد بود انرژیاش را صرف مراقبت از نهاد کند.
فروید، بزرگترین دستاوردهای تمدن بشری را مرهون والایش موثر تمایلات جنسی و پرخاشگرانه میدانست.
رندی لارسن و دیوید باس
از کتاب روانشناسی شخصیت
ترجمه فرهاد جُمهری و همکاران
❤️🍀 @filsofak
👍2
گاهی بیمارانی که درگیر تصمیمگیریهای دشوار شدهاند با نقلقول از کتاب سقوطِ کامو، که همیشه خودم را عمیقا تحت تاثیر قرار داده، تشویق میکنم :«باور کن، چیزی که از دست دادنش برای انسان از همه سختتر است درست همان چیزی است که آن را نمیخواهد.»
اروین یالوم
از کتاب هنر درمان
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
اروین یالوم
از کتاب هنر درمان
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
۱۹ شهریور به بهانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی
🍃عنوان مقاله: (شور زندگی، درمان پوچ گرایی و خودکشی)
موضوع: خودکشی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
(نویسنده، روانشناس و دانش آموخته فلسفه اخلاق)
منبع: #روزنامه_اعتماد
۱۹ شهریور ۱۴۰۰
🔸️بی گمان آنهایی که دست به خودکشی می زنند، در همان لحظه که اقدام به انتحار می کنند از یک چیز مطمئن شده اند: «اینکه زندگی کردن به زحمتش نمی ارزد.» خیلی از افراد خودکش، پیش از اینکه به مرحله خودکشی برسند، مدت ها به گم گشتگی دچار بوده اند، در خلا عاطفی به سر برده اند، با افسردگی دست و پنجه نرم کرده اند یا به پوچی رسیده اند، اما با این همه، آنچه میان همه این افراد مشترک است آشفتگی روحی است...
لینک روزنامه اعتماد:
https://www.magiran.com/article/4216866
لینک سایت تابناک:
https://www.google.com/amp/s/www.tabnak.ir/fa/amp/news/1075517
لینک سایت فرارو:
https://www.google.com/amp/s/fararu.com/fa/amp/news/504391
🍀❤️ @filsofak
🍃عنوان مقاله: (شور زندگی، درمان پوچ گرایی و خودکشی)
موضوع: خودکشی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
(نویسنده، روانشناس و دانش آموخته فلسفه اخلاق)
منبع: #روزنامه_اعتماد
۱۹ شهریور ۱۴۰۰
🔸️بی گمان آنهایی که دست به خودکشی می زنند، در همان لحظه که اقدام به انتحار می کنند از یک چیز مطمئن شده اند: «اینکه زندگی کردن به زحمتش نمی ارزد.» خیلی از افراد خودکش، پیش از اینکه به مرحله خودکشی برسند، مدت ها به گم گشتگی دچار بوده اند، در خلا عاطفی به سر برده اند، با افسردگی دست و پنجه نرم کرده اند یا به پوچی رسیده اند، اما با این همه، آنچه میان همه این افراد مشترک است آشفتگی روحی است...
لینک روزنامه اعتماد:
https://www.magiran.com/article/4216866
لینک سایت تابناک:
https://www.google.com/amp/s/www.tabnak.ir/fa/amp/news/1075517
لینک سایت فرارو:
https://www.google.com/amp/s/fararu.com/fa/amp/news/504391
🍀❤️ @filsofak
⭕️ "باید قبول داشته باشیم که حقیقت آشکار نیست. یک ناآشکارگی حقیقت وجود دارد."
✍️ مصطفی ملکیان
🔸مسلمان بودن به معنی طالب حقیقت بودن است نه مالک حقیقت بودن. ما مسلمانان و پیروان ادیان دیگر نباید گمان کنیم که عالم انسانی و زندگی اینجهانی و حیات دنیوی مثل اقیانوسی بسیار مواج و پرتلاطم است و در این اقیانوس فقط یک کشتی وجود دارد و ما هم سوار بر آن کشتی هستیم. متأسفانه این تلقی به ما القا میشود که در تلاطمانگیزی این جهان هستی همه در معرض غرقند، مگر کسی که سوار کشتی خاصی شود و البته خود ما قبلاَ سوار این کشتی شدهایم و بقیه در حال غرقشدن در این دریا، هستند.
🔸وقتی تصور کنید که شما از خطر غرقشدن رهیدهاید، در زندگی شما سه اثر میگذارد؛ اول این که فکر میکنید در این کشتی هر کاری بخواهید میتوانید بکنید. گویا اعمال ما چون سوار کشتی شدهایم و به امن رسیدهایم، دیگر هیچ اثری ندارد. اثر دومش هم این است که اگر خیلی اخلاقی و دلسوز باشیم، آدمهایی را که سوار کشتی نشدهاند دائما دعوت میکنیم که اجازه دهید دستتان را بگیریم و سوار کشتی خودمان بکنیم. تازه این اخلاقیترین شکل آن است که بخواهیم به آنها کمک کنیم و نتیجة سوم آن این است که خیلیوقتها ما نوعی سنگدلی پیدا میکنیم و میگوییم کسی که سوار کشتی ما نشده باید غرق شود و اگر بتوانیم کاری میکنیم که سریعتر هم غرق شود. فکر میکنیم هر چه بر سرشان میآید کفارة همین گناهی است که اسمش سوار کشتی ما نشدن است و ما در این سالهای اخیر بهوفور این را شنیدهایم.
🔸اشتباه ما این است که فکر میکنیم دین یک کشتی در اقیانوس مواج هستی است، درحالی که دین چیزی جز شناکردن نیست و هیچ کشتیای وجود ندارد. دین دعوت به سوار کشتیشدن نیست، دین شناکردن به نوعی خاص است. آدم متدین کسی است که فنون شناگریاش را دائماً تکمیل میکند.
🔸 ما باید قبول داشته باشیم که حقیقت آشکار نیست. یک ناآشکارگی حقیقت وجود دارد. اگر شما حقیقت را در هر حوزه و زمینه و ساحت و معرفت بشری آشکار بدانی، به نظرتان میآید کسانی که با ما مخالفند عناد و دشمنی دارند. به عنوان مثال دو حقیقت را در نظر میگیریم. یک حقیقت این است که دو به اضافه دو چهار میشود و حقیقت دیگر این که تعداد کهکشانها از صدهزارتا بیشتر است. اگر کسی حقیقت اول را انکار کرد شما میگویید حتماً با حق و حقیقت عناد دارد چون امر به این واضحی را انکار میکند اما اگر کسی حقیقت دوم را انکار کرد شما به این صراحت نمیگویید که عناد با حق و حقیقت دارد، فقط ممکن است بگویید خطا میکند چون حقیقت دوم به آشکارگی حقیقت اول نیست.
🔸این که ما هرکس را که غیرخودمان است معاند میدانیم دلیلش این است که نظریهای پس پشت ذهنمان است که حقیقت آشکارِ آشکار است و این حقیقت نزد ماست و کسی که آن را انکار میکند، معاند است.
🔸شما هرچهقدر به نظریة آشکارگی حقیقت بیشتر معتقد باشید، بیشتر با بقیة انسانها و دگراندیشان خصومت پیدا میکنید. فکر میکنید یک حقیقت مثل آفتابی را بعضی انکار میکنند و خبر ندارید که در اغلب حوزههای بشری حقیقت خیلی ناآشکار است و باید ذرهذره و با مساعی مشترک کل نژاد بشر به آن نزدیک شد. وقتی من دیگران را مخالف یک حقیقت واضح ندانم میتوانم با او دوستی هم بکنم. یکی از دلایلی که ما با دگراندیشان و پیروان ادیان و مذاهب دیگر و حتی با لادینان و ماتریالیستها نمیتوانیم دوستی کنیم به خاطر این است که فکر میکنیم حقیقتهای واضحی را دارند انکار میکنند ولی فیالواقع حقیقت واضحی در کار نیست.
🔸شما میدانید که از قدیمالایام میگفتند که ریاضیات آن شاخهای از علم است که حقایقش از همه واضحتر است اما امروزه خیلی از فیلسوفان ریاضی معتقدند حتی حقایق ریاضی هم به وضوحی که ما فکر میکنیم نیست. معنای این، سفسطهاندیشی و نسبیگرایی نیست. معنایش این است که ما باید ذرهذره به حقیقت نزدیک شویم.
🔅متن سخنرانی استاد مصطفی ملکیان در کنگره والاپیامبر رحمت
❤️🍀 @filsofak
✍️ مصطفی ملکیان
🔸مسلمان بودن به معنی طالب حقیقت بودن است نه مالک حقیقت بودن. ما مسلمانان و پیروان ادیان دیگر نباید گمان کنیم که عالم انسانی و زندگی اینجهانی و حیات دنیوی مثل اقیانوسی بسیار مواج و پرتلاطم است و در این اقیانوس فقط یک کشتی وجود دارد و ما هم سوار بر آن کشتی هستیم. متأسفانه این تلقی به ما القا میشود که در تلاطمانگیزی این جهان هستی همه در معرض غرقند، مگر کسی که سوار کشتی خاصی شود و البته خود ما قبلاَ سوار این کشتی شدهایم و بقیه در حال غرقشدن در این دریا، هستند.
🔸وقتی تصور کنید که شما از خطر غرقشدن رهیدهاید، در زندگی شما سه اثر میگذارد؛ اول این که فکر میکنید در این کشتی هر کاری بخواهید میتوانید بکنید. گویا اعمال ما چون سوار کشتی شدهایم و به امن رسیدهایم، دیگر هیچ اثری ندارد. اثر دومش هم این است که اگر خیلی اخلاقی و دلسوز باشیم، آدمهایی را که سوار کشتی نشدهاند دائما دعوت میکنیم که اجازه دهید دستتان را بگیریم و سوار کشتی خودمان بکنیم. تازه این اخلاقیترین شکل آن است که بخواهیم به آنها کمک کنیم و نتیجة سوم آن این است که خیلیوقتها ما نوعی سنگدلی پیدا میکنیم و میگوییم کسی که سوار کشتی ما نشده باید غرق شود و اگر بتوانیم کاری میکنیم که سریعتر هم غرق شود. فکر میکنیم هر چه بر سرشان میآید کفارة همین گناهی است که اسمش سوار کشتی ما نشدن است و ما در این سالهای اخیر بهوفور این را شنیدهایم.
🔸اشتباه ما این است که فکر میکنیم دین یک کشتی در اقیانوس مواج هستی است، درحالی که دین چیزی جز شناکردن نیست و هیچ کشتیای وجود ندارد. دین دعوت به سوار کشتیشدن نیست، دین شناکردن به نوعی خاص است. آدم متدین کسی است که فنون شناگریاش را دائماً تکمیل میکند.
🔸 ما باید قبول داشته باشیم که حقیقت آشکار نیست. یک ناآشکارگی حقیقت وجود دارد. اگر شما حقیقت را در هر حوزه و زمینه و ساحت و معرفت بشری آشکار بدانی، به نظرتان میآید کسانی که با ما مخالفند عناد و دشمنی دارند. به عنوان مثال دو حقیقت را در نظر میگیریم. یک حقیقت این است که دو به اضافه دو چهار میشود و حقیقت دیگر این که تعداد کهکشانها از صدهزارتا بیشتر است. اگر کسی حقیقت اول را انکار کرد شما میگویید حتماً با حق و حقیقت عناد دارد چون امر به این واضحی را انکار میکند اما اگر کسی حقیقت دوم را انکار کرد شما به این صراحت نمیگویید که عناد با حق و حقیقت دارد، فقط ممکن است بگویید خطا میکند چون حقیقت دوم به آشکارگی حقیقت اول نیست.
🔸این که ما هرکس را که غیرخودمان است معاند میدانیم دلیلش این است که نظریهای پس پشت ذهنمان است که حقیقت آشکارِ آشکار است و این حقیقت نزد ماست و کسی که آن را انکار میکند، معاند است.
🔸شما هرچهقدر به نظریة آشکارگی حقیقت بیشتر معتقد باشید، بیشتر با بقیة انسانها و دگراندیشان خصومت پیدا میکنید. فکر میکنید یک حقیقت مثل آفتابی را بعضی انکار میکنند و خبر ندارید که در اغلب حوزههای بشری حقیقت خیلی ناآشکار است و باید ذرهذره و با مساعی مشترک کل نژاد بشر به آن نزدیک شد. وقتی من دیگران را مخالف یک حقیقت واضح ندانم میتوانم با او دوستی هم بکنم. یکی از دلایلی که ما با دگراندیشان و پیروان ادیان و مذاهب دیگر و حتی با لادینان و ماتریالیستها نمیتوانیم دوستی کنیم به خاطر این است که فکر میکنیم حقیقتهای واضحی را دارند انکار میکنند ولی فیالواقع حقیقت واضحی در کار نیست.
🔸شما میدانید که از قدیمالایام میگفتند که ریاضیات آن شاخهای از علم است که حقایقش از همه واضحتر است اما امروزه خیلی از فیلسوفان ریاضی معتقدند حتی حقایق ریاضی هم به وضوحی که ما فکر میکنیم نیست. معنای این، سفسطهاندیشی و نسبیگرایی نیست. معنایش این است که ما باید ذرهذره به حقیقت نزدیک شویم.
🔅متن سخنرانی استاد مصطفی ملکیان در کنگره والاپیامبر رحمت
❤️🍀 @filsofak