فلسفه اخلاق
7.24K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
971 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
جهان محنت‌کده‌ای است که در آن شر بر خیر غلبه دارد. زندگی انسانِ عادی، وضعیتی اسفناک است که در میان دو قطب نوسان می‌کند: یکسو رنج روحی، درد جسمانی و نیاز قرار دارد که آدمی برای رهایی از اینها می‌کوشد و هنگامی که خلاصی یافت و به فراغت رسید، در قطب دیگر دچار ملال و بی‌حوصلگی می‌گردد و برای رهایی از این وضع به هر وسیله‌ای متوسل می‌شود،
تا خلأ درونی خود را فراموش کند.

#آرتور_شوپنهاور

❤️🍀 @filsofak
‌دلیل اینکه آدم‌ها به‌دشواری شاد می‌شوند
این است که همواره گذشته را بهتر از آنچه بوده، حال را بدتر از آنچه هست و آینده را نامشخص‌تر از آنچه خواهد بود، می‌بینند...

#ژان_دوفلورت_و_دختر_چشمه
#مارسل_پانیول
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دوست دارم هنوز ۴ سالم باشه»
چقدر این ویدئو غم و شادی رو باهم داشت...


❤️🍀 @filsofak
👍1
خانه‌تکانی
سبد رابطه‌هایمان را بر زمین قرار دهیم.

رابطه، به معنای واقعی آن (مهم نیست که فیزیکی باشد یا دیجیتال، حقیقی یا مجازی، با موجود زنده یا موجود مرده)، سهم قابل توجهی از ذهن و زمان ما را می‌گیرد.
چیزی نیست که به سادگی قابل ساختن باشد و به سادگی نیز، قابل رهاکردن نیست و گاه، چنان به عادتی ناخودآگاه در زندگی ما تبدیل می‌شود، که فرصت فکرکردن به آن را از دست می‌دهیم و جرات تصمیم‌گیری در مورد آن را هم پیدا نمی‌کنیم.

رابطه، بخشی از هویت ما را تعریف می‌کند، به‌شکلی که اگر حذفش کنیم یا تغییرش دهیم
یا رابطه‌ای را با رابطه‌ای دیگر جایگزین کنیم، بخشی از آن هویت هم تغییر می‌کند. این رابطه می‌تواند با هم‌کارم باشد، با همسرم باشد، با نویسنده‌ای که قرن‌ها پیش مرده است و تنها کتاب‌هایش را می‌خوانم باشد و یا با خواننده‌ای که گوش‌دادن به صدایش،
ساعت‌های زیادی از شبانه روزم را به‌خود اختصاص می‌دهد. طبیعتا رابطه‌ای تا این حد محکم و اثرگذار، می‌تواند با اشیاء هم باشد، حتی نزدیک‌تر و اثرگذارتر از انسان‌ها.

هر یک از ما سبدی از رابطه‌ها را داریم و در دست گرفته‌ایم و در زندگی روزمره و در سختی‌ها و آسانی‌ها، آن را با خود جابجا می‌کنیم. می‌شود برای هر یک از این رابطه‌ها، ابعاد مختلفی را تعریف کرد.

۱. رابطه‌ می‌تواند رنگ و طعم فیزیکی داشته باشد. مهم نیست که در دنیای فیزیکی است و یا در دنیای پیام و پیامک و ارسال عکس و به اشتراک‌گذاری تصویر در شبکه‌های مجازی، مهم این است که فیزیک بخشی از این رابطه است، هم‌چنان‌که ابعاد خانه می‌تواند یکی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی یک خانه باشد و حتی شاید مهم‌ترین ویژگی آن.

۲. رابطه می‌تواند رنگ و بوی فکری داشته باشد. من فکرهای او را می‌پسندم و می‌فهمم، جایی در ذهن من نشسته است، فکر می‌کنم که مثل هم فکر می‌کنیم یا فکر می‌کنم که دوست دارم مانند او فکر کنم و یا فکر می‌کنم که فکرهایم را می‌فهمد، یا فکر می‌کنم که اگر زنده بود، فکرهایم را می‌فهمید، یا فکر می‌کنم که اگر می‌توانستیم همدیگر را ببینیم و در نقطه‌ی دیگری از تاریخ و جغرافیا نبود، هم‌فکر خوبی بود.

۳. رابطه می‌تواند وجه احساسی داشته باشد. فکرکردن به او، دیدنش، دیدن نشانه‌های او، می‌تواند حالم را بهتر (یا بدتر) کند.

۴. رابطه می‌تواند بر درک من از علت وجودی خودم تاثیرگذار باشد. وقتی او را می‌بینم، وقتی با هم کار می‌کنیم، وقتی به او فکر می‌کنم، وقتی کتاب آن نویسنده‌ای را که قرن‌هاست مرده است می‌خوانم، یادم می‌آید که باید به خودم فکر کنم.

برای شناختن خودمان، کافی است که سبد رابطه‌هایمان را بر زمین قرار دهیم و به هر یک از تخم‌مرغ‌های این سبد نگاهی دوباره بیندازیم. اگر از جایی که هستیم راضی نیستیم، شاید باید در ترکیب این سبد، تغییری ایجاد کنیم. این تغییر شاید، با دورانداختن کتابی باشد، یا خریدن کتابی تازه. شاید با پاک کردن شماره‌ای از دفترچه‌ی تلفنم باشد و شاید با ارسال پیامی تازه. شاید با بخشیدن کسی باشد و شاید با فراموش‌کردن دیگری. این تغییر، هرچه باشد،‌ ساده نیست، شاید یکی از دشوارترین بخش‌های خانه‌تکانی است.

🔸️|محمد رضا شعبانعلی|

❤️🍀 @filsofak
انسان‌ها دو دسته‌اند:
انسان‌های شاد و انسان‌های ناشاد؛

فرق اين دو گروه در اين است كه، انسان‌های شاد وقتی با مشكلی مواجه می‌شوند، شروع به ارزيابی خود می‌كنند.

اما انسان‌های ناشاد، دنبال کشف عوامل مشکل در بیرون از خود هستند و پیوسته ديگری را مقصر خود می‌دانند.

ما انسان‌ها به‌طور ژنتیکی موجودات اجتماعی هستیم و برای بقا و زنده ماندن به یکدیگر نیازمندیم.
بر این اساس است همواره یک مشکل ارتباطی (به معنی یک رابطۀ خراب، نارضایتمند یا قطع یک رابطۀ مهم) عامل زیرین مشکلات روان‌شناختی ماست.

بیش‌تر مشکلات روانی ما از ناتوانی ما در خوب کنار آمدن با افراد مهم زندگی‌مان نشأت می‌گیرد.

🔸️
#ویلیام_گلسر

❤️🍀 @filsofak
خلاصه 4 جلسه.pdf
342 KB
📍پیشگیری و کاهش اضطراب

🔸️خلاصه چهار جلسه استاد #مصطفی_ملکیان در سال ۹۸ در ونکوور.

🔸️موضوع:
آنچه باعث پیشگیری یا کاهش اضطراب می‌شود.

📍به ادعای ایشان این عصاره نظرات تمام اندیشمندان سابق و لاحق است.

❤️🍀 @filsofak
بعضی‌ها طوری زندگی می‌کنن
انگار تا ابد زنده‌اند و جاودانه‌اند.
اونا عاشق آدما نمی‌شن،
بلکه روی اون‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنن!

🔸️امانوئل اشمیت
از کتاب مهمانسرای دو دنیا

❤️🍀 @filsofak
هر آدمی از کودکی باید یاد بگیرد که چطور وقتش را به تنهایی بگذراند. این به این معنی نیست که باید تنها باشد، بلکه نباید از تنهایی حوصله‌اش سر برود. چون افرادی که حوصله‌شان از تنهایی سر می‌رود، از لحاظ عزت‌نفس در خطر قرار دارند.

🔸️آندری تارکوفسکی

❤️🍀 @filsofak
سوگیری‌های شناختی: هم‌پوشانی‌گرایی

هم‌پوشانی‌گرایی (Shared information bias) نوعی سوگیری شناختی است که اعضای جمع تمایل دارند بیشتر درباره موضوعاتی که برای همه‌ آشناست گفتگو کنند و کم‌تر برای موضوعاتی وقت صرف کنند که برخی اعضاء از آن آگاهی ندارند. به‌زبان ساده، هم‌پوشانی‌گرایی گرایش به صحبت درباره اطلاعات مشترک جمع است.
هم‌پوشانی‌گرایی می‌تواند پیامد‌های زیان‌باری در تصمیم‌گیری‌های گروهی داشته باشد. وقتی اعضای جمع اطلاعاتی را که بقیه ندارند به اشتراک نمی‌گذارند، نمی‌توان انتظار داشت تصمیمات کاملا آگاهانه اخذ شوند. بگذارید با یک مثال فرضی قضیه را روشن کنم.
شاهرخ و دوستانش تصمیم می‌گیرند پس از اتمام کار بروند سینما. موعدش که فرا می‌رسد قرار می‌شود جمع تصمیم بگیرد چه فیلمی تماشا کنند. همه خسته‌اند و هر چه تصمیم‌گیری به درازا بینجامد زمان نیز از دست می‌رود. یکی فیلمی را پیشنهاد می‌کند و بیشتر جمع موافقت خودشان را اعلام می‌کنند. شاهرخ قبلا آن فیلم را دیده‌ است و به‌نظرش فیلم بدردنخوری است. برخی‌ها در این مرحله نظرشان را آشکارا اعلام می‌کنند. شاهرخ ترجیح می‌دهد به‌خاطر جمع چیزی نگوید. دلیل این امر گیرافتادن در دام هم‌پوشانی‌گرایی است.
در مثال بالا هیچ‌گاه جواب درست و قطعی برای این‌که چه فیلمی را تماشا کنیم وجود ندارد. بحث سلیقه است. وقتی پای توافق جمع در میان باشد احتمال هم‌پوشانی‌گرایی بالاتر می‌رود.
افراد وقتی در یک گروه قرار می‌گیرند بیشتر تمایل دارند در گفتگو هم‌پوشانی‌ کنند با این‌که طبیعتا گفتگو درباره اطلاعاتی که دیگران از آن بی‌خبرند روشن‌گرتر است. هم‌پوشانی‌گرایی زمانی که قرار است جمع درباره موضوعی قضاوت کند و به توافق نهایی برسد شدت می‌گیرد. یک دلیل می‌تواند محدودیت زمان باشد. فرد ترجیح می‌دهد ساز مخالف نزند تا قضیه سریع‌تر جمع شود. برعکس اگر تمرکز جمع رسیدن به بهترین تصمیم ممکن و محدویت زمانی کم‌تر باشد، هر کس راحت‌تر نظرش را بیان می‌کند.
تصمیم‌گیری جمعی دشواری‌های خاص خود را دارد. دلیل عمده دیگری که باعث هم‌پوشانی‌گرایی می‌شود اضطراب ناشی از بیان نظر متفاوت در جمع است. بیشتر افراد از این‌که مخالف جمع شناخته شوند بیزارند. به‌علاوه حرف‌زدن در جمع عده‌ای را سراسیمه می‌کند. اعضای یک جمع به شهرت‌شان در میان دیگران اهمیت می‌دهند و دوست ندارند به آبروشان لطمه‌ای وارد شود. وانگهی آن‌ها گمان می‌کنند با بیان نظر مخالف ممکن است پیوند‌های عاطفی‌شان با دیگران در خطر قرار بگیرد. در نتیجه اطلاعات‌شان را گزینشی با دیگر اعضای جمع در میان می‌گذارند.
تحقیقات متعددی نشان می‌دهند که هر چه اعضای یک جمع اطلاعات بیشتری را با دیگران در میان بگذارند تصمیمات گروهی بهتر و موفق‌تری اخذ می‌شود. راه‌کارهای مهمی که به این امر کمک می‌کند عبارتند از اختصاص زمان بیشتر به بحث و گفتگو درباره تصمیم جمعی، اجتناب از بحث‌های کلی، اهمیت‌دادن به تنوع نظرات و گفتگو درباره موضوعات جدید برای اجتناب از تکرار.
با به‌کارگیری این راه‌کارها و با تمرین بردباری در برابر نظرات مخالف و منتقد می‌توان امیدوار بود فرد دیگر مجبور نباشد برای رسوا‌نشدن همیشه هم‌رنگ جماعت باشد. گوناگونی رنگ‌ها به زیبایی گروه می‌افزاید.

🔸️|بی‌بی‌سی فارسی، بهمن شهری|

❤️🍀 @filsofak
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عقلانیتی نابه‌روال برای افزایش اعتماد به‌نفس

|ترجمه در کانال آموزش ایده|

❤️🍀 @filsofak
لطفا قبل از خواندن متن زیر، از روی ظاهر این بانوان قضاوت‌شان کنید.

❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
لطفا قبل از خواندن متن زیر، از روی ظاهر این بانوان قضاوت‌شان کنید. ❤️🍀 @filsofak
نه رنگ پوست، نه نوع لباس، نه چاقی و لاغری، نه بروز متفاوت احساسات، نه حالات بدن نه جغرافیا و نه فرهنگ و نه زبان؛ هیچ‌کدام نتوانست سد راه‌شان شود.

دوازده زن دانشمند، مصمم و سازش‌ناپذیر
این عکس در اگوست ۲۰۱۵ توسط برت هارتمن عکاس TED گرفته شده است. دوازده متخصص و دانشمند فعال در عرصه‌های مختلف علم و تکنولوژی را که در این تصویر مشاهده می‌کنید، از ۵ کشور مختلف دور دنیا گرد هم آمده‌اند.

۱. رنه هلوزک، کیهان‌شناس
۲. جانت ایواسا، انیماتور مولکولی
۳. کیتی هانتز، کهن سرطان‌شناس و باستان‌شناس
۴. کریستین مارهاور، زیست‌شناس مرجانی
۵. مارچلا اولیانویا سیلوا، زیست‌شناس محاسباتی
۶. جدیده ایسلر، متخصص فیزیک نجومی
۷. لورا بوکین، زیست‌شناس محاسباتی
۸. پاتریشیا مدیچی، زیست‌شناس
۹. لوسین والکوویکز، اختر‌شناس
۱۰. جولی فریمن، هنرمند و متخصص علوم کامپیو‌تر
۱۱. میشل کاپس، یخچال‌شناس
۱۲. شیلا اوچوگبژو، ویروس‌شناس

🔸️|برگرفته از کانال فرازتد|

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥چالش و اضطراب صمیمیت در روابط

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️چرا احساس ما با لحظه‌ای که در آن هستیم متناسب نیست؟
چرا در شادی‌ها غمگینیم؟ و چه می‌توان کرد؟

#روانشناسي
ترجمه و صدا: ایمان فانی


❤️🍀 @filsofak
بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید.
منتظر نباشید تا قدر تلاش‌هایتان را بشناسند و عشق‌تان را بفهمند.
در را ببندید
آهنگ را عوض کنید
خانه‌تکانی کنید
گرد و غبارها را بتکانید
از آنچه هستید دست بردارید
و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...


#پائولو_کوئلیو
#انسان_جدید_زندگی_جدید

❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔅در برابر حمله‌های هراس و اضطراب (panic attacks) چه میتوان کرد


🔸️از ویدئوهای مدرسۀ زندگی دوباتن
ترجمه و صدا: ایمان فانی

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 مقاله اخلاقی|به مناسبت ۲۵ ذی‌الحجه؛ روز ملی خانواده

عنوان: (اخلاق، راز ماندگاري ازدواج)

موضوع: انتخاب همسر
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: #روزنامه_اعتماد
۱۴ مرداد ۱۴۰۰

🔸️توجه به اين حقيقت كه تمام اصناف بشري ناكاملند، مي‌تواند دو نتيجه متفاوت را در خصوص تصميم‌گيري براي انتخاب همسر به دنبال داشته باشد: اول اينكه چون نقص و اشكال در وجود تمام انسان‌هاست، پس بايد نسبت به انتخاب همسر سهل‌گيرانه عمل شود و در واقع، نتيجه به شانس واگذار شود و دوم اينكه چون نقص و اشكال در وجود تمام انسان‌هاست، پس مساله انتخاب همسر بايد كاملا هوشمندانه و جدي مورد بحث قرار بگيرد.


لینک مطلب:
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/171911/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC

لینک روزنامه:
https://www.magiran.com/newspapertoc/42744

🍀❤️ @The_meaningoflife
کرگدن 5.pdf
143.6 KB
#داستان
از آن چشم و از آن اَبرو
(نسخه­‌های نپیچیده یک روان‌شناس)

این داستان:
تا که از جانب معشوق نباشد کششی!
#مصطفی_سلیمانی

🔸️اشک جوشید توی چشم‌هاش و نگاهش معلق شد توی نقطه نامعلومی از فضا. بی‌فروغ و سرد. انگار که صد سال است یخ زده، اما یکهو تندی پلک زد و خیره شد توی چشم‌هام و صداش را برد بالا و گفت «من چه می‌دانم؟ من فقط می‌دانم می‌خواهم برسم. می‌خواهم کِیف زندگی را ببرم. می‌خواهم برسم به آن‌جا که بگویم هر چه از خدا خواستم به من داده. برسم به آن‌جا که راضیِ راضی باشم از سهمم.


 🔸️مجله: #کرگدن
شماره: ۱۳۷

🍀❤️ @filsofak
عده قلیلی متوجه می‌شوند که تجربه عمیق شادی، زمانی که تجربه عمیق محرومیت وجود ندارد، به دست نمی‌آید.

🔸️ایوان کلیما
از کتاب روح پراگ

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست‌هام را بردم سمت چشم‌هام و شروع کردم به مالیدنشان و پرسیدم «پس تکلیف همه عاشق‌هایی که به معشوقشان نرسیده‌اند چه می‌شود؟ خونِ تو از خونِ آن‌ها رنگین‌تر است که بنا را بر این گذاشته‌ای که باید برسی»؟ و کلمه «باید» را حسابی محکم و کشیده و تأکیدی گفتم که خوب حالی‌اش کنم دارد دقیقاً از کدام باید حرف می‌زند.

اشک جوشید توی چشم‌هاش و نگاهش معلق شد توی نقطه نامعلومی از فضا. بی‌فروغ و سرد. انگار که صد سال است یخ زده، اما یکهو تندی پلک زد و خیره شد توی چشم‌هام و صداش را برد بالا و گفت «من چه می‌دانم؟ من فقط می‌دانم می‌خواهم برسم. می‌خواهم کِیف زندگی را ببرم. می‌خواهم برسم به آن‌جا که بگویم هر چه از خدا خواستم به من داده. برسم به آن‌جا که راضیِ راضی باشم از سهمم». و محکم‌تر از همه کلماتِ دیگرش گفت «من به این فکر می‌کنم که آن‌هایی که رسیده‌اند چرا رسیده‌اند؟ خون‌شان از خونِ من رنگین‌تر بوده»؟
#مصطفی_سلیمانی

#خاطرات_من_و_مراجعین

🍀❤️ @The_meaningoflife
انگیزه و اندوه

من یک دانشجوی معلمی هستم و سال آینده به‌صورت رسمی وارد حیطه‌ی سخت و پرمسئولیت معلمی می‌شوم. دوست ندارم بگویم "شغل مقدس"، چون فکر می‌کنم در ایران و خصوصا در این سال‌ها کلمه مقدس از معنای واقعی خود تهی شده است.

من فکر می‌کنم نظام آموزشی ما در سه سطح مشکل دارد:
- سیستم آموزش و پرورش؛ سیستم فرسوده و هردم به سویی.

- معلمان؛ افرادی بی‌انگیزه که درصد بالایی از آن‌ها از سر بیکاری و صرفا به‌عنوان یک منبع درآمد و چه بسا شغل دوم معلم شده‌اند؛ خالی و عاری از ‌مسئولیتی‌پذیری در برابر آینده یک نسل و ایران.

- جامعه؛ نگاه خانواده‌ها و والدین که جزء اصلی جامعه هستند به‌گونه‌ای است که معلم‌ها را در حد انسان وامانده‌ای می‌دانند که از سر استیصال معلم شده است. با کودکان‌شان به‌عنوان یک شاه‌زاده و شاه‌دخت رفتار می‌کنند و مدام در امر آموزش کودک دخالت‌های ناسالم انجام می‌دهند. به‌هیچ روی حاضر به دریافت آموزش صحیح مرتبط با والدگری نیستند. اغلب آن‌ها هرگز در مقابل فرزندان‌ خود با معلم به‌عنوان یک منبع الهام‌بخش و قابل احترام که سرنوشت کودک‌شان در دستان آن‌هاست رفتار نمی‌کنند.

به‌عنوان معلمی تازه‌نفس، می‌دانم تازه اول راهم و با تمام وجود سعی می‌کنم به سهم خودم، آماده شوم تا همه جوره از پس مشکلاتی که سر راهم هست برآیم و خودم را آماده کنم که بهترین تدریس‌ها و شادترین کلاس‌ها را داشته باشم. البته در این مسیر هم‌کاران متعددی دارم که به هردلیل، سبب القاء یأس و دل‌سردی‌ در مسیری که در پیش رو ترسیم کرده‌ام می‌شوند. اما من با افکار و کلاس‌های کارورزی متفاوتی که برای خودم ساخته‌ام و برخواسته از انرژی فراوان، عشق و انگیزه و مسئولیت‌پذیری است، به مطالعه و آشنایی با سیستم‌های مختلف آموزشی دنیا می‌پردازم و دور از هرگونه هیاهوی منفی، دانش خودم در امر آموزش را به‌روزرسانی می‌کنم. در کلاس‌های دانشگاه فرهنگیان کسانی را می‌بینم که هیچ عشقی به معلمی ندارند و می‌گویند از سرناچاری و بی‌کاری می‌خواهند معلم بشوند! ناراحتم خیلی ناراحتم! وحشت‌ناک است! تربیت نسل‌های آینده یک کشور در دست یک عده انسان‌های ناامید و بی‌انگیزه که فقط برای طبقه‌ی اول هرم مازلو می‌جنگند و هیچ برنامه‌ای برای تعالی خودشان ندارند.
خیلی چیزها هست که رنجم می‌دهد و گاهی انرژی‌ام را می‌گیرد.

من ارشد روان‌شناسی خوانده‌ام و گاهی برخی معلم‌های کهنه‌کار مدرسه به من می‌گویند بهتر است وقتت را در حوزه آموزش ابتدایی تلف نکنی؛ می‌توانی در شغل مشاور و روان‌شناس، خودت را نجات دهی!
آن‌ها نمی‌دانند من تصمیم خودم را با وقوف به تمام جوانب آن گرفته‌ام و با برنامه‌ا‌ی مشخص و هدف‌مند، آموزگاری ابتدایی را انتخاب کرده‌ام.

من فکر می‌‌کنم آموزگاری ابتدایی حساس‌ترین دوره است و من می‌توانم بیشترین تاثیر را داشته‌ باشم؛ می‌توانم تا ۳۰ سال آینده در هر سال تحصیلی ۳۰ الی ۳۵ انسان قوی، توان‌مند و سالم تحویل کشورم بدهم.
احساس می‌کنم در این جایگاه است که می‌توانم وظیفه و دین‌ام را به کشورم ادا کنم و در آرامش خاطر، سال‌های بازنشستگی را نقاشی و مجسمه‌سازی کنم.

سال آینده مشخص می‌شود که مدرسه دخترانه هستم یا پسرانه؛ اگر معلم دخترها بشوم می‌خواهم طوری تربیت‌شان کنم که بتوانند زنان قوی و مستقل با اندیشه‌های آزاد بشوند و در آینده یک زن کادوبگیر و وابسته و ضعیف‌ نشوند و اگر روزی عاشق شدند، بتوانند به دنبال عشق‌شان بروند. می‌خواهم بدانند عشق را مختص مردان ندانند و خودشان را معشوق!
می‌خواهم در زندگی‌شان فاعل و تاثیرگذار باشند نه منفعل و متاثر.

اگر معلم پسرها بشوم می‌خواهم یادشان بدهم که جایگاه زن کجاست و بخش زنانگی‌ آن‌ها هم رشد بدهم تا دنیای زن را بهتر درک کنند و به زن به‌عنوان یک موجود برابر با خودشان نه بالاتر و نه پایین‌تر نگاه کنند و به استقلال زنان در زندگی آینده‌اشان احترام بگذارند و حس مالکیت‌طلبی را تعدیل خواهم کرد تا ایرانی بدون مردان متعصب و دگم داشته باشیم.

ای کاش جنبه‌های مادی و معنوی جامعه‌ی معلمان به‌گونه‌ای تغییر، طراحی و سازمان‌دهی می‌شد که نقش و شأن واقعی معلمان خودش را نشان می‌داد و با کم‌شدن دغدغه‌های معیشتی آنان، انرژی، انگیزه و عشق آن‌ها ترمیم و فزونی می‌گرفت!

🔸️|دل‌نوشته یک معلم؛ خانم راد|

❤️🍀 @filsofak