Forwarded from معنای زندگی
Forwarded from معنای زندگی
مقاله_اخلاقی_صلحطلبی_یکپارچگی_درون_و_برون_459.pdf
186.8 KB
۲۷ تیر؛ به مناسبت روز جهانی نلسون ماندلا
مقاله:
🔸️(صلحطلبی؛ یکپارچگی درون و برون)
مصطفی سلیمانی|دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
انسانها به صورتهای مختلف آفریده شدهاند و جهان واقعی، از این رو که متشکل از انسانهای مختلف است، همواره منشأ شکلگیری تنازعات و اختلافات بسیار است. انسانها با یکدیگر از نظر جغرافیایی، نژادی، زبانی و فکری تفاوت دارند و همین تفاوتها، طرز نگرش آنها را به بسیاری از موضوعات متفاوت میکند. نگرش متفاوت نیز، در نهایت منشأ و منبع بروز آشفتگیهای روانی، اجتماعی و خشونت و جنگ میان انسانها است. علاوه بر این، هر انسانی نیز به نوبه خود، در مملکت وجودی خود، ساحتها و ابعاد مختلفی دارد که با یکدیگر در تضاد و تعارضاند و به این خاطر، اسباب بروز آشفتگی روانی را در وجود او پدید میآورند. اما از آنجایی که یک انسان آشفته به هیچ عنوان نمیتواند در جهان بیرون از خودش یکپارچگیِ پایدار ایجاد کند، بدیهی است که برقراری صلح درون، پیشزمینه و مقدمه صلح بیرونی (صلح جهانی) خواهد بود.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۹
🍀❤️ @The_meaningoflife
مقاله:
🔸️(صلحطلبی؛ یکپارچگی درون و برون)
مصطفی سلیمانی|دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
انسانها به صورتهای مختلف آفریده شدهاند و جهان واقعی، از این رو که متشکل از انسانهای مختلف است، همواره منشأ شکلگیری تنازعات و اختلافات بسیار است. انسانها با یکدیگر از نظر جغرافیایی، نژادی، زبانی و فکری تفاوت دارند و همین تفاوتها، طرز نگرش آنها را به بسیاری از موضوعات متفاوت میکند. نگرش متفاوت نیز، در نهایت منشأ و منبع بروز آشفتگیهای روانی، اجتماعی و خشونت و جنگ میان انسانها است. علاوه بر این، هر انسانی نیز به نوبه خود، در مملکت وجودی خود، ساحتها و ابعاد مختلفی دارد که با یکدیگر در تضاد و تعارضاند و به این خاطر، اسباب بروز آشفتگی روانی را در وجود او پدید میآورند. اما از آنجایی که یک انسان آشفته به هیچ عنوان نمیتواند در جهان بیرون از خودش یکپارچگیِ پایدار ایجاد کند، بدیهی است که برقراری صلح درون، پیشزمینه و مقدمه صلح بیرونی (صلح جهانی) خواهد بود.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۹
🍀❤️ @The_meaningoflife
❤1
فروید از توّهم بیزار بود.
به نظرش آدمِ عاقل و بالغ نباید توّهم داشته باشد.
تنها چیزی که در دنیا ارزش دارد، این است که آدم دنبال حقیقت باشد.
و چون اعتقادی به خدا و زندگیِ پس از مرگ هم نداشت، آدم بدبینی شده بود.
معتقد بود وضعِ بشر فاجعه است.
ولی یونگ، برعکس.
معتقد بود مهمترین چیز برای بشر این است که از زندگی لذت ببرد.
شادمانی و تندرستی و خشنودی.
بنابراین فروید در مواجهه با اعتقاداتِ دینی یا هر اعتقاد دیگری از این قبیل، اولین سوالش این بود که: اینها حقیقت دارد؟
چون اگر حقیقت ندارد باید بندازمشان دور.
ولی یونگ میپرسید:
آیا اینها کیفیتِ زندگیِ مرا بهتر میکند؟
باعث میشود عملکردِ انسانیِ بهتری داشته باشم؟
با دنیای اطرافِ خودم سازگاری بیشتری داشته باشم؟
اگر جواب مثبت است، پس بهتر است اینها را داشته باشم.
حالا عقیدهی من این است:
بیشترِ آدمها در جوانی فرویدی هستند.
ولی بعد که پا به سن میگذارند، یونگی میشوند.
#برایان_مگی
#مواجهه_با_مرگ
❤️🍀 @filsofak
به نظرش آدمِ عاقل و بالغ نباید توّهم داشته باشد.
تنها چیزی که در دنیا ارزش دارد، این است که آدم دنبال حقیقت باشد.
و چون اعتقادی به خدا و زندگیِ پس از مرگ هم نداشت، آدم بدبینی شده بود.
معتقد بود وضعِ بشر فاجعه است.
ولی یونگ، برعکس.
معتقد بود مهمترین چیز برای بشر این است که از زندگی لذت ببرد.
شادمانی و تندرستی و خشنودی.
بنابراین فروید در مواجهه با اعتقاداتِ دینی یا هر اعتقاد دیگری از این قبیل، اولین سوالش این بود که: اینها حقیقت دارد؟
چون اگر حقیقت ندارد باید بندازمشان دور.
ولی یونگ میپرسید:
آیا اینها کیفیتِ زندگیِ مرا بهتر میکند؟
باعث میشود عملکردِ انسانیِ بهتری داشته باشم؟
با دنیای اطرافِ خودم سازگاری بیشتری داشته باشم؟
اگر جواب مثبت است، پس بهتر است اینها را داشته باشم.
حالا عقیدهی من این است:
بیشترِ آدمها در جوانی فرویدی هستند.
ولی بعد که پا به سن میگذارند، یونگی میشوند.
#برایان_مگی
#مواجهه_با_مرگ
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
مثل خیس شدن در هوای مهآلود
🔹پس از آنکه مدتی تمرین کردی، درخواهی یافت که پیشرفت سریع و خارقالعاده محال است. حتی اگر بهسختی تلاش کنی، پیشرفت تو همیشه ذره ذره خواهد بود. مثل این نیست که زیر شُرشُر باران بروی و بدانی کی خیس میشوی. مثل هوای مهآلود است که نمیدانی در حال خیس شدنی ولی همچنان که راه میروی ذره ذره خیس میشوی.
🔹اگر در ذهنت افکار پیشرفت و ترقی داری ممکن است بگویی «آه این سرعت افتضاح است!» ولی بهواقع اینطور نیست. وقتی در هوای مهآلود خیس میشوی بهسختی میتوانی خودت را خشک کنی. پس لازم نیست نگران پیشرفت باشی. مثل یادگیری زبان دوم است؛ بهیکباره از پس آن برنمیآیی، ولی اگر بارها و بارها تکرارش کنی بر آن اشراف پیدا میکنی. تمرین به روش سوتو همین است. میتوانیم بگوییم ذره ذره پیشرفت میکنیم یا اینکه حتی انتظار پیشرفت هم نداریم. تنها کافی است صادق باشیم و هر لحظه نهایت تلاشمان را انجام دهیم. نیروانایی بیرون از تمرین ما وجود ندارد.
🔸️شونریو سوزوکی | ترجمۀ علیظفر قهرمانی
❤️🍀 @filsofak
🔹پس از آنکه مدتی تمرین کردی، درخواهی یافت که پیشرفت سریع و خارقالعاده محال است. حتی اگر بهسختی تلاش کنی، پیشرفت تو همیشه ذره ذره خواهد بود. مثل این نیست که زیر شُرشُر باران بروی و بدانی کی خیس میشوی. مثل هوای مهآلود است که نمیدانی در حال خیس شدنی ولی همچنان که راه میروی ذره ذره خیس میشوی.
🔹اگر در ذهنت افکار پیشرفت و ترقی داری ممکن است بگویی «آه این سرعت افتضاح است!» ولی بهواقع اینطور نیست. وقتی در هوای مهآلود خیس میشوی بهسختی میتوانی خودت را خشک کنی. پس لازم نیست نگران پیشرفت باشی. مثل یادگیری زبان دوم است؛ بهیکباره از پس آن برنمیآیی، ولی اگر بارها و بارها تکرارش کنی بر آن اشراف پیدا میکنی. تمرین به روش سوتو همین است. میتوانیم بگوییم ذره ذره پیشرفت میکنیم یا اینکه حتی انتظار پیشرفت هم نداریم. تنها کافی است صادق باشیم و هر لحظه نهایت تلاشمان را انجام دهیم. نیروانایی بیرون از تمرین ما وجود ندارد.
🔸️شونریو سوزوکی | ترجمۀ علیظفر قهرمانی
❤️🍀 @filsofak
جهان محنتکدهای است که در آن شر بر خیر غلبه دارد. زندگی انسانِ عادی، وضعیتی اسفناک است که در میان دو قطب نوسان میکند: یکسو رنج روحی، درد جسمانی و نیاز قرار دارد که آدمی برای رهایی از اینها میکوشد و هنگامی که خلاصی یافت و به فراغت رسید، در قطب دیگر دچار ملال و بیحوصلگی میگردد و برای رهایی از این وضع به هر وسیلهای متوسل میشود،
تا خلأ درونی خود را فراموش کند.
#آرتور_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
تا خلأ درونی خود را فراموش کند.
#آرتور_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
دلیل اینکه آدمها بهدشواری شاد میشوند
این است که همواره گذشته را بهتر از آنچه بوده، حال را بدتر از آنچه هست و آینده را نامشخصتر از آنچه خواهد بود، میبینند...
#ژان_دوفلورت_و_دختر_چشمه
#مارسل_پانیول
❤️🍀 @filsofak
این است که همواره گذشته را بهتر از آنچه بوده، حال را بدتر از آنچه هست و آینده را نامشخصتر از آنچه خواهد بود، میبینند...
#ژان_دوفلورت_و_دختر_چشمه
#مارسل_پانیول
❤️🍀 @filsofak
خانهتکانی
سبد رابطههایمان را بر زمین قرار دهیم.
رابطه، به معنای واقعی آن (مهم نیست که فیزیکی باشد یا دیجیتال، حقیقی یا مجازی، با موجود زنده یا موجود مرده)، سهم قابل توجهی از ذهن و زمان ما را میگیرد.
چیزی نیست که به سادگی قابل ساختن باشد و به سادگی نیز، قابل رهاکردن نیست و گاه، چنان به عادتی ناخودآگاه در زندگی ما تبدیل میشود، که فرصت فکرکردن به آن را از دست میدهیم و جرات تصمیمگیری در مورد آن را هم پیدا نمیکنیم.
رابطه، بخشی از هویت ما را تعریف میکند، بهشکلی که اگر حذفش کنیم یا تغییرش دهیم
یا رابطهای را با رابطهای دیگر جایگزین کنیم، بخشی از آن هویت هم تغییر میکند. این رابطه میتواند با همکارم باشد، با همسرم باشد، با نویسندهای که قرنها پیش مرده است و تنها کتابهایش را میخوانم باشد و یا با خوانندهای که گوشدادن به صدایش،
ساعتهای زیادی از شبانه روزم را بهخود اختصاص میدهد. طبیعتا رابطهای تا این حد محکم و اثرگذار، میتواند با اشیاء هم باشد، حتی نزدیکتر و اثرگذارتر از انسانها.
هر یک از ما سبدی از رابطهها را داریم و در دست گرفتهایم و در زندگی روزمره و در سختیها و آسانیها، آن را با خود جابجا میکنیم. میشود برای هر یک از این رابطهها، ابعاد مختلفی را تعریف کرد.
۱. رابطه میتواند رنگ و طعم فیزیکی داشته باشد. مهم نیست که در دنیای فیزیکی است و یا در دنیای پیام و پیامک و ارسال عکس و به اشتراکگذاری تصویر در شبکههای مجازی، مهم این است که فیزیک بخشی از این رابطه است، همچنانکه ابعاد خانه میتواند یکی از ویژگیهای دوستداشتنی یک خانه باشد و حتی شاید مهمترین ویژگی آن.
۲. رابطه میتواند رنگ و بوی فکری داشته باشد. من فکرهای او را میپسندم و میفهمم، جایی در ذهن من نشسته است، فکر میکنم که مثل هم فکر میکنیم یا فکر میکنم که دوست دارم مانند او فکر کنم و یا فکر میکنم که فکرهایم را میفهمد، یا فکر میکنم که اگر زنده بود، فکرهایم را میفهمید، یا فکر میکنم که اگر میتوانستیم همدیگر را ببینیم و در نقطهی دیگری از تاریخ و جغرافیا نبود، همفکر خوبی بود.
۳. رابطه میتواند وجه احساسی داشته باشد. فکرکردن به او، دیدنش، دیدن نشانههای او، میتواند حالم را بهتر (یا بدتر) کند.
۴. رابطه میتواند بر درک من از علت وجودی خودم تاثیرگذار باشد. وقتی او را میبینم، وقتی با هم کار میکنیم، وقتی به او فکر میکنم، وقتی کتاب آن نویسندهای را که قرنهاست مرده است میخوانم، یادم میآید که باید به خودم فکر کنم.
برای شناختن خودمان، کافی است که سبد رابطههایمان را بر زمین قرار دهیم و به هر یک از تخممرغهای این سبد نگاهی دوباره بیندازیم. اگر از جایی که هستیم راضی نیستیم، شاید باید در ترکیب این سبد، تغییری ایجاد کنیم. این تغییر شاید، با دورانداختن کتابی باشد، یا خریدن کتابی تازه. شاید با پاک کردن شمارهای از دفترچهی تلفنم باشد و شاید با ارسال پیامی تازه. شاید با بخشیدن کسی باشد و شاید با فراموشکردن دیگری. این تغییر، هرچه باشد، ساده نیست، شاید یکی از دشوارترین بخشهای خانهتکانی است.
🔸️|محمد رضا شعبانعلی|
❤️🍀 @filsofak
سبد رابطههایمان را بر زمین قرار دهیم.
رابطه، به معنای واقعی آن (مهم نیست که فیزیکی باشد یا دیجیتال، حقیقی یا مجازی، با موجود زنده یا موجود مرده)، سهم قابل توجهی از ذهن و زمان ما را میگیرد.
چیزی نیست که به سادگی قابل ساختن باشد و به سادگی نیز، قابل رهاکردن نیست و گاه، چنان به عادتی ناخودآگاه در زندگی ما تبدیل میشود، که فرصت فکرکردن به آن را از دست میدهیم و جرات تصمیمگیری در مورد آن را هم پیدا نمیکنیم.
رابطه، بخشی از هویت ما را تعریف میکند، بهشکلی که اگر حذفش کنیم یا تغییرش دهیم
یا رابطهای را با رابطهای دیگر جایگزین کنیم، بخشی از آن هویت هم تغییر میکند. این رابطه میتواند با همکارم باشد، با همسرم باشد، با نویسندهای که قرنها پیش مرده است و تنها کتابهایش را میخوانم باشد و یا با خوانندهای که گوشدادن به صدایش،
ساعتهای زیادی از شبانه روزم را بهخود اختصاص میدهد. طبیعتا رابطهای تا این حد محکم و اثرگذار، میتواند با اشیاء هم باشد، حتی نزدیکتر و اثرگذارتر از انسانها.
هر یک از ما سبدی از رابطهها را داریم و در دست گرفتهایم و در زندگی روزمره و در سختیها و آسانیها، آن را با خود جابجا میکنیم. میشود برای هر یک از این رابطهها، ابعاد مختلفی را تعریف کرد.
۱. رابطه میتواند رنگ و طعم فیزیکی داشته باشد. مهم نیست که در دنیای فیزیکی است و یا در دنیای پیام و پیامک و ارسال عکس و به اشتراکگذاری تصویر در شبکههای مجازی، مهم این است که فیزیک بخشی از این رابطه است، همچنانکه ابعاد خانه میتواند یکی از ویژگیهای دوستداشتنی یک خانه باشد و حتی شاید مهمترین ویژگی آن.
۲. رابطه میتواند رنگ و بوی فکری داشته باشد. من فکرهای او را میپسندم و میفهمم، جایی در ذهن من نشسته است، فکر میکنم که مثل هم فکر میکنیم یا فکر میکنم که دوست دارم مانند او فکر کنم و یا فکر میکنم که فکرهایم را میفهمد، یا فکر میکنم که اگر زنده بود، فکرهایم را میفهمید، یا فکر میکنم که اگر میتوانستیم همدیگر را ببینیم و در نقطهی دیگری از تاریخ و جغرافیا نبود، همفکر خوبی بود.
۳. رابطه میتواند وجه احساسی داشته باشد. فکرکردن به او، دیدنش، دیدن نشانههای او، میتواند حالم را بهتر (یا بدتر) کند.
۴. رابطه میتواند بر درک من از علت وجودی خودم تاثیرگذار باشد. وقتی او را میبینم، وقتی با هم کار میکنیم، وقتی به او فکر میکنم، وقتی کتاب آن نویسندهای را که قرنهاست مرده است میخوانم، یادم میآید که باید به خودم فکر کنم.
برای شناختن خودمان، کافی است که سبد رابطههایمان را بر زمین قرار دهیم و به هر یک از تخممرغهای این سبد نگاهی دوباره بیندازیم. اگر از جایی که هستیم راضی نیستیم، شاید باید در ترکیب این سبد، تغییری ایجاد کنیم. این تغییر شاید، با دورانداختن کتابی باشد، یا خریدن کتابی تازه. شاید با پاک کردن شمارهای از دفترچهی تلفنم باشد و شاید با ارسال پیامی تازه. شاید با بخشیدن کسی باشد و شاید با فراموشکردن دیگری. این تغییر، هرچه باشد، ساده نیست، شاید یکی از دشوارترین بخشهای خانهتکانی است.
🔸️|محمد رضا شعبانعلی|
❤️🍀 @filsofak
انسانها دو دستهاند:
انسانهای شاد و انسانهای ناشاد؛
فرق اين دو گروه در اين است كه، انسانهای شاد وقتی با مشكلی مواجه میشوند، شروع به ارزيابی خود میكنند.
اما انسانهای ناشاد، دنبال کشف عوامل مشکل در بیرون از خود هستند و پیوسته ديگری را مقصر خود میدانند.
ما انسانها بهطور ژنتیکی موجودات اجتماعی هستیم و برای بقا و زنده ماندن به یکدیگر نیازمندیم.
بر این اساس است همواره یک مشکل ارتباطی (به معنی یک رابطۀ خراب، نارضایتمند یا قطع یک رابطۀ مهم) عامل زیرین مشکلات روانشناختی ماست.
بیشتر مشکلات روانی ما از ناتوانی ما در خوب کنار آمدن با افراد مهم زندگیمان نشأت میگیرد.
🔸️ #ویلیام_گلسر
❤️🍀 @filsofak
انسانهای شاد و انسانهای ناشاد؛
فرق اين دو گروه در اين است كه، انسانهای شاد وقتی با مشكلی مواجه میشوند، شروع به ارزيابی خود میكنند.
اما انسانهای ناشاد، دنبال کشف عوامل مشکل در بیرون از خود هستند و پیوسته ديگری را مقصر خود میدانند.
ما انسانها بهطور ژنتیکی موجودات اجتماعی هستیم و برای بقا و زنده ماندن به یکدیگر نیازمندیم.
بر این اساس است همواره یک مشکل ارتباطی (به معنی یک رابطۀ خراب، نارضایتمند یا قطع یک رابطۀ مهم) عامل زیرین مشکلات روانشناختی ماست.
بیشتر مشکلات روانی ما از ناتوانی ما در خوب کنار آمدن با افراد مهم زندگیمان نشأت میگیرد.
🔸️ #ویلیام_گلسر
❤️🍀 @filsofak
خلاصه 4 جلسه.pdf
342 KB
📍پیشگیری و کاهش اضطراب
🔸️خلاصه چهار جلسه استاد #مصطفی_ملکیان در سال ۹۸ در ونکوور.
🔸️موضوع:
آنچه باعث پیشگیری یا کاهش اضطراب میشود.
📍به ادعای ایشان این عصاره نظرات تمام اندیشمندان سابق و لاحق است.
❤️🍀 @filsofak
🔸️خلاصه چهار جلسه استاد #مصطفی_ملکیان در سال ۹۸ در ونکوور.
🔸️موضوع:
آنچه باعث پیشگیری یا کاهش اضطراب میشود.
📍به ادعای ایشان این عصاره نظرات تمام اندیشمندان سابق و لاحق است.
❤️🍀 @filsofak
بعضیها طوری زندگی میکنن
انگار تا ابد زندهاند و جاودانهاند.
اونا عاشق آدما نمیشن،
بلکه روی اونها سرمایهگذاری میکنن!
🔸️امانوئل اشمیت
از کتاب مهمانسرای دو دنیا
❤️🍀 @filsofak
انگار تا ابد زندهاند و جاودانهاند.
اونا عاشق آدما نمیشن،
بلکه روی اونها سرمایهگذاری میکنن!
🔸️امانوئل اشمیت
از کتاب مهمانسرای دو دنیا
❤️🍀 @filsofak
هر آدمی از کودکی باید یاد بگیرد که چطور وقتش را به تنهایی بگذراند. این به این معنی نیست که باید تنها باشد، بلکه نباید از تنهایی حوصلهاش سر برود. چون افرادی که حوصلهشان از تنهایی سر میرود، از لحاظ عزتنفس در خطر قرار دارند.
🔸️آندری تارکوفسکی
❤️🍀 @filsofak
🔸️آندری تارکوفسکی
❤️🍀 @filsofak
سوگیریهای شناختی: همپوشانیگرایی
همپوشانیگرایی (Shared information bias) نوعی سوگیری شناختی است که اعضای جمع تمایل دارند بیشتر درباره موضوعاتی که برای همه آشناست گفتگو کنند و کمتر برای موضوعاتی وقت صرف کنند که برخی اعضاء از آن آگاهی ندارند. بهزبان ساده، همپوشانیگرایی گرایش به صحبت درباره اطلاعات مشترک جمع است.
همپوشانیگرایی میتواند پیامدهای زیانباری در تصمیمگیریهای گروهی داشته باشد. وقتی اعضای جمع اطلاعاتی را که بقیه ندارند به اشتراک نمیگذارند، نمیتوان انتظار داشت تصمیمات کاملا آگاهانه اخذ شوند. بگذارید با یک مثال فرضی قضیه را روشن کنم.
شاهرخ و دوستانش تصمیم میگیرند پس از اتمام کار بروند سینما. موعدش که فرا میرسد قرار میشود جمع تصمیم بگیرد چه فیلمی تماشا کنند. همه خستهاند و هر چه تصمیمگیری به درازا بینجامد زمان نیز از دست میرود. یکی فیلمی را پیشنهاد میکند و بیشتر جمع موافقت خودشان را اعلام میکنند. شاهرخ قبلا آن فیلم را دیده است و بهنظرش فیلم بدردنخوری است. برخیها در این مرحله نظرشان را آشکارا اعلام میکنند. شاهرخ ترجیح میدهد بهخاطر جمع چیزی نگوید. دلیل این امر گیرافتادن در دام همپوشانیگرایی است.
در مثال بالا هیچگاه جواب درست و قطعی برای اینکه چه فیلمی را تماشا کنیم وجود ندارد. بحث سلیقه است. وقتی پای توافق جمع در میان باشد احتمال همپوشانیگرایی بالاتر میرود.
افراد وقتی در یک گروه قرار میگیرند بیشتر تمایل دارند در گفتگو همپوشانی کنند با اینکه طبیعتا گفتگو درباره اطلاعاتی که دیگران از آن بیخبرند روشنگرتر است. همپوشانیگرایی زمانی که قرار است جمع درباره موضوعی قضاوت کند و به توافق نهایی برسد شدت میگیرد. یک دلیل میتواند محدودیت زمان باشد. فرد ترجیح میدهد ساز مخالف نزند تا قضیه سریعتر جمع شود. برعکس اگر تمرکز جمع رسیدن به بهترین تصمیم ممکن و محدویت زمانی کمتر باشد، هر کس راحتتر نظرش را بیان میکند.
تصمیمگیری جمعی دشواریهای خاص خود را دارد. دلیل عمده دیگری که باعث همپوشانیگرایی میشود اضطراب ناشی از بیان نظر متفاوت در جمع است. بیشتر افراد از اینکه مخالف جمع شناخته شوند بیزارند. بهعلاوه حرفزدن در جمع عدهای را سراسیمه میکند. اعضای یک جمع به شهرتشان در میان دیگران اهمیت میدهند و دوست ندارند به آبروشان لطمهای وارد شود. وانگهی آنها گمان میکنند با بیان نظر مخالف ممکن است پیوندهای عاطفیشان با دیگران در خطر قرار بگیرد. در نتیجه اطلاعاتشان را گزینشی با دیگر اعضای جمع در میان میگذارند.
تحقیقات متعددی نشان میدهند که هر چه اعضای یک جمع اطلاعات بیشتری را با دیگران در میان بگذارند تصمیمات گروهی بهتر و موفقتری اخذ میشود. راهکارهای مهمی که به این امر کمک میکند عبارتند از اختصاص زمان بیشتر به بحث و گفتگو درباره تصمیم جمعی، اجتناب از بحثهای کلی، اهمیتدادن به تنوع نظرات و گفتگو درباره موضوعات جدید برای اجتناب از تکرار.
با بهکارگیری این راهکارها و با تمرین بردباری در برابر نظرات مخالف و منتقد میتوان امیدوار بود فرد دیگر مجبور نباشد برای رسوانشدن همیشه همرنگ جماعت باشد. گوناگونی رنگها به زیبایی گروه میافزاید.
🔸️|بیبیسی فارسی، بهمن شهری|
❤️🍀 @filsofak
همپوشانیگرایی (Shared information bias) نوعی سوگیری شناختی است که اعضای جمع تمایل دارند بیشتر درباره موضوعاتی که برای همه آشناست گفتگو کنند و کمتر برای موضوعاتی وقت صرف کنند که برخی اعضاء از آن آگاهی ندارند. بهزبان ساده، همپوشانیگرایی گرایش به صحبت درباره اطلاعات مشترک جمع است.
همپوشانیگرایی میتواند پیامدهای زیانباری در تصمیمگیریهای گروهی داشته باشد. وقتی اعضای جمع اطلاعاتی را که بقیه ندارند به اشتراک نمیگذارند، نمیتوان انتظار داشت تصمیمات کاملا آگاهانه اخذ شوند. بگذارید با یک مثال فرضی قضیه را روشن کنم.
شاهرخ و دوستانش تصمیم میگیرند پس از اتمام کار بروند سینما. موعدش که فرا میرسد قرار میشود جمع تصمیم بگیرد چه فیلمی تماشا کنند. همه خستهاند و هر چه تصمیمگیری به درازا بینجامد زمان نیز از دست میرود. یکی فیلمی را پیشنهاد میکند و بیشتر جمع موافقت خودشان را اعلام میکنند. شاهرخ قبلا آن فیلم را دیده است و بهنظرش فیلم بدردنخوری است. برخیها در این مرحله نظرشان را آشکارا اعلام میکنند. شاهرخ ترجیح میدهد بهخاطر جمع چیزی نگوید. دلیل این امر گیرافتادن در دام همپوشانیگرایی است.
در مثال بالا هیچگاه جواب درست و قطعی برای اینکه چه فیلمی را تماشا کنیم وجود ندارد. بحث سلیقه است. وقتی پای توافق جمع در میان باشد احتمال همپوشانیگرایی بالاتر میرود.
افراد وقتی در یک گروه قرار میگیرند بیشتر تمایل دارند در گفتگو همپوشانی کنند با اینکه طبیعتا گفتگو درباره اطلاعاتی که دیگران از آن بیخبرند روشنگرتر است. همپوشانیگرایی زمانی که قرار است جمع درباره موضوعی قضاوت کند و به توافق نهایی برسد شدت میگیرد. یک دلیل میتواند محدودیت زمان باشد. فرد ترجیح میدهد ساز مخالف نزند تا قضیه سریعتر جمع شود. برعکس اگر تمرکز جمع رسیدن به بهترین تصمیم ممکن و محدویت زمانی کمتر باشد، هر کس راحتتر نظرش را بیان میکند.
تصمیمگیری جمعی دشواریهای خاص خود را دارد. دلیل عمده دیگری که باعث همپوشانیگرایی میشود اضطراب ناشی از بیان نظر متفاوت در جمع است. بیشتر افراد از اینکه مخالف جمع شناخته شوند بیزارند. بهعلاوه حرفزدن در جمع عدهای را سراسیمه میکند. اعضای یک جمع به شهرتشان در میان دیگران اهمیت میدهند و دوست ندارند به آبروشان لطمهای وارد شود. وانگهی آنها گمان میکنند با بیان نظر مخالف ممکن است پیوندهای عاطفیشان با دیگران در خطر قرار بگیرد. در نتیجه اطلاعاتشان را گزینشی با دیگر اعضای جمع در میان میگذارند.
تحقیقات متعددی نشان میدهند که هر چه اعضای یک جمع اطلاعات بیشتری را با دیگران در میان بگذارند تصمیمات گروهی بهتر و موفقتری اخذ میشود. راهکارهای مهمی که به این امر کمک میکند عبارتند از اختصاص زمان بیشتر به بحث و گفتگو درباره تصمیم جمعی، اجتناب از بحثهای کلی، اهمیتدادن به تنوع نظرات و گفتگو درباره موضوعات جدید برای اجتناب از تکرار.
با بهکارگیری این راهکارها و با تمرین بردباری در برابر نظرات مخالف و منتقد میتوان امیدوار بود فرد دیگر مجبور نباشد برای رسوانشدن همیشه همرنگ جماعت باشد. گوناگونی رنگها به زیبایی گروه میافزاید.
🔸️|بیبیسی فارسی، بهمن شهری|
❤️🍀 @filsofak
👍1
فلسفه اخلاق
لطفا قبل از خواندن متن زیر، از روی ظاهر این بانوان قضاوتشان کنید. ❤️🍀 @filsofak
نه رنگ پوست، نه نوع لباس، نه چاقی و لاغری، نه بروز متفاوت احساسات، نه حالات بدن نه جغرافیا و نه فرهنگ و نه زبان؛ هیچکدام نتوانست سد راهشان شود.
دوازده زن دانشمند، مصمم و سازشناپذیر
این عکس در اگوست ۲۰۱۵ توسط برت هارتمن عکاس TED گرفته شده است. دوازده متخصص و دانشمند فعال در عرصههای مختلف علم و تکنولوژی را که در این تصویر مشاهده میکنید، از ۵ کشور مختلف دور دنیا گرد هم آمدهاند.
۱. رنه هلوزک، کیهانشناس
۲. جانت ایواسا، انیماتور مولکولی
۳. کیتی هانتز، کهن سرطانشناس و باستانشناس
۴. کریستین مارهاور، زیستشناس مرجانی
۵. مارچلا اولیانویا سیلوا، زیستشناس محاسباتی
۶. جدیده ایسلر، متخصص فیزیک نجومی
۷. لورا بوکین، زیستشناس محاسباتی
۸. پاتریشیا مدیچی، زیستشناس
۹. لوسین والکوویکز، اخترشناس
۱۰. جولی فریمن، هنرمند و متخصص علوم کامپیوتر
۱۱. میشل کاپس، یخچالشناس
۱۲. شیلا اوچوگبژو، ویروسشناس
🔸️|برگرفته از کانال فرازتد|
❤️🍀 @filsofak
دوازده زن دانشمند، مصمم و سازشناپذیر
این عکس در اگوست ۲۰۱۵ توسط برت هارتمن عکاس TED گرفته شده است. دوازده متخصص و دانشمند فعال در عرصههای مختلف علم و تکنولوژی را که در این تصویر مشاهده میکنید، از ۵ کشور مختلف دور دنیا گرد هم آمدهاند.
۱. رنه هلوزک، کیهانشناس
۲. جانت ایواسا، انیماتور مولکولی
۳. کیتی هانتز، کهن سرطانشناس و باستانشناس
۴. کریستین مارهاور، زیستشناس مرجانی
۵. مارچلا اولیانویا سیلوا، زیستشناس محاسباتی
۶. جدیده ایسلر، متخصص فیزیک نجومی
۷. لورا بوکین، زیستشناس محاسباتی
۸. پاتریشیا مدیچی، زیستشناس
۹. لوسین والکوویکز، اخترشناس
۱۰. جولی فریمن، هنرمند و متخصص علوم کامپیوتر
۱۱. میشل کاپس، یخچالشناس
۱۲. شیلا اوچوگبژو، ویروسشناس
🔸️|برگرفته از کانال فرازتد|
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️چرا احساس ما با لحظهای که در آن هستیم متناسب نیست؟
چرا در شادیها غمگینیم؟ و چه میتوان کرد؟
#روانشناسي
ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
چرا در شادیها غمگینیم؟ و چه میتوان کرد؟
#روانشناسي
ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید.
منتظر نباشید تا قدر تلاشهایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند.
در را ببندید
آهنگ را عوض کنید
خانهتکانی کنید
گرد و غبارها را بتکانید
از آنچه هستید دست بردارید
و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...
#پائولو_کوئلیو
#انسان_جدید_زندگی_جدید
❤️🍀 @filsofak
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید.
منتظر نباشید تا قدر تلاشهایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند.
در را ببندید
آهنگ را عوض کنید
خانهتکانی کنید
گرد و غبارها را بتکانید
از آنچه هستید دست بردارید
و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...
#پائولو_کوئلیو
#انسان_جدید_زندگی_جدید
❤️🍀 @filsofak