فلسفه اخلاق
7.24K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
972 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
کیش شخصیت
وجهه عمومی آرمانی و قهرمانانه‌‌ی افراد

در غالب موارد، انسان‌هایی که سخت می‌ستاییم، در واقع بسیار معمولی‌تر از آن چیزی هستند که گمان می‌کنیم. یک نویسنده با بهترین چهره‌اش در عرصه عمومی ظاهر می‌شود. مخاطب با ناب‌ترین لحظه‌های او انس می‌گیرد و بر مبنای آن لحظه‌هاست که از او تصویری در ذهن می‌پروراند و در نهایت دل‌شیفته‌اش می‌شود.

اما واقعیت این است که بیشتر لحظه‌های زندگی بیشتر ما، بسیار پیش‌پا افتاده و ملال‌آور است. ممکن است که یک نویسنده در لحظه‌های ناب و خلاق‌اش فردی جذاب باشد، اما همین فرد چه بسا در متن زندگی روزانه فردی غالب کم‌حوصله، زودرنج، پرتوقع، متكبر و "مركز عالم خلقت" باشد. برای همین است که در غالب موارد، آشنایی نزدیک با چهره‌های صاحب‌نام مایه سرخوردگی است.

توصیه من به جوانترها این است که در تصویرسازی از آدم‌های صاحب‌نام مبالغه نکنند، یا اگر روحیه آرمان‌گرای‌شان سرکشی می‌کند، دست کم به چهره‌های محبوب و آرمانی‌شان زیادہ نزدیک نشوند؛ یا واقع‌بین باشیم یا فاصله‌ها را حفظ کنیم!

🔸️|دکتر آرش نراقی|

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_در_مسیر_اخلاق_خصیصه_اخلاص_457.pdf
381.6 KB
در مسیر اخلاق(۱۲)

🔸️مجله خانه‌های‌روشن ‌۱۵۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۷

🔸️موضوع پرونده:
(اخلاص)
#اخلاص

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مقاله اخلاقی - اخلاق قلم 457.pdf
204.3 KB
به مناسبت ۱۴ تیر؛ به مناسبت روز قلم

مقاله:
🔸️(نوشتن با تِمِ اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانش‌آموخته فلسفه اخلاق

*مقدمه

قلم، ابزار حکاکی اندیشه است، و نوشتار، از این رو که از گفتار رساتر و ماناتر است، می‌تواند به شدت در اعتلا یا سقوط اندیشه و بینش بشر مؤثر باشد. انسان هویت خودش را پیش از آن‌که ثبت کرده باشد به خاطر نمی‌آورد، و نوشتن، از این جهت که سبب می‌شود داشته‌های بشر، هم‌چون یک جسدِ مومیایی شده، در چنته او باقی بمانند و بر صحیفه کاغذ به بند کشیده شوند، می‌تواند به نوعی، نقطه آغاز پیدایش انسان تلقی شود. بر همین اساس، نوشتن، چه به منظور انتقال مفاهیم و آموزش صورت بگیرد و چه به مقصود خلق اثری نوین و منحصر به فرد اتفاق بیفتد، یکی از  موضوعاتِ جدی و به شدت اساسی است.

🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۷

🍀❤️ @The_meaningoflife
به دو گروه افرادی که از قبل خود را خوش شانس و بدشانس معرفی کرده بودند روزنامه ای داده می شود و از آن ها خواسته می شود آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.
تصویر يک آگهی بزرگ (نیم صفحه) با این مضمون نیز وسط روزنامه قرار داده شده است:
به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده ايد تا ۵۰ دلار پاداش بگیرید!
اکثر افرادی که خود را بدشانس معرفی کرده بودند آگهی را نديدند
اما اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.

این مطالعه نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند
و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غيرمنتظره را مختل می کند.
افراد خوش شانس در واقع آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آن هستند را خوب می بينند.


🔸️ آزمایش پروفسور Richard Wiseman استاد روانشناسی دانشگاه Hertfordshire درباره بخت و اقبال

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
تا بوده حاکم باید خادم‌ترین و خاضع‌ترین باشد


تا بوده آدمی‌زاد طلبکار بوده. فکر کرده سقف آسمان سوراخ شده و خودش جفت پا آمده روی زمین و چون تشریف فرما شده و نزول اجلال کرده، باید کل کائنات، یعنی ابر و باد و مه و خورشید، همه دست به دست هم بدهند و هر چه حضرت والا می‌خواهند برایش در طبق اخلاص بگذارند و تقدیمش کنند.
فکر کرده اشرف مخلوقات بودن یعنی این.
یعنی این‌که هر چه عشقش کشید دستور بدهد و عالم هم بگوید بله سرورم، در خدمتم!
نه، این‌طوری نیست. تا بوده حاکم باید خادم‌ترین و خاضع‌ترین باشد. و این یعنی اگر گفته‌اند اشرف مخلوقات است، پس منظورشان این بوده که باید خوارترینشان هم باشد.
یعنی باید صبح‌ها که از خواب بلند می‌شود دست و پای خورشید را ببوسد که طلوع کرده و نور به دنیایش پاشیده، دعا به جان بالشش بکند که زیر سرش را نرم کرده و به خاکِ خاک بیفتد که زیر پایش را محکم و سفت کرده و همین‌طور هی خاک این و آن شود و دست‌بوس و پابوس عالم و آدم شود تا حق بزرگی را به‌ جا آورده باشد.
باید بفهمد این‌طور نیست که هر چه دارد ارث باباش یا حاصل جد و جهد خودش باشد. باید بفهمد بیشتر چیزهایی که همین‌طوری حاضر و آماده می‌افتند توی دامنش، حاصل بدو بدوی ابر و باد و مه و خورشید و فلک بوده که از کله سحر تا بوق سگ جان کنده‌اند تا او نانی به کَفَش بیاید و به غفلت نخورد.
اما آدمی‌زاد غفلت می‌کند و تا بوده طلبکار بوده و همین است که هنوز که هنوز است راه دارد تا اشرف مخلوقات شود.
#مصطفی_سلیمانی
#شکرگزاری

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
‏همیشه پختگی به سن و سال و هیکل نیست!

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
چرا یه وقتایی جدایی لازمه؟

#مصطفی_سلیمانی
+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ویژگی‌های افراد دنیاطلب


1. در غالب اوقات از خودش و وضعیتی که دارد ناراضی و ناخشنود است.
2. به هنگام مواجهه با سختی و مصیبت کاملاً به هم می‌ریزد و تمرکز خودش را از دست می‌دهد.
3. از دست دادن مال و سرمایه برایش آسان نیست.
4. بسیار پردغدغه و پرمشغله است.
5. برای به دست آوردن خواسته‌هایش هر راهی را امتحان می‌کند.
6. به دغدغه‌های دیگران هیچ اهمیتی نمی‌دهد و تمام فکر‌مشغولی‌اش حول خودش است.
7. الگو و افراد مورد علاقه‌اش کسانی هستند که ثروت و مال و اموال زیادی دارند.
8. اگر مجبور شود که با پوششی ساده در مجالس عمومی و در حضور دیگران حاضر شود، به شدت احساس خواری و حقارت خواهد کرد.
9. از افراد فقیر کناره می‌گیرد و خودش را در شأن آن‌ها نمی‌داند.
10. برای این‌که خودش را به عنوان یک فرد پولدار معرفی کند، ریخت‌و‌پاش‌های زیادی می‌کند.
11. برای انجام امور دینی و مذهبی هیچ نشاطی ندارد.
12. بر این باور است که هر مشکلی را با پول می‌توان رفع کرد.
13. از مرگ هراس دارد و سعی می‌کند که با آرزوی عمر طولانی این هراس را از خودش دور کند.

🔸️درمان افراد دنیاطلب

در اولین قدم، لازم است که شناخت صحیحی از ماهیت حقیقی دنیا و معنویت برای فرد ایجاد شود؛ شناختی که بتواند فرد را در مسیر صحیحی که دارند حفظ کند یا او را به راه بازگرداند. باید دانست که هر قدر که شناخت فرد عمیق‌تر باشد، میزان آسیبی هم که (در اثر توجه و التزام به معنویات) متوجه او خواهد شد بیشتر خواهد بود.

در دومین قدم، باید به فرد آموخته شود که دنیا را به عنوان هدف نهایی و غایت مورد نظرش انتخاب نکند. او باید یاد بگیرد که به باطن و حقیقت دنیا نگاه کند و نسبت به مبدأ هستی، فهم و شناخت به دست بیاورد.

در سومین قدم، فرد دنیاطلب باید خودش را نسبت به انجام دادن برخی امور معنوی ملتزم کند. در واقع، او می‌تواند بایدها و نبایدهایی را، هم در مرحله عمل و هم در مرحله گفتار، برای خودش معین کند و با پایبند ماندن به آن‌ها بازگشت به دنیاطلبی را به خودش سخت و مشکل کند.

در چهارمین قدم، لازم است که فرد یاد بگیرد به تمامی اعمالش رنگ حقیقت بزند. در واقع او باید به این نتیجه برسد که دنیا جایگاهی است که با مرگ نابود می‌شود و به این ترتیب آتش زیاده‌خواهی خودش را خاموش کند و به جای زرق و برق دنیا، اشتغال به حقیقت را برگزیند.
#مصطفی_سلیمانی
#دنیاطلبی

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
👍1
خوشگلید امّا خالی هستید، برای‌تان نمی‌شود مُرد.
گفتگو ندارد که گل مرا هم فلان رهگذر گلی می‌بیند مثل شما. امّا او به تنهایی از همهٔ شما سر است چون فقط اوست که آبش داده‌ام، چون فقط اوست که زیر حبابش گذاشته‌ام، چون فقط اوست که با تجیر برایش حفاظ درست کرده‌ام، چون فقط اوست که حشراتش را کشته‌ام (جز دو سه‌تایی که می‌بایست پروانه بشوند)، چون فقط اوست که پای گله‌گزاری‌ها با خودنمایی‌ها و حتّا گاهی پی بُغ کردن و هیچی نگفتن‌هاش نشسته‌ام، 'چون که او گل من است.'

📕 شازده کوچولو
✍🏽 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری

❤️🍀 @filsofak
باید هرجا که می‌توانیم به خودمان حقیقت را بگوییم، به این دلیل ساده که اغلب برای آرامش کوتاه مدتی که از دروغگویی نصیب‌مان می‌شود، هزینهٔ بالایی خواهیم پرداخت.

📕 خودشناسی
✍🏽 #آلن_دو_باتن

❤️🍀 @filsofak
شناخت دقیق

فهم دقیق و همه جانبه یک مسئله، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه‌حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی‌توان پاسخ‌های دقیق پیدا کرد. وقتی داده‌های ورودی (Inputs) اشتباه باشند، به‌طور طبیعی خروجی‌ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئله بیستم شما به‌عنوان مسئله یک شما جا بیفتد، عموم تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات بعدی، وقت تلف‌کردن خواهد بود. اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئله یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقت در شناخت سرنوشت‌ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی‌شده، شنیدن دیدگاه‌های مختلف، دقت حقوقی در قلم، فردزدایی از فهم پدیده‌ها، اولویت‌دادن به فکر در مقابل فرد و عفت‌کلام، جزء ضروری یک پایگاه داده‌ای است.

🔸️|برگرفته از مطلب: یادداشتی برای نوروز ۹۸، دکتر محمد سریع‌القلم|

❤️🍀 @filsofak
ارباب‌های درون

اغلب ما تصور می‌کنیم که آن‌چه رفتار و زندگی ما را اداره می‌کند تصمیم‌گیری‌های ماست. فکر می‌کنیم که ما برای روز و هفته و عمرمان آزادانه تصمیم می‌گیریم و بعد این تصمیمات را اجرا می‌کنیم. چنین تصوری به این دلیل است که از وجود قدرت‌های مافوقی بنام "پیش‌فرض‌ها" غافلیم.
پیش‌فرض، تصوری است که در ذهن ما جا گرفته و همواره ما را به نوع خاصی از نگرش و رفتار وا می‌دارد. پیش‌فرض‌ها پیوسته در پس‌زمینه ذهن ما حضور دارند و احساسات و افکار ما را کنترل می‌کنند. آن‌ها ارباب‌هایی هستند که در درون ما زندگی می‌کنند و فرمان آن‌ها همواره حلقه‌ای بر گوش ماست. پیش‌فرض‌های ما نقشی اساسی در تعیین رفتار و نوع زندگی ما دارند با این حال خود آن‌ها برای ما چنان مسلم و بدیهی هستند که کمتر به آن‌ها توجه می‌کنیم. مثلا پیش‌فرض بعضی از ما این است که "دنیا جای کارکردن و انجام وظیفه است" و لذا فکر می‌کنیم باید از صبح تا شب بی وقفه کار کنیم و شاید استثنائا تفریحی هم داشته باشیم. پیش‌فرض بعضی دیگر این است که "من مسئول رفع مشکلات همه افراد خانواده‌ام هستم. هر مسئله‌ای که روی بدهد منم که باید حلش کنم". پیش‌فرض بعضی این است که "من باید ایده‌آل و بی‌نقص باشم و سرزدن هر خطایی از من، گناهی نابخشودنی است". برخی دیگر هم فرض می‌کنند که این دیگران هستند که باید درباره بدی و خوبی رفتارهای آنان تصمیم بگیرند یا ارزش و بی‌ارزشی‌شان را تعیین کنند.
پیش‌فرض‌ها عمدتا در کودکی از سوی محیط بر ذهن ما تلقین می‌شوند و با ابزار ترس و سرزنش به حکومت خود بر ما ادامه می‌دهند. به این ترتیب ما هیچ‌وقت به افکار و تصورات خود شک نمی‌کنیم و فکر نمی‌کنیم که می‌توان به شکل دیگری هم زندگی کرد. پیش‌فرض‌ها به‌شکلی خاموش و ناشناخته بر ما حکومت می‌کنند و تا آخر عمر دنیای ما را در تنگ‌نای تصورات خاصی، نگه می‌دارند. آن‌ها مانع تغییر و باعث فشار و رنج هستند و از ما ربات‌هایی خودکار و مجبور می‌سازند. شناخت و نقد پیش‌فرض‌های خود، یک گام بزرگ به‌سوی آرامش و آزادی است.

🔸️|بیگانه درون؛ گفتارهایی در باب شکوفایی و معنای زندگی، ساسان حبیب‌وند|

❤️🍀 @filsofak
خانه‌تکانی
سبد رابطه‌هایمان را بر زمین قرار دهیم.

رابطه، به معنای واقعی آن (مهم نیست که فیزیکی باشد یا دیجیتال، حقیقی یا مجازی، با موجود زنده یا موجود مرده)، سهم قابل توجهی از ذهن و زمان ما را می‌گیرد.
چیزی نیست که به سادگی قابل ساختن باشد و به سادگی نیز، قابل رهاکردن نیست و گاه، چنان به عادتی ناخودآگاه در زندگی ما تبدیل می‌شود، که فرصت فکرکردن به آن را از دست می‌دهیم و جرات تصمیم‌گیری در مورد آن را هم پیدا نمی‌کنیم.

رابطه، بخشی از هویت ما را تعریف می‌کند، به‌شکلی که اگر حذفش کنیم یا تغییرش دهیم
یا رابطه‌ای را با رابطه‌ای دیگر جایگزین کنیم، بخشی از آن هویت هم تغییر می‌کند. این رابطه می‌تواند با هم‌کارم باشد، با همسرم باشد، با نویسنده‌ای که قرن‌ها پیش مرده است و تنها کتاب‌هایش را می‌خوانم باشد و یا با خواننده‌ای که گوش‌دادن به صدایش،
ساعت‌های زیادی از شبانه روزم را به‌خود اختصاص می‌دهد. طبیعتا رابطه‌ای تا این حد محکم و اثرگذار، می‌تواند با اشیاء هم باشد، حتی نزدیک‌تر و اثرگذارتر از انسان‌ها.

هر یک از ما سبدی از رابطه‌ها را داریم و در دست گرفته‌ایم و در زندگی روزمره و در سختی‌ها و آسانی‌ها، آن را با خود جابجا می‌کنیم. می‌شود برای هر یک از این رابطه‌ها، ابعاد مختلفی را تعریف کرد.

۱. رابطه‌ می‌تواند رنگ و طعم فیزیکی داشته باشد. مهم نیست که در دنیای فیزیکی است و یا در دنیای پیام و پیامک و ارسال عکس و به اشتراک‌گذاری تصویر در شبکه‌های مجازی، مهم این است که فیزیک بخشی از این رابطه است، هم‌چنان‌که ابعاد خانه می‌تواند یکی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی یک خانه باشد و حتی شاید مهم‌ترین ویژگی آن.

۲. رابطه می‌تواند رنگ و بوی فکری داشته باشد. من فکرهای او را می‌پسندم و می‌فهمم، جایی در ذهن من نشسته است، فکر می‌کنم که مثل هم فکر می‌کنیم یا فکر می‌کنم که دوست دارم مانند او فکر کنم و یا فکر می‌کنم که فکرهایم را می‌فهمد، یا فکر می‌کنم که اگر زنده بود، فکرهایم را می‌فهمید، یا فکر می‌کنم که اگر می‌توانستیم همدیگر را ببینیم و در نقطه‌ی دیگری از تاریخ و جغرافیا نبود، هم‌فکر خوبی بود.

۳. رابطه می‌تواند وجه احساسی داشته باشد. فکرکردن به او، دیدنش، دیدن نشانه‌های او، می‌تواند حالم را بهتر (یا بدتر) کند.

۴. رابطه می‌تواند بر درک من از علت وجودی خودم تاثیرگذار باشد. وقتی او را می‌بینم، وقتی با هم کار می‌کنیم، وقتی به او فکر می‌کنم، وقتی کتاب آن نویسنده‌ای را که قرن‌هاست مرده است می‌خوانم، یادم می‌آید که باید به خودم فکر کنم.

برای شناختن خودمان، کافی است که سبد رابطه‌هایمان را بر زمین قرار دهیم و به هر یک از تخم‌مرغ‌های این سبد نگاهی دوباره بیندازیم. اگر از جایی که هستیم راضی نیستیم، شاید باید در ترکیب این سبد، تغییری ایجاد کنیم. این تغییر شاید، با دورانداختن کتابی باشد، یا خریدن کتابی تازه. شاید با پاک کردن شماره‌ای از دفترچه‌ی تلفنم باشد و شاید با ارسال پیامی تازه. شاید با بخشیدن کسی باشد و شاید با فراموش‌کردن دیگری. این تغییر، هرچه باشد،‌ ساده نیست، شاید یکی از دشوارترین بخش‌های خانه‌تکانی است.

🔸️|محمد رضا شعبانعلی|

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️خوشبختی از نظر الفرد هیچکاک

❤️🍀 @filsofak
«بعضی‌ها حتی بی‌منظور ما را می‌خندانند. مهم‌ترین دلیلش آن است که حضور لذت‌بخشی دارند. بنابراین، به سادگی از دیدن‌شان و بودن در کنارشان به وجد می‌آییم. کافی است سراپا گوش شویم. حتی اگر حرف جالبی نزنند یا چرند بگویند باز هم به نظرمان جالب است.»

❤️🍀 @filsofak
👍1