Forwarded from معنای زندگی
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ریشه هوسبازی
۱. محیط رشدی فرد: اصلیترین عامل هوسباز شدن و تنوعطلبی یک فرد، شیوه زیست او در دوران کودکی است. بر این اساس، اگر فرد در زمان کودکی در محیطی امن و سازگار رشد کند، یاد میگیرد که تا چه اندازه نسبت به نیازها و احتیاجات خود حساس باشد؛ کدام خواهش درونی خود را جدی بگیرد و به کدام توجه نکند. اما اگر فرد در دوران کودکی در محیطی آشفته پرورش پیدا کند، شیوه مواجهه با خودش را یاد نمیگیرد و با توجه افراطی به نیازهای شخصیاش، به هوسبازی و تنوعطلبی دچار میشود.
2. بیتوجهی والدین (سرپرستان): فرد در دوران کودکی، خواه با رفتارهای سلطهجویانه والدیناش روبهرو شود و خواه با بیتفاوتی آنها مواجه شود، در هر صورت، از طرف آنها با بیتوجهی روبهرو شده است. در این حالت، فرد به تدریج از نظر ذهنی و روانی آسیب میبیند، سرخورده میشود و ناخودآگاه به احساسات منفی و اضطراب زیادی دچار میشود. و در نهایت، برای پاسخ به سرخوردگیهای خود و جبران بیتوجهیها و رفع اضطرابهای درونیای که دارد، به توجه زیاد به خواهشها و هوسهای درونیِ خودش گرفتار میشود.
3. ناکامی در رسیدن به آرزوها: برخی افراد، در دورانی از زندگی خود، به اهداف، آمال و آرزوهایی که داشتهاند نرسیدهاند و به این خاطر، از نظر روانی خود را کاملاً تحت فشار میبینند و برای رهایی از این فشار، تصمیم میگیرند که به شکل افراطی به تمام خواهشهای درونی و امیال خودشان توجه کنند و آنها را برآورند، مبادا که بعدها بابت نرسیدن به آرزوهایشان، دوباره با فشار و احساسات منفی روبهرو شوند.
4. الگوگیری از افراد هوسباز: برخی افراد، به این دلیل که شخصیتهای هوسباز و تنوعطلبی را به عنوان الگو و سرمشق زندگی خودشان قرار دادهاند، رفتهرفته نگرشهای هوسبازانه و تنوعطلبانه نیز پیدا میکنند.
5. مشکلات جنسی با همسر: اینترنت و فضای مجازی، به شدت بر کیفیت زندگی انسانهای عصر حاضر و شدت تنوعطلبی آنها اثر گذاشته است. گرایشهای نامتعارف، و درخواستهای متوقعانهای که زوجین در مورد روابط زناشویی از یکدیگر دارند، به شدت تأثیرپذیرفته از الگوهای ناسالمی است که مشاهده کردهاند. الگوهای ناسالم، روابط نامتعارفی را در ذهن این افراد تعریف کرده که سبب بالا رفتن انتظار و تنوعطلبی آنها شده است.
#مصطفی_سلیمانی
#هوس_بازی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
۱. محیط رشدی فرد: اصلیترین عامل هوسباز شدن و تنوعطلبی یک فرد، شیوه زیست او در دوران کودکی است. بر این اساس، اگر فرد در زمان کودکی در محیطی امن و سازگار رشد کند، یاد میگیرد که تا چه اندازه نسبت به نیازها و احتیاجات خود حساس باشد؛ کدام خواهش درونی خود را جدی بگیرد و به کدام توجه نکند. اما اگر فرد در دوران کودکی در محیطی آشفته پرورش پیدا کند، شیوه مواجهه با خودش را یاد نمیگیرد و با توجه افراطی به نیازهای شخصیاش، به هوسبازی و تنوعطلبی دچار میشود.
2. بیتوجهی والدین (سرپرستان): فرد در دوران کودکی، خواه با رفتارهای سلطهجویانه والدیناش روبهرو شود و خواه با بیتفاوتی آنها مواجه شود، در هر صورت، از طرف آنها با بیتوجهی روبهرو شده است. در این حالت، فرد به تدریج از نظر ذهنی و روانی آسیب میبیند، سرخورده میشود و ناخودآگاه به احساسات منفی و اضطراب زیادی دچار میشود. و در نهایت، برای پاسخ به سرخوردگیهای خود و جبران بیتوجهیها و رفع اضطرابهای درونیای که دارد، به توجه زیاد به خواهشها و هوسهای درونیِ خودش گرفتار میشود.
3. ناکامی در رسیدن به آرزوها: برخی افراد، در دورانی از زندگی خود، به اهداف، آمال و آرزوهایی که داشتهاند نرسیدهاند و به این خاطر، از نظر روانی خود را کاملاً تحت فشار میبینند و برای رهایی از این فشار، تصمیم میگیرند که به شکل افراطی به تمام خواهشهای درونی و امیال خودشان توجه کنند و آنها را برآورند، مبادا که بعدها بابت نرسیدن به آرزوهایشان، دوباره با فشار و احساسات منفی روبهرو شوند.
4. الگوگیری از افراد هوسباز: برخی افراد، به این دلیل که شخصیتهای هوسباز و تنوعطلبی را به عنوان الگو و سرمشق زندگی خودشان قرار دادهاند، رفتهرفته نگرشهای هوسبازانه و تنوعطلبانه نیز پیدا میکنند.
5. مشکلات جنسی با همسر: اینترنت و فضای مجازی، به شدت بر کیفیت زندگی انسانهای عصر حاضر و شدت تنوعطلبی آنها اثر گذاشته است. گرایشهای نامتعارف، و درخواستهای متوقعانهای که زوجین در مورد روابط زناشویی از یکدیگر دارند، به شدت تأثیرپذیرفته از الگوهای ناسالمی است که مشاهده کردهاند. الگوهای ناسالم، روابط نامتعارفی را در ذهن این افراد تعریف کرده که سبب بالا رفتن انتظار و تنوعطلبی آنها شده است.
#مصطفی_سلیمانی
#هوس_بازی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
نسبت میان صورت و احساس
انسان فرهیخته در حرکات صورتش آدابدان است، یعنی ادب مقام را میشناسد و نیز میداند که چگونه اقتضای مقام را در بسط و قبض عضلات صورتش ترجمان بخشد. سلامت روحی و روانی ما در نسبت میان صورت و احساس است. هرچه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالمتر و بیگرهتر است.
صداقت، صورتی است که احساس را بیهراس بازمیتاباند. انسان پخته و سرد و گرم چشیده آن است که هنر صورتخوانی را میآموزد؛ به چهره نظر میکند و در چم و خم چین و شکنهای ظریف آن هزار و یک احساس پنهان شده را باز میخواند. برای همین است که هر نوع اختلال در صورت میتواند به نوعی سوء تفاهم و حتی بحران هویت بینجامد. اگر عضلات صورت از فرمان فرد سرکشی کند، فرد به صورت سخنی میگوید که مرادش نیست، یا دیگری در صورت او سخنی میخواند که مقصود او نیست. صورت فرد به هویت او خیانت میکند. یعنی تصویری از درون او به بیرون میافکند که با حقیقت او یکی نیست.
این نکته را چندین سال پیش به تجربه دریافتم. صبح از خواب برخاستم و نیمه چپ صورتم از حرکت بازمانده بود. یادم است که تا مدتها در جلسه اول کلاسهایم از دانشجویانام پوزش میخواستم که نمیتوانم به رویشان لبخند بزنم و برایشان توضیح میدادم که برغم آن، فرد عبوس و نامهربانی نیستم!
اما نوع دیگری از فلج عضلات صورت داریم که به گمانم برای سلامت هویت فرد به مراتب ویرانگرتر است. این نوع فلج عضلاتی نوعی عارضه اجتماعی است که جامعه خصوصا بر دختران و زنان تحمیل میکند. نظام تعلیم و تربیت دختران از همان دوران کودکی به ایشان میآموزد که برخی از عضلات صورت خود را (خصوصا در فضاهای عمومی) فلج کنند تا احساساتشان ترجمان بیرونی نیابد. این فلج عضلانی نهایتا به نوعی فلج یا سرکوب عواطف میانجامد.
عضلات صورت پسران ما در فضاهای عمومی غالبا بیپرواتر و در بیان احساسات گویاتر است، اما دختران ما در غالب موارد، برای حفظ احترام و امنیت اجتماعیشان ناگزیرند که به این قلج عضلانی تن دهند. بهنظرم بسیاری از آزادیهای اجتماعی و مدنی از آزادی تن آغاز میشود و نخستین گام برای خود بودن، کم کردن فاصله میان صورت و احساس است. عضلات صورت مهم است، نقش سیاسی و اجتماعی آنها را دست کم نگیریم.
🔸️دکتر آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
انسان فرهیخته در حرکات صورتش آدابدان است، یعنی ادب مقام را میشناسد و نیز میداند که چگونه اقتضای مقام را در بسط و قبض عضلات صورتش ترجمان بخشد. سلامت روحی و روانی ما در نسبت میان صورت و احساس است. هرچه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالمتر و بیگرهتر است.
صداقت، صورتی است که احساس را بیهراس بازمیتاباند. انسان پخته و سرد و گرم چشیده آن است که هنر صورتخوانی را میآموزد؛ به چهره نظر میکند و در چم و خم چین و شکنهای ظریف آن هزار و یک احساس پنهان شده را باز میخواند. برای همین است که هر نوع اختلال در صورت میتواند به نوعی سوء تفاهم و حتی بحران هویت بینجامد. اگر عضلات صورت از فرمان فرد سرکشی کند، فرد به صورت سخنی میگوید که مرادش نیست، یا دیگری در صورت او سخنی میخواند که مقصود او نیست. صورت فرد به هویت او خیانت میکند. یعنی تصویری از درون او به بیرون میافکند که با حقیقت او یکی نیست.
این نکته را چندین سال پیش به تجربه دریافتم. صبح از خواب برخاستم و نیمه چپ صورتم از حرکت بازمانده بود. یادم است که تا مدتها در جلسه اول کلاسهایم از دانشجویانام پوزش میخواستم که نمیتوانم به رویشان لبخند بزنم و برایشان توضیح میدادم که برغم آن، فرد عبوس و نامهربانی نیستم!
اما نوع دیگری از فلج عضلات صورت داریم که به گمانم برای سلامت هویت فرد به مراتب ویرانگرتر است. این نوع فلج عضلاتی نوعی عارضه اجتماعی است که جامعه خصوصا بر دختران و زنان تحمیل میکند. نظام تعلیم و تربیت دختران از همان دوران کودکی به ایشان میآموزد که برخی از عضلات صورت خود را (خصوصا در فضاهای عمومی) فلج کنند تا احساساتشان ترجمان بیرونی نیابد. این فلج عضلانی نهایتا به نوعی فلج یا سرکوب عواطف میانجامد.
عضلات صورت پسران ما در فضاهای عمومی غالبا بیپرواتر و در بیان احساسات گویاتر است، اما دختران ما در غالب موارد، برای حفظ احترام و امنیت اجتماعیشان ناگزیرند که به این قلج عضلانی تن دهند. بهنظرم بسیاری از آزادیهای اجتماعی و مدنی از آزادی تن آغاز میشود و نخستین گام برای خود بودن، کم کردن فاصله میان صورت و احساس است. عضلات صورت مهم است، نقش سیاسی و اجتماعی آنها را دست کم نگیریم.
🔸️دکتر آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
کیش شخصیت
وجهه عمومی آرمانی و قهرمانانهی افراد
در غالب موارد، انسانهایی که سخت میستاییم، در واقع بسیار معمولیتر از آن چیزی هستند که گمان میکنیم. یک نویسنده با بهترین چهرهاش در عرصه عمومی ظاهر میشود. مخاطب با نابترین لحظههای او انس میگیرد و بر مبنای آن لحظههاست که از او تصویری در ذهن میپروراند و در نهایت دلشیفتهاش میشود.
اما واقعیت این است که بیشتر لحظههای زندگی بیشتر ما، بسیار پیشپا افتاده و ملالآور است. ممکن است که یک نویسنده در لحظههای ناب و خلاقاش فردی جذاب باشد، اما همین فرد چه بسا در متن زندگی روزانه فردی غالب کمحوصله، زودرنج، پرتوقع، متكبر و "مركز عالم خلقت" باشد. برای همین است که در غالب موارد، آشنایی نزدیک با چهرههای صاحبنام مایه سرخوردگی است.
توصیه من به جوانترها این است که در تصویرسازی از آدمهای صاحبنام مبالغه نکنند، یا اگر روحیه آرمانگرایشان سرکشی میکند، دست کم به چهرههای محبوب و آرمانیشان زیادہ نزدیک نشوند؛ یا واقعبین باشیم یا فاصلهها را حفظ کنیم!
🔸️|دکتر آرش نراقی|
❤️🍀 @filsofak
وجهه عمومی آرمانی و قهرمانانهی افراد
در غالب موارد، انسانهایی که سخت میستاییم، در واقع بسیار معمولیتر از آن چیزی هستند که گمان میکنیم. یک نویسنده با بهترین چهرهاش در عرصه عمومی ظاهر میشود. مخاطب با نابترین لحظههای او انس میگیرد و بر مبنای آن لحظههاست که از او تصویری در ذهن میپروراند و در نهایت دلشیفتهاش میشود.
اما واقعیت این است که بیشتر لحظههای زندگی بیشتر ما، بسیار پیشپا افتاده و ملالآور است. ممکن است که یک نویسنده در لحظههای ناب و خلاقاش فردی جذاب باشد، اما همین فرد چه بسا در متن زندگی روزانه فردی غالب کمحوصله، زودرنج، پرتوقع، متكبر و "مركز عالم خلقت" باشد. برای همین است که در غالب موارد، آشنایی نزدیک با چهرههای صاحبنام مایه سرخوردگی است.
توصیه من به جوانترها این است که در تصویرسازی از آدمهای صاحبنام مبالغه نکنند، یا اگر روحیه آرمانگرایشان سرکشی میکند، دست کم به چهرههای محبوب و آرمانیشان زیادہ نزدیک نشوند؛ یا واقعبین باشیم یا فاصلهها را حفظ کنیم!
🔸️|دکتر آرش نراقی|
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_در_مسیر_اخلاق_خصیصه_اخلاص_457.pdf
381.6 KB
در مسیر اخلاق(۱۲)
🔸️مجله خانههایروشن ۱۵۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۷
🔸️موضوع پرونده:
(اخلاص)
#اخلاص
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️مجله خانههایروشن ۱۵۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۷
🔸️موضوع پرونده:
(اخلاص)
#اخلاص
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مقاله اخلاقی - اخلاق قلم 457.pdf
204.3 KB
به مناسبت ۱۴ تیر؛ به مناسبت روز قلم
مقاله:
🔸️(نوشتن با تِمِ اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
قلم، ابزار حکاکی اندیشه است، و نوشتار، از این رو که از گفتار رساتر و ماناتر است، میتواند به شدت در اعتلا یا سقوط اندیشه و بینش بشر مؤثر باشد. انسان هویت خودش را پیش از آنکه ثبت کرده باشد به خاطر نمیآورد، و نوشتن، از این جهت که سبب میشود داشتههای بشر، همچون یک جسدِ مومیایی شده، در چنته او باقی بمانند و بر صحیفه کاغذ به بند کشیده شوند، میتواند به نوعی، نقطه آغاز پیدایش انسان تلقی شود. بر همین اساس، نوشتن، چه به منظور انتقال مفاهیم و آموزش صورت بگیرد و چه به مقصود خلق اثری نوین و منحصر به فرد اتفاق بیفتد، یکی از موضوعاتِ جدی و به شدت اساسی است.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۷
🍀❤️ @The_meaningoflife
مقاله:
🔸️(نوشتن با تِمِ اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
قلم، ابزار حکاکی اندیشه است، و نوشتار، از این رو که از گفتار رساتر و ماناتر است، میتواند به شدت در اعتلا یا سقوط اندیشه و بینش بشر مؤثر باشد. انسان هویت خودش را پیش از آنکه ثبت کرده باشد به خاطر نمیآورد، و نوشتن، از این جهت که سبب میشود داشتههای بشر، همچون یک جسدِ مومیایی شده، در چنته او باقی بمانند و بر صحیفه کاغذ به بند کشیده شوند، میتواند به نوعی، نقطه آغاز پیدایش انسان تلقی شود. بر همین اساس، نوشتن، چه به منظور انتقال مفاهیم و آموزش صورت بگیرد و چه به مقصود خلق اثری نوین و منحصر به فرد اتفاق بیفتد، یکی از موضوعاتِ جدی و به شدت اساسی است.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۷
🍀❤️ @The_meaningoflife
به دو گروه افرادی که از قبل خود را خوش شانس و بدشانس معرفی کرده بودند روزنامه ای داده می شود و از آن ها خواسته می شود آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.
تصویر يک آگهی بزرگ (نیم صفحه) با این مضمون نیز وسط روزنامه قرار داده شده است:
به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده ايد تا ۵۰ دلار پاداش بگیرید!
اکثر افرادی که خود را بدشانس معرفی کرده بودند آگهی را نديدند
اما اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
این مطالعه نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند
و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غيرمنتظره را مختل می کند.
افراد خوش شانس در واقع آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آن هستند را خوب می بينند.
🔸️ آزمایش پروفسور Richard Wiseman استاد روانشناسی دانشگاه Hertfordshire درباره بخت و اقبال
❤️🍀 @filsofak
تصویر يک آگهی بزرگ (نیم صفحه) با این مضمون نیز وسط روزنامه قرار داده شده است:
به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده ايد تا ۵۰ دلار پاداش بگیرید!
اکثر افرادی که خود را بدشانس معرفی کرده بودند آگهی را نديدند
اما اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
این مطالعه نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند
و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غيرمنتظره را مختل می کند.
افراد خوش شانس در واقع آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آن هستند را خوب می بينند.
🔸️ آزمایش پروفسور Richard Wiseman استاد روانشناسی دانشگاه Hertfordshire درباره بخت و اقبال
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
✒تا بوده حاکم باید خادمترین و خاضعترین باشد
تا بوده آدمیزاد طلبکار بوده. فکر کرده سقف آسمان سوراخ شده و خودش جفت پا آمده روی زمین و چون تشریف فرما شده و نزول اجلال کرده، باید کل کائنات، یعنی ابر و باد و مه و خورشید، همه دست به دست هم بدهند و هر چه حضرت والا میخواهند برایش در طبق اخلاص بگذارند و تقدیمش کنند.
فکر کرده اشرف مخلوقات بودن یعنی این.
یعنی اینکه هر چه عشقش کشید دستور بدهد و عالم هم بگوید بله سرورم، در خدمتم!
نه، اینطوری نیست. تا بوده حاکم باید خادمترین و خاضعترین باشد. و این یعنی اگر گفتهاند اشرف مخلوقات است، پس منظورشان این بوده که باید خوارترینشان هم باشد.
یعنی باید صبحها که از خواب بلند میشود دست و پای خورشید را ببوسد که طلوع کرده و نور به دنیایش پاشیده، دعا به جان بالشش بکند که زیر سرش را نرم کرده و به خاکِ خاک بیفتد که زیر پایش را محکم و سفت کرده و همینطور هی خاک این و آن شود و دستبوس و پابوس عالم و آدم شود تا حق بزرگی را به جا آورده باشد.
باید بفهمد اینطور نیست که هر چه دارد ارث باباش یا حاصل جد و جهد خودش باشد. باید بفهمد بیشتر چیزهایی که همینطوری حاضر و آماده میافتند توی دامنش، حاصل بدو بدوی ابر و باد و مه و خورشید و فلک بوده که از کله سحر تا بوق سگ جان کندهاند تا او نانی به کَفَش بیاید و به غفلت نخورد.
اما آدمیزاد غفلت میکند و تا بوده طلبکار بوده و همین است که هنوز که هنوز است راه دارد تا اشرف مخلوقات شود.
#مصطفی_سلیمانی
#شکرگزاری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
تا بوده آدمیزاد طلبکار بوده. فکر کرده سقف آسمان سوراخ شده و خودش جفت پا آمده روی زمین و چون تشریف فرما شده و نزول اجلال کرده، باید کل کائنات، یعنی ابر و باد و مه و خورشید، همه دست به دست هم بدهند و هر چه حضرت والا میخواهند برایش در طبق اخلاص بگذارند و تقدیمش کنند.
فکر کرده اشرف مخلوقات بودن یعنی این.
یعنی اینکه هر چه عشقش کشید دستور بدهد و عالم هم بگوید بله سرورم، در خدمتم!
نه، اینطوری نیست. تا بوده حاکم باید خادمترین و خاضعترین باشد. و این یعنی اگر گفتهاند اشرف مخلوقات است، پس منظورشان این بوده که باید خوارترینشان هم باشد.
یعنی باید صبحها که از خواب بلند میشود دست و پای خورشید را ببوسد که طلوع کرده و نور به دنیایش پاشیده، دعا به جان بالشش بکند که زیر سرش را نرم کرده و به خاکِ خاک بیفتد که زیر پایش را محکم و سفت کرده و همینطور هی خاک این و آن شود و دستبوس و پابوس عالم و آدم شود تا حق بزرگی را به جا آورده باشد.
باید بفهمد اینطور نیست که هر چه دارد ارث باباش یا حاصل جد و جهد خودش باشد. باید بفهمد بیشتر چیزهایی که همینطوری حاضر و آماده میافتند توی دامنش، حاصل بدو بدوی ابر و باد و مه و خورشید و فلک بوده که از کله سحر تا بوق سگ جان کندهاند تا او نانی به کَفَش بیاید و به غفلت نخورد.
اما آدمیزاد غفلت میکند و تا بوده طلبکار بوده و همین است که هنوز که هنوز است راه دارد تا اشرف مخلوقات شود.
#مصطفی_سلیمانی
#شکرگزاری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ویژگیهای افراد دنیاطلب
1. در غالب اوقات از خودش و وضعیتی که دارد ناراضی و ناخشنود است.
2. به هنگام مواجهه با سختی و مصیبت کاملاً به هم میریزد و تمرکز خودش را از دست میدهد.
3. از دست دادن مال و سرمایه برایش آسان نیست.
4. بسیار پردغدغه و پرمشغله است.
5. برای به دست آوردن خواستههایش هر راهی را امتحان میکند.
6. به دغدغههای دیگران هیچ اهمیتی نمیدهد و تمام فکرمشغولیاش حول خودش است.
7. الگو و افراد مورد علاقهاش کسانی هستند که ثروت و مال و اموال زیادی دارند.
8. اگر مجبور شود که با پوششی ساده در مجالس عمومی و در حضور دیگران حاضر شود، به شدت احساس خواری و حقارت خواهد کرد.
9. از افراد فقیر کناره میگیرد و خودش را در شأن آنها نمیداند.
10. برای اینکه خودش را به عنوان یک فرد پولدار معرفی کند، ریختوپاشهای زیادی میکند.
11. برای انجام امور دینی و مذهبی هیچ نشاطی ندارد.
12. بر این باور است که هر مشکلی را با پول میتوان رفع کرد.
13. از مرگ هراس دارد و سعی میکند که با آرزوی عمر طولانی این هراس را از خودش دور کند.
🔸️درمان افراد دنیاطلب
در اولین قدم، لازم است که شناخت صحیحی از ماهیت حقیقی دنیا و معنویت برای فرد ایجاد شود؛ شناختی که بتواند فرد را در مسیر صحیحی که دارند حفظ کند یا او را به راه بازگرداند. باید دانست که هر قدر که شناخت فرد عمیقتر باشد، میزان آسیبی هم که (در اثر توجه و التزام به معنویات) متوجه او خواهد شد بیشتر خواهد بود.
در دومین قدم، باید به فرد آموخته شود که دنیا را به عنوان هدف نهایی و غایت مورد نظرش انتخاب نکند. او باید یاد بگیرد که به باطن و حقیقت دنیا نگاه کند و نسبت به مبدأ هستی، فهم و شناخت به دست بیاورد.
در سومین قدم، فرد دنیاطلب باید خودش را نسبت به انجام دادن برخی امور معنوی ملتزم کند. در واقع، او میتواند بایدها و نبایدهایی را، هم در مرحله عمل و هم در مرحله گفتار، برای خودش معین کند و با پایبند ماندن به آنها بازگشت به دنیاطلبی را به خودش سخت و مشکل کند.
در چهارمین قدم، لازم است که فرد یاد بگیرد به تمامی اعمالش رنگ حقیقت بزند. در واقع او باید به این نتیجه برسد که دنیا جایگاهی است که با مرگ نابود میشود و به این ترتیب آتش زیادهخواهی خودش را خاموش کند و به جای زرق و برق دنیا، اشتغال به حقیقت را برگزیند.
#مصطفی_سلیمانی
#دنیاطلبی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
1. در غالب اوقات از خودش و وضعیتی که دارد ناراضی و ناخشنود است.
2. به هنگام مواجهه با سختی و مصیبت کاملاً به هم میریزد و تمرکز خودش را از دست میدهد.
3. از دست دادن مال و سرمایه برایش آسان نیست.
4. بسیار پردغدغه و پرمشغله است.
5. برای به دست آوردن خواستههایش هر راهی را امتحان میکند.
6. به دغدغههای دیگران هیچ اهمیتی نمیدهد و تمام فکرمشغولیاش حول خودش است.
7. الگو و افراد مورد علاقهاش کسانی هستند که ثروت و مال و اموال زیادی دارند.
8. اگر مجبور شود که با پوششی ساده در مجالس عمومی و در حضور دیگران حاضر شود، به شدت احساس خواری و حقارت خواهد کرد.
9. از افراد فقیر کناره میگیرد و خودش را در شأن آنها نمیداند.
10. برای اینکه خودش را به عنوان یک فرد پولدار معرفی کند، ریختوپاشهای زیادی میکند.
11. برای انجام امور دینی و مذهبی هیچ نشاطی ندارد.
12. بر این باور است که هر مشکلی را با پول میتوان رفع کرد.
13. از مرگ هراس دارد و سعی میکند که با آرزوی عمر طولانی این هراس را از خودش دور کند.
🔸️درمان افراد دنیاطلب
در اولین قدم، لازم است که شناخت صحیحی از ماهیت حقیقی دنیا و معنویت برای فرد ایجاد شود؛ شناختی که بتواند فرد را در مسیر صحیحی که دارند حفظ کند یا او را به راه بازگرداند. باید دانست که هر قدر که شناخت فرد عمیقتر باشد، میزان آسیبی هم که (در اثر توجه و التزام به معنویات) متوجه او خواهد شد بیشتر خواهد بود.
در دومین قدم، باید به فرد آموخته شود که دنیا را به عنوان هدف نهایی و غایت مورد نظرش انتخاب نکند. او باید یاد بگیرد که به باطن و حقیقت دنیا نگاه کند و نسبت به مبدأ هستی، فهم و شناخت به دست بیاورد.
در سومین قدم، فرد دنیاطلب باید خودش را نسبت به انجام دادن برخی امور معنوی ملتزم کند. در واقع، او میتواند بایدها و نبایدهایی را، هم در مرحله عمل و هم در مرحله گفتار، برای خودش معین کند و با پایبند ماندن به آنها بازگشت به دنیاطلبی را به خودش سخت و مشکل کند.
در چهارمین قدم، لازم است که فرد یاد بگیرد به تمامی اعمالش رنگ حقیقت بزند. در واقع او باید به این نتیجه برسد که دنیا جایگاهی است که با مرگ نابود میشود و به این ترتیب آتش زیادهخواهی خودش را خاموش کند و به جای زرق و برق دنیا، اشتغال به حقیقت را برگزیند.
#مصطفی_سلیمانی
#دنیاطلبی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
👍1
خوشگلید امّا خالی هستید، برایتان نمیشود مُرد.
گفتگو ندارد که گل مرا هم فلان رهگذر گلی میبیند مثل شما. امّا او به تنهایی از همهٔ شما سر است چون فقط اوست که آبش دادهام، چون فقط اوست که زیر حبابش گذاشتهام، چون فقط اوست که با تجیر برایش حفاظ درست کردهام، چون فقط اوست که حشراتش را کشتهام (جز دو سهتایی که میبایست پروانه بشوند)، چون فقط اوست که پای گلهگزاریها با خودنماییها و حتّا گاهی پی بُغ کردن و هیچی نگفتنهاش نشستهام، 'چون که او گل من است.'
📕 شازده کوچولو
✍🏽 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
❤️🍀 @filsofak
گفتگو ندارد که گل مرا هم فلان رهگذر گلی میبیند مثل شما. امّا او به تنهایی از همهٔ شما سر است چون فقط اوست که آبش دادهام، چون فقط اوست که زیر حبابش گذاشتهام، چون فقط اوست که با تجیر برایش حفاظ درست کردهام، چون فقط اوست که حشراتش را کشتهام (جز دو سهتایی که میبایست پروانه بشوند)، چون فقط اوست که پای گلهگزاریها با خودنماییها و حتّا گاهی پی بُغ کردن و هیچی نگفتنهاش نشستهام، 'چون که او گل من است.'
📕 شازده کوچولو
✍🏽 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
❤️🍀 @filsofak
باید هرجا که میتوانیم به خودمان حقیقت را بگوییم، به این دلیل ساده که اغلب برای آرامش کوتاه مدتی که از دروغگویی نصیبمان میشود، هزینهٔ بالایی خواهیم پرداخت.
📕 خودشناسی
✍🏽 #آلن_دو_باتن
❤️🍀 @filsofak
📕 خودشناسی
✍🏽 #آلن_دو_باتن
❤️🍀 @filsofak
شناخت دقیق
فهم دقیق و همه جانبه یک مسئله، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راهحل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمیتوان پاسخهای دقیق پیدا کرد. وقتی دادههای ورودی (Inputs) اشتباه باشند، بهطور طبیعی خروجیها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئله بیستم شما بهعنوان مسئله یک شما جا بیفتد، عموم تصمیمگیریها و اقدامات بعدی، وقت تلفکردن خواهد بود. اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئله یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقت در شناخت سرنوشتساز است. اطلاعات دقیق و بازبینیشده، شنیدن دیدگاههای مختلف، دقت حقوقی در قلم، فردزدایی از فهم پدیدهها، اولویتدادن به فکر در مقابل فرد و عفتکلام، جزء ضروری یک پایگاه دادهای است.
🔸️|برگرفته از مطلب: یادداشتی برای نوروز ۹۸، دکتر محمد سریعالقلم|
❤️🍀 @filsofak
فهم دقیق و همه جانبه یک مسئله، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راهحل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمیتوان پاسخهای دقیق پیدا کرد. وقتی دادههای ورودی (Inputs) اشتباه باشند، بهطور طبیعی خروجیها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئله بیستم شما بهعنوان مسئله یک شما جا بیفتد، عموم تصمیمگیریها و اقدامات بعدی، وقت تلفکردن خواهد بود. اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئله یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقت در شناخت سرنوشتساز است. اطلاعات دقیق و بازبینیشده، شنیدن دیدگاههای مختلف، دقت حقوقی در قلم، فردزدایی از فهم پدیدهها، اولویتدادن به فکر در مقابل فرد و عفتکلام، جزء ضروری یک پایگاه دادهای است.
🔸️|برگرفته از مطلب: یادداشتی برای نوروز ۹۸، دکتر محمد سریعالقلم|
❤️🍀 @filsofak
اربابهای درون
اغلب ما تصور میکنیم که آنچه رفتار و زندگی ما را اداره میکند تصمیمگیریهای ماست. فکر میکنیم که ما برای روز و هفته و عمرمان آزادانه تصمیم میگیریم و بعد این تصمیمات را اجرا میکنیم. چنین تصوری به این دلیل است که از وجود قدرتهای مافوقی بنام "پیشفرضها" غافلیم.
پیشفرض، تصوری است که در ذهن ما جا گرفته و همواره ما را به نوع خاصی از نگرش و رفتار وا میدارد. پیشفرضها پیوسته در پسزمینه ذهن ما حضور دارند و احساسات و افکار ما را کنترل میکنند. آنها اربابهایی هستند که در درون ما زندگی میکنند و فرمان آنها همواره حلقهای بر گوش ماست. پیشفرضهای ما نقشی اساسی در تعیین رفتار و نوع زندگی ما دارند با این حال خود آنها برای ما چنان مسلم و بدیهی هستند که کمتر به آنها توجه میکنیم. مثلا پیشفرض بعضی از ما این است که "دنیا جای کارکردن و انجام وظیفه است" و لذا فکر میکنیم باید از صبح تا شب بی وقفه کار کنیم و شاید استثنائا تفریحی هم داشته باشیم. پیشفرض بعضی دیگر این است که "من مسئول رفع مشکلات همه افراد خانوادهام هستم. هر مسئلهای که روی بدهد منم که باید حلش کنم". پیشفرض بعضی این است که "من باید ایدهآل و بینقص باشم و سرزدن هر خطایی از من، گناهی نابخشودنی است". برخی دیگر هم فرض میکنند که این دیگران هستند که باید درباره بدی و خوبی رفتارهای آنان تصمیم بگیرند یا ارزش و بیارزشیشان را تعیین کنند.
پیشفرضها عمدتا در کودکی از سوی محیط بر ذهن ما تلقین میشوند و با ابزار ترس و سرزنش به حکومت خود بر ما ادامه میدهند. به این ترتیب ما هیچوقت به افکار و تصورات خود شک نمیکنیم و فکر نمیکنیم که میتوان به شکل دیگری هم زندگی کرد. پیشفرضها بهشکلی خاموش و ناشناخته بر ما حکومت میکنند و تا آخر عمر دنیای ما را در تنگنای تصورات خاصی، نگه میدارند. آنها مانع تغییر و باعث فشار و رنج هستند و از ما رباتهایی خودکار و مجبور میسازند. شناخت و نقد پیشفرضهای خود، یک گام بزرگ بهسوی آرامش و آزادی است.
🔸️|بیگانه درون؛ گفتارهایی در باب شکوفایی و معنای زندگی، ساسان حبیبوند|
❤️🍀 @filsofak
اغلب ما تصور میکنیم که آنچه رفتار و زندگی ما را اداره میکند تصمیمگیریهای ماست. فکر میکنیم که ما برای روز و هفته و عمرمان آزادانه تصمیم میگیریم و بعد این تصمیمات را اجرا میکنیم. چنین تصوری به این دلیل است که از وجود قدرتهای مافوقی بنام "پیشفرضها" غافلیم.
پیشفرض، تصوری است که در ذهن ما جا گرفته و همواره ما را به نوع خاصی از نگرش و رفتار وا میدارد. پیشفرضها پیوسته در پسزمینه ذهن ما حضور دارند و احساسات و افکار ما را کنترل میکنند. آنها اربابهایی هستند که در درون ما زندگی میکنند و فرمان آنها همواره حلقهای بر گوش ماست. پیشفرضهای ما نقشی اساسی در تعیین رفتار و نوع زندگی ما دارند با این حال خود آنها برای ما چنان مسلم و بدیهی هستند که کمتر به آنها توجه میکنیم. مثلا پیشفرض بعضی از ما این است که "دنیا جای کارکردن و انجام وظیفه است" و لذا فکر میکنیم باید از صبح تا شب بی وقفه کار کنیم و شاید استثنائا تفریحی هم داشته باشیم. پیشفرض بعضی دیگر این است که "من مسئول رفع مشکلات همه افراد خانوادهام هستم. هر مسئلهای که روی بدهد منم که باید حلش کنم". پیشفرض بعضی این است که "من باید ایدهآل و بینقص باشم و سرزدن هر خطایی از من، گناهی نابخشودنی است". برخی دیگر هم فرض میکنند که این دیگران هستند که باید درباره بدی و خوبی رفتارهای آنان تصمیم بگیرند یا ارزش و بیارزشیشان را تعیین کنند.
پیشفرضها عمدتا در کودکی از سوی محیط بر ذهن ما تلقین میشوند و با ابزار ترس و سرزنش به حکومت خود بر ما ادامه میدهند. به این ترتیب ما هیچوقت به افکار و تصورات خود شک نمیکنیم و فکر نمیکنیم که میتوان به شکل دیگری هم زندگی کرد. پیشفرضها بهشکلی خاموش و ناشناخته بر ما حکومت میکنند و تا آخر عمر دنیای ما را در تنگنای تصورات خاصی، نگه میدارند. آنها مانع تغییر و باعث فشار و رنج هستند و از ما رباتهایی خودکار و مجبور میسازند. شناخت و نقد پیشفرضهای خود، یک گام بزرگ بهسوی آرامش و آزادی است.
🔸️|بیگانه درون؛ گفتارهایی در باب شکوفایی و معنای زندگی، ساسان حبیبوند|
❤️🍀 @filsofak