⛔️ حق گمشدن!
✍ احسان محمدی
↙ «برو گمشو دیگه نمیخوام ببینمت» فقط یک تهدید یا دستور نیست. حالا یک آرزوست! دنیای مدرن «لذت گمشدن و پنهان شدن خودخواسته» را هم از آدم گرفته است.
«گمشدن خودخواسته» یعنی آدم رخت و بختاش را جمع کند و برود جای دوری-روستایی،کلبهای، غاری، شهر غریبی- و آنجا ناشناس زندگی کند. یک هفته، یک ماه، یکسال، ده سال ...
◀ حتماً کسی نباید آدم کُشته باشد و برای فرار از قانون این کار را بکند. خیلی وقتها این آرزوست. یک جای دنج. فارغ از پرسشها، حرفها و قضاوت و قساوتهای اطرافیان. یک جان پناه.
◀ قبلاً این امکان وجود داشت. شانس شروع یک زندگی دیگر. از نو. اگر همسایه فضولی هم کنجکاوی میکرد یک جوری میشد او را پیچاند اما حالا «برادر بزرگ» میداند ما کجا هستیم.
◀ هرجا برویم کافی است یکبار از کارت بانکیمان استفاده کنیم، یک تلفن بزنیم، از اسنپ ماشین بگیریم، گوشی موبایلمان را روشن و خاموش کنیم، از دیجیکالا چیزی بخریم، اصلاً در گوگل یک کوفتی سرچ کنیم ... آن وقت «اراده» کنند، پیدایمان میکنند.
◀ تکنولوژِی امکان «همیشه در دسترس بودن» را به ما داد و حق «گمشدن خودخواسته» را از ما گرفت. الان شاید خندهدار به نظر برسد ولی روزی بشر علیه همین سلب آزادیهای فردی شورش میکند.
◀ هنوز هم ژنهایی از دوران غارنشینی درون ما کار خودشان را میکنند. بیاعتنا به این لباسها که جای پوست خرس تنمان کردهایم، بیتوجه به عطرهایی که میزنیم تا بوی دود هیزم نیمسوخته غارها را پنهان کند، بیترس از ژستهای مدرنی که میگیریم. لفظ قلم حرفزدنها. wooow گفتنها، آب هویج را با چنگال خوردنها!
⏪ زیر پوست ما هنوز یک آدمیزاد غارنشین نفس میکشد. خود واقعیمان. همان موجود یله و بیقید و قانون و قاعده و فارغ از تارعنکبوتهای تکنولوژی که مثل ببری او را در قفس شیشهای دنیای مدرن انداختهایم. رام نشده. دارد وانمود میکند رام شده...
آدمیزاد درون ما بالاخره یک روز شورش میکند و همه حقوق اجدادیاش را پس میگیرد. مثل حق «گمشدن خودخواسته».
❤️🍀 @filsofak
✍ احسان محمدی
↙ «برو گمشو دیگه نمیخوام ببینمت» فقط یک تهدید یا دستور نیست. حالا یک آرزوست! دنیای مدرن «لذت گمشدن و پنهان شدن خودخواسته» را هم از آدم گرفته است.
«گمشدن خودخواسته» یعنی آدم رخت و بختاش را جمع کند و برود جای دوری-روستایی،کلبهای، غاری، شهر غریبی- و آنجا ناشناس زندگی کند. یک هفته، یک ماه، یکسال، ده سال ...
◀ حتماً کسی نباید آدم کُشته باشد و برای فرار از قانون این کار را بکند. خیلی وقتها این آرزوست. یک جای دنج. فارغ از پرسشها، حرفها و قضاوت و قساوتهای اطرافیان. یک جان پناه.
◀ قبلاً این امکان وجود داشت. شانس شروع یک زندگی دیگر. از نو. اگر همسایه فضولی هم کنجکاوی میکرد یک جوری میشد او را پیچاند اما حالا «برادر بزرگ» میداند ما کجا هستیم.
◀ هرجا برویم کافی است یکبار از کارت بانکیمان استفاده کنیم، یک تلفن بزنیم، از اسنپ ماشین بگیریم، گوشی موبایلمان را روشن و خاموش کنیم، از دیجیکالا چیزی بخریم، اصلاً در گوگل یک کوفتی سرچ کنیم ... آن وقت «اراده» کنند، پیدایمان میکنند.
◀ تکنولوژِی امکان «همیشه در دسترس بودن» را به ما داد و حق «گمشدن خودخواسته» را از ما گرفت. الان شاید خندهدار به نظر برسد ولی روزی بشر علیه همین سلب آزادیهای فردی شورش میکند.
◀ هنوز هم ژنهایی از دوران غارنشینی درون ما کار خودشان را میکنند. بیاعتنا به این لباسها که جای پوست خرس تنمان کردهایم، بیتوجه به عطرهایی که میزنیم تا بوی دود هیزم نیمسوخته غارها را پنهان کند، بیترس از ژستهای مدرنی که میگیریم. لفظ قلم حرفزدنها. wooow گفتنها، آب هویج را با چنگال خوردنها!
⏪ زیر پوست ما هنوز یک آدمیزاد غارنشین نفس میکشد. خود واقعیمان. همان موجود یله و بیقید و قانون و قاعده و فارغ از تارعنکبوتهای تکنولوژی که مثل ببری او را در قفس شیشهای دنیای مدرن انداختهایم. رام نشده. دارد وانمود میکند رام شده...
آدمیزاد درون ما بالاخره یک روز شورش میکند و همه حقوق اجدادیاش را پس میگیرد. مثل حق «گمشدن خودخواسته».
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ریشه دنیاطلبی
1. منحصر دانستن زیبایی در امور مادی؛ فرد دنیاطلب مجذوب امور و اشیائی است که به نظرش فریبنده و دلربا میآیند و در واقع مدهوش زیبایی، آراستگی و زر و زیور دنیا است.
2. دلبستگی به متعلقات دنیا؛ فرد دنیاطلب به امور مادی و دنیوی بسیار وابسته است و این وابستگی به قدری در او بالاست که نمیتواند از تعقلاتش دل بکند.
3. رؤیاپردازی و آرزومندی؛ فرد دنیاطلب آرزوهای طولانی و بعضاً محالی را در دل خود میکارد و تمام صفحه اندیشه و قلبش، سرشار از خواستهها و رؤیاهایی است که به برآورده شدنشان امید بسته و دل خوش کرده است.
4. ثروتطلبی؛ فرد دنیاطلب، از فقدان اسباب مادی گریزان است و تلاش میکند با دستیابی به پول و ثروت، خود را تا جایی که میتواند از نظر مادی تأمین کند.
5. دنیادوستی؛ فرد دنیاطلب به دلیل دنیادوستی به دنیاطلبی گرفتار میشود. در واقع، اگر فرد به صورت مکرر به خواهشهای دنیادوستانه خودش پاسخ مثبت بدهد، و به عبارتی از دنیا تبعیت کند، به دام آن گرفتار میشود.
6. ناآگاهی نسبت به معنویات: فرد دنیاطلب بینش صحیحی نسبت به معنویات، مذهب و دین و آیین خودش ندارد و در واقع از نظر ذهنی از سرچشمه درستی تغذیه نمیشود. او در بهترین حالت، به تقلید و تبعیت کورکورانه از دیگران مشغول است و با برداشتهای ناصحیح از معنویات، پیوسته از آنها فاصله میگیرد و به دنیا گرفتار میشود.
7. سادهانگاری و بیاحتیاطی؛ فرد دنیاطلب با اینکه نسبت به سرگذشت و سرنوشت دنیاطلبانِ پیش از خودش آشناست، اما با استثنا دانستن خودش، نسبت به آنچه که میداند غفلت میکند و یا عمداً خودش را به غفلت میزند. به طول عمر تکیه میکند و عبرت نمیگیرد.
8. کوتهبینی؛ فرد دنیاطلب، با ترجیح دنیا بر آخرت، تمام سعی و تلاش خودش را متوقف بر آبادان کردن دنیایاش میکند. او با هدف قلمداد کردن دنیا، به تمام رفتارها و گفتارهایاش سمتوسوی دنیایی میدهد و به عبارتی خودش را عبد و عبید دنیا میکند.
9. فراموشی مرگ و آرزوی زندگی ابدی؛ فرد دنیاطلب به قدری به دنیا مشغول است که از محدود بودن عمر و حتمی بودن مرگ غافل میشود. در واقع، او با دنیا مأنوس میشود و به آن اعتماد میکند و در نتیجه، تمام سعیاش را برای به دست آورن آن به کار میگیرد.
10. طمع و زیادهخواهی؛ فرد دنیاطلب در طول زندگی خود، همواره خودش را محروم میداند، زیرا همیشه چیزهایی را در اختیار دیگران دیده که خودش را نسبت به آنها بیبهره یا کمبهره میداند. بنابراین، دنیاطلب همواره آرزو دارد چیزی را که دیگران دارند به دست بیاورد و همین آرزو او را به دنیاطلبی بیشتر وادار میکند.
#مصطفی_سلیمانی
#دنیاطلبی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
1. منحصر دانستن زیبایی در امور مادی؛ فرد دنیاطلب مجذوب امور و اشیائی است که به نظرش فریبنده و دلربا میآیند و در واقع مدهوش زیبایی، آراستگی و زر و زیور دنیا است.
2. دلبستگی به متعلقات دنیا؛ فرد دنیاطلب به امور مادی و دنیوی بسیار وابسته است و این وابستگی به قدری در او بالاست که نمیتواند از تعقلاتش دل بکند.
3. رؤیاپردازی و آرزومندی؛ فرد دنیاطلب آرزوهای طولانی و بعضاً محالی را در دل خود میکارد و تمام صفحه اندیشه و قلبش، سرشار از خواستهها و رؤیاهایی است که به برآورده شدنشان امید بسته و دل خوش کرده است.
4. ثروتطلبی؛ فرد دنیاطلب، از فقدان اسباب مادی گریزان است و تلاش میکند با دستیابی به پول و ثروت، خود را تا جایی که میتواند از نظر مادی تأمین کند.
5. دنیادوستی؛ فرد دنیاطلب به دلیل دنیادوستی به دنیاطلبی گرفتار میشود. در واقع، اگر فرد به صورت مکرر به خواهشهای دنیادوستانه خودش پاسخ مثبت بدهد، و به عبارتی از دنیا تبعیت کند، به دام آن گرفتار میشود.
6. ناآگاهی نسبت به معنویات: فرد دنیاطلب بینش صحیحی نسبت به معنویات، مذهب و دین و آیین خودش ندارد و در واقع از نظر ذهنی از سرچشمه درستی تغذیه نمیشود. او در بهترین حالت، به تقلید و تبعیت کورکورانه از دیگران مشغول است و با برداشتهای ناصحیح از معنویات، پیوسته از آنها فاصله میگیرد و به دنیا گرفتار میشود.
7. سادهانگاری و بیاحتیاطی؛ فرد دنیاطلب با اینکه نسبت به سرگذشت و سرنوشت دنیاطلبانِ پیش از خودش آشناست، اما با استثنا دانستن خودش، نسبت به آنچه که میداند غفلت میکند و یا عمداً خودش را به غفلت میزند. به طول عمر تکیه میکند و عبرت نمیگیرد.
8. کوتهبینی؛ فرد دنیاطلب، با ترجیح دنیا بر آخرت، تمام سعی و تلاش خودش را متوقف بر آبادان کردن دنیایاش میکند. او با هدف قلمداد کردن دنیا، به تمام رفتارها و گفتارهایاش سمتوسوی دنیایی میدهد و به عبارتی خودش را عبد و عبید دنیا میکند.
9. فراموشی مرگ و آرزوی زندگی ابدی؛ فرد دنیاطلب به قدری به دنیا مشغول است که از محدود بودن عمر و حتمی بودن مرگ غافل میشود. در واقع، او با دنیا مأنوس میشود و به آن اعتماد میکند و در نتیجه، تمام سعیاش را برای به دست آورن آن به کار میگیرد.
10. طمع و زیادهخواهی؛ فرد دنیاطلب در طول زندگی خود، همواره خودش را محروم میداند، زیرا همیشه چیزهایی را در اختیار دیگران دیده که خودش را نسبت به آنها بیبهره یا کمبهره میداند. بنابراین، دنیاطلب همواره آرزو دارد چیزی را که دیگران دارند به دست بیاورد و همین آرزو او را به دنیاطلبی بیشتر وادار میکند.
#مصطفی_سلیمانی
#دنیاطلبی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
زندگی مجموعهای از فراز و نشیبهاست.
دلت میخواهد کاری بکنی، اما مجبوری کار دیگری انجام دهی. از چیزی ناراحتی اما میدانی که نباید باشی، چیزهایی را امر مسلم میپنداری و این در حالی است که میدانی هرگز نباید چیزی را امر مسلم فرض کنی.
کشمکش اضداد به کشیدن یک لاستیک میماند. همه ی ما جایی در این میانه زندگی میکنیم.
🔸️میچ البوم
سهشنبهها با موری
❤️🍀 @filsofak
دلت میخواهد کاری بکنی، اما مجبوری کار دیگری انجام دهی. از چیزی ناراحتی اما میدانی که نباید باشی، چیزهایی را امر مسلم میپنداری و این در حالی است که میدانی هرگز نباید چیزی را امر مسلم فرض کنی.
کشمکش اضداد به کشیدن یک لاستیک میماند. همه ی ما جایی در این میانه زندگی میکنیم.
🔸️میچ البوم
سهشنبهها با موری
❤️🍀 @filsofak
رابرت کیوساکی میگوید:
افرادی که اشتباه میکنند ولی هنوز یاد نگرفتهاند که از اشتباهات خود درس بگیرند، اغلب همان کسانی هستند که مدام میگویند «تقصیر من نیست.»
این جمله از دهان کسانی خارج میشود که یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی، یعنی موهبت اشتباه کردن را ضایع میکنند.
زندانها پر از افرادیست که مدام میگویند
«من بیگناهم، تقصیر من نبود.»
خیابان ها پر از کسانی است که زندگی ناشادی دارند، چون فقط هر آن چه که در خانه یا مدرسه آموختهاند را تکرار میکنند.
«ریسک نکن، اشتباه نکن، اشتباهات بد هستند. کسانی که خیلی اشتباه میکنند بیعرضه هستند.»
وقتی که من برای گروهی از مردم سخنرانی میکنم، اغلب میگویم:
«امروز در مقابل شما ایستادهام زیرا از اکثر شما بیشتر مرتکب اشتباه شدهام و بیشتر از اکثر شما پول از دست دادهام.»
به عبارت دیگر، هزینه پولدار شدن، تمایل به اشتباه کردن، قبول اشتباه بدون سرزنش و توجیه کردن و درس گرفتن از آن اشتباهات است.
کسانی که اغلب موفقیت چندانی در زندگی به دست نیاوردهاند کسانی هستند که تمایلی به اشتباه کردن ندارند
و یا این که اشتباه کردهاند ولی هنوز از آن اشتباهات درسی نیاموختهاند.
بنابراین، هر روز از خواب برمیخیزند و باز هم مرتكب همان اشتباهات شده و هیچ وقت
درس عبرت نمیگیرند.
❤️🍀 @filsofak
افرادی که اشتباه میکنند ولی هنوز یاد نگرفتهاند که از اشتباهات خود درس بگیرند، اغلب همان کسانی هستند که مدام میگویند «تقصیر من نیست.»
این جمله از دهان کسانی خارج میشود که یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی، یعنی موهبت اشتباه کردن را ضایع میکنند.
زندانها پر از افرادیست که مدام میگویند
«من بیگناهم، تقصیر من نبود.»
خیابان ها پر از کسانی است که زندگی ناشادی دارند، چون فقط هر آن چه که در خانه یا مدرسه آموختهاند را تکرار میکنند.
«ریسک نکن، اشتباه نکن، اشتباهات بد هستند. کسانی که خیلی اشتباه میکنند بیعرضه هستند.»
وقتی که من برای گروهی از مردم سخنرانی میکنم، اغلب میگویم:
«امروز در مقابل شما ایستادهام زیرا از اکثر شما بیشتر مرتکب اشتباه شدهام و بیشتر از اکثر شما پول از دست دادهام.»
به عبارت دیگر، هزینه پولدار شدن، تمایل به اشتباه کردن، قبول اشتباه بدون سرزنش و توجیه کردن و درس گرفتن از آن اشتباهات است.
کسانی که اغلب موفقیت چندانی در زندگی به دست نیاوردهاند کسانی هستند که تمایلی به اشتباه کردن ندارند
و یا این که اشتباه کردهاند ولی هنوز از آن اشتباهات درسی نیاموختهاند.
بنابراین، هر روز از خواب برمیخیزند و باز هم مرتكب همان اشتباهات شده و هیچ وقت
درس عبرت نمیگیرند.
❤️🍀 @filsofak
«دستیافتن به آنچه مدتها در آرزویش به سر بردهایم فقط و فقط کشف این حقیقت است که آنچیز چه مایه پوچ و توخالی بوده است.»
🔸️آرتور شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
🔸️آرتور شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
همیشه در پسِ «خودبزرگبینی»، افسردگی نهفته است و در پشت یک روحیه افسرده نیز اغلب حس ناخودآگاهی (یا آگاه اما شکافته شده) از گذشتهای غمانگیز پنهان است. در حقیقت، خودبزرگبینی دفاعی در برابر افسردگی است و افسردگی دفاعی در برابر درد و رنج عمیق از دست دادن «خود» است که نتیجه انکار است.
🔸️آلیس میلر
از کتاب غمنامه کودک تیزهوش
ترجمه پریسا پورجهان
❤️🍀 @filsofak
🔸️آلیس میلر
از کتاب غمنامه کودک تیزهوش
ترجمه پریسا پورجهان
❤️🍀 @filsofak
دوست من، نمیتوانم بگویم چطور متفاوت زندگی کنی چون با این کار باز با نقشه دیگران خواهی زیست تا زندهای زندگی کن! اگر زندگیات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت.
🔸️اروین یالوم
از کتاب وقتی نیچه گریست
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
🔸️اروین یالوم
از کتاب وقتی نیچه گریست
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
هیچ رابطهای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هر یک از ما در هستی تنهاییم. ولی میتوانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم همان طور که عشق درد تنهایی را جبران میکند. بوبر میگوید یک رابطه خوب و صمیمی، بر دیوارههای سر به فلک کشیده تنهایی آدمی رخنه میکند، بر قانون بیچون و چرای آن فائق میشود و بر فراز مغاک وحشتانگیز عالَم، از وجود خود به وجود دیگری پل میزند.
🔸️اروین یالوم
از کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
🔸️اروین یالوم
از کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
#روانشناسی
به جای اینکه هی به دختر بچه ها بگید خوشگل، پرنسس!
از این صفات استفاده کنید. بعدها متوجه میشید چقدر تو شخصیتشون اثر داره!
❤️🍀 @filsofak
به جای اینکه هی به دختر بچه ها بگید خوشگل، پرنسس!
از این صفات استفاده کنید. بعدها متوجه میشید چقدر تو شخصیتشون اثر داره!
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ریشه هوسبازی
۱. محیط رشدی فرد: اصلیترین عامل هوسباز شدن و تنوعطلبی یک فرد، شیوه زیست او در دوران کودکی است. بر این اساس، اگر فرد در زمان کودکی در محیطی امن و سازگار رشد کند، یاد میگیرد که تا چه اندازه نسبت به نیازها و احتیاجات خود حساس باشد؛ کدام خواهش درونی خود را جدی بگیرد و به کدام توجه نکند. اما اگر فرد در دوران کودکی در محیطی آشفته پرورش پیدا کند، شیوه مواجهه با خودش را یاد نمیگیرد و با توجه افراطی به نیازهای شخصیاش، به هوسبازی و تنوعطلبی دچار میشود.
2. بیتوجهی والدین (سرپرستان): فرد در دوران کودکی، خواه با رفتارهای سلطهجویانه والدیناش روبهرو شود و خواه با بیتفاوتی آنها مواجه شود، در هر صورت، از طرف آنها با بیتوجهی روبهرو شده است. در این حالت، فرد به تدریج از نظر ذهنی و روانی آسیب میبیند، سرخورده میشود و ناخودآگاه به احساسات منفی و اضطراب زیادی دچار میشود. و در نهایت، برای پاسخ به سرخوردگیهای خود و جبران بیتوجهیها و رفع اضطرابهای درونیای که دارد، به توجه زیاد به خواهشها و هوسهای درونیِ خودش گرفتار میشود.
3. ناکامی در رسیدن به آرزوها: برخی افراد، در دورانی از زندگی خود، به اهداف، آمال و آرزوهایی که داشتهاند نرسیدهاند و به این خاطر، از نظر روانی خود را کاملاً تحت فشار میبینند و برای رهایی از این فشار، تصمیم میگیرند که به شکل افراطی به تمام خواهشهای درونی و امیال خودشان توجه کنند و آنها را برآورند، مبادا که بعدها بابت نرسیدن به آرزوهایشان، دوباره با فشار و احساسات منفی روبهرو شوند.
4. الگوگیری از افراد هوسباز: برخی افراد، به این دلیل که شخصیتهای هوسباز و تنوعطلبی را به عنوان الگو و سرمشق زندگی خودشان قرار دادهاند، رفتهرفته نگرشهای هوسبازانه و تنوعطلبانه نیز پیدا میکنند.
5. مشکلات جنسی با همسر: اینترنت و فضای مجازی، به شدت بر کیفیت زندگی انسانهای عصر حاضر و شدت تنوعطلبی آنها اثر گذاشته است. گرایشهای نامتعارف، و درخواستهای متوقعانهای که زوجین در مورد روابط زناشویی از یکدیگر دارند، به شدت تأثیرپذیرفته از الگوهای ناسالمی است که مشاهده کردهاند. الگوهای ناسالم، روابط نامتعارفی را در ذهن این افراد تعریف کرده که سبب بالا رفتن انتظار و تنوعطلبی آنها شده است.
#مصطفی_سلیمانی
#هوس_بازی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
۱. محیط رشدی فرد: اصلیترین عامل هوسباز شدن و تنوعطلبی یک فرد، شیوه زیست او در دوران کودکی است. بر این اساس، اگر فرد در زمان کودکی در محیطی امن و سازگار رشد کند، یاد میگیرد که تا چه اندازه نسبت به نیازها و احتیاجات خود حساس باشد؛ کدام خواهش درونی خود را جدی بگیرد و به کدام توجه نکند. اما اگر فرد در دوران کودکی در محیطی آشفته پرورش پیدا کند، شیوه مواجهه با خودش را یاد نمیگیرد و با توجه افراطی به نیازهای شخصیاش، به هوسبازی و تنوعطلبی دچار میشود.
2. بیتوجهی والدین (سرپرستان): فرد در دوران کودکی، خواه با رفتارهای سلطهجویانه والدیناش روبهرو شود و خواه با بیتفاوتی آنها مواجه شود، در هر صورت، از طرف آنها با بیتوجهی روبهرو شده است. در این حالت، فرد به تدریج از نظر ذهنی و روانی آسیب میبیند، سرخورده میشود و ناخودآگاه به احساسات منفی و اضطراب زیادی دچار میشود. و در نهایت، برای پاسخ به سرخوردگیهای خود و جبران بیتوجهیها و رفع اضطرابهای درونیای که دارد، به توجه زیاد به خواهشها و هوسهای درونیِ خودش گرفتار میشود.
3. ناکامی در رسیدن به آرزوها: برخی افراد، در دورانی از زندگی خود، به اهداف، آمال و آرزوهایی که داشتهاند نرسیدهاند و به این خاطر، از نظر روانی خود را کاملاً تحت فشار میبینند و برای رهایی از این فشار، تصمیم میگیرند که به شکل افراطی به تمام خواهشهای درونی و امیال خودشان توجه کنند و آنها را برآورند، مبادا که بعدها بابت نرسیدن به آرزوهایشان، دوباره با فشار و احساسات منفی روبهرو شوند.
4. الگوگیری از افراد هوسباز: برخی افراد، به این دلیل که شخصیتهای هوسباز و تنوعطلبی را به عنوان الگو و سرمشق زندگی خودشان قرار دادهاند، رفتهرفته نگرشهای هوسبازانه و تنوعطلبانه نیز پیدا میکنند.
5. مشکلات جنسی با همسر: اینترنت و فضای مجازی، به شدت بر کیفیت زندگی انسانهای عصر حاضر و شدت تنوعطلبی آنها اثر گذاشته است. گرایشهای نامتعارف، و درخواستهای متوقعانهای که زوجین در مورد روابط زناشویی از یکدیگر دارند، به شدت تأثیرپذیرفته از الگوهای ناسالمی است که مشاهده کردهاند. الگوهای ناسالم، روابط نامتعارفی را در ذهن این افراد تعریف کرده که سبب بالا رفتن انتظار و تنوعطلبی آنها شده است.
#مصطفی_سلیمانی
#هوس_بازی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
نسبت میان صورت و احساس
انسان فرهیخته در حرکات صورتش آدابدان است، یعنی ادب مقام را میشناسد و نیز میداند که چگونه اقتضای مقام را در بسط و قبض عضلات صورتش ترجمان بخشد. سلامت روحی و روانی ما در نسبت میان صورت و احساس است. هرچه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالمتر و بیگرهتر است.
صداقت، صورتی است که احساس را بیهراس بازمیتاباند. انسان پخته و سرد و گرم چشیده آن است که هنر صورتخوانی را میآموزد؛ به چهره نظر میکند و در چم و خم چین و شکنهای ظریف آن هزار و یک احساس پنهان شده را باز میخواند. برای همین است که هر نوع اختلال در صورت میتواند به نوعی سوء تفاهم و حتی بحران هویت بینجامد. اگر عضلات صورت از فرمان فرد سرکشی کند، فرد به صورت سخنی میگوید که مرادش نیست، یا دیگری در صورت او سخنی میخواند که مقصود او نیست. صورت فرد به هویت او خیانت میکند. یعنی تصویری از درون او به بیرون میافکند که با حقیقت او یکی نیست.
این نکته را چندین سال پیش به تجربه دریافتم. صبح از خواب برخاستم و نیمه چپ صورتم از حرکت بازمانده بود. یادم است که تا مدتها در جلسه اول کلاسهایم از دانشجویانام پوزش میخواستم که نمیتوانم به رویشان لبخند بزنم و برایشان توضیح میدادم که برغم آن، فرد عبوس و نامهربانی نیستم!
اما نوع دیگری از فلج عضلات صورت داریم که به گمانم برای سلامت هویت فرد به مراتب ویرانگرتر است. این نوع فلج عضلاتی نوعی عارضه اجتماعی است که جامعه خصوصا بر دختران و زنان تحمیل میکند. نظام تعلیم و تربیت دختران از همان دوران کودکی به ایشان میآموزد که برخی از عضلات صورت خود را (خصوصا در فضاهای عمومی) فلج کنند تا احساساتشان ترجمان بیرونی نیابد. این فلج عضلانی نهایتا به نوعی فلج یا سرکوب عواطف میانجامد.
عضلات صورت پسران ما در فضاهای عمومی غالبا بیپرواتر و در بیان احساسات گویاتر است، اما دختران ما در غالب موارد، برای حفظ احترام و امنیت اجتماعیشان ناگزیرند که به این قلج عضلانی تن دهند. بهنظرم بسیاری از آزادیهای اجتماعی و مدنی از آزادی تن آغاز میشود و نخستین گام برای خود بودن، کم کردن فاصله میان صورت و احساس است. عضلات صورت مهم است، نقش سیاسی و اجتماعی آنها را دست کم نگیریم.
🔸️دکتر آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
انسان فرهیخته در حرکات صورتش آدابدان است، یعنی ادب مقام را میشناسد و نیز میداند که چگونه اقتضای مقام را در بسط و قبض عضلات صورتش ترجمان بخشد. سلامت روحی و روانی ما در نسبت میان صورت و احساس است. هرچه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالمتر و بیگرهتر است.
صداقت، صورتی است که احساس را بیهراس بازمیتاباند. انسان پخته و سرد و گرم چشیده آن است که هنر صورتخوانی را میآموزد؛ به چهره نظر میکند و در چم و خم چین و شکنهای ظریف آن هزار و یک احساس پنهان شده را باز میخواند. برای همین است که هر نوع اختلال در صورت میتواند به نوعی سوء تفاهم و حتی بحران هویت بینجامد. اگر عضلات صورت از فرمان فرد سرکشی کند، فرد به صورت سخنی میگوید که مرادش نیست، یا دیگری در صورت او سخنی میخواند که مقصود او نیست. صورت فرد به هویت او خیانت میکند. یعنی تصویری از درون او به بیرون میافکند که با حقیقت او یکی نیست.
این نکته را چندین سال پیش به تجربه دریافتم. صبح از خواب برخاستم و نیمه چپ صورتم از حرکت بازمانده بود. یادم است که تا مدتها در جلسه اول کلاسهایم از دانشجویانام پوزش میخواستم که نمیتوانم به رویشان لبخند بزنم و برایشان توضیح میدادم که برغم آن، فرد عبوس و نامهربانی نیستم!
اما نوع دیگری از فلج عضلات صورت داریم که به گمانم برای سلامت هویت فرد به مراتب ویرانگرتر است. این نوع فلج عضلاتی نوعی عارضه اجتماعی است که جامعه خصوصا بر دختران و زنان تحمیل میکند. نظام تعلیم و تربیت دختران از همان دوران کودکی به ایشان میآموزد که برخی از عضلات صورت خود را (خصوصا در فضاهای عمومی) فلج کنند تا احساساتشان ترجمان بیرونی نیابد. این فلج عضلانی نهایتا به نوعی فلج یا سرکوب عواطف میانجامد.
عضلات صورت پسران ما در فضاهای عمومی غالبا بیپرواتر و در بیان احساسات گویاتر است، اما دختران ما در غالب موارد، برای حفظ احترام و امنیت اجتماعیشان ناگزیرند که به این قلج عضلانی تن دهند. بهنظرم بسیاری از آزادیهای اجتماعی و مدنی از آزادی تن آغاز میشود و نخستین گام برای خود بودن، کم کردن فاصله میان صورت و احساس است. عضلات صورت مهم است، نقش سیاسی و اجتماعی آنها را دست کم نگیریم.
🔸️دکتر آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
کیش شخصیت
وجهه عمومی آرمانی و قهرمانانهی افراد
در غالب موارد، انسانهایی که سخت میستاییم، در واقع بسیار معمولیتر از آن چیزی هستند که گمان میکنیم. یک نویسنده با بهترین چهرهاش در عرصه عمومی ظاهر میشود. مخاطب با نابترین لحظههای او انس میگیرد و بر مبنای آن لحظههاست که از او تصویری در ذهن میپروراند و در نهایت دلشیفتهاش میشود.
اما واقعیت این است که بیشتر لحظههای زندگی بیشتر ما، بسیار پیشپا افتاده و ملالآور است. ممکن است که یک نویسنده در لحظههای ناب و خلاقاش فردی جذاب باشد، اما همین فرد چه بسا در متن زندگی روزانه فردی غالب کمحوصله، زودرنج، پرتوقع، متكبر و "مركز عالم خلقت" باشد. برای همین است که در غالب موارد، آشنایی نزدیک با چهرههای صاحبنام مایه سرخوردگی است.
توصیه من به جوانترها این است که در تصویرسازی از آدمهای صاحبنام مبالغه نکنند، یا اگر روحیه آرمانگرایشان سرکشی میکند، دست کم به چهرههای محبوب و آرمانیشان زیادہ نزدیک نشوند؛ یا واقعبین باشیم یا فاصلهها را حفظ کنیم!
🔸️|دکتر آرش نراقی|
❤️🍀 @filsofak
وجهه عمومی آرمانی و قهرمانانهی افراد
در غالب موارد، انسانهایی که سخت میستاییم، در واقع بسیار معمولیتر از آن چیزی هستند که گمان میکنیم. یک نویسنده با بهترین چهرهاش در عرصه عمومی ظاهر میشود. مخاطب با نابترین لحظههای او انس میگیرد و بر مبنای آن لحظههاست که از او تصویری در ذهن میپروراند و در نهایت دلشیفتهاش میشود.
اما واقعیت این است که بیشتر لحظههای زندگی بیشتر ما، بسیار پیشپا افتاده و ملالآور است. ممکن است که یک نویسنده در لحظههای ناب و خلاقاش فردی جذاب باشد، اما همین فرد چه بسا در متن زندگی روزانه فردی غالب کمحوصله، زودرنج، پرتوقع، متكبر و "مركز عالم خلقت" باشد. برای همین است که در غالب موارد، آشنایی نزدیک با چهرههای صاحبنام مایه سرخوردگی است.
توصیه من به جوانترها این است که در تصویرسازی از آدمهای صاحبنام مبالغه نکنند، یا اگر روحیه آرمانگرایشان سرکشی میکند، دست کم به چهرههای محبوب و آرمانیشان زیادہ نزدیک نشوند؛ یا واقعبین باشیم یا فاصلهها را حفظ کنیم!
🔸️|دکتر آرش نراقی|
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_در_مسیر_اخلاق_خصیصه_اخلاص_457.pdf
381.6 KB
در مسیر اخلاق(۱۲)
🔸️مجله خانههایروشن ۱۵۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۷
🔸️موضوع پرونده:
(اخلاص)
#اخلاص
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️مجله خانههایروشن ۱۵۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۷
🔸️موضوع پرونده:
(اخلاص)
#اخلاص
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مقاله اخلاقی - اخلاق قلم 457.pdf
204.3 KB
به مناسبت ۱۴ تیر؛ به مناسبت روز قلم
مقاله:
🔸️(نوشتن با تِمِ اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
قلم، ابزار حکاکی اندیشه است، و نوشتار، از این رو که از گفتار رساتر و ماناتر است، میتواند به شدت در اعتلا یا سقوط اندیشه و بینش بشر مؤثر باشد. انسان هویت خودش را پیش از آنکه ثبت کرده باشد به خاطر نمیآورد، و نوشتن، از این جهت که سبب میشود داشتههای بشر، همچون یک جسدِ مومیایی شده، در چنته او باقی بمانند و بر صحیفه کاغذ به بند کشیده شوند، میتواند به نوعی، نقطه آغاز پیدایش انسان تلقی شود. بر همین اساس، نوشتن، چه به منظور انتقال مفاهیم و آموزش صورت بگیرد و چه به مقصود خلق اثری نوین و منحصر به فرد اتفاق بیفتد، یکی از موضوعاتِ جدی و به شدت اساسی است.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۷
🍀❤️ @The_meaningoflife
مقاله:
🔸️(نوشتن با تِمِ اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
قلم، ابزار حکاکی اندیشه است، و نوشتار، از این رو که از گفتار رساتر و ماناتر است، میتواند به شدت در اعتلا یا سقوط اندیشه و بینش بشر مؤثر باشد. انسان هویت خودش را پیش از آنکه ثبت کرده باشد به خاطر نمیآورد، و نوشتن، از این جهت که سبب میشود داشتههای بشر، همچون یک جسدِ مومیایی شده، در چنته او باقی بمانند و بر صحیفه کاغذ به بند کشیده شوند، میتواند به نوعی، نقطه آغاز پیدایش انسان تلقی شود. بر همین اساس، نوشتن، چه به منظور انتقال مفاهیم و آموزش صورت بگیرد و چه به مقصود خلق اثری نوین و منحصر به فرد اتفاق بیفتد، یکی از موضوعاتِ جدی و به شدت اساسی است.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۷
🍀❤️ @The_meaningoflife
به دو گروه افرادی که از قبل خود را خوش شانس و بدشانس معرفی کرده بودند روزنامه ای داده می شود و از آن ها خواسته می شود آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.
تصویر يک آگهی بزرگ (نیم صفحه) با این مضمون نیز وسط روزنامه قرار داده شده است:
به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده ايد تا ۵۰ دلار پاداش بگیرید!
اکثر افرادی که خود را بدشانس معرفی کرده بودند آگهی را نديدند
اما اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
این مطالعه نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند
و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غيرمنتظره را مختل می کند.
افراد خوش شانس در واقع آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آن هستند را خوب می بينند.
🔸️ آزمایش پروفسور Richard Wiseman استاد روانشناسی دانشگاه Hertfordshire درباره بخت و اقبال
❤️🍀 @filsofak
تصویر يک آگهی بزرگ (نیم صفحه) با این مضمون نیز وسط روزنامه قرار داده شده است:
به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده ايد تا ۵۰ دلار پاداش بگیرید!
اکثر افرادی که خود را بدشانس معرفی کرده بودند آگهی را نديدند
اما اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
این مطالعه نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند
و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غيرمنتظره را مختل می کند.
افراد خوش شانس در واقع آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آن هستند را خوب می بينند.
🔸️ آزمایش پروفسور Richard Wiseman استاد روانشناسی دانشگاه Hertfordshire درباره بخت و اقبال
❤️🍀 @filsofak