فلسفه اخلاق
7.23K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
972 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Forwarded from معنای زندگی
نشانه‌های صلح درون
#مصطفی_سلیمانی
#صلح_درون

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنگاه که به زبان آدمیان و فرشتگان سخن می‌گویم، اگر عاری از مَحبت باشم چیزی نیستم جز مفرغی که به صدا درمی‌آید و سِنجی که بانگ آن طنین‌انداز می‌شود.

آنگاه که عطای نبوت را دارم و از جملۀ اسرار و سراپای علم آگاه‌ام، آنگاه که کمال ایمان را دارم، ایمان که کوهساران را جابجا می‌سازد، اگر عاری از محبت باشم هیچ‌ام.

محبت بردبار است، محبت آمادۀ خدمت است، رشک نمی‌ورزد، محبت فخر نمی‌فروشد، مغرور نمی‌شود، هیچ کار ناشایستی نمی‌کند، نفع خویش را نمی‌جوید، به خشم نمی‌آید، به بدی اعتنا نمی‌کند. از ستمگری شادمان نمی‌شود، لیک از راستی مسرور می‌گردد. همه‌چیز را عذر می‌نهد، همه‌چیز را باور می‌کند، به همه‌چیز امید می‌بندد، همه‌چیز را تاب می‌آورد.

🔸️(رسالۀ اول پولس به کُرنتیان، ترجمۀ پیروز سیار)

[اطراف بازارچۀ میرزاکوچک رشت.|

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«به‌بهانۀ قطعی برق و حرکت زیبای گل‌فروش‌های شیرازی»
شب است و برق قطع شده، مثل خیلی از جاهای دیگر. چهارراه خبرنگار یکی از چهارراه‌های شیراز است
شهر تاریک است، چراغ راهنما خاموش است، تعداد ماشین زیاد است، همۀ مردم کار دارند، پلیس هم نیست!

سر چهارراه بچه‌هایی که گل می‌فرختند ایستاده‌اند. *به رگ غیرت مسئولیت اجتماعی‌شان بر می‌خورد* و می‌ایستند و ترافیک را سر و سامان می‌دهند، چه‌قدر تمیز، چه‌قدر زیبا، چه‌قدر شیک!

مردم هم وقتی *لوطی‌ها* را می‌بینند، *لوطی‌گری* می‌کنند و بدون کوچک‌ترین بی‌نظمی، به فرمان پسرک گل‌فروش می‌ایستند و می‌روند.

از ته دل جار می‌زنند: *اصلاً هر چه شما بگویی به‌روی چشم!*

نمی‌دانم این سطح شعور و معرفت را در کدام دانشگاه و کتاب و موسسۀ فرهنگی آموزش دیده‌اند، نمی‌دانم کدام فیلم آموزنده را در کدام سینمای لاکچری دیده‌اند که این‌قدر می‌فهمند.

نمی‌دانم بوی کدام کباب و عطر کدام حقوق چند ده میلیونی مستشان کرده که این‌قدر خوبند!

❤️🍀 @filsofak
👍21
لذت‌ها تاریخ انقضاء دارند

میوه‌ مورد علاقه‌ من سیب است و از بچگی دل در گروی آن داشتم. مخصوصا سیب‌های کوچک و زردی که پر از نقطه‌ی ریز هستند. همان‌هایی که با گاز اول، هم‌دردی‌ خودمان را با آدم و حوا اعلام می‌کنیم و شیرینی گناه را حاضریم به جان بخریم. این نوع سیب در شهر ما حکم تک‌شاخ را دارد و خیلی کم‌یاب است. اما جوینده یابنده است. دو هفته پیش تصادفا گذرم خورد به یک دکان درب و داغان که همه چیز می‌فروخت. از اگزوز وسپا تا سیب کوچکِ زردِ خالدارِ شیرین، مخصوصا گناه‌کاران و خوارج. چشم‌بسته دو کیلو خریدم و گاز دادم تا خانه و انداختم توی سینک ظرف‌شویی و غسل کرونا دادم و ریختم توی سبد. ده تا سیب بودند. همان‌جا فهمیدم که سه‌‌تای آن‌ها نیمه‌کپک‌زده‌اند و از زردی رسیده‌اند به قهوه‌ای. حالا من مانده بودم و سه سیب کرمو و هفت سیب سالم و براق.

درون من اهریمنی وجود دارد که اجازه‌ خوردن سیب‌های سالم قبل از سیب‌های گندیده را نمی‌دهد. هر چقدر با خودم کلنجار رفتم که اول یکی از سالم‌ها را بخورم،اهریمن درونم اجازه نداد و اصرار کرد که: این خراب‌ها رو بخور اول ... بعد می‌ریم سراغ خوب‌ها.

اهریمن پیروز شد. دو روز اول کرموها را با بدبختی خوردم. مزه‌ی روده‌ی کانگرو می‌دادند. حتی قابیل هم حاضر نمی‌شود بابت این مزه گناه کند. روز سوم رفتم سراغ سالم‌ها که دیدم حالا دو تای دیگرشان هم رو به زوالند. باز اهریمن و کپک و روده‌ی کانگرو و الخ. روز چهارم و پنجم و ششم هم بر همین منوال. هر ده تا را با همین شرایط اسف‌بار میل کردم. لعنت بر این اهریمن درونم که حالی‌اش نمی‌شود هر لذتی زمان انقضاء دارد. هر چیزی را سر وقتش باید گاز زد.

تابستان‌ها از اهواز می‌کوبیدیم تا تهران. ده ساعت توی راه بودیم و وقتی می‌رسیدیم انگار از دستگاه سانتریفوژ (سلام محمدعلی جان) بیرون آمده باشیم. بعد هم می‌رفتیم شمال. تمام راه را تحمل می‌کردم فقط بابت تونل کندوان. واردش که می‌شدیم، پنجره را می‌دادم پائین و طوری عربده می‌زدم که انگار خدای نکرده عضوی لای انبر گیر کرده باشد. هیچ لذتی بالاتر از آن نبود که صدایم بخورد به دیوارهای سنگی تونل و چهار برابر بلندتر بشود و اعصاب همه را خرد کنم. امروز موقع رانندگی بعد از سال‌ها مجبور شدم از یک نیم‌چه‌تونل رد شوم. یاد تونل‌ کندوان افتادم. پنجره را هم دادم پائین. سرم را هم دادم بیرون اما به جای نعره، صدایی تولید کردم که فقط به‌درد بیدار کردن لیلی‌ می‌خورد جهت خوردن سحری. همان‌قدر نرم و لطیف. نعره زدن زمان خودش را می‌طلبیده. خدا را شکر می‌کنم که آن زمان اهریمن درونم هنوز متولد نشده بود و نگفت که: حالا توی این تونل داد نزن. بذار وقتی برگشتیم اهواز، توی تونل‌های اهواز هر چی خواستی فریاد کن. اهواز که تونل ندارد حبیب من.

یک هم‌کلاسی شیرازی داشتم که دن‌ژوان دانشگاه بود. سینه‌‌ی کفتری و موهای ‌اردکی. یقه‌ی کاپشن جین‌اش را بالا می‌داد و دل‌ها را اسیر خودش می‌کرد. سال آخر دانشگاه، با دوست‌دخترش رفتند مسافرت. وقتی برگشت چند عکس از سفرشان نشان‌مان داد. یکی‌شان مال گردنه‌ی حیران بود. خودش و دوست‌دختری لبه‌ی پرتگاه، فیگور تایتانیکی گرفته بودند و به یک افق مه‌آلود خیره شده بودند. همان شب با خودم تصمیم گرفتم که بروم باشگاه و پرس سینه بزنم و موهایم را گوجه‌ای کنم و دوست‌دختری برای خودم اختیار کنم و بروم گردنه‌ی حیران و با دوربین زنیتم عکس بگیرم از خودمان. اهریمن درون من همان وقت‌ها بود که به بلوغ رسیده بود و نشسته بود توی اتاق فرمان مغزم. اهریمن گفت: نه عزیزم. الان نه. فارغ‌التحصیل بشو، یه شغل خوب پیدا بکن، کمی پول جمع کن، خونه بگیر، بعد هر غلطی خواستی بکن. گفتم چشم. همه‌ی دستوراتش را انجام دادم الا بخش "هر غلطی خواستی بکن". بعد از همه‌ی آن کارها، سیب‌های براق لک‌ افتاده بودند و دیگر حیران همان حیران نبود دیگر و مو بر سرم نمانده بود.

خلاصه این اهریمن، روان‌ام را پریشان کرده است. اگر با همین وضعیت به سن ۱۲۵ سالگی برسم، باز هم یک لیست طویل دارم از کارهایی که باید انجام بدهم اما اهریمن درون اصرار دارد که فعلا پولات رو جمع کن و یه دست دندون مصنوعی از جنس عاج فیل بخر، بعد برو فلان کار را بکن. از آن طرف هم یک لیست طویل هم دارم از کارهایی که اهریمن درون در صد سال گذشته به فنا داده است. ای اهریمن لامروت! هر سیبی را باید سر وقتش گاز زد. به‌جای گاززدن سیب تازه دائم در حال تماشای کپک‌زدن‌اش هستم.

🔸️|فهیم عطار|

❤️🍀 @filsofak
لکنت‌ زبان
فرهنگ‌سازی

در گفته‌ها و نوشته‌های خود از برچسب‌های منفی بپرهیزیم. به‌عنوان مثال برای احترام به افرادی که لکنت زبان دارند از این عبارت رایج بپرهیزیم؛
"در گفتن حقیقت نباید لکنت‌ زبان داشته باشیم."
در این جمله گفتن حقیقت را به یک برچسب منفی گره زده‌ایم!

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کی می‌خواییم یاد بگیریم زود قضاوت نکنیم.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
۸ روش برای بالا بردن عزت نفس

#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ریشه خودشیفتگی

1. اغلب افراد خودشیفته، پدر و مادر خودشیفته‌ای دارند.

2. عوامل ژنتیکی می‌توانند پدیدآورنده خودشیفتگی باشند.

3. نوع رابطه والدین با فرزندان، اگر سبب کاهش شدید عزت نفس یا افزایش شدید آن‌ شود، می‌تواند فرزند را به سمت و سوی خودشیفتگی سوق بدهد. در واقع، اگر والدین سرد و بی‌عاطفه باشند، با ترجیح موفقیت‌های خود به فرزندشان، دائماً دستاوردهای او را بی‌ارزش می‌کنند و به این ترتیب به اعتماد به نفس او صدمه می‌زنند. کودک در چنین شرایطی برای این‌که با احساس بی‌ارزشی‌ای که به او تحمیل شده است مقابله کند، شروع به دلداری دادن به خودش می‌کند. در این حالت، او بدون این‌که از اعتماد به نفس حقیقی برخوردار باشد، سعی در نمایش دادن استعدادهای خودش می‌کند (به منظور جلب توجه). و همزمان نسبت به دیگران بی‌اعتنا و بی‌توجه است. از طرف دیگر، اگر والدین بیش از حد به کودک محبت کنند، باعث می‌شوند که فرزند نسبت به خودش باورهای خودبزرگ‌بینانه و غیر معقول پیدا کند. و در هر دوی این حالات، نتیجه، خودشیفته شدن فرزند است.

4. ناشی از تلاش فرد برای به دست آوردن عشق مطمئن و محبت پایدار است. زمانی که فرد نمی‌تواند عشق خارجی (نسبت به دیگران) داشته باشد، به سمت خودش گرایش پیدا می‌کند تا به این ترتیب، بر احساس دوست‌نداشتنی بودن خودش غلبه کند.
#مصطفی_سلیمانی
#خودشیفتگی #خودشیفته

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
🔸️درمان خودشیفتگی

در اولین قدم، باید در نظر داشت که این اختلال، بسیار مزمن و صعب‌العلاج است. و جدای از این، اکثر افراد خودشیفته به دنبال درمان خودشان نیستند. آن‌ها غالباً نسبت به مشکلی که دارند بینش، درک و پذیرش کافی ندارند و به دنبال درمان مشکلات ثانوی (از جمله اضطراب و افسردگی)، و مراجعه به روان‌درمانگر، از این موضوع آگاهی پیدا می‌کنند.

در دومین قدم، باید این نکته مورد تأکید قرار بگیرد که برای گرفتن درمان مطلوب، لازم است یک فرد خودشیفته، تحت نظارت یک روان‌درمانگر قرار داشته باشد.

در قدم سوم، بسیاری از روان‌شناسان گروه‌درمانی را برای فرد مبتلا به خودشیفتگی پیشنهاد می‌کنند.

در چهارمین قدم، لازم است که یک تصویر واقعی از خود فرد به او نمایش داده شود.

در پنجمین قدم، لازم است شیوه‌هایی برای همدلی و کاهش مشکلات اجتماعی به فرد خودشیفته آموزش داده شود.
#مصطفی_سلیمانی
#خودشیفتگی #خودشیفته

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥حس خودشیفتگی

🔹علایم خودشیفتگی چیست؟
🔹علت آن چه می باشد؟

❤️🍀 @filsofak
Remnants of Departed Days
Owsey
#موسیقی

آدمی‌زاد از خودش خوشش می‌آید، توی این شکی نیست. و اصلاً همه‌کار می‌کند چون از خودش خوشش می‌آید. دلش می‌خواهد هر چه چیز خوب توی عالم هست برای خودش داشته باشد و به این خاطر هر چه هست و نیست را فدای خودش می‌کند.

نمی‌شود به این علاقه خرده گرفت چون آدمی‌زاد، حتی دنبال خدا رفتنش هم به خاطر این است که از خودش خوشش می‌آید.

شنیده یک چیزی، یک کسی هست که همه‌چیز تمام است و آدم را هم - که کج‌و‌کله‌ای بیش نیست - مثل خودش همه‌چیز تمام می‌کند.

دلش می‌خواهد آن همه‌چیز تمام را برای خودش داشته باشد و همین می‌شود که خداخواه و حقیقت‌جو و زیباطلب و کمال‌گرا و راه‌رو می‌شود.

همین می‌شود که انسان می‌شود. می‌شود کسی که طالب زندگی است و بلد است زندگی را چطور زندگی کند.
#مصطفی_سلیمانی


🔸️پانویس:
شما را به بستن چشم‌ها و گوش سپردن به خیال‌های پنهان پشت این قطعه دعوت می‌کنم 💭

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
💥 آیا فقه با آزاد اندیشی قابل جمع است؟

⚡️قدرت‌زدگی، عوام‌زدگی، پایبندی به آرای مشهور موانع آزاداندیشی🔻

✍️ استاد محمد سروش محلاتی

🔹یکی از پرسش‌هایی که در زمان ما مطرح می‌شود، این است که آیا این امکان وجود دارد که فقه با آزاداندیشی جمع شود یا اساسا فقه دانشی است که در ذاتش ثابت بودن وجود دارد و امکان اینکه تغییر و تحولات زندگی بشر را همراهی کند در آن نیست؟ فقه و آزاداندیشی یا باید بر این اساس باشد که در منابع فقهی تغییراتی دهیم که چنین چیزی در اختیار ما نیست؛ به هر حال کتاب و سنت در استنباط را نمی‌توان حذف کرد، یا باید روش و شیوه اجتهاد را تغییر داد که این هم برای ما مقدور نیست، اگر منابع، منابع خاصی است و اگر روش هم روش خاصی است، چگونه آزاد اندیشی امکان پذیر است؟

🔹به طور کلی فقیه برای اینکه اندیشه آزاد فقهی داشته باشد باید تکلیف خود را با چند قید و بند روشن کند، اگر بتواند از این قید و بندها عبور کند، مشکل آزاد اندیشی حل می‌شود: قید و بند اول، جنبه درون فقهی دارد و عمدتا مشکل در پایبندی به آرای مشهور فقهاست.

🔹بند دومی که مانع آزاداندیشی است بند «عوام فریبی» است، یکی از مشکلاتی که در کار عالم دینی وجود دارد، این است که با ذائقه عوام چه باید کرد، آنچه که آنها نمی‌پسندند، نمی‌خواهند و نمی‌پذیرند را می‌توان ابراز کرد یا خیر؟ آیت‌الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰ از دنیا رفتند؛ پس از رحلت این مرجع بزرگوار، در منزل دکتر سحابی جلسه‌ای بود، این جلسه مدتی تشکیل می‌شد و بزرگوارانی در آن شرکت می‌کردند، بنا شد مرحوم مطهری و بهشتی و عده‌ای دیگر، مباحثی را به شکل مقاله ارائه کنند و پیش از این‌که این مقالات به چاپ برسد در این جلسات مورد بحث و بررسی قرار بگیرد، شهید مطهری مقاله‌ای در این موضوع دارند تحت عنوان مشکل اساسی در سازمان روحانیت؛ ایشان این تحلیل را در آنجا به کار بردند که بسیار مهم است و یکی از دلایل اهمیت آن این است که این تعبیر ۵۵ سال قبل به کار رفته و هنوز کسی نتوانسته آن بحث را با ان جامعیت و شعاعت ادامه دهد و دنبال کند، آن تعبیر این است که «حکومت عوام» دست و پای روحانیت را بسته است؛ مطهری نمی‌گوید که رژیم شاه دست و پای ما را بسته است، بلکه دلیل دیگری وجود دارد و به تعبیر ایشان عوام‌زدگی مانند یک میکروب سازمان روحانیت را فلج کرده است

🔹بند سوم، «قدرت» است؛ حتما این مطلب را زیاد شنیدید و خواندید که در مقایسه‌ای که مرحوم مطهری میان روحانیت شیعه و سنی دارند، می‌فرمایند که یک گرفتاری ما داریم و یک گرفتاری علمای اهل سنت، گرفتاری ما این است که علمای ما گرفتار عوام هستند، عوام‌زده‌اند و چون پول از دست عوام می‌گیرند باید ملاحظه آنها را بکنند؛ اما علمای اهل سنت چنین ارتباطی با مردم ندارند، راحت می‌توانند نظرات خود را ابراز کنند ولی آنها هم مشکل حکومت‌ها را دارند به دلیل اینکه حقوق بگیر و مامور حکومت هستند باید ملاحظه کنند که حکومت و قدرت چه خواست‌ها و چه اقتضائاتی دارد. البته روشن است که اگر این دو مشکل یعنی «عوام‌زدگی» و «قدرت‌زدگی» با هم تلفیق شود به دلیل عوام گرایی در حکومت، مشکلات و مفاسد مضاعفی اتفاق می‌افتد. مرحوم موسوی اردبیلی این هنر را هم داشت که از این قید و بند قدرت‌های دنیایی آزاد باشد، او فراتر از خواست حکومت اظهار نظر می‌کرد و فهم خود را در اختیار کسی قرار نمی‌داد.

🔹حال سوال این است که آیا برای آزاداندیشی این مقدار کافی است؟ خیر! یک عامل هم دیگری هم وجود دارد که از سه عامل ذکر شده، مهم تر و اساسی تر است و آن این‌که فقیه «درک درستی از واقعیت‌ها» داشته باشد، اگر فقیهی هست که نه مشکل اول را دارد و نه در بند عوام و یا حکومت هست، مشکل حل نمی‌شود؛ تا وقتی که نتواند درست جریانات را بشناسد و واقعیت‌ها را تحلیل کند، گرفتار اندیشه بسته و فکر ناپخته خودش است و مشکل حل نمی‌شود، افق‌های باز فکری لازم است تا فقیه بتواند امروز و آینده را ببیند که این مساله نقش بسیار مهمی در آزاداندیشی دارد.

❤️🍀 @filsofak