مزیت زیبا بودن این است که بار منفى شخصیت را کم مى کند.
همیشه همین طور است!
مردم اشتباهات زنان زیبا را حتى قبل از اینکه آن ها دهانشان را باز کنند مى بخشند.
🔸️|کمی قبل از خوشبختی / انیس لودیگ|
❤️🍀 @filsofak
همیشه همین طور است!
مردم اشتباهات زنان زیبا را حتى قبل از اینکه آن ها دهانشان را باز کنند مى بخشند.
🔸️|کمی قبل از خوشبختی / انیس لودیگ|
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
تحلیل روانشناختی the father.pdf
601.6 KB
#تحلیل_فیلم ۳
✔️ تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم The Father (پدر)
🔸 مصطفی سلیمانی، نویسنده، روانشناس شخصیت، دانشآموخته فلسفه اخلاق و مدرس دانشگاه، در یادداشتی، به تحلیل و بررسی روانشناختیِ فیلم پدر پرداخته است.
تصویری که این فیلم از یک پیرمرد مبتلا به آلزایمر به مخاطب میدهد، یک تصویر استادانه و البته بسیار دلخراش و آزاردهنده با چاشنیِ عشق و پایان غمانگیز و تراژدی است. این فیلم بیش از هر چیز نمایانگر نمایی نزدیک از یک بیمار مبتلا به زوال عقل و ارتباط او با اطرافیانش است. در این بستر، که روایتی درباره رنجهای انسان است، با ظرافتی مسحور کننده، تصاویری باشکوه از جهان ترسناک و غافلگیر کننده یک ذهن ویران شده ارائه شده است که از زاویه روانشناختی نیز حرفهای قابل تأملی برای گفتن دارد. در ادامه به برخی از زوایای روانشناسانه سینمایی The Father اشاره میشود.
#پدر #فادر
+ به دوستان خود بفرستید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
✔️ تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم The Father (پدر)
🔸 مصطفی سلیمانی، نویسنده، روانشناس شخصیت، دانشآموخته فلسفه اخلاق و مدرس دانشگاه، در یادداشتی، به تحلیل و بررسی روانشناختیِ فیلم پدر پرداخته است.
تصویری که این فیلم از یک پیرمرد مبتلا به آلزایمر به مخاطب میدهد، یک تصویر استادانه و البته بسیار دلخراش و آزاردهنده با چاشنیِ عشق و پایان غمانگیز و تراژدی است. این فیلم بیش از هر چیز نمایانگر نمایی نزدیک از یک بیمار مبتلا به زوال عقل و ارتباط او با اطرافیانش است. در این بستر، که روایتی درباره رنجهای انسان است، با ظرافتی مسحور کننده، تصاویری باشکوه از جهان ترسناک و غافلگیر کننده یک ذهن ویران شده ارائه شده است که از زاویه روانشناختی نیز حرفهای قابل تأملی برای گفتن دارد. در ادامه به برخی از زوایای روانشناسانه سینمایی The Father اشاره میشود.
#پدر #فادر
+ به دوستان خود بفرستید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
ما و متوسط دوستانمان
انسان از متوسط کسانی که او را میشناسند چندان فراتر نمیرود. نمیتوانی در میان کسانی باشی که هر روز، در پی نابودکردن رقیب خود هستند و برای داشتن مرتفعترین ساختمان شهر، بهجای آنکه سنگی بر سنگی بگذارند، به خانهی دیگران سنگ میزنند، اما ذهنت را برای ساختن و رشدکردن پرورش دهی و تربیت کنی.
نمیتوانی مهمانیهای آخر هفته بروی و در میان حرکت چابک دختران و پسران لا به لای پرتوهای نور و دود سیگار، ژستهای فلسفی بگیری و از اپیکور بگویی و احساس کنی که تافتهای جدا بافتهای.
نمیتوانی پیمانکار شرکتی باشی که بیاخلاقی در آن رسوخ کرده و بگویی من میکوشم که در قلمرو خود، اهل اخلاق بمانم.
مثالهای کوچکترش را بگویم.
نمیتوانی کتابخوان باشی و دوستانی داشته باشی که کتاب نمیخوانند. حتی اگر با شور و شوق، برایت کف بزنند و خواندنهایت را تشویق کنند. چون دیر یا زود، میبینی آنقدر از آنها جلوتری که حتی نخواندن هم، موقعیت تو را در میانشان تضعیف نمیکند و کمکم، در نقل جملهها و حرفها و عقیدهها و تحلیلها، چندان به مغز خودت فشار نمیآوری. دیگر مهم نیست که آن حرف را سارتر گفته بود یا فوکو. دیگر مهم نیست که بوریحان متقدمتر بود یا بوعلی. هر چه بگویی، آنها تفاوتش را نخواهند فهمید و تو همچنان شمع انجمن میمانی و احساس غرور و افتخار میکنی.
خلاصهی همهی این حرفها، آن بود که قبلا هم بارها گفتهام و شنیدهای که ظاهرا انسان، چندان از متوسط اطرافیانش فراتر نمیرود. در اینجا انتخاب طبیعی (به تعبیر داروین) بهترین استراتژی است. اینکه همیشه اطرافیانت را بازبینی کنی و ببینی که پایینترین آنها کیست. بیرحمانه است. اما باید از بودن با او دل بکنی. البته منطقی است که قبل از آن، جایگزین یا جایگزینهایی را به اطرافیانت بیفزایی. اما در این میان، اگر خودت به اندازهی کافی برای رشد و بالارفتن نکوشیده باشی، آن گزینههای تازه و بهترند که در انتخاب طبیعی حذف خواهند شد. دوست یا دوستانی را به جمع اطرافیانت میافزایی و آنها بعد از مدتی، میبینند که با تو و دوستانت راحت نیستند. کمکم جدا میشوند و دوباره بازی تکرار میشود.
این مرام ماندن با دوستان به نظرم، بیشتر ریشه در غرایز حیوانی ما و میل به زندگی گلهوار یا قبیلهای دارد. اگر قرار است با دوستانمان بمانیم، آنها نیز باید بکوشند تا به سطحی برسند که بتوانند کنار ما بمانند و بهشکلی متقابل، ما هم اگر دیدیم که توسط آنها – به جرم رشدنکردن و سستی – کنار گذاشته شدهایم، باید سرنوشت محتوم خود را بپذیریم.
🔸️|محمدرضا شعبانعلی|
❤️🍀 @filsofak
انسان از متوسط کسانی که او را میشناسند چندان فراتر نمیرود. نمیتوانی در میان کسانی باشی که هر روز، در پی نابودکردن رقیب خود هستند و برای داشتن مرتفعترین ساختمان شهر، بهجای آنکه سنگی بر سنگی بگذارند، به خانهی دیگران سنگ میزنند، اما ذهنت را برای ساختن و رشدکردن پرورش دهی و تربیت کنی.
نمیتوانی مهمانیهای آخر هفته بروی و در میان حرکت چابک دختران و پسران لا به لای پرتوهای نور و دود سیگار، ژستهای فلسفی بگیری و از اپیکور بگویی و احساس کنی که تافتهای جدا بافتهای.
نمیتوانی پیمانکار شرکتی باشی که بیاخلاقی در آن رسوخ کرده و بگویی من میکوشم که در قلمرو خود، اهل اخلاق بمانم.
مثالهای کوچکترش را بگویم.
نمیتوانی کتابخوان باشی و دوستانی داشته باشی که کتاب نمیخوانند. حتی اگر با شور و شوق، برایت کف بزنند و خواندنهایت را تشویق کنند. چون دیر یا زود، میبینی آنقدر از آنها جلوتری که حتی نخواندن هم، موقعیت تو را در میانشان تضعیف نمیکند و کمکم، در نقل جملهها و حرفها و عقیدهها و تحلیلها، چندان به مغز خودت فشار نمیآوری. دیگر مهم نیست که آن حرف را سارتر گفته بود یا فوکو. دیگر مهم نیست که بوریحان متقدمتر بود یا بوعلی. هر چه بگویی، آنها تفاوتش را نخواهند فهمید و تو همچنان شمع انجمن میمانی و احساس غرور و افتخار میکنی.
خلاصهی همهی این حرفها، آن بود که قبلا هم بارها گفتهام و شنیدهای که ظاهرا انسان، چندان از متوسط اطرافیانش فراتر نمیرود. در اینجا انتخاب طبیعی (به تعبیر داروین) بهترین استراتژی است. اینکه همیشه اطرافیانت را بازبینی کنی و ببینی که پایینترین آنها کیست. بیرحمانه است. اما باید از بودن با او دل بکنی. البته منطقی است که قبل از آن، جایگزین یا جایگزینهایی را به اطرافیانت بیفزایی. اما در این میان، اگر خودت به اندازهی کافی برای رشد و بالارفتن نکوشیده باشی، آن گزینههای تازه و بهترند که در انتخاب طبیعی حذف خواهند شد. دوست یا دوستانی را به جمع اطرافیانت میافزایی و آنها بعد از مدتی، میبینند که با تو و دوستانت راحت نیستند. کمکم جدا میشوند و دوباره بازی تکرار میشود.
این مرام ماندن با دوستان به نظرم، بیشتر ریشه در غرایز حیوانی ما و میل به زندگی گلهوار یا قبیلهای دارد. اگر قرار است با دوستانمان بمانیم، آنها نیز باید بکوشند تا به سطحی برسند که بتوانند کنار ما بمانند و بهشکلی متقابل، ما هم اگر دیدیم که توسط آنها – به جرم رشدنکردن و سستی – کنار گذاشته شدهایم، باید سرنوشت محتوم خود را بپذیریم.
🔸️|محمدرضا شعبانعلی|
❤️🍀 @filsofak
👍1
بعضی موقعها باید ایستاد، یه نگاه به دور و بر انداخت، شاید دیگر برنده شدن توی همهی مسابقهها ارزشاش را لااقل برای خودت از دست داده باشد. شاید سرعتات از حدش گذشته باشد. شاید بفهمی که برای هیچ و پوچ داری سرعت میگیری. شاید بفهمی که زندگی کوتاهتر از آنیست که تمامش را در مسابقه بگذرانی.
بعضی لحظههای زندگی را باید مزه مزه کرد، حتی تلخیهایش را؛ بعضیها را باید آهسته، آهسته تجربه کرد.
#ميلان_كوندرا
#آهستگی
❤️🍀 @filsofak
بعضی لحظههای زندگی را باید مزه مزه کرد، حتی تلخیهایش را؛ بعضیها را باید آهسته، آهسته تجربه کرد.
#ميلان_كوندرا
#آهستگی
❤️🍀 @filsofak
اگر نمیدانید چه میخواهید، نترسید، فقط متعهد شوید که تا سر حد توان خود زندگی کنید.
در لحظه حال زندگی نمایید تا هستی هدایای منحصر به فردتان را به شما نشان دهد.
تعهد، شما را به سوی مکانهایی که باید بروید، کتابهایی که باید بخوانید و افرادی که به شما آموزش و یاری میدهند هدایت میکند.
یک گفتۀ قدیمی بودایی وجود دارد با این مضمون: "هنگامی که شاگرد آماده باشد، استاد پدیدار میشود."
به ورای همهمۀ ذهن بروید.
ذهن شما را فریب میدهد که باور کنید تنوعات بیشتر و بهتری از آنچه هم اکنون در اختیار دارید، میخواهید. بیشتر ما گمان میکنیم که بر آورده ساختن خواستههای ذهن، خلاء ما را پر میکند، اما فقط زمانی که عمیقترین خواسته خود را بر آورده سازیم به رضایت دایمی میرسیم.
از خود بپرسید آیا جست و جوی شما برای آرامش، شادمانی، یکپارچگی، یک نمایش تکراری است یا آماده هستید مهار زندگیتان را به دست گرفته، تجربیاتتان را خود شکل دهید؟
بپرسید چه چیز رضایت و تعادل را به زندگیتان میآورد؟
در این زندگی چه کسی هستید و چه هدیهای میخواهید به جهان عرضه نمایید؟
بعضی از ما هنوز منتظر و امیدوار هستیم و دعا میکنیم که فرصتی بدست آوریم تا هدایای بی همتای خود را ابراز نماییم. غافل از اینکه تنها لحظۀ موجود، هم اکنون است.
#دبی_فورد
#نیمه_تاریک_وجود
❤️🍀 @filsofak
در لحظه حال زندگی نمایید تا هستی هدایای منحصر به فردتان را به شما نشان دهد.
تعهد، شما را به سوی مکانهایی که باید بروید، کتابهایی که باید بخوانید و افرادی که به شما آموزش و یاری میدهند هدایت میکند.
یک گفتۀ قدیمی بودایی وجود دارد با این مضمون: "هنگامی که شاگرد آماده باشد، استاد پدیدار میشود."
به ورای همهمۀ ذهن بروید.
ذهن شما را فریب میدهد که باور کنید تنوعات بیشتر و بهتری از آنچه هم اکنون در اختیار دارید، میخواهید. بیشتر ما گمان میکنیم که بر آورده ساختن خواستههای ذهن، خلاء ما را پر میکند، اما فقط زمانی که عمیقترین خواسته خود را بر آورده سازیم به رضایت دایمی میرسیم.
از خود بپرسید آیا جست و جوی شما برای آرامش، شادمانی، یکپارچگی، یک نمایش تکراری است یا آماده هستید مهار زندگیتان را به دست گرفته، تجربیاتتان را خود شکل دهید؟
بپرسید چه چیز رضایت و تعادل را به زندگیتان میآورد؟
در این زندگی چه کسی هستید و چه هدیهای میخواهید به جهان عرضه نمایید؟
بعضی از ما هنوز منتظر و امیدوار هستیم و دعا میکنیم که فرصتی بدست آوریم تا هدایای بی همتای خود را ابراز نماییم. غافل از اینکه تنها لحظۀ موجود، هم اکنون است.
#دبی_فورد
#نیمه_تاریک_وجود
❤️🍀 @filsofak
ما تمایل داریم که دردها و رنجهای دوران کودکی را کماکان زنده نگه داریم. این مسئله یکی از بینشهای عمیق در رواندرمانیهای مبتنی بر روانتحلیلگری است. فروید به این پدیده، «اجبار به تکرار» (repetition compulsion) میگفت.
برای مثال فرزند یک فرد میگسار با کسی ازدواج میکند که میگسار است. کودکی که دوران کودکیاش با بدرفتاری اطرافیان روبرو شده است با فردی بد دهن، گستاخ و پرخاشگر ازدواج میکند یا اینکه خودش از دیگران سواستفاده میکند.
فردی که دوران کودکیاش آزار جنسی را تجربه کرده است، در بزرگسالی ممکن است در دام روابط آشفته و بی هدف بیفتد. کودکی که تحت سلطهی دیگران بوده است، ممکن است در دوران بزرگسالی به شدت دیگران را کنترل کند.
این پدیده در نگاه اول گیجکننده است. چرا ما دست به این کار میزنیم؟ چرا دوباره رنجها و دردهایمان را زنده میکنیم و هر دم هیزمی بر این آتش میگذاریم؟
چرا نمیتوانیم دست از این الگوها برداریم و زندگی بهتری برای خودمان تدارک ببینیم؟ در واقع هرکسی با متوسل شدن به روشهای محکوم به شکست، به تداوم این الگوهای منفی دامن میزند.
این واقعیت تعجببرانگیز را درمانگران نیز قبول دارند. در دوران بزرگسالی، شرایط و موقعیتهایی ایجاد میکنیم که شبیه به شرایط و موقعیتهای دوران کودکیمان است.
🔸️جفری یانگ، ژانت کلوسکو
برگرفته از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید
ترجمه حسن حمیدپور و همکاران
❤️🍀 @filsofak
برای مثال فرزند یک فرد میگسار با کسی ازدواج میکند که میگسار است. کودکی که دوران کودکیاش با بدرفتاری اطرافیان روبرو شده است با فردی بد دهن، گستاخ و پرخاشگر ازدواج میکند یا اینکه خودش از دیگران سواستفاده میکند.
فردی که دوران کودکیاش آزار جنسی را تجربه کرده است، در بزرگسالی ممکن است در دام روابط آشفته و بی هدف بیفتد. کودکی که تحت سلطهی دیگران بوده است، ممکن است در دوران بزرگسالی به شدت دیگران را کنترل کند.
این پدیده در نگاه اول گیجکننده است. چرا ما دست به این کار میزنیم؟ چرا دوباره رنجها و دردهایمان را زنده میکنیم و هر دم هیزمی بر این آتش میگذاریم؟
چرا نمیتوانیم دست از این الگوها برداریم و زندگی بهتری برای خودمان تدارک ببینیم؟ در واقع هرکسی با متوسل شدن به روشهای محکوم به شکست، به تداوم این الگوهای منفی دامن میزند.
این واقعیت تعجببرانگیز را درمانگران نیز قبول دارند. در دوران بزرگسالی، شرایط و موقعیتهایی ایجاد میکنیم که شبیه به شرایط و موقعیتهای دوران کودکیمان است.
🔸️جفری یانگ، ژانت کلوسکو
برگرفته از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید
ترجمه حسن حمیدپور و همکاران
❤️🍀 @filsofak
آیا اصلاً می شود تلخکام بود؟ وای، جایی که توان خوشبختی در من باقی مانده است رنج ها و شوربختی های من چه اهمیت دارد؟ می دانید، نمی فهمم چطور ممکن است از کنار درختی گذشت و از دیدن آن شیرین کام نشد! چطور می شود انسانی را دید و از دوست داشتن او احساس سعادت نکرد! وای که زبانم کوتاه است و بیان افکارم دشوار... وای که ما در هر قدم چه بسیار چیزهای زیبا می بینیم! به قدری که حتی نگون بخت ترین آدم ها نمی تواند زیبایی شان را نبینند. کودکی را نگاه کنید، سپیدۀ صبح را تماشا کنید، علفی را که رشد می کند و چشمانی که شما را می نگرند و پیام دوستی دارند ببینید.
🔸️فئودور داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
🔸️فئودور داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
قرن جدل و دشنام
بدبختی اینجاست که ما در زمانهی مسلکها، آن هم مسلکهایی تمامیخواه و خودکامه، زندگی میکنیم؛ یعنی مسلکهایی که چنان به خود و حقّانیتِ ابلهانه یا به حقیقتِ کوتهبین خود یقین دارند که رستگاری جهان را تنها در سلطهی خویش میبینند. و طلب سلطه بر کسی یا چیزی یعنی طلب بیحاصلی یا خاموشی یا مرگ آن کس. برای اطمینان، کافی است تا نگاهی به گِرد خود بیفکنیم.
زندگی بدون گفت و شنود ممکن نیست. و امروز، در قسمت اعظم جهان، جای گفت و شنود را جدل گرفته است. قرن بیستم قرن جدل و دشنام است. میان ملتها و افراد، حتی در مباحث بیغرض علمی، جدل جایی دارد که سابقا جای گفتوگوی متقابل بود. هزاران صدا، و هرکدام جدا جدا، شب و روز به "تکگوییِ" غوغاییِ خود مشغولاند و سِیلی از سخنان مردم فریب، از مقولهی حمله و دفاع و ترغیب، بر سر ملتها فرو میریزند.
اما ماهیت و نحوهی عمل جدل چیست؟ این است که حریف را دشمن بشمارد و در نتیجه او را ناچیز انگارد، یعنی از دیدنِ او سرباز زند. هنگامی که من به کسی دشنام میدهم دیگر از تشخیص رنگ چشمش غافلم و نمیبینم که آیا لبخند میزند و لبخندش چگونه است. از برکت جدل، نیمه کور میشویم و دیگر نه در میان انسانها که در جهان اشباح زندگی میکنیم.
زندگی بدون بحث و استدلال ممکن نیست. اما تاریخِ امروز فقط با تهدید و ارعاب آشناست. انسانها فقط با یقین به اینکه چیز مشترکی دارند که از طریق آن همواره میتوانند به یکدیگر برسند زندگی میکنند. اما امروز چیز دیگری کشف کردهایم: اینکه آدمهایی هستند که نمیتوان با آنها استدلال کرد. محال بوده و هست که قربانی اردوگاههای کارِ اجباری بتواند به کسانی که او را به ذلّت کشیدهاند توضیح دهد که نباید چنین کنند. زیرا این کسان دیگر انسان نیستند، بلکه مفاهیمی انتزاعیاند که به درجهی چون و چراناپذیرترین ارادهها رسیدهاند. کسی که میخواهد تسلط بیابد کر، است. در برابر او باید جنگید یا مُرد. برای همین است که مردم امروز در هراس به سر میبرند. در کتاب درگذشتگان مصر کهن آمده است که درستکار برای طلب آمرزش باید بتواند بگوید: "من هیچکس را نترساندهام." در این صورت، از بزرگانِ عصر ما کمتر کسی است که در روز جزا بتواند در صف آمرزیدگان بایستد.
پس چه عجب که این اشباح کور و هراسان که با ژتون، غذا میخورند و مجموع زندگیشان در ورقهی ادارهی پلیس خلاصه میشود موجوداتِ انتزاعیِ بیچهره به شمار آیند. و این نکته در خور توجه و تامّل است که حکومتهایی که از این مسلکها برخاستهاند اتفاقا همانهایی هستند که بر طبق اصول، جماعات مردم را از جای خود کوچ میدهند و آنها را مانند علامتهای بیخونی که فقط در حدّ ارقام و آمار هویتِ حقارتآمیزی دارند به هر سو میدوانند.
🔸️آلبر کامو/خطابه گواه آزادی، از کتاب وظیفه ادبیات( مجموعه مقالات)
❤️🍀 @filsofak
بدبختی اینجاست که ما در زمانهی مسلکها، آن هم مسلکهایی تمامیخواه و خودکامه، زندگی میکنیم؛ یعنی مسلکهایی که چنان به خود و حقّانیتِ ابلهانه یا به حقیقتِ کوتهبین خود یقین دارند که رستگاری جهان را تنها در سلطهی خویش میبینند. و طلب سلطه بر کسی یا چیزی یعنی طلب بیحاصلی یا خاموشی یا مرگ آن کس. برای اطمینان، کافی است تا نگاهی به گِرد خود بیفکنیم.
زندگی بدون گفت و شنود ممکن نیست. و امروز، در قسمت اعظم جهان، جای گفت و شنود را جدل گرفته است. قرن بیستم قرن جدل و دشنام است. میان ملتها و افراد، حتی در مباحث بیغرض علمی، جدل جایی دارد که سابقا جای گفتوگوی متقابل بود. هزاران صدا، و هرکدام جدا جدا، شب و روز به "تکگوییِ" غوغاییِ خود مشغولاند و سِیلی از سخنان مردم فریب، از مقولهی حمله و دفاع و ترغیب، بر سر ملتها فرو میریزند.
اما ماهیت و نحوهی عمل جدل چیست؟ این است که حریف را دشمن بشمارد و در نتیجه او را ناچیز انگارد، یعنی از دیدنِ او سرباز زند. هنگامی که من به کسی دشنام میدهم دیگر از تشخیص رنگ چشمش غافلم و نمیبینم که آیا لبخند میزند و لبخندش چگونه است. از برکت جدل، نیمه کور میشویم و دیگر نه در میان انسانها که در جهان اشباح زندگی میکنیم.
زندگی بدون بحث و استدلال ممکن نیست. اما تاریخِ امروز فقط با تهدید و ارعاب آشناست. انسانها فقط با یقین به اینکه چیز مشترکی دارند که از طریق آن همواره میتوانند به یکدیگر برسند زندگی میکنند. اما امروز چیز دیگری کشف کردهایم: اینکه آدمهایی هستند که نمیتوان با آنها استدلال کرد. محال بوده و هست که قربانی اردوگاههای کارِ اجباری بتواند به کسانی که او را به ذلّت کشیدهاند توضیح دهد که نباید چنین کنند. زیرا این کسان دیگر انسان نیستند، بلکه مفاهیمی انتزاعیاند که به درجهی چون و چراناپذیرترین ارادهها رسیدهاند. کسی که میخواهد تسلط بیابد کر، است. در برابر او باید جنگید یا مُرد. برای همین است که مردم امروز در هراس به سر میبرند. در کتاب درگذشتگان مصر کهن آمده است که درستکار برای طلب آمرزش باید بتواند بگوید: "من هیچکس را نترساندهام." در این صورت، از بزرگانِ عصر ما کمتر کسی است که در روز جزا بتواند در صف آمرزیدگان بایستد.
پس چه عجب که این اشباح کور و هراسان که با ژتون، غذا میخورند و مجموع زندگیشان در ورقهی ادارهی پلیس خلاصه میشود موجوداتِ انتزاعیِ بیچهره به شمار آیند. و این نکته در خور توجه و تامّل است که حکومتهایی که از این مسلکها برخاستهاند اتفاقا همانهایی هستند که بر طبق اصول، جماعات مردم را از جای خود کوچ میدهند و آنها را مانند علامتهای بیخونی که فقط در حدّ ارقام و آمار هویتِ حقارتآمیزی دارند به هر سو میدوانند.
🔸️آلبر کامو/خطابه گواه آزادی، از کتاب وظیفه ادبیات( مجموعه مقالات)
❤️🍀 @filsofak
👍1
یکی از بزرگترین انحرافها و بدعتهایی که در اندیشه دینی صورت گرفته، تحریف نسبت فقه و اخلاق است. اگر بگوییم ریشه بسیاری از فجایعی که به اسم دین صورت می گیرد در اینجا نهفته است، سخن گزافی نگفته ایم. فقه بدون
اخلاق یا فقهی که جایگزین اخلاق شود، تیغی است در کف زنگی مست. ما منکر ضرورت فقه و نیاز جامعه اسلامی به فقیهان و مجتهدان نیستیم، اما به جد بر این باوریم که تنها در محدوده اخلاق است که فقه می تواند جایگاه شایسته و نقش مناسب خود را در زندگی مومنان بازی کند. فقهی که خطوط قرمز اخلاقی را مراعات نکند و بخواهد جایگزین اخلاق شود، به ابزاری در دست ستمگران و قدرتمندان و دنیاپرستان تبدیل میشود و جز فقر و نکبت و بدبختی و خشونت و جنایت و ظلم و استبداد چیزی به بار نخواهد آورد.
🔸️دکتر ابوالقاسم فنایی
اخلاق دین شناسی
❤️🍀 @filsofak
اخلاق یا فقهی که جایگزین اخلاق شود، تیغی است در کف زنگی مست. ما منکر ضرورت فقه و نیاز جامعه اسلامی به فقیهان و مجتهدان نیستیم، اما به جد بر این باوریم که تنها در محدوده اخلاق است که فقه می تواند جایگاه شایسته و نقش مناسب خود را در زندگی مومنان بازی کند. فقهی که خطوط قرمز اخلاقی را مراعات نکند و بخواهد جایگزین اخلاق شود، به ابزاری در دست ستمگران و قدرتمندان و دنیاپرستان تبدیل میشود و جز فقر و نکبت و بدبختی و خشونت و جنایت و ظلم و استبداد چیزی به بار نخواهد آورد.
🔸️دکتر ابوالقاسم فنایی
اخلاق دین شناسی
❤️🍀 @filsofak
📝کتک زدن با تغییر دادن واکنشهای عصبی میتواند بر رشد مغز کودک تأثیر بگذارد.
💠محققان دانشگاه "هاروارد" اثرات کتک زدن را که به عنوان تنبیه بدنی شناخته میشود بر مغزکودکان بررسی کردند. آنها دریافتند که این امر ممکن است بر رشد مغز کودک تأثیر بگذارد. کتک زدن رشد مغز کودک را تحت تأثیر قرار میدهد و مناطق عصبی را که بر تصمیم گیری و پردازش شرایط تأثیر میگذارد مختل میکند.
💠کودکانی که اینگونه تنبیه بدنی شدهاند در چندین نواحی از قشر پیش پیشانی(PFC) از جمله در مناطقی که بخشی از شبکه برجستگی(SN) شناخته میشوند پاسخ عصبی بیشتری دارند. این مناطق به نشانههایی در محیط مانند تهدید که دارای پیامد هستند، پاسخ میدهند و ممکن است در تصمیم گیری و پردازش شرایط کودک تأثیر بگذارد.
💠"کتی آ" (Katie A) از دانشکده روانشناسی دانشگاه "هاروارد" و نویسنده تحقیق گفت: ما میدانیم کودکانی که خانوادههای آنها از تنبیه بدنی استفاده میکنند بیشتر دچار اضطراب، افسردگی، مشکلات رفتاری و سایر مشکلات روحی میشوند اما بسیاری از مردم به کتک زدن به عنوان نوعی از خشونت نگاه نمیکنند. در این مطالعه ما میخواستیم بررسی کنیم که چگونه کتک زدن میتواند بر رشد مغز تاثیر بگذارد.
💠هر کودک با روش دستگاه تصویرسازی تشدید مغناطیسی(MRI) مورد بررسی قرار گرفت که طی آن از میدانهای مغناطیسی قوی و امواج رادیویی برای تولید تصاویر دقیق از داخل بدن استفاده میشود. همانطور که آنها این کار را انجام دادند، کودکان یک صفحه کامپیوتر را تماشا میکردند که تصاویر مختلفی از بازیگران با چهرههای "ترسناک" و "خنثی" را نشان میداد.
💠یک اسکنر فعالیت مغز هر کودک را در پاسخ به هر نوع صورت ثبت کرد و تصاویر برای بررسی اینکه آیا صورتها باعث ایجاد الگوهای مختلفی از فعالیت مغز در کودکان میشوند یا خیر، تجزیه و تحلیل شد.
💠محققان اظهار کردند:
به طور متوسط چهرههای ترسناک بیشتر از چهرههای خنثی سبب فعال شدن مناطق مختلف مغز میشوند.
🔸️به نقل از سایک نیوز
❤️🍀 @filsofak
💠محققان دانشگاه "هاروارد" اثرات کتک زدن را که به عنوان تنبیه بدنی شناخته میشود بر مغزکودکان بررسی کردند. آنها دریافتند که این امر ممکن است بر رشد مغز کودک تأثیر بگذارد. کتک زدن رشد مغز کودک را تحت تأثیر قرار میدهد و مناطق عصبی را که بر تصمیم گیری و پردازش شرایط تأثیر میگذارد مختل میکند.
💠کودکانی که اینگونه تنبیه بدنی شدهاند در چندین نواحی از قشر پیش پیشانی(PFC) از جمله در مناطقی که بخشی از شبکه برجستگی(SN) شناخته میشوند پاسخ عصبی بیشتری دارند. این مناطق به نشانههایی در محیط مانند تهدید که دارای پیامد هستند، پاسخ میدهند و ممکن است در تصمیم گیری و پردازش شرایط کودک تأثیر بگذارد.
💠"کتی آ" (Katie A) از دانشکده روانشناسی دانشگاه "هاروارد" و نویسنده تحقیق گفت: ما میدانیم کودکانی که خانوادههای آنها از تنبیه بدنی استفاده میکنند بیشتر دچار اضطراب، افسردگی، مشکلات رفتاری و سایر مشکلات روحی میشوند اما بسیاری از مردم به کتک زدن به عنوان نوعی از خشونت نگاه نمیکنند. در این مطالعه ما میخواستیم بررسی کنیم که چگونه کتک زدن میتواند بر رشد مغز تاثیر بگذارد.
💠هر کودک با روش دستگاه تصویرسازی تشدید مغناطیسی(MRI) مورد بررسی قرار گرفت که طی آن از میدانهای مغناطیسی قوی و امواج رادیویی برای تولید تصاویر دقیق از داخل بدن استفاده میشود. همانطور که آنها این کار را انجام دادند، کودکان یک صفحه کامپیوتر را تماشا میکردند که تصاویر مختلفی از بازیگران با چهرههای "ترسناک" و "خنثی" را نشان میداد.
💠یک اسکنر فعالیت مغز هر کودک را در پاسخ به هر نوع صورت ثبت کرد و تصاویر برای بررسی اینکه آیا صورتها باعث ایجاد الگوهای مختلفی از فعالیت مغز در کودکان میشوند یا خیر، تجزیه و تحلیل شد.
💠محققان اظهار کردند:
به طور متوسط چهرههای ترسناک بیشتر از چهرههای خنثی سبب فعال شدن مناطق مختلف مغز میشوند.
🔸️به نقل از سایک نیوز
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اختلال شخصیت اجتنابی
ترجمه و زیرنویس:
جاوید تکجو ( دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی )
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی افرادی به ظاهر منزوی هستند اما بسیار تمایل دارند با بقیه تعامل داشته باشند، ممکنه شغلهایی رو انتخاب کنند که نیاز به تعامل نداشته باشه.
پیشنهاد ترفیع شغلی رو قبول نمیکنند چون میترسند که با افراد زیادی تعامل داشته باشند، هر بار به زنی علاقهمند میشوند، به قدری مضطرب میشوند که نمیتوانند با او صحبت کنند. این مثالی از این اختلال بود و در این ویدئو در یک دقیقه با علائمش آشنا می شید.
احتمالا با دیدن یا خوندن این علائم یاد برخی از دور و بریاتون بیفتین و بهشون برچسب بزنین.
یادتون باشه برای تشخیص یه اختلال نیازمند تشخیص رواندرمانگر هست که از طریق مصاحبهی بالینی و آزمونهای روانی این کار رو میکنه.
❤️🍀 @filsofak
ترجمه و زیرنویس:
جاوید تکجو ( دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی )
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی افرادی به ظاهر منزوی هستند اما بسیار تمایل دارند با بقیه تعامل داشته باشند، ممکنه شغلهایی رو انتخاب کنند که نیاز به تعامل نداشته باشه.
پیشنهاد ترفیع شغلی رو قبول نمیکنند چون میترسند که با افراد زیادی تعامل داشته باشند، هر بار به زنی علاقهمند میشوند، به قدری مضطرب میشوند که نمیتوانند با او صحبت کنند. این مثالی از این اختلال بود و در این ویدئو در یک دقیقه با علائمش آشنا می شید.
احتمالا با دیدن یا خوندن این علائم یاد برخی از دور و بریاتون بیفتین و بهشون برچسب بزنین.
یادتون باشه برای تشخیص یه اختلال نیازمند تشخیص رواندرمانگر هست که از طریق مصاحبهی بالینی و آزمونهای روانی این کار رو میکنه.
❤️🍀 @filsofak
✔️هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت می کنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، نا خودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.
#مارتین_لوتر_کینگ
❤️🍀 @filsofak
#مارتین_لوتر_کینگ
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
وسواس
احساس میکند «مجبور» است. و کسی که معلوم نمیشود کیست، از جایی که معلوم نمیشود کجاست، هی زورش میکند که به بعضی چیزها فکر کند یا بعضی کارها را مدام تکرار کند.
مدام اضطراب دارد و ذهنش انگار از حرف زدن و دستور دادن خسته نمیشود. تا میآید سر و کله زدن با یک فکر مزاحم را تمام کند، سر و کله مزاحم بعدی پیدا میشود. نمیتواند در برابرشان مقاومت کند.
احساساتِ مزاحم، اندیشههای ملالآور و تصویرهای ذهنی آزاردهنده.
دلش میخواهد این قدرت را داشته باشد که همهشان را ندیده بگیرد و کار خودش را بکند. پس سرکوب را آغاز میکند. یکبار، دوبار، سهبار ندیده گرفتن، و یکهو مثل غده سرطانیای که متاستاز داده باشد، همه آن آزاردهندهها از یک جای دیگر بیرون میزنند.
احساس میکند ارادهاش را به کل از دست داده و یکی غیر از خودش، پشت فرمان مغزش نشسته است. پریشان میشود. درماندگی تمام وجودش را میگیرد. مطمئن است تمام فکرهای تکرارشوندهای که توی سرش میچرخند نامعقولند، اما باز به همهشان فکر میکند. از اول تا آخر. یکباره دوباره و چندباره.
میداند دارد وقتش را پای یک مشت فکر غیر منطقی تلف میکند. میداند اگر بگذارد وضع همینطور پیش برود، از کار و بار و زندگیاش میافتد. اما نمیتواند خودش را خلاص کند.
فکرها آنقدر لجبازانه توی سرش تکرار میشوند که باورش نمیشود از خودش باشند؟
مگر میشود که نخواهد این فکرهای مزاحمِ بیدر و پیکر توی سرش باشند اما نتواند متوقفشان کند؟
مطمئن است فکرها از توی سر خودش میآیند. مطمئن است رئیس و برده خودش است، اما باز احساس میکند «مجبور» است و کسی که معلوم نمیشود کیست، از جایی که معلوم نمیشود کجاست، هی زورش میکند که به بعضی چیزها فکر کند یا بعضی کارها را مدام تکرار کند.
+ به دوستان خود بفرستید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
احساس میکند «مجبور» است. و کسی که معلوم نمیشود کیست، از جایی که معلوم نمیشود کجاست، هی زورش میکند که به بعضی چیزها فکر کند یا بعضی کارها را مدام تکرار کند.
مدام اضطراب دارد و ذهنش انگار از حرف زدن و دستور دادن خسته نمیشود. تا میآید سر و کله زدن با یک فکر مزاحم را تمام کند، سر و کله مزاحم بعدی پیدا میشود. نمیتواند در برابرشان مقاومت کند.
احساساتِ مزاحم، اندیشههای ملالآور و تصویرهای ذهنی آزاردهنده.
دلش میخواهد این قدرت را داشته باشد که همهشان را ندیده بگیرد و کار خودش را بکند. پس سرکوب را آغاز میکند. یکبار، دوبار، سهبار ندیده گرفتن، و یکهو مثل غده سرطانیای که متاستاز داده باشد، همه آن آزاردهندهها از یک جای دیگر بیرون میزنند.
احساس میکند ارادهاش را به کل از دست داده و یکی غیر از خودش، پشت فرمان مغزش نشسته است. پریشان میشود. درماندگی تمام وجودش را میگیرد. مطمئن است تمام فکرهای تکرارشوندهای که توی سرش میچرخند نامعقولند، اما باز به همهشان فکر میکند. از اول تا آخر. یکباره دوباره و چندباره.
میداند دارد وقتش را پای یک مشت فکر غیر منطقی تلف میکند. میداند اگر بگذارد وضع همینطور پیش برود، از کار و بار و زندگیاش میافتد. اما نمیتواند خودش را خلاص کند.
فکرها آنقدر لجبازانه توی سرش تکرار میشوند که باورش نمیشود از خودش باشند؟
مگر میشود که نخواهد این فکرهای مزاحمِ بیدر و پیکر توی سرش باشند اما نتواند متوقفشان کند؟
مطمئن است فکرها از توی سر خودش میآیند. مطمئن است رئیس و برده خودش است، اما باز احساس میکند «مجبور» است و کسی که معلوم نمیشود کیست، از جایی که معلوم نمیشود کجاست، هی زورش میکند که به بعضی چیزها فکر کند یا بعضی کارها را مدام تکرار کند.
+ به دوستان خود بفرستید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
🍃 مقاله اخلاقی
عنوان: (چرخش اخلاقی و خشونتورزی علیه کودکان)
موضوع: خشونت علیه کودکان
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: سایت #شفقنا
لینک:
https://life.shafaqna.com/FA/259541/چرخش-اخلاقی-و-خشونت%e2%80%8cورزی-علیه-کودکان
🍀❤️ @The_meaningoflife
عنوان: (چرخش اخلاقی و خشونتورزی علیه کودکان)
موضوع: خشونت علیه کودکان
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: سایت #شفقنا
لینک:
https://life.shafaqna.com/FA/259541/چرخش-اخلاقی-و-خشونت%e2%80%8cورزی-علیه-کودکان
🍀❤️ @The_meaningoflife
شفقنا زندگی
چرخش اخلاقی و خشونتورزی علیه کودکان - شفقنا زندگی
شفقنا زندگی– *مصطفی سلیمانی: خشونت علیه کودکان و بدرفتاری با آنان، یک مشکل اجتماعی شایع و عمومی در سرتاسر جهان است. کودکان به دلیل آسیبپذیر بودن، به راحتی قربانی آزار…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسانها از رابطه بهوجود میآیند،
در رابطه رشد می کنند، در رابطه آسیب میبینند، و در رابطه ترمیم میشوند.
همه چیز به رابطهها مربوط است.
#ارویند_یالوم🌱
❤️🍀 @filsofak
در رابطه رشد می کنند، در رابطه آسیب میبینند، و در رابطه ترمیم میشوند.
همه چیز به رابطهها مربوط است.
#ارویند_یالوم🌱
❤️🍀 @filsofak
وَ یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که
درکت کند و تو را همانگونه که هستی بپذیرد. و عاقبت در مییابی که او
از همان آغاز خودت بودهای.♥️🌿
#ریچارد_باخ
❤️🍀 @filsofak
درکت کند و تو را همانگونه که هستی بپذیرد. و عاقبت در مییابی که او
از همان آغاز خودت بودهای.♥️🌿
#ریچارد_باخ
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_در_مسیر_اخلاق_رذیله_وسواس_453.pdf
357.2 KB
در مسیر اخلاق(۸)
🔸️مجله خانههایروشن ۱۵۱
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۳
🔸️موضوع پرونده:
(وسواس)
#وسواس #وسواس_فکری
#واسواس_عملی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️مجله خانههایروشن ۱۵۱
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۳
🔸️موضوع پرونده:
(وسواس)
#وسواس #وسواس_فکری
#واسواس_عملی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مقاله_اخلاقی_رویکردهای_فلسفی_شأنیت_اخلاقی_حیوانات_453.pdf
221.6 KB
به مناسبت ۱۵ خرداد؛ روز جهانی محیط زیست
مقاله:
🔸️(رویکردهای فلسفی؛ شأنیت اخلاقی حیوانات)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
حیوانات با انسانها تفاوتهای آشکار بسیاری دارند. این تفاوتها که گاه زمینه رفاه و گاه زمینه رنج و آزار آنها را فراهم میآورند، تحت عنوان انواع موضعگیری انسانها نسبت به حیوانات قابل طرحاند.
به طور کلی، رویکرد انسان نسبت به حیوانات، برآمده از شأن و جایگاهی است که برای آنها قائل است. در واقع، انسان به همان اندازه که برای حیوانات منزلت و شأن در نظر میگیرد، هنجارهای اخلاقی را نیز در خصوص آنها رعایت میکند یا نمیکند.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۳
🍀❤️ @The_meaningoflife
مقاله:
🔸️(رویکردهای فلسفی؛ شأنیت اخلاقی حیوانات)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
حیوانات با انسانها تفاوتهای آشکار بسیاری دارند. این تفاوتها که گاه زمینه رفاه و گاه زمینه رنج و آزار آنها را فراهم میآورند، تحت عنوان انواع موضعگیری انسانها نسبت به حیوانات قابل طرحاند.
به طور کلی، رویکرد انسان نسبت به حیوانات، برآمده از شأن و جایگاهی است که برای آنها قائل است. در واقع، انسان به همان اندازه که برای حیوانات منزلت و شأن در نظر میگیرد، هنجارهای اخلاقی را نیز در خصوص آنها رعایت میکند یا نمیکند.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۵۳
🍀❤️ @The_meaningoflife
مهمترین و معتبرترین دانش از نظر ارسطو
«اگر غایتی وجود دارد که ما آن را برای خودش، و همه چیز دیگر را برای آن، میخواهیم... روشن است که آن غایت خیر اعلا و بهترین است. آیا شناخت آن غایت در زندگی ما اثر بزرگی نخواهد بخشید؟... اگر چنین است پس باید بکوشیم تا دستکم طرح کلی آن غایت را معلوم کنیم و بدانیم آن غایت موضوع کدام دانش یا کدام توانایی است. چنین مینماید که آن غایت باید موضوع مهمترین و معتبرترین دانشها باشد؛ و چنین مینماید که این دانش، دانش سیاست است... چون دانش سیاست همۀ دانشهای عملی را به کار میبرد، و علاوه بر این قوانینی مینهد دایر بر اینکه چه باید کرد و چه نباید کرد، پس معلوم میشود غایت دانش سیاست حاوی غایات همۀ دانشهای دیگر است، و این غایت، خیر آدمیان است.»
🔸️اخلاق نیکوماخوسی | ارسطو | محمدحسن لطفی
❤️🍀 @filsofak
«اگر غایتی وجود دارد که ما آن را برای خودش، و همه چیز دیگر را برای آن، میخواهیم... روشن است که آن غایت خیر اعلا و بهترین است. آیا شناخت آن غایت در زندگی ما اثر بزرگی نخواهد بخشید؟... اگر چنین است پس باید بکوشیم تا دستکم طرح کلی آن غایت را معلوم کنیم و بدانیم آن غایت موضوع کدام دانش یا کدام توانایی است. چنین مینماید که آن غایت باید موضوع مهمترین و معتبرترین دانشها باشد؛ و چنین مینماید که این دانش، دانش سیاست است... چون دانش سیاست همۀ دانشهای عملی را به کار میبرد، و علاوه بر این قوانینی مینهد دایر بر اینکه چه باید کرد و چه نباید کرد، پس معلوم میشود غایت دانش سیاست حاوی غایات همۀ دانشهای دیگر است، و این غایت، خیر آدمیان است.»
🔸️اخلاق نیکوماخوسی | ارسطو | محمدحسن لطفی
❤️🍀 @filsofak