Forwarded from معنای زندگی
کشف استعداد کودکان
#مصطفی_سلیمانی
#تربیت_فرزند
#استعداد_کودکان
+ به والدین بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
#مصطفی_سلیمانی
#تربیت_فرزند
#استعداد_کودکان
+ به والدین بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
A.pdf
24.7 MB
روان شناسی تکاملی
دوره سهجلدی
اگر برای چند هفته با پای برهنه راه بروید، کف پایتان پینه خواهد بست، اما اگر چند هفته با اتومبیل رفت و آمد کنید لاستیک اتومبیلتان ضخیمتر نخواهد شد! چرا؟ پای شما و لاستیک اتومبیل هردو از قوانین فیزیک پیروی میکنند و اصطکاک، اشیا فیزیکی را میساید. نه اینکه آنها را ضخیمتر کند. اما پای شما، برخلاف لاستیک اتومبیل تحت قوانین دیگری عمل میکند؛ قوانین تکامل زیستی. برای این که بفهمیم ویژگیهای روانی و جسمانی امروزمان چرا و چگونه شکل گرفتهاند، باید داستان انسان را تا گذشتههای خیلی دور، بسیار دورتر از تاریخ مکتوب چند هزار ساله اخیر دنبال کنیم. اگر چنین کنیم، بسیار بهتر خواهیم فهمید که: چرا زنان غالبا هنگام انتخاب همسر، انتخابیتر و سختگیرانهتر از مردان عمل میکنند و چرا مردان، هنگام انتخاب همسر، بیشتر از زنان به ظاهر بدنی شریک آیندهشان اهمیت میدهند؟
🔸️|اثر دیوید باس و ترجمه آرش حسینیان|
❤️🍀 @filsofak
دوره سهجلدی
اگر برای چند هفته با پای برهنه راه بروید، کف پایتان پینه خواهد بست، اما اگر چند هفته با اتومبیل رفت و آمد کنید لاستیک اتومبیلتان ضخیمتر نخواهد شد! چرا؟ پای شما و لاستیک اتومبیل هردو از قوانین فیزیک پیروی میکنند و اصطکاک، اشیا فیزیکی را میساید. نه اینکه آنها را ضخیمتر کند. اما پای شما، برخلاف لاستیک اتومبیل تحت قوانین دیگری عمل میکند؛ قوانین تکامل زیستی. برای این که بفهمیم ویژگیهای روانی و جسمانی امروزمان چرا و چگونه شکل گرفتهاند، باید داستان انسان را تا گذشتههای خیلی دور، بسیار دورتر از تاریخ مکتوب چند هزار ساله اخیر دنبال کنیم. اگر چنین کنیم، بسیار بهتر خواهیم فهمید که: چرا زنان غالبا هنگام انتخاب همسر، انتخابیتر و سختگیرانهتر از مردان عمل میکنند و چرا مردان، هنگام انتخاب همسر، بیشتر از زنان به ظاهر بدنی شریک آیندهشان اهمیت میدهند؟
🔸️|اثر دیوید باس و ترجمه آرش حسینیان|
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🔸️۵ نکته اصلی در انتخاب همسر
#مصطفی_سلیمانی
#انتخاب_همسر
.
🔸️انتخاب با چشمان باز
.
به اعتقاد بسیاری، «انتخابِ» همسرِ مناسب، یکی از چالشبرانگیزترین انتخابهای زندگی هر فرد است. انتخابی که نتایجاش میتواند بر بسیاری از جنبههای زندگی اثرگذار باشد. اما موضوعی که به نظر تا حدودی مغفول مانده است، «شناختِ روانی دختر و پسر از یکدیگر، پیش از ازدواج» است؛ شناختی که به نظر میرسد تنها با تحلیل تمامیِ جنبهها و ویژگیهای شخصیتی هر یک از زوجین به دست میآید.
+ به مجردها بفرستید. (خیلی مهم)
🍀❤️ @The_meaningoflife
#مصطفی_سلیمانی
#انتخاب_همسر
.
🔸️انتخاب با چشمان باز
.
به اعتقاد بسیاری، «انتخابِ» همسرِ مناسب، یکی از چالشبرانگیزترین انتخابهای زندگی هر فرد است. انتخابی که نتایجاش میتواند بر بسیاری از جنبههای زندگی اثرگذار باشد. اما موضوعی که به نظر تا حدودی مغفول مانده است، «شناختِ روانی دختر و پسر از یکدیگر، پیش از ازدواج» است؛ شناختی که به نظر میرسد تنها با تحلیل تمامیِ جنبهها و ویژگیهای شخصیتی هر یک از زوجین به دست میآید.
+ به مجردها بفرستید. (خیلی مهم)
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_در_مسیر_اخلاق_رذیله_غیبت_450.pdf
381.7 KB
در مسیر اخلاق(۵)
🔸️مجله خانههایروشن ۱۴۸
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۰
🔸️موضوع پرونده:
(ریا)
#غیبت #غیبت_کننده
#همسر_غیبت_کننده
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️مجله خانههایروشن ۱۴۸
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۵۰
🔸️موضوع پرونده:
(ریا)
#غیبت #غیبت_کننده
#همسر_غیبت_کننده
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
تحلیل روانشناختی The Silence of the Lambs.pdf
573.7 KB
#تحلیل_فیلم ۲
✔️ تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم The Silence of the Lambs (سکوت برهها)
🔸 مصطفی سلیمانی، نویسنده، روانشناس شخصیت، دانشآموخته فلسفه اخلاق و مدرس دانشگاه، در یادداشتی، به تحلیل و بررسی روانشناختیِ شاهکار سینمایی رابرت جاناتان دمی به نام «The Silence of the Lamb»، پرداخته، که با اقتباس از رمانی با همین نام، نوشته تامس هریس ساخته شده است.
#سکوت_بره_ها
+ به دوستان خود بفرستید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
✔️ تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم The Silence of the Lambs (سکوت برهها)
🔸 مصطفی سلیمانی، نویسنده، روانشناس شخصیت، دانشآموخته فلسفه اخلاق و مدرس دانشگاه، در یادداشتی، به تحلیل و بررسی روانشناختیِ شاهکار سینمایی رابرت جاناتان دمی به نام «The Silence of the Lamb»، پرداخته، که با اقتباس از رمانی با همین نام، نوشته تامس هریس ساخته شده است.
#سکوت_بره_ها
+ به دوستان خود بفرستید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
صبر
🔸️برای خواستن یک چیز با تمام وجود، تنها یک راه وجود دارد و آن خواستنش با تمام وجود است. و این یعنی بیصبری تعطیل. غر تعطیل. نق تعطیل.
بیصبر شدن همان لحظه یأسی است که آوار میشود روی سر یک لوبیای سحرآمیزِ تنها، توی عمق دو سانتیِ مشتی خاک ساده و سبک.
لوبیاهای سحرآمیز، بیصبر که میشوند خيلی فراموشکار میشوند. یادشان میرود که توی خاکند، یعنی همانجایی که باید باشند. یادشان میرود که اگر آب بخواهند هست و اگر جایی برای نفس کشیدن هم میخواهند هست. یادشان میرود که دارند توی تختی از سنگهای ریز پادشاهی میکنند و هر چقدر هم جولان بدهند هیچکس هیچکاریشان ندارد. و فقط این یادشان میآید که آخ، همهجا تاریک است. و من، بیدفاع و تنها، زیر یک مشت خاک که آوار شده روی سرم گیر افتادهام.
و دست و پا زدن را از سر میگیرد. زور میزند که ریشههای نازکش را به ضرب و زور هم که شده از لای ذرههای خاک بکشد بیرون و سرش را هم هر طور شده بکشد بالا، اما نمیتواند. یادش میافتد که هزار جان شیرین داده تا جوانه بزند. زجر دو عالم را کشیده وقتی تمام تنش توی غربت خاک، دو شقه شده، تا از لابهلای پیکر پرپرش جوانه امیدی سر برآورده است.
شروع به دست و پا زدن میکند. هی ریشهاش را میکشد. هی سر شقه شدهاش را به سقف خاک میکوبد. و هی خودش را به سنگریزهها میمالد.
بیصبر شده و یادش رفته که سحرآمیز است. یادش رفته که چیزی نمانده تا قدش بلند شود و سرش از خاک بیاید بیرون. یادش رفته خاک دشمنش نیست. و لوبیاها زیر خاک خفه نمیشوند.
بیصبری همهچیز را از یاد آدم میبرد. حتی اینکه سحرآمیز است را. حتی اینکه سنگریزهها دشمنش نیستند را. توی بیصبری آدم فقط دست و پا میزند و میخواهد ریشهاش را بیرون بکشد.
بیصبری آدم را ریشهکن میکند. بیصبری آدم را با مخ میکوبد به زمین. حتی وقتی زمین دشمنت نیست.
#مصطفی_سلیمانی
#صبر #صبوری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️برای خواستن یک چیز با تمام وجود، تنها یک راه وجود دارد و آن خواستنش با تمام وجود است. و این یعنی بیصبری تعطیل. غر تعطیل. نق تعطیل.
بیصبر شدن همان لحظه یأسی است که آوار میشود روی سر یک لوبیای سحرآمیزِ تنها، توی عمق دو سانتیِ مشتی خاک ساده و سبک.
لوبیاهای سحرآمیز، بیصبر که میشوند خيلی فراموشکار میشوند. یادشان میرود که توی خاکند، یعنی همانجایی که باید باشند. یادشان میرود که اگر آب بخواهند هست و اگر جایی برای نفس کشیدن هم میخواهند هست. یادشان میرود که دارند توی تختی از سنگهای ریز پادشاهی میکنند و هر چقدر هم جولان بدهند هیچکس هیچکاریشان ندارد. و فقط این یادشان میآید که آخ، همهجا تاریک است. و من، بیدفاع و تنها، زیر یک مشت خاک که آوار شده روی سرم گیر افتادهام.
و دست و پا زدن را از سر میگیرد. زور میزند که ریشههای نازکش را به ضرب و زور هم که شده از لای ذرههای خاک بکشد بیرون و سرش را هم هر طور شده بکشد بالا، اما نمیتواند. یادش میافتد که هزار جان شیرین داده تا جوانه بزند. زجر دو عالم را کشیده وقتی تمام تنش توی غربت خاک، دو شقه شده، تا از لابهلای پیکر پرپرش جوانه امیدی سر برآورده است.
شروع به دست و پا زدن میکند. هی ریشهاش را میکشد. هی سر شقه شدهاش را به سقف خاک میکوبد. و هی خودش را به سنگریزهها میمالد.
بیصبر شده و یادش رفته که سحرآمیز است. یادش رفته که چیزی نمانده تا قدش بلند شود و سرش از خاک بیاید بیرون. یادش رفته خاک دشمنش نیست. و لوبیاها زیر خاک خفه نمیشوند.
بیصبری همهچیز را از یاد آدم میبرد. حتی اینکه سحرآمیز است را. حتی اینکه سنگریزهها دشمنش نیستند را. توی بیصبری آدم فقط دست و پا میزند و میخواهد ریشهاش را بیرون بکشد.
بیصبری آدم را ریشهکن میکند. بیصبری آدم را با مخ میکوبد به زمین. حتی وقتی زمین دشمنت نیست.
#مصطفی_سلیمانی
#صبر #صبوری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
امید
🔸️نوشته بود «یکچیزهایی برای همان وقت است که آرزوش میکنم، ده سال بعد برایم هیچ طعمی ندارد. بعضی چیزها را آدم باید همانموقع که دلش خواسته داشته باشد، وگرنه بعداً بیمزه میشود. توپ پلاستیکی چهل تکه الان به چه دردم میخورد؟ یا الآن برای من چه فرقی میکند که سنگم میافتد توی خانه شش، یا پام میرود روی خط یا نه؛ من که دیگر لیلی بازی نمیکنم».
فکر کردم حرفهاش را دارم با گوشت و پوست و استخوانم لمس میکنم. آنقدر چیز خواستهام که نشده، که شمارهاش از دستم دررفته. که برای همهشان یک نسخه پیچیدهام که «لابد قسمت نبوده و حتماً حکمتی توی کار هست».
فکر کردم چرا حکمت همیشه توی ناامید شدنِ امید است. چرا توی شعلهور شدنِ کورسوی امید نیست؟
به این فکر کردم که شاید بد امید میبندم. یعنی بد میخواهم. مثلاً میخواهم بچه وقتی که دندان ندارد آدامس بجود، یا سنگ موم شود یا باران تند ببارد، وقتی که قرار نیست حتی تا سه ماه آینده هم یک لکه ابر ساده توی آسمان باشد.
به این فکر کردم که باید راه تمام بهانههایی که باعث میشوند امیدم ناامید شود را ببندم. تمام بهانههایی که خدا میتوانست عَلَمشان کند برای اینکه بگوید «امیدت ناامید شد به این دلیل».
رفتم دست گذاشتم روی چیزی که نمیتواند بگوید چیز بدی است یا به دردم نمیخورد یا اگر نداشته باشمش، باز هم امورم میگذرد.
دست گذاشتم روی چیزی که اگر خطش بزند خودم را خط زده باشد.
به این فکر کردم که اصلاً همه آن ناامیدیها برای این بوده که من یاد بگیرم زیر بار ناامیدی نروم. که طعم نرسیدن برود زیر زبانم و بدانم چقدر تلخ است و نگذارم دوباره مزهاش توی دهانم تکرار شود.
به امیدی فکر کردم که پیش از آنکه بمیرد، خودم را میکشد و خلاص.
قرار نیست یکچیزهایی را بخواهیم و نداشته باشیم.
چیزهایی هستند که اگر نباشند، که اگر آدم نداشته باشدشان، بمیرد بهتر است. چیزهایی که نمیشود گفت چیز بدی است یا به دردمان نمیخورد یا اگر نداشته باشیمشان، باز هم امورمان میگذرد.
#مصطفی_سلیمانی
#امید_به_زندگی #امید #امیدواری
🔸️اینیستاگرام:
https://www.instagram.com/p/CO_AtLND54H/?igshid=osruw8z4piem
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️نوشته بود «یکچیزهایی برای همان وقت است که آرزوش میکنم، ده سال بعد برایم هیچ طعمی ندارد. بعضی چیزها را آدم باید همانموقع که دلش خواسته داشته باشد، وگرنه بعداً بیمزه میشود. توپ پلاستیکی چهل تکه الان به چه دردم میخورد؟ یا الآن برای من چه فرقی میکند که سنگم میافتد توی خانه شش، یا پام میرود روی خط یا نه؛ من که دیگر لیلی بازی نمیکنم».
فکر کردم حرفهاش را دارم با گوشت و پوست و استخوانم لمس میکنم. آنقدر چیز خواستهام که نشده، که شمارهاش از دستم دررفته. که برای همهشان یک نسخه پیچیدهام که «لابد قسمت نبوده و حتماً حکمتی توی کار هست».
فکر کردم چرا حکمت همیشه توی ناامید شدنِ امید است. چرا توی شعلهور شدنِ کورسوی امید نیست؟
به این فکر کردم که شاید بد امید میبندم. یعنی بد میخواهم. مثلاً میخواهم بچه وقتی که دندان ندارد آدامس بجود، یا سنگ موم شود یا باران تند ببارد، وقتی که قرار نیست حتی تا سه ماه آینده هم یک لکه ابر ساده توی آسمان باشد.
به این فکر کردم که باید راه تمام بهانههایی که باعث میشوند امیدم ناامید شود را ببندم. تمام بهانههایی که خدا میتوانست عَلَمشان کند برای اینکه بگوید «امیدت ناامید شد به این دلیل».
رفتم دست گذاشتم روی چیزی که نمیتواند بگوید چیز بدی است یا به دردم نمیخورد یا اگر نداشته باشمش، باز هم امورم میگذرد.
دست گذاشتم روی چیزی که اگر خطش بزند خودم را خط زده باشد.
به این فکر کردم که اصلاً همه آن ناامیدیها برای این بوده که من یاد بگیرم زیر بار ناامیدی نروم. که طعم نرسیدن برود زیر زبانم و بدانم چقدر تلخ است و نگذارم دوباره مزهاش توی دهانم تکرار شود.
به امیدی فکر کردم که پیش از آنکه بمیرد، خودم را میکشد و خلاص.
قرار نیست یکچیزهایی را بخواهیم و نداشته باشیم.
چیزهایی هستند که اگر نباشند، که اگر آدم نداشته باشدشان، بمیرد بهتر است. چیزهایی که نمیشود گفت چیز بدی است یا به دردمان نمیخورد یا اگر نداشته باشیمشان، باز هم امورمان میگذرد.
#مصطفی_سلیمانی
#امید_به_زندگی #امید #امیدواری
🔸️اینیستاگرام:
https://www.instagram.com/p/CO_AtLND54H/?igshid=osruw8z4piem
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بندگی هیچکسی را نکنید و به پدر و مادر خود نیکی کنید
|کتاب قرآن؛ سوره اسرا (آیه ۲۳ و ۲۴) با صدای عبدالباسط|
❤️🍀 @filsofak
|کتاب قرآن؛ سوره اسرا (آیه ۲۳ و ۲۴) با صدای عبدالباسط|
❤️🍀 @filsofak
مواردی که هرگز نباید درشبکههای مجازی منتشر کنید
آگاهیبخشی امنیتی در فضای مجازی
۱. هر چیزی که محل زندگی شما را فاش میکند
اغلب مردم ناخواسته اطلاعاتی از قبیل محل دقیق زندگی (خیابان، کوچه و یا پلاک) خود را در قالب عکس و نوشته منتشر میکنند. اگر کسی لازم است این اطلاعات را داشته باشد بهتر است بهصورت تماس خصوصی در اختیار او قرار دهید.
۲. عکسهایی که در فضای خانه میگیرید
به عکسهایی که در منزل شخصیتان میگیرید دقت کنید. عکسها گاهی اطلاعاتی را از شما منتشر میکنند. این اطلاعات میتواند مربوط به یک شی گرانقیمت باشد یا یک برچسب که روی درب یخچالتان چسباندهاید.
۳. اطلاعات و برنامه سفر
انتشار اطلاعات و روز سفر؛ اگر چه اقدامی رایج در فضای مجازی است، اما تجربه نشان داده است که این اطلاعات میتواند ضریب سرقت از خانهها را افزایش دهد.
۴. انتشار اطلاعات درباره برنامه روزانهتان
اغلب سرقتها در روز انجام میشود و اطلاعات بیش از حد مانند شیفت کاری، نام مدارس فرزندانتان و مواردی از ایندست میتواند شما را در معرض خطر سرقت یا تهدید قرار دهد.
۵. محتوایی که میتواند منجر به تهدید شما شود
انتشار اطلاعاتی مانند نظرات منفی درباره محل کار یا همکارانتان بعضا ممکن است برای شما دردسر شود.
۶. انتشار تصاویر از کارت بانکی
تجربه نشان داده است که انتشار تصاویر کارت بانکی میتواند منجر به سرقتهای اینترنتی شود. در نتیجه هیچگاه عکس کارت بانکیتان را در شبکههای اجتماعی منتشر نکنید.
❤️🍀 @filsofak
آگاهیبخشی امنیتی در فضای مجازی
۱. هر چیزی که محل زندگی شما را فاش میکند
اغلب مردم ناخواسته اطلاعاتی از قبیل محل دقیق زندگی (خیابان، کوچه و یا پلاک) خود را در قالب عکس و نوشته منتشر میکنند. اگر کسی لازم است این اطلاعات را داشته باشد بهتر است بهصورت تماس خصوصی در اختیار او قرار دهید.
۲. عکسهایی که در فضای خانه میگیرید
به عکسهایی که در منزل شخصیتان میگیرید دقت کنید. عکسها گاهی اطلاعاتی را از شما منتشر میکنند. این اطلاعات میتواند مربوط به یک شی گرانقیمت باشد یا یک برچسب که روی درب یخچالتان چسباندهاید.
۳. اطلاعات و برنامه سفر
انتشار اطلاعات و روز سفر؛ اگر چه اقدامی رایج در فضای مجازی است، اما تجربه نشان داده است که این اطلاعات میتواند ضریب سرقت از خانهها را افزایش دهد.
۴. انتشار اطلاعات درباره برنامه روزانهتان
اغلب سرقتها در روز انجام میشود و اطلاعات بیش از حد مانند شیفت کاری، نام مدارس فرزندانتان و مواردی از ایندست میتواند شما را در معرض خطر سرقت یا تهدید قرار دهد.
۵. محتوایی که میتواند منجر به تهدید شما شود
انتشار اطلاعاتی مانند نظرات منفی درباره محل کار یا همکارانتان بعضا ممکن است برای شما دردسر شود.
۶. انتشار تصاویر از کارت بانکی
تجربه نشان داده است که انتشار تصاویر کارت بانکی میتواند منجر به سرقتهای اینترنتی شود. در نتیجه هیچگاه عکس کارت بانکیتان را در شبکههای اجتماعی منتشر نکنید.
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بزرگداشت عمر خیام
بیست و هشتم اردیبهشت
شعرخوانی احمد شاملو و گفتگوی صادق صبا با رابرت در کتابخانه آکسفورد، مارکوس دو سوتو، محمدرضا شجریان و داریوش شایگان
❤️🍀 @filsofak
بیست و هشتم اردیبهشت
شعرخوانی احمد شاملو و گفتگوی صادق صبا با رابرت در کتابخانه آکسفورد، مارکوس دو سوتو، محمدرضا شجریان و داریوش شایگان
❤️🍀 @filsofak
مطمئن بودم که اگر کسی فقط و فقط با لحظات حال زندگی کند و با علاقهمندی کامل به هر گلی که سر راهش است، نگاه کند و هر درخششی را که بر روی هر لحظه گذرا میرقصد گرامی دارد، آنوقت است که زندگی در برابرش خلع سلاح میشود.
🔸️هرمان هسه
از کتاب گرگ بیابان
❤️🍀 @filsofak
🔸️هرمان هسه
از کتاب گرگ بیابان
❤️🍀 @filsofak
👍1
بیشتر اضطرابهای روانآزار علتش تضادهای روانی ناخودآگاه است. شخص خود را تهدید شده میبیند، بیآنکه بداند از چه چیز یا از طرف چه کسی تهدید شده است و نمیداند با دشمن ناشناخته چگونه بجنگد یا از دستش فرار کند.
🔸️رولو می
از کتاب انسان در جستجوی خویشتن
ترجمه مهدی ثریا
❤️🍀 @filsofak
🔸️رولو می
از کتاب انسان در جستجوی خویشتن
ترجمه مهدی ثریا
❤️🍀 @filsofak
هنر ظریفِ کمتر کارکردن
تصویری که زمانه ما از آدم موفق ساخته است، کسی است که صبح تا شب کار میکند تا پول در بیاورد و بعد آن پول را خرج کالاهای پرزرق و برق و سفرهای ماجراجویانه کند و دوباره بیشتر کار کند تا بیشتر پول در بیاورد تا بیشتر خرج کند. این چرخه پایانی ندارد. جایی وجود ندارد که اگر به آن برسی، دیگر بتوانی نفس راحتی بکشی و آرام بگیری. شاید وقت آن رسیده است که بایستیم و راه دیگری را پیش بگیریم.
زندگی مدرن چه دارد که ما را وادار میکند دائماً دنبال لذت یا هدف یا تجربه بعدی برویم؟
به نظرم باید از زاویه فرهنگ مصرفزده به این مخمصه نگاه کنیم، فرهنگی که خودمان برای خودمان ساختهایم. فرهنگمان نیازمند آن است که مُدام بیشتر بخواهیم، مُدام بیشتر بخریم و مُدام کارهای بیشتری بکنیم. امروزه رضایت دست کمی از رذیلت ندارد چون یعنی به آنچه دارید راضی هستید و لذا دائماً دنبال چیزی بعدی نمیروید. مثلاً امروزه زیاد از توسعه فردی حرف میزنیم، از یک عمر یادگیری و توانایی توسعه مداوم شایستگیهایمان. ولی این هم به نظرم بخشی از همان چرخه معیوبی است که بیشتر بخواه، چیزهای جدید بخواه، و همیشه احساس کن نیاز داری کارهایت را متفاوت یا بهتر انجام بدهی. این ایده که در زندگی دنبال رستگاری در حیات واپسین نیستیم، طبیعتاً به این باور منجر میشود که باید هرچه را میارزد همینجا و همینحالا کسب کنیم، چون فقط همین یک زندگی را داریم و بس. لذا سعی میکنیم هرچه را میشود در این زندگی بگنجانیم. بنابراین کل این ذهنیّتِ "کارهای بیشتری بکن" در تار و پود جامعه مصرفزده ما تنیده شده است، که در حد غایی خود کم از تراژدی ندارد چون اکثرمان بعید است با این دستور بتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم.
چرا این مسأله بهویژه گریبانگیر ثروتمندترین ملتهاست؟
پاسخ کوتاه سؤالتان این است که ما در ثروتمندترین ملتها، فرصتهای بیشتری داریم، امکانهای بیشتری داریم که همه امیالمان را محقق کنیم. البته حرفم این نیست که زندگی فقیرانهتر لزوماً زندگی بهتری است. ولی پژوهشهایی در دست است که نشان میدهند نتیجهگیری قاطعی هم نمیشود کرد. از قضا ثروت اضافه، از حدّ مشخصی که بگذرد، شادترتان نمیکند. پس وقتی به آن حد رسیدید، دلیلی ندارد که دیوانهوار دنبال پول بیشتر بروید. ولی اگر دست و پا بزنید که غذایی پیدا کنید، یا جای مناسبی که بخوابید، بعید است مسألهتان زیاد بودن گزینهها باشد. لذا این مسأله واقعاً مال جامعههای ممتاز است، جایی که مردم آماجِ رگباری از گزینهها و وسوسههایند.
دستکشیدن دقیقاً چه لذتی دارد؟ با کارهای کمتری کردن چه چیزی عایدمان میشود؟
در اینصورت ما شانس آن را پیدا میکنیم که درگیر فعالیتها و تجربههایی شویم که عمق و معنای وجودی بیشتری دارند. برخی چیزها بالذات ارزشمند و معنادارند، فقط ارزش ابزاری ندارند، فقط برای رسیدن به چیز دیگری نیستند، بلکه فینفسه ارزشمندند. وقتی از فضیلت کنارهگرفتن حرف میزنم، منظورم حقیقتا این است.
آیا معنی همه این حرفها این است که قربانی رونق اقتصادمان شدهایم؟
چه تعبیر شگفتانگیزی! و چه غمانگیز که بسیاری افراد معتقدند کلید شادی آن است که گزینههای بیشتر و تجربههای بیشتری داشته باشی، ولی دقیقاً خلاف این است. بری شوارتز، روانشناس آمریکایی، همین را "پارادوکس انتخاب" مینامد. فقط زمانی میتوانیم مشکل را حقیقتا حل کنیم که دستبهکار تنظیم و تعدیل دستهجمعی رویههای زندگیمان شویم.
گامهای عینی و عملی که بتوانیم کمی بیشتر"دست بکشیم"
بهجای تمرکز بر چیزهای مثبت، افراد را تشویق میکنم بر چیزهای منفی تمرکز کنند، چون ما باید بتوانیم بهجای آنکه تمام ایام شاد و مثبتگرا باشیم، درباره مسائلی که وجود دارند حرف بزنیم. باید مشکل را ببینیم تا بلکه شانس اصلاحش را داشته باشیم. همچنین فکر میکنم چیزهایی مثل رمانخواندن یا غرق گذشته بودن میتوانند واقعاً مفید باشند. هدف این است: آیینی برای زندگی داشته باشی، عادتها و روتینهایی پرورش بدهی که سادهتر بتوانی تمرکز کنی و از این همه سروصدای مزاحم و حواسپرتی دست بکشی. بسیاری افراد توان آن را که چند ساعت بنشینند و کتابی بخوانند، از دست دادهاند. دائم حواسشان پرت میشود و میخواهند گوشیهای هوشمندشان را چک کنند. من هم این کار را میکنیم. اما تمرین و مشق این عادات، گامهای کوچکیاند که میشود برداریم تا یاد بگیریم درون آن فرهنگی زندگی کنیم که دائماً ما را به میلیونها جهت مختلف میکشاند. افسارزدن بر "تمایلمان برای تجربه همهچیز" شاید شادترمان کند.
|ترجمان؛ گفتوگوی شان ایلینگ با سوند برینکمن، ترجمه محمد معماریان|
❤️🍀 @filsofak
تصویری که زمانه ما از آدم موفق ساخته است، کسی است که صبح تا شب کار میکند تا پول در بیاورد و بعد آن پول را خرج کالاهای پرزرق و برق و سفرهای ماجراجویانه کند و دوباره بیشتر کار کند تا بیشتر پول در بیاورد تا بیشتر خرج کند. این چرخه پایانی ندارد. جایی وجود ندارد که اگر به آن برسی، دیگر بتوانی نفس راحتی بکشی و آرام بگیری. شاید وقت آن رسیده است که بایستیم و راه دیگری را پیش بگیریم.
زندگی مدرن چه دارد که ما را وادار میکند دائماً دنبال لذت یا هدف یا تجربه بعدی برویم؟
به نظرم باید از زاویه فرهنگ مصرفزده به این مخمصه نگاه کنیم، فرهنگی که خودمان برای خودمان ساختهایم. فرهنگمان نیازمند آن است که مُدام بیشتر بخواهیم، مُدام بیشتر بخریم و مُدام کارهای بیشتری بکنیم. امروزه رضایت دست کمی از رذیلت ندارد چون یعنی به آنچه دارید راضی هستید و لذا دائماً دنبال چیزی بعدی نمیروید. مثلاً امروزه زیاد از توسعه فردی حرف میزنیم، از یک عمر یادگیری و توانایی توسعه مداوم شایستگیهایمان. ولی این هم به نظرم بخشی از همان چرخه معیوبی است که بیشتر بخواه، چیزهای جدید بخواه، و همیشه احساس کن نیاز داری کارهایت را متفاوت یا بهتر انجام بدهی. این ایده که در زندگی دنبال رستگاری در حیات واپسین نیستیم، طبیعتاً به این باور منجر میشود که باید هرچه را میارزد همینجا و همینحالا کسب کنیم، چون فقط همین یک زندگی را داریم و بس. لذا سعی میکنیم هرچه را میشود در این زندگی بگنجانیم. بنابراین کل این ذهنیّتِ "کارهای بیشتری بکن" در تار و پود جامعه مصرفزده ما تنیده شده است، که در حد غایی خود کم از تراژدی ندارد چون اکثرمان بعید است با این دستور بتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم.
چرا این مسأله بهویژه گریبانگیر ثروتمندترین ملتهاست؟
پاسخ کوتاه سؤالتان این است که ما در ثروتمندترین ملتها، فرصتهای بیشتری داریم، امکانهای بیشتری داریم که همه امیالمان را محقق کنیم. البته حرفم این نیست که زندگی فقیرانهتر لزوماً زندگی بهتری است. ولی پژوهشهایی در دست است که نشان میدهند نتیجهگیری قاطعی هم نمیشود کرد. از قضا ثروت اضافه، از حدّ مشخصی که بگذرد، شادترتان نمیکند. پس وقتی به آن حد رسیدید، دلیلی ندارد که دیوانهوار دنبال پول بیشتر بروید. ولی اگر دست و پا بزنید که غذایی پیدا کنید، یا جای مناسبی که بخوابید، بعید است مسألهتان زیاد بودن گزینهها باشد. لذا این مسأله واقعاً مال جامعههای ممتاز است، جایی که مردم آماجِ رگباری از گزینهها و وسوسههایند.
دستکشیدن دقیقاً چه لذتی دارد؟ با کارهای کمتری کردن چه چیزی عایدمان میشود؟
در اینصورت ما شانس آن را پیدا میکنیم که درگیر فعالیتها و تجربههایی شویم که عمق و معنای وجودی بیشتری دارند. برخی چیزها بالذات ارزشمند و معنادارند، فقط ارزش ابزاری ندارند، فقط برای رسیدن به چیز دیگری نیستند، بلکه فینفسه ارزشمندند. وقتی از فضیلت کنارهگرفتن حرف میزنم، منظورم حقیقتا این است.
آیا معنی همه این حرفها این است که قربانی رونق اقتصادمان شدهایم؟
چه تعبیر شگفتانگیزی! و چه غمانگیز که بسیاری افراد معتقدند کلید شادی آن است که گزینههای بیشتر و تجربههای بیشتری داشته باشی، ولی دقیقاً خلاف این است. بری شوارتز، روانشناس آمریکایی، همین را "پارادوکس انتخاب" مینامد. فقط زمانی میتوانیم مشکل را حقیقتا حل کنیم که دستبهکار تنظیم و تعدیل دستهجمعی رویههای زندگیمان شویم.
گامهای عینی و عملی که بتوانیم کمی بیشتر"دست بکشیم"
بهجای تمرکز بر چیزهای مثبت، افراد را تشویق میکنم بر چیزهای منفی تمرکز کنند، چون ما باید بتوانیم بهجای آنکه تمام ایام شاد و مثبتگرا باشیم، درباره مسائلی که وجود دارند حرف بزنیم. باید مشکل را ببینیم تا بلکه شانس اصلاحش را داشته باشیم. همچنین فکر میکنم چیزهایی مثل رمانخواندن یا غرق گذشته بودن میتوانند واقعاً مفید باشند. هدف این است: آیینی برای زندگی داشته باشی، عادتها و روتینهایی پرورش بدهی که سادهتر بتوانی تمرکز کنی و از این همه سروصدای مزاحم و حواسپرتی دست بکشی. بسیاری افراد توان آن را که چند ساعت بنشینند و کتابی بخوانند، از دست دادهاند. دائم حواسشان پرت میشود و میخواهند گوشیهای هوشمندشان را چک کنند. من هم این کار را میکنیم. اما تمرین و مشق این عادات، گامهای کوچکیاند که میشود برداریم تا یاد بگیریم درون آن فرهنگی زندگی کنیم که دائماً ما را به میلیونها جهت مختلف میکشاند. افسارزدن بر "تمایلمان برای تجربه همهچیز" شاید شادترمان کند.
|ترجمان؛ گفتوگوی شان ایلینگ با سوند برینکمن، ترجمه محمد معماریان|
❤️🍀 @filsofak
❤1