Forwarded from معنای زندگی
🖌درست در زمانی که مردم چین گوشت بستگان خود را برای سد جوع میخوردند، باور رفیق مائو به زیادی و وفور محصولات، مانع از چاره گشایی بود.
به دستور رئیس مائو، مردم باید سخت کوشی و کنار آمدن با مشکلات را یاد میگرفتند، اما خود رفیق مائو و سایر رفقای حزبی و فرزندان شان ترجیح میدادند عمده وقت خود را برای نوشیدن و صحبت در مورد دوستان صرف کنند!
یک بار منشی رفیق "وانگ ونژونگ" به او گفته بود: اگر مردم بدانند که در حالی به قناعت و سخت کوشی دعوت می شوند که رفقای حزبی اینطور در فراوانی و رفاه و خوشی زندگی می کنند، چه میشود؟
و او (وانگ ونژونگ) پاسخ داده بود: مردم اگر می توانستند تا بدین حد عمیق فکر کنند ما اینجا نبودیم. ما اینطور زندگی می کنیم چون زحمت هدایت آنها را می کشیم، آنهایی که حل مشکلات عمیق و ناتمامشان بر گردن ماست. رفیق، دانایی نیاز به رفاه دارد، نادانی نه!
📚زندگی خصوصی مائو تسهتونگ
✍لی جی سویی
❤️🍀 @filsofak
به دستور رئیس مائو، مردم باید سخت کوشی و کنار آمدن با مشکلات را یاد میگرفتند، اما خود رفیق مائو و سایر رفقای حزبی و فرزندان شان ترجیح میدادند عمده وقت خود را برای نوشیدن و صحبت در مورد دوستان صرف کنند!
یک بار منشی رفیق "وانگ ونژونگ" به او گفته بود: اگر مردم بدانند که در حالی به قناعت و سخت کوشی دعوت می شوند که رفقای حزبی اینطور در فراوانی و رفاه و خوشی زندگی می کنند، چه میشود؟
و او (وانگ ونژونگ) پاسخ داده بود: مردم اگر می توانستند تا بدین حد عمیق فکر کنند ما اینجا نبودیم. ما اینطور زندگی می کنیم چون زحمت هدایت آنها را می کشیم، آنهایی که حل مشکلات عمیق و ناتمامشان بر گردن ماست. رفیق، دانایی نیاز به رفاه دارد، نادانی نه!
📚زندگی خصوصی مائو تسهتونگ
✍لی جی سویی
❤️🍀 @filsofak
انسان توسعهیافته کیست
۱. انسان توسعهيافته، انسانی است كه به حقوق و تكاليف مدنی خود آگاه است. وظايف خود را عمل میكند و حقوق خود را مطالبه میكند.
۲. انسان توسعهيافته، اعتماد بهنفس منطقی دارد. به توانايیهای انسانیاش باور دارد، خودش را محيط بر مسائل زندگیاش میداند و میفهمد كه انسان موجودی خلاق و مبتكر و توانمند است. میداند كه در درون انسان، نيرویی وجود دارد كه اگر اراده كند میتواند همه مشكلات را با تعقل و تدبير، حل و فصل كند.
۳. انسان توسعهيافته، مهربان و آرام است. خوب گوش میكند. خوب فكر میكند. با عجله سخن نمیگويد، وقتی با او برخورد میكنی، امواج آرامبخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر میكند.
۴. انسان توسعهيافته، از نياز به نمايش و تظاهر، عبور كرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمیكند و از چاپلوسی ديگران مشمئز میشود.
۵. انسان توسعهيافته، روحيه مشاركتپذيري، همفكری و همكاری با ديگران دارد. به تفكر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسيم كار را میفهمد، اصول مقدماتی مديريت را بلد است و كاملا باور دارد كه عقل كل نيست.
۶. انسان توسعهيافته، جوپذير نيست، در مقابل تبليغات زيانبار و يا كذب، روحيه پايداری و نگاه كارشناسی دارد. در گرداب تبليغات سوء قرار نمیگيرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزيه و تحليل میگيرد و بعد تصميم میگيرد.
۷. انسان توسعهيافته، روحيه همزيستی مسالمتآميز با جامعه دارد، با خودش سازگار و با محيط زندگیاش هماهنگ است، محيط زندگیاش را تغيير میدهد، اما با شرايط نمیجنگد.
۸. انسان توسعهيافته، به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهميت میدهد. ورزش میكند، تفريح میكند و به واقع زندگی میكند. نوع لباس پوشيدنش، روش گفتاریاش، منش كرداریاش و حتی نوع نگاه و چهرهاش بهگونهای است كه مورد پذيرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
۹. انسان توسعهيافته، اجازه میدهد ديگران حرف خود را تمام كنند. ياد گرفته است بيشتر سكوت كند تا حرف بزند. بيشتر بشنود تا بگويد.
۱۰. انسان توسعهيافته، به مطالعه و تحقيق اعتقاد دارد و كتاب میخواند.
۱۱. انسان توسعهيافته، برای كل جامعه و آينده آن تلاش میكند و نه صرفا برای گروه و اطرافيان يا قوم خود.
۱۲. انسان توسعهيافته، مرعوب مقامات اداری و حكومتی نيست. میداند كه اين مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
۱۳. انسان توسعهيافته، بخش مهمی از زندگی خود را برای بهجایگذاشتن ميراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی میكند، مسئوليت كاری را كه در آن تخصص ندارد نمیپذيرد و مسئوليت كاری را به كسی كه در آن كار تخصصی ندارد نمیسپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حكومتی را ترك میكند.
🔸️سید مصطفی گنجی
❤️🍀 @filsofak
۱. انسان توسعهيافته، انسانی است كه به حقوق و تكاليف مدنی خود آگاه است. وظايف خود را عمل میكند و حقوق خود را مطالبه میكند.
۲. انسان توسعهيافته، اعتماد بهنفس منطقی دارد. به توانايیهای انسانیاش باور دارد، خودش را محيط بر مسائل زندگیاش میداند و میفهمد كه انسان موجودی خلاق و مبتكر و توانمند است. میداند كه در درون انسان، نيرویی وجود دارد كه اگر اراده كند میتواند همه مشكلات را با تعقل و تدبير، حل و فصل كند.
۳. انسان توسعهيافته، مهربان و آرام است. خوب گوش میكند. خوب فكر میكند. با عجله سخن نمیگويد، وقتی با او برخورد میكنی، امواج آرامبخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر میكند.
۴. انسان توسعهيافته، از نياز به نمايش و تظاهر، عبور كرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمیكند و از چاپلوسی ديگران مشمئز میشود.
۵. انسان توسعهيافته، روحيه مشاركتپذيري، همفكری و همكاری با ديگران دارد. به تفكر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسيم كار را میفهمد، اصول مقدماتی مديريت را بلد است و كاملا باور دارد كه عقل كل نيست.
۶. انسان توسعهيافته، جوپذير نيست، در مقابل تبليغات زيانبار و يا كذب، روحيه پايداری و نگاه كارشناسی دارد. در گرداب تبليغات سوء قرار نمیگيرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزيه و تحليل میگيرد و بعد تصميم میگيرد.
۷. انسان توسعهيافته، روحيه همزيستی مسالمتآميز با جامعه دارد، با خودش سازگار و با محيط زندگیاش هماهنگ است، محيط زندگیاش را تغيير میدهد، اما با شرايط نمیجنگد.
۸. انسان توسعهيافته، به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهميت میدهد. ورزش میكند، تفريح میكند و به واقع زندگی میكند. نوع لباس پوشيدنش، روش گفتاریاش، منش كرداریاش و حتی نوع نگاه و چهرهاش بهگونهای است كه مورد پذيرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
۹. انسان توسعهيافته، اجازه میدهد ديگران حرف خود را تمام كنند. ياد گرفته است بيشتر سكوت كند تا حرف بزند. بيشتر بشنود تا بگويد.
۱۰. انسان توسعهيافته، به مطالعه و تحقيق اعتقاد دارد و كتاب میخواند.
۱۱. انسان توسعهيافته، برای كل جامعه و آينده آن تلاش میكند و نه صرفا برای گروه و اطرافيان يا قوم خود.
۱۲. انسان توسعهيافته، مرعوب مقامات اداری و حكومتی نيست. میداند كه اين مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
۱۳. انسان توسعهيافته، بخش مهمی از زندگی خود را برای بهجایگذاشتن ميراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی میكند، مسئوليت كاری را كه در آن تخصص ندارد نمیپذيرد و مسئوليت كاری را به كسی كه در آن كار تخصصی ندارد نمیسپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حكومتی را ترك میكند.
🔸️سید مصطفی گنجی
❤️🍀 @filsofak
ما تربیت نشدیم
تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و غیره. اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند!
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم؟
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد میگوید: "اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همه اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آینده کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتوگو و تعامل و برخوردار از روحیه مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعه پایدار و گسترده است."
از نفس کشیدن تا سفر کردن تا مهرورزی به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما درگرو تنفس صحیح است. آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچچیز بهاندازه "نگاه" نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است. هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم درباره آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون درواقع ندیدهایم.
همهچیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است. اگر حرف مولوی درست باشد که: فرع دید آمد عمل بیهیچ شک/ پس نباشد مردم الا مردمک، باید بپذیریم که آدمیت ما بهاندازه مهارت ما در نگاه است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: "اگر دست من بود، درس طراحی را در همه مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیاء را بیاموزند. کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند."
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با نگاه بیگانه نبودند.
عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخه درختی که جلو خانه ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم.
نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املاء و انشاء نیاز به معلم و آموزش دارند.
🔸️مرحوم رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و غیره. اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند!
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم؟
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد میگوید: "اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همه اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آینده کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتوگو و تعامل و برخوردار از روحیه مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعه پایدار و گسترده است."
از نفس کشیدن تا سفر کردن تا مهرورزی به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما درگرو تنفس صحیح است. آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچچیز بهاندازه "نگاه" نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است. هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم درباره آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون درواقع ندیدهایم.
همهچیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است. اگر حرف مولوی درست باشد که: فرع دید آمد عمل بیهیچ شک/ پس نباشد مردم الا مردمک، باید بپذیریم که آدمیت ما بهاندازه مهارت ما در نگاه است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: "اگر دست من بود، درس طراحی را در همه مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیاء را بیاموزند. کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند."
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با نگاه بیگانه نبودند.
عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخه درختی که جلو خانه ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم.
نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املاء و انشاء نیاز به معلم و آموزش دارند.
🔸️مرحوم رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
❤1
🍁🍁شناخت ظرفیت روانی اخلاقی خود
🔹برای اینکه ما اخلاقی عمل کنیم باید از ظرفیت روانشناختی خودمان هم خبر داشته باشیم. مثالی بزنم: میخواهم به بچهام یاد بدهم که آدم باید به فقیر کمک کند، شکاف طبقاتی بد است، برای ما بد است، برای فقیر بد است و...حالا تو مترو با بچهام نشستهام یا تو خیابان با بچهام دارم راه میروم، یک فقیری جلو میآید و میخواهم به بچهام یاد بدهم که باید به فقیر کمک کرد، فوری یک اسکناس در می آورم و اصلاً به اسکناس هم نگاه نمیکنم، چون میخواهم به بچهام ایثار یادم بدهم. یک لحظه به اسکناس نگاه میکنم، میبینم پنج هزارتومانی است، شروع میکنم جلوی بچهام به خودم فحش دادن، چون ظرفیت من، ظرفیت پنج هزارتومان به فقیر دادن نیست، ظرفیت روانیاش را ندارم، بعد بچهام میفهمد که این خیلی کار بدی است که آدم به فقیر کمک کند! و باور کنید اینها حقایقی هستند که کسانی که در روانشناسی کودک کار کردهاند در کتابها آوردهاند.
🔹ما خیلی وقتها وقتی عمل اخلاقی به صورت مبهم بیان میشود، واقعاً شیفته احکام اخلاقی هستیم. واقعاً آه میکشیم کهای کاش ما هم اینطور زندگی میکردیم ولی بعد زندگی عملیمان اصلاً اخلاقی نیست. به خاطر اینکه واقعیتهای هستی را نمیدانیم و این معنایش این است که برای اخلاقی زیستن باید روانشناس بزرگی بود، باید روانشناس بود.ما باید حدود و ثغور جبر و اختیار آدمیان را بدانیم، حدود و ثغور الگوبرداری آدمیان از یکدیگر را بدانیم، با غرایض ناپسند خودمان هم مواجه شویم و آنها را بشناسیم. اینها حقایقی هستند که اگر نشناسید احکام اخلاقی برایتان جالب و جذاب و دل انگیزند و صادقانه هم میل دارید عمل اخلاقی زندگی بکنید ولی عمل اخلاقی نمیکنید.
🔹جوزف باتلر از چهار تا پدیده یعنی از پدیده جهل و از پدیده باور کاذب پیدا کردن و از پدیده باور غیرمستدل پیدا کردن و از پدیده چهارم که باور غیر راسخ، دو تا نتیجه میگرفت؛ اولین نتیجهاش این بود که باورهای اخلاقی همهشان ماهیتاً مبهمند، برای اینکه از این ابهام بیرون بیایند نیاز به شناخت واقعیتها داریم. وقتی به این شناخت واقعیتها دسترسی پیدا نمیکنیم طبعاً عمل اخلاقی ما، عمل اخلاقی نیست؛ عمل به ظاهر اخلاقی است. این یک واقعیت. اما واقعیت دوم و آن واقعیت این است که وقتی که عمل اخلاقی انجام نمیدهیم هیچ وقت شرم از عمل اخلاقی انجام ندادن نداریم؛ شروع میکنیم به دلیل تراشی؛ عمل اخلاقی انجام ندادم حالا شرمنده هم نیستم از اینکه عمل اخلاقی انجام ندادم، شروع میکنم به دلیل تراشی به تعبیر خودمان عذر و بهانه آوردن.
🔹ما در واقع به نظر باتلر وقتی عمل اخلاقی نمیکنیم و شرمنده هم نیستیم به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفتهایم. اگر من دروغ گفتهام و از دروغ گفتن خودم شرمنده بودم یک مرحله از اخلاقی بودن فاصله گرفتهام اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم به دو مرحله از اخلاق دوری کردم. اینجاست که باتلر به اقتفای خیلی از عالمان فضیلت گرای اخلاق معتقد بود که شرم اخلاق مرحله دوم است. یعنی چه؟ یعنی من وظیفه دارم راست بگویم، اگر راست گفتم که اخلاق مرحله اولم تکمیل شد اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقیام، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده نبودم، آنوقت به اندازه 2 فاز از اخلاق دور شدهام.بنابراین به نظر من باتلر اخلاقی عمل کنید ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید شرمنده باشید از اینکه اخلاقی عمل نکردید. این شرم شما را لااقل اخلاقی طراز دوم میکند، اگر اخلاق طراز اول را ندارید لااقل اخلاق طراز دوم را داشته باشید و این چیزی است که ما امروزه خیلی به آن نیاز داریم، ما امروزه خیلی نیاز به شرم داریم.
🔹اگر من دروغ گفتم و بعد که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید، باز خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشه من اصلاً از آب اخلاق بیرون آمده. انسان اخلاقی؛ کسی که اگر معصوم نیست، لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. نمیتوانیم ما معصوم باشیم، هیچ انسانی در طراز اول اخلاق به نظرم نمیتواند معصوم باشد و به تمام معنا اخلاقی زندگی کند. به نعبیر دیگری معصومیت در طراز اول امکان ندارد اما معصومیت در طراز دوم برای هر انسانی امکان پذیر است که لااقل وقتی خطایی مرتکب میشود شرمنده باشد.
🔹خب حالا چه ربطی دارد به جهل ما؟ به باورهای کاذب ما یا به باورهای غیرمستدل ما یا به آن باورهای غیرراسخ ما؟ میگفت علتش این است که نمیدانیم چه کردهایم با طرف مقابل؟ آدم وقتی دروغ میگوید میداند با طرف مقابل چه کرده؟ وقتی تکبر کرده میداند چه کرده است با طرف مقابل، امکان ندارد که شرمنده نشود. از واقعیتهای بزرگ انسانی غافلیم. اگر آدم میدانست با غیراخلاقی بودنش چکار میکند با دیگران لااقل شرم داشت، لااقل طراز دو اخلاقی زیستن را داشت.
🍎استاد ملکیان، روانشناسی اخلاق، موسسه پرسش
🍀❤️ @filsofak
🔹برای اینکه ما اخلاقی عمل کنیم باید از ظرفیت روانشناختی خودمان هم خبر داشته باشیم. مثالی بزنم: میخواهم به بچهام یاد بدهم که آدم باید به فقیر کمک کند، شکاف طبقاتی بد است، برای ما بد است، برای فقیر بد است و...حالا تو مترو با بچهام نشستهام یا تو خیابان با بچهام دارم راه میروم، یک فقیری جلو میآید و میخواهم به بچهام یاد بدهم که باید به فقیر کمک کرد، فوری یک اسکناس در می آورم و اصلاً به اسکناس هم نگاه نمیکنم، چون میخواهم به بچهام ایثار یادم بدهم. یک لحظه به اسکناس نگاه میکنم، میبینم پنج هزارتومانی است، شروع میکنم جلوی بچهام به خودم فحش دادن، چون ظرفیت من، ظرفیت پنج هزارتومان به فقیر دادن نیست، ظرفیت روانیاش را ندارم، بعد بچهام میفهمد که این خیلی کار بدی است که آدم به فقیر کمک کند! و باور کنید اینها حقایقی هستند که کسانی که در روانشناسی کودک کار کردهاند در کتابها آوردهاند.
🔹ما خیلی وقتها وقتی عمل اخلاقی به صورت مبهم بیان میشود، واقعاً شیفته احکام اخلاقی هستیم. واقعاً آه میکشیم کهای کاش ما هم اینطور زندگی میکردیم ولی بعد زندگی عملیمان اصلاً اخلاقی نیست. به خاطر اینکه واقعیتهای هستی را نمیدانیم و این معنایش این است که برای اخلاقی زیستن باید روانشناس بزرگی بود، باید روانشناس بود.ما باید حدود و ثغور جبر و اختیار آدمیان را بدانیم، حدود و ثغور الگوبرداری آدمیان از یکدیگر را بدانیم، با غرایض ناپسند خودمان هم مواجه شویم و آنها را بشناسیم. اینها حقایقی هستند که اگر نشناسید احکام اخلاقی برایتان جالب و جذاب و دل انگیزند و صادقانه هم میل دارید عمل اخلاقی زندگی بکنید ولی عمل اخلاقی نمیکنید.
🔹جوزف باتلر از چهار تا پدیده یعنی از پدیده جهل و از پدیده باور کاذب پیدا کردن و از پدیده باور غیرمستدل پیدا کردن و از پدیده چهارم که باور غیر راسخ، دو تا نتیجه میگرفت؛ اولین نتیجهاش این بود که باورهای اخلاقی همهشان ماهیتاً مبهمند، برای اینکه از این ابهام بیرون بیایند نیاز به شناخت واقعیتها داریم. وقتی به این شناخت واقعیتها دسترسی پیدا نمیکنیم طبعاً عمل اخلاقی ما، عمل اخلاقی نیست؛ عمل به ظاهر اخلاقی است. این یک واقعیت. اما واقعیت دوم و آن واقعیت این است که وقتی که عمل اخلاقی انجام نمیدهیم هیچ وقت شرم از عمل اخلاقی انجام ندادن نداریم؛ شروع میکنیم به دلیل تراشی؛ عمل اخلاقی انجام ندادم حالا شرمنده هم نیستم از اینکه عمل اخلاقی انجام ندادم، شروع میکنم به دلیل تراشی به تعبیر خودمان عذر و بهانه آوردن.
🔹ما در واقع به نظر باتلر وقتی عمل اخلاقی نمیکنیم و شرمنده هم نیستیم به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفتهایم. اگر من دروغ گفتهام و از دروغ گفتن خودم شرمنده بودم یک مرحله از اخلاقی بودن فاصله گرفتهام اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم به دو مرحله از اخلاق دوری کردم. اینجاست که باتلر به اقتفای خیلی از عالمان فضیلت گرای اخلاق معتقد بود که شرم اخلاق مرحله دوم است. یعنی چه؟ یعنی من وظیفه دارم راست بگویم، اگر راست گفتم که اخلاق مرحله اولم تکمیل شد اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقیام، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده نبودم، آنوقت به اندازه 2 فاز از اخلاق دور شدهام.بنابراین به نظر من باتلر اخلاقی عمل کنید ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید شرمنده باشید از اینکه اخلاقی عمل نکردید. این شرم شما را لااقل اخلاقی طراز دوم میکند، اگر اخلاق طراز اول را ندارید لااقل اخلاق طراز دوم را داشته باشید و این چیزی است که ما امروزه خیلی به آن نیاز داریم، ما امروزه خیلی نیاز به شرم داریم.
🔹اگر من دروغ گفتم و بعد که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید، باز خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشه من اصلاً از آب اخلاق بیرون آمده. انسان اخلاقی؛ کسی که اگر معصوم نیست، لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. نمیتوانیم ما معصوم باشیم، هیچ انسانی در طراز اول اخلاق به نظرم نمیتواند معصوم باشد و به تمام معنا اخلاقی زندگی کند. به نعبیر دیگری معصومیت در طراز اول امکان ندارد اما معصومیت در طراز دوم برای هر انسانی امکان پذیر است که لااقل وقتی خطایی مرتکب میشود شرمنده باشد.
🔹خب حالا چه ربطی دارد به جهل ما؟ به باورهای کاذب ما یا به باورهای غیرمستدل ما یا به آن باورهای غیرراسخ ما؟ میگفت علتش این است که نمیدانیم چه کردهایم با طرف مقابل؟ آدم وقتی دروغ میگوید میداند با طرف مقابل چه کرده؟ وقتی تکبر کرده میداند چه کرده است با طرف مقابل، امکان ندارد که شرمنده نشود. از واقعیتهای بزرگ انسانی غافلیم. اگر آدم میدانست با غیراخلاقی بودنش چکار میکند با دیگران لااقل شرم داشت، لااقل طراز دو اخلاقی زیستن را داشت.
🍎استاد ملکیان، روانشناسی اخلاق، موسسه پرسش
🍀❤️ @filsofak
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکه پایینتر است، از بالا رفتن دیگران نباید هراسی به دل داشته باشد
و آنکه بالا مینشیند، نباید فراموش کند که پایش را روی شانه چه کسانی گذاشته است.
❤️🍀 @filsofak
و آنکه بالا مینشیند، نباید فراموش کند که پایش را روی شانه چه کسانی گذاشته است.
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
برچسب زدن به کودکان ممنوع
#مصطفی_سلیمانی
#تربیت_فرزند
#برچسب_زدن
+ به والدین بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
#مصطفی_سلیمانی
#تربیت_فرزند
#برچسب_زدن
+ به والدین بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
هر روز چیزی رو بخون که هیچکس دیگه نمیخونه، به چیزی فکر کن که کس دیگهای بهش فکر نمیکنه و کاری رو بکن که هیچکس جرات انجام دادنش رو نداشته باشه. خوب نیست که ذهنتون دائما با آدمها همعقیده باشه.
🔸️کریستوفر مورلی
❤️🍀 @filsofak
🔸️کریستوفر مورلی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
ما نسبت به خود منتقدان بی رحمی هستيم و نكات مثبت خويش را كمتر می بينيم و بروز می دهيم.
حقيقت دارد كه تصورات ما در مورد خودمان، انعكاس تصورات ديگران درباره ماست.
اگر احساس خوب نبودن، خستگی يا بيهودگی می كنيم مسلما ابتدا علتش اين است كه تصور می كنيم ديگران در مورد ما چنين پنداری دارند.
ممكن است ديگران درباره ما اشتباه كنند يا اين که ما خودمان خوبی های خويش را بروز نداده باشيم.
هرگز يادمان نرود كه اگر ما خود را دوست نداشته باشيم، هيچ كس ديگری نيز ما را دوست نخواهد داشت زيرا هنگامی كه خود را بی ارزش می كنيم، ديگران نيز همين كار را خواهند كرد.
#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس
#استوری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
حقيقت دارد كه تصورات ما در مورد خودمان، انعكاس تصورات ديگران درباره ماست.
اگر احساس خوب نبودن، خستگی يا بيهودگی می كنيم مسلما ابتدا علتش اين است كه تصور می كنيم ديگران در مورد ما چنين پنداری دارند.
ممكن است ديگران درباره ما اشتباه كنند يا اين که ما خودمان خوبی های خويش را بروز نداده باشيم.
هرگز يادمان نرود كه اگر ما خود را دوست نداشته باشيم، هيچ كس ديگری نيز ما را دوست نخواهد داشت زيرا هنگامی كه خود را بی ارزش می كنيم، ديگران نيز همين كار را خواهند كرد.
#مصطفی_سلیمانی
#عزت_نفس
#استوری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم (پی کی ۲۰۱۴) - ۱۷دقیقه وقت بگذارید و ببینید
پی کی فیلمی هندی ساخته شده در سال ۲۰۱۴ است که سومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای هند میباشد. این فیلم در ۱۵ روز اول اکران خود تمام رکوردهای فروش را جابهجا کرد و فروش بی سابقهٔ ۳۰۰ کروری داشت. همچنین با رتبه ۲۴۸ جز ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینماست.
🔻کاهنان بیشترین ضربه را از فیلم خوردند و نگاه مردم نسبت به آنها و اعمال خرافاتیشان تغییراتی کرد. کاهنان و حامیانشان گروهی تشکیل دادند و در اعتراض به فیلم تظاهرات کردند و قسمتهایی از هند آشوب به پا کردند و خیلی از سینماها را تخریب کردند. اما اکثریت مردم هند موافق فیلم بودند و با استقبالی با شکوه و بی بدیل این فیلم رو به پرفروشترین فیلم تاریخ تبدیل کردند.
🔻همچنین فیلم مورد استقبال سیاسیون قرار گرفت و یکی از وزرای هند دستور داد که از این فیلم مالیات گرفته نشود. فیلم هم در جامعهٔ اصلی هند و هم در جامعهٔ مجازی از حمایت بسیار بالای مردم عادی و افراد مشهور برخوردار بود
💥لطفا چند بار ببینید تا متوجه زندگیتون بشید. شما کدام خدا رو قبول و باور دارید؟
❤️🍀 @filsofak
پی کی فیلمی هندی ساخته شده در سال ۲۰۱۴ است که سومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای هند میباشد. این فیلم در ۱۵ روز اول اکران خود تمام رکوردهای فروش را جابهجا کرد و فروش بی سابقهٔ ۳۰۰ کروری داشت. همچنین با رتبه ۲۴۸ جز ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینماست.
🔻کاهنان بیشترین ضربه را از فیلم خوردند و نگاه مردم نسبت به آنها و اعمال خرافاتیشان تغییراتی کرد. کاهنان و حامیانشان گروهی تشکیل دادند و در اعتراض به فیلم تظاهرات کردند و قسمتهایی از هند آشوب به پا کردند و خیلی از سینماها را تخریب کردند. اما اکثریت مردم هند موافق فیلم بودند و با استقبالی با شکوه و بی بدیل این فیلم رو به پرفروشترین فیلم تاریخ تبدیل کردند.
🔻همچنین فیلم مورد استقبال سیاسیون قرار گرفت و یکی از وزرای هند دستور داد که از این فیلم مالیات گرفته نشود. فیلم هم در جامعهٔ اصلی هند و هم در جامعهٔ مجازی از حمایت بسیار بالای مردم عادی و افراد مشهور برخوردار بود
💥لطفا چند بار ببینید تا متوجه زندگیتون بشید. شما کدام خدا رو قبول و باور دارید؟
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_در_مسیر_اخلاق_رذیله_ریا_449.pdf
411.9 KB
در مسیر اخلاق(۴)
🔸️مجله خانههایروشن ۱۴۷
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۹
🔸️موضوع پرونده:
(ریا)
#ریا #ریاکار
#همسر_ریاکار
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
🔸️مجله خانههایروشن ۱۴۷
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۹
🔸️موضوع پرونده:
(ریا)
#ریا #ریاکار
#همسر_ریاکار
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
دوستی و عشق نباید با هم خلط شود. در زندگی اجتماعی خیلی وقتها این مساله خلط شده و مشکلاتی پدید می آورد مثلا با کسی دوست بوده است ولی توقعات عشق داشته یا عاشق کسی بوده ولی با توقعات دوستانه فقط مواجه شده است. مهم است که بفهمیم که یک وقت عاشق کسی هستیم یک وقت دوست کسی هستیم. این دو به انحای مختلفی با هم فرق می کنند. برای اینکه خیلی حرف مبهم نزده باشم اولا در اینجا عشق که می گویم عشق انسان به انسان محل بحث من هست و عشق انسان به خدا یا عشق خدا به انسان و ... محل بحث من نیست. با این توضیح فرق عشق و دوستی را می توان اینطور بیان کرد که در عشق سه مولفه باید با هم باشد تا بتوان به من گفت عاشق شما هستم.
#ویژگی_های_عشق
۱- شور و شیدایی (سه مولفه رابرت جی. استرن برگ است، تحقیقات 40ساله تیم عظیم او نشان داد که ظاهرا این سه مولفه باید در عشق وجود داشته باشد. اثرش در ایران تحت عنوان قصه ی عشق ترجمه شده است.)
۲- التزام، تعهد commitment یعنی درد و رنج تو را باید درد و رنج خود بیابم و شادی تو را شادی خودم بیابم تا بتوانم نسبت به تو متعهد باشم.
۳- محرمیت یعنی هیچ چیز را از تو نهان نکنم اگر خودم را در برابر تو سانسور کردم یعنی intimacy نسبت به تو وجود ندارد. باید بتوانم خود را پیش تو کریستالی کنم وقتی به من نگاه می کنی انگار به یک بلور نگاه میکنی. بتوانی تمام ظرائف و لطائف مرا ببینی بتوانی از باورها و احساسات وعواطف و خواسته های من باخبر باشی. اگر یک چیز را مخفی کنم یعنی خدشه ای و عیبی در عنصر سوم هست.
#ویژگی_های_دوستی
اما دوستی یک نوع ارتباط اجتماعی است که در آن ارتباط من یکی از این سه چیز را می یابم و دوست دارم که حشر و نشرم با شما بیشتر باشد:
۱- نفس حضورتان برای من لذت بخش است وقتی هستی لذتی می برم که وقتی نیستی آن لذت مضایقه و دریغ میشود.
۲- از شما منفعتی می برم نه لذتی یعنی از طریق شما علم یا فن یا هنری یاد میگیرم حتی ممکن است حضور شما لذت بخش نباشد اما به جهت دوم با شما دوستی دارم زیرا با شماست که به علم یا فن یا هنری می رسم مثل دوستی شاگرد نسبت به استادش چه در علم یا فن یا هنر می باشد.
۳- فضیلتی از شما عایدم می شود. به این معنا که اگر مثلا شما بردبار هستید من هم بعد مدتی بردبار می شوم یا صداقت شما به من نشت می کند. فضیلتی از شما به من می رسد در واقع نیکی را از شما یاد می گیرم. انسان نیکی را ازطریق اسوه یاد می گیرد. اگر مدتی با او باشم خلق و خوی او را می گیرم، تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی. ویژگی های از مقوله فضیلت و رذیلت از طریق الگو تسری پیدا می کند. این تسری تا جایی است که بعد از مدتی طرز صحبت کردن و تونالیته صدایش مثل دوستش می شود.
در یونان باستان فیلسوفان پی بردند فضیلت و رذیلت کاملا نشت می کند مثل بیماری واگیردار، واگیردار است. مثل ظروف مرتبطه دوستان شبیه هم می شوند. در زندگی زیاد دیدم که دوستان شبیه هم شدند.
دوستی در واقع وجه انحصارطلبانه ندارد یعنی من در آن واحد می توانم نسبت به شما چند نفر احساس دوستی داشته باشم. اما عشق به نظر اکثر روانشناسان وجه انحصارطلبی دارد. یعنی من حداکثر عاشق یک نفرم. امروزه در نظریه multi love بعضی روانشناسان معتقدند که آدم می تواند در آن واحد سه معشوق داشته باشد و نسبت به هر سه نفر هر سه مولفه را داشته باشد.
اخیرا روانشناسی عشق گسترش پیدا کرده و تحقیقات زیادی صورت گرفته است.
- رسول یونان شعر زیبایی دارد "گاه شده است که یک بار چندتا را عاشق شوم گاه شده است که یکی را دوبار عاشق شوم اخر عشق بلدم ریاضیاتم ضعیف است-
یک واقعیتی است که حتی اگر حالت استثنایی هم داشته باشد (از آن استثناهایی که قاعده را هم تایید می کند ولی بالاخره این استثنا هم وجود دارد) ولو در انسان های به هنجار معمولا انتظار این نیست و انتظار این است که در هر آنی انسان عاشق یک نفر باشد.
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
#ویژگی_های_عشق
۱- شور و شیدایی (سه مولفه رابرت جی. استرن برگ است، تحقیقات 40ساله تیم عظیم او نشان داد که ظاهرا این سه مولفه باید در عشق وجود داشته باشد. اثرش در ایران تحت عنوان قصه ی عشق ترجمه شده است.)
۲- التزام، تعهد commitment یعنی درد و رنج تو را باید درد و رنج خود بیابم و شادی تو را شادی خودم بیابم تا بتوانم نسبت به تو متعهد باشم.
۳- محرمیت یعنی هیچ چیز را از تو نهان نکنم اگر خودم را در برابر تو سانسور کردم یعنی intimacy نسبت به تو وجود ندارد. باید بتوانم خود را پیش تو کریستالی کنم وقتی به من نگاه می کنی انگار به یک بلور نگاه میکنی. بتوانی تمام ظرائف و لطائف مرا ببینی بتوانی از باورها و احساسات وعواطف و خواسته های من باخبر باشی. اگر یک چیز را مخفی کنم یعنی خدشه ای و عیبی در عنصر سوم هست.
#ویژگی_های_دوستی
اما دوستی یک نوع ارتباط اجتماعی است که در آن ارتباط من یکی از این سه چیز را می یابم و دوست دارم که حشر و نشرم با شما بیشتر باشد:
۱- نفس حضورتان برای من لذت بخش است وقتی هستی لذتی می برم که وقتی نیستی آن لذت مضایقه و دریغ میشود.
۲- از شما منفعتی می برم نه لذتی یعنی از طریق شما علم یا فن یا هنری یاد میگیرم حتی ممکن است حضور شما لذت بخش نباشد اما به جهت دوم با شما دوستی دارم زیرا با شماست که به علم یا فن یا هنری می رسم مثل دوستی شاگرد نسبت به استادش چه در علم یا فن یا هنر می باشد.
۳- فضیلتی از شما عایدم می شود. به این معنا که اگر مثلا شما بردبار هستید من هم بعد مدتی بردبار می شوم یا صداقت شما به من نشت می کند. فضیلتی از شما به من می رسد در واقع نیکی را از شما یاد می گیرم. انسان نیکی را ازطریق اسوه یاد می گیرد. اگر مدتی با او باشم خلق و خوی او را می گیرم، تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی. ویژگی های از مقوله فضیلت و رذیلت از طریق الگو تسری پیدا می کند. این تسری تا جایی است که بعد از مدتی طرز صحبت کردن و تونالیته صدایش مثل دوستش می شود.
در یونان باستان فیلسوفان پی بردند فضیلت و رذیلت کاملا نشت می کند مثل بیماری واگیردار، واگیردار است. مثل ظروف مرتبطه دوستان شبیه هم می شوند. در زندگی زیاد دیدم که دوستان شبیه هم شدند.
دوستی در واقع وجه انحصارطلبانه ندارد یعنی من در آن واحد می توانم نسبت به شما چند نفر احساس دوستی داشته باشم. اما عشق به نظر اکثر روانشناسان وجه انحصارطلبی دارد. یعنی من حداکثر عاشق یک نفرم. امروزه در نظریه multi love بعضی روانشناسان معتقدند که آدم می تواند در آن واحد سه معشوق داشته باشد و نسبت به هر سه نفر هر سه مولفه را داشته باشد.
اخیرا روانشناسی عشق گسترش پیدا کرده و تحقیقات زیادی صورت گرفته است.
- رسول یونان شعر زیبایی دارد "گاه شده است که یک بار چندتا را عاشق شوم گاه شده است که یکی را دوبار عاشق شوم اخر عشق بلدم ریاضیاتم ضعیف است-
یک واقعیتی است که حتی اگر حالت استثنایی هم داشته باشد (از آن استثناهایی که قاعده را هم تایید می کند ولی بالاخره این استثنا هم وجود دارد) ولو در انسان های به هنجار معمولا انتظار این نیست و انتظار این است که در هر آنی انسان عاشق یک نفر باشد.
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak