فلسفه اخلاق
7.25K subscribers
2.43K photos
1.39K videos
346 files
978 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Forwarded from معنای زندگی
دلبستگی

🔸️آدمی‌زاد موجودِ مفلوکی است؛ یعنی مثل نفس کشیدن که اقتضای زنده بودن است، فلاکت، ذاتیِ وجودش است. بی‌آنکه درخواست داده باشد نطفه وجودش بسته می‌شود و دِ برو که رفتی، می‌افتد توی یک دورِ طولانی و طاقت‌فرسا به نام زندگی.
رشدِ زوری. گُنده شدن توی یک وجب جا، زوری. به دنیا آمدن، زوری. زندگی کردن توی دنیا هم زوری.

مفلوک است چون هیچ‌وقت راهِ پس و پیش ندارد؛ ولی باید به پیش برود.
تا می‌آید جایش توی شکم‌ مادرش گرم ‌شود و عادت بکند به لَمیدن و خوردن و خوابیدن، عرصه بَرَش تنگ می‌شود. آن‌قدر تنگ که دادَش می‌رود به آسمان و آرزوی جای دنج‌تر و باصفاتر می‌افتد توی کله‌اش.
آدمی‌زادِ بی‌چاره، آرزوهاش هم زوری است.
آرزو نکند، باید بماند و فاسد بشود، آرزو هم بکند باید برود و درد بکشد. دردِ دل کندن. ترسِ رفتن.

آدمی‌زاد مفلوک است. انگاری همیشه لای منگنه است. تا می‌آید دل ببندد، باید دل بکَنَد و برود. اصلن انگاری افتاده توی راهِ یک‌طرفه‌ای که کفَش مثل تردمیل، متحرک است. پا به پاش حرکت بکند می‌بردَش به جلو، وگرنه آن‌قدر عقب عقب می‌بردَش که بکوبدش به زمین.

آدمی‌زاد مفلوک است، لای منگنه است، راه پس و پیش ندارد، همیشه هم باید دل بکَنَد و دوست‌داشتنی‌هاش را جا بگذارد و برود؛ اما باید قبول کند که اگر یک دستی نیاید به زور بزند پسِ کله‌‌اش، تا ابد مثل یک بُزدل می‌چسبد به آن‌چه که خیال می‌کند براش کافی‌ست و هیچ وقت جرئت نمی‌کند دلش را بزند به دریا.

آدمی‌زادی که من می‌شناسم اگر جاش تنگ نمی‌شد، دوست داشت تا ابد بماند توی رحم مادرش. توی همان یک وجب جا. توی همان تاریکی و تنهایی. و دلش خوش بود برای خودش.

اصلن چقدر خوب است که آدمی‌زاد مفلوک است. چقدر خوب است که لای منگنه است. چقدر خوب است که همیشه یک دستی هست که می‌زند پسِ کله‌اش و می‌گوید دل بکَن.
وگرنه آدمی‌زادی که من می‌شناسم...
#مصطفی_سلیمانی
#دلبستگی

❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مغرورِ جذاب!

مولوی توی یکی از شعرهاش می‌گوید «تشنگان گر آب جویند از جهان/ آب جوید هم به عالم، تشنگان».
حرفش خيلی دل‌گرم کننده است. دارد یک‌جورهایی همان حرف کتاب‌های دینی دوره راهنمایی و دبیرستانمان را تکرار می‌کند. می‌گوید اگر داری در به در دنبال چیزی می‌گردی، بدان آن چیز هم دارد در به در دنبال تو می‌گردد. چند بیت بعدتر هم، باز حرفش را با جمله‌ی قشنگ‌تری تکرار می‌کند. می‌گوید «جمله معشوقان، شکارِ عاشقان».
این حرف، دیگر آخرِ حرف است. آدم را مست می‌کند. آدم وقتی این حرف را می‌شنود، ناخودآگاه نیشش تا بناگوشش باز می‌شود. می‌گوید وقتی وِیلان و سِیلان یک نفر شدی، شک نکن او هم وِیلان و سِیلان تو می‌شود!
حرف بزرگ و دیوانه‌کننده‌ای است؛ اما وقتی دوباره و سه‌باره و چهارباره می‌خوانی‌اش، که «جمله معشوقان، شکارِ عاشقان»، و خوب توی بحرش می‌روی، می‌بینی آن‌قدرها هم که فکر می‌کنی خوب و دل‌گرم کننده نیست. حتی می‌تواند عین آبِ سردی که یکهو می‌ریزند روی سر آدم، بد و دل‌سرد کننده هم باشد.
چند وقت پیش، یک دختر بیست و هفت‌ هشت ساله آمده بود کلینیک، برای مشاوره. می‌گفت دارد توی مقطع ارشد درس می‌خواند و عاشق یکی از پسرهای دانشگاهشان شده. از اول تا آخر، هر چه گفت لُبَش این بود که راهی نشانش بدهم تا به این شازده برسد.
حالا حضرت آقا چطور آدمی بود؟
کسی که به زمین و زمان اعتنا نمی‌کند! وقتی راه می‌رود سرش را حسابی می‌کشد عقب و سینه‌اش را تا جا دارد می‌دهد جلو. اصلاً به زمین منت می‌گذارد که بر روی‌اش قدم می‌زند. صدایش را می‌اندازد ته گلویش تا چهار جمله نطق کند و وقتی حرف می‌زند، یکی باید پشت سرش تعریف و تمجیدهایی که از خودش می‌کند را جمع کند.
عاشق یک مغرورِ تمام عیار شده بود؛ که هزار باره تحقیرش کرده بود و هی با دست پس‌اش می‌زد و با پا پیش‌اش می‌کشید.
می‌گفت دوستش دارم؛ مغرور و جذاب است لعنتی!
به این فکر کردم که تا وقتی کسانی هستند که نازهای این‌چنینی را می‌خرند، ناز کُن هم باید در جهان باشد.
چون: تشنگان گر آب جویند از جهان/ آب جوید هم به عالم، تشنگان»...
#مصطفی_سلیمانی

#خاطرات_من_و_مراجعین
#غرور

❤️🍀 @The_meaningoflife
مسلماً هیچ‌کس نمی‌تواند بداند که دنیا چیست، هیچ‌کس هم نمی‌تواند بداند که خودش چیست، پس بهتر است بگوییم: «بهترین شناخت ممکن».

تصویر دنیا هر لحظه می‌تواند تغییر کند چنانکه اندیشه‌ی ما از خودمان تغییر می‌کند.

هر کشف تازه‌ای هر اندیشه‌ی نوینی می‌تواند به دنیا چهره‌ی تازه‌ای بدهد. دنیا چهره عوض می‌کند -زمان عوض می‌شود و به همراه آن ما نیز- این دنیا را نمی‌توان دریافت مگر به صورتِ تصویری ذهنی در درون خویش و وقتی تصویر تغییر می‌کند تصمیم‌گیری همیشه آسان نیست. نمی‌توان به آسانی گفت آن چه تغییر کرده است دنیاست، مائیم، یا هر دو. انسانِ متفکر به موازات شناخت تصویری از دنیا، خود نیز دگرگون می‌شود.

انسانی که ابر و باد و مه خورشید و فلک برای او درکارند متفاوت با انسانی‌ست که زمین را یکی از اقمار خورشید تلقی می‌کند. به عبارت دیگر بی‌تفاوت نیست کسی که نوعی جهان‌بینی داشته باشد با کسی که نداشته باشد، حال جهان بینی او هر چه می‌خواهد باشد. چون ما از طریق یک جهان‌بینی نه تنها تصویری از دنیا به وجود می‌آوریم، بلکه دگرگونی تصویر این دنیا، ما را نیز به یکباره دگرگون می‌کند.

بدون داشتن نوعی جهان‌بینی حداکثر رفتاری ناخودآگاه داریم.

#کارل_گوستاو_یونگ

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
مصطفی سلیمانی/(مشاور خانواده)

آتشِ درون!

 

پیرمرد نشسته بود روی نیمکت، کنار من و زل زده بود به آن پسربچه که پنج شش سالش می‌شد. من هم داشتم رد نگاه او را تماشا می‌کردم.

پسربچه نشسته بود توی چمن‌ها، و دست‌ راستش را محکم مُشت کرده بود.

زنی که تلاش می‌کرد چادرش را با دندانش نگه دارد و یک بچه دو سه ساله را هم دنبال خودش می‌کشید، آمد دست پسربچه را گرفت. آن مُشتِ کوچولو را با زور از هم باز کرد و چند تا تیله خوش‌رنگ را از توش بیرون کشید و داد دست آن پسربچه دو سه ساله. صدای گریه و اعتراض کل پارک را گرفت.

ما هنوز داشتیم از روی نیمکت نگاهشان می‌کردیم. به نظر می‌رسید همه‌چیز در حالت عادی است، که یکهو دیدیم هول و وَلایی به جان مادرشان افتاده. بچه دو سه ساله، یکی از تیله‌ها را خورده بود و افتاده بود به سرفه کردن. برای چند لحظه، اضطراب توی جان ما هم افتاد. گرچه همه‌چیز به خیر گذشت، اما توی همان هیری ویریِ چند ثانیه‌ای، واکنش پسربچه بزرگ‌تر دیدنی بود. رفته بود پشت یک درخت و از دور، تلاش و بی‌تابیِ مادر و حال بدِ برادرش را تماشا می‌کرد. نگاهش موذی شده بود و هر چقدر سرفه بچه بلندتر می‌شد، لبخند او هم کش‌دارتر می‌شد.

سرم را چرخاندم سمت نگاه پیرمرد و دلم می‌خواست بدانم که او هم همه چیزهایی که من دیده‌ام را دیده یا نه، که دیدم دارد سرش را تکان می‌دهد. نگاه آدم‌های پیر، خيلی وقت‌ها برای من جذاب است. بعضی‌هاشان این حس را به من می‌دهند که تا بگویی «ف»، می‌روند تا فرحزاد و برمی‌گردند و رسماً توی خشتِ خام، چیزی را می‌بینند که ما توی آینه هم نمی‌بینیم.

دستم را گذاشتم روی شانه‌ چپش و گفتم «ها پیرمرد؟ سر تکان می‌دهی!؟»

پیرمرد سرش را کمی چرخاند سمتم و با یک لبخندِ نصفه نیمه گفت «دیدی چه شد؟» و تا آمدم حرف بزنم، خودش ادامه داد که «تخمِ حسادت را کاشت توی دل بچه».

زده بود توی خال. گفتم «ایول‌الله. خوشم آمد. چه نگاه تیزی!» که دیدم دوباره شروع کرد به تکان دادن سرش. دستش را گذاشت روی پام و گفت «کشیده‌ام. من سال‌ها با آتش حسادت زندگی کرده‌ام» و از روی نیمکت بلند شد و رفت.

#حسادت
#حسود

❤️🍀 @The_meaningoflife
بر حذر باشید از اینکه برای فرزندانتان واحد مسکونی بسازید یا منزلی خریداری کنید
یا اینکه زمینی جهت سرمایه گذاری برایشان بخرید یا برایشان در بانک سرمایه گذاری کنید.

اگر دارایی تان زیاد است فرزندانتان را بارور(تقویت) کنید نه اینکه جایی و مکانی را برایشان بارور کنید.

 تمام پول های زیادی تان را برای پیشرفت خودشان صرف کنید. به بهترین مدرسه ها و دانشگاه ها بفرستینشان ، بهترین علوم را به آنها آموزش دهید و برنامه ریزی کنید حداقل دو زبان را یاد بگیرند و اگر امکان داشت سه زبان و یا چهار زبان.

به آنها بفهمانید که موفقیت در زندگی تنها به موفقیت در مدرسه و دانشگاه نیست چرا که پروردگار مان به هر بنده اش نعمتی داده که با دیگری متفاوت است.
خوشبخت کسی است که آن نعمت را کشف کند و  باهوش کسی است که با استعدادش کار کند و موفق کسی است که استعدادش را بکار بگیرد.

پس نعمت ها و استعداد های فرزندانتان را کشف کنید و شکوفا یشان کنید و رشدشان دهید.
و از آنان بخواهید تا از استعداد هایشان استفاده کنند و با کمک آنها بزرگ شوند.
 
پول و ثروت هیچ کاری برای فرزندانتان انجام نخواهد داد  زیرا زمانی که بزرگ شوند و خودشان را پیدا کنند جز پول چیز دیگری همراه آنان نخواهد بود.
خانه ای که تمام عمرتان را صرف ساختنش کرده اید و دارای تان را در آن سرمایه گذاری کرده اید خودشان خواهند توانست با کمترین هزینه و وقت بهتر از آن را بسازند اگر شما پول ها و تلاشتان را در ساختن خودشان و شخصیت شان صرف کنید.

فرزندت را بساز نه اینکه برایش بسازی.
فرزندت را شکوفا و مثمر ثمر گردان نه اینکه برای فرزندان باغ های میوه به ارث بگذاری.

مال و منزل و زمین میراث حقیقی برای فرزندانتان نخواهند بود بلکه خود فرزندان تعلیم دیده میراث حقیقی شما خواهند بود.

🔸️نصیحت مدیر دانشگاه هلسینکی فنلاند
به والدین

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🔸️راهکارهایی برای تعامل با همسر مغرور

همسر فرد مغرور باید در درجه اول بداند که درمان این خصلت ممکن است زمان زیادی به طول بینجامد، در نتیجه، لازم است که صبوری زیادی به خرج بدهد.

اولین قدم در اصلاح یک فرد مغرور، اصلاح باورهای اوست. فرد مبتلا شده به غرور، باید در ابتدای امر بپذیرد که به یک صفت رذیله دچار شده است، تا در ادامه به درمان آن بپردازد. باید دانست که به دلیل روحیات خاص فرد مغرور، این آگاهی‌بخشی، باید به صورت غیر مستقیم برای او صورت بگیرد. افراد مغرور معمولاً پند و اندرز را به صورت مستقیم نمی‌پذیرند.

در قدم دوم، باید به این نکته توجه کرد که فرد مغرور نیاز به توجه دارد. او می‌خواهد همیشه مورد تأیید، تشکر و قدردانی باشد؛ اما از آن‌جایی که همیشه آماده فخرفروشی کردن و خرد کردن شخصیت دیگران است، باید در این راستا، ملاحظاتی نیز وجود داشته باشند:

- مرزهای گفت‌و‌گو با فرد مغرور، باید قبل از آغاز گفت‌و‌گو مشخص باشند. صحبت‌ها باید کاملاً واضح و بدون حاشیه صورت بگیرند.

- قبل از شروع گفت‌و‌گو، باید سؤال‌ها و پاسخ‌های احتمالی در نظر گرفته شوند.

- تا حد امکان باید از پرداختن به موضوعاتی که فرد مغرور را تحریک می‌کنند اجتناب کرد.

- بحث و جدل با فرد مغرور، تکذیبِ او و هم‌چنین بیان مستقیم عیوب او، همه می‌تواند موجب لجبازی بیشتر او و افزایش غرورش شوند.

در قدم سوم، فرد باید به این نکته توجه کند که در مواجهه با همسر مغرورش، عزت نفس خودش را حفظ کند. نباید به طور مستقیم به فرد مغرور اظهار نیاز صورت بگیرد و یا از او درخواستی شود (به غیر از نیازهای عرفی و عادی).

قدم چهارم، پیدا کردن و پررنگ کردن نقاط مشترک با همسر مغرور است. وقتی رابطه به سمت‌و‌سوی فعالیت‌های مشابه و مشترک هدایت شود، می‌تواند به تدریج عمیق‌تر و جدی‌تر شود.

#مصطفی_سلیمانی
#غرور

❤️🍀 @The_meaningoflife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در برابر حمله‌های هراس و اضطراب (panic attacks) چه میتوان کرد.

از ویدئوهای مدرسۀ زندگی دوباتن
ترجمه و صدا: ایمان فانی

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند تا مرد رو آوردن و عکس دستهای یه آدم رو نشونشون میدن و میگن نظرت رو راجب این آدم بر اساس عکس دستش بگو و بعد از شنیدن نظرشون، عکس صورت صاحب دست رو نشونشون میدن و حسابی شوکه میشن...

🍀❤️ @filsofak
"در جهان هیچ چیز به اندازه‌ی حقوق دیگران مقدس نیست."

خیرخواهی در اخلاق مفهومی "زائد" است.

کسی که اقدام به خیرخواهی نمی‌کند، اما حقوق دیگران را هم نقض نمی‌کند می‌تواند انسان درستکاری باشد و اگر هم چنین باشد فقیری وجود نخواهد داشت تا نیاز به نیکوکاری و خیرخواهی دیگران داشته باشد.
اما کسی که تمام عمر خود را به نیکوکاری گذرانده و فقط حقوق یک نفر را ضایع کرده باشد،
"این مورد تضییعِ حق را نمی‌تواند با تمام نیکوکاری‌های خود جبران کند."

#امانوئل_کانت

❤️🍀 @filsofak
چرا ازدواج نکردی؟
پیش نیامد...اول ها فکر می کردم کارهای مهم تری باید بکنم. بعد فکر کردم باید با زنی در مسایل مثلا خیلی مهم تفاهم داشته باشم. دیر فهمیدم که تفاهمی مهم تر از این نیست که مثلا دیوار را چه رنگی کنیم و اسباب خانه را چه جوری بچینیم و تابلوها را کجا بکوبیم و شام و ناهار چی درست کنیم و سر همه این ها با هم بخندیم!

#عادت_می‌کنیم
#زویا_پیرزاد

❤️🍀 @filsofak
پادکست چهل و چهارم: قضاوت
Moniaz Podcast
قضاوت
پادکست شماره ۴۴ مُنیاز.
📻 در این پادکست خواهید شنید:
نحوه‌ی قضاوت مغز ما در مسائل چگونه است؟
چرا دیگران رو زیاد قضاوت می‌کنیم؟
چطور می‌توانیم قضاوت های بهتری داشته باشیم؟

❤️🍀 @filsofak
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۸ تفاوت افراد مثبت و افراد منفی!

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر محمد علی موحد:
"بشر لااقل از زمان ارسطو و بلکه پیش از او راجع اخلاق صحبت کرده و دم از اخلاق زده است اما چرا وضع بشر روز به روز بدتر شده است؟
ای کاش روزی که جمع شدند رساله حقوق بشر را نوشتند، رساله وظایف و تکالیف بشر را هم می نوشتند.‌."

❤️🍀 @filsofak
انواع خشونت دارای یک ویژگی مشترک است:
خشونت حماقت نیست بلکه یک ناتوانی کاملا موثق برای فکر کردن است.

🔸️ هانا آرنت

❤️🍀 @filsofak
"همه آدم ها مانند ماه هستند
قسمت تاریکی دارند
که هرگز به کسی
نشان نمی دهند"

🔸️مارک تواین

❤️🍀 @filsofak
«وقتی کشتی‌ای غرق‌شدنی باشد، موش‌ها پیش از همه آن را حس می‌کنند و از آن می‌گریزند.»

🔸️شیاطین_ داستایوفسکی

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
پرونده خانواده - غرور 445.pdf
362.1 KB
در مسیر اخلاق(۱)

🔸️مجله خانه‌های‌روشن ‌۱۴۴
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۵

🔸️موضوع پرونده:
(غرور)
#غرور #مغرور
#همسر_مغرور

+ به دوستان خود بفرستید

🍀❤️ @The_meaningoflife
📌 نگاه اهل فرهنگ: "روز جهانی نقطه‌ویرگول"

✍🏼 احمد ابوالفتحی، نویسنده و مدیر کانال "پل‌ها"، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

۱. خیلی اتفاقی متوجه شدم که شانزده آوریل (امروز) روز جهانی نقطه‌ویرگول است. اولین واکنشم به این نام‌گذاری لبخندی از سرِ تمسخر بود. همه‌چیز روزِ جهانی پیدا کرده و نقطه‌ویرگول هم! بعد جست‌وجو کردم تا ببینم این نام‌گذاری چه دلیلی داشته. در جست‌وجوی فارسی چیزی به‌کف نیامد اما به فرنگی که جست‌وجو کردم برخوردم به یک روایتِ درخشان.

۲. علی صلح‌جو در کتابِ «نکته‌های ویرایش» نکته‌ای درست درباره‌ی استفاده‌ی نابه‌جای اهلِ قلمِ ایرانی از نقطه‌ویرگول بیان کرده است. او می‌گوید قطعه‌ای از متن که بعد از نقطه‌ویرگول می‌آید باید یک جمله‌ی کامل باشد ولی در متون فارسی بسیار پیش می‌آید که نویسندگان قطعاتی از یک جمله را بعد از نقطه‌ویرگول می‌آورند. استفاده‌ی نادرست از نقطه‌ویرگول، که من هم کم به آن برنخورده‌ام، نشان می‌دهد که ما به رازِ نقطه‌ویرگول پی نبرده‌ایم. این راز در اوایل دهه‌ی پیشینِ میلادی به همتِ یک آمریکایی جوان به ‌نام امی بلوئل مفهومی اجتماعی یافت و نقطه‌ویرگول را از سطح یک نشانه‌ی زبانی به سطحی دیگر برد. امی بلوئل بنیان‌گذار پروژه‌ی نقطه‌ویرگول بود. پروژه‌ای که علیه خودکشی سازمان یافته است.

۳. «روز بزرگداشت کسانی که ترجیح داده‌اند زندگی خود را پایان ندهند زیرا داستان‌هایشان هنوز تمام نشده است.» این تعریف رسمی روز جهانی نقطه‌ویرگول است. پروژه‌ی نقطه‌ویرگول برای ادای احترام به‌کسانی که خودکشی کرده‌اند یا به آن فکر کرده‌اند پدید آمده و شعارش این است: «داستان ما هنوز تمام نشده.» نگاه روایت‌انگارانه‌ی این پروژه به زندگی و بهره‌ی هوشمندانه‌ای که از نقطه‌ویرگول برده‌ است جذاب و گیراست. نقطه‌ویرگول نقطه‌ی اتصالِ دو جمله‌ی جدا از هم است که از لحاظِ منطقی و معنایی یک‌دیگر را کامل می‌کنند. شاید با انتخابِ چنین نامی، بلوئل می‌خواسته بگوید راه مواجهه با خودکشی نه تداومِ وضع موجود است و نه پایان بخشیدن به وضعیت. راهش این است که نقطه‌ای حواله‌ی بعضی چیزها بکنیم ولی نه سرِ سطر برویم و نه ارتباطمان را با چیزهای نقطه‌گذاری شده قطع بکنیم. ویرگولِ بالای آن نقطه ارتباطِ میان وضعِ تازه‌ای که بناست برای خود ایجاد کنیم را با وضعِ پیشین برقرار می‌کند، بی‌آنکه وضعِ تازه بخشی از وضع پیشین باشد. این پیشنهادِ هوشمندانه‌ای برای آنانی است که با مسئله‌ی خودکشی درگیر هستند. پیشنهادی هوشمندانه و جاه‌طلبانه. چنان جاه‌طلبانه که شاید دست‌نیافتنی بنماید.

۴. اگر دقت کرده باشید در همه‌ی متن برای پایان بخشیدن به جملاتِ مرتبط با امی بلوئل از افعالِ گذشته استفاده کرده‌ام. چرا؟ چون بلوئل در سال ۲۰۱۷ خودکشی کرد. او آزار دیده بود. بسیار. آزار جنسی دیده بود و آزار روانی. پدرش در سال ۲۰۰۳ خودکشی کرده بود و خودش هم تا پیش از سال ۲۰۱۳ چندباری تا مرز کشتنِ خود پیش رفته بود. اما خودکشی‌اش در سال ۲۰۱۷ شوک‌آور بوده. چنان شوک‌آور که بسیاری او را خائن لقب دادند. خائن به ایده‌ی خودش. شاید حق داشتند و شاید هم نه.

۵. امی بلوئل دنبالِ نقطه گذاشتن و ویرگول گذاشتنِ همزمان بود اما پروژه‌اش او را از نقطه‌گذاری محروم می‌کرد. آدمی که هی در معرضِ گذشته‌اش قرار می‌گیرد، حتی اگر هم بخواهد نمی‌تواند گذشته را بگذراند. ایده‌ی نقطه‌ویرگول وقتی عملی می‌شود که ما هی مجبور به توضیحِ گذشته‌مان نباشیم. بلوئل مجبور بوده است. او پروژه‌اش را بر پایه‌ی روایت زندگی خودش شکل داده بوده، بر پایه‌ی آزارهای جنسی، بر پایه‌ی خودکشی پدر، بر پایه‌ی خودکشی‌های ناموفق، بر پایه‌ی میل به خودکشی. چهار سال پیاپی روایت شدن برای یک آسیب دیده سمّ است. آسیب‌دیده‌ها را باید مرهم گذاشت. اگر قرار است نقطه‌ویرگولی در زندگی آسیب‌دیده‌ها گذاشته شود بهتر است که کمتر روایت شوند. هر بار روایت شدن نوع جدیدی از مواجهه را پدید می‌آورد. نوع تازه‌ای از تصویرسازی ذهنیِ وضعیتِ بغرنج. چرا که هر راوی قرائتِ خودش را از وضعیت ارائه می‌دهد.

۶. به‌گمانم بلوئل قربانیِ پروژه‌اش شده، جایی کم آورده و نتوانسته ادامه بدهد. مرگِ او اما به‌معنای شکستِ پروژه‌اش نیست. مرگ او یک هشدار است. هشدار به مایی که عادت داریم آدم‌های زخم‌دیده را هی روایت کنیم و روایت کنیم. خودکشی بلوئل می‌تواند به ما بگوید نقطه‌ویرگول گذاشتن در زندگیِ آدم‌های در معرضِ خودکشی یک عملِ فردی نیست. او حتی اگر بخواهد، بی‌همراهی اطرافیانش نمی‌تواند نقطه‌ویرگولش را در جای درست بگذارد.

#خودکشی #روان_درمانی
#روان_پزشکی #ادبیات_و_روانکاوی

❤️🍀 @filsofak
1
ماه روزه

روزه‌داری تقریبا در تمام ادیان وجود دارد و البته هرکدام به شکلی نسبتا متفاوت.
آن‌چه برای فرارسیدن ماه روزه دوست داریم این‌جا تقدیم شهروندان کنیم، در چند بند خلاصه می‌کنیم.

الف: برای کسانی که روزه می‌گیرند
۱. اگر کسی دنبال دلیل و علت روزه‌گرفتن شما می‌گردد تنها بفرمائید به یک دلیل "تسلیم امر خداوند و بندگی او". هرگز دنبال ارائه دلایل علمی، پزشکی و سلامت نباشید.
۲. برای اثبات مفیدبودن روزه، منابع و مستندات عالمان، مشاهیر و مفاخر ایرانی و خارجی را ارائه نکنید.
۳. لطفا از کسی نپرسید که آیا او روزه هست یا نه؟ همچنین از او نپرسید که چرا روزه نمی‌گیرد؟
۴. اگر وسوسه شدید که از کسی سوال کنید چرا روزه نیست، به پاسخ او که می‌گوید "به دلایل شخصی"، قانع شوید و تجسس بیشتری نکنید.
۵. اگر کسی روزه‌خواری می‌کند، به او لبخند بزنید و کمک کنید که رواداری کند. یعنی در عین حال که روزه نیست، از خوردن و نوشیدن و سیگارکشیدن در ملاء عام پرهیز کند. یادتان باشد به همان دلیل که روزه‌گرفتن برای شما دشوار است، روزه‌نگرفتن در این ماه نیز برای او دشوار است.
۶. این‌که در زندگی دیگران تجسس کنیم، آمد و شد آن‌ها را کنترل کنیم، به رنگ و روی، زبان و بوی دهان آن‌ها دقت کنیم، با سماجت دنبال مُچ‌گیری باشیم، مزاحم تنهایی، حصار شخصی و خلوت آن‌ها شویم، از آن‌ها پیش دیگران، قضاوت نادرست یا حتی درست بکنیم؛ هیچ‌کدام، از مصادیق امر به نیکی و نهی از بدی نیست.
۷. روزه‌گرفتن امری فردی است و افتخار آن از جهت عبودیت و رضایت خداست و نباید از آن برای برتری جستن و یا تحقیر و تمسخر دیگران استفاده کرد.
۸. برای کسانی که به‌هر دلیلی روزه نمی‌گیرند، ماه روزه سختی‌ها و محدودیت‌های خودش را دارد، اگر با کسی که روزه نمی‌گیرد دوست یا خویشاوند هستید، خیلی زیبا خواهد بود که بگویید "ممنونم که به‌خاطر ما روزه‌داران رواداری می‌کنید" به او بگویید "نیازی نیست جلوی من به خودت سختی بدهی، با من راحت باش"

ب: برای کسانی که روزه نمی‌گیرند
۱. اکنون که روزه نمی‌گیرید با روزه‌گرفتن دیگران؛ دیگرانی که به روزه‌گرفتن "ایمان" دارند، جدل نکنید و دنبال توجیه آن‌ها برای روزه‌نگرفتن نباشید. هرگز نپرسید چرا روزه می‌گیرند.
۲. لزومی ندارد برای توجیه روزه‌نگرفتن خود آسمان و ‌‌ریسمان به‌هم ببافید، کافی است بگویید به "دلایل شخصی" روزه نمی‌گیرد.
۳. سعی نکنید با فهرست انجام فضایل یا ترک رذایل اخلاقی دیگر، آن را به‌جای روزه بگذارید و از روزه‌دار بخواهید به‌جای روزه‌گرفتن، فلان فضیلت را انجام یا فلان رذیلت را ترک کند.
۴. اگر روزه نمی‌گیرید رواداری کنید. یعنی حرمت افراد دیگر جامعه (شهروندان) را پاس بدارید. خوردن نزد افراد گرسنه باعث تحریک معده و آزادکردن اسید معده آن‌ها و ایجاد ضعف و بیماری می‌شود.
۵. دنبال دلایل علمی و پزشکی برای منع روزه‌داران از روزه‌گرفتن نباشید. یقینا آن‌ها خود قادر به بررسی و تحقیق در حد شما هستند.
۶ . روزه‌نگرفتن امری فردی است و افتخاری ندارد و نباید از آن برای برتری جستن یا تحقیر و تمسخر دیگران استفاده کنید.
۷. اگر با دوستان یا بستگانی برخورد می‌کنید که روزه‌ هستند، به آن‌ها انرژی دهید که از پس آن برآیند. اگر قرار است در مورد روزه‌گرفتن یا نگرفتن با او گفتگو و بحث کنید، این کار را بعد یا قبل از ماه روزه انجام دهید.
۸. ماه روزه برای کسانی که به آن ایمان دارند فرصت بسیار خوبی برای تزکیه، تهذیب نفس و نزدیکی به خالق است. روزه‌داران از رسیدن ماه روزه خوشحال هستند و احساس بسیار خوبی دارند، اگر رفیق یا خویشاوندی دارید که روزه می‌گیرد، فرارسیدن ماه روزه را به او تبریک بگویید و به او بگویید که روزه‌گرفتن یا نگرفتن هیچ فاصله‌ای بین رفاقتش با او ایجاد نمی‌کند.

🔸️|محمدرضا کنعانی|

❤️🍀 @filsofak
اثر پلتزمن

دو همسایه را در نظر بگیرید که یکی از آن‌ها در یک خانه‌ی معمولی با سازه‌ای ضعیف و دیگری در یک خانه‌ی نسبتاً مقاوم در برابر زلزله زندگی می‌کنند. از این دو همسایه، مرگ کدام‌یک در اثر زلزله محتمل‌تر است؟
در نگاه اول، پاسخ چنین سؤالی ساده به نظر می‌رسد. کسی که در خانه‌ی دارای سازه‌ی ضعیف زندگی می‌کند، بیشتر احتمال دارد که در اثر زلزله جان خود را از دست بدهد.
حالا فرض کنید یک نفر آمده و استدلال متفاوتی مطرح می‌کند. او می‌گوید: تعداد قابل‌توجهی از زلزله‌ها، چند پیش‌لرزه دارند و سپس زلزله‌ی اصلی روی می‌دهد. با پیش‌لرزه، همسایه‌ای که در خانه‌ی ضعیف زندگی می‌کند می‌ترسد و خانه‌اش را ترک می‌کند. اما همسایه‌ای که در خانه‌ی محکم زندگی می‌کند، ممکن است به پشتوانه‌ی طراحی مقاوم خانه‌اش، در همان خانه بماند. اگر زلزله از حد مشخصی شدیدتر باشد و خانه ویران شود، احتمال مرگ همسایه‌ی دوم (در خانه‌ی مستحکم‌تر) بیشتر است.

طبیعتا نمی‌توان چنین ادعایی را به سادگی تأیید کرد. چون باید مطالعه‌ی آماری گسترده‌ای انجام شده و در نهایت، چنین ادعایی رد یا تأیید شود. اما واقعیت این است که به سادگی هم نمی‌توان این ادعا را رد کرد؛ احساس امنیت گاهی ما را جسورتر می‌کند و همین جسورترشدن ممکن است باعث شود که ما دست به ریسک‌های بزرگتری بزنیم یا برخی ریسک‌های بزرگ را نبینیم و جدی نگیریم.

مثال دیگر این‌که بسیاری از مردم پس از واکسینه‌شدن علیه کورونا به این ویروس مبتلا شده‌اند! پس از انجام واکسیناسیون، مردم کم‌تر اقدامات پیشگیرانه از جمله استفاده از ماسک یا فاصله‌گذاری فیزیکی را انجام می‌دهند و به امنیت کاذب رسیدن به ایمنی گله‌ای را حس می‌کنند. این مسئله موجب افزایش تعداد مبتلایان شده است.
سم پلتزمن بر این باور بود که ایمنی و ایمن‌سازی می‌تواند ریسک‌پذیری انسان‌ها را افزایش داده و به نتیجه‌ی معکوس منتهی شود.

قوانینی که توسط پلتزمن مطالعه شده است:
۱. قانون ایمنی ترافیک و وسایل نقلیه
این قانون برای افزایش ایمنی جاده‌ها و در نتیجه کاهش تعداد تصادفات رانندگی و مرگ و میر ناشی از آن‌ها بود. آمار اولیه نشان داد که تعداد مرگ و میر سالانه در تصادفات رانندگی کاهش یافته است. با این حال پلتزمن کشف کرد که این مقررات یا اقدامات امنیتی توسط دولت، رانندگان را به‌طور غیرمستقیم ترغیب می‌کرد که رفتارهای پرخطر بیشتری نشان دهند، زیرا "با محافظت بیشتر ، قیمت پرخطربودن کاهش می‌یابد".
بنابراین از طریق این قانون، اگرچه تعداد مرگ و میرها (سرنشینان اتومبیل) بر اثر تصادفات رانندگی کاهش یافت، اما تعداد تصادفات به‌طور قابل توجهی افزایش یافت و همچنین تعداد دوچرخه‌سواران، رانندگان و فوت عابران پیاده.

۲. قانون افراد معلول
این قانون انواع تبعیض علیه افراد دارای معلولیت در محل کار را ممنوع می‌کرد و ایجاب می‌کرد که کاری متناسب با معلولیت به آن‌ها پیشنهاد شود. قبل از اجرای این قانون، اشتغال در این گروه در حال افزایش بود. با این حال، پس از تصویب قانون، مطالعات مختلف نشان داد که چگونه چنین اشتغالی در این گروه کاهش یافته است. قبل از قانون، برخی از کارفرمایان افراد معلول را استخدام کردند. گاهی اوقات همه چیز روان پیش می‌رفت و گاهی اوقات نه، که باعث می‌شد تاجر از خدمات خود چشم‌پوشی کند. اما با تصویب قانون هزینه‌های نسبی استخدام و اخراج افزایش می‌یابد.

۳. قانون گونه‌های در معرض خطر
قانون ماموریت حفاظت از گونه‌های در معرض خطر ایجاب می‌کرد که گونه‌های موجود در این لیست "محافظت" شوند. حدود صد گونه در لیست قرار گرفتند و بنا شد طی ۳۰ سال بعد هر ساله ۴۰ گونه جدید به این لیست اضافه شود. نتایج نشان داد که چگونه طی ۳۰ سال فقط ۶ گونه توانسته بود نجات یابد و نتایج قانون بسیار منفی بود. به‌عنوان مثال گونه‌های دارکوب که در معرض خطر بودند. این گونه در مزارعی زندگی می‌کرد که درختان زیادی دارد. اگر پرنده در یکی از این مزارع ظاهر می‌شد، صاحبان مزارع مجاور درختان را قطع می‌کردند (زیرا در غیر این‌صورت، همه چوب‌ها را از دست می‌دادند). همین اتفاق در مورد انواع دیگر گونه‌ها نیز رخ داد و در نهایت منجر به خطر بیشتر برای بسیاری از گونه‌ها شد.
نتیجه‌گیری
اگر قانون یا مقررات امنیتی یا حفاظتی صادر می‌شود، ابتدا باید یک مطالعه تأثیر رفتاری انجام شود. از طرف دیگر، مهم است که پس از یک بازه زمانی خاص بررسی کرد که آیا آن قانون (مقررات یا اندازه‌گیری) نتایج مثبت یا منفی به‌بار آورده است یا نه.

🔸️|منابع مختلف|

❤️🍀 @filsofak
💕 انسان سالم، هیچ گاه دیگری را شکنجه نمی‌کند.
این انسان آزار دیده است که آزار می‌رساند.
زخم خورده ها علاقه عجیبی به زخم زدن به دیگران دارند؛
آنها که از عزت نفس پایینی برخوردارند
میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران دارند.
تو هیچ گاه کنار آنها بزرگ نمی شوی، فقط تحقیر می شوی.
چون، یک فرد ناسالم، هرچیز در اطرافش را بیمار می کند.

🔸️کارل گوستاو يونگ


❤️🍀 @filsofak