This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خرس پس از ۲۰ سال از باغ وحشی در رومانی در طبیعت رها شده
او از زندان بیرون آمده اما زندان از او بیرون نیامده.
❤️🍀 @filsofak
او از زندان بیرون آمده اما زندان از او بیرون نیامده.
❤️🍀 @filsofak
▫️▫️خیالِ ناممکنِ جلوزدن از خود
اغلب ما میخواهیم از خودمان جلو بزنیم امّا تقریباً هیچ کداممان نمیتوانیم این کار را بکنیم. ممکن است در کوتاه مدّت چند قدمی خودمان را پشت سر بگذاریم، امّا دیر یا زود، دست میاندازیم، یقه خودمان را می گیریم و پس میکشیم به همان جایی که میتوانیم با قدمها و سرعت خودمان برویم؛ به همان جایی که هستیم و توان فهم، هضم و تحمّلش را داریم. مثلاً دوست داریم باهوشتر، پرکارتر، توانمندتر و خلّاقتر از آن چیزی باشیم که در حال حاضر هستیم یا کاری بکنیم بزرگتر، مهمتر و ارزشمندتر از آن چیزی که با تنشِ قابلتحمّل از پسِ انجامش برمیآئیم. گاهی در موردش حرف میزنیم، گاهی انجامش میدهیم، گاهی حتی خوب هم پیش میرویم. امّا چون هنوز چیزهایی در درونمان آماده نیست، پس میکشیم، خسته میشویم، رها میکنیم و میبرّیم. اینجاست که در کارِ خودمان میمانیم که چطور خراب شد، چطور خرابش کردم یا چطور نرسیدم؟ مسئله این است که در این جلو زدن، با خودمان آشتی نبودیم. اندازه قدمها، ضربان قلب و تعداد نفسهایمان را به رسمیت نشناخته بودیم. قصد داشتیم با سرعتی بیش از توانمان بدویم. امّا نمیشود. همیشه اینجور وقتها چیزی در درونمان مقا.مت میکند و پس میکشد. چه چیزی؟ شاید اسمش را بشود گذاشت خودِ واقعی، خودِ فعلی، خود مراقب، خودِ ترسیده، خودِ ضعیفتر یا هر چیز دیگری. هرچه که هست، این خود، دست میاندازد یقه ما را میگیرد و برمان میگرداند چند قدم عقبتر؛ جایی که در آن زور نمیزنیم، نمیترسیم و میتوانیم قدم برداریم و از پا نیفتیم. حرفم این نیست که رؤیا نبینیم و چیزهای تازه نخواهیم. میگویم آدم باید با خودش آشتی باشد و رؤیا ببیند. نه اینکه با ذهن دیگران، با ذهنِ کودکی و نوجوانیاش یا برای حل یک بار برای همیشۀ مشکلات، رؤیا ببیند و مدام نیمهکاره و خسته بماند.
#محمود_مقدسی
❤️🍀 @filsofak
اغلب ما میخواهیم از خودمان جلو بزنیم امّا تقریباً هیچ کداممان نمیتوانیم این کار را بکنیم. ممکن است در کوتاه مدّت چند قدمی خودمان را پشت سر بگذاریم، امّا دیر یا زود، دست میاندازیم، یقه خودمان را می گیریم و پس میکشیم به همان جایی که میتوانیم با قدمها و سرعت خودمان برویم؛ به همان جایی که هستیم و توان فهم، هضم و تحمّلش را داریم. مثلاً دوست داریم باهوشتر، پرکارتر، توانمندتر و خلّاقتر از آن چیزی باشیم که در حال حاضر هستیم یا کاری بکنیم بزرگتر، مهمتر و ارزشمندتر از آن چیزی که با تنشِ قابلتحمّل از پسِ انجامش برمیآئیم. گاهی در موردش حرف میزنیم، گاهی انجامش میدهیم، گاهی حتی خوب هم پیش میرویم. امّا چون هنوز چیزهایی در درونمان آماده نیست، پس میکشیم، خسته میشویم، رها میکنیم و میبرّیم. اینجاست که در کارِ خودمان میمانیم که چطور خراب شد، چطور خرابش کردم یا چطور نرسیدم؟ مسئله این است که در این جلو زدن، با خودمان آشتی نبودیم. اندازه قدمها، ضربان قلب و تعداد نفسهایمان را به رسمیت نشناخته بودیم. قصد داشتیم با سرعتی بیش از توانمان بدویم. امّا نمیشود. همیشه اینجور وقتها چیزی در درونمان مقا.مت میکند و پس میکشد. چه چیزی؟ شاید اسمش را بشود گذاشت خودِ واقعی، خودِ فعلی، خود مراقب، خودِ ترسیده، خودِ ضعیفتر یا هر چیز دیگری. هرچه که هست، این خود، دست میاندازد یقه ما را میگیرد و برمان میگرداند چند قدم عقبتر؛ جایی که در آن زور نمیزنیم، نمیترسیم و میتوانیم قدم برداریم و از پا نیفتیم. حرفم این نیست که رؤیا نبینیم و چیزهای تازه نخواهیم. میگویم آدم باید با خودش آشتی باشد و رؤیا ببیند. نه اینکه با ذهن دیگران، با ذهنِ کودکی و نوجوانیاش یا برای حل یک بار برای همیشۀ مشکلات، رؤیا ببیند و مدام نیمهکاره و خسته بماند.
#محمود_مقدسی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا زندگی بدون درد را انتخاب میکنید؟
#فلسفهورزی، #فلسفه_اخلاق، #لذتگرایی، #TedEd
▪️مترجم: حسین محمدیزاده
▫️لینک ویدئو در آپارات
❤️🍀 @filsofak
#فلسفهورزی، #فلسفه_اخلاق، #لذتگرایی، #TedEd
▪️مترجم: حسین محمدیزاده
▫️لینک ویدئو در آپارات
❤️🍀 @filsofak
اگر جز سوم عشق یعنی احترام وجود نداشته باشد، احساس مسئولیت به آسانی به سلطهجویی و میل به تملک دیگری سقوط میکند. منظور از احترام، ترس و وحشت نیست، بلکه توانایی درک طرف، آن چنان که وی هست، و آگاهی از فردیت بیهمتای اوست.
احترام یعنی علاقه به این مطلب که دیگری، آنطور که هست، باید رشد کند و شکوفا شود. بدین ترتیب، در آنجا که احترام هست، استثمار وجود ندارد. من میخواهم معشوقم برای خودش و در راه خودش پرورش بیابد و شکوفا شود، نه برای پاسداری من.
اگر من شخص دیگری را دوست دارم، با او آن چنان که هست، نه مانند چیزی برای استفاده خودم یا آنچه احتیاجات من طلب میکند احساس وحدت میکنم.
واضح است که احترام آنگاه میسر است که من به استقلال رسیده باشم یعنی آنگاه که بتوانم روی پای خود بایستم و بیمدد عصا راه بروم، آنگاه که مجبور نباشم دیگران را تحت تسلط خود در بیاورم یا استثمارشان کنم.
احترام تنها بر پایه آزادی بنا میشود: به مصداق یک سرود فرانسوی، «عشق فرزند آزادی است» نه از آن سلطهجویی.
🔸️اریک فروم
از کتاب هنر عشق ورزیدن
ترجمه پوری سلطانی
❤️🍀 @filsofak
احترام یعنی علاقه به این مطلب که دیگری، آنطور که هست، باید رشد کند و شکوفا شود. بدین ترتیب، در آنجا که احترام هست، استثمار وجود ندارد. من میخواهم معشوقم برای خودش و در راه خودش پرورش بیابد و شکوفا شود، نه برای پاسداری من.
اگر من شخص دیگری را دوست دارم، با او آن چنان که هست، نه مانند چیزی برای استفاده خودم یا آنچه احتیاجات من طلب میکند احساس وحدت میکنم.
واضح است که احترام آنگاه میسر است که من به استقلال رسیده باشم یعنی آنگاه که بتوانم روی پای خود بایستم و بیمدد عصا راه بروم، آنگاه که مجبور نباشم دیگران را تحت تسلط خود در بیاورم یا استثمارشان کنم.
احترام تنها بر پایه آزادی بنا میشود: به مصداق یک سرود فرانسوی، «عشق فرزند آزادی است» نه از آن سلطهجویی.
🔸️اریک فروم
از کتاب هنر عشق ورزیدن
ترجمه پوری سلطانی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ برای رسیدن به موفقیت به استراحت نیاز دارید
🖋 #مصطفی_سلیمانی
+بفرستید به دوستان جهت مطالعه
🍀❤️ @The_meaningoflife
🖋 #مصطفی_سلیمانی
+بفرستید به دوستان جهت مطالعه
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مقاله_اخلاقی_اخلاق_فرزندپروری_441_1.png
3 MB
به مناسبت روز تربیت اسلامی
مقاله:
🔸️(فرزند پروری در ساحت اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
بخش عمدهای از بنیانهای شخصیتی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و هیجانی انسان، در دوران کودکی او، و متأثر از محیط رشد و پرورش اوست. مهمترین تأثیرگذاران بر این فرایند، مراقبین کودک، یعنی کسانی هستند که بیشترین تعامل را با او دارند. مراقبین، که در غالب موارد، پدر و مادرِ کودک هستند، وظیفه سنگین فرزندپروری را بر عهده دارند.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۴۱
🍀❤️ @The_meaningoflife
مقاله:
🔸️(فرزند پروری در ساحت اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
بخش عمدهای از بنیانهای شخصیتی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و هیجانی انسان، در دوران کودکی او، و متأثر از محیط رشد و پرورش اوست. مهمترین تأثیرگذاران بر این فرایند، مراقبین کودک، یعنی کسانی هستند که بیشترین تعامل را با او دارند. مراقبین، که در غالب موارد، پدر و مادرِ کودک هستند، وظیفه سنگین فرزندپروری را بر عهده دارند.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۴۱
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_تله_آسیبپذیری_441.pdf
355.3 KB
#طرحواره
تلههای زندگی(۱۵)
مجله خانههایروشن ۱۴۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۱
موضوع پرونده:
(آسیب پذیری)
#تله_آسیب_پذیری
#طرحواره_آسیب_پذیری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
تلههای زندگی(۱۵)
مجله خانههایروشن ۱۴۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۱
موضوع پرونده:
(آسیب پذیری)
#تله_آسیب_پذیری
#طرحواره_آسیب_پذیری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
سینمادرمانی
کارگاه آنلاینِ "نقد و تحلیل فیلم روانشناسی"
بعضی فیلمها میتونن با آموزش غیر مستقیمی که دارن، تخصص زندگی کردن رو در زمان کوتاهی به ما یاد بدن. ما به این روش میگیم سینمادرمانی.
اگه دوست دارید، با ما در این دوره درمانی همراه و همقدم باشید.
🧑💻 کلاس #آنلاین نقد فیلم با تدریس #مصطفی_سلیمانی
🌐 آدرس سایت برای ثبتنام: reg. isoa. ir
⏳ مهلت ثبتنام: ۱۰ اسفند ماه
🛎️ تاریخ شروع کلاس: ۱۵ اسفند ماه
⚠️ برای اطلاع از هزینه و سایر جزئیات به سایت مراجعه کنید.
مدرسه اسلامی هنر
ثبتنام:
https://reg.isoa.ir/author/m-soleimani/instructing-courses/
🍀❤️ @The_meaningoflife
کارگاه آنلاینِ "نقد و تحلیل فیلم روانشناسی"
بعضی فیلمها میتونن با آموزش غیر مستقیمی که دارن، تخصص زندگی کردن رو در زمان کوتاهی به ما یاد بدن. ما به این روش میگیم سینمادرمانی.
اگه دوست دارید، با ما در این دوره درمانی همراه و همقدم باشید.
🧑💻 کلاس #آنلاین نقد فیلم با تدریس #مصطفی_سلیمانی
🌐 آدرس سایت برای ثبتنام: reg. isoa. ir
⏳ مهلت ثبتنام: ۱۰ اسفند ماه
🛎️ تاریخ شروع کلاس: ۱۵ اسفند ماه
⚠️ برای اطلاع از هزینه و سایر جزئیات به سایت مراجعه کنید.
مدرسه اسلامی هنر
ثبتنام:
https://reg.isoa.ir/author/m-soleimani/instructing-courses/
🍀❤️ @The_meaningoflife
چگونه از تصویر بدن دختر خود محافظت کنیم؟
حفظ یک تصویر بدنی مثبت برای دختران جوانی که غالبا در تصاویر غیر واقعی زیبایی، بهویژه در شبکههای اجتماعی غرق میشوند به یک چالش تبدیل شده است.
دختران جوان ما یا تحت فشار همسالان یا باور آنچه در رسانههای اجتماعی میبینند این الگوهای زیبایی را درونی کرده و دیدگاههای منفی در مورد بدن خود دارند.
بهعنوان یک والد شاید این سوال پیش بیاید که آیا برای کاهش تاثیرات اجتماعی و کمک به دخترتان میتوانید کاری انجام دهید که خودش را از درون و بیرون دوست داشته باشد؟ در اینجا به چند استراتژی اشاره شده است:
۱. از خودتان شروع کنید. هر چه نسبت به بدن خود مثبت باشید احتمال این تصور هم در دخترتان بیشتر است. از ظاهر خود انتقاد نکنید، ما نمیتوانیم آنچه را رسانهها به فرزندانمان میآموزند کنترل کنیم اما میتوانیم تاثیرات آنها را محدود کنیم.
۲. از اظهار نظر در مورد وزن یا رژیمهای غذایی خودداری کنید.
البته والدین موجب ایجاد اختلالات خوردن نمیشوند اما عقاید و باورها در مورد عذا و وزن میتواند به یک مشکل غذایی منجر شود.
۳. غذای "خوب" یا "بد" وجود ندارد. از این اصطلاحات برای غذاها استفاده نکنید، سعی کنید صحبت در مورد بدن را در خانه به حداقل برسانید و برای دیگران هم در خانه خود این را قانون کنید. اگر کسی به دلیلی مرتبط با سلامتی رژیم عذایی دارد کاهش وزن او را جشن نگیرید.
در واقع رژیم غذایی یکی از رایجترین پیشبینیکنندههای اختلالات جدید خوردن است و تفاوت در بروز اختلالات خوردن بین دو جنس تا حد زیادی با میزان رژیمهای غذایی زودرس در دختران جوان ارتباط دارد.
۴. در مورد عواقب "مقایسه" صحبت کنید. گرچه مقایسهکردن در طبیعت انسان است اما میتوانیم تا حدودی آن را کنترل کنیم. اغلب مقایسههای اجتماعی منجر به احساسات منفی میشود بهخصوص وقتی شامل چیزیست که کنترلی بر آن نداریم.
با دخترتان در مورد عواقب "مقایسه خود با دیگران" صحبت کنید به او کمک کنید تا این عادت را پیدا کند که استاندارهای یک عملکرد را در درون خود جستجو کند (نه کاری که دیگران انجام میدهند) وقتی او را با کسی مقایسه میکنید ویژگیهای او را برجسته کنید تا منحصر به فرد بودنش را نشان دهد.
۵. مشغله و سرگرمی ایجاد کنید. بهدنبال فعالیتهای فوق برنامه، ورزشهای سازمان یافته و عضویت در گروههای اجتماعی مورد علاقهاش باشید. اینها راههایی برای احساس هویت و صلاحیت است. کار باعث افزایش عزت نفس میشود هرچه عزت نفس دخترتان بالاتر باشد او بهجای شکل ظاهر روی زمینههای دیگر زندگی خود تمرکز خواهد کرد.
۶. نظرات او را در مورد شبکههای اجتماعی و الگوهای زیبایی به چالش بکشید. وقتی به تبلیغات تجاری، تیزرها یا شبکههای اجتماعی نگاه میکنید تصاویر را به دخترتان نشان دهید و بگویید که این تصاویر تا حد زیادی روتوش شدهاند و نمایشی دقیق از شخص نیست. او را وادار کنید درباره آنچه تبلیغ میشود انتقادی بیندیشد.
امیدارم این توصیهها برای شما مفید باشد و چند مورد را امتحان کنید. رابطه دخترتان با بدنش ممکن است توسط دوستان و رسانههای اجتماعی شکل بگیرد اما او برای گفتههای شما ارزش بیشتری قائل است، بدانید که او همواره برای راهنمایی به شما مینگرد.
🔸️|زهره عابدینی|
❤️🍀 @filsofak
حفظ یک تصویر بدنی مثبت برای دختران جوانی که غالبا در تصاویر غیر واقعی زیبایی، بهویژه در شبکههای اجتماعی غرق میشوند به یک چالش تبدیل شده است.
دختران جوان ما یا تحت فشار همسالان یا باور آنچه در رسانههای اجتماعی میبینند این الگوهای زیبایی را درونی کرده و دیدگاههای منفی در مورد بدن خود دارند.
بهعنوان یک والد شاید این سوال پیش بیاید که آیا برای کاهش تاثیرات اجتماعی و کمک به دخترتان میتوانید کاری انجام دهید که خودش را از درون و بیرون دوست داشته باشد؟ در اینجا به چند استراتژی اشاره شده است:
۱. از خودتان شروع کنید. هر چه نسبت به بدن خود مثبت باشید احتمال این تصور هم در دخترتان بیشتر است. از ظاهر خود انتقاد نکنید، ما نمیتوانیم آنچه را رسانهها به فرزندانمان میآموزند کنترل کنیم اما میتوانیم تاثیرات آنها را محدود کنیم.
۲. از اظهار نظر در مورد وزن یا رژیمهای غذایی خودداری کنید.
البته والدین موجب ایجاد اختلالات خوردن نمیشوند اما عقاید و باورها در مورد عذا و وزن میتواند به یک مشکل غذایی منجر شود.
۳. غذای "خوب" یا "بد" وجود ندارد. از این اصطلاحات برای غذاها استفاده نکنید، سعی کنید صحبت در مورد بدن را در خانه به حداقل برسانید و برای دیگران هم در خانه خود این را قانون کنید. اگر کسی به دلیلی مرتبط با سلامتی رژیم عذایی دارد کاهش وزن او را جشن نگیرید.
در واقع رژیم غذایی یکی از رایجترین پیشبینیکنندههای اختلالات جدید خوردن است و تفاوت در بروز اختلالات خوردن بین دو جنس تا حد زیادی با میزان رژیمهای غذایی زودرس در دختران جوان ارتباط دارد.
۴. در مورد عواقب "مقایسه" صحبت کنید. گرچه مقایسهکردن در طبیعت انسان است اما میتوانیم تا حدودی آن را کنترل کنیم. اغلب مقایسههای اجتماعی منجر به احساسات منفی میشود بهخصوص وقتی شامل چیزیست که کنترلی بر آن نداریم.
با دخترتان در مورد عواقب "مقایسه خود با دیگران" صحبت کنید به او کمک کنید تا این عادت را پیدا کند که استاندارهای یک عملکرد را در درون خود جستجو کند (نه کاری که دیگران انجام میدهند) وقتی او را با کسی مقایسه میکنید ویژگیهای او را برجسته کنید تا منحصر به فرد بودنش را نشان دهد.
۵. مشغله و سرگرمی ایجاد کنید. بهدنبال فعالیتهای فوق برنامه، ورزشهای سازمان یافته و عضویت در گروههای اجتماعی مورد علاقهاش باشید. اینها راههایی برای احساس هویت و صلاحیت است. کار باعث افزایش عزت نفس میشود هرچه عزت نفس دخترتان بالاتر باشد او بهجای شکل ظاهر روی زمینههای دیگر زندگی خود تمرکز خواهد کرد.
۶. نظرات او را در مورد شبکههای اجتماعی و الگوهای زیبایی به چالش بکشید. وقتی به تبلیغات تجاری، تیزرها یا شبکههای اجتماعی نگاه میکنید تصاویر را به دخترتان نشان دهید و بگویید که این تصاویر تا حد زیادی روتوش شدهاند و نمایشی دقیق از شخص نیست. او را وادار کنید درباره آنچه تبلیغ میشود انتقادی بیندیشد.
امیدارم این توصیهها برای شما مفید باشد و چند مورد را امتحان کنید. رابطه دخترتان با بدنش ممکن است توسط دوستان و رسانههای اجتماعی شکل بگیرد اما او برای گفتههای شما ارزش بیشتری قائل است، بدانید که او همواره برای راهنمایی به شما مینگرد.
🔸️|زهره عابدینی|
❤️🍀 @filsofak
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۱ فوریه از طرف یونسکو بهعنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شدهاست.
نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ بهمنظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شدهاست.
اصل ۱۵ قانون اساسی میگوید زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
❤️🍀 @filsofak
نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ بهمنظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شدهاست.
اصل ۱۵ قانون اساسی میگوید زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
❤️🍀 @filsofak
🌱درس هایی که از کرونا گرفتم🌱
حال که یک سال از درگیری با ضرباهنگ تند همهگیری کرونا در شهر و کشورم گذشت حیف است از راست قامتی و مردانگی سخن نگفتن. چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم،(مولانا).
یک سال از کرونا گذشت، اما ما هزارساله شدیم. به تعبیر خیام: "با هفت هزار سالگان سربهسریم".
این یادداشت برداشت هایی شخصی و استعاریست از آنچه در این یک سال بر ما گذشت.
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کآن کس که گفت قصهی ما هم ز ما شنید.
(حافظ)
واقعیترین وصفی که من بر هر روز از این سال میگذارم، "تعلیق" است؛ تعلیق به مثابه قرار گرفتن روزمره، در متن کششی تنشآلود، با سرنوشتی نامعلوم.
به گمان من در آن روزهای تعلیق، و در آوردگاه کرونا و انسان، چهار ارزش بشری، نشانگان رهایی بشر از این مصیبتاند.
۱- امید
گمان نمیکنم جهان پیش و پس از کرونا، بدون امید، تفاوت معناداری کند. کرونا نیز مانند بسیاری مصائب تاریخی بشر، آوردگاه مبارزهای دوسویه است، شر در برابر خیر، تاریکی در برابر روشنایی، نومیدی در برابر امید، زنگار در برابر آینه.
خانم سوزان سانتاگ در کتابِ "نظر به درد دیگران" نوشته است "ترحّم در برابر ترس توانش را از دست میدهد".
گمان کنید این گونه میشد. آن گاه جهان چه قدر غمبار میشد اگر مهربانی در برابر آن قدرتِ بیرحمِ اهریمنی توانش را از دست میداد؟
پر واضح است که مهربانی در برابر ترس، رنگ نباخت. "ترس مویی نیست اندر پیش عشق".
در بطن این تونل تاریک و پیچ در پیچ، جهان وامدار کسانی ست که زنگار از آینه زدودند، اولین چراغها را برافروختند، تسلیم تاریکی نشدند و دل به روشنایی امیدبخش در انتهای این تونل پیچ در پیچ بستند.
"گر بدی گیرد جهان را سربه سر
از دلم امیّد خوبی را مَبَر"
(امیرهوشنگ ابتهاج)
۲- ایثار
در دیالوگی از فیلم ستایششدهی "از گور برخاسته(The revenant) به کارگردانی "الخاندرو گونسالس ایناریتو" دیالوگی هست با این مضمون که اگر در میانه ی طوفان، شما به تکانهای شدید شاخ و برگ درخت نگاه کنید، یقین می کنید که درخت افتادنی است. ولی وقتی به تنه ی درخت نگاه کنید می بینید که درخت استوار ایستاده و تکان نمی خورد.
بیمارستان آوردگاه افقیها و عمودیهاست. در این یک سال، همزیستی با عمودیترین انسان های عمرم را تجربه کردم.
در میانهی طوفانِ تاریکی، اهالی درمان، پزشکان و پرستاران، از برق و رعد پروا نکردند، و راست ایستادند، صد البته به قیمت گزاف زندگیشان.
انسان امید به آینده اش را بدهکار این از خودگذشتگی و راستقامتی است.
"چون با هزار رشته تو با جانِ خاكيان
پيوند می كنی
پروا مكن ز رعد
پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت!"
(سیاوش کسرایی)
۳- برابری
کرونا مفهوم مرگِ قریب الوقوع را تبدیل به تجربهای همگانی برای همه انسان ها در همهی طبقات اجتماعی کرد. به گمان من درس های کرونا درس های فلسفی سادهای برای انسان هاست. پندهایی نبشته بر دیوار.
با این تجربهی زیسته از اضطراب و آسیب همگانی، برتری جویی انسان بر انسان دیگر، به سبب برخورداری بیشتر از مواهب، نماد مطلق نادانی خواهد بود.
۴- معنابخشی
چهارمین آموختهام "معنابخشی" به زندگیست، و البته دریافتی کاملا شخصی و استعاری، از تجربهای یکساله.
مالارمه میگفت: "دریغ که جسم انسان غم انگیز است". ولی نگفت که روح انسان میتواند چهسان بشکوه و تعالیبخش باشد.
نشانگان این شکوه انسان هاییاند که زندگی خود را فدای روشن کردن چراغ امید در دل دیگران کردند. اکنون با ما میزیند، در ما مینگرند اما، در کنارمان نادیدنیاند. با رأفت بادها رفتند، اما همواره ارتعاش موسیقایی حضورشان را میشنویم.
اینان نشانگان دنیای نادیدنی، اما فرازمند و ملکوتی خداوندند. مقدمشان بر ساکنان سراپردهی قدس مبارک. سعدی چه خوش گفت:
دل ای رفیق در این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
✍ دکتر سیدمصطفی قاسمزاده
هشتم اسفند ۱۳۹۹
❤️🍀 @filsofak
حال که یک سال از درگیری با ضرباهنگ تند همهگیری کرونا در شهر و کشورم گذشت حیف است از راست قامتی و مردانگی سخن نگفتن. چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم،(مولانا).
یک سال از کرونا گذشت، اما ما هزارساله شدیم. به تعبیر خیام: "با هفت هزار سالگان سربهسریم".
این یادداشت برداشت هایی شخصی و استعاریست از آنچه در این یک سال بر ما گذشت.
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کآن کس که گفت قصهی ما هم ز ما شنید.
(حافظ)
واقعیترین وصفی که من بر هر روز از این سال میگذارم، "تعلیق" است؛ تعلیق به مثابه قرار گرفتن روزمره، در متن کششی تنشآلود، با سرنوشتی نامعلوم.
به گمان من در آن روزهای تعلیق، و در آوردگاه کرونا و انسان، چهار ارزش بشری، نشانگان رهایی بشر از این مصیبتاند.
۱- امید
گمان نمیکنم جهان پیش و پس از کرونا، بدون امید، تفاوت معناداری کند. کرونا نیز مانند بسیاری مصائب تاریخی بشر، آوردگاه مبارزهای دوسویه است، شر در برابر خیر، تاریکی در برابر روشنایی، نومیدی در برابر امید، زنگار در برابر آینه.
خانم سوزان سانتاگ در کتابِ "نظر به درد دیگران" نوشته است "ترحّم در برابر ترس توانش را از دست میدهد".
گمان کنید این گونه میشد. آن گاه جهان چه قدر غمبار میشد اگر مهربانی در برابر آن قدرتِ بیرحمِ اهریمنی توانش را از دست میداد؟
پر واضح است که مهربانی در برابر ترس، رنگ نباخت. "ترس مویی نیست اندر پیش عشق".
در بطن این تونل تاریک و پیچ در پیچ، جهان وامدار کسانی ست که زنگار از آینه زدودند، اولین چراغها را برافروختند، تسلیم تاریکی نشدند و دل به روشنایی امیدبخش در انتهای این تونل پیچ در پیچ بستند.
"گر بدی گیرد جهان را سربه سر
از دلم امیّد خوبی را مَبَر"
(امیرهوشنگ ابتهاج)
۲- ایثار
در دیالوگی از فیلم ستایششدهی "از گور برخاسته(The revenant) به کارگردانی "الخاندرو گونسالس ایناریتو" دیالوگی هست با این مضمون که اگر در میانه ی طوفان، شما به تکانهای شدید شاخ و برگ درخت نگاه کنید، یقین می کنید که درخت افتادنی است. ولی وقتی به تنه ی درخت نگاه کنید می بینید که درخت استوار ایستاده و تکان نمی خورد.
بیمارستان آوردگاه افقیها و عمودیهاست. در این یک سال، همزیستی با عمودیترین انسان های عمرم را تجربه کردم.
در میانهی طوفانِ تاریکی، اهالی درمان، پزشکان و پرستاران، از برق و رعد پروا نکردند، و راست ایستادند، صد البته به قیمت گزاف زندگیشان.
انسان امید به آینده اش را بدهکار این از خودگذشتگی و راستقامتی است.
"چون با هزار رشته تو با جانِ خاكيان
پيوند می كنی
پروا مكن ز رعد
پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت!"
(سیاوش کسرایی)
۳- برابری
کرونا مفهوم مرگِ قریب الوقوع را تبدیل به تجربهای همگانی برای همه انسان ها در همهی طبقات اجتماعی کرد. به گمان من درس های کرونا درس های فلسفی سادهای برای انسان هاست. پندهایی نبشته بر دیوار.
با این تجربهی زیسته از اضطراب و آسیب همگانی، برتری جویی انسان بر انسان دیگر، به سبب برخورداری بیشتر از مواهب، نماد مطلق نادانی خواهد بود.
۴- معنابخشی
چهارمین آموختهام "معنابخشی" به زندگیست، و البته دریافتی کاملا شخصی و استعاری، از تجربهای یکساله.
مالارمه میگفت: "دریغ که جسم انسان غم انگیز است". ولی نگفت که روح انسان میتواند چهسان بشکوه و تعالیبخش باشد.
نشانگان این شکوه انسان هاییاند که زندگی خود را فدای روشن کردن چراغ امید در دل دیگران کردند. اکنون با ما میزیند، در ما مینگرند اما، در کنارمان نادیدنیاند. با رأفت بادها رفتند، اما همواره ارتعاش موسیقایی حضورشان را میشنویم.
اینان نشانگان دنیای نادیدنی، اما فرازمند و ملکوتی خداوندند. مقدمشان بر ساکنان سراپردهی قدس مبارک. سعدی چه خوش گفت:
دل ای رفیق در این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
✍ دکتر سیدمصطفی قاسمزاده
هشتم اسفند ۱۳۹۹
❤️🍀 @filsofak