دو نشانۀ متعصبان
«تعصب» که در ادبیات دینی به آن «جاهلیت» هم میگویند، شایعترین بیماری فکری در جوامع عقبافتاده است. درمان آن نیز بسیار دشوار است؛ چون هیچ کس خود را متعصب نمیداند. تعصب، چیزی است که ما آن را همیشه در دیگری میبینیم و دیگری در ما. ما نمیتوانیم به او ثابت کنیم که متعصب است و او نیز نمیتواند تعصب ما را به ما نشان دهد. اما دو ویژگی مهم در انسانهای متعصب وجود دارد که خوشبختانه تا حدی قابل اندازهگیری است و از این راه میتوان میزان و مقدار تعصب را در انسانها حدس زد:
یک. غلبۀ کمّی و کیفی باورهای متافیزیکی بر دانشهای زمینی.
باورهای متافیزیکی انسان متعصب، بسیار بیش از دانشهای دنیوی او است. او بیش از آنکه بداند و بشناسد و بخواند، باورمند است و آن اندازه که اقیانوس باورهای او سرشار است، کاسۀ دانشش پر نیست. باورهای متافیزیکی در غیبت دانشهای زمینی، از سنگ و چوب، بت میسازند و از زمین و زمان، مقدسات. اگر نیوتن یا زکریای رازی متعصب نبودند، از آن رو است که دانستههای علمی آنان، بسیار بیش از باورهای فراعلمی و فرازمینی ایشان بود. نیز به همین دلیل است که دیو تعصب، معمولا قربانیان خود را از میان جوانان و مردم کمسواد میگیرد.
دو. ناآشنایی با «دیگر»ها.
متعصب، معمولا شناختی ژرف از دیگران و باورهایشان ندارد. بیخبری از اندیشهها و باورهای دیگران، او را به آنچه دارد، دلبستهتر میکند. انسانها هر چه با شهرها و کشورهای بیشتر و بزرگتری آشنا باشند، دلبستگی کمتری به روستای خود دارند.
بنابراین، انسان متعصب، بیش از دانش، گرایش دارد و بیش از آنکه عقیدهشناس باشد، عقیدهپرست است. حاضر است در راه عقیدهاش جان بدهد ولی حاضر نیست دربارۀ عقیدهاش بیندیشد و بخواند و بپرسد.
متعصبان را بهراحتی میتوان سازماندهی کرد و به کارهای سخت واداشت. آنان، کنشگر و سراپا غیرت و ارادهاند، و هیچ نیرویی در برابرشان تاب مقاومت ندارد، مگر حکومت قانون. برای مهار خشونت و زیادهخواهی متعصبان، در کوتاهمدت هیچ راهی وجود ندارد، جز تقدیس و تقویت قانون و استوارسازی پایههای آن. تعصب، تا آنجا که قانون را نقض نکند، خطری برای جامعه ندارد. گرفتاری از وقتی آغاز میشود که قانون در برابر متعصبان و خشونتطلبان کوتاه بیاید و دست آنان را باز یا نیمهباز بگذارد. از همین رو است که زنان و مردان تعصبمدار، قانونگریزترین مردم روزگارند. آنان خود را تافتههای جدابافته میدانند و عقیدۀ خود را مقدستر از هر قانونی. قانون را تا آنجا گردن میگذارند که پشتیبانشان باشد؛ نه بیش از آن. کشوری که در آن، سخن از عقیده، بیش از قانون و حقوق باشد، بهشت متعصبان است.
رضا بابایی
❤️🍀 @filsofak
«تعصب» که در ادبیات دینی به آن «جاهلیت» هم میگویند، شایعترین بیماری فکری در جوامع عقبافتاده است. درمان آن نیز بسیار دشوار است؛ چون هیچ کس خود را متعصب نمیداند. تعصب، چیزی است که ما آن را همیشه در دیگری میبینیم و دیگری در ما. ما نمیتوانیم به او ثابت کنیم که متعصب است و او نیز نمیتواند تعصب ما را به ما نشان دهد. اما دو ویژگی مهم در انسانهای متعصب وجود دارد که خوشبختانه تا حدی قابل اندازهگیری است و از این راه میتوان میزان و مقدار تعصب را در انسانها حدس زد:
یک. غلبۀ کمّی و کیفی باورهای متافیزیکی بر دانشهای زمینی.
باورهای متافیزیکی انسان متعصب، بسیار بیش از دانشهای دنیوی او است. او بیش از آنکه بداند و بشناسد و بخواند، باورمند است و آن اندازه که اقیانوس باورهای او سرشار است، کاسۀ دانشش پر نیست. باورهای متافیزیکی در غیبت دانشهای زمینی، از سنگ و چوب، بت میسازند و از زمین و زمان، مقدسات. اگر نیوتن یا زکریای رازی متعصب نبودند، از آن رو است که دانستههای علمی آنان، بسیار بیش از باورهای فراعلمی و فرازمینی ایشان بود. نیز به همین دلیل است که دیو تعصب، معمولا قربانیان خود را از میان جوانان و مردم کمسواد میگیرد.
دو. ناآشنایی با «دیگر»ها.
متعصب، معمولا شناختی ژرف از دیگران و باورهایشان ندارد. بیخبری از اندیشهها و باورهای دیگران، او را به آنچه دارد، دلبستهتر میکند. انسانها هر چه با شهرها و کشورهای بیشتر و بزرگتری آشنا باشند، دلبستگی کمتری به روستای خود دارند.
بنابراین، انسان متعصب، بیش از دانش، گرایش دارد و بیش از آنکه عقیدهشناس باشد، عقیدهپرست است. حاضر است در راه عقیدهاش جان بدهد ولی حاضر نیست دربارۀ عقیدهاش بیندیشد و بخواند و بپرسد.
متعصبان را بهراحتی میتوان سازماندهی کرد و به کارهای سخت واداشت. آنان، کنشگر و سراپا غیرت و ارادهاند، و هیچ نیرویی در برابرشان تاب مقاومت ندارد، مگر حکومت قانون. برای مهار خشونت و زیادهخواهی متعصبان، در کوتاهمدت هیچ راهی وجود ندارد، جز تقدیس و تقویت قانون و استوارسازی پایههای آن. تعصب، تا آنجا که قانون را نقض نکند، خطری برای جامعه ندارد. گرفتاری از وقتی آغاز میشود که قانون در برابر متعصبان و خشونتطلبان کوتاه بیاید و دست آنان را باز یا نیمهباز بگذارد. از همین رو است که زنان و مردان تعصبمدار، قانونگریزترین مردم روزگارند. آنان خود را تافتههای جدابافته میدانند و عقیدۀ خود را مقدستر از هر قانونی. قانون را تا آنجا گردن میگذارند که پشتیبانشان باشد؛ نه بیش از آن. کشوری که در آن، سخن از عقیده، بیش از قانون و حقوق باشد، بهشت متعصبان است.
رضا بابایی
❤️🍀 @filsofak
به جای آن که از لحظهای که در آن هستیم لذت ببریم، سعی میکنیم با عکس گرفتن آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم!
شاید یک نتیجهی این تمایلِ ما به داشتن و نگه داشتن، این است که مرتب دنبال ثبات میگردیم. میخواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند.
در همهی اینها ما دنبال "ثبات" و "قرار" هستیم، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج میشویم. اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بیثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی میرسیم.
#اریک_فروم
(📖 #داشتن_یا_بودن؟)
❤️🍀 @filsofak
شاید یک نتیجهی این تمایلِ ما به داشتن و نگه داشتن، این است که مرتب دنبال ثبات میگردیم. میخواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند.
در همهی اینها ما دنبال "ثبات" و "قرار" هستیم، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج میشویم. اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بیثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی میرسیم.
#اریک_فروم
(📖 #داشتن_یا_بودن؟)
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن کوتاه Alike
دنیل مارتینز لارا و رافا کانو مندز
سر. کی. رابینسون نویسنده کتاب "شما، فرزندتان و مدرسه: بهترین مسیر آموزشی را بیابید" میگوید: تمام حرف من این است که دیدن و شناختن هویت راستین فرزندانمان بسیار لذتبخشتر است از تصور آنچه ما آرزو داریم باشند. میدانم رسیدن به این نقطه همیشه آسان نیست، والدین طبعا بهترینها را برای فرزندشان میخواهند و اغلب تصور میکنند فرزندانشان با پیروی از نظامهای جاری بهترین نتیجهها را خواهند گرفت.
دقت کنید و ببینید چه چیزهایی علاقهی فرزندتان را برمیانگیزند، اگر دائما مجبورید آنها را در مسیری که مشتاقش نیستند هل بدهید، لازم است تجدید نظر کنید.
🔸️مصطفی ملکیان
❤️🍀 @filsofak
دنیل مارتینز لارا و رافا کانو مندز
سر. کی. رابینسون نویسنده کتاب "شما، فرزندتان و مدرسه: بهترین مسیر آموزشی را بیابید" میگوید: تمام حرف من این است که دیدن و شناختن هویت راستین فرزندانمان بسیار لذتبخشتر است از تصور آنچه ما آرزو داریم باشند. میدانم رسیدن به این نقطه همیشه آسان نیست، والدین طبعا بهترینها را برای فرزندشان میخواهند و اغلب تصور میکنند فرزندانشان با پیروی از نظامهای جاری بهترین نتیجهها را خواهند گرفت.
دقت کنید و ببینید چه چیزهایی علاقهی فرزندتان را برمیانگیزند، اگر دائما مجبورید آنها را در مسیری که مشتاقش نیستند هل بدهید، لازم است تجدید نظر کنید.
🔸️مصطفی ملکیان
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خرس پس از ۲۰ سال از باغ وحشی در رومانی در طبیعت رها شده
او از زندان بیرون آمده اما زندان از او بیرون نیامده.
❤️🍀 @filsofak
او از زندان بیرون آمده اما زندان از او بیرون نیامده.
❤️🍀 @filsofak
▫️▫️خیالِ ناممکنِ جلوزدن از خود
اغلب ما میخواهیم از خودمان جلو بزنیم امّا تقریباً هیچ کداممان نمیتوانیم این کار را بکنیم. ممکن است در کوتاه مدّت چند قدمی خودمان را پشت سر بگذاریم، امّا دیر یا زود، دست میاندازیم، یقه خودمان را می گیریم و پس میکشیم به همان جایی که میتوانیم با قدمها و سرعت خودمان برویم؛ به همان جایی که هستیم و توان فهم، هضم و تحمّلش را داریم. مثلاً دوست داریم باهوشتر، پرکارتر، توانمندتر و خلّاقتر از آن چیزی باشیم که در حال حاضر هستیم یا کاری بکنیم بزرگتر، مهمتر و ارزشمندتر از آن چیزی که با تنشِ قابلتحمّل از پسِ انجامش برمیآئیم. گاهی در موردش حرف میزنیم، گاهی انجامش میدهیم، گاهی حتی خوب هم پیش میرویم. امّا چون هنوز چیزهایی در درونمان آماده نیست، پس میکشیم، خسته میشویم، رها میکنیم و میبرّیم. اینجاست که در کارِ خودمان میمانیم که چطور خراب شد، چطور خرابش کردم یا چطور نرسیدم؟ مسئله این است که در این جلو زدن، با خودمان آشتی نبودیم. اندازه قدمها، ضربان قلب و تعداد نفسهایمان را به رسمیت نشناخته بودیم. قصد داشتیم با سرعتی بیش از توانمان بدویم. امّا نمیشود. همیشه اینجور وقتها چیزی در درونمان مقا.مت میکند و پس میکشد. چه چیزی؟ شاید اسمش را بشود گذاشت خودِ واقعی، خودِ فعلی، خود مراقب، خودِ ترسیده، خودِ ضعیفتر یا هر چیز دیگری. هرچه که هست، این خود، دست میاندازد یقه ما را میگیرد و برمان میگرداند چند قدم عقبتر؛ جایی که در آن زور نمیزنیم، نمیترسیم و میتوانیم قدم برداریم و از پا نیفتیم. حرفم این نیست که رؤیا نبینیم و چیزهای تازه نخواهیم. میگویم آدم باید با خودش آشتی باشد و رؤیا ببیند. نه اینکه با ذهن دیگران، با ذهنِ کودکی و نوجوانیاش یا برای حل یک بار برای همیشۀ مشکلات، رؤیا ببیند و مدام نیمهکاره و خسته بماند.
#محمود_مقدسی
❤️🍀 @filsofak
اغلب ما میخواهیم از خودمان جلو بزنیم امّا تقریباً هیچ کداممان نمیتوانیم این کار را بکنیم. ممکن است در کوتاه مدّت چند قدمی خودمان را پشت سر بگذاریم، امّا دیر یا زود، دست میاندازیم، یقه خودمان را می گیریم و پس میکشیم به همان جایی که میتوانیم با قدمها و سرعت خودمان برویم؛ به همان جایی که هستیم و توان فهم، هضم و تحمّلش را داریم. مثلاً دوست داریم باهوشتر، پرکارتر، توانمندتر و خلّاقتر از آن چیزی باشیم که در حال حاضر هستیم یا کاری بکنیم بزرگتر، مهمتر و ارزشمندتر از آن چیزی که با تنشِ قابلتحمّل از پسِ انجامش برمیآئیم. گاهی در موردش حرف میزنیم، گاهی انجامش میدهیم، گاهی حتی خوب هم پیش میرویم. امّا چون هنوز چیزهایی در درونمان آماده نیست، پس میکشیم، خسته میشویم، رها میکنیم و میبرّیم. اینجاست که در کارِ خودمان میمانیم که چطور خراب شد، چطور خرابش کردم یا چطور نرسیدم؟ مسئله این است که در این جلو زدن، با خودمان آشتی نبودیم. اندازه قدمها، ضربان قلب و تعداد نفسهایمان را به رسمیت نشناخته بودیم. قصد داشتیم با سرعتی بیش از توانمان بدویم. امّا نمیشود. همیشه اینجور وقتها چیزی در درونمان مقا.مت میکند و پس میکشد. چه چیزی؟ شاید اسمش را بشود گذاشت خودِ واقعی، خودِ فعلی، خود مراقب، خودِ ترسیده، خودِ ضعیفتر یا هر چیز دیگری. هرچه که هست، این خود، دست میاندازد یقه ما را میگیرد و برمان میگرداند چند قدم عقبتر؛ جایی که در آن زور نمیزنیم، نمیترسیم و میتوانیم قدم برداریم و از پا نیفتیم. حرفم این نیست که رؤیا نبینیم و چیزهای تازه نخواهیم. میگویم آدم باید با خودش آشتی باشد و رؤیا ببیند. نه اینکه با ذهن دیگران، با ذهنِ کودکی و نوجوانیاش یا برای حل یک بار برای همیشۀ مشکلات، رؤیا ببیند و مدام نیمهکاره و خسته بماند.
#محمود_مقدسی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا زندگی بدون درد را انتخاب میکنید؟
#فلسفهورزی، #فلسفه_اخلاق، #لذتگرایی، #TedEd
▪️مترجم: حسین محمدیزاده
▫️لینک ویدئو در آپارات
❤️🍀 @filsofak
#فلسفهورزی، #فلسفه_اخلاق، #لذتگرایی، #TedEd
▪️مترجم: حسین محمدیزاده
▫️لینک ویدئو در آپارات
❤️🍀 @filsofak
اگر جز سوم عشق یعنی احترام وجود نداشته باشد، احساس مسئولیت به آسانی به سلطهجویی و میل به تملک دیگری سقوط میکند. منظور از احترام، ترس و وحشت نیست، بلکه توانایی درک طرف، آن چنان که وی هست، و آگاهی از فردیت بیهمتای اوست.
احترام یعنی علاقه به این مطلب که دیگری، آنطور که هست، باید رشد کند و شکوفا شود. بدین ترتیب، در آنجا که احترام هست، استثمار وجود ندارد. من میخواهم معشوقم برای خودش و در راه خودش پرورش بیابد و شکوفا شود، نه برای پاسداری من.
اگر من شخص دیگری را دوست دارم، با او آن چنان که هست، نه مانند چیزی برای استفاده خودم یا آنچه احتیاجات من طلب میکند احساس وحدت میکنم.
واضح است که احترام آنگاه میسر است که من به استقلال رسیده باشم یعنی آنگاه که بتوانم روی پای خود بایستم و بیمدد عصا راه بروم، آنگاه که مجبور نباشم دیگران را تحت تسلط خود در بیاورم یا استثمارشان کنم.
احترام تنها بر پایه آزادی بنا میشود: به مصداق یک سرود فرانسوی، «عشق فرزند آزادی است» نه از آن سلطهجویی.
🔸️اریک فروم
از کتاب هنر عشق ورزیدن
ترجمه پوری سلطانی
❤️🍀 @filsofak
احترام یعنی علاقه به این مطلب که دیگری، آنطور که هست، باید رشد کند و شکوفا شود. بدین ترتیب، در آنجا که احترام هست، استثمار وجود ندارد. من میخواهم معشوقم برای خودش و در راه خودش پرورش بیابد و شکوفا شود، نه برای پاسداری من.
اگر من شخص دیگری را دوست دارم، با او آن چنان که هست، نه مانند چیزی برای استفاده خودم یا آنچه احتیاجات من طلب میکند احساس وحدت میکنم.
واضح است که احترام آنگاه میسر است که من به استقلال رسیده باشم یعنی آنگاه که بتوانم روی پای خود بایستم و بیمدد عصا راه بروم، آنگاه که مجبور نباشم دیگران را تحت تسلط خود در بیاورم یا استثمارشان کنم.
احترام تنها بر پایه آزادی بنا میشود: به مصداق یک سرود فرانسوی، «عشق فرزند آزادی است» نه از آن سلطهجویی.
🔸️اریک فروم
از کتاب هنر عشق ورزیدن
ترجمه پوری سلطانی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🔸️ برای رسیدن به موفقیت به استراحت نیاز دارید
🖋 #مصطفی_سلیمانی
+بفرستید به دوستان جهت مطالعه
🍀❤️ @The_meaningoflife
🖋 #مصطفی_سلیمانی
+بفرستید به دوستان جهت مطالعه
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
مقاله_اخلاقی_اخلاق_فرزندپروری_441_1.png
3 MB
به مناسبت روز تربیت اسلامی
مقاله:
🔸️(فرزند پروری در ساحت اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
بخش عمدهای از بنیانهای شخصیتی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و هیجانی انسان، در دوران کودکی او، و متأثر از محیط رشد و پرورش اوست. مهمترین تأثیرگذاران بر این فرایند، مراقبین کودک، یعنی کسانی هستند که بیشترین تعامل را با او دارند. مراقبین، که در غالب موارد، پدر و مادرِ کودک هستند، وظیفه سنگین فرزندپروری را بر عهده دارند.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۴۱
🍀❤️ @The_meaningoflife
مقاله:
🔸️(فرزند پروری در ساحت اخلاق)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
بخش عمدهای از بنیانهای شخصیتی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و هیجانی انسان، در دوران کودکی او، و متأثر از محیط رشد و پرورش اوست. مهمترین تأثیرگذاران بر این فرایند، مراقبین کودک، یعنی کسانی هستند که بیشترین تعامل را با او دارند. مراقبین، که در غالب موارد، پدر و مادرِ کودک هستند، وظیفه سنگین فرزندپروری را بر عهده دارند.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۴۱
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
پرونده_خانواده_تله_آسیبپذیری_441.pdf
355.3 KB
#طرحواره
تلههای زندگی(۱۵)
مجله خانههایروشن ۱۴۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۱
موضوع پرونده:
(آسیب پذیری)
#تله_آسیب_پذیری
#طرحواره_آسیب_پذیری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
تلههای زندگی(۱۵)
مجله خانههایروشن ۱۴۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۴۱
موضوع پرونده:
(آسیب پذیری)
#تله_آسیب_پذیری
#طرحواره_آسیب_پذیری
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
سینمادرمانی
کارگاه آنلاینِ "نقد و تحلیل فیلم روانشناسی"
بعضی فیلمها میتونن با آموزش غیر مستقیمی که دارن، تخصص زندگی کردن رو در زمان کوتاهی به ما یاد بدن. ما به این روش میگیم سینمادرمانی.
اگه دوست دارید، با ما در این دوره درمانی همراه و همقدم باشید.
🧑💻 کلاس #آنلاین نقد فیلم با تدریس #مصطفی_سلیمانی
🌐 آدرس سایت برای ثبتنام: reg. isoa. ir
⏳ مهلت ثبتنام: ۱۰ اسفند ماه
🛎️ تاریخ شروع کلاس: ۱۵ اسفند ماه
⚠️ برای اطلاع از هزینه و سایر جزئیات به سایت مراجعه کنید.
مدرسه اسلامی هنر
ثبتنام:
https://reg.isoa.ir/author/m-soleimani/instructing-courses/
🍀❤️ @The_meaningoflife
کارگاه آنلاینِ "نقد و تحلیل فیلم روانشناسی"
بعضی فیلمها میتونن با آموزش غیر مستقیمی که دارن، تخصص زندگی کردن رو در زمان کوتاهی به ما یاد بدن. ما به این روش میگیم سینمادرمانی.
اگه دوست دارید، با ما در این دوره درمانی همراه و همقدم باشید.
🧑💻 کلاس #آنلاین نقد فیلم با تدریس #مصطفی_سلیمانی
🌐 آدرس سایت برای ثبتنام: reg. isoa. ir
⏳ مهلت ثبتنام: ۱۰ اسفند ماه
🛎️ تاریخ شروع کلاس: ۱۵ اسفند ماه
⚠️ برای اطلاع از هزینه و سایر جزئیات به سایت مراجعه کنید.
مدرسه اسلامی هنر
ثبتنام:
https://reg.isoa.ir/author/m-soleimani/instructing-courses/
🍀❤️ @The_meaningoflife
چگونه از تصویر بدن دختر خود محافظت کنیم؟
حفظ یک تصویر بدنی مثبت برای دختران جوانی که غالبا در تصاویر غیر واقعی زیبایی، بهویژه در شبکههای اجتماعی غرق میشوند به یک چالش تبدیل شده است.
دختران جوان ما یا تحت فشار همسالان یا باور آنچه در رسانههای اجتماعی میبینند این الگوهای زیبایی را درونی کرده و دیدگاههای منفی در مورد بدن خود دارند.
بهعنوان یک والد شاید این سوال پیش بیاید که آیا برای کاهش تاثیرات اجتماعی و کمک به دخترتان میتوانید کاری انجام دهید که خودش را از درون و بیرون دوست داشته باشد؟ در اینجا به چند استراتژی اشاره شده است:
۱. از خودتان شروع کنید. هر چه نسبت به بدن خود مثبت باشید احتمال این تصور هم در دخترتان بیشتر است. از ظاهر خود انتقاد نکنید، ما نمیتوانیم آنچه را رسانهها به فرزندانمان میآموزند کنترل کنیم اما میتوانیم تاثیرات آنها را محدود کنیم.
۲. از اظهار نظر در مورد وزن یا رژیمهای غذایی خودداری کنید.
البته والدین موجب ایجاد اختلالات خوردن نمیشوند اما عقاید و باورها در مورد عذا و وزن میتواند به یک مشکل غذایی منجر شود.
۳. غذای "خوب" یا "بد" وجود ندارد. از این اصطلاحات برای غذاها استفاده نکنید، سعی کنید صحبت در مورد بدن را در خانه به حداقل برسانید و برای دیگران هم در خانه خود این را قانون کنید. اگر کسی به دلیلی مرتبط با سلامتی رژیم عذایی دارد کاهش وزن او را جشن نگیرید.
در واقع رژیم غذایی یکی از رایجترین پیشبینیکنندههای اختلالات جدید خوردن است و تفاوت در بروز اختلالات خوردن بین دو جنس تا حد زیادی با میزان رژیمهای غذایی زودرس در دختران جوان ارتباط دارد.
۴. در مورد عواقب "مقایسه" صحبت کنید. گرچه مقایسهکردن در طبیعت انسان است اما میتوانیم تا حدودی آن را کنترل کنیم. اغلب مقایسههای اجتماعی منجر به احساسات منفی میشود بهخصوص وقتی شامل چیزیست که کنترلی بر آن نداریم.
با دخترتان در مورد عواقب "مقایسه خود با دیگران" صحبت کنید به او کمک کنید تا این عادت را پیدا کند که استاندارهای یک عملکرد را در درون خود جستجو کند (نه کاری که دیگران انجام میدهند) وقتی او را با کسی مقایسه میکنید ویژگیهای او را برجسته کنید تا منحصر به فرد بودنش را نشان دهد.
۵. مشغله و سرگرمی ایجاد کنید. بهدنبال فعالیتهای فوق برنامه، ورزشهای سازمان یافته و عضویت در گروههای اجتماعی مورد علاقهاش باشید. اینها راههایی برای احساس هویت و صلاحیت است. کار باعث افزایش عزت نفس میشود هرچه عزت نفس دخترتان بالاتر باشد او بهجای شکل ظاهر روی زمینههای دیگر زندگی خود تمرکز خواهد کرد.
۶. نظرات او را در مورد شبکههای اجتماعی و الگوهای زیبایی به چالش بکشید. وقتی به تبلیغات تجاری، تیزرها یا شبکههای اجتماعی نگاه میکنید تصاویر را به دخترتان نشان دهید و بگویید که این تصاویر تا حد زیادی روتوش شدهاند و نمایشی دقیق از شخص نیست. او را وادار کنید درباره آنچه تبلیغ میشود انتقادی بیندیشد.
امیدارم این توصیهها برای شما مفید باشد و چند مورد را امتحان کنید. رابطه دخترتان با بدنش ممکن است توسط دوستان و رسانههای اجتماعی شکل بگیرد اما او برای گفتههای شما ارزش بیشتری قائل است، بدانید که او همواره برای راهنمایی به شما مینگرد.
🔸️|زهره عابدینی|
❤️🍀 @filsofak
حفظ یک تصویر بدنی مثبت برای دختران جوانی که غالبا در تصاویر غیر واقعی زیبایی، بهویژه در شبکههای اجتماعی غرق میشوند به یک چالش تبدیل شده است.
دختران جوان ما یا تحت فشار همسالان یا باور آنچه در رسانههای اجتماعی میبینند این الگوهای زیبایی را درونی کرده و دیدگاههای منفی در مورد بدن خود دارند.
بهعنوان یک والد شاید این سوال پیش بیاید که آیا برای کاهش تاثیرات اجتماعی و کمک به دخترتان میتوانید کاری انجام دهید که خودش را از درون و بیرون دوست داشته باشد؟ در اینجا به چند استراتژی اشاره شده است:
۱. از خودتان شروع کنید. هر چه نسبت به بدن خود مثبت باشید احتمال این تصور هم در دخترتان بیشتر است. از ظاهر خود انتقاد نکنید، ما نمیتوانیم آنچه را رسانهها به فرزندانمان میآموزند کنترل کنیم اما میتوانیم تاثیرات آنها را محدود کنیم.
۲. از اظهار نظر در مورد وزن یا رژیمهای غذایی خودداری کنید.
البته والدین موجب ایجاد اختلالات خوردن نمیشوند اما عقاید و باورها در مورد عذا و وزن میتواند به یک مشکل غذایی منجر شود.
۳. غذای "خوب" یا "بد" وجود ندارد. از این اصطلاحات برای غذاها استفاده نکنید، سعی کنید صحبت در مورد بدن را در خانه به حداقل برسانید و برای دیگران هم در خانه خود این را قانون کنید. اگر کسی به دلیلی مرتبط با سلامتی رژیم عذایی دارد کاهش وزن او را جشن نگیرید.
در واقع رژیم غذایی یکی از رایجترین پیشبینیکنندههای اختلالات جدید خوردن است و تفاوت در بروز اختلالات خوردن بین دو جنس تا حد زیادی با میزان رژیمهای غذایی زودرس در دختران جوان ارتباط دارد.
۴. در مورد عواقب "مقایسه" صحبت کنید. گرچه مقایسهکردن در طبیعت انسان است اما میتوانیم تا حدودی آن را کنترل کنیم. اغلب مقایسههای اجتماعی منجر به احساسات منفی میشود بهخصوص وقتی شامل چیزیست که کنترلی بر آن نداریم.
با دخترتان در مورد عواقب "مقایسه خود با دیگران" صحبت کنید به او کمک کنید تا این عادت را پیدا کند که استاندارهای یک عملکرد را در درون خود جستجو کند (نه کاری که دیگران انجام میدهند) وقتی او را با کسی مقایسه میکنید ویژگیهای او را برجسته کنید تا منحصر به فرد بودنش را نشان دهد.
۵. مشغله و سرگرمی ایجاد کنید. بهدنبال فعالیتهای فوق برنامه، ورزشهای سازمان یافته و عضویت در گروههای اجتماعی مورد علاقهاش باشید. اینها راههایی برای احساس هویت و صلاحیت است. کار باعث افزایش عزت نفس میشود هرچه عزت نفس دخترتان بالاتر باشد او بهجای شکل ظاهر روی زمینههای دیگر زندگی خود تمرکز خواهد کرد.
۶. نظرات او را در مورد شبکههای اجتماعی و الگوهای زیبایی به چالش بکشید. وقتی به تبلیغات تجاری، تیزرها یا شبکههای اجتماعی نگاه میکنید تصاویر را به دخترتان نشان دهید و بگویید که این تصاویر تا حد زیادی روتوش شدهاند و نمایشی دقیق از شخص نیست. او را وادار کنید درباره آنچه تبلیغ میشود انتقادی بیندیشد.
امیدارم این توصیهها برای شما مفید باشد و چند مورد را امتحان کنید. رابطه دخترتان با بدنش ممکن است توسط دوستان و رسانههای اجتماعی شکل بگیرد اما او برای گفتههای شما ارزش بیشتری قائل است، بدانید که او همواره برای راهنمایی به شما مینگرد.
🔸️|زهره عابدینی|
❤️🍀 @filsofak
👍1