فلسفه اخلاق
7.43K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
فلسفه اخلاق
#مصطفی_سلیمانی #درمانگری ❤️🍀 @filsofak
.
🔸️در نموداری که در عکس می‌بینید، مقایسه جالبی صورت گرفته است بین باورهای درست و نادرست به روان‌درمانی.
.
🔸️خیلی از افرادی که به روان‌درمانگر مراجعه می‌کنند، منتظر تحول فوری و ناگهانی‌اند و می‌خواهند به سرعت به نتیجه مثبت و مطلوب برسند. مثلن به چیزی توی مایه‌های خوردن قرص سردرد و خوب شدن یک ساعت بعدش؛ و حواسشان نیست که روان‌درمانی یعنی کار کردن روی مسائل ذهنی و احساسی.
.
🔸️بیشتر مردم به محض این‌که مشکلات و درماندگی‌هایشان را با درمانگرشان در میان می‌گذارند، چشم‌انتظار معجزه می‌مانند. انگار که قرار است آگاهی‌ای که از جانب درمانگر به آن‌ها داده شده است شرایط را کن فیکون کند؛ اما حقیقت این است که تراپی یک فرایند است و در این فرایند، گاه نیاز است که الگوهای فکری و رفتاری مراجع، به کلی تغییر کنند و پس از آن، الگوهای جدیدی جایگزین شوند و واضح است
که در این بین، به گذر زمان نیاز هست.
.
🔸️یک مراجع، برای پذیرش و درونی شدن بسیاری از آگاهی‌هایی که از سمت درمانگرش دریافت می‌کند به گذر زمان نیاز دارد.
.
🔸️کاملاً مشخص است که قرار نیست روان‌درمانی یک پروسه ابدی باشد، اما انتظار تحولِ ناگهانی داشتن هم بزرگ‌ترین خطایی است که افراد در مورد فرایند درمان انتظار دارند.
.
🔸️ما باید بدانیم که در میانه درمان، زمان‌های بحرانی و دشوار بسیاری هم تجربه می‌شوند. آگاهی‌ها و تغییرات، به طور موقت برای مراجع، بحران ایجاد می‌کنند و تنها بعد از گذر زمان و درونی‌شدنشان است که فرایند درمان و رشد شتاب می‌گیرد و به تدریج، مشکلاتی که فرد را آزار می‌دادند کم و کم‌تر می‌شوند.
.
🔸️افرادی که به مراقبت از خود بها می‌دهند، فرایند تراپی را، هم آغاز می‌کنند و هم به پایان می‌رسانند و در این مسیر، دشواری‌ها و لذت‌ها را تؤامان تجربه می‌کنند.
.
🔸️آن‌چه مهم است این است که ما برای این‌که بدانیم روند درمان و جلسه مشاوره‌مان درست پیش می‌رود یا خیر، تنها باید به مقدار آگاهی‌ای که بعد از هر جلسه به دست آورده‌ایم نگاه کنیم، نه به این‌که لزوماً با چقدر آرامشِ آنی‌ یا خوشحالیِ لحظه‌ای از جلسه درمان خارج می‌شویم.
#مصطفی_سلیمانی
#درمانگری

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
قسم به تو، که بودنت نفس است و نبودنت خفگی، که من نه می‌توانم بدون تو زندگی کنم و نه می‌توانم خودم را به تو برسانم
خودت؛ خودت کاری بکن؛ که من از دست می‌روم بی‌تو...
#مصطفی_سلیمانی

❤️🍀 @The_meaningoflife
اگر برای کسی مهم باشی
او همیشه راهی برای وقت گذاشتن
با تو پیدا خواهد کرد
نه بهانه ای برای فرار
و نه دروغی برای توجیه.

#ارنستو_ساباتو

❤️🍀 @filsofak
تا وقتی به این فکر چسبیده اید که
دلیل خوب زندگی نکردنتان بیرون از وجودتان است هیچ تغییر مثبتی رخ نمیدهد !

#اروین_یالوم

❤️🍀 @filsofak
Nature’s Piano
Piano Peace, @Mentonix
قسم به تو، که بودنت نفس است و نبودنت خفگی، که من نه می‌توانم بدون تو زندگی کنم و نه می‌توانم خودم را به تو برسانم
خودت؛ خودت کاری بکن؛ که من از دست می‌روم بی‌تو...
#مصطفی_سلیمانی


🔸️پانویس:
تویِ تاریکیِ اتاق دراز بکش
هنذفری بذار تویِ گوشت و به یک موسیقی آروم گوش کن و تمام این روزهای تلخ و شیرینی که گذشت رو از مقابل چشمات عبور بده تا وقتی چشماتو باز کردی راحت تر نفس بکشی...

❤️🍀 @filsofak
پرونده خانواده .pdf
4.8 MB
🔸مجله خانه‌های‌روشن‌۱۱۵
🔹دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۴۱۵
موضوع: (مدیریت استرس در زندگی)

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش.

مصاحبه با دکتر: #محمدی_آریا
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
یک تصویر آخر‌الزمانی. رستاخیز آهن و سیمان. مدینه فاضله رنج و تنهائی.

پردیس تهران مسکن

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥نظر صریح شهید بهشتی و آیت الله منتظری در مورد "شکنجه"

حتما ببینید...

تاریخ انقلاب

❤️🍀 @filsofak
آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال می‌کنیم که می‌توانیم شخص دیگری یا موجود زنده‌ی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.

به جنگل، گل یا پرنده نگاه می‌کنم و می‌گویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدم‌های خوشبختی خواهیم بود.

#جهان_هولوگرافیک
#مایکل_تالبوت
❤️🍀 @filsofak
وقتی آدم به چیزی که می‌خواهد نمی‌رسد؛ زیاد دور نمی‌رود. همان حوالی پرسه می‌زند و به آشناترین چیز نزدیک به او، شبیه او، چنگ می‌زند.

فریبا وفی

❤️🍀 @filsofak
هفت چیز بدون هفت چیز دیگر خطرناک است:
ثروت بدون زحمت
دانش بدون شخصیت
علم بدون انسانیت
سیاست بدون شرافت
لذت بدون وجدان
تجارت بدون اخلاق
و عبادت بدون ایثار

گاندی
❤️🍀 @filsofak
✔️معانیِ مختلف لفظ «دوستی»

✍️مصطفی ملکیان

🔹انواعِ دوستی [عشق]: ما باید در باب مفهوم دوستی، پدیده‌هایی را از هم جدا کنیم، هر چند همه آنها در زبان فارسی با لفظی واحد خوانده می‌شوند.

1) دوستی خدا به ماسوای خود و یا خود

2) عشق [دوستی] همه ی اجزای هستی به همدیگر (دیدگاه عارفان، به‌ویژه عارفان رواقی مشرب): عشق و وجود در اینجا نوعی توازی و تساوق دارند. از نظر این عُرفا نه تنها عشق در هستی جاری و ساری است بلکه «عشق، خاستگاه هستی است».

3) همکاری: در «همکاری»، من و تو در استخدام شخصِ واحد، آرمانِ واحد یا هدفِ واحدی هستیم و بنابراین با یکدیگر همکاری می‌کنیم.

4) شراکت یا اشتراکِ منافع: در اینجا در واقع ما یک سلسله مطلوب‌های اجتماعی جمعی یا فردی را در نظر می‌گیریم و با هم مشارکت می‌کنیم تا آن مطلوب حاصل شود. بعد آهسته آهسته پی می‌بریم که اگر آن دیگری نبود به آن مطلوب نمی‌رسیدیم.

5) دوستیِ خونی: (بی‌تأمل‌ترین دوستی). این دوستی‌ها تقریباً غریزی‌اند و ما یکباره خودمان را دارای این دوستی می‌یابیم.

6) دوستیِ ابزاری: نام برد که ناشی از یک واقعیت روانشناختی در ماست: ما وقتی از ناحیه کسی، خوبی‌ای دریافت می‌کنیم، بالطبع محبتی از او در دل ما می‌افتد. این موضوع درباره آینده هم وجود دارد. یعنی اگر توقع خیری نسبت به ما از کسی در آینده برود، به همان میزان که این توقع در ما شدید می‌شود این دوستی هم شدید می‌شود.

7) مؤانست یا معاشرت: وقتی آدمی به خودش رجوع می‌کند می‌بیند یک سلسله چیزها در او هست که دوست دارد در وجودش باشد و یک سری چیزها هست که در او نیست اما باز دوست دارد آن‌ها هم در وجودش باشند. در نتیجه این دو ویژگی، آدمی معاشر یا مصاحبی را برای خودش پیدا می‌کند. البته مصاحبت و معاشرت به این معنا، نیاز به حضور فیزیکی هم دارد.

8) دوستی ناشی از میل جنسی: که باعث و بانی آن ارضایِ غریزه جنسی است.

9) جمع ِ بین همدلی و همدردی: اگر همدلی و همدردی با هم جمع شوند و ما به کسی این دو حس را داشته باشیم می‌گوییم دوستِ او هستیم. (من وقتی با شما همدلی دارم که بتوانم خودم را در پوست شما فرو ببرم و از همان دریچه¬ی باورهای شما به جهان نگاه کنم و احساسات، عواطف و خواسته‌های خود را مانند شما شکل دهم. اما علاوه بر این اگر از آنچه شما از آن درد و رنج می‌برید، من هم درد و رنج ببرم [همدردی] آن وقت من به میزانی که با شما همدلی و همدردی دارم، دوستِ شما هستم.)

10) نیکخواهی: من گاهی قدرت این را ندارم ‌که خودم را در پوست اشخاص دیگر ببرم اما در عین حال نیکخواه آن‌ها هستم و اگرچه تصوری از وضعیت آن‌ها ندارم اما امیدوارم که آن‌ها به خیر و صلاح برسند.

11) [کریستالی بودن]: تجربه زندگی هر کدام از ما، به ما می‌گوید که من از میان عقایدی که دارم همه را اظهار نکنم. ما فقط بخشی از عقایدِ خود را بیان می‌کنیم و همه¬ی احساسات، عواطف و هیجانات خود را به دیگران انتقال نمی‌دهیم. ما در هنگام ورود به جامعه نقاب و صورتک می‌زنیم. دوست به این معنا کسی است که ما می‌توانیم پیش او عُریان شویم.

12) [بی همتایی در جهت نفعی]: کسی برای ما در جهان بی‌همتاست. یعنی من کسی را در جهان می‌شناسم که برای من بی‌همتاست و سرم را به سمت دیگری نمی‌چرخانم (در این دوستی، ‌جهتی برای جانشین‌پذیری وجود دارد. گویی تو نفعی برای من داری).

13) [بی همتایی بدون نفع]: (قرابت با معنای قبلیِ دوستی) دوست فقط «باشد»، یعنی فقط بودنِ اوست که مهم است. این معنای خیلی عمیقی در دوستی است.

14) عشق (دوستی) به آرمان ها: در عمیق‌ترین لایه‌های وجود ما چیزهایی هست که ما در پی آن‌ها هستیم و می‌توان به آن‌ها آرمان گفت.

❇️ سخنرانی تأملی در مفهوم دوستی| چکیده و خلاصه ای از سخنرانی

❤️🍀 @filsofak
برام بنویس: (چگونه می‌توان خاطرات تلخِ عاطفیِ رابطه‌ی گذشته را پاک یا کمرنگ کرد؟)🍃
.
.
.
📝مدیریت خاطرات تلخ رابطه قبلی:
.
🔻«احساس می‌کنم دارم در گذشته به راه خودم ادامه می‌دهم. لطفن کمکم کنید» و نگاهش خیره ماند به دست‌هام. ناخودآگاه به دست‌هام نگاه کردم. گفتم نکند چیزی چسبیده به‌شان یا خودکاری شده‌اند. از دستپاچگی من برای وارسی دست‌هام، به خودش آمد. گفت «ببخشید. مدل گوشیتان ذهنم را برد به یک جای دیگر. حواسم به خیره ماندنِ نگاهم نبود».
🔸️رنگِ صورتش درست مثل کسی بود که انگار تازه از توی قبر بیرونش کشیده‌اند. کدر، پریده، بی‌فروغ.
کند حرف می‌زد و مدام برای این‌که بتواند تمرکز کند مجبور می‌شد چشم‌هایش را ببندد.
از رابطه‌ی از هم پاشیده‌اش گفت. از زندگی‌اش که دیگر بعد از اویی که رفته، به حالت عادی برنگشته است. از خاطراتش، که نمی‌توانست فراموش‌شان کند. می‌گفت «می‌خواهم دورشان بریزم اما نمی‌توانم؛ هر جا را که نگاه می‌کنم و با هر کس که حرف می‌زنم، جز او نمی‌بینم. همه چیز مرا به یاد او می‌اندازد».
🔸️پرسیدم رابطه‌تان را چطور می‌بینی؟ تمام شده؟ یا هنوز امید داری به درست شدنش؟
دستش را برد سمت روسری‌اش و همین‌طور که بی‌هدف مرتب و صاف و صوفش می‌کرد گفت «تمام شده؛ اما فقط در ظاهر. فکر می‌کنم این‌طور که پیش می‌رود، باید تا ابد خاطراتش را با خودم به این ور و آن ور بکشم‌؛ بی‌ثمر».
سر تا پا سیاه پوشیده بود. به نظر من که کاملن معلوم است که خودخواسته می‌خواهد خودش را توی سوگ نگه دارد.
.
🔶️اراده برای تغییر اولین قدم است. کیست که نخواهد زندگی خوب و آرامی داشته باشد؟ اما آیا ما واقعن می‌خواهیم؟ خواسته‌ایم و دیده‌ایم نشده؟ بیشتر ما دل‌مان می‌خواهد که یک تقلای دروغین ترتیب بدهیم تا بعدش بتوانیم با عذاب وجدان کمتری رو کنیم به خودمان و بگوییم دیدی نشد؟!
بیشتر ما دل‌مان می‌خواهد ضعیف بمانیم. سختمان است زندگی‌مان را از نو بسازیم؛ وگرنه کیست که نداند «مرور»، خاطرات تلخ را پررنگ‌تر می‌کند؟ کیست که نداند هر جایی که یادش افتاد که افتاده توی موج خاطرات، باید فورن بزند روی اِستُپ؟ کیست که نداند «تغییر» نیازمندِ تلاش است؟
🔺️ما مجاز نیستیم که هر لحظه خودمان را با چیزهایی که آزارمان می‌دهند بمباران کنیم.
#مصطفی_سلیمانی
.
#خاطرات_من_و_مراجعین
#سوگواری #سوگ_عاطفی

نطرتون رو این‌جا بفرستید👇
https://www.instagram.com/p/CB_D05YDBYh/?igshid=adykat2oajuo

❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمی‌زاد مفلوک است، لای منگنه است، راه پس و پیش ندارد، همیشه هم باید دل بکَنَد و دوست‌داشتنی‌هاش را جا بگذارد و برود؛ اما باید قبول کند که اگر یک دستی نیاید به زور بزند پسِ کله‌‌اش، تا ابد مثل یک بُزدل می‌چسبد به آن‌چه که خیال می‌کند براش کافی‌ست و هیچ وقت جرئت نمی‌کند دلش را بزند به دریا.
#مصطفی_سلیمانی
#آزادی


❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک جایی از زندگی هست که فقط خودِ آدم است و خودش. برای سیر کردن شکم خودش، خودش باید سگ‌دو بزند، موقع مریضی فقط خودش باید به داد خودش برسد و موقع دل‌تنگی و درد و غصه، فقط خودش باید به داد خودش برسد. یعنی فقط خودش می‌ماند و گوش‌های خودش.
اما این روزها هم می‌گذرد و آدم هم یواش یواش به این صرافت می‌افتد که باید تا می‌تواند تنه‌ی خودش را قوی کند و ریشه بدواند توی خاک، تا بشود سرپا بماند.
ریشه می‌دواند و تنه قوی می‌کند، زیرِ تندبادِ حوادث. اما این‌جا جای ریشه قوی کردن و تنه عریض کردن نیست. هی باد و طوفان و صَرصَر می‌آید. آدم هی می‌شکند، هی ریشه‌هایش از خاک بیرون می‌آیند و هی هر چند وقت یک‌بار با تمام هیبتش می‌افتد زمین.
یک‌جایی از این زندگی هست که آدم می‌بیند حتی نمی‌تواند به خودش هم تکیه کند. آن‌جا به نظرم قشنگ‌ترین جای زندگی آدم است.
جایی که دیگر به هیچ‌کدام از این تکیه‌گاه‌هایی که گفتم فکر نمی‌کند.
#مصطفی_سلیمانی
#حمایت

پانویس:
انیمیشن strings cuerdas 😊

+ بفرست به حامی و تکیه‌گاه زندگیت🍃

❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی‌ سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔲⭕️ معرفی خطاهای شناختی که همه ما مرتکب می‌شویم:

🔹ذهن‌خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

🔸پیش‌گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

🔹فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

🔸برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

🔹نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

🔸فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

🔹تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

🔸تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

🔹باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.

🔸شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

🔹سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

🔸مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

🔹تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

🔸چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

🔹استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

🔸نادیده‌انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

🔹قضاوت‌گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.

منبع: تکنیک های شناخت درمانى
نوشته: رابرت لی هی
ترجمه: حسن حميدپور
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی‌ سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

♦️ رابطه آگاهی و رنج‌كشيدن
(از ديدگاه بزرگان مكاتب فلسفی)

✍️ شايد تا به‌حال چندین بار از خودتان پرسيده‌ باشيد:

-«چرا عُقلا نسبت به عوام از سرخوشی كمتری برخوردارند؟»

👈 به زبان ساده‌تر چرا با رشد انديشه و پر و بال گرفتن افكار، فرد نسبت به رويدادهایی كه پيشتر از آن‌ها احساس شادی می‌نمود، بی‌تفاوت شده و آن‌ها را مذبوحانه و حقير می‌پندارد؟ چرا اين دسته از افراد، اكثرا در خود هستند و با خنده‌های احمقانه و شادی‌های پوچ بيگانه‌اند؟

پاسخ اين پرسش را بايد در ميان ديدگاه بزرگان فلسفه و منطق جستجو كرد.

"#داستايووسكی" نويسنده و روشنفكر بزرگ، در كتاب "يادداشت‌هایی از جهنم" مي‌نويسد:
«انسان هرگز از "رنج" خلاص نمی‌شود زيرا "آگاهی خاستگاه رنج" است.»

#افلاطون رنج و درد را بخش لاينفک كسی می‌داند كه به معضلات بشر آگاه شده.
معضلاتی كه بی‌گمان همه با مصيبتِ كمبود ِدانش حادث می‌شود.

"#برديااُف" فيلسوف روسی در اثر ارزشمند خود با نام "ديالكتيک وجودی في‌مابين انسان و خدا" چنين می‌گوید‌:
«هرچه "عقل" بيشتر رشد می‌كند "روح دردمندتر" می‌شود.»

حتی پيروان مكتب عصيان‌گر "اگزيستانسياليسم" كه اكثرا با تمام مكاتب فكری و فلسفی مخالفت كرده و هر‌چيز جز خود را رد می‌كنند، در اين موردِ خاص با ديگر مكاتب فكری اتفاق نظر دارند.

"#برتراند_راسل" می‌گويد:
«من دو اصل را دنبال می‌كنم؛ نخست آن‌كه همواره به خود گوشزد می‌كنم نبايد به كسی ظلم كنم و دوم آن‌كه هيچ استعدادی را در خود ناشكفته نگذارم و به بيان ساده‌تر، به خود نيز ظلم نكنم.»

تمام واژگان اين جُستار برای رسيدن به اين بند در كنار هم نشسته‌اند:
«به خودتان ظلم نكنيد!»
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی‌ سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سلامت

نتیجه تحقیقات علمی بر روی تاثیر ورزش بر اندام های بدن نشان داد که برای بدست آوردن بهترین اندام کافیه در روز ۹ حرکت از ۴۸ حرکت بالا را در خانه انجام دهید.
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی‌ سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔴 بهترین شیوۀ برخورد با یک احمق!


به نظر می‌رسد که هیچ قانونِ مطلقی در عرصۀ روابطِ انسانی وجود ندارد و نمی‌توان همۀ روابط را با یک چوب راند. همین پیچیدگیِ روابط انسانی باعثِ دشواریِ تشخیص می‌شود و آن را از حالتِ مکانیکی بودن خارج می‌کند. یک ارتباط‌گرِ ماهر کسی است که در هر موردِ خاص تصمیمی ویژه بگیرد و در هر موقعیتی، با توجه به ویژگی‌های شخصیتی طرفِ مقابل، درست‌ترین واکنشِ ممکن را برگزیند.

اکنون نکته‌ این است که بهترین واکنش در برابر یک «احمق» چیست؟ همین‌جا باید بگویم که کلمۀ «ابله» در این موردِ خاص شامل هیچ گونه ارزش‌داوریی نیست و صرفاً جنبۀ توصیفی دارد. منظور از «ابله» کسی است که ویژگی‌هایی از این دست داشته باشد:

۱. در گفتگو به هیچ مبنای عقلانیی پای‌بند نیست و برای دفاع از نظرِ خود، از دروغ گفتن، اطلاعات غلط دادن و مغالعه کردن ابایی ندارد و درست به همین جهت قانع کردنِ او در بحث غیرممکن است.

۲. از جر و بحث لذت می‌برد؛ زیراکه که جر و بحث فرصتی برای فضل‌فروشی و خودنمایی در اختیار او قرار می‌دهد. برای او «حقیقت‌جویی» و «حقیقت‌گویی» که دو رُکنِ رکینِ هر گفتگویِ سازنده‌ای هستند، اصلاً مطرح نیستند؛ به همین سبب به راحتی موضعِ خود را عوض می‌کند و بسته به موضعِ طرفِ مقابلِ خود، از درِ مخالفت درمی‌آید. به نظر می‌رسد که صرفِ مخالف‌خوانی حسِ خوشایندی در او ایجاد می‌کند.

۳. باورها و نظراتِ طرفِ مقابل برای او مهم نیست و در عمل به چیزی به‌نامِ احترام گذاشتن به دیگران التزام ندارد. این ویژگی تا حد زیادی ناشی از نوعی خودشیفتگی است و باعث می‌شود نیروی همدلیِ شخص از بین برود و به هیچ روی نتواند وضعیت و موقعیتِ دیگران را آن گونه که هست، درک کند.

۴. به هیچ روی به اشتباهِ خود اعتراف نمی‌کند و اصولاً خود را کامل، معصوم و خطاناپذیر می‌پندارد. روشن است که چنین کسی به شدت اهلِ فرافکنی است و همواره آماده است مسئولیتِ خطا و شکست را متوجهِ دیگران سازد و خود را تبرئه کند. به هیچ وجه نمی‌توان به چنین کسی اثبات کرد که اشتباه می‌کند؛ درست به همین دلیل است که چنین کسی هیچگاه حاضر نمی‌شود از یک مشاور، یا استادِ آگاهِ مشفق یاری بگیرد.

این فهرست باز است و می‌توان مواردِ دیگری را بر آن افزود، ولی برای منظور ما همین‌ مقدار کفایت می‌کند. کسی که دارای چنین ویژگی‌هایی باشد، او را «ابله» می‌نامیم، خواه بی‌سواد و کم‌هوش باشد، خواه درس‌خوانده و باهوش. ممکن است کسی به عالی‌ترین درجاتِ علمی رسیده باشد، ولی با این معیارها، یک ابلهِ تمام‌عیار باشد؛ بنابراین بلاهت ربطی به هوش و تحصیلات ندارد. اکنون پرسش این است: با چنین کسی باید چگونه برخورد کرد؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان چند راهِ حل را پیشنهاد کرد:

۱. جدال و مبارزه: به نظر می‌رسد که این راه سودی ندارد؛ زیراکه آدمی را تا پایین‌ترین سطوح اخلاقی تنزل می‌دهد، او را به سفسطه، دروغگویی، لجبازی و ستیزه‌جویی می‌کشاند و مقدار زیادی از وقت و انرژیِ او را تلف می‌کند. جدال کردن با کسی که به هیچ مبنایی پای‌بند نیست، نتیجه‌ای جز تا سطحِ او سقوط کردن در پی ندارد و هیچ انسانِ فرهیخته‌ای اجازۀ چنین رفتاری را به خود نمی‌دهد.

۲. نرمی و مدارا: اگر میزان حماقتِ طرفِ مقابل کم باشد، می‌توان با نرمی و مدارا او را تحمل کرد و رابطه را با تلاش و کوشش فراوان ادامه داد و آسیب‌های آن را تحمل کرد. این راه حل به ویژه در جایی مناسب است که آن شخصِ ابله، از بدِ حادثه، یکی از نزدیکانِ درجه اولِ انسان باشد.

۳. خاموشی: خاموشی راهِ حلی است که خِرَدِ جمعیِ گذشتگان آن را به عنوان بهترین راهِ حل ممکن در برابرِ یک انسان ابله یافته و در قالب ضرب‌المثلِ مشهورِ «جوابِ ابلهان خاموشی» است، بیان کرده است. به نظر می‌رسد در بسیاری از موارد، در برابر یک ابله، بهترین کار همین است که سکوت پیشه کنیم و اجازه بدهیم او هرچه می‌خواهد بگوید، بی‌آنکه پاسخی به او بدهیم.

۴. فرار کردن: اگر ریشه‌های بلاهت در طرف مقابل بسیار استوار باشد، بهترین راهِ حل فرار کردن است. جایی که مدارا و خاموشی هم، در مواجهه با یک شخص، راه به جایی نمی‌برند، ظاهراً گزیر و گریزی از گریختن نیست. به نظر می‌رسد برای پرهیز از آلوده شدن به رذائلِ یک احمق، بهترین راهِ رویارویی با او «مدارا» و «خاموشی» است و اگر این‌ها پاسخ نداد، از او «گریختن»!

ایرج شهبازی
❤️🍀 @filsofak
👍1
من بارها به این مسئله برخورده بودم که اقوام و خویشاوندان، نسبت به یکدیگر رفتار و اخلاق نامطلوب‌تری دارند تا نسبت به بیگانگان.
خویشاوندانِ آدم، به نقاط ضعف و نیروی انسان آشنا هستند و برای حمله به او مواقع مناسبی را انتخاب می‌کنند. برای تهمت‌های خود کم و بیش مدرک دارند و به آسانی با هم دست به گریبان می‌شوند. به این دلیل است که بیگانگان بیشتر مورد احترام قرار می‌گیرند.

ماکسیم گورکی
❤️🍀 @filsofak