فلسفه اخلاق
7.43K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
مصطفی ملکیان: در جامعه‌ای که هنوز، به تعبیر آبراهام مزلو، روان‌شناس آمریکایی، نیازهای اولیه شهروندانش، یعنی نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیک آنان، مانند خوراک، پوشاک، مسکن، آب و هوای سالم، خواب، استراحت و غریزه جنسی، برآورده نشده‌اند، سخن از اخلاقی زیستن، آب در هاون کوبیدن است.
بنابراین، شاید بتوان گفت که همه کسانی که صادقانه، و نه از سر ریا و تزویر و مکر و خدعه، دغدغه اخلاقی زیستن انسان‌ها را دارند باید از این‌جا آغاز کنند که جامعه‌ای برخوردار از حد نصاب بهره‌وری‌های اولیه پدید آورند.


#گفتگو_درباره_عقلانیت_و_نوگرایی
#مصطفی_ملکیان 
❤️🍀 @filsofak
می‌خواهیم، در عین گرفتاری و ناله‌های زار، بلبلی باشیم که برگ گلی خوشرنگ در منقار دارد! همین است که بیشترِ وقتِ شریفِ ما صرف این می‌شود که چه بگوییم که «طرف» نرنجد!...
همین است که هنوز برای کودکانه‌ترین درماندگی‌هایمان راه حل نیافته‌ایم و به هر حرکتی جامه‌ای می‌پوشانیم که «چرکتاب» باشد.

#گفتگو_درباره_عقلانیت_و_نوگرایی
#گفتگو با #پرویز_رجبی 

❤️🍀 @filsofak
حسرتِ زندگیِ دیگران برای این است که از بیرون که نگاه می‌کنی، زندگیِ دیگران یک کل است که وحدت دارد؛ اما زندگیِ خودمان که از درون نگاهش می‌کنیم، همه‌اش تکه تکه و پاره پاره به نظر می‌آید.
هنوز هم در پیِ سرابِ وحدت می‌دویم.


#آلبر_کامو
🍀❤️ @filsofak
آیا ادراک اذهان از اشیائی ثابت واقعاً یکسان است؟

– «وقتی به اتفاق دوست‌تان یک بستنی شکلاتی می‌خورید، از کجا می‌دانید که مزهٔ بستنی در ذائقهٔ شما مشابه مزهٔ آن در ذائقهٔ دوست‌تان است؟ البته می‌توانید بستنی دوست‌تان را بچشید؛ ولی اگر مشابهتی بین مزهٔ بستنی دوست‌تان و بستنی خود یافتید تنها می‌توان این را نتیجه گرفت که مزهٔ بستنی‌ها در ذائقهٔ شما مشابه یکدیگرند. شما مزهٔ بستنی در ذائقهٔ دوست‌تان را تجربه نکرده‌اید. به نظر می‌رسد راهی برای مقایسه‌ی مستقیم دو تجربهٔ چشایی وجود نداشته باشد».

در پی معنا | تامس نیگل | سعید ناجی و مهدی معین‌زاده

🍀❤️ @filsofak
بیشتر بیمارستان‌های روانی پر از بیمارانی است که سال‌ها زیر فشار مالی بوده‌اند و این تنش، ذهن و جسم آن‌ها را از کار انداخته است.

چنین برآورد کرده‌اند که نُه دهمِ بیماری‌هایِ انسان، ناشی از فشار و محنت و نکبتِ زاییده از فقر است.

فقر سبب می‌شود که زندان‌ها از دزدان و جنایتکاران پر شود.

فقر انسان‌ها را به سوی اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی سوق می‌دهد.

از کودکان پاک و با استعداد و باهوش، مجرم و بزهکار می‌سازد.

باعث می‌شود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمی‌کرد.
عواقب معصیت بار فقر بی‌انتها است.

کاترین پاندر‌ _قانون توانگری
مترجم: گیتی خوشدل

🍀❤️ @filsofak
خبر یک جمله بیشتر نیست‌:
رومینا، دختر ۱۳ ساله، به دست پدرش، در خواب سَر بریده شد.
همین.
آن‌قدر این چیزها زیاد شده که هر کسی تا این تیتر را بخواند می‌فهمد قتل ناموسی است.
این دختر نوجوان، بعد از آشنایی با یک پسر و روبه‌رو شدن با مخالفت پدرش برای ازدواج، از خانه فرار می‌کند. و بعد از دستگیر شدن توسط پلیس و تحویل شدن به خانه، به دست پدرش به طرز فجیعی در خواب کشته می‌شود.
پدر رومینا، سر او را با داس از تنش جدا کرده است.

من به عنوان کسی که از نزدیک شاهد دردها و مشکلات خانواده‌ها هستم، چند سؤال دارم:
.
🔹آیا رومینای ۱۳ ساله، به عنوان یک نوجوانِ درگیر در مسائل دوران بلوغ، در گیر و دارِ درگیری ذهن با جنس مخالف و در سن و سالِ توجه به ارتباطات عاشقانه، می‌دانسته که باید چطور با این‌گونه از مسائل روبه‌رو شود؟ آیا مدرسه و کادر آموزشی، اطلاعات کافی و دانش لازم را برای چگونگی مدیریت این اتفاقات به رومینا داده بود؟ آیا رومینا می‌دانست که در صورت درگیر شدن در مسائل احساسی، باید چطور عواطفش را مدیریت کند تا به خودش و دیگران آسیبی نزند؟
🔹آیا رومینای ۱۳ ساله ما، به یک مرکز مشاوره یا حداقل، به تلفن یک مرکز مشاوره دسترسی داشته که مسائل مهم خود را با آن‌ها در میان بگذارد؟ آیا نوجوانان ما، به عنوان افرادی که از استقلال کافی برخوردار نیستند و هنوز تحت کنترل خانواده‌اند، پناهگاه امنی را می‌شناسند که در صورت مواجهه با مشکلات به آن‌جا پناهنده شوند؟
آیا قانون، ارگان مشاوره‌ای یا سازمان حمایتی‌ای وجود دارد که از نوجوانانِ درگیر با خشونت خانگی(از تحقیر و سرزنش گرفته تا قتل) حمایت کند؟
🔹آیا مدرسه رومینا، خودش را موظف به پیگیری حالات روحی، مشکلات و وضعیت خانوادگی او می‌دانسته است؟ آیا مدارس از وضعیت خلقی خانواده نوجوانان اطلاعاتی دارند که بتوانند خطرات پیش روی آن‌ها را پیش‌بینی کنند تا از وقایع این‌چنینیِ جبران‌ناپذیر جلوگیری به عمل بیاورند؟
🔹آیا پلیس، تنها وظیفه تحویل نوجوان به خانواده را بر عهده دارد؟ آیا نباید وضعیت خُلقی و روحی خانواده‌ای که قرار است پذیرنده نوجوان باشند را بررسی کند؟ آیا مسئولیتی در خصوص تحویل نابخردانه یک نوجوان بی‌دفاع به یک خانواده خشونت‌ورز را بر عهده می‌گیرد؟
🔹آیا جامعه ایران، برای حل مشکلاتی که با آن‌ها درگیر است، چاره‌اندیشی و خردورزی کافی را دارد؟ آیا به ارزش گفت‌وگو برای واکاوی مشکلات و ریشه‌یابی آن‌ها واقف است یا پنهان‌کاری و نادیده‌گیری را چاره می‌داند؟

جاهلیت نمرده است و تا مشکلات واکاوی نشوند هم‌چنان ادامه خواهد یافت.
#مصطفی_سلیمانی
#رومینا

https://instagram.com/_u/soleymani63

❤️🍀 @filsofak
#تولدم 🎂

تولدت مبارک مصطفا. حالت چطور است؟ چه می‌کنی؟ خوبی؟ چه خبر؟ چقدر زمان تند می‌گذرد، نه؟ انگار همین دیروز بود که شمع سی و پنج سالگی‌ات را فوت کردی.
غمگین نباش. چرا همیشه روزهای تولدت می‌روی توی فکر؟ من دوست دارم که به آینه نگاه کنی، اما نه این‌که هی دست ببری لای موها و ریشت، و هی سفیدهایشان را بشُماری.
به چه فکر می‌کنی؟ به خودت؟ به راهی که از اول زندگی‌ات تا حالا آمده‌ای؟ یا به این‌که این موها چرا سفید شده‌اند؟
راستی می‌دانی هر مو را کجا سفید کرده‌ای؟ بعدِ کدام شب‌نخوابی یا بعدِ کدام اضطراب؟
دلهره‌هایت را دوست دارم و سکوت حالایت را؛ ولی حرف بزن.
خوب نیست که هی کلمات تا گلویت می‌آیند و تو هی پسِشان می‌زنی به عقب.
بگو. بگو از چه رنج می‌کشی؟
از زندگی بگو. از طعمش زیر دندان‌هایت. بگو که زندگی را چشیده‌ای. بگو که نفسش کشیده‌ای. بگو. من که می‌دانم، که از بی‌کلمه‌گی‌ات نیست که این همه بی‌حرفی.
می‌دانی چرا داری این همه درد می‌کشی؟ چون خودت را می‌فهمی. چون یک روزی، در یک‌جایی از زندگی‌ات، که نزدیک هم نیست، تصمیم گرفته‌ای با دلت زندگی کنی. و از آن روز احساس کرده‌ای.

حرف بزن. از قشنگی‌های زندگی‌ات بگو. بگو که وقتی راه می‌روی، وزن زندگی را احساس می‌کنی. بگو زندگی توی تن تو زنده است. بگو امروز که روزهای زندگی کردنت را تقسیم کردی به روزهای فقط زنده بودنت، یکهو قند توی دلت آب شد. هر کس نداند، من که می‌دانم از آن روز که دست دلت را گرفته‌ای، چگالیِ زندگی‌ات هی روز به روز دارد می‌رود بالاتر.
مصطفا! توی آینه نگاه کن و لبخند بزن.
من دوستت دارم و دارم برای تو زندگی می‌کنم. برای حال خوبت.
مصطفا! حرف که نزدی، اما این‌همه سخت نگیر به خودت. من راضی‌ام از تو.
با خودت کمی مهربان‌تر باش. کلمات را توی سینه‌ات غلاف نکن و اگر حرف نمی‌زنی، لااقل کاش کمی گریه کنی.
تولدت مبارک مصطفا.
سی و شش سالگی‌ات مبارک💋
#مصطفی_سلیمانی

https://instagram.com/_u/soleymani63

❤️🍀 @filsofak
آدم رویایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند، به این امید که در میانشان حداقل جرقهٔ کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند، تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهٔ او را گرم کند و همهٔ آن‌هایی که برایش عزیز بودند، برگردند...

شب های روشن
#داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
حقیقت این است که در این دنیا، همیشه کسی هست که با کمال میل،
بخواهد جایش را با شما عوض کند،
بخواهد مثل شما نفس بکشد،
مثل شما راه برود،
در جایی که شما زندگی می کنید، زندگی کند.
آیا اخیرا خداوند را به خاطر خانواده، دوستان، سلامتی و فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید؟

هر روز پنجشنبه است
#جوئل_اوستین
❤️🍀 @filsofak
– آیا اعتقاد در مقابل بی‌اعتقادی است؟

– «اعتقاد را گاهی مغایر با بی‌اعتقادی می‌شمرند و به آن ترجیح می‌دهند؛ اعتقاد خصلتی درخور تحسین است، بی‌اعتقادی خصلتی تأسف‌انگیز —ما عادت داریم این‌طور بفهمیم. این مغایرت سطحی است. مسیحیان و مسلمان [در جنگ‌های صلیبی] هم‌دیگر را کافر می‌خواندند اما جنگ بر سر این نبود که کدام طرف مصداق اعتقاد است و کدام مصداق بی‌اعتقادی. مسلما هم مسیحیان و هم مسلمانان اعتقاد خالصانه داشتند؛ فقط اعتقادات‌شان فرق می‌کرد. تقابل عمل یا وضع بی‌اعتقاد بودن با اعتقاد داشتن مثل تقابل ندیدن با دیدن نیست؛ اعتقاد و بی‌اعتقادی در مورد یک موضوع واحد بیش‌تر با نحوه‌های متقابل‌دیدن یک‌چیز مطابق اند —برای الف سرخ است، به نظر ب سبز می‌آید اما هر دو دارند می‌بینندش.»

عقل و بحث | پیتر تامس گیچ | #فاطمه_مینایی

❤️🍀 @filsofak
👍1
☘️ آیا ونوس و مریخی وجود دارد؟!
👤 #محمدرضا_سرگلزایی (روانپزشک)

🔅 آیا تفاوت‌های جسمانی بین زن و مرد لزوماً باعث می‌شود زن و مرد نحوه تفکر و احساسات متفاوتی داشته باشند؟ آیا برخی از امور زندگی «مردانه» و برخی از امور آن «زنانه»اند؟ شما چه فکر می‌کنید؟ آیا «بچه‌داری» کار زنان است و «خلبانی» کار مردان؟

🔅 پایه‌گذاران روانکاوی مانند فروید، یونگ و اریکسون اعتقاد داشتند که ساختار «روان زنانه» با ساختار «روان مردانه» متفاوت است و همان‌طور که نمی‌توان انتظار داشت مردی وظیفه زایمان و شیردهی را به عهده بگیرد، نمی‌توان سایر امور «بچه‌داری» را هم به مردان سپرد.

🔅 این صاحب‌نظران می‌اندیشیدند که «طبیعت» وظایف متفاوتی را برای زنان و مردان درنظر گرفته است. فروید گفته بود «آناتومی سرنوشت است».
گرچه فروید و یونگ افرادی تحصیل‌کرده و با تفکر علمی بودند، بعدها افکار آنان مورد نقد قرار گرفت و بسیاری از شاگردان آن‌ها به این نتیجه رسیدند که همه نظریات آن‌ها ساختار علمی خود را حفظ نکرده‌اند.

🔅 «کارن هورنای» از اولین زنان روانکاو و «مارگارت مید» مردم‌شناس برجسته، به این نتیجه رسیدند که فروید نقش فرهنگ و فضای اجتماعی را در نظریاتش نادیده گرفته است و بسیاری از آنچه زنانه یا مردانه پنداشته‌ایم، نه تحت تأثیر «طبیعت»، که محصول فرهنگ و تاریخ، و قابل تغییر و بازنگری هستند.

🔅 تحقیقات بعدی در حیطه روان‌شناسیِ اجتماعی و فرهنگی نشان داد که اعتراضات «کارن هورنای»، «مارگارت مید» و دیگران، بجا و درست بوده است. بسیاری از مواقع، «باور ما» مبنی بر این که چیزی طبیعی یا چیز دیگری غیرطبیعی است، بر «طبیعت» ما تأثیر می‌گذارد.

🔅 در یک کار پژوهشی، معلم سر کلاس گفت طبق تحقیقات، دانش آموزانِ دارای رنگ چشم روشن، بیش از دانش‌آموزانِ با رنگ چشم تیره، در ریاضیات استعداد دارند. مدتی بعد، معلم از دانش‌آموزانش امتحان ریاضی گرفت. نمرات دانش‌آموزان چشم روشن، به طور قابل توجهی از دانش آموزان چشم تیره بالاتر بود. معلم نمرات را اعلام نکرد. در عوض، چند روز بعد گفت درباره پژوهش‌های علمی اشتباه کرده و متوجه شده که طبق تحقیقات، دانش آموزان رنگ چشم تیره استعداد بیشتری در ریاضیات دارند! دوباره مدتی بعد، از همان دانش‌آموزان امتحان ریاضی گرفت. این بار نمرات دانش‌آموزانِ چشم تیره، به طور قابل توجهی بالاتر از دانش آموزانِ با رنگ چشم روشن بود!

🔅 می‌بینید؟ باور ما به یک گزاره، گاهی استعداد و هوش ما را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. هنوز هم در دنیا #تبعیض_جنسیتی بیداد می‌کند. فرهنگ‌های زیادی در دنیا هستند که هنوز افکار، احساسات، شغل‌ها، علم‌ها و حتی رنگ‌ها را نیز بر مبنای «زنانه» و «مردانه» تقسیم می‌کنند.

🔅 چنین فرهنگ‌هایی گاهی منجر به این می‌شوند که باور متفاوت بودن جنسی، در واقع نیز، افراد را تحت تأثیر قرار دهد و ما در چرخه معیوب نادانی خود باقی بمانیم و آن‌چه را که محصول سنّت‌ها و باورهایمان است، «ناموس هستی» و «قانون الهی» بدانیم!

🔅 هنوز تحت نام روان‌شناسی، کتاب‌هایی منتشر می‌شوند که مردان را اهل مریخ و زنان را اهل ونوس می‌دانند و برای آنان چنان تفاوت ذاتی قائلند که آن‌ها برای فهم یکدیگر نیاز به زحمت و تلاش دارند. واقعیت چیست؟ آیا «خلبانی» کار مردان است و «بچه‌داری» کار زنان؟

🍀❤️ @filsofak
اديان، يكي بودند

امام موسي صدر در زمستان ١٣٥٣، در آغاز ايام روزه عيسويان، خطبه اي در كليساي كبوشيين بيروت ايراد مي كند. شارل حلو، رئیس‌جمهور اسبق لبنان، اين واقعه را اينجور نقل مي كند: «برای نخستین بار در تاریخ مسیحیت، یک روحانی غیرکاتولیک در یک کلیسای کاتولیک و برای جمعی از مؤمنان، در جایگاه موعظه، سخن می‌راند.» اقدام بعدی امام، دعوت از بزرگان مسیحیت برای ایراد خطبه‌های نماز جمعه بود، اما به سبب جنگ داخلی، این برنامه هيچگاه تحقق نیافت.

فرازهايي از اين خطبه، چنين است:

ادیان یکی بودند، زیرا در خدمتِ هدفی واحد بودند: دعوت به سوی خدا و خدمتِ انسان. و این دو، نمودهای حقیقتی یگانه‌اند. و آن گاه که ادیان در پی خدمت به خویشتن برآمدند، میانشان اختلاف بروز کرد. توجه هر دینی به خود، آن‌قدر شد که تقریباً به فراموشی هدفِ اصلی انجامید. اختلافات شدت گرفت و رنج‌های انسان فزونی یافت.

ادیان یکی بودند و هدفی مشترک را پی می‌گرفتند: جنگیدن در برابر خدایان زمینی و طاغوت‌ها و یاری مستضعفان و رنج‌دیدگان. و این دو نیز نمودهای حقیقتی یگانه‌اند. و چون ادیان پیروز شدند و همراه با آن‌ها مستضعفان نیز پیروز شدند، طاغوت‌ها چهره عوض کردند و برای دستیابی به غنایم پیشی گرفتند و در پی حکم راندن به نام ادیان برآمدند و سلاح دین را به دست گرفتند، و این‌گونه بود که رنج و محنت مظلومان مضاعف گشت و ادیان دچار مصیبت و اختلاف شدند. هیچ نزاعی نیست مگر برای منافع سودجویان.

ادیان یکی بودند، زیرا نقطۀ آغاز همۀ آن‌ها، یعنی خدا، یکی است؛ و هدف آن‌ها، یعنی انسان، یکی است؛ و بستر تحولات آن‌ها، یعنی جهان هستی، یکی است؛ و چون هدف را فراموش کردیم و از خدمت انسان دور شدیم، خدا هم ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد و ما به راه‌های گوناگون رفتیم و به پاره‌های مختلف بدل گشتیم و جهان یکتا را تقسیم کردیم و در پی خدمت به منافع خاص خود برآمدیم و معبودهای دیگر، غیر خدا، را برگزیدیم و انسان را به نابودی کشاندیم.

متن كامل را اينجا بيابيد:
imam-sadr.com

🍀❤️ @filsofak
انتخاب با چشمان باز
درس چهارم: ازدواج با شکاک و بدبین آری یا خیر؟

بدبین‌ها بدبین شده‌اند چون فکر می‌کنند برای حمایت از خودشان به بدبینی نیاز دارند.
چرا بدبین‌ها بدبینی را ول نمی‌کنند؟
۱. چون آن را یک سپر دفاعی می‌دانند.
۲. چون فکر می‌کنند با بدبینی، هوشمندانه‌تر، مسلط‌تر و موفق‌تر خواهند بود.

پس یک بدبین در ازدواج:
🔹به خودش حق می‌دهد که از کار همسرش سر در بیاورد🔹

در نتیجه:
سرزده به محل کار همسرش می‌رود.
لوازم شخصی همسرش را چک می‌کند.
محتوای تلفنی همسرش را بررسی می‌کند.
همسرش را به دلیل رفتارهای معقول و مطابق عرف سرزنش می‌کند.

توصیه:
👌 بهترین توصیه، ازدواج نکردن با فرد بدبین است.
🔸️بدبینی کم در نامزد، با مراجعه جدی و مسئولانه به مشاور قابل درمان است
🔸️در بدبینی شدید (پارانوئید)، به هم زدن نامزدی عاقلانه‌ترین کار است، وگرنه باید یک عمر عذاب و زجر را به جان خرید. چون این افراد حتی به درمانگرشان هم شک دارند؛ بنابراین اگر نگوییم هيچ‌وقت درمان نخواهند شد، باید بگوییم که به سختی درمان می‌شوند.
#مصطفی_سلیمانی
#انتخاب_همسر

❤️🍀 @filsofak
حقیقت این است که در این دنیا، همیشه کسی هست که با کمال میل،
بخواهد جایش را با شما عوض کند،
بخواهد مثل شما نفس بکشد،
مثل شما راه برود،
در جایی که شما زندگی می کنید، زندگی کند.
آیا اخیرا خداوند را به خاطر خانواده، دوستان، سلامتی و فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید؟

#جوئل_اوستین
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از زندگی بگو. از طعمش زیر دندان‌هایت. بگو که زندگی را چشیده‌ای. بگو که نفسش کشیده‌ای. بگو. من که می‌دانم، که از بی‌کلمه‌گی‌ات نیست که این همه بی‌حرفی.
می‌دانی چرا داری این همه درد می‌کشی؟ چون خودت را می‌فهمی. چون یک روزی، در یک‌جایی از زندگی‌ات، که نزدیک هم نیست، تصمیم گرفته‌ای با دلت زندگی کنی. و از آن روز احساس کرده‌ای.
#مصطفی_سلیمانی (روان‌شناس)

❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️آدم اشتباهی و دنیا:

لطفن یکی بیاید محکم بزند توی گوش من. من حواسم هی از خودم پرت می‌شود و دلِ بی‌صاحاب مانده‌ام تند و تند از کفم می‌سُرد پایین.
لطفن یکی بیاید و به هر زبانی که می‌داند به من حالی کند که این‌قدر این دلِ وامانده‌ام را آویزانِ این و آن نکنم.
من حواسم نیست. خیلی وقت است که خیلی از ضرب‌المثل‌ها توی کله‌ام به بن‌بست خورده‌اند...
آخر کی فکرش را می‌کرد که دل به دل راه ندارد؟ من از همه دنیا و مافیها دلم به همین یک چیز خوش بود.
به اینکه ترکیبِ ضرب‌المثلِ «تو نیکی می‌کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز» با «از محبت خارها گل می‌شود، از محبت سرکه‌ها مُل می‌شود»، آخرش بادا بادا مبارک بادا است!
وگرنه من این قدرها هم خل و چل نیستم که صبح تا شب، شیلنگِ دوستت دارم را بگیرم پای آن کس که به خیالم افتاده معنیِ دوستت دارم‌هایم را می‌فهمد؛ که ماندن بلد است؛ که پای رفتن ندارد.
#مصطفی_سلیمانی (روان‌شناس)

❤️🍀 @The_meaningoflife
«”آن‌کس که از بیرون نگاه می‌کند هشت چشم دارد“ و این یعنی بیننده‌ی بازی شرایط بازی را بهتر از بازیگر می‌بیند. این گفته که ”با اندیشیدن بسیار به خود، اشتباهات خویش را می‌فهمیم“ هم‌چنین بدان معناست که عالی‌ترین طریقت اندیشیدن به خود در مشاورت با دیگران است.»

#در_باب_دوستی
❤️🍀 @filsofak
Delbastegi
Amir Azimi
یک نفس عمیق می‌کشم و می‌گویم: آزمایش دادی؟
می‌گوید: آزمایش ازدواج؟
با یک لبخندِ تلخ می‌گویم‌‌: نه. آزمایش عشق.
چشم‌هاش را ریز می‌کند و مثل کسی که انگار تا حالا این حرف به گوشش هم نخورده می‌گوید‌: مگه عشقم آزمایش می‌خواد؟
می‌گویم: دو بار خون‌دماغ می‌شی و سرت گیج می‌ره، فکر می‌کنی سرطان داری؛ آزمایش می‌دی می‌بینی نه؛ گرمازده شدی. عشقم همینه. یهو می‌بینی عاشق قیافه و حرف‌زدنِشی، نه زندگی کردنِ باهاش.
#مصطفی_سلیمانی (روان‌شناس)

+ برای تو که آهنگ فارسی دوست داری.

❤️🍀 @The_meaningoflife
«ترس چه وقت سراغ آدمی می‌آید؟!»

وقتی بخواهی چیزی را حفظ کنی، ترس سراغت می‌آید. وقتی نخواهی چیزی را حفظ کنی، ترسی وجود ندارد.
صریح و واضح!
آنگاه که بخواهی زندگیت را حفظ کنی، مالت را حفظ کنی، متعلقاتت را حفظ کنی، ترس از دست دادن، از هزاران مجرا و فکر و خیال بسویت هجوم می‌آورد و مثل خوره بهترین لحظات زندگیت را می‌خورد. این یک قاعده‌ی کلی است. یک سالک قرار نیست چیزی را حفظ کند زیرا خوب می‌داند که حافظ کس دیگریست. او فقط هشیارانه زندگی می‌کند، چون «خَیرٌ حافِظاً» است که مسئولیت حفاظت را بر عهده دارد. سخنم را امتحان کن! همین حالا امتحان کن!
تا به طرفة العیني هر ترسی از وجودت زایل شود؛
«نخواه چیزی را در روح و روانت حفظ کنی» ... «از ذهنت رهایشان کن» ... می‌بینی!؟
دگر هیچ ترسی وجود ندارد!
ای دوست، بگذار خود خدا که آگاه از نهان و آشکار است مسئول حفاظت از جریان زندگیت باشد. دخالت نکن، تا از زیبایی‌های زندگی محروم نشوی.
بدان که ترس‌های روانی، زندگی سوز و خانمان براندازند و بدان که ترس از دست دادن‌ها هیچ‌گاه هیچ مشکلی را حل نکرده است؛
که مشکل اصلی خود همین "ترس" است.
بجای ترسیدن ، هشیار باش...

#مسعود_ریاعی
🍀❤️ @filsofak
1
1397207842.pdf
1.9 MB
کتاب: ارتباط بدون خشونت
زبان زندگی

مارشال روزنبرگ
🍀❤️ @filsofak