فلسفه اخلاق
7.43K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
دریافته‌ام که هر اندازه بتوانم در رابطه‌ام اصیل‌تر باشم، آن رابطه مفیدتر خواهد بود. اصیل بودن به این معنی که نیاز دارم تا آنجا که ممکن است از احساسات واقعی خودم آگاه باشم؛ نه اینکه در ظاهر یک نگرش را بروز دهم و در درون خود، آگاهانه یا ناآگاهانه، حس دیگری داشته باشم.

اصیل بودن، همچنین به این معناست که بخواهم حس‌ها و نگرش‌هایی را که در درونم وجود دارند، با کلمات و رفتارم، ابراز کنم و آشکار سازم. تنها به این شیوه، «ارتباط» می‌تواند واقعیت پیدا کند و به نظر می‌رسد که «واقعی بودن» به‌عنوان نخستین ویژگی یک رابطه، از اهمیت بالایی برخوردار است.

فقط با آشکار ساختن واقعیت درونی‌ام، دیگری هم می‌تواند در کشف و جستجوی واقعیت درونی خود، موفق شود.

چنین دریافته‌ام که حتی وقتی دیدگاه‌های من، رضایت‌بخش نیستند یا فکر می‌کنم برای رابطه سودمند نیستند، باز هم واقعی بودن‌شان مهم‌‌تر است.

✍🏽 #کارل_راجرز
📕 راه انسان شدن

🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
📝سوگوارِ دائمی:
.
بعضی‌ها موقع جدایی ژست قوی‌ها را به خودشان می‌گیرند. جوری رفتار می‌کنند که انگار هیچی به هیچ‌جایشان نیست. به احساسات‌شان مجال بروز نمی‌دهند و همه‌شان را در دم خفه می‌کنند. خشم‌شان، دلتنگی‌شان و دل‌شکستگی‌شان را حتی از خودشان هم پنهان می‌کنند. فکر می‌کنند این‌طوری زودتر از اندوه جدایی رها می‌شوند.
.
تصمیم می‌گیرند فراموش کنند؛ انگار که روان ما چیزی را فراموش می‌کند!
انگاری که قسم خورده باشند، همه چیز را انکار و سرکوب می‌کنند. با خودشان صداقت به خرج نمی‌دهند و همین می‌شود که هیچ‌وقت پی دلیل اتفاقی که براشان افتاده نمی‌گردند.
غافل از این هستند که ذهن، تا پرونده یک موضوع را کامل زیر و رو نکند، نمی‌تواند کنارش بگذارد.
.
این‌طور آدم‌هایی، یک سوگوارِ دائمی می‌مانند. یک شکست‌خورده از پا افتاده که یک اندوه طولانی مبهم دارد و همیشه مجبور است خودش را با هزار و یک ترفند سر پا نگه ‌دارد.
گریه اولین درمان قلب شکسته است.
قدم بعد، زیر و رو کردن خاطرات برای پیدا کردن ریشه مشکل است.
.
آدم وقتی برای چِراهای رابطه‌اش جواب پیدا می‌کند، وقتی می‌فهمد چرا کارش به این‌جا که حالا ایستاده رسید، جواب بهتری به این‌که حالا چطور به زندگی برگردد پیدا می‌کند.
.
آدم اگر با خودش صادق باشد می‌فهمد که جدایی، پایانِ قابل پیش‌بینی خیلی از رابطه‌های حساب نشده و زندگی‌های به بن‌بست رسیده است.
#مصطفی_سلیمانی
#سوگ_عاطفی
#شکست_عاطفی
.
.
+ بفرست برای افرادی که قصد دارند خودشان را نجات دهند.🌷

https://instagram.com/_u/soleymani63

❤️🍀 @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترس‌ها؛ مرگ‌آور و نجات‌دهنده!

🍀❤️ @filsofak
خائنانه‌ترین خیانت‌ها آن‌هایی هستند که وقتی یک جلیقه‌ نجات در کمدت آویزان است، به خودت دروغ می‌گویی که احتمالاً اندازه‌ی کسی که دارد غرق می‌شود نیست. این‌گونه است که نزول می‌کنیم و همین‌طور که به قعر می‌رویم، تقصیر همه‌ی مشکلات دنیا را می‌اندازیم گردن استعمار و کاپیتالیسم و شرکت‌های چند ملیتی و سفید پوست احمق و امریکا؛ ولی لازم نیست برای تقصیر، اسم خاص درست کرد.
نفع شخصی؛ ریشه‌ی سقوط ما همین است.

جزء از کل_ استیو تولتز

🍀❤️ @filsofak
نگاهی زیبا در ارتباط زن و شوهر

🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
چهار تا فیلم معرفی می‌کنم حتما ببینید: 😍
The upside
از یک داستان واقعی الهام گرفته که ارتباط گرم و صمیمی بین مرد مستخدمش را نشان می‌دهد.
Three Billboards Outside Ebbing, Missouri
این فیلم داستان مادری است که بعد از مرگ دل‌خراش دخترش و کم کاری پلیس منطقه شخصا پیگیر ماجرای قتل و تجاوز دخترش می‌شود.
Her
داستان در مورد مردی است که با یک سیستم عامل هوشمند رایانه‌ای که دارای صدا و شخصیت یک زن است رابطه عاطفی برقرار می‌کند.
I tonya
داستانی واقعی از زندگی دختر اسکیت بازی است که در مسیر موفقیتش مشکل بزرگی پیش می‌آید.
#مصطفی_سلیمانی
#معرفی_فیلم

https://instagram.com/_u/soleymani63

❤️🍀 @The_meaningoflife
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از فردا نمی ترسم
چرا که
دیروز را دیده‌ام
و امروز را دوست دارم...

ویلیام وایت

❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در غياب تو
گفت‌وگو دارم با تو
در حضورت،
گفت‌وگو با خويش...

عباس كيارستمى
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃نیکی و بدی کردن به دیگری، نیکی و بدی کردن به خود است.

🔹آيا اگر انسان به ديگری آسيبی برساند، به خودش نيز آسيبی رسانده است؟ آيا اگر انسان به ديگری خدمتی كند، فی‌الواقع به خودش خدمتی كرده و اگر به ديگری خيانتی كند، به خودش خيانتی كرده است؟
اين نكته از زماني كه حماسه گيلگمش در شش هزار سال پيش نوشته شده و نخستين كتاب بشر را نوشته، مورد اشاره اديان و مذاهب بوده و عارفان و فيلسوفان و الهي‌دانان و روانشناسان بر آن تاكيد كرده‌اند و گفته‌اند كه جهان يك كل ارگانيك است و اگر تيشه‌اي به جايي از اين كل بخورد، همه اجزاي اين درخت لطمه مي‌بيند. اگر انسان به پاي درخت اين جهان، آبي يا خاكي يا كودي يا ماده و دارويي يا نوري يا حرارتي يا اكسيژني رساند، سود اين كمك به همه اين درخت مي‌رسد. چنين نيست كه سود انسان به درخت جهان تنها به يك برگ يا يك شاخه يا يك ساقه يا يك ميوه يا يك گل برسد. ريشه و ساقه و شاخه و جوانه و شكوفه و گل و ميوه و برگ همه با هم به درجات متفاوت از كمكي كه به درخت مي‌شود، منتفع مي‌شوند. به همين ترتيب اگر آفتي به درخت برسد، به همه درخت مي‌رسد و خود انسان هم جزيي از درخت جهان است و در نتيجه آسيب مي‌بيند.

🔹مثلا در قرآن آمده است: «لها ماكسبت و عليها ماكتسبت». در عهد جديد نيز به مراتب بر اين نكته تاكيد و گفته مي‌شود هر زياني به كسي زده ای به خودت نيز زيان رسانده‌اي و هر سودي به كسي رساندي به خودت نيز سود رسانده‌اي. قرآن تقريبا در ١١ آيه با تعابير مختلف به اين نكته مي‌پردازد كه كسي نمي‌تواند زياني به كسي برساند، الا اينكه ابتدا اين زيان به خودش مي‌رسد. حالا ممكن است اين زيان به ديگري برسد يا خير زيرا وقتي فرد مي‌خواهد به گوش ديگري سيلي بزند، گاهي نيز نمي‌تواند اين كار را بكند، اما سيلي را نخست در گوش خود زده است يعني اگر انساني بخواهد به ديگري خيانتي كند يا از او دزدي كند يا به او آسيبي برساند، اگر موفق شود اين زيان را به او رسانده است، اما حتي اگر موفق هم نشود، باز به خودش خيانت كرده و از خودش دزدي كرده يا به خودش آسيب رسانده است. در مورد سود نيز چنين است. اگر انسان قصد داشته باشد به جان و مال و آبرو و ناموس ديگري خدمتي بكند، چه عملا موفق شود يا نشود، به خودش اين خدمت را كرده است.

🔹به تعبير شهاب مقربين از شاعران معاصر ما، عجب جهاني است كه تفنگ را به سوي هر سينه‌اي نشانه مي‌روي، تير به سينه خودت مي‌رسد. اين قاعده جهان است. اين آموزه مشترك عرفان و اديان و مذاهب است كه بسياري از الهي‌دانان نيز بر آن تاكيد كرده‌اند.

🔹اين نگرش باعث مي‌شود كه آنچه انسان در شش قلمروي اخلاق و حقوق و دين و مذهب و آداب و رسوم و عرف و عادات اجتماعي و زيبايي‌شناسي و مصلحت‌انديشي انجام مي‌دهد، بتواند بگويد احساس وظيفه نمي‌كرده، بلكه احساس نياز مي‌كرده است. تا زماني كه اين نگرش نباشد، انساني كه به ديگري كمك مي‌كند، مي‌تواند بگويد بر اساس احساس وظيفه چنين كاري كرده است اما اگر اين ديد را داشته باشد كه وقتي به كسي كمك كرد، در واقع به خودش كمك كرده است، ديگر نبايد از احساس وظيفه سخن بگويد، بلكه بايد بگويد در كمك به ديگران احساس نياز مي‌كرده است و مي‌خواسته خودش را فربه‌تر كند. اين فربهي خود از طريق فربه كردن ديگران صورت مي‌گيرد.

🔹اگر اين ديدگاه را داشته باشيم، آن گاه تمام وظايف اخلاقي و وظايف حقوقي و وظايف ديني و مذهبي و وظايفي كه آداب و رسوم و عرف و عادات اجتماعي بر عهده ما مي‌گذارند و وظايف زيبايي‌شناختي و و ظايفي كه عقل عملي بر عهده ما مي‌گذارد، نياز تلقي مي‌شوند زيرا انسان در حالت عادي وقتي گرسنه مي‌شود، نمي‌گويد كه به خوردن غذا احساس وظيفه مي‌كند، بلكه مي‌گويد احساس نياز مي‌كنم. حالا اگر انسان با اين تلقي كه جهان يك كل است و سودي كه به ديگري مي‌رساند، در واقع به خودش مي‌رسد، آنگاه درباب كمك به ديگران نيز نبايد از احساس وظيفه سخن بگويد، بلكه باید از احساس نياز سخن بگويد.

🔹نظام‌الدين اوليا مي‌گويد: هر كه او خاري نهد در راه ما از دشمني/ هر گلي كز باغ عمرش بشكفد بي‌خار باد. او حتي توجه به نكته‌اي بالاتر اين دارد و مي‌گويد: نه فقط من براي كساني كه به من كمك كنند، خير مي‌خواهم، بلكه اميدوارم كساني كه به من كمك نمي‌كنند و حتي مرا اذيت و آزار مي‌كنند نيز نتيجه عمل‌شان را نبينند. اين مثل نگرش رابعه عدويه است كه چنان كه در تذكره‌الاولياي عطار آمده: من از خدا خواهم خواست كه گناهان همه جهنميان را بر دوش من بيندازد و آنها را روانه بهشت كند. چنين رقت قلبي در عرفا مي‌بينيم. این تأكيد در عرفان هست، اما متأسفانه در فلسفه اخلاق اين نكته تا ٢٠ سال اخير مورد توجه نبوده است كه نيكی كردن به هر كسی نيكی كردن به خود است و بدی كردن به هر كسی بدی كردن به خود است.

🔴مصطفی ملکیان، خودشناسی در گرو دیگرشناسی، روزنامه اعتماد

🍀❤️ @filsofak
از نظر خیلی‌ها توکل کردن به معنای منفعل ماندن است، اما درست برعکس. توکل حالت آرامش محض است که پذیرش و سازگاری با خود به ارمغان می‌آورد. ساکن نیست، اکتیو است. می‌تواند حالت‌هایی را به ما عرضه کند که قادر به عوض کردن‌شان نیستیم و به تمام معنا نمی‌توانیم بر کیفیت‌شان واقف شویم. با این حالت‌هاست که می‌توان به هستی با عشق نزدیک شد. مولوی اعتقاد داشت که عشق جان‌مایۀ هستی است. اگر این‌طور باشد، حتی یک قطره‌اش را هم نباید به هدر داد.

ملت عشق
#الیف_شافاک
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رنج فقر را با حذف تبعیض تحمل پذیرتر کنید.

وقتی تبعیض وجود دارد مردم رنج مضاعف می برند
هم از گرسنگی در رنجند، هم از اینکه برخی از پرخوری نمی دانند چه کنند؟

#مصطفی_ملکیان

❤️🍀 @filsofak
کودک شوید
✍️مصطفی ملکیان


ویژگی‌های پنج‌گانۀ کودکان از نگاه روسو

روسو می‌گوید: «ببینید بچه‌ها تا به دست ما بزرگ سال‌ها ضایع نشده‌اند، چه ویژگی‌های جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را می‌شمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل می‌گفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمی‌شوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سال‌ها نیست.

1️⃣ این که بچه‌ها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغ‌اش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمی‌روند. و تا احتیاج‌اش برطرف شد، از آن چیز دست می‌کشد. امّا ما بزرگ‌سال‌ها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال می‌کنیم. بعد هم که احتیاج‌مان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.

2️⃣ بچه‌ها در این‌جا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچه‌ای در گذشته و آینده زندگی نمی‌کند. در این‌جا و اکنون زندگی می‌کند. امّا ما بزرگ سال‌ها در اینجا و اکنون زندگی نمی‌کنیم.

3️⃣ این که بچه‌ها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان می‌دهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگ‌سال‌ها گاهی دارد قند توی دل‌مان آب می‌شود، ولی، به تظاهر، خشم نشان می‌دهیم. این به خاطر مصلحت‌هایی است که در نظر می‌گیریم. مثلاً می‌دانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل می‌خواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند می‌زنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازی‌هایی که بلدیم در می‌آوریم. امّا بچّه‌ها این‌جور نیستند. بچّه‌ها اصلاً فیلم‌بازی نمی‌کنند. ما دائماً در حال فیلم‌بازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر می‌رود. زبان‌مان چیزی می‌گوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچه‌ها ظاهر و باطن همین‌اند که هستند. تا از یک دوست‌اش بدش می‌آید، می‌گوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمی‌گوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفع‌ام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاک‌کن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینی‌ای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتی‌ام!»، واقعاً دیگر کینه‌ای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقت‌ها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقت‌ها هم با هم آشتی‌ایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازی‌ها در ما بزرگسال‌ها وجود دارد و در بچه‌ها نیست.

4️⃣ بچه‌ها فاصلۀ بین احساسات عواطف‌شان خیلی کم است.
نمی‌دانم شما هیچ‌وقت توجّه کرده‌اید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشم‌هایش می‌سُرد پایین، هوز به گونه‌اش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خنده‌دار مي‌زند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسه‌ای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان می‌گوییم نباید به این سرعت شادی‌مان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. می‌ترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا می‌خندد..!». پس سعی می‌کنیم آهسته‌آهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچه‌ها این‌جور نیستند.

5️⃣بچه‌ها خیلی گریه می‌کنند.

ما بزرگ‌سال‌ها گریه کردن را زشت تلقّی می‌کنیم. نمی‌دانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت می‌آورد.
حالا اگر ازهمۀ حرف‌هایی که ممکن است راجع به این ویژگی‌ها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو می‌گفت: شما بزرگ‌سال‌ها کدام‌تان این‌جوری هستید؟ هیچ کدام‌مان نیستیم. بعد می‌گفت: چرا تا وقتی بچه بودید این‌گونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید این‌گونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
❤️🍀 @filsofak
دریافته‌ام که هر اندازه بتوانم در رابطه‌ام اصیل‌تر باشم، آن رابطه مفیدتر خواهد بود. اصیل بودن به این معنی که نیاز دارم تا آنجا که ممکن است از احساسات واقعی خودم آگاه باشم؛ نه اینکه در ظاهر یک نگرش را بروز دهم و در درون خود، آگاهانه یا ناآگاهانه، حس دیگری داشته باشم.

اصیل بودن، همچنین به این معناست که بخواهم حس‌ها و نگرش‌هایی را که در درونم وجود دارند، با کلمات و رفتارم، ابراز کنم و آشکار سازم. تنها به این شیوه، «ارتباط» می‌تواند واقعیت پیدا کند و به نظر می‌رسد که «واقعی بودن» به‌عنوان نخستین ویژگی یک رابطه، از اهمیت بالایی برخوردار است.

فقط با آشکار ساختن واقعیت درونی‌ام، دیگری هم می‌تواند در کشف و جستجوی واقعیت درونی خود، موفق شود.

چنین دریافته‌ام که حتی وقتی دیدگاه‌های من، رضایت‌بخش نیستند یا فکر می‌کنم برای رابطه سودمند نیستند، باز هم واقعی بودن‌شان مهم‌‌تر است.

#کارل_راجرز
📕 راه انسان شدن

❤️🍀 @filsofak
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد...
ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.
از قورباغۀ کوچکی که ته چاهی زندگی می کرد، پرسیدند: آسمان چیست؟
گفت: دایرۀ کوچکی به رنگ آبی.
مفهوم هر چیزی، در خود آن نیست،
در نگرش ما نسبت به آنها نهفته است.
دیدگاه خودمان را تغییر دهیم،
تا زندگی ما متحول شود.

🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 آدم‌های امن

یک وقت‌هایی، عکس پروفایل‌های توی گوشی، اینستاگرام، تلگرام و یا حتی لابه‌لای خاطراتم -آن‌جا که سال‌هاست خاک فراموشی گرفته- را می‌گردم. کلی اسم هست که حالا دیگر نیستند. بی‌خود و بی‌جهت نگه‌شان داشته‌ام. مانده‌اند قاطی تک وتوک آدم‌هایی که می‌شناسم و اسم‌شان دور از جانت، رفیق است!
راستش حالا حوصله‌ام از آدم‌های روزمرّه‌ای که دوره‌ام کرده‌‌اند، سر می‌رود. خسته‌ام. خسته از آن‌هایی که صاف زل می‌زنند توی چشم و دروغ شا‌خ‌دار را آب‌دار می‌گویند و من، باید چشم‌هام را گرد کنم و سرم را تکان بدهم به تایید. که چی بشود؟ که مبادا این دوستی کسالت آور و مسخره‌‌شان را با من تمام کنند؟ که بروند قاطی شماره‌های سال‌ها گرفته نشده؟
من از این رفاقت‌ها همیشه ترسیده‌ام. هم برای خودم. هم برای آن‌ها که می‌آیند تا سوراخی بجورند برای نزدیک و نزدیک‌تر شدن. نه برای محبت. که شاید منفذی بیابند برای رسیدن به تو. به تنها رفیقی که سال‌ها مانده است؛ و داد از اینکه گمان می‌کنند نمی‌فهمیم این نزدیک شدن‌ها برای چیست. که می‌دانیم پی ایرادی می‌گردند تا تو را بگیرند از من. یا من را از تو.
#مصطفی_سلیمانی

❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
ازدواج با: کوچک‌تر، بزرگ‌تر یا هم‌سن؟

🔸 سن مناسب ازدواج یک نسخه واحد نیست. بسته به محیط تربیتی و سبک زندگی هر فرد متفاوت است.
🔸 رشد فردی، جبران‌کننده تفاوت سنی است.
🔸 اگر نیازهای اساسی تأمین شود و شناخت متقابل باشد فاصله سنی از عوامل و عناصر اصلی دوام رابطه نیست. موفقیت در ازدواج با سطح بلوغ و تجربیات طرف مرتبط است.
🔸«سن حقیقی» هر فرد، حاصل سن زیستی، سن شناسنامه‌ای و سن روانی اوست.
🔸لازم است که بلوغ جسمی، روانی و اجتماعی، به صورت نسبی اتفاق افتاده باشد. (یعنی توانایی ایجاد ارتباط، تشخیص مصالح خود و دیگری، توانایی اداره امور همسر و فرزندان)
🔸تفاوت سنی یعنی وجود شکاف در عقاید، ارزش‌ها، ارتباطات، تفریحات، سرگرمی‌ها و نگرش.
🔸شکاف، دلسردی و اختلاف زناشویی پدید می‌آورد.
🔸اختلاف سن در حدود ده سال در جوانان اختلاف‌ساز است؛ اما در میانسالان نه.
🔸سن قانونی ازدواج در ایران: دختر ۱۳ و پسر ۱۵ سال
🔸در شرایط کنونی، ازدواج بین ۲۸ تا ۳۲ سالگی مناسب است
🔸ریسک طلاق در ازدواج بالای ۳۵ سال بالاست. در اوایل دهه سوم تا اوایل دهه چهارم کمتر است.
🔸خطرناک‌ترین ازدواج، ازدواج نوجوانان است؛ به دلیل: ذهن توسعه نیافته؛ آینده حرفه‌ای نامطمئن؛ بی‌تجربگی در روابط و چالش‌ها؛ وضع مالی نه چندان خوب و فشار دوستان، خانواده و کار.
🔸توصیه به ازدواجِ همسالان با هم است: به دلیلِ درک متقابل و هماهنگی در انرژی روانی و افزایش احتمال ساختنِ عشق ماندگارتر.
🔸نهایتِ اختلاف سن، ۵ سال است. ۴ تا ۷ سال را هم گفته‌اند.
🔸در شرایط اختلاف سن، بزرگ‌تر بودن پسر به دلیل بلوغ دیرهنگام‌تر ارجح است.
اختلاف سن نباید آن‌قدر باشد که دو فرد در دوره رشدی متفاوت باشند. بهترین حالت، متولد یک سال یا یک محدوده سنی است.
در ازدواج نامتعارف(اختلاف سنی فاحش): عشق برای طولانی‌مدت در بالاترین سطح احساسی خودش باقی نمی‌ماند. سازگاری عاطفی و زناشویی اتفاق نمی‌افتد. ناتوانی در درک متقابل، ناهماهنگی در انرژی روانی. دنیای افراد برای هم غریبه است. فرد بزرگ‌تر انعطاف‌ناپذیرتر است. عدم ارضای غرایز، ایجاد سوءتفاهم. تفاوت در علاقه، نگرش، سرگرمی.
⚫️ازدواج افراد هم‌سن: اگر سن حقیقی دو فرد به هم نزدیک باشد، درک آن دو از هم بیشتر و احتمال شکست رابطه کمتر خواهد بود.
⚫️ازدواج نامتعارف: بزرگ‌تر/کوچک‌تر
🔹علت گرایش به فرد کوچک‌تر از خود: شناخت ضعیف از خود؛ قدرت‌طلبی؛ کنترل‌گری؛ جذب شدن به شادابی و جوانی همسر
🔹علت گرایش به فرد بزرگ‌تر از خود: شناخت ضعیف از خود؛ اعتماد به نفس پایین؛ نیاز به حمایت مداوم برای اداره امور شخصی؛ احساس نیاز به تأمین امنیت از جانب شخص دیگر؛ بی‌تدبیری، احساساتی و بی‌تأمل بودن؛ رشد نکردن بخش والد و بالغ فرد؛ مسئولیت‌ناپذیری؛ فاقد مهارت‌های زندگی معمولی‌؛ شکست‌های پی‌در‌پی؛ والدین بی‌توجه یا قدرت‌طلب؛ تمایل به تفویض اختیار و اراده‌ به همسر. برای پر کردن خلأهای عاطفی کودکی(جبران کمبودهای پدری و مادری)، تمکن مالی یا موقعیت اجتماعی طرف مقابل، میل به پختگی، رشد یافتگی و جا افتاده بودن و ثبات و موفقیت طرف مقابل، و رهایی از ترس خیانت احتمالی
⚫️نتایج ازدواج با اختلاف سنی فاحش:
🔹فرد بزرگ‌تر در نقش والد یا استاد فرو می‌رود. قدرتمندتر و کنترل‌گر می‌شود. با مشاهده مداوم خامی‌ها، بی‌تجربگی‌ها و کُندی طرف مقابل به بی‌حوصله‌گی می‌رسد. از این‌که طرف مقابلش با مسائلی درگیر است که او از آن‌ها عبور کرده، خسته می‌شود. به دلیل تجربه بیشتر، مدام پند و اندرز و نصیحت می‌کند. فرد بزرگ‌تر به خاطر رضایت همسر، رفتارهای سن پایین‌تر را انجام می‌دهد تا خودش را جوان‌تر از سن واقعی نشان دهد.
🔹فرد کوچک‌تر به خودکم‌بینی، حقارت و ضعف دچار می‌شود(به دلیل موفقیت، ثبات و پر تجربگی فرد بزرگ‌تر). در نقش کودک یا شاگرد فرو می‌رود. به دلیل نصیحت‌های مداوم همسرش، دچار خشم، انزجار و عصبانیت می‌شود. چون ترس از ناپخته عمل کردن یا رفتارهای حساب‌نشده دارد، مطیع می‌شود. سعی می‌کند رفتارهای سن بالاتر را انجام دهد تا برای افزایش تفاهم، خودش را مسن‌تر نشان دهد.
#مصطفی_سلیمانی (روان‌شناس)
#سن_ازدواج
#اختلاف_سنی

+ بفرستید به مجردها😊🌷

https://instagram.com/_u/soleymani63

❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
انتخاب با چشمان باز
درس سوم: ازدواج با کوچک‌تر یا بزرگ‌تر؟

🔸بهتر است سن مرد از همسرش بیشتر باشد‌. چون:
زن از نظر جسمی، جنسی و فکری، زودتر از مرد به بلوغ می‌رسد؛ و بیشتر بودن سن مرد از زن، این تفاوت را جبران می‌کند.
در اصل، نتیجه این تفاوت سنی، ایجاد توازن است.
🔴نتیجه افزایش محدوده تفاوت سنی زیاد، بروز اختلاف در زندگی است.
این تفاوت سنی، در ازدواج جوانان مشکل‌سازتر است تا ازدواج میانسالان.
مثلاً: ازدواج یک مرد ۷۰ ساله با یک زن ۵۵ ساله؛ معقول‌تر است از ازدواج یک دختر ۲۰ ساله با یک پسر ۳۵ ساله.
🔸دختر ۲۰ ساله و پسر ۳۵ ساله در دو دوره سنی متفاوتند. دختر هنوز جوان است و سطح فکر و دغدغه‌هایی کاملاً متفاوت با پسر دارد.
🔴 نتیجه تفاوت سنی زیاد:
۱. تبدیل رابطه همسری به استاد/شاگردی
۲. تبدیل رابطه همسری به والد/فرزندی
احتیاط و تجربه فرد بزرگ‌تر، او را از نقش همسری خارج و در نقش استاد یا والدی فرو می‌برد. فرد کوچک‌تر هم به دلیل خامی، در نقش شاگردی یا کودک ظاهر می‌شود.(البته استثنائاتی وجود دارد.)
احتمال بروز این مشکل در سنین کمتر، خیلی کم است.
#مصطفی_سلیمانی
#انتخاب_همسر

❤️🍀 @The_meaningoflife