🔷 آغوشدرمانی
(نوع خاصی از لمسدرمانی)
لمس کردن و لمس شدن نه تنها خوشایند، بلکه نوعی نیاز است.
تحقیقاتِ علمی، این نظریه را که تحریک با لمس برای سلامت عاطفی و جسمی ما کاملاً لازم است تأیید میکنند.
لمس کردن به تسکین درد و کاهش اضطراب و افسردگی کمک میکند، اراده بیمار را برای زندگی تقویت میکند و همچنین به نوزادان نارسی که در دستگاههای ویژه ( انکوباتور) از لمس محروم میمانند کمک میکند که رشد کنند.
آزمایشهای گوناگون نشان دادهاند که مهمترين فوائد و خاصيتهای اثبات شده برای لمس عبارتند از:
موجب میشود که ما نسبت به خود و محیط، احساس بهتری پیدا کنیم.
تأثیر مثبتی بر رشد زبان و هوش کودکان میگذارد.
عزت نفس در کودک به وجود میآورد.
تنش و فشار عصبي را کاهش میدهد.
حضور فیزیکی والد و فرزند را در کنار هم تأیید میکند.
موجب تغییرات فیزیولوژیکی چشمگیر در لمسکننده (toucher) و لمسشونده (touched) میشود.
لمس، شکلهای گوناگونی دارد، و در آغوش گرفتن، که نوع خاصی از لمسکردن است، نقش مؤثری در کسب سلامتی و بهبودی بازی میکند.
🔷 ماهیت و مبنای فیزیولوژیکی بغل کردن:
ریشه فعل بغلکردن (hugging)، ظاهراً به فعل اسکاندیناوی قدیمی Hugga، به معنی آرامش دادن و نوازش کردن، برمیگردد؛ مانند مادری که فرزندش را بغل میکند.
محققان در دهه ۱۹۷۰، درباره مواد شیمیایی به نام «اندورفین ها» که در خون و سیستم اعصاب وجود دارد، پژوهشهایی انجام دادند.
اندورفینها موادی شبهمورفینی هستند که درد را تسکین میدهند و موجب میشوند احساس شادابی کنیم.
بررسیها حاکی است که این خوابآورهای طبیعی، که مغز و دستگاه اعصاب آن را تولید میکنند، هنگامی که یکدیگر را در آغوش میگیریم افزایش مییابند.
در مغز ناحیهای وجود دارد که در پاسخ به محرکهای لمسی رشد میکند. اگر کودکی به قدر کافی لمس نشود، قسمتی از مغزش پژمرده میشود و سیستم ایمنی بدن او آسیب میبیند.
بغل شدن در شروع زندگی سبب میشود که ما بتوانیم عشق بورزیم. بچههایی که بدون بغل شدن بزرگ میشوند، در بزرگسالی نمیتوانند به دیگران عشق بورزند و ممکن است به افرادی رواندردمند (Psychopath) یا جامعهدردمند (Sociopath) تبدیل شوند یا به شکل بیمارگونهای رشد کنند.
🍀❤️ @filsofak
(نوع خاصی از لمسدرمانی)
لمس کردن و لمس شدن نه تنها خوشایند، بلکه نوعی نیاز است.
تحقیقاتِ علمی، این نظریه را که تحریک با لمس برای سلامت عاطفی و جسمی ما کاملاً لازم است تأیید میکنند.
لمس کردن به تسکین درد و کاهش اضطراب و افسردگی کمک میکند، اراده بیمار را برای زندگی تقویت میکند و همچنین به نوزادان نارسی که در دستگاههای ویژه ( انکوباتور) از لمس محروم میمانند کمک میکند که رشد کنند.
آزمایشهای گوناگون نشان دادهاند که مهمترين فوائد و خاصيتهای اثبات شده برای لمس عبارتند از:
موجب میشود که ما نسبت به خود و محیط، احساس بهتری پیدا کنیم.
تأثیر مثبتی بر رشد زبان و هوش کودکان میگذارد.
عزت نفس در کودک به وجود میآورد.
تنش و فشار عصبي را کاهش میدهد.
حضور فیزیکی والد و فرزند را در کنار هم تأیید میکند.
موجب تغییرات فیزیولوژیکی چشمگیر در لمسکننده (toucher) و لمسشونده (touched) میشود.
لمس، شکلهای گوناگونی دارد، و در آغوش گرفتن، که نوع خاصی از لمسکردن است، نقش مؤثری در کسب سلامتی و بهبودی بازی میکند.
🔷 ماهیت و مبنای فیزیولوژیکی بغل کردن:
ریشه فعل بغلکردن (hugging)، ظاهراً به فعل اسکاندیناوی قدیمی Hugga، به معنی آرامش دادن و نوازش کردن، برمیگردد؛ مانند مادری که فرزندش را بغل میکند.
محققان در دهه ۱۹۷۰، درباره مواد شیمیایی به نام «اندورفین ها» که در خون و سیستم اعصاب وجود دارد، پژوهشهایی انجام دادند.
اندورفینها موادی شبهمورفینی هستند که درد را تسکین میدهند و موجب میشوند احساس شادابی کنیم.
بررسیها حاکی است که این خوابآورهای طبیعی، که مغز و دستگاه اعصاب آن را تولید میکنند، هنگامی که یکدیگر را در آغوش میگیریم افزایش مییابند.
در مغز ناحیهای وجود دارد که در پاسخ به محرکهای لمسی رشد میکند. اگر کودکی به قدر کافی لمس نشود، قسمتی از مغزش پژمرده میشود و سیستم ایمنی بدن او آسیب میبیند.
بغل شدن در شروع زندگی سبب میشود که ما بتوانیم عشق بورزیم. بچههایی که بدون بغل شدن بزرگ میشوند، در بزرگسالی نمیتوانند به دیگران عشق بورزند و ممکن است به افرادی رواندردمند (Psychopath) یا جامعهدردمند (Sociopath) تبدیل شوند یا به شکل بیمارگونهای رشد کنند.
🍀❤️ @filsofak
⭕️چرا مغز ما، قورباغه پخته می شود؟ تکنیک رهایی بخش چیست؟
اگر قورباغهاي را در ظرف آبی بگذارید و آب را به آرامي گرم كنيد خواهيد ديد كه قورباغه به گرم شدن آب عكسالعملي نشان نميدهد تا آن كه آب جوش ميآيد و قورباغه پخته می شود و می میرد. اما اگر قورباغه را بگيريد و در ظرف آبي كه اختلاف دماي قابل ملاحظهاي با دماي بدن قورباغه دارد (آب جوش) بياندازيد خواهيد ديد كه به سرعت به بيرون ميجهد چرا كه نميتواند اين تغيير دما را تحمل كند.
این داستان استعاری نکته جالبی را یادآوری می کند و آن این است که ذهن انسان نقاط ضعفی دارد. از جمله این نقاط ضعف آن است که متوجه تغییرات بسیار تدریجی منفی یا مثبت نمی شود. و این مساله آن جا خطرناک می شود که این تغییرات تدریجی، در طول زمان تبدیل به روند می شوند و بقاء شما/سازمان شما/کشوره شما را به مخاطره می اندازند. به عبارت دیگر به خاطر اینکه مغز ما خطر را بیشتر در مواردی که اتفاق ناگهانی در محیط اطرافش رخ می دهد، تشخیص می دهد، زمانی که خطر به صورتی آرام و تدریجی گسترش می یابد کمتر درک می کند.
بگذارید سه مثال در سه حوزه مدیریت زندگی شخصی، اداره سازمانی و کشورداری بزنم.
1- حتما تا کنون در اخبار شنیده اید برخی در پای بازی های کامپیوتری مرده اند. به خاطر بازی کردن بی امان. ممکن است از خودتان بپرسید چطور آدم ها به فضای مجازی یا بازی کامپیوتری معتاد می شوند؟ بگذارید یک حساب وکتاب ساده کنیم. با توجه به انفجار اطلاعات و گسترش روزافزون محتوای شبکه های مجازی، اگر هر روز فقط سه ثانیه بیشتر در شبکه های مجازی وقت بگذارنیم. در پایان سال می شود 18 ساعت یعنی معادل زمانی که بیداریم. هیچ کس از روز اول معتاد نبوده است.
2- اگر شما هزار مشتری داشته باشید و هر روز فقط یک مشتری از شما ناراحت شود. این خیلی مهم نیست. از نظر عددی هم مهم نیست (می شود یک هزارم) و هیچ تاثیری روی سودآوری شما ندارد. اما در پایان سال نسبت مشتریان از دست رفته به بیش از 30 درصد می رسد.
3- اگر هر هفته در هر استان کشور، یک کارگاه کوچک 30 نفره بسته شود، شاید به چشم نیاید. اما در پایان پنج سال، اگر بپذیریم که هر کدام از کارگران آن کارگاه ها یک خانواده چهار نفره دارند، آنگاه معیشت یک میلیون نفر در خطر می افتد. کودکان شان از بهداشت و آموزش مناسب برخوردار نخواهند بود و ناامیدی، حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، خیانت و سایر آسیب های اجتماعی گریبانگیر بزرگسالان.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای آنکه در دام قورباغه پخته نیفتیم «تکنیک آینده مستتر در وضعیت فعلی» قابل پیشنهاد است. هدف این تکنیک آن است که آینده مستتر در وضعیت فعلی را به خوبی به تصویر بکشد. به عبارتی می خواهیم بدانیم آینده در صورت ادامه وضعیت فعلی چگونه خواهد بود؟ این تکنیک با به تصویر کشیدن آینده، مغز قورباغه ای ما را به صورت مصنوعی در آب جوش می اندازد. در این تکنیک 3 سوال زیر را از خود می پرسیم:
1- چه پارامترهایی پیرامون ما در حال تغییر هستند؟
2- کدام یک از این پارامترها، تغییرات شان کم و کم اهمیت است اما تغییرات تدریجی ولی دائمی دارند؟
3- اگر این تغییرات برای مدتی (یک سال، پنج سال، ده سال) ادامه پیدا کند چه چیزهایی رخ می دهد؟
دکتر #مجتبی_لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak
اگر قورباغهاي را در ظرف آبی بگذارید و آب را به آرامي گرم كنيد خواهيد ديد كه قورباغه به گرم شدن آب عكسالعملي نشان نميدهد تا آن كه آب جوش ميآيد و قورباغه پخته می شود و می میرد. اما اگر قورباغه را بگيريد و در ظرف آبي كه اختلاف دماي قابل ملاحظهاي با دماي بدن قورباغه دارد (آب جوش) بياندازيد خواهيد ديد كه به سرعت به بيرون ميجهد چرا كه نميتواند اين تغيير دما را تحمل كند.
این داستان استعاری نکته جالبی را یادآوری می کند و آن این است که ذهن انسان نقاط ضعفی دارد. از جمله این نقاط ضعف آن است که متوجه تغییرات بسیار تدریجی منفی یا مثبت نمی شود. و این مساله آن جا خطرناک می شود که این تغییرات تدریجی، در طول زمان تبدیل به روند می شوند و بقاء شما/سازمان شما/کشوره شما را به مخاطره می اندازند. به عبارت دیگر به خاطر اینکه مغز ما خطر را بیشتر در مواردی که اتفاق ناگهانی در محیط اطرافش رخ می دهد، تشخیص می دهد، زمانی که خطر به صورتی آرام و تدریجی گسترش می یابد کمتر درک می کند.
بگذارید سه مثال در سه حوزه مدیریت زندگی شخصی، اداره سازمانی و کشورداری بزنم.
1- حتما تا کنون در اخبار شنیده اید برخی در پای بازی های کامپیوتری مرده اند. به خاطر بازی کردن بی امان. ممکن است از خودتان بپرسید چطور آدم ها به فضای مجازی یا بازی کامپیوتری معتاد می شوند؟ بگذارید یک حساب وکتاب ساده کنیم. با توجه به انفجار اطلاعات و گسترش روزافزون محتوای شبکه های مجازی، اگر هر روز فقط سه ثانیه بیشتر در شبکه های مجازی وقت بگذارنیم. در پایان سال می شود 18 ساعت یعنی معادل زمانی که بیداریم. هیچ کس از روز اول معتاد نبوده است.
2- اگر شما هزار مشتری داشته باشید و هر روز فقط یک مشتری از شما ناراحت شود. این خیلی مهم نیست. از نظر عددی هم مهم نیست (می شود یک هزارم) و هیچ تاثیری روی سودآوری شما ندارد. اما در پایان سال نسبت مشتریان از دست رفته به بیش از 30 درصد می رسد.
3- اگر هر هفته در هر استان کشور، یک کارگاه کوچک 30 نفره بسته شود، شاید به چشم نیاید. اما در پایان پنج سال، اگر بپذیریم که هر کدام از کارگران آن کارگاه ها یک خانواده چهار نفره دارند، آنگاه معیشت یک میلیون نفر در خطر می افتد. کودکان شان از بهداشت و آموزش مناسب برخوردار نخواهند بود و ناامیدی، حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، خیانت و سایر آسیب های اجتماعی گریبانگیر بزرگسالان.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای آنکه در دام قورباغه پخته نیفتیم «تکنیک آینده مستتر در وضعیت فعلی» قابل پیشنهاد است. هدف این تکنیک آن است که آینده مستتر در وضعیت فعلی را به خوبی به تصویر بکشد. به عبارتی می خواهیم بدانیم آینده در صورت ادامه وضعیت فعلی چگونه خواهد بود؟ این تکنیک با به تصویر کشیدن آینده، مغز قورباغه ای ما را به صورت مصنوعی در آب جوش می اندازد. در این تکنیک 3 سوال زیر را از خود می پرسیم:
1- چه پارامترهایی پیرامون ما در حال تغییر هستند؟
2- کدام یک از این پارامترها، تغییرات شان کم و کم اهمیت است اما تغییرات تدریجی ولی دائمی دارند؟
3- اگر این تغییرات برای مدتی (یک سال، پنج سال، ده سال) ادامه پیدا کند چه چیزهایی رخ می دهد؟
دکتر #مجتبی_لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak
باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای تحویل دهی خواه با فرزندی خوب خواه با باغچه ای سرسبز خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی و اینکه بدانی حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است این یعنی تو موفق شده ای...
#گارسیا_مارکز
🍀❤️ @filsofak
#گارسیا_مارکز
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صحنه های سانسور شده فیلم “خاک آشنا” ست، شاید ندیده باشی، جالبه دیدنش.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
اگر روزی کسی را دیدید که می خندد،
پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید
از خود بپرسید
او خندیدن را از کجا آموخته است؟
هر آدمی که به دنیا می آید گریستن را بلد است،
زیرا گریه جواز ورود به این جهان است
اما، خندیدن را باید آموخت
و آنکه می خندد حتماً برای آموختنش
رنج بسیار برده است.
آنکه لبخند می زند، نوح است
زیرا توانسته در طوفان زندگی قایقی بسازد.
هر لبخند قایقی ست و آنکه لبخند
می زند یعنی توانسته روی رودِ روانِ اشک هایش قایقی بیندازد و دور شَود
از جزیره های سرگردانی و اندوه.
اگر روزی کسی را دیدید که می خندد،
پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید
از او بپرسید او خندیدن را
از کجا آموخته است ...
#عرفان_نظرآهاری
🍀❤️ @filsofak
پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید
از خود بپرسید
او خندیدن را از کجا آموخته است؟
هر آدمی که به دنیا می آید گریستن را بلد است،
زیرا گریه جواز ورود به این جهان است
اما، خندیدن را باید آموخت
و آنکه می خندد حتماً برای آموختنش
رنج بسیار برده است.
آنکه لبخند می زند، نوح است
زیرا توانسته در طوفان زندگی قایقی بسازد.
هر لبخند قایقی ست و آنکه لبخند
می زند یعنی توانسته روی رودِ روانِ اشک هایش قایقی بیندازد و دور شَود
از جزیره های سرگردانی و اندوه.
اگر روزی کسی را دیدید که می خندد،
پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید
از او بپرسید او خندیدن را
از کجا آموخته است ...
#عرفان_نظرآهاری
🍀❤️ @filsofak
پیامِ ابراز مکرر عشق و محبت و اهمیت دادن به یکدیگر و حفظ رابطه عاشقانه این است که با حرف و عملم میگویم "واقعا به رابطهمان متعهد هستم".
اگرچه بیان این پیام از طریق گل دادن میتواند نشانه عشق باشد ولی بیان آن با اعمالِ حاکی از دلسوزی، ملاک عملی و ابزار اندازهگیری عشق است.
#اد_ناتینگهام
📕 زندگی چندان هم بد نیست
🍀❤️ @filsofak
اگرچه بیان این پیام از طریق گل دادن میتواند نشانه عشق باشد ولی بیان آن با اعمالِ حاکی از دلسوزی، ملاک عملی و ابزار اندازهگیری عشق است.
#اد_ناتینگهام
📕 زندگی چندان هم بد نیست
🍀❤️ @filsofak
در دنیا دو نوع دزد وجود دارد
دزدان کوچک که پلیس آنها را دستگیر میکند و دزدان بزرگ که پلیس از آنها محافظت می کند.
برتولت برشت
🍀❤️ @filsofak
دزدان کوچک که پلیس آنها را دستگیر میکند و دزدان بزرگ که پلیس از آنها محافظت می کند.
برتولت برشت
🍀❤️ @filsofak
💥[معتقدانه زندگی کردن]، یکی از آفتهای پیشرفت بشر است!
🔹آیتالله دکتر سید مصطفی محقق داماد
🔸«اعتقاد»، ریشهاش از «عقد» است. عقد یعنی گره زدن؛ یعنی من رسیدهام به یک نقطه جزمی، و مغز و اندیشه خودم را روی این قضیه گره زدهام. به این میگویند معتقد. این مسئله، یکی از آفتهای پیشرفت بشر است. به هیچوجه من پیشنهاد نمیکنم که جامعه، معتقدانه زندگی کند؛ بلکه پیشنهاد میکنم به جای معتقدانه، متفکرانه زندگی کنند.
🔸در درون واژۀ فکر، حرکت نهفته است. اگر فکر به جای اعتقاد بنشیند، گفتگو برقرار میشود. گفتگو که برقرار شد، حق روشن میشود و جامعه در سایه حقیقت زندگی میکند.
✍️ برگرفته از مستند «مرد خرد و فضیلت»
❤️🍀 @filsofak
🔹آیتالله دکتر سید مصطفی محقق داماد
🔸«اعتقاد»، ریشهاش از «عقد» است. عقد یعنی گره زدن؛ یعنی من رسیدهام به یک نقطه جزمی، و مغز و اندیشه خودم را روی این قضیه گره زدهام. به این میگویند معتقد. این مسئله، یکی از آفتهای پیشرفت بشر است. به هیچوجه من پیشنهاد نمیکنم که جامعه، معتقدانه زندگی کند؛ بلکه پیشنهاد میکنم به جای معتقدانه، متفکرانه زندگی کنند.
🔸در درون واژۀ فکر، حرکت نهفته است. اگر فکر به جای اعتقاد بنشیند، گفتگو برقرار میشود. گفتگو که برقرار شد، حق روشن میشود و جامعه در سایه حقیقت زندگی میکند.
✍️ برگرفته از مستند «مرد خرد و فضیلت»
❤️🍀 @filsofak
universe-riazi100.mov
23.2 MB
به جایی بروید که هیچکس نباشد؛ بعد این کلیپ را در مورد کائنات ببینید.
دیوانه میکند این سلول حقیر را، که انسان باشد!
❤️🍀 @filsofak
دیوانه میکند این سلول حقیر را، که انسان باشد!
❤️🍀 @filsofak
شاید خدا خواسته است که
ابتدا بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی
و سپس شخص مناسب را.
به این ترتیب وقتی او را یافتی
بهتر می توانی شکر گزار باشی.
#گابریل_گارسیا_مارکز
❤️🍀 @filsofak
ابتدا بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی
و سپس شخص مناسب را.
به این ترتیب وقتی او را یافتی
بهتر می توانی شکر گزار باشی.
#گابریل_گارسیا_مارکز
❤️🍀 @filsofak
فرشتهسازی نکنیم
چرا نباید افرادی مثل مادر، پرستارها و پزشکها (خصوصا در این ایام کرونایی) را که خیلی دوستشان داریم و برایمان مهم هستند، متصف کنیم به نام فرشته؟
این ابراز محبت صادقانه در فرشتهنامیدن آنها میتواند هم ذهن خودمان و هم ذهن کودکانی که این نامگذاری را میشنوند و میبینند، دچار خطا کند. همانگونه که میدانیم "فرشته" در این مقام، یک مفهوم انتزاعی است و گویا آفریده شده است برای خوببودن، خوبی بینهایتی، بدون هیچ توقف و انتظاری.
وقتی ما مدام به کسی که شغلش را انتخاب کرده است؛ مثل یک پرستار، میگوییم فرشتهی سپیدپوش جامعه، آنوقت پرستاری که برای خودش نامی دارد، مستقلا هویتی دارد و پرستاریکردن فقط شغل انتخابشدهی او است، مجبور بشود بهخاطر خدشهدارنشدن نگاه جامعه به شغلش؛ که همسانی با فرشتهها دارد، بیشتر وقتها از ابعاد انسانیاش بزند. خستگیاش، رنجش و دردش را پنهان کند.
این رفتار باعث میشود به مرور تبدیل شود به موجودی که در ناخودآگاه، خودش را قربانی شغلش بداند و خشمی عمیق در او شکل بگیرد و هرچه بیشتر و از روی محبت به او بگویند تو فرشتهخصال هستی، تو فرشتهی سپیدپوش هستی، این خشم در او بیشتر و بیشتر شود.
خیلی مراقب باشیم وقتی در مورد خوبی و مهربانی کسی صحبت میکنیم به او برچسبهایی از صفات نیک انتزاعی نزنیم. بلکه هویت انسانیاش را، دردها و رنجهایی که با این هویت انسانی کنار او هست نیز ببینیم. این بهترین، انسانیترین و کاربردیترین نوع قدردانی و ستایش است.
|دکتر سحر سلطانی|
🍀❤️ @filsofak
چرا نباید افرادی مثل مادر، پرستارها و پزشکها (خصوصا در این ایام کرونایی) را که خیلی دوستشان داریم و برایمان مهم هستند، متصف کنیم به نام فرشته؟
این ابراز محبت صادقانه در فرشتهنامیدن آنها میتواند هم ذهن خودمان و هم ذهن کودکانی که این نامگذاری را میشنوند و میبینند، دچار خطا کند. همانگونه که میدانیم "فرشته" در این مقام، یک مفهوم انتزاعی است و گویا آفریده شده است برای خوببودن، خوبی بینهایتی، بدون هیچ توقف و انتظاری.
وقتی ما مدام به کسی که شغلش را انتخاب کرده است؛ مثل یک پرستار، میگوییم فرشتهی سپیدپوش جامعه، آنوقت پرستاری که برای خودش نامی دارد، مستقلا هویتی دارد و پرستاریکردن فقط شغل انتخابشدهی او است، مجبور بشود بهخاطر خدشهدارنشدن نگاه جامعه به شغلش؛ که همسانی با فرشتهها دارد، بیشتر وقتها از ابعاد انسانیاش بزند. خستگیاش، رنجش و دردش را پنهان کند.
این رفتار باعث میشود به مرور تبدیل شود به موجودی که در ناخودآگاه، خودش را قربانی شغلش بداند و خشمی عمیق در او شکل بگیرد و هرچه بیشتر و از روی محبت به او بگویند تو فرشتهخصال هستی، تو فرشتهی سپیدپوش هستی، این خشم در او بیشتر و بیشتر شود.
خیلی مراقب باشیم وقتی در مورد خوبی و مهربانی کسی صحبت میکنیم به او برچسبهایی از صفات نیک انتزاعی نزنیم. بلکه هویت انسانیاش را، دردها و رنجهایی که با این هویت انسانی کنار او هست نیز ببینیم. این بهترین، انسانیترین و کاربردیترین نوع قدردانی و ستایش است.
|دکتر سحر سلطانی|
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥خلاصه کتاب "قدرت عادت" چارلز داهیگ
چگونه یک عادت بد را به یک عادت خوب تبدیل کنیم؟
این کلیپ کوتاه و آموزنده را ببینید و برای دوستانتان ارسال کنید👌
🍀❤️ @filsofak
چگونه یک عادت بد را به یک عادت خوب تبدیل کنیم؟
این کلیپ کوتاه و آموزنده را ببینید و برای دوستانتان ارسال کنید👌
🍀❤️ @filsofak
🔸خدا علی را نیامرزد!!
✍🏼 مجتبی لشکربلوکی
زنی مراجعه کرد به معاویه و با او بر سر موضوعی بحث و جدل کرد. معاویه از این گستاخی و جسارت زن در گفتگوی بی محابایش ناراحت شد و به او گفت «خدا علی را نیامرزد» که او این رسم را فراگیر کرد. منظور او چه بود؟ رسم همترازی حاکم و شهروند، پارادایم نقد پذیری حاکمان، آیین اعتراض بدون لکنت به حاکم و رسم بدهکاری حاکم و طلبکاری شهروند.
این روایت را که در یک سخنرانی شنیدم و به فکر فرورفتم. آیا علی(ع) فقط همین هنجارشکنی را انجام داد؟ جواب این بود: هنجار شکنیهای او بیش از اینهاست!
به ۷ نمونه اشاره می کنم.
1️⃣ به روایت محققان تاریخ، در دوران حکومت ایشان زندانی سیاسی گزارش نشده است. آن هم آن زمانی که امیر مالک جان و مال و ناموس مردم بود و زندانی سیاسی امری رایج.
2️⃣ امروزه میشنویم که مدیران ارشد کشورها شامل نخستوزیران و روسای جمهور، به خاطر تخلفات مالی در زمان مسوولیت یا بعدش محاکمه میشوند و این را نشانه آزادی و عدالت می.دانیم. ایشان به دادگاه فراخوانده شد. از طرف یک جایگاه والا؟ نه! به شکایت یک فرد عادی! یک مسلمان؟ نه یک اقلیت! و جالب اینجاست محکوم شد. و جالب تر اینکه پذیرفت!
3️⃣ خود را بدهکار مردم میدانست نه طلبکار. حتما شنیدهاید در خانه زنی که همسرش را در یکی از جنگها از دست داده بود به صورت ناشناس رفته بود و برایشان نان میپخت و با بچهها بازی میکرد و آن زن هم پیاپی علی را نفرین میکرد. و در انتها که متوجه شد که او همان علی است حاکم سرزمینهای پهناور. علی خاضعانه گفت: شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم، از درگاه خدا بخواهید که على را ببخشد.
4️⃣ به گواهی تاریخ، مخالفینش در مسجد علیه او و رو در روی سخن میگفتند و چند ساعت بعد برای گرفتن حق خود از بیتالمال میآمدند. هنوز هم باور کردنش سخت است.
5️⃣ زمانی که در جنگهای عرب، مثله کردن (بریدن گوش یا بینی و اعضا) امری رایج بود او دستور نظامی شدید میداد (و نه اینکه صرفا توصیه اخلاقی نرم کند) که کشتگان را مثله نکنید، فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و ...
6️⃣ کافیست امروز در گوگل جستجو کنید تصویر حضرت علی. تصویری که میآید فردی جدی و مقتدر در کنار شیر و شمشیر (ذوالفقار). این تصویر سالهاست در ذهن من و شما نشسته. اما به ما نگفتند که در یکی از جنگها، ۱۲ هزار نفر از متعصبترین افراد اعلام جنگ کردند. صبورانه با آنها گفتوگو کرد و آن قدر مدارا و نرمش و تعامل کرد که ۱۲ هزار نفر به ۴ هزار نفر رسید سپس به ۱۵۰۰ نفر. هنر استراتژیستهای جنگی آن است که در جنگ با کمترین خونریزی فاتح شوند و علی اینگونه بود. منتهی برای من و شما ذوالفقار علی بیش از گفتگوی علی تبلیغ و ترویج شده. زمانی که او برای گفتگو، تعامل، مکاتبه، محاجه، توافق، مذاکره گذاشت بسیار بسیار بیشتر از جنگ بوده است اما ...
7️⃣ او با زندانیان (البته گفتم که زندانی سیاسی نداشتند) مانند یک انسان برخورد کرد. گفته میشود تا قبل از او زندانیان در چاههای عمیق و به شیوهای غیرانسانی نگه داری میشدند. او برای اولین بار برای زندانیان، فضای مناسبی برای طی کردن دوران محکومیت فراهم کرد و برای حقوق زندانیان مانند یک انسان، ارزش قائل شد.
هنجارشکنیهای او بسیار بیشتر از این حرف هاست.
تجویز راهبردی:
شاید بد نباشد که امسال فقط برای فرق شکافته علی گریه نکنیم. عجیب است ما برای کسی گریه میکنیم که هیچ شباهتی به او نداریم. بیش از شمشیر علی، به منطق علی (ایجاد توافق از طریق مفاهمه) و بیش از عدالت اقتصادی علی به عدالت سیاسی (برابری حاکم و شهروندان فارغ از جنسیت و نژاد و مذهب) و بیش از جنگ علی به آشتی او تمرکز کنیم. باشد که به برکت آن حضرت آمرزیده شویم.
❤️🍀 @filsofak
✍🏼 مجتبی لشکربلوکی
زنی مراجعه کرد به معاویه و با او بر سر موضوعی بحث و جدل کرد. معاویه از این گستاخی و جسارت زن در گفتگوی بی محابایش ناراحت شد و به او گفت «خدا علی را نیامرزد» که او این رسم را فراگیر کرد. منظور او چه بود؟ رسم همترازی حاکم و شهروند، پارادایم نقد پذیری حاکمان، آیین اعتراض بدون لکنت به حاکم و رسم بدهکاری حاکم و طلبکاری شهروند.
این روایت را که در یک سخنرانی شنیدم و به فکر فرورفتم. آیا علی(ع) فقط همین هنجارشکنی را انجام داد؟ جواب این بود: هنجار شکنیهای او بیش از اینهاست!
به ۷ نمونه اشاره می کنم.
1️⃣ به روایت محققان تاریخ، در دوران حکومت ایشان زندانی سیاسی گزارش نشده است. آن هم آن زمانی که امیر مالک جان و مال و ناموس مردم بود و زندانی سیاسی امری رایج.
2️⃣ امروزه میشنویم که مدیران ارشد کشورها شامل نخستوزیران و روسای جمهور، به خاطر تخلفات مالی در زمان مسوولیت یا بعدش محاکمه میشوند و این را نشانه آزادی و عدالت می.دانیم. ایشان به دادگاه فراخوانده شد. از طرف یک جایگاه والا؟ نه! به شکایت یک فرد عادی! یک مسلمان؟ نه یک اقلیت! و جالب اینجاست محکوم شد. و جالب تر اینکه پذیرفت!
3️⃣ خود را بدهکار مردم میدانست نه طلبکار. حتما شنیدهاید در خانه زنی که همسرش را در یکی از جنگها از دست داده بود به صورت ناشناس رفته بود و برایشان نان میپخت و با بچهها بازی میکرد و آن زن هم پیاپی علی را نفرین میکرد. و در انتها که متوجه شد که او همان علی است حاکم سرزمینهای پهناور. علی خاضعانه گفت: شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم، از درگاه خدا بخواهید که على را ببخشد.
4️⃣ به گواهی تاریخ، مخالفینش در مسجد علیه او و رو در روی سخن میگفتند و چند ساعت بعد برای گرفتن حق خود از بیتالمال میآمدند. هنوز هم باور کردنش سخت است.
5️⃣ زمانی که در جنگهای عرب، مثله کردن (بریدن گوش یا بینی و اعضا) امری رایج بود او دستور نظامی شدید میداد (و نه اینکه صرفا توصیه اخلاقی نرم کند) که کشتگان را مثله نکنید، فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و ...
6️⃣ کافیست امروز در گوگل جستجو کنید تصویر حضرت علی. تصویری که میآید فردی جدی و مقتدر در کنار شیر و شمشیر (ذوالفقار). این تصویر سالهاست در ذهن من و شما نشسته. اما به ما نگفتند که در یکی از جنگها، ۱۲ هزار نفر از متعصبترین افراد اعلام جنگ کردند. صبورانه با آنها گفتوگو کرد و آن قدر مدارا و نرمش و تعامل کرد که ۱۲ هزار نفر به ۴ هزار نفر رسید سپس به ۱۵۰۰ نفر. هنر استراتژیستهای جنگی آن است که در جنگ با کمترین خونریزی فاتح شوند و علی اینگونه بود. منتهی برای من و شما ذوالفقار علی بیش از گفتگوی علی تبلیغ و ترویج شده. زمانی که او برای گفتگو، تعامل، مکاتبه، محاجه، توافق، مذاکره گذاشت بسیار بسیار بیشتر از جنگ بوده است اما ...
7️⃣ او با زندانیان (البته گفتم که زندانی سیاسی نداشتند) مانند یک انسان برخورد کرد. گفته میشود تا قبل از او زندانیان در چاههای عمیق و به شیوهای غیرانسانی نگه داری میشدند. او برای اولین بار برای زندانیان، فضای مناسبی برای طی کردن دوران محکومیت فراهم کرد و برای حقوق زندانیان مانند یک انسان، ارزش قائل شد.
هنجارشکنیهای او بسیار بیشتر از این حرف هاست.
تجویز راهبردی:
شاید بد نباشد که امسال فقط برای فرق شکافته علی گریه نکنیم. عجیب است ما برای کسی گریه میکنیم که هیچ شباهتی به او نداریم. بیش از شمشیر علی، به منطق علی (ایجاد توافق از طریق مفاهمه) و بیش از عدالت اقتصادی علی به عدالت سیاسی (برابری حاکم و شهروندان فارغ از جنسیت و نژاد و مذهب) و بیش از جنگ علی به آشتی او تمرکز کنیم. باشد که به برکت آن حضرت آمرزیده شویم.
❤️🍀 @filsofak
جهتگیری تأییدی (Confirmation bias)
در این سوگیری، افراد بلافاصله به اطلاعات و دانشی تمایل پیدا میکنند که پیشفرضها، دریافتها و باورهایشان را تأیید میکند.
به زبان ساده، جهتگیری تأییدی یعنی تمایل ما به پذیرش باورهایی خاص. هنگامی که باوری در ما شکل میگیرد تنها اطلاعاتی را میپذیریم که باورهای پیشین ما را تأیید میکند و در عین حال اطلاعاتی را که درباره باورهایمان شبهه ایجاد میکند یا کلاً نادیده میگیریم یا از اساس رد میکنیم. این نوع مواجهه با باورهایمان ممکن است همچون مخدری عمل کند و ما را در برابر واقعیتهای اطرافمان کرخت سازد.
اینگونه است که ممکن است دریافت ما بخش بزرگی از واقعیت بیرون از ذهن را منعکس نکند.
❤️🍀 @filsofak
در این سوگیری، افراد بلافاصله به اطلاعات و دانشی تمایل پیدا میکنند که پیشفرضها، دریافتها و باورهایشان را تأیید میکند.
به زبان ساده، جهتگیری تأییدی یعنی تمایل ما به پذیرش باورهایی خاص. هنگامی که باوری در ما شکل میگیرد تنها اطلاعاتی را میپذیریم که باورهای پیشین ما را تأیید میکند و در عین حال اطلاعاتی را که درباره باورهایمان شبهه ایجاد میکند یا کلاً نادیده میگیریم یا از اساس رد میکنیم. این نوع مواجهه با باورهایمان ممکن است همچون مخدری عمل کند و ما را در برابر واقعیتهای اطرافمان کرخت سازد.
اینگونه است که ممکن است دریافت ما بخش بزرگی از واقعیت بیرون از ذهن را منعکس نکند.
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باید دوستداشتنی شوی،
اما
اول از همه برای خودت...
.
🔸️گوینده: ونوس صفری
✒به قلم: مصطفی سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
اما
اول از همه برای خودت...
.
🔸️گوینده: ونوس صفری
✒به قلم: مصطفی سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
✔مدیریت احساسات:
.
هنوز ننشسته بود روی صندلی که گفت من آمدهام که شما یک مقدار ترمز مرا بکشید.
گفتم شما اول بنشین ببینم کجا ترمز بریدهای.
ریلکس نشست روی صندلی و گفت از اولش بگویم یا از آخرش؟ و بدون اینکه منتظر جواب من بماند، تندی گفت از آخرش!
آخرش این بود که میخواست برود به یک بیابانی، کورهدهاتی، غاری، جایی که هیچ آدمیزادی را نبیند.
وسط خندهها یکهو تلخ شد و گفت از دست همین مردم میخواهم بزنم به کوه.
یاد لحظهی آمدنش افتادم، پرسیدم نگفتی کجا ترمز بریدهای؟
دستش را که گذاشته بود جلوی دهانش برداشت و تندی گفت احساسات. زیادی محبت میکنم.
خوش استقبالم و بد بدرقه؛ بدجور عاشق میشوم، سریشم یعنی؛ خیلی زود جوشم؛ خیلی زود هم خشمم فروکش میکند؛ آنقدر محبت میکنم که طرفم یا عُقش میگیرد یا ترس بَرَش میدارد و خودش را جمع میکند و دور و برم آفتابی نمیشود دیگر؛ وقتی از یکی دلگیر میشوم از جلوی چشمهام میافتد برای همیشه؛ و شاید اگر بخواهم بگویم لازم باشد برای شمردن از انگشتهای پاهام هم کمک بگیرم.
خودکار را گذاشتم روی پرونده و گفتم:
تو احساساتت را میشناسی. میگردیم با هم راه مدیریتشان را هم پیدا میکنیم. پیدا که کردیم، با هم میزنیم به کوه.
.
🔸️تقريباً هر روز بلااستثناء یکی از این مراجعها دارم که از ارتباط خستهاند و دلشان میخواهد از همه ببرند و منزوی بشوند. .
🔸️تمایل به انزوا، اتفاقاً به معنای شدت علاقه برای برقراری ارتباط با آدمها است.
ما میخواهیم دیگران را دوست داشته باشیم و انتظار داریم که آنها هم متقابلاً ما را دوست داشته باشند. به این خاطر، هر جایی که احساس کنیم این توازن به هم ریخته است خشمگین میشویم، رابطه را بر هم میزنیم یا برعکس، تلاش میکنیم با محبت بیشتر رابطه را ترمیم کنیم...
#مصطفی_سلیمانی
#کنترل_احساسات
#خاطرات_من_و_مراجعین
❤️🍀 @The_meaningoflife
.
هنوز ننشسته بود روی صندلی که گفت من آمدهام که شما یک مقدار ترمز مرا بکشید.
گفتم شما اول بنشین ببینم کجا ترمز بریدهای.
ریلکس نشست روی صندلی و گفت از اولش بگویم یا از آخرش؟ و بدون اینکه منتظر جواب من بماند، تندی گفت از آخرش!
آخرش این بود که میخواست برود به یک بیابانی، کورهدهاتی، غاری، جایی که هیچ آدمیزادی را نبیند.
وسط خندهها یکهو تلخ شد و گفت از دست همین مردم میخواهم بزنم به کوه.
یاد لحظهی آمدنش افتادم، پرسیدم نگفتی کجا ترمز بریدهای؟
دستش را که گذاشته بود جلوی دهانش برداشت و تندی گفت احساسات. زیادی محبت میکنم.
خوش استقبالم و بد بدرقه؛ بدجور عاشق میشوم، سریشم یعنی؛ خیلی زود جوشم؛ خیلی زود هم خشمم فروکش میکند؛ آنقدر محبت میکنم که طرفم یا عُقش میگیرد یا ترس بَرَش میدارد و خودش را جمع میکند و دور و برم آفتابی نمیشود دیگر؛ وقتی از یکی دلگیر میشوم از جلوی چشمهام میافتد برای همیشه؛ و شاید اگر بخواهم بگویم لازم باشد برای شمردن از انگشتهای پاهام هم کمک بگیرم.
خودکار را گذاشتم روی پرونده و گفتم:
تو احساساتت را میشناسی. میگردیم با هم راه مدیریتشان را هم پیدا میکنیم. پیدا که کردیم، با هم میزنیم به کوه.
.
🔸️تقريباً هر روز بلااستثناء یکی از این مراجعها دارم که از ارتباط خستهاند و دلشان میخواهد از همه ببرند و منزوی بشوند. .
🔸️تمایل به انزوا، اتفاقاً به معنای شدت علاقه برای برقراری ارتباط با آدمها است.
ما میخواهیم دیگران را دوست داشته باشیم و انتظار داریم که آنها هم متقابلاً ما را دوست داشته باشند. به این خاطر، هر جایی که احساس کنیم این توازن به هم ریخته است خشمگین میشویم، رابطه را بر هم میزنیم یا برعکس، تلاش میکنیم با محبت بیشتر رابطه را ترمیم کنیم...
#مصطفی_سلیمانی
#کنترل_احساسات
#خاطرات_من_و_مراجعین
❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا حالا از خودتان آمدهاید بیرون؟ تا حالا خودتان را از روبهرو دیدهاید؟ سر تا پا؟ چه شکلی هستید؟ مثلن آنقدری خوشگل هستید که اگر از حالا تا آخر دنیا را بهتان مهلت بدهند، بتوانید یکبند زل بزنید به خودتان؟
به نظر من که آدم باید حداقل، هر شب قبل از خواب، خودش را احضار بکند روبهروی خودش. کار سختی نیست. چند دقیقه سُکون میخواهد و یک گوشه دنج و تاریک و یک جفت چشم بسته.
روی پسزمینه سیاه، همهچیز قشنگتر معلوم است. واضحتر.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
به نظر من که آدم باید حداقل، هر شب قبل از خواب، خودش را احضار بکند روبهروی خودش. کار سختی نیست. چند دقیقه سُکون میخواهد و یک گوشه دنج و تاریک و یک جفت چشم بسته.
روی پسزمینه سیاه، همهچیز قشنگتر معلوم است. واضحتر.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
👌ابتکاری زیبا وشگفتانگیز وقابل تحسین..
واقعا برایش زحمت کشیدهاند.
روی عکس قاری موردنظر بزن و هر سوره یا جزء قرآن که خواستی با صوتش را انتخاب کن.
http://www.quran4iphone.com/MenuPhotosAR.html
اگر میخواهید اجر و پاداش بسویتان سرازیر شود این لینک را نشر دهید.
*صدقه جاریه*
❤️🍀 @filsofak
واقعا برایش زحمت کشیدهاند.
روی عکس قاری موردنظر بزن و هر سوره یا جزء قرآن که خواستی با صوتش را انتخاب کن.
http://www.quran4iphone.com/MenuPhotosAR.html
اگر میخواهید اجر و پاداش بسویتان سرازیر شود این لینک را نشر دهید.
*صدقه جاریه*
❤️🍀 @filsofak