✍️فردین علیخواه
🖊 واعظان کاین جلوه در فیسبوک و اینستا میکنند...
«عزیزم منو یادتون نیست؟ از ترمینال شرق بردمتون تهرانپارس، ظهر بود گلم، عزیزم این پیامو همینطوری فرستادم حالتو بپرسم...من تو کار لباسزیر زنانه هستم، ... در انواع مدلها، اگه خواستی خبر بده گلم...»
✅ جملههای فوق پیام راننده یکی از استارتاپهای شهر تهران به خانم جوانی است که از تاکسی این استارتاپ استفاده کرده بود. یکی از هموطنان این پیام را از طریق تلگرام برایم فوروارد کرد. کنجکاو شدم و عکسهای پروفایل تلگرام این آقای راننده را نگاه کردم. اگر این پیام را نمیخواندم و کسی این عکسها و جملههای نابی را که روی آنها نوشته شده بود به من نشان میداد و میپرسید که به نظر شما این فرد چگونه آدمی است، بیتردید میگفتم فیلسوف، معلم اخلاق، انسانی عمیق و متفکر؛ و اگر نمیدانستم که در زمان حیات فردریش نیچه - فیلسوف آلمانی- اینترنت وجود نداشت، بیتردید میگفتم این پروفایل متعلق به خودِ فردریش نیچه است!
🔺 این روزها متفکرنمایی و فیلسوفنمایی، سکۀ بازار فضای مجازی شده است؛ به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکلهای مختلف جملههای عمیق و ناب را بهعنوان معرفی خود استفاده میکنند. جملههایی درباره سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّتهای انسان بودن، در جهل بودن سایر انسانها (بهجز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر روی قلۀ کوه ایستاده) و ناچیزشماری دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکسها و پیامها را مرور میکنیم، بیتردید به یک نتیجه میرسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. اینکه او درباره هستی تأمل میکند، تغییرات جهان اطرافش را رصد میکند، میبیند و نمیگذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آنرا عالمانه مینگرد.
🔹 حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکه اجتماعی تلگرام هستند. تحقیق دقیقی نکردهام ولی بررسیهای اولیهام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکسها و جملهها معرفی میکنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجهگیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسانهای عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر درباره جهان هستی و رفتارهایمان هستیم؟ تصور میکنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعهشناسان معتقدند که امروزه، افراد یک هویت آنلاین online؛ یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند و یک هویت آفلاین offline، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها، ادامه همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. در واقع، شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت، آن نیستم!
🔸 دریکی از نوشتههایم اصطلاح «نوکیسگان فرهنگی» را به کار بردم. آدمهایی که میبینند هماکنون، باکلاس بودن به حرفهای قشنگ زدن است و برای همین، پروفایلها یا صفحههای اینستاگرامیشان پر شده از جملههای قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آنقدر سکه بازار شده است که کافی است در سایت گوگل عبارتِ «جملههای ناب برای» را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کردهاند که در ادامه، گوگل به شما پیشنهاد میدهد: جملههای ناب برای استاتوس، جملههای ناب برای پروفایل تلگرام، جملههای ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانالهایی ساخته شده است که صرفاً برای دیگران این جملههای ناب دو سطری را منتشر میکنند. هموطنانمان جملههای عالمانه را از گوگل کپی (copy) و سپس در صفحه شخصیشان پیست (paste) میکنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جملهها را نفهمند ولی منتشر کنند.
👈 ما شاهد ظهور آدمهایی با دانشِ چهلکلمهای یا دوسطری هستیم. درباره همهچیز دو سطر میدانند. نیچۀ نگونبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جملهای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصله خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جمله صفحه آخر را بر میدارند. به همین دلیل هویتهای آنلاین ما با هویتهای آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یکچیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همهچیز در سطح و صفحهنمایش اتفاق میافتد. این راننده محترم در پروفایلش جملهای دو سطری درباره حقوق بشر هم داشت! غافل از اینکه مزاحمت برای یک خانم هم مصداقی از نقض همان حقوق بشر است. تظاهر دارد دودمان ما را به باد میدهد.
به راستی چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکلگیری هویت مدرن نمیانجامد؟
❤️🍀 @filsofak
🖊 واعظان کاین جلوه در فیسبوک و اینستا میکنند...
«عزیزم منو یادتون نیست؟ از ترمینال شرق بردمتون تهرانپارس، ظهر بود گلم، عزیزم این پیامو همینطوری فرستادم حالتو بپرسم...من تو کار لباسزیر زنانه هستم، ... در انواع مدلها، اگه خواستی خبر بده گلم...»
✅ جملههای فوق پیام راننده یکی از استارتاپهای شهر تهران به خانم جوانی است که از تاکسی این استارتاپ استفاده کرده بود. یکی از هموطنان این پیام را از طریق تلگرام برایم فوروارد کرد. کنجکاو شدم و عکسهای پروفایل تلگرام این آقای راننده را نگاه کردم. اگر این پیام را نمیخواندم و کسی این عکسها و جملههای نابی را که روی آنها نوشته شده بود به من نشان میداد و میپرسید که به نظر شما این فرد چگونه آدمی است، بیتردید میگفتم فیلسوف، معلم اخلاق، انسانی عمیق و متفکر؛ و اگر نمیدانستم که در زمان حیات فردریش نیچه - فیلسوف آلمانی- اینترنت وجود نداشت، بیتردید میگفتم این پروفایل متعلق به خودِ فردریش نیچه است!
🔺 این روزها متفکرنمایی و فیلسوفنمایی، سکۀ بازار فضای مجازی شده است؛ به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکلهای مختلف جملههای عمیق و ناب را بهعنوان معرفی خود استفاده میکنند. جملههایی درباره سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّتهای انسان بودن، در جهل بودن سایر انسانها (بهجز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر روی قلۀ کوه ایستاده) و ناچیزشماری دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکسها و پیامها را مرور میکنیم، بیتردید به یک نتیجه میرسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. اینکه او درباره هستی تأمل میکند، تغییرات جهان اطرافش را رصد میکند، میبیند و نمیگذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آنرا عالمانه مینگرد.
🔹 حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکه اجتماعی تلگرام هستند. تحقیق دقیقی نکردهام ولی بررسیهای اولیهام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکسها و جملهها معرفی میکنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجهگیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسانهای عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر درباره جهان هستی و رفتارهایمان هستیم؟ تصور میکنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعهشناسان معتقدند که امروزه، افراد یک هویت آنلاین online؛ یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند و یک هویت آفلاین offline، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها، ادامه همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. در واقع، شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت، آن نیستم!
🔸 دریکی از نوشتههایم اصطلاح «نوکیسگان فرهنگی» را به کار بردم. آدمهایی که میبینند هماکنون، باکلاس بودن به حرفهای قشنگ زدن است و برای همین، پروفایلها یا صفحههای اینستاگرامیشان پر شده از جملههای قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آنقدر سکه بازار شده است که کافی است در سایت گوگل عبارتِ «جملههای ناب برای» را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کردهاند که در ادامه، گوگل به شما پیشنهاد میدهد: جملههای ناب برای استاتوس، جملههای ناب برای پروفایل تلگرام، جملههای ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانالهایی ساخته شده است که صرفاً برای دیگران این جملههای ناب دو سطری را منتشر میکنند. هموطنانمان جملههای عالمانه را از گوگل کپی (copy) و سپس در صفحه شخصیشان پیست (paste) میکنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جملهها را نفهمند ولی منتشر کنند.
👈 ما شاهد ظهور آدمهایی با دانشِ چهلکلمهای یا دوسطری هستیم. درباره همهچیز دو سطر میدانند. نیچۀ نگونبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جملهای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصله خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جمله صفحه آخر را بر میدارند. به همین دلیل هویتهای آنلاین ما با هویتهای آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یکچیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همهچیز در سطح و صفحهنمایش اتفاق میافتد. این راننده محترم در پروفایلش جملهای دو سطری درباره حقوق بشر هم داشت! غافل از اینکه مزاحمت برای یک خانم هم مصداقی از نقض همان حقوق بشر است. تظاهر دارد دودمان ما را به باد میدهد.
به راستی چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکلگیری هویت مدرن نمیانجامد؟
❤️🍀 @filsofak
Audio
میشود؟
آدم دلتنگی را تاب میآورد؟
میشود آدم پناه ببرد به چیزی تا دلتنگیاش فرو بنشیند؟
مثلن پناه ببرد به انداختن سنگ توی آب به یاد معشوق؟ یا به بو کردن پیراهنش؟ یا به خیره شدن به عکسهاش؟ یا به مکرر گوش کردن صداش؟ یا خواندن صد باره پیامهاش؟
این چیزها جواب میدهند؟ دلتنگترش نمیکنند؟
#مصطفی_سلیمانی
#دلتنگی
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
آدم دلتنگی را تاب میآورد؟
میشود آدم پناه ببرد به چیزی تا دلتنگیاش فرو بنشیند؟
مثلن پناه ببرد به انداختن سنگ توی آب به یاد معشوق؟ یا به بو کردن پیراهنش؟ یا به خیره شدن به عکسهاش؟ یا به مکرر گوش کردن صداش؟ یا خواندن صد باره پیامهاش؟
این چیزها جواب میدهند؟ دلتنگترش نمیکنند؟
#مصطفی_سلیمانی
#دلتنگی
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سخنرانی_تد ۲۹۸
🅰 چرا عصبانی میشویم و چرا عصبانیت نشانه سلامتی است
رایان مارتین
Ryan Martin
Why we get mad — and why it's healthy
ترجمه: مسعود معتمدیفر
مدت: ۱۳ دقیقه
محقق خشم رایان مارتین با بهره بردن از کارش که مطالعهی چیزهایی است که مردم را خشمگین میسازند بعضی از فرایندهای ادراکی که در پشت خشم وجود دارد را توضیح میدهد- و اینکه چرا میزان سالمی از آن واقعا میتواند مفید باشد. او میگوید: «خشم در شما وجود دارد چون به اجداد انسان و غیر انسان شما به عنوان یک مزیت تکاملی داده شده بود.» «خشم نیرویی سالم و قدرتمند در زندگی شما است.»
Psychologist
Dr. Ryan Martin is the chair of the psychology department at the University of Wisconsin-Green Bay.
❤️🍀 @filsofak
🅰 چرا عصبانی میشویم و چرا عصبانیت نشانه سلامتی است
رایان مارتین
Ryan Martin
Why we get mad — and why it's healthy
ترجمه: مسعود معتمدیفر
مدت: ۱۳ دقیقه
محقق خشم رایان مارتین با بهره بردن از کارش که مطالعهی چیزهایی است که مردم را خشمگین میسازند بعضی از فرایندهای ادراکی که در پشت خشم وجود دارد را توضیح میدهد- و اینکه چرا میزان سالمی از آن واقعا میتواند مفید باشد. او میگوید: «خشم در شما وجود دارد چون به اجداد انسان و غیر انسان شما به عنوان یک مزیت تکاملی داده شده بود.» «خشم نیرویی سالم و قدرتمند در زندگی شما است.»
Psychologist
Dr. Ryan Martin is the chair of the psychology department at the University of Wisconsin-Green Bay.
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 سوگِ عاطفی
.
باید چکار کنیم وقتی دل بستهایم به یک نفر...؟
وقتی دل بستهایم و پیش رفتهایم و توی رابطه باهاش عمیق شدهایم؛ اما یکهو خودمان را تهِ خط میبینیم و تهِ کوچه بنبست؟
باید چکار کنیم وقتی هیچ راهی جز دل بریدن نداریم؟
باید چطور کنار بیاییم با رنج جدایی؟
باید چطور به سوگِ عاطفه زخمخوردهمان بنشینیم؟
کجا و چه موقع انکار و خشم و غممان تمام میشود؟
چکار باید کرد؟
باید خاک بریزیم روی این غم؟
باید دل بدهیم به دلِ این درد؟
یا باید برویم به جنگش؟
شما را نمیدانم، اما من که تا گریههام را نکنم، هیچکاری نمیکنم!
گریههام که تمام بشود حتمن مینشینم به آنچه که مرا کشاند تا اینجا، فکر میکنم...
پنهان کردن و تحمل کردن نه؛ من زخمهام را التیام میدهم.
شما را نمیدانم...
#مصطفی_سلیمانی
.
#سوگواری #سوگ_عاطفی #سوگ
.
📷🎤 جواد کیا
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
.
باید چکار کنیم وقتی دل بستهایم به یک نفر...؟
وقتی دل بستهایم و پیش رفتهایم و توی رابطه باهاش عمیق شدهایم؛ اما یکهو خودمان را تهِ خط میبینیم و تهِ کوچه بنبست؟
باید چکار کنیم وقتی هیچ راهی جز دل بریدن نداریم؟
باید چطور کنار بیاییم با رنج جدایی؟
باید چطور به سوگِ عاطفه زخمخوردهمان بنشینیم؟
کجا و چه موقع انکار و خشم و غممان تمام میشود؟
چکار باید کرد؟
باید خاک بریزیم روی این غم؟
باید دل بدهیم به دلِ این درد؟
یا باید برویم به جنگش؟
شما را نمیدانم، اما من که تا گریههام را نکنم، هیچکاری نمیکنم!
گریههام که تمام بشود حتمن مینشینم به آنچه که مرا کشاند تا اینجا، فکر میکنم...
پنهان کردن و تحمل کردن نه؛ من زخمهام را التیام میدهم.
شما را نمیدانم...
#مصطفی_سلیمانی
.
#سوگواری #سوگ_عاطفی #سوگ
.
📷🎤 جواد کیا
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
■ بزرگترین مصیبت برای یک انسان
این است که نه سواد کافی
برای حرف زدن داشته باشد
و نه شعور لازم برای خاموش ماندن...!
👤 #ژان_دلابرویه
❤️🍀 @filsofak
این است که نه سواد کافی
برای حرف زدن داشته باشد
و نه شعور لازم برای خاموش ماندن...!
👤 #ژان_دلابرویه
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظر من، آدمی که در مورد آرامش مطلق نظریه میدهد، یا ماهیت دنیا را درست نشناخته، یا شناخته و دارد سرِ خودش را گول میمالد. یعنی یکجورهایی، از ترس، دلش نمیخواهد حقیقتی را که برایش مسلّم شده باور بکند و به این خاطر، هی میرود توی فاز انکار.
#مصطفی_سلیمانی
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
#مصطفی_سلیمانی
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
♓آیا شما از لحاظ عاطفی سالمید؟
سلامت عاطفی داشتن، هیچ ربطی به هوش و جذابیت و بلندپروازی ندارد، در واقع حتی ممکن است که افراد موفق و پردستاورد، کمتر از دیگران سلامت عاطفی داشته باشند.
بیشتر ما از لحاظ عاطفی سالم به دنیا میآییم. بچه دقیقا میداند که کیست. بیشتر کودکان نوپا وقتی احساس امنیت میکنند به شکلی خودجوش شاد و خوشحالند. چالشهای سلامت عاطفی معمولا وقتی بچهها مدرسه میروند، به ویژه بین هفت تا نه سالگی کم کم به چشم میآیند. آنها وقتی برای حضور در جمع و مقایسه خود با دیگران تحت فشار قرار میگیرند، دیگر میتوان گفت که روز به روز عادیتر است که سلامت عاطفی نداشته باشند.
به طور کلی افرادی که از لحاظ عاطفی کاملا سالم باشند، به راستی خیلی نادرند، اما این را میتوان تضمین کرد که هر آدمی با کسب دانش و اطلاعات درست از لحاظ عاطفی سالمتر شود.
عناصر کلیدی سلامت عاطفی در کتاب "چگونه سلامت عاطفی داشته باشیم" تحت پنج عنوان به شرح زیر دسته بندی شده و بررسی میشوند:
1⃣ بینش آفرینی: اینکه بتوانیم با نگاه به گذشته دریابیم که چرا به شیوهای خاص فکر، احساس و عمل میکنیم.
2⃣ زندگی در زمان حال: اینکه بتوانیم حسی قدرتمند از خودمان داشته باشیم، هویتمان در مالکیت خودمان باشد و به جای نقش بازی کردن، واقعا در لحظه و در حال زندگی کنیم.
3⃣ روابط سیال و دوسویه: اینکه بتوانیم هوشمندانه و زیرکانه و به شکلی قاطع، آزادانه و راحت با دیگران تعامل داشته باشیم، نه اینکه سعی کنیم بر آنها تسلط یابیم یا منفعلانه رفتار کنیم.
4⃣ اصالت: اینکه بتوانیم با ارزشهایی زندگی کنیم که واقعا درکشان میکنیم و به آنها اعتقاد داریم، نه با ارزشهایی که چشم بسته پذیرفتهایم. زندگی با ارزشهای واقعی اغلب در نگرش ما به کار و حرفهمان، نمود مییابد.
5⃣ بازیگوشی و سرزندگی: اینکه بتوانیم در زندگی شاد و بشاش باشیم و بدانیم باید از آن لذت ببریم.
🔸️کتاب: چگونه سلامت عاطفی داشته باشیم
🔸️ نویسنده: الیور جیمز
❤️🍀 @filsofak
سلامت عاطفی داشتن، هیچ ربطی به هوش و جذابیت و بلندپروازی ندارد، در واقع حتی ممکن است که افراد موفق و پردستاورد، کمتر از دیگران سلامت عاطفی داشته باشند.
بیشتر ما از لحاظ عاطفی سالم به دنیا میآییم. بچه دقیقا میداند که کیست. بیشتر کودکان نوپا وقتی احساس امنیت میکنند به شکلی خودجوش شاد و خوشحالند. چالشهای سلامت عاطفی معمولا وقتی بچهها مدرسه میروند، به ویژه بین هفت تا نه سالگی کم کم به چشم میآیند. آنها وقتی برای حضور در جمع و مقایسه خود با دیگران تحت فشار قرار میگیرند، دیگر میتوان گفت که روز به روز عادیتر است که سلامت عاطفی نداشته باشند.
به طور کلی افرادی که از لحاظ عاطفی کاملا سالم باشند، به راستی خیلی نادرند، اما این را میتوان تضمین کرد که هر آدمی با کسب دانش و اطلاعات درست از لحاظ عاطفی سالمتر شود.
عناصر کلیدی سلامت عاطفی در کتاب "چگونه سلامت عاطفی داشته باشیم" تحت پنج عنوان به شرح زیر دسته بندی شده و بررسی میشوند:
1⃣ بینش آفرینی: اینکه بتوانیم با نگاه به گذشته دریابیم که چرا به شیوهای خاص فکر، احساس و عمل میکنیم.
2⃣ زندگی در زمان حال: اینکه بتوانیم حسی قدرتمند از خودمان داشته باشیم، هویتمان در مالکیت خودمان باشد و به جای نقش بازی کردن، واقعا در لحظه و در حال زندگی کنیم.
3⃣ روابط سیال و دوسویه: اینکه بتوانیم هوشمندانه و زیرکانه و به شکلی قاطع، آزادانه و راحت با دیگران تعامل داشته باشیم، نه اینکه سعی کنیم بر آنها تسلط یابیم یا منفعلانه رفتار کنیم.
4⃣ اصالت: اینکه بتوانیم با ارزشهایی زندگی کنیم که واقعا درکشان میکنیم و به آنها اعتقاد داریم، نه با ارزشهایی که چشم بسته پذیرفتهایم. زندگی با ارزشهای واقعی اغلب در نگرش ما به کار و حرفهمان، نمود مییابد.
5⃣ بازیگوشی و سرزندگی: اینکه بتوانیم در زندگی شاد و بشاش باشیم و بدانیم باید از آن لذت ببریم.
🔸️کتاب: چگونه سلامت عاطفی داشته باشیم
🔸️ نویسنده: الیور جیمز
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
قاچاق_کالا_و_ارز_یادداشت_مصطفی_سلیمانی.pdf
483.6 KB
🔸️یادداشت:
(بحران اخلاقی؛ سر منشأ باندهای قاچاق)
🔸️نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
(پژوهشگر اخلاق/مدرس دانشگاه)
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
(بحران اخلاقی؛ سر منشأ باندهای قاچاق)
🔸️نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
(پژوهشگر اخلاق/مدرس دانشگاه)
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویرانهایست این جهان. عمر کفاف نمیدهد که آباد کنیم. و غیرت، رخصت نمیدهد که رها کنیم. اینگونه رها کردن نشانهی رذالت، پس آبادسازی یک گوشهی گُم جهان به دست ما، آبادسازی کل عالم است به دست همگان.
مردی در تبعید ابدی
#نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
مردی در تبعید ابدی
#نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
اگر کتاب نخوانیم
به بهانه روز جهانی کتاب
۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستید.
۲. حرفهای تکراری میزنید.
۳. دایرهی واژگان شما بسیار محدود است.
۴. بخش استدلالی ذهن شما تقریبا تعطیل است.
۵. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنید.
۶. مستعد پذیرش شایعات هستید.
۷. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنید.
۸. توان و انگیزه یادگیری شما کاهش مییابد.
۹. با واژه نقد بیگانهاید.
۱۰. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآورید.
۱۱. حرفهای نسنجیده زیاد میزنید.
۱۲. حاکمان را خوشحال میکنید.
۱۳. خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیرید.
۱۴. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنید یا اصلا توان اظهارنظر ندارید.
۱۵. جهل مرکب دارید یعنی نمیدانید گرفتار جهل هستید.
۱۶. دامنهی لذت شما محدود است.
❤️🍀 @filsofak
به بهانه روز جهانی کتاب
۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستید.
۲. حرفهای تکراری میزنید.
۳. دایرهی واژگان شما بسیار محدود است.
۴. بخش استدلالی ذهن شما تقریبا تعطیل است.
۵. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنید.
۶. مستعد پذیرش شایعات هستید.
۷. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنید.
۸. توان و انگیزه یادگیری شما کاهش مییابد.
۹. با واژه نقد بیگانهاید.
۱۰. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآورید.
۱۱. حرفهای نسنجیده زیاد میزنید.
۱۲. حاکمان را خوشحال میکنید.
۱۳. خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیرید.
۱۴. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنید یا اصلا توان اظهارنظر ندارید.
۱۵. جهل مرکب دارید یعنی نمیدانید گرفتار جهل هستید.
۱۶. دامنهی لذت شما محدود است.
❤️🍀 @filsofak
شادی از درون برمیخیزد. و آن حالتی است که ذهن ما ایجادش کرده است. گرچه موضوعات و شرایط بیرونی میتوانند علت احساس شادی ما گردند، اما موضوعات و شرایط، خودشان مسبب شادی ما نیستند.
شیوهای که ما دربارهی آن موضوعات و شرایط احساس میکنیم _چیزی که ذهن ما درباره آنها میاندیشد_ علت شادی ماست.
شیوهای که شما به چیزها نگاه میکنید و روشی که به آنها میچسبید حالت خرسندی یا ناخرسندی شما را تعیین میکند نه خود چیزها.
هنر شادمانی
#کریس_پرنتیس
❤️🍀 @filsofak
شیوهای که ما دربارهی آن موضوعات و شرایط احساس میکنیم _چیزی که ذهن ما درباره آنها میاندیشد_ علت شادی ماست.
شیوهای که شما به چیزها نگاه میکنید و روشی که به آنها میچسبید حالت خرسندی یا ناخرسندی شما را تعیین میکند نه خود چیزها.
هنر شادمانی
#کریس_پرنتیس
❤️🍀 @filsofak
امیدوارم حالت خوب باشد
Radio Deev
اپیزود بیست و چهارم رادیو دیو: «امیدوارم حالت خوب باشد»
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
🔳⭕️چه کسی اسفنج مرا دزدیده است؟
دوستی تعریف می کرد پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دوره پسادکترای خودش را در آنجا می گذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی دنبال یک آدرس می گشتیم. یک نفر از آن طرف خیابان رد می شد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسان پرسان اطراف خودمان را نگاه می کنیم. آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی می گردید؟ می توانم کمکی بکنم؟ ما هم آدرس را پرسیدیم. دقیق گوش داد، خیلی آرام و به صورت شمرده مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت. حتی با حرکت دست دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد، و بعد هم چند قدمی به همراه ما آمد که مطمئن شود درست می رویم. هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت «یک ام آی تی ای تیپیکال بود». گفتم منظورت چیه؟ گفت جالب است که خیلی از آدمهایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (دانشگاه ماساچوست) تحصیل یا کار می کنند، ناخودآگاه آدمهایی فروتن، دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی می شوند. هیچکدام از این ويژگی ها را به صورت رسمی نه مطالعه می کنند و نه دوره ای برای آن می گذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگی ها می رسند.
این مثالی از پدیده یادگیری اسمزی (Osmosis) است. بیش از نیمی از یادگیری های ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونی سازی آن از محیط اطرافمان شکل می گیرد. درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش می کشد (کانال حرفه ای ها). ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت می کنیم ناخودآگاه خلاق تر و جسورتر و آینده ساز تر می شویم، وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل می کنیم ناخودآگاه دیدگاه مان به مسائل عمیق تر می شود و زمانی که با آدمهای پرتلاش حشر و نشر داریم ناخودآگاه عمل گراتر می شویم. اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دم خور باشید بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل می کنید.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
زمانی جمله ای منسوب به چاری چاپلین را خوانده بودم؛ افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها می گذراند. خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید. خوب برایم سوال پیش آمد که بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل، همکار معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)، افراد موفقی که بتوانیم آن ها را بیابیم و رابطه تنگاتنگ با آن ها نیز داشته باشیم نیز کمیاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم).
برای غلبه بر این محدودیت ها، شاید سه ایده زیر مفید باشد:
1- کتاب های خوب. کتاب ها عصاره دانش و شخصیت نویسنده های آن هستند. اگر خود را در کتاب های خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد می کند. مخصوصا نوع خاصی از کتاب ها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینه کاری شماست. حتما زندگی نامه آن ها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
2- محفل های خوب: ممکن است ما همیشه به آدم های مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما می توانیم به صورت منظم در محافل و جمع هایی شرکت کنیم که با هدف ما همخوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقه مندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقه مند هستیم در رخدادهای استارت آپی. اگر بتوانیم در محیط کارمان نیز 3 تا 5 نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آن ها تعاملات مداوم و منظم داشته باشیم آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق می افتد.
3- همکاران خوب، سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم. محیط حرفه ای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقشی کلیدی تری دارند چراکه ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفه ای با ما ارتباط دارند بیشترین تاثیر را در یادگیری های اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر تاثیری بسیار اساسی در حرفه ای شدن ما دارد.
نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنج مان را در چه محیطی قرار داده ایم در محیطی که صحبت از ثروت اندوزی دیوانه وار است یا ثروت آفرینی شرافتمندانه؟ محیطی که صحبت از پارتی بازی و رانت خواری است یا تلاش صبورانه؟ محیطی که خوشبختی همگانی مطرح است یا خوشبختی فردی؟ خداوند در کتاب آسمانی تصویری از آخرت ارایه می دهد و آنجا بسیاری با حسرت بر پشت دست های خود می کوبند که ایکاش با این ها بودم و با آن ها نبودم. مواظب اسفنج زندگی تان باشید. مکان اسفنج های شما سرنوشت شما را تغییر می دهد.
مجتبی لشکربلوکی
🍀❤️ @filsofak
دوستی تعریف می کرد پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دوره پسادکترای خودش را در آنجا می گذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی دنبال یک آدرس می گشتیم. یک نفر از آن طرف خیابان رد می شد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسان پرسان اطراف خودمان را نگاه می کنیم. آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی می گردید؟ می توانم کمکی بکنم؟ ما هم آدرس را پرسیدیم. دقیق گوش داد، خیلی آرام و به صورت شمرده مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت. حتی با حرکت دست دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد، و بعد هم چند قدمی به همراه ما آمد که مطمئن شود درست می رویم. هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت «یک ام آی تی ای تیپیکال بود». گفتم منظورت چیه؟ گفت جالب است که خیلی از آدمهایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (دانشگاه ماساچوست) تحصیل یا کار می کنند، ناخودآگاه آدمهایی فروتن، دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی می شوند. هیچکدام از این ويژگی ها را به صورت رسمی نه مطالعه می کنند و نه دوره ای برای آن می گذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگی ها می رسند.
این مثالی از پدیده یادگیری اسمزی (Osmosis) است. بیش از نیمی از یادگیری های ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونی سازی آن از محیط اطرافمان شکل می گیرد. درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش می کشد (کانال حرفه ای ها). ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت می کنیم ناخودآگاه خلاق تر و جسورتر و آینده ساز تر می شویم، وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل می کنیم ناخودآگاه دیدگاه مان به مسائل عمیق تر می شود و زمانی که با آدمهای پرتلاش حشر و نشر داریم ناخودآگاه عمل گراتر می شویم. اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دم خور باشید بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل می کنید.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
زمانی جمله ای منسوب به چاری چاپلین را خوانده بودم؛ افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها می گذراند. خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید. خوب برایم سوال پیش آمد که بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل، همکار معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)، افراد موفقی که بتوانیم آن ها را بیابیم و رابطه تنگاتنگ با آن ها نیز داشته باشیم نیز کمیاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم).
برای غلبه بر این محدودیت ها، شاید سه ایده زیر مفید باشد:
1- کتاب های خوب. کتاب ها عصاره دانش و شخصیت نویسنده های آن هستند. اگر خود را در کتاب های خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد می کند. مخصوصا نوع خاصی از کتاب ها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینه کاری شماست. حتما زندگی نامه آن ها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
2- محفل های خوب: ممکن است ما همیشه به آدم های مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما می توانیم به صورت منظم در محافل و جمع هایی شرکت کنیم که با هدف ما همخوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقه مندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقه مند هستیم در رخدادهای استارت آپی. اگر بتوانیم در محیط کارمان نیز 3 تا 5 نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آن ها تعاملات مداوم و منظم داشته باشیم آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق می افتد.
3- همکاران خوب، سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم. محیط حرفه ای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقشی کلیدی تری دارند چراکه ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفه ای با ما ارتباط دارند بیشترین تاثیر را در یادگیری های اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر تاثیری بسیار اساسی در حرفه ای شدن ما دارد.
نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنج مان را در چه محیطی قرار داده ایم در محیطی که صحبت از ثروت اندوزی دیوانه وار است یا ثروت آفرینی شرافتمندانه؟ محیطی که صحبت از پارتی بازی و رانت خواری است یا تلاش صبورانه؟ محیطی که خوشبختی همگانی مطرح است یا خوشبختی فردی؟ خداوند در کتاب آسمانی تصویری از آخرت ارایه می دهد و آنجا بسیاری با حسرت بر پشت دست های خود می کوبند که ایکاش با این ها بودم و با آن ها نبودم. مواظب اسفنج زندگی تان باشید. مکان اسفنج های شما سرنوشت شما را تغییر می دهد.
مجتبی لشکربلوکی
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من این را فهمیدهام که توی هر لحظه، همه اتفاقها با هم در حال افتادناند.
مثلن درست توی همان زمان، که یک اتفاق، آنطور که میخواهیم پیش نمیرود،
یک اتفاق دیگر در حال افتادن است که همه چیزش همانطور است که باید باشد.
مثلن موهای من، شاید آنطور که میخواستم شانه نشد،
ولی رابطه پدر پسری ما توی همان لحظه، درست همانجوری پیش رفت، که باید.😊
#مصطفی_سلیمانی
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
مثلن درست توی همان زمان، که یک اتفاق، آنطور که میخواهیم پیش نمیرود،
یک اتفاق دیگر در حال افتادن است که همه چیزش همانطور است که باید باشد.
مثلن موهای من، شاید آنطور که میخواستم شانه نشد،
ولی رابطه پدر پسری ما توی همان لحظه، درست همانجوری پیش رفت، که باید.😊
#مصطفی_سلیمانی
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningoflife
﮼بیکلام♫
𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥🧡@𝐇_𝐀𝐌𝐈𝐒𝐇𝐄𝐆𝐈𝐌𝐈
آدمها یکوقتهایی، گیر میکنند توی جبر زمانه.
جبر یعنی زور؛ یعنی تن دادن به یک نخواستنی.
آدمها بیشتر وقتها، برای لمس یک خوشی، باید هزار و یکجور ناخوشی را به جان بخرند.
به جان خریدن، یعنی آگاهانه پا گذاشتن روی دلخواه.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
جبر یعنی زور؛ یعنی تن دادن به یک نخواستنی.
آدمها بیشتر وقتها، برای لمس یک خوشی، باید هزار و یکجور ناخوشی را به جان بخرند.
به جان خریدن، یعنی آگاهانه پا گذاشتن روی دلخواه.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
برای احساس خوشبختی چه لازم داری؟
.
.
📝 نبودِ بدبختی
.
میگوید «خسته شدهام از این همه بدحالی». و بعد دست چپش را میگذارد رو پیشانیاش و با انگشت شست و وسطی، شروع میکند به ماساژ دَوَرانی شقیقههاش. و ادامه میدهد «شاید دارم بیخودی زور میزنم برای سرپا کردن این زندگی».
توی یکی از شرکتهای معتبر، مهندس معمار است. سه ماه پیش زنش را طلاق داده و دارد با پسر سه سالهاش توی پنتهاوس یکی از برجهای زعفرانیه زندگی میکند.
حالا هم چهارمین جلسه است که دارد میآید پیش من. حالش خوب است به نظرم. با همه مشکلاتش کنار آمده و زندگیاش افتاده روی روالِ طبیعی. مشکلش این است که عادت کرده به غمگین بودن.
چایی را برمیدارم و میبرم تا نزدیک لبم و میگویم کاش بزنی به بیخیالی.
از شنیدن حرفم جا میخورد. تندی میگوید «یعنی ادای الکیخوشها را در بیاورم؟ چشمهام را ببندم روی واقعیت؟»
میپرسم واقعیت چیست؟
ابروهاش را نرم بالا میاندازد و میگوید: «اینکه هیچچیزی برای خوشحالی وجود ندارد؛ اینکه صبحها هنوز چشم وا نکرده، غم را توی وجودم احساس میکنم؛ واقعیت این است».
میفهمم چه میگوید. دلش، روز بیدرد و دل بیغم میخواهد.
با لبخند میگویم خب اگر چشمهات را باز کنی و ببینی غم و دغدغهای نداری، که باز میبندیشان و میخوابی.
ابروهاش میروند توی هم.
شروع میکنم به گفتن این حرفها که، واقعیت درد دارد؛ اما پذیرشش آدم را راحت میکند؛ که یکهو با دلخوری میپرد وسط حرفهام که «چه پذیرشی؟ پذیرش بدبختی؟ پذیرش بدبختی برای آدم راحتی میآورد؟»
مثل خیلیهای دیگر منتظر است خوشبختی یک روز در خانهاش را بزند و برود بماند تو برای همیشه. میدانم اشکال کارش کجاست. میخواهم تعریفش از خوشبختی را برایم بگوید.
بیفکر میگوید «نبودِ بدبختی». دستهام را گره میکنم توی هم و میگویم خوشبختی و بدبختی تنیده شدهاند توی هم، اینجوری. و با چشم اشاره میکنم به انگشتهام، که یک در میان فرو رفتهاند توی هم.
میگویم ذهنت را روی انگشتان هر دست که متمرکز کنی، بیشتر حسش میکنی.
یک آهِ کمجان میکشد و بیحرف خیره میماند روی دستهام.
احساس میکنم حرفهام را فهمیده.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningofli
.
.
📝 نبودِ بدبختی
.
میگوید «خسته شدهام از این همه بدحالی». و بعد دست چپش را میگذارد رو پیشانیاش و با انگشت شست و وسطی، شروع میکند به ماساژ دَوَرانی شقیقههاش. و ادامه میدهد «شاید دارم بیخودی زور میزنم برای سرپا کردن این زندگی».
توی یکی از شرکتهای معتبر، مهندس معمار است. سه ماه پیش زنش را طلاق داده و دارد با پسر سه سالهاش توی پنتهاوس یکی از برجهای زعفرانیه زندگی میکند.
حالا هم چهارمین جلسه است که دارد میآید پیش من. حالش خوب است به نظرم. با همه مشکلاتش کنار آمده و زندگیاش افتاده روی روالِ طبیعی. مشکلش این است که عادت کرده به غمگین بودن.
چایی را برمیدارم و میبرم تا نزدیک لبم و میگویم کاش بزنی به بیخیالی.
از شنیدن حرفم جا میخورد. تندی میگوید «یعنی ادای الکیخوشها را در بیاورم؟ چشمهام را ببندم روی واقعیت؟»
میپرسم واقعیت چیست؟
ابروهاش را نرم بالا میاندازد و میگوید: «اینکه هیچچیزی برای خوشحالی وجود ندارد؛ اینکه صبحها هنوز چشم وا نکرده، غم را توی وجودم احساس میکنم؛ واقعیت این است».
میفهمم چه میگوید. دلش، روز بیدرد و دل بیغم میخواهد.
با لبخند میگویم خب اگر چشمهات را باز کنی و ببینی غم و دغدغهای نداری، که باز میبندیشان و میخوابی.
ابروهاش میروند توی هم.
شروع میکنم به گفتن این حرفها که، واقعیت درد دارد؛ اما پذیرشش آدم را راحت میکند؛ که یکهو با دلخوری میپرد وسط حرفهام که «چه پذیرشی؟ پذیرش بدبختی؟ پذیرش بدبختی برای آدم راحتی میآورد؟»
مثل خیلیهای دیگر منتظر است خوشبختی یک روز در خانهاش را بزند و برود بماند تو برای همیشه. میدانم اشکال کارش کجاست. میخواهم تعریفش از خوشبختی را برایم بگوید.
بیفکر میگوید «نبودِ بدبختی». دستهام را گره میکنم توی هم و میگویم خوشبختی و بدبختی تنیده شدهاند توی هم، اینجوری. و با چشم اشاره میکنم به انگشتهام، که یک در میان فرو رفتهاند توی هم.
میگویم ذهنت را روی انگشتان هر دست که متمرکز کنی، بیشتر حسش میکنی.
یک آهِ کمجان میکشد و بیحرف خیره میماند روی دستهام.
احساس میکنم حرفهام را فهمیده.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤️🍀 @The_meaningofli
عشق بزرگترین راز آفرینش است.
عشق آزاد کننده است. عشق تمرکز میدهد با حزن هم قرین نیست، هر چند دلبستگی گزندهای خود را به همراه داشته باشد.
✍🏽 #سیمین_دانشور
📕 جزیرهی سرگردانی
❤️🍀 @filsofak
عشق آزاد کننده است. عشق تمرکز میدهد با حزن هم قرین نیست، هر چند دلبستگی گزندهای خود را به همراه داشته باشد.
✍🏽 #سیمین_دانشور
📕 جزیرهی سرگردانی
❤️🍀 @filsofak