فلسفه اخلاق
7.4K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
غمگین‌ترین آدم‌هایی که دیدم، کسانی بودن که کل زندگی‌شونو صرف رسیدن به یه هدف مشخص کرده بودن، چیزهایی مثل گرفتن فلان مدرک تحصیلی، پیدا کردن شغل دلخواهشون، ازدواج با فرد مورد علاقه‌، خرید خونه، ماشین یا مهاجرت از ایران...

یه عمر برای رسیدن به این اهداف دوییده بودن، خستگی ناپذیر جلوه می‌کردن، پر از شوق بودن، یه نیروی محال توی وجودشون بود، تقریبا خیلی از همین آدم‌هارو می‌شناسم که به اهدافشون رسیدن. با رسیدن به اون اهداف فکر می‌کردم الان خوشحال‌ترین آدم‌های روی زمین هستن ولی...
ولی خسته بودن، خوشحال بودن اما خسته
خوشحالیشون کوتاه بود و خستگی‌شون طولانی.

یکی از همین آدم‌هارو بعد از یه مدت، اتفاقی دیدم، موفق شده بود، ازدواج کرده بود و درآمد خوبی هم ‌داشت، موفق بود اما خوشحال نبود، نمی‌دونست باید چیکار کنه، بلد نبود جشن بگیره، بلد نبود عاشقی کنه.
هیچ سرگرمی ای نداشت. نه شناختی از هنر و ادبیات داشت و نه استعداد ورزشی...
می‌گفت من تا رسیدن به هدفم می‌دونستم باید چیکار کنم اما الان نمی‌دونم باید چطور زندگی کنم. راست میگفت اون فقط بلد بود کار کنه.

همیشه درباره موفقیتش حرف می‌زد
درباره‌ی اینکه بیشتر تلاش بکنه. کمتر خرج بکنه، کمتر تفریح بکنه، بیشتر کار بکنه، کمتر بخوابه، بیشتر پول جمع بکنه اون هیچ برنامه‌ای برای بعدش نداشت موفقیتش ضامن خوشحالی و خوشبختیش نشد.

این قصه‌رو تعریف کردم برای اینکه بگم خودتونو به یه هدف گره نزنید همیشه برای بعدش برنامه داشته باشین.

خودتونو محدود نکنید، موفقیت یکی از هزاران عاملیه که می‌تونه خوشبختتون بکنه. نمی‌گم کار نکنید، کار بکنید اما نه توی اوقات فراغت، زمانمند و به اندازه کار بکنید.

تا می‌تونید برای خودتون سرگرمی‌های خوب ایجاد بکنید.
فیلم‌های فاخر ببینید.
ادبیات داستانی بخونید.
سبک‌های مختلف موسیقی رو بشناسید بعد گوش کنید لذتش با شناخت سبکش دوچندان می‌شه.
ورزش کنید، آواز بخونید، بزنید زیر گریه، با صدا بخندید. با هیجانتون بازی کنید تا آدرنالین ترشح کنید. تا می‌تونید بدویید، اونقدر که تپش قلب بگیرید.
تپش قلب بهتون یادآوری می‌کنه که زنده‌اید که آدمیزاد به پویندگی زنده‌س.

زمان برای آدم‌های افسرده به کندی و برای آدم‌های مضطرب به تندی می‌گذره اما برای آدم‌هایی که سلامت روانی بالایی دارن نه کند و نه تند، فقط در حال عبوره...
به سلامت روان‌تون اهمیت بدید.

#عباس_ناظری
🍀❤️ @filsofak
IMG_8589.MP4
14.5 MB
فیلم کوتاه LILA
به کارگردانی : Carlos Lascano
#اميد
🍀❤️ @filsofak
سرگرمی‌ برای گروه‌های دوستی و خانوادگی در قرنطینه!
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️اجرای قطعه ی #بگو_بگو توسط محسن نامجو و ارکستر سمفونیک ادیسه در استکهلم.
این آهنگ، بیشتر از ده سال پیش توسط نامجو ساخته شد و توی یک استودیوی خانگی ضبط شد.
حالا که این قطعه با یک تنظیم بی‌نظیر همراه، و توسط یک ارکستر فوق‌العاده اجرا شده، شنیدن دوباره‌اش خالی از لطف نیست.
🍀❤️ @filsofak
وقتی آدم یک نفر را
دوست داشته باشد بیشتر تنهاست
چون نمی‌تواند به هيچ‌کس جز
به همان آدم بگوید
چه احساسی دارد و اگر آن آدم
کسی باشد که تو را به سکوت
تشویق می‌کند
تنهایی تو کامل می‌شود…

#عباس_معروفی
🍀❤️ @filsofak
Quand une femme devient indifférente, vous saurez que vous l’avez perdu. Là, il n’y a ni colère, ni haine, ni amour surtout. Quand l’indifférence s’installe, plus de retour, pas de regrets. Le contraire de l’amour n’est pas la haine, mais l’indifférence...
- Fiodor Dostoïevski

وقتی یه زن بی‌تفاوت می‌شه می‌فهمید که از دستش دادید. دیگه نه خشمی، نه نفرتی و نه حتی عشقی وجود نداره. وقتی بی‌تفاوتی حاکم می‌شه دیگه بازگشتی نیست، حسرتی هم نیست. متضاد عشق نفرت نیست، بلکه بی‌تفاوتیه...

#فئودور_داستایوسکی
🍀❤️ @filsofak
چرا وقت تنهایی ناامید و غمگین می‌شویم؟ گمشده ما چیست؟

غمگین شدن، احساس نومیدی و حسرت و...، نیاز به «تنهایی» دارد.
اگر زندگی طوری شد که تنهایی را از ما گرفت، آن امور احساس نمی‌شود. وقتی شما مثلاً به کوه می‌روید و ساعتی را با خود خلوت می‌کنید، یا پای یک جوی آبی تنها می‌نشینید، چرا در این هنگام غم و حسرت و پشیمانی حاصل می‌شود؟
زیرا حاصل شدن این حالات و به سطح آگاهی رسیدن، فرع بر آن است که من تنها باشم.

چگونه زندگی جدید تنهایی را از ما گرفته است؟ آن‌قدر برای ما «مشغله» به وجود آورده که دیگر تنهایی را نمی‌دانیم که چیست.
احساس تنهایی کردن، فراغت می‌خواهد. اگر در زندگی برایمان فراغت حاصل نیاید هیچ‌گاه تنهایی را احساس نمی‌کنیم.

زندگی جدید، برای ما، وقتِ به درون خود وارد شدن را باقی نگذشته است؛ و به درون خود وارد شدن یعنی تنهایی.
وقتی به درون خود وارد نمی‌شویم احساس غم و حسرت و پشیمانی نمی‌کنیم. این تنها نشستن‌ها و خلوت‌گزینی‌ها سبب می‌شود که انسان در خودش فرو رود و به دنبال آن، غم و حسرت و... عارض شود. وقتی این‌ها عارض شد، انسان از خود می‌پرسد که با این که کمبودی ندارد، چرا این حالات بر او عارض شده است؟
از عارض شدن این حالات بر انسان معلوم می‌شود که گمشده‌ای دارد. این که آن گمشده چیست، پاسخش هم برای متفکر قدیم مشکل بود و هم برای متفکر جدید.

اندیشمندان و انسان‌شناسان و عرفا و عالمان اخلاق در قدیم و جدید در باب این که آن گمشده ما چیست اختلاف نظر داشته و دارند». آن چیزی که گمشده ماست چیست؟ آن چیز «خواسته‌های روح» است. این که امام علی(ع) می‌فرمایند خود را ارزان مفروشید، به این معناست که از خواسته‌های روحتان دست برداشته‌اید و به خواسته‌های مادی و جسمانی خود می‌رسید. لذا تقابلی که بین روح و ماده وجود دارد، تقابل فلسفی نیست، بلکه تقابل اخلاقی است، یعنی ماده اقتضائاتی دارد و روح هم اقتضائات دیگری و دائما در این دعوا ما به خواسته‌های مادی خود بها می‌دهیم و خواسته‌های روحی خود را فرو می‌نهیم. اما به قول آن عارف مسیحی: « نمی‌ارزد که جهانی از آنِ تو باشد اما روحت از آنِ تو نباشد».

درس‌گفتار رویکرد وجودی به نهج‌البلاغه
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
‼️ هایدگر می‌گفت: «آدمیان مدرن به فراموشی نسبت به چگونگی سکونت دچار گشته‌اند. بدین سبب چگونه در خانه بودن و ساختن را نیز به فراموشی می‌سپارند. اکنون آنان بدون آن‌که مکان را تحت سکونت خود در آورند تنها در آن حضور دارند».

‼️ پ.ن: انسان در جهان تکنولوژیک امروز با طبیعت و خانه بیگانه است. آشنایی و شناخت او از گیاهان، درختان، گل‌ها و جانوران از طریق کتاب‌هاست. تنها درک او از چرخش فصل‌ها، کمی احساس گرما و سرما یا چند شاخه برگ درخت کنار پیاده‌رو خیابان‌هاست... .
زندگی انسان امروز، نه در خانه بلکه در خوابگاه‌ها و آپارتمان‌های چندین طبقه، که بی‌شباهت به سلول‌های زندان و اتاق‌های بیمارستان نیست، خلاصه می‌شود. آپارتمان‌هایی کوچک و در هم تنیده که هیچ شباهتی به «خانه» نداشته و سال به سال جا را برای حضور انسان تنگ‌تر می‌کنند.
در این آپارتمان‌ها دریچه‌ای برای تابش خورشید صبحگاهی وجود ندارد و گاهی حتی اگر چنین امکانی هم باشد آلودگی هوا چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد.

انسانِ آپارتمانی هیچ‌گاه با مفهوم «خانه» آشنایی حاصل نخواهد کرد...
#فرهاد_قنبری
🍀❤️ @filsofak
نود درصد چيزهايى كه نگرانشون هستى، حتى اتفاق هم نميفتن.
🍀❤️ @filsofak
یک خورشید جهان تاب لازمه كه اون‌قدر از بالا تو سر این مردم بتابه تا خرافات رو تو لونه‌ی مغزشون بسوزونه.

#صادق_چوبک
🍀❤️ @filsofak
به اندازه تغییر قوانین زندگی قدرتمند نیستم اما به اندازه خم نکردن سر خود زیر این قوانین قدرتمند هستم.

#چگوارا
🍀❤️ @filsofak
آیین نگارش و ویرایش به صورت دستی
❤️🍀 @filsofak
امیدوارم حالت خوب باشد
Radio Deev
اپیزود بیست و چهارم رادیو دیو: «امیدوارم حالت خوب باشد»

گوش بدید و به دوستان بفرستید
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روان‌شناسی

موضوع: بحرانِ هویّت
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی

۱. والدین و هویّت‌یابی نوجوانان:
هر زمان که والدین بتوانند حمایت عاطفی و روحی خود را از فرزندان‌شان دریغ نکنند، می‌توانند این ادعا را داشته باشند که در تزریق درک درست به آن‌ها موفق عمل کرده‌اند.
در حقیقت، شخصیت یک نوجوان تنها زمانی شکل می‌گیرد که از سمت خانواده برای او پایگاه امنی ایجاد شده باشد. تنها در صورت وجود چنین شرایطی است که مفهوم رشد شخصیتی برای نوجوان معنا پیدا می‌کند و آینده‌ی جدی برای‌ او رقم می‌خورد.
دلبستگی فرزندان به والدین نیز، فقط در شرایطی می‌تواند یک جایگاه شخصیتی را برای نوجوان به ارمغان بیاورد که با آزادی در بیان اعتقادات همراه شود.
به‌ عنوان یک قاعده‌ی کلی می‌توان این‌طور گفت که:
اگر شرایط به گونه‌ای باشد که والدین و فرزندان بین خودشان صمیمیتی احساس نکنند، بی‌شک فرزندان از وجود هر گونه هویت و جایگاه شخصیتی در نزد والدین بی‌بهره هستند.
ارتباط آزاد و صمیمانه و بیان اعتقادات در خانواده، از ضروری‌ترین مباحثی است که می‌تواند موجبات شکل‌گیری هویت برای فرزندان را فراهم کند.
اعطای شخصیت و هویت به نوجوانان، راه‌های رسیدن به یک زندگی مطلوب و رضایت‌بخش را برای آنان هموار می‌کند.

۲. خروج از نقش کودکی:
بی‌تردید یکی از مراحل مهم در رشد هویت آدمی، دوره‌ی نوجوانی است. دوره‌ای که در آن، کودکی و دوران ضعف و ناتوانی رخت بربسته و زندگی با طعم بزرگی و توانمندی و پذیرفتن نقش‌ها و مسئولیت‌ها شروع شده است.
می‌توان این‌طور گفت که چون بلوغ جسمی از جهت رشد، بر بلوغ روانی تقدم دارد، جسم هم بر روح تسلط دارد.
شروع دوره‌ی بلوغ روانی یک نوجوان به معنای آغاز تنش‌ها و درگیری‌های ذهنی و روانی اوست. به عبارت دیگر، از ملزوماتِ دور‌ه‌ی نوجوانی، می‌توان نگرانی و اضطراب را نام برد که موجبات قرار گرفتن یک نوجوان را در تنگناهای مختلف فراهم می‌کنند.
شکاکیّت و تردید در این دوره از زندگی شکل می‌گیرد‌؛ وجود استقلال از نیازهای اصلی دوره‌ی نوجوانی محسوب می‌شود؛ فرزندان در نوجوانی از وابستگی کودکانه‌شان به والدین خارج می‌شوند و به حالِ استقلال‌طلبی قدم می‌گذارند.
با این همه، در صورتی که والدین به دوره‌ی نوجوانی فرزندشان و تغییر و تحولاتی که در او رخ می‌دهد، آگاهی و نگاه عمیق نداشته باشند، خواسته یا ناخواسته فرزندانشان را دچار تنش و دوگانگی خواهند کرد.

۳. آگاهی از شرایط نوجوانان:
خصوصیات دوران نوجوانی به گونه‌ای است که می‌طلبد که پدر و مادر، در امور مختلف زندگی، مشورت‌خواهی را با آن‌ها آغاز کنند و به هر روی از تحقیر و سرزنش آن‌ها دوری کنند.
باید دانست که یکی دیگر از ویژگی‌های نوجوان در این دوره، احساس نیاز به توجه و مهربانی است؛ احساس و تمایلی که هر پدر و مادر موفق و آگاهی به برآورده کردن آن می‌پردازد. طبیعی است که والدین با امر و نهیِ خارج از حوصله‌ی نوجوانشان، به تدریج عرصه را بر خودشان و او تنگ می‌کنند.

۴. نیاز به آرامش روحی و روانی:
فرزندان در دوره‌ی نوجوانی و در مواجهه با سن بلوغ، علاوه بر رشد جسمی، با رشد روحی هم مواجه هستند؛ لذا والدین در چنین شرایطی باید مراقب شرایط جدید جسمی و روحی فرزند نوجوانشان باشند، تا بتوانند با درایت و بردباری، مشکلات و تعارض‌های مابین خودشان و فرزند‌شان را مدیریت کنند.
بی‌تردید فراهم کردن امنیت روانی برای فرزندان از جانب والدین، در چنین برهه‌ی حساسی، می‌تواند حس امنیت و آرامش را در نوجوانشان تقویت کند. به طور کلی، اصلی‌ترین دلیل عدم اعتماد به نفس و ناتوانی، نبود شرایط روحی و روانی ثابت و امن برای یک نوجوان است.

۵. دوستان و هویت‌یابی فرزندان:
نقش دوستان در تصمیم‌گیری‌های نوجوانان، اثبات شده و حائز اهمیت است؛ لذا در چنین شرایطی، بسیار طبیعی خواهد بود که والدین خواهان نظارت و کنترل بیشتر بر رفتار فرزندان خود باشند. بدیهی است که این نظارت و کنترل نباید به صورتی باشد که به فرد نوجوان، از مواجهه‌ی خانواده با دوستان حس بدی القا شود.
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانم‌ها، آقایان! بیایید حواسمان باشد به این‌که ما همیشه ناقِل هستیم. بی‌خیال نچرخیم بین آدم‌ها. بدانیم می‌توانیم حال‌مان را منتقل کنیم به‌شان. می‌توانیم مبتلاشان کنیم به ناراحتی یا خوشحالی.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
به نظر من آدم‌ها همه‌شان حامله‌اند. همه‌شان هم بلااستثنا ویار و حالت تهوع دارند. توی مترو. توی بازار. توی پیاده‌رو.
اصلن تا چشم کار می‌کند آدمِ حامله این‌ور و آن‌ور ریخته. همه‌شان هم پی وضع حمل‌اند. بی‌برو برگرد.
.
محض تأیید همین حرف‌ها، باید بگویم که امروز یک مردِ چهل و هفت‌هشت ساله، توی خیابان بار خودش را گذاشت زمین. یعنی آن‌چه را که حمل می‌کرد وضع نمود و خلاص! و بعدش به سرعتِ برق و باد، همه مردهایی که کنارش بودند شکمشان ورقلمبید بالا.
.
شاید بهتر بود به جای کلمه حامله، می‌گفتم ناقِل. رک و راست می‌گفتم که آدم‌ها ناقِل‌اند. ‌ناقِلِ حال و هواشان. ناقِل‌اند و بی‌هوا راه می‌افتند توی مترو. توی بازار. توی پیاده‌رو.
حواس‌شان نیست که بی‌تفاوتی، لبخند و گریه، اخم و تَخم، نفرت و عشق‌شان، دقیقن همین‌ها را تولید می‌کند.
.
شاید بهتر بود می‌گفتم: خانم‌ها، آقایان! بیایید حواسمان باشد به این‌که ما همیشه ناقِل هستیم. بی‌خیال نچرخیم بین آدم‌ها. بدانیم می‌توانیم حال‌مان را منتقل کنیم به‌شان. می‌توانیم مبتلاشان کنیم به ناراحتی یا خوشحالی.
ولی دیدم اگر بگویم ناقِل، خیلی‌ها یاد ویروس می‌افتند و هیچ ‌چیز را به دمپایی‌شان هم نمی‌گیرند؛ گفتم بگویم آدم‌ها همه‌شان حامله می‌شوند از حال‌های اطرافیانشان، بلکه بیشتر توی یادتان بماند.
.
رفیق! این‌ها را همین‌طوری ساده گفتم، ولی بدان آن‌هایی که حال‌ِ بدشان را توی صورت بقیه بالا می‌آورند، فکر کرده‌اند که می‌توانند وضع حمل کنند و بعدش یک نفس راحت بکشند؛ اما اگر خوب دقت کنند می‌بینند که بعد از این‌طور وضع حمل‌هایی، شکمشان این‌بار قدِ چند متر ورقلمبیده می‌شود.
حال‌بدهایِ حال‌خراب‌کن همه‌شان چند قلو حامله‌اند.
#مصطفی_سلیمانی
#حال_اطرافیان
❤️🍀 @The_meaningoflife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داده‌ها، مشاهدات و مفروضات ما می‌توانند ما را به اشتباه بیندازند. در قضاوت عجله نکنیم.
❤️🍀 @filsofak