Forwarded from ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
🔻در گفتوگو با ایبنا عنوان شد؛
🔻ترس از کرونا هم آدم میکشد
🔻عدم مدیریت استرس میتواند استرسِ پیشرونده را به وجود بیاورد
🔻مصطفی سلیمانی، نویسنده و مدرس کارگاههای خانواده و روانشناسی در قم، معتقد است رفتارهایی مانند خودقرنطینگی محض در شرایط فعلی که ویروسی مُسری بهنام کرونا در کشور شایع شده است، موجب پدید آمدن چرخه تکرارشوندهای از استرس و اضطراب میشود.
http://ibna.ir/fa/doc/longint/287824
🔻ترس از کرونا هم آدم میکشد
🔻عدم مدیریت استرس میتواند استرسِ پیشرونده را به وجود بیاورد
🔻مصطفی سلیمانی، نویسنده و مدرس کارگاههای خانواده و روانشناسی در قم، معتقد است رفتارهایی مانند خودقرنطینگی محض در شرایط فعلی که ویروسی مُسری بهنام کرونا در کشور شایع شده است، موجب پدید آمدن چرخه تکرارشوندهای از استرس و اضطراب میشود.
http://ibna.ir/fa/doc/longint/287824
چقدر دلپذیر است اگر موقعیتی پیش آید و شما بتوانید به دیگری بگویید
(من به تو نیاز دارم).
ما همیشه تصور میکنیم چون بزرگسال هستیم باید متکی به خود و آزاد بوده و به کسی محتاج نباشیم و شاید به این دلیل است که اکثر ما از درد تنهایی به جان آمدهایم، در حالی که نیاز داشتن امری بدیهی و طبیعی به شمار میآید و مهم است اگر به چیزی احتیاج داشته باشیم و بتوانیم آن را به زبان بیاوریم.
#لئو_بوسکالیا
🍀❤️ @filsofak
(من به تو نیاز دارم).
ما همیشه تصور میکنیم چون بزرگسال هستیم باید متکی به خود و آزاد بوده و به کسی محتاج نباشیم و شاید به این دلیل است که اکثر ما از درد تنهایی به جان آمدهایم، در حالی که نیاز داشتن امری بدیهی و طبیعی به شمار میآید و مهم است اگر به چیزی احتیاج داشته باشیم و بتوانیم آن را به زبان بیاوریم.
#لئو_بوسکالیا
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
گفتگو با مصطفی سلیمانی
(روانشناس و مدرس کارگاههای روانشناسی)
با سایت: #تیتر_شهر
موضوع: مقابله با استرس کرونا
لینک مصاحبه:
https://titreshahr.com/fa/news/121343/استرس-کرونا-از-خودش-خطرناک-تر-است
.
🍀❤️ @The_meaningoflife
(روانشناس و مدرس کارگاههای روانشناسی)
با سایت: #تیتر_شهر
موضوع: مقابله با استرس کرونا
لینک مصاحبه:
https://titreshahr.com/fa/news/121343/استرس-کرونا-از-خودش-خطرناک-تر-است
.
🍀❤️ @The_meaningoflife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۳ توصیه کاربردی برای اینکه "کرونا"وارد خانهمان نشود؟
بهخاطر کمبود مواد ضدعفونیکننده، تردد خود به بیرون خانه را به حداقل برسانید.
|عصر ایران|
❤️🍀 @filsofak
بهخاطر کمبود مواد ضدعفونیکننده، تردد خود به بیرون خانه را به حداقل برسانید.
|عصر ایران|
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
4_5983417887514166608.pdf
1.9 MB
مصاحبه با #مصطفی_سلیمانی
با موضوع: اضطراب و استرس #کرونا
نشریه حریم امام شماره ۴۱۱، صفحه ۲۶.
🍀❤️ @The_meaningoflife
با موضوع: اضطراب و استرس #کرونا
نشریه حریم امام شماره ۴۱۱، صفحه ۲۶.
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معشوقِ من! دورِ نزدیکِ من! حالا که این همه اِبا داری از اینکه بگذاری در آغوشت بکشم، حالا که حرفهای عاشقانهات به من را، میریزی توی کلماتِ سخت و سرد و ساده، و حالا که میدانی که من تنها به عشق تو است که بند شدهام به این زندگی، بدان که من محتاجم که «دوستت دارم» را پیوسته از دهان تو بشنوم. و لطفن اگر میخواهی با کلماتِ سخت و سرد و ساده بگوییاش، بگو «ای من». من محتاجم به دوستت دارمهای سخت و سرد و سادهی تو، ای من.
#مصطفی_سلیمانی
#عشق
🍀❤️ @The_meaningoflife
#مصطفی_سلیمانی
#عشق
🍀❤️ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
ای من...
میتوانی بگویی دوستت دارم، بدون اینکه از این دو واژه استفاده کنی؟
داشتم فکر میکردم که چه عبارتی جای دوستت دارم بکار ببرم که خیالم مشغول شد به «دوست داشتن» و به «عشق».
به اینکه آیا جهان بر محور عشق میچرخد؟ و عاشقها تنها فاتحانِ جهانند؟
معشوقِ من! راستَش من احساس میکنم آدمها خودشان را آویزان میکنند به عشق، تا از احساسِ بیمعناییِ زندگی فرار کنند.
اینکه آدم، معنای زندگی کردنش را توی وجودِ آدمِ دیگری، مثل تو، ببیند، میتواند دلیل محکمی باشد برای ادامه زندگی.
آدمِ عاشق، دلش را، تند بزند یا کند، توی سینهاش احساس میکند؛ و شاید همین لرزش یا سنگینیِ قلباش است که عشق را برای او سرشار میکند از حسِ زندگی. انگار که عاشق، زندهای است میانِ مردهها، میانِ کِرِختها، میان یکنواختها؛ و تنها اوست که میتواند سهم خودش را بردارد از لذتِ دنیا.
اما مگر نه این است که عشق، با همه زندگیبخشیاش، آدمْپیرکُنترین اتفاق زندگی هم هست؟ حالا میخواهد عشقِ یکطرفه باشد یا دوطرفه؟
اصلن میدانی معشوق من؟ راستش عشق یکطرفه، از نظر من، یک حماقتِ آمیخته به لجن و کثافت است.
و عشقهای دوطرفه هم، که غمانگیزند. یعنی من فکر میکنم که سر تا پا فقط آتشند و کارشان تنها این است که خاکستر کنند.
معشوق من! من فکر میکنم که این تناقض میتواند پدرِ من را دربیاورد که من عشقِ تو را، رسیدن به تو را، تا حدِ مرگ میخواهم، ولی رسیدن، عشق را فاسد میکند.
معشوقِ من! من فکر میکنم هیچ چیز گریهآورتر از این نیست که وصال مَدفَن عشق است، و عاشقها این همه سنگینبارند، و میان خواستن و نخواستنشان، پیوسته سرگردان و حیران.
معشوقِ من! راستش زندگی با همه پیچیدگیها و شگفتیهاش، برای من هیچ رنگ و طعمی ندارد بیتو. و تنها، خلسه و نشئهی عشقِ تو است که مرا بند کرده به آن.
معشوقِ من! دورِ نزدیکِ من! حالا که این همه اِبا داری از اینکه بگذاری در آغوشت بکشم، حالا که حرفهای عاشقانهات به من را، میریزی توی کلماتِ سخت و سرد و ساده، و حالا که میدانی که من تنها به عشق تو است که بند شدهام به این زندگی، بدان که من محتاجم که «دوستت دارم» را پیوسته از دهان تو بشنوم. و لطفن اگر میخواهی با کلماتِ سخت و سرد و ساده بگوییاش، بگو «ای من». من محتاجم به دوستت دارمهای سخت و سرد و سادهی تو، ای من.
#مصطفی_سلیمانی
#عشق
🍀❤️ @The_meaningoflife
میتوانی بگویی دوستت دارم، بدون اینکه از این دو واژه استفاده کنی؟
داشتم فکر میکردم که چه عبارتی جای دوستت دارم بکار ببرم که خیالم مشغول شد به «دوست داشتن» و به «عشق».
به اینکه آیا جهان بر محور عشق میچرخد؟ و عاشقها تنها فاتحانِ جهانند؟
معشوقِ من! راستَش من احساس میکنم آدمها خودشان را آویزان میکنند به عشق، تا از احساسِ بیمعناییِ زندگی فرار کنند.
اینکه آدم، معنای زندگی کردنش را توی وجودِ آدمِ دیگری، مثل تو، ببیند، میتواند دلیل محکمی باشد برای ادامه زندگی.
آدمِ عاشق، دلش را، تند بزند یا کند، توی سینهاش احساس میکند؛ و شاید همین لرزش یا سنگینیِ قلباش است که عشق را برای او سرشار میکند از حسِ زندگی. انگار که عاشق، زندهای است میانِ مردهها، میانِ کِرِختها، میان یکنواختها؛ و تنها اوست که میتواند سهم خودش را بردارد از لذتِ دنیا.
اما مگر نه این است که عشق، با همه زندگیبخشیاش، آدمْپیرکُنترین اتفاق زندگی هم هست؟ حالا میخواهد عشقِ یکطرفه باشد یا دوطرفه؟
اصلن میدانی معشوق من؟ راستش عشق یکطرفه، از نظر من، یک حماقتِ آمیخته به لجن و کثافت است.
و عشقهای دوطرفه هم، که غمانگیزند. یعنی من فکر میکنم که سر تا پا فقط آتشند و کارشان تنها این است که خاکستر کنند.
معشوق من! من فکر میکنم که این تناقض میتواند پدرِ من را دربیاورد که من عشقِ تو را، رسیدن به تو را، تا حدِ مرگ میخواهم، ولی رسیدن، عشق را فاسد میکند.
معشوقِ من! من فکر میکنم هیچ چیز گریهآورتر از این نیست که وصال مَدفَن عشق است، و عاشقها این همه سنگینبارند، و میان خواستن و نخواستنشان، پیوسته سرگردان و حیران.
معشوقِ من! راستش زندگی با همه پیچیدگیها و شگفتیهاش، برای من هیچ رنگ و طعمی ندارد بیتو. و تنها، خلسه و نشئهی عشقِ تو است که مرا بند کرده به آن.
معشوقِ من! دورِ نزدیکِ من! حالا که این همه اِبا داری از اینکه بگذاری در آغوشت بکشم، حالا که حرفهای عاشقانهات به من را، میریزی توی کلماتِ سخت و سرد و ساده، و حالا که میدانی که من تنها به عشق تو است که بند شدهام به این زندگی، بدان که من محتاجم که «دوستت دارم» را پیوسته از دهان تو بشنوم. و لطفن اگر میخواهی با کلماتِ سخت و سرد و ساده بگوییاش، بگو «ای من». من محتاجم به دوستت دارمهای سخت و سرد و سادهی تو، ای من.
#مصطفی_سلیمانی
#عشق
🍀❤️ @The_meaningoflife
نمی توانیم خود را به دلیل خلاف هایی که کرده ایم ببخشیم، مگر این که در جهت اصلاح کارهای بدی که احساس می کنیم در حق دیگران انجام داده ایم، دست به کار شویم. باید مسوولیت رفتار خود را بپذیریم و زباله هایی را که در مسیر جا گذاشته ایم، پاک کنیم. مدام از این حیرت می کنم که حتی وقتی می دانیم اصلاح کارهایمان حالمان را خوب و ما را از قید و بند اشتباهات گذشته رها می کند، باز بسیاری از ما به علت خود بزرگ بینی از این کار سر باز می زنیم.
تکبر دروغین به ما میگوید: گذشته، گذشته است. الان که دیگر کاری از من ساخته نیست. هنگامی که از سر محبت اعتراف می کنیم اشتباهاتی کرده و کارهایی انجام داده ایم که به ما و دیگران آسیب رسانده اند، در حیطه بخشایش گام برداشته ایم. بخشایش حقیقی از ما می خواهد که از سرکوب خود برای نقص ها و اشتباهاتمان دست برداریم..اگرچه معمولا بخشایش همانند هدیه ای سخاوتمندانه که به دیگری می دهیم به نظر می رسد، در نهایت، کاری در جهت دوست داشتن خود است و هدیه ای ست که به خودمان می دهیم.
چرا آدمهای خوب کارهای بد میکنند
#دبی_فورد
🍀❤️ @filsofak
تکبر دروغین به ما میگوید: گذشته، گذشته است. الان که دیگر کاری از من ساخته نیست. هنگامی که از سر محبت اعتراف می کنیم اشتباهاتی کرده و کارهایی انجام داده ایم که به ما و دیگران آسیب رسانده اند، در حیطه بخشایش گام برداشته ایم. بخشایش حقیقی از ما می خواهد که از سرکوب خود برای نقص ها و اشتباهاتمان دست برداریم..اگرچه معمولا بخشایش همانند هدیه ای سخاوتمندانه که به دیگری می دهیم به نظر می رسد، در نهایت، کاری در جهت دوست داشتن خود است و هدیه ای ست که به خودمان می دهیم.
چرا آدمهای خوب کارهای بد میکنند
#دبی_فورد
🍀❤️ @filsofak
هدلی آرام گفت «ببخشید، من نباید میاومدم.» اولیور میگوید: «نه.» و هدلی نگاهی مبهوت به او میاندازد. او دوست داشت کلماتی شبیه به این بشنود: نرو یا لطفاً بمون یا من هم متأسفم، اما تمام چیزی که اولیور میگوید این است: «اشکالی نداره.»
هدلی از این پا به آن پا میشود. پاشنههای کفشش درون گلولای فرو رفتهاند. او میگوید: «بهتره برم»، اما انگار چشمهایش میگویند: «نذار برم.» و دستهایش، در تلاش برای آنکه دستهای اولیور را نگیرند و نگویند لطفاً، میلرزند.
#جنیفر_اى_اسمیت
احتمال عشق در نگاه اول
🍀❤️ @filsofak
هدلی از این پا به آن پا میشود. پاشنههای کفشش درون گلولای فرو رفتهاند. او میگوید: «بهتره برم»، اما انگار چشمهایش میگویند: «نذار برم.» و دستهایش، در تلاش برای آنکه دستهای اولیور را نگیرند و نگویند لطفاً، میلرزند.
#جنیفر_اى_اسمیت
احتمال عشق در نگاه اول
🍀❤️ @filsofak
چه کارهایی که میبایست بکنیم و هرگز نکردیم!
برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم،
فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم،
تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم:
«چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.»
زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد
بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است.
تصمیمگیری، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وا نهاده بودیم.
مائده هاى زمينى
#آندره_ژید
❤️🍀 @filsofak
برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم،
فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم،
تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم:
«چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.»
زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد
بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است.
تصمیمگیری، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وا نهاده بودیم.
مائده هاى زمينى
#آندره_ژید
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک روز هنگام مطالعه، جملهای از ابنعربی خواندم: «جهان از جنس رویاست.» بلافاصله درون دفتر یادداشتهای شخصیام نوشتم: «درون هر رویا، حقیقتی پنهان است، حقیقتی عظیم در دریای ناخودآگاه آدمی؛ از این رو، انسان باید هر روز به رویاهایش سر بزند، اما نباید خیلی در آنجا بماند، آنکه شادیها و غمهایش را پیشخور میکند، به زودی دچار ملال خواهد شد.» تعبیری که دهخدا از ملال ارائه میدهد، "خستگی و بیزاری" از چیزی است. اصولا اگر انسان به هر امر نامعلومی، بیش از آنچه که ضرورت دارد، بپردازد دیری نمیپاید که دچار ملال یا خستگی شود.
متن: #عباس_ناظری
🍀❤️ @filsofak
متن: #عباس_ناظری
🍀❤️ @filsofak
“عكس را بزرگ كنيد"
انگشتتان را روى هر پرنده بزاريد
صداي آن پرنده را خواهيد شنيد.
خيلي زيباست 🙏🏻 🌿
https://coneixelriu.museudelter.cat/ocells.php
بفرستید به دوستانتان🍃
🍀❤️ @filsofak
انگشتتان را روى هر پرنده بزاريد
صداي آن پرنده را خواهيد شنيد.
خيلي زيباست 🙏🏻 🌿
https://coneixelriu.museudelter.cat/ocells.php
بفرستید به دوستانتان🍃
🍀❤️ @filsofak
coneixelriu.museudelter.cat
Coneix el riu
به بهانه هشتم مارس؛ روز جهانی زن
آزار جنسی در محیط کار
آزار جنسی در محیط کار (Sexual Harassment)، زیرشاخه تبعیض جنسیتی و خشونت علیه زنان قرار میگیرد و براساس کمیسیون فرصتهای شغلی برابر آمریکا، اینگونه تعریف میشود:
رفتارهای ناخوشایند جنسی، درخواست رابطه جنسی بهعنوان یک لطف و هرگونه رفتار کلامی یا فیزیکی با منشأ جنسی، زمانی که؛
- چنین رفتاری آشکار یا نهان، وضعیت و احساس ناخوشایند برای یک فرد در محل کار ایجاد کند.
- پذیرش یا رد این رفتار از سوی فرد در محل کار، اساس تصمیمگیری کارفرما برای شرایط کاری فرد مذکور تلقی شود.
- چنین رفتاری باهدف دخالت غیرمنطقی یا تأثیر بر نوع اجرای کار کارمند باشد یا محیط کاری تهدیدآمیز، خصمانه و نامطبوعی پدید آورد.
یک قربانی ممکن است نسبت به یک سری رفتار رضایت داشته باشد یا موافق باشد و در آن شرایط، حتی در آن رفتار زننده و آزاردهنده مشارکت داشته باشد.
بنابراین، هر زمان فردی احساس کند رفتار جنسی که صورت گرفته ناخوشایند است، آن رفتار ناخوشایند و آزاردهنده محسوب میشود، حتی اگر فرد قبلا نسبت به درخواست قرار ملاقات غیرکاری، نظرات حولوحوش مسائل جنسی و جوکهای جنسی، بهنحوی پذیرا بوده باشد.
مزاحم و قربانی هردو میتوانند مرد یا زن و یا از یک جنس باشند. در بیشتر کشورهای جهان، آزار جنسی در محل کار غیرقانونی است و فرد آزاردیده میتواند شکایت کند و کارفرما موظف است که به شکایت رسیدگی کند. بااینحال، هنوز آزار جنسی در محل کار وجود دارد و با اینکه مردان نیز مورد آزار قرار میگیرند اما عمده این اتفاق برای زنان فارغ از سن، محل کار و طبقه اجتماعی رخ میدهد.
آزار جنسی در محیط کار شامل موارد بسیاری است که به سه دسته بزرگ تقسیم میشوند:
کلامی
- تحتفشار قراردادن فردی برای برقراری رابطه جنسی بهعنوان یک لطف.
- تحتفشار قراردادن فردی برای قرار ملاقات غیرکاری.
- نامه، تماس تلفنی و هر مورد دیگر که نشانه رفتار جنسی دارد برخلاف میل شخصی فرد مخاطب.
- شوخی، جوک، اشارات و سؤالات جنسی بدون رضایت فرد.
- مخاطب قراردادن یک زن بالغ با واژگانی مانند دختر، عروسک، عزیزم، عسلم، جگر و واژگان مشابه.
- سوتزدن.
- متلکانداختن.
- نظرات جنسی.
- تغییردادن بحثکاری به بحثجنسی.
- داستانها و اشارات سکسی.
- پرسش درباره فانتزیهای سکسی، ترجیحات یا تاریخ زندگی جنسی.
- سؤالات شخصی درباره زندگی اجتماعی و جنسی.
- نظرات جنسی درباره لباس، اندام یا ظاهر فرد.
- ادا و صداهای تحريككننده.
- دروغگفتن یا شایعهپراکنی درباره روابط جنسی و زندگی فرد.
غیرکلامی
- نگاهها و ژستهای جنسی بدون رضایت فرد.
- دادن هدایای شخصی.
- بیشازحد نزدیک ایستادن.
- از سر تا پای شخصی را براندازکردن.
- خیره چشم دوختن به فرد.
- علائم و اشاراتی که معنای درخواستهای جنسی را در خود داشته باشد.
- حالات صورت، چشمکزدن.
- ژستهای سکسی گرفتن با دست یا حرکات بدن.
- تعقیب کردن/ دنبال افتادن.
- راه را بر فردی سدکردن یا گیرانداختن فرد در گوشهای برخلاف میل شخصی او.
فیزیکی
- اقدام یا انجام آزار جنسی و تجاوز.
- تماس بدنی، تکیهدادن یا خود را روی بدن فرد انداختن، گوشهای گیرانداختن یا نیشگون برخلاف میل شخصی فرد.
- لمس لباس، مو یا بدن فرد.
- دوروبر شخص پلکیدن.
- بغلکردن، بوسیدن، لمسکردن.
- لمسکردن و دستکشیدن بر بدن خود بهصورت جنسی در مقابل فرد دیگر.
در مقابل آزار جنسی چه واکنشی باید انجام داد؟
زنان میتوانند راهکارهایی را در پیش بگیرند.
اول: باید با آزاردهنده روبهرو شوید. ممکن است برداشت او از آزار جنسی با برداشت شما تفاوت داشته باشد و متوجه نباشد که شما را آزار داده یا در موقعیت ناراحت کنندهای قرار میدهد.
دوم: رفتاری که روی شما اثر گذاشته را توضیح دهید و از او بخواهید که تکرار نکند.
سوم: شما نیاز دارید که مستقیم صحبت کنید.
اما شاید بد نباشد که یک فرد محرماسرار، یک همکار یا نماینده اتحادیه را برای حمایت معنوی با خود همراه کنید.
آنها میتوانند بهعنوان شاهد در صورت بروز هرگونه رفتار نامناسب عمل نمایند.
چهارم: اگر شما احساس میکنید که نمیتوانید با همکاری که شمارا آزار میدهد رودررو شوید شاید بد نباشد که برایش نامه بنویسید و در آن رفتاری که از او سرزده که شما احساس ناراحتی کنید را توضیح داده و از او بخواهید تکرار نکند.
یک کپی از نامه را برای خود نگه دارید و به او بگویید که اگر رفتارش ادامه پیدا کند اقدامات بعدی را به عمل میآورید.
| برگردان و گردآوری مرمر مشفقی|
🍀❤️ @filsofak
آزار جنسی در محیط کار
آزار جنسی در محیط کار (Sexual Harassment)، زیرشاخه تبعیض جنسیتی و خشونت علیه زنان قرار میگیرد و براساس کمیسیون فرصتهای شغلی برابر آمریکا، اینگونه تعریف میشود:
رفتارهای ناخوشایند جنسی، درخواست رابطه جنسی بهعنوان یک لطف و هرگونه رفتار کلامی یا فیزیکی با منشأ جنسی، زمانی که؛
- چنین رفتاری آشکار یا نهان، وضعیت و احساس ناخوشایند برای یک فرد در محل کار ایجاد کند.
- پذیرش یا رد این رفتار از سوی فرد در محل کار، اساس تصمیمگیری کارفرما برای شرایط کاری فرد مذکور تلقی شود.
- چنین رفتاری باهدف دخالت غیرمنطقی یا تأثیر بر نوع اجرای کار کارمند باشد یا محیط کاری تهدیدآمیز، خصمانه و نامطبوعی پدید آورد.
یک قربانی ممکن است نسبت به یک سری رفتار رضایت داشته باشد یا موافق باشد و در آن شرایط، حتی در آن رفتار زننده و آزاردهنده مشارکت داشته باشد.
بنابراین، هر زمان فردی احساس کند رفتار جنسی که صورت گرفته ناخوشایند است، آن رفتار ناخوشایند و آزاردهنده محسوب میشود، حتی اگر فرد قبلا نسبت به درخواست قرار ملاقات غیرکاری، نظرات حولوحوش مسائل جنسی و جوکهای جنسی، بهنحوی پذیرا بوده باشد.
مزاحم و قربانی هردو میتوانند مرد یا زن و یا از یک جنس باشند. در بیشتر کشورهای جهان، آزار جنسی در محل کار غیرقانونی است و فرد آزاردیده میتواند شکایت کند و کارفرما موظف است که به شکایت رسیدگی کند. بااینحال، هنوز آزار جنسی در محل کار وجود دارد و با اینکه مردان نیز مورد آزار قرار میگیرند اما عمده این اتفاق برای زنان فارغ از سن، محل کار و طبقه اجتماعی رخ میدهد.
آزار جنسی در محیط کار شامل موارد بسیاری است که به سه دسته بزرگ تقسیم میشوند:
کلامی
- تحتفشار قراردادن فردی برای برقراری رابطه جنسی بهعنوان یک لطف.
- تحتفشار قراردادن فردی برای قرار ملاقات غیرکاری.
- نامه، تماس تلفنی و هر مورد دیگر که نشانه رفتار جنسی دارد برخلاف میل شخصی فرد مخاطب.
- شوخی، جوک، اشارات و سؤالات جنسی بدون رضایت فرد.
- مخاطب قراردادن یک زن بالغ با واژگانی مانند دختر، عروسک، عزیزم، عسلم، جگر و واژگان مشابه.
- سوتزدن.
- متلکانداختن.
- نظرات جنسی.
- تغییردادن بحثکاری به بحثجنسی.
- داستانها و اشارات سکسی.
- پرسش درباره فانتزیهای سکسی، ترجیحات یا تاریخ زندگی جنسی.
- سؤالات شخصی درباره زندگی اجتماعی و جنسی.
- نظرات جنسی درباره لباس، اندام یا ظاهر فرد.
- ادا و صداهای تحريككننده.
- دروغگفتن یا شایعهپراکنی درباره روابط جنسی و زندگی فرد.
غیرکلامی
- نگاهها و ژستهای جنسی بدون رضایت فرد.
- دادن هدایای شخصی.
- بیشازحد نزدیک ایستادن.
- از سر تا پای شخصی را براندازکردن.
- خیره چشم دوختن به فرد.
- علائم و اشاراتی که معنای درخواستهای جنسی را در خود داشته باشد.
- حالات صورت، چشمکزدن.
- ژستهای سکسی گرفتن با دست یا حرکات بدن.
- تعقیب کردن/ دنبال افتادن.
- راه را بر فردی سدکردن یا گیرانداختن فرد در گوشهای برخلاف میل شخصی او.
فیزیکی
- اقدام یا انجام آزار جنسی و تجاوز.
- تماس بدنی، تکیهدادن یا خود را روی بدن فرد انداختن، گوشهای گیرانداختن یا نیشگون برخلاف میل شخصی فرد.
- لمس لباس، مو یا بدن فرد.
- دوروبر شخص پلکیدن.
- بغلکردن، بوسیدن، لمسکردن.
- لمسکردن و دستکشیدن بر بدن خود بهصورت جنسی در مقابل فرد دیگر.
در مقابل آزار جنسی چه واکنشی باید انجام داد؟
زنان میتوانند راهکارهایی را در پیش بگیرند.
اول: باید با آزاردهنده روبهرو شوید. ممکن است برداشت او از آزار جنسی با برداشت شما تفاوت داشته باشد و متوجه نباشد که شما را آزار داده یا در موقعیت ناراحت کنندهای قرار میدهد.
دوم: رفتاری که روی شما اثر گذاشته را توضیح دهید و از او بخواهید که تکرار نکند.
سوم: شما نیاز دارید که مستقیم صحبت کنید.
اما شاید بد نباشد که یک فرد محرماسرار، یک همکار یا نماینده اتحادیه را برای حمایت معنوی با خود همراه کنید.
آنها میتوانند بهعنوان شاهد در صورت بروز هرگونه رفتار نامناسب عمل نمایند.
چهارم: اگر شما احساس میکنید که نمیتوانید با همکاری که شمارا آزار میدهد رودررو شوید شاید بد نباشد که برایش نامه بنویسید و در آن رفتاری که از او سرزده که شما احساس ناراحتی کنید را توضیح داده و از او بخواهید تکرار نکند.
یک کپی از نامه را برای خود نگه دارید و به او بگویید که اگر رفتارش ادامه پیدا کند اقدامات بعدی را به عمل میآورید.
| برگردان و گردآوری مرمر مشفقی|
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: پدری کردن؛ نقش فراموششده این روزها
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
🔵 حدود تأثیرپذیری شخصیت کودک از رفتار پدر:
حضور پدر میتواند به اندازه حضور مادر در رشد روانی کودک مؤثر باشد. کودکان از سن 2 تا 3 سالگی، پدر را بزرگترین، بهترین و قدرتمندترین قدرت جهان تصور میکنند. کودکان در این سن، تمامِ اعتمادِ خودشان را معطوف به پدر میدانند. از او به عنوان پشتیبان و نجاتدهنده یاد میکنند و او را به عنوان رهبر و قانونگذار میشناسند.
🔴 علت اهمیت شخصیت پدر در نظر کودک:
یک نوزاد، از زمان تولد تا حدود دو ماهگی به شدت به مادرش وابستگی دارد، به طوری که تمام هستی، آرزوها و آمالِ او در مادر خلاصه میشود. از حدود دو ماهگی به بعد، به تدریج، کودک با بهرهگیری از مادر، به عنوان فرد واسطه، ارتباط با پدرش را آغاز میکند و به این ترتیب، پدرش را وارد ذهن و محدوده تصورات خودش میکند و پس از آن، با شاخ و برگ دادن به تصوراتش راجع به پدر، او را در ذهن خودش پرورش میدهد و بزرگ میکند. از این رو، پدر در حدود سن 2 تا 3 سالگی، در ذهن کودک، بزرگترین شخصیتِ ممکن، عاقلترین فرد، داناترین فرد و مظهر علم و دانش است. کودکان در این سن، با پدر ارتباط تقریباً رسمیتری، به نسبتِ ارتباط با مادر، برقرار میکنند و به صورت جدی و پیگیر، او را الگوی خودشان قرار میدهند.
کودکان، پدر را به عنوان فردی که با دنیای خارج ارتباط دارد میشناسند و از این رو، او را برطرفکننده نیازها، تأمینکننده امنیت و یک نماینده دانا و قدرتمند از دنیای خارج میدانند. به این ترتیب، باید پذیرفت که تأثیر پدر بر فرزند بسیار ماندگار است.
🔵 فاکتور شخصیتی متفاوت پدر:
حضور مؤثر پدر در خانواده، به معنای آموزش مبانی قدرت به فرزندان است. این مبانی، میتوانند کودک را در طول زندگی از احساس ضعف و ناتوانی مصون نگاه دارند و با افزایش سطح اعتماد به نفس او، کمک کنند که کودک در آینده و در برابر آسیبهای بیرونی، بتواند بهتر از خودش محافظت بکند. تجربه محبت آمیخته با اقتدار در خانواده، میتواند چنان امنیت عاطفیای را برای فرزند به ارمغان بیاورد که او را از آسیبِ افراد خطرناک در امان نگاه دارد. بسیاری از اختلالات رفتاری کودکان و به طور کلی، فرزندان، در نتیجه محروم بودن از یک پدرِ واقعی اتفاق میافتد.
🔴 فوایدِ برخورداری از ارتباطِ مؤثر با پدر:
ارتباط مؤثر با پدر میتواند شرایط را برای رشد مهارتها در فرزند، در زمینه روابط اجتماعی، مساعد و فراهم کند. پژوهشها ومطالعات اثبات کردهاند که فرزندانی که رابطه بهتری با پدر خود دارند، در موقعیتهای ناآشنا بهتر رفتار میکنند. به طور کلی اضطراب کمتری را تجربه میکنند، مهارتهای عاطفی بیشتری دارند و میتوانند هیجانات خودشان را بهتر مدیریت کنند. مهارتهای استدلالی در چنین فرزندانی، نسبت به همسالانشان به مراتب بالاتر است و همچنین، از استقلال رأی و عمل بیشتری نیز برخوردار هستند.
پیشرفت تحصیلی، توانایی برقراری تعادل میان جسارت و خویشتنداری، توانایی به تعویق انداختن لذت، یادگیری نقش جنسی و نیز نقش اقتصادی از آشکارترین فواید پدر است.
🔵 شکل و ابعاد ارتباط مؤثر پدر با فرزند:
ارتباط مؤثر یک پدر با فرزند را میتوان در قالب کلی کلمه پدری کردن عنوان کرد. پدری کردن شامل سه بعد است:
1. برقراری ارتباط مستقیم با فرزند: به معنای مدتزمانی است که پدر با فرزندش به صورت مستقیم میگذراند. این مدتزمان، غالباً به شکل بازی، تفریح و سرگرمی، مراقبت و یا حمایت از فرزند طی میشود.
2. دسترسپذیری: به معنای این است که پدر در دسترس فرزند باشد. یعنی شرایط به گونهای باشد که پدر یا در کنار فرزند و یا در نزدیکی او باشد.
3. مسئولیتپذیری: به این معناست که پدر، هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم، باید مسئولیت رفاه، امنیت و سلامت کودک را به عهده بگیرد.
🔴 راهکارهایی به منظور تأمین سلامت روانی فرزند از ناحیه پدر:
اولین گام و به عبارتی، پیششرطِ مؤثر واقع شدن چنین راهکارهایی، وجود یک ارتباط دوطرفه و صمیمانه میان پدر و فرزند است.
- برقراری یک محیط امنِ توأم با محبت برای فرزندان
- توجه به احساسات فرزندان و فراهم کردن امکانی برای بروز آنها
- شناخت نقاط ضعف و تواناییهای فرزندان
- تلاش برای افزایش اعتماد به نفس فرزندان
- برقراری امکان بیان آزادانه عقاید برای فرزندان
- توجه به نیازهای فرزندان: از جمله، نیاز به محبت، امنیت، آرامش و شکوفایی
- پرورش خلاقیت فرزندان
- پرورش ابعاد روحی فرزندان
- آموزش مهارتهای زندگی به فرزندان و افزایش سطح توانمندیهای روانی و اجتماعی آنها
🍀❤ @The_meaningoflife
🍀❤ @filsofak
موضوع: پدری کردن؛ نقش فراموششده این روزها
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
🔵 حدود تأثیرپذیری شخصیت کودک از رفتار پدر:
حضور پدر میتواند به اندازه حضور مادر در رشد روانی کودک مؤثر باشد. کودکان از سن 2 تا 3 سالگی، پدر را بزرگترین، بهترین و قدرتمندترین قدرت جهان تصور میکنند. کودکان در این سن، تمامِ اعتمادِ خودشان را معطوف به پدر میدانند. از او به عنوان پشتیبان و نجاتدهنده یاد میکنند و او را به عنوان رهبر و قانونگذار میشناسند.
🔴 علت اهمیت شخصیت پدر در نظر کودک:
یک نوزاد، از زمان تولد تا حدود دو ماهگی به شدت به مادرش وابستگی دارد، به طوری که تمام هستی، آرزوها و آمالِ او در مادر خلاصه میشود. از حدود دو ماهگی به بعد، به تدریج، کودک با بهرهگیری از مادر، به عنوان فرد واسطه، ارتباط با پدرش را آغاز میکند و به این ترتیب، پدرش را وارد ذهن و محدوده تصورات خودش میکند و پس از آن، با شاخ و برگ دادن به تصوراتش راجع به پدر، او را در ذهن خودش پرورش میدهد و بزرگ میکند. از این رو، پدر در حدود سن 2 تا 3 سالگی، در ذهن کودک، بزرگترین شخصیتِ ممکن، عاقلترین فرد، داناترین فرد و مظهر علم و دانش است. کودکان در این سن، با پدر ارتباط تقریباً رسمیتری، به نسبتِ ارتباط با مادر، برقرار میکنند و به صورت جدی و پیگیر، او را الگوی خودشان قرار میدهند.
کودکان، پدر را به عنوان فردی که با دنیای خارج ارتباط دارد میشناسند و از این رو، او را برطرفکننده نیازها، تأمینکننده امنیت و یک نماینده دانا و قدرتمند از دنیای خارج میدانند. به این ترتیب، باید پذیرفت که تأثیر پدر بر فرزند بسیار ماندگار است.
🔵 فاکتور شخصیتی متفاوت پدر:
حضور مؤثر پدر در خانواده، به معنای آموزش مبانی قدرت به فرزندان است. این مبانی، میتوانند کودک را در طول زندگی از احساس ضعف و ناتوانی مصون نگاه دارند و با افزایش سطح اعتماد به نفس او، کمک کنند که کودک در آینده و در برابر آسیبهای بیرونی، بتواند بهتر از خودش محافظت بکند. تجربه محبت آمیخته با اقتدار در خانواده، میتواند چنان امنیت عاطفیای را برای فرزند به ارمغان بیاورد که او را از آسیبِ افراد خطرناک در امان نگاه دارد. بسیاری از اختلالات رفتاری کودکان و به طور کلی، فرزندان، در نتیجه محروم بودن از یک پدرِ واقعی اتفاق میافتد.
🔴 فوایدِ برخورداری از ارتباطِ مؤثر با پدر:
ارتباط مؤثر با پدر میتواند شرایط را برای رشد مهارتها در فرزند، در زمینه روابط اجتماعی، مساعد و فراهم کند. پژوهشها ومطالعات اثبات کردهاند که فرزندانی که رابطه بهتری با پدر خود دارند، در موقعیتهای ناآشنا بهتر رفتار میکنند. به طور کلی اضطراب کمتری را تجربه میکنند، مهارتهای عاطفی بیشتری دارند و میتوانند هیجانات خودشان را بهتر مدیریت کنند. مهارتهای استدلالی در چنین فرزندانی، نسبت به همسالانشان به مراتب بالاتر است و همچنین، از استقلال رأی و عمل بیشتری نیز برخوردار هستند.
پیشرفت تحصیلی، توانایی برقراری تعادل میان جسارت و خویشتنداری، توانایی به تعویق انداختن لذت، یادگیری نقش جنسی و نیز نقش اقتصادی از آشکارترین فواید پدر است.
🔵 شکل و ابعاد ارتباط مؤثر پدر با فرزند:
ارتباط مؤثر یک پدر با فرزند را میتوان در قالب کلی کلمه پدری کردن عنوان کرد. پدری کردن شامل سه بعد است:
1. برقراری ارتباط مستقیم با فرزند: به معنای مدتزمانی است که پدر با فرزندش به صورت مستقیم میگذراند. این مدتزمان، غالباً به شکل بازی، تفریح و سرگرمی، مراقبت و یا حمایت از فرزند طی میشود.
2. دسترسپذیری: به معنای این است که پدر در دسترس فرزند باشد. یعنی شرایط به گونهای باشد که پدر یا در کنار فرزند و یا در نزدیکی او باشد.
3. مسئولیتپذیری: به این معناست که پدر، هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم، باید مسئولیت رفاه، امنیت و سلامت کودک را به عهده بگیرد.
🔴 راهکارهایی به منظور تأمین سلامت روانی فرزند از ناحیه پدر:
اولین گام و به عبارتی، پیششرطِ مؤثر واقع شدن چنین راهکارهایی، وجود یک ارتباط دوطرفه و صمیمانه میان پدر و فرزند است.
- برقراری یک محیط امنِ توأم با محبت برای فرزندان
- توجه به احساسات فرزندان و فراهم کردن امکانی برای بروز آنها
- شناخت نقاط ضعف و تواناییهای فرزندان
- تلاش برای افزایش اعتماد به نفس فرزندان
- برقراری امکان بیان آزادانه عقاید برای فرزندان
- توجه به نیازهای فرزندان: از جمله، نیاز به محبت، امنیت، آرامش و شکوفایی
- پرورش خلاقیت فرزندان
- پرورش ابعاد روحی فرزندان
- آموزش مهارتهای زندگی به فرزندان و افزایش سطح توانمندیهای روانی و اجتماعی آنها
🍀❤ @The_meaningoflife
🍀❤ @filsofak
با پدرهاتان حرف بزنید، با مردهاتان...
شاید ندانید، اما مردها، همهشان، همین که پدر میشوند، همین که زنِشان بارَش را میگذارد زمین، بیحرف همان بار را برمیدارند و بیآرزوی اینکه این بارکشی پایانی داشته باشد، راه میافتند توی کورهراهِ زندگی.
با پدرهاتان حرف بزنید، با مردهاتان. با همانها که بیشتر با چشمهاشان لبخند میزنند و کمحرفی، عادتِ شب و روزشان است و مو سفید کردن رسمشان.
با آنها که از زندگی فقط دویدنش را دیدهاند و از آفتاب فقط عرق ریختن زیرِ تیزیِ تندش را.
با آنها که هی توی این زندگی به دوش کشیدهاند، درد را، غم را، زن و بچه را، خانه را و خودشان را.
و هی دم برنیاوردهاند و هی دستهای زمختشان را آرام و گرم کشیدهاند روی سرمان. وقتهایی که دلتنگ بودهایم، وقتهایی که کم آوردهایم و وقتهایی که از درد به خودمان پیچیدهایم و دلمان یک شانه میخواسته برای اينکه به دوشمان بکشد.
حرف بزنید با پدرهاتان، با مردهاتان. با آنهایی که عادت کردهاند اگر سنگ هم ببارد، به این فکر کنند که حالا باید چطوری از زیرِ سنگ نان در بیاورند.
های های... مردها، این خودخورهای تودار، این دلتنگهای همیشه محکم و این دلنازکهای آهنین... حرف بزنید با پدرهاتان، با مردهاتان
بالأخره یک جایی باید این سکوتِ خفهکننده تمام بشود؛
بالأخره یک جایی باید این غمها و بغضها، اشک بشوند و سرازیر بشوند پایین.
حرف بزنید با پدرهاتان، با مردهاتان!
مردها دلنازکاند، دلتنگ میشوند و توی تنهایی اشکهاشان را میریزند روی دلِ زمین.
حرف بزنید!
این همه درد بالأخره باید یک جایی تمام بشوند.
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مرد
#روز_پدر
.
پانویس:
روزِ مرد تبریک به همه امیرهای بیگزند؛ تبریک به همه حلواهای قند😉
بفرستید به پدران و مردان زندگیتان⚘
🍀❤️ @filsofak
شاید ندانید، اما مردها، همهشان، همین که پدر میشوند، همین که زنِشان بارَش را میگذارد زمین، بیحرف همان بار را برمیدارند و بیآرزوی اینکه این بارکشی پایانی داشته باشد، راه میافتند توی کورهراهِ زندگی.
با پدرهاتان حرف بزنید، با مردهاتان. با همانها که بیشتر با چشمهاشان لبخند میزنند و کمحرفی، عادتِ شب و روزشان است و مو سفید کردن رسمشان.
با آنها که از زندگی فقط دویدنش را دیدهاند و از آفتاب فقط عرق ریختن زیرِ تیزیِ تندش را.
با آنها که هی توی این زندگی به دوش کشیدهاند، درد را، غم را، زن و بچه را، خانه را و خودشان را.
و هی دم برنیاوردهاند و هی دستهای زمختشان را آرام و گرم کشیدهاند روی سرمان. وقتهایی که دلتنگ بودهایم، وقتهایی که کم آوردهایم و وقتهایی که از درد به خودمان پیچیدهایم و دلمان یک شانه میخواسته برای اينکه به دوشمان بکشد.
حرف بزنید با پدرهاتان، با مردهاتان. با آنهایی که عادت کردهاند اگر سنگ هم ببارد، به این فکر کنند که حالا باید چطوری از زیرِ سنگ نان در بیاورند.
های های... مردها، این خودخورهای تودار، این دلتنگهای همیشه محکم و این دلنازکهای آهنین... حرف بزنید با پدرهاتان، با مردهاتان
بالأخره یک جایی باید این سکوتِ خفهکننده تمام بشود؛
بالأخره یک جایی باید این غمها و بغضها، اشک بشوند و سرازیر بشوند پایین.
حرف بزنید با پدرهاتان، با مردهاتان!
مردها دلنازکاند، دلتنگ میشوند و توی تنهایی اشکهاشان را میریزند روی دلِ زمین.
حرف بزنید!
این همه درد بالأخره باید یک جایی تمام بشوند.
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مرد
#روز_پدر
.
پانویس:
روزِ مرد تبریک به همه امیرهای بیگزند؛ تبریک به همه حلواهای قند😉
بفرستید به پدران و مردان زندگیتان⚘
🍀❤️ @filsofak
Chaharmerzab, Afshar
Darvish Khan I
شوربختانه پدر تارنوازی ایران استاد هوشنگ ظریف پس از یک دوره بیماری طولانی بهعلت ایست قلبی در گذشت!
چهارمضراب افشاری
تار استاد هوشنگ ظریف
تمبک استاد محمد اسماعیلی
🍀❤️ @filsofak
چهارمضراب افشاری
تار استاد هوشنگ ظریف
تمبک استاد محمد اسماعیلی
🍀❤️ @filsofak
آیا روشنفکر باید غمگین باشد؟
این ادعا را تاکنون بسیار شنیدهایم: هرقدر یک فرد احمقتر باشد، خوشحالتر است؛ و هرقدر یک فرد باهوشتر باشد غمگینتر. میدانیم که این اسطورهی رمانتیک سالهاست بر فضای روشنفکری ایرانی حاکم است. صادق هدایت رفتهرفته به نماد روشنفکری ایرانی بدل شد، بیش از همه، حتی بیش از نثر قدرتمند یا طنز گزندهاش، به این دلیل که وی دقیقا این اسطورهی «هرچه باهوشتر غمگینتر» را نمایندگی میکرد: نویسندهای افسرده(دستکم در عرصهی نمادین) که دست آخر با خودکشی تراژیکش خود را جاودان ساخت. البته حتماً میتوان مضامینی در آثار هدایت یافت که با رویکرد فوق منافات داشته باشند، اما از آنجا که موضوع یادداشت حاضر نه نقد ادبی، بلکه سیاسی-اجتماعی است، تنها به جایگاه هدایت در عرصۀ عمومی نظر دارد، نه تحلیل محتوای آثارش. درکل، باید این تفکیک میان محتوای درونی و جایگاه بیرونی را بسیار جدی گرفت.
به نظر میرسد فضای فکری جامعهی ما هنوز اسیر روح هدایت است. ما هنوز «غم» را ارج مینهیم و شادی را «خیانت» تلقی میکنیم. زمانی که احساس شادی میکنیم، این شادی غالباً با نوعی عذاب وجدان همراه است. گویی هرچه میزان دانش، تعهد، دغدغه و مسئولیتپذیری فرد بالاتر باشد، این عذاب وجدان هم باید بیشتر باشد. حتی افراطهای صورت گرفته، به ویژه در مجالس جشن و شادیمان، خود یکی از راهکارهای ما برای فراموش کردن این عذاب وجدان است. از دیگر نشانههای این اپیدمیِ «شادیستیزی»، مواجههی ما با خودکشی است. ما هرقدر هم که از شنیدن مرگ یک فرد ناراحت شویم، قابل مقایسه با ناراحتیمان از خبر خودکشی نیست. به ویژه اینکه خودکشیکننده از قشری روشنفکر باشد: نویسنده، شاعر، مترجم، نقاش، بازیگر و غیره. و دقیقاً در همان لحظهای که باید عمل این فرد، یعنی خودکشی را به نقد کشید، مقدسسازی و الگوبرداریها آغاز میشود.
حال سوال اینجاست که چرا فرد خودکشیکننده چنین جایگاهی پیدا میکند؟ پاسخهای سیاسی، فرهنگی، مذهبی و روانشناختی زیادی وجود دارد که دستکم یکی از آنها که با بحث ما مرتبط است، همین اسطورهی روشنفکر غمگین است. شعار «هرچه باهوشتر، غمگینتر» به ناگاه به این گزاره تبدیل میشود که «فلانی که از همه ما غمگینتر بود، اونقدر که از فرط غم خودش رو کشت، پس لابد از همه ما باهوشتر هم بوده است». به یکباره یک نویسنده کمسواد، یک شاعر درجهی چندم یا یک مترجم بسیار ضعیف، پس از خودکشی به قهرمان و آرمان یک نسل تبدیل میشود.
در نهایت، باید نشان داد که هیچ تناسب مستقیمی بین غم و عقلانیت وجود ندارد. و اگر هم وجود داشته باشد غالباً برعکس است. افسردگی فینفسه، نه ارزش، بلکه روی دیگر سکهی انفعال است که دقیقا بر ضد خلاقیت، هوشمندی و خردورزی عمل میکند. اسپینوزا در کتاب اخلاق صراحتاً نشان میدهد که اندوه همان شرّ است که تحت تاثیر نوسانات شدید عواطف و دقیقاً در تضاد با عقلانیت عمل میکند. یا به تعبیری هگلی، میتوان نشان داد که آگاهی ناشاد، دقیقاً برخلاف ژست «روشنفکر دانای غمگین»، افسردگی و ناشادیاش را به عنوان تمهیدی برای عدم مواجهه با تعارضات خود و فرار از حقیقتاش برمیگزیند و برای مخفی کردن این مساله مجبور میشود این ناشادی را به صورتهای مختلف توجیه کند و ضعفش را فضیلت و افسردگیاش را دانایی جلوه دهد. اگر نیچه بود، شاید افسردگی را یکی از نمونههای متاخرترِ «اخلاق بردگان» مینامید.
هدف از انتشار این یادداشت کوتاه به هیچ وجه دفاع از هرگونه خوشباشی و عافیت طلبی نیست، بلکه اتفاقا تلاشی است برای شکستن اسطوره «فضیلت سازی از غم» و نشان دادن این حقیقت که اتفاقاً افسردگی، آن هم در وضعیت سیاسی-اقتصادی-اجتماعی نابسامان ما، خود یکی از نمونههای همین عافیتطلبی و عین خیانت به «امید» است. علاوه بر این باید از این اسطورۀ یهودی-مسیحی برآمده از گناه اولیه فراتر رفت که شاد بودن را معادل خیانت به آرمانها یا فراموشی رنجکشان میداند. رنجکشان جهان به اندوه ما نیازی ندارند، بلکه بیشتر به هوشمندی، خلاقیت، پویایی و حرکت ما برای تغییر جهان محتاجند. البته این نوشته در عین حال قصد ندارد اندوه یا غمِ غمگینان را مورد تمسخر قرار دهد، یا آن را کم ارزش جلوه دهد. بلکه فقط «کاسبی کردن با غم» یا ارتزاق اجتماعی از طریق غصه خوردن را مد نظر قرار داده است. نمیتوان کتمان کرد که همواره نوعی نارضایتی یا غم برای انسانِ هبوط کرده، انسان آرمانخواه و دغدغهمند وجود دارد، اما نکته اصلی در این است که این غم و نارضایتی باید خود را نه در افسردگی و کنارهگیری، بلکه در پویایی و فعالیت نشان دهد و بدل به انگیزهای برای تغییر وضعیت شود. بنابراین دو راهیای که ما باید بین آن دست به انتخاب بزنیم، نه دوراهی غم و شادی، بلکه دوراهی زیستنِ فعالانه و منفعلانه است.
محمدمهدی اردبیلی
منبع: روزنامه اعتماد
🍀❤️ @filsofak
این ادعا را تاکنون بسیار شنیدهایم: هرقدر یک فرد احمقتر باشد، خوشحالتر است؛ و هرقدر یک فرد باهوشتر باشد غمگینتر. میدانیم که این اسطورهی رمانتیک سالهاست بر فضای روشنفکری ایرانی حاکم است. صادق هدایت رفتهرفته به نماد روشنفکری ایرانی بدل شد، بیش از همه، حتی بیش از نثر قدرتمند یا طنز گزندهاش، به این دلیل که وی دقیقا این اسطورهی «هرچه باهوشتر غمگینتر» را نمایندگی میکرد: نویسندهای افسرده(دستکم در عرصهی نمادین) که دست آخر با خودکشی تراژیکش خود را جاودان ساخت. البته حتماً میتوان مضامینی در آثار هدایت یافت که با رویکرد فوق منافات داشته باشند، اما از آنجا که موضوع یادداشت حاضر نه نقد ادبی، بلکه سیاسی-اجتماعی است، تنها به جایگاه هدایت در عرصۀ عمومی نظر دارد، نه تحلیل محتوای آثارش. درکل، باید این تفکیک میان محتوای درونی و جایگاه بیرونی را بسیار جدی گرفت.
به نظر میرسد فضای فکری جامعهی ما هنوز اسیر روح هدایت است. ما هنوز «غم» را ارج مینهیم و شادی را «خیانت» تلقی میکنیم. زمانی که احساس شادی میکنیم، این شادی غالباً با نوعی عذاب وجدان همراه است. گویی هرچه میزان دانش، تعهد، دغدغه و مسئولیتپذیری فرد بالاتر باشد، این عذاب وجدان هم باید بیشتر باشد. حتی افراطهای صورت گرفته، به ویژه در مجالس جشن و شادیمان، خود یکی از راهکارهای ما برای فراموش کردن این عذاب وجدان است. از دیگر نشانههای این اپیدمیِ «شادیستیزی»، مواجههی ما با خودکشی است. ما هرقدر هم که از شنیدن مرگ یک فرد ناراحت شویم، قابل مقایسه با ناراحتیمان از خبر خودکشی نیست. به ویژه اینکه خودکشیکننده از قشری روشنفکر باشد: نویسنده، شاعر، مترجم، نقاش، بازیگر و غیره. و دقیقاً در همان لحظهای که باید عمل این فرد، یعنی خودکشی را به نقد کشید، مقدسسازی و الگوبرداریها آغاز میشود.
حال سوال اینجاست که چرا فرد خودکشیکننده چنین جایگاهی پیدا میکند؟ پاسخهای سیاسی، فرهنگی، مذهبی و روانشناختی زیادی وجود دارد که دستکم یکی از آنها که با بحث ما مرتبط است، همین اسطورهی روشنفکر غمگین است. شعار «هرچه باهوشتر، غمگینتر» به ناگاه به این گزاره تبدیل میشود که «فلانی که از همه ما غمگینتر بود، اونقدر که از فرط غم خودش رو کشت، پس لابد از همه ما باهوشتر هم بوده است». به یکباره یک نویسنده کمسواد، یک شاعر درجهی چندم یا یک مترجم بسیار ضعیف، پس از خودکشی به قهرمان و آرمان یک نسل تبدیل میشود.
در نهایت، باید نشان داد که هیچ تناسب مستقیمی بین غم و عقلانیت وجود ندارد. و اگر هم وجود داشته باشد غالباً برعکس است. افسردگی فینفسه، نه ارزش، بلکه روی دیگر سکهی انفعال است که دقیقا بر ضد خلاقیت، هوشمندی و خردورزی عمل میکند. اسپینوزا در کتاب اخلاق صراحتاً نشان میدهد که اندوه همان شرّ است که تحت تاثیر نوسانات شدید عواطف و دقیقاً در تضاد با عقلانیت عمل میکند. یا به تعبیری هگلی، میتوان نشان داد که آگاهی ناشاد، دقیقاً برخلاف ژست «روشنفکر دانای غمگین»، افسردگی و ناشادیاش را به عنوان تمهیدی برای عدم مواجهه با تعارضات خود و فرار از حقیقتاش برمیگزیند و برای مخفی کردن این مساله مجبور میشود این ناشادی را به صورتهای مختلف توجیه کند و ضعفش را فضیلت و افسردگیاش را دانایی جلوه دهد. اگر نیچه بود، شاید افسردگی را یکی از نمونههای متاخرترِ «اخلاق بردگان» مینامید.
هدف از انتشار این یادداشت کوتاه به هیچ وجه دفاع از هرگونه خوشباشی و عافیت طلبی نیست، بلکه اتفاقا تلاشی است برای شکستن اسطوره «فضیلت سازی از غم» و نشان دادن این حقیقت که اتفاقاً افسردگی، آن هم در وضعیت سیاسی-اقتصادی-اجتماعی نابسامان ما، خود یکی از نمونههای همین عافیتطلبی و عین خیانت به «امید» است. علاوه بر این باید از این اسطورۀ یهودی-مسیحی برآمده از گناه اولیه فراتر رفت که شاد بودن را معادل خیانت به آرمانها یا فراموشی رنجکشان میداند. رنجکشان جهان به اندوه ما نیازی ندارند، بلکه بیشتر به هوشمندی، خلاقیت، پویایی و حرکت ما برای تغییر جهان محتاجند. البته این نوشته در عین حال قصد ندارد اندوه یا غمِ غمگینان را مورد تمسخر قرار دهد، یا آن را کم ارزش جلوه دهد. بلکه فقط «کاسبی کردن با غم» یا ارتزاق اجتماعی از طریق غصه خوردن را مد نظر قرار داده است. نمیتوان کتمان کرد که همواره نوعی نارضایتی یا غم برای انسانِ هبوط کرده، انسان آرمانخواه و دغدغهمند وجود دارد، اما نکته اصلی در این است که این غم و نارضایتی باید خود را نه در افسردگی و کنارهگیری، بلکه در پویایی و فعالیت نشان دهد و بدل به انگیزهای برای تغییر وضعیت شود. بنابراین دو راهیای که ما باید بین آن دست به انتخاب بزنیم، نه دوراهی غم و شادی، بلکه دوراهی زیستنِ فعالانه و منفعلانه است.
محمدمهدی اردبیلی
منبع: روزنامه اعتماد
🍀❤️ @filsofak
تنهایی و ملال
تنهایی، عمیقترین واقعیت در وضعِ بشری است. انسان یگانه موجودی است که میداند تنهاست و یگانه موجودی است که در پیِ یافتنِ دیگری است.
طبیعتِ او ــ اگر بتوان این کلمه را در موردِ بشر به کار برد که با «نه» گفتن به طبیعت، خود را «ساخته» است ــ میل و عطشِ تحقّق بخشیدنِ خویش در دیگری را در خود نهفته دارد. بنابراین آنگاه که او از خویشتن آگاه است از نبود آن دیگری، یعنی از تنهاییاش نیز آگاه است.
جنین با دنیایِ پیرامون خود یکی است؛ زندگیِ نابِ خام است، ناآگاه از خویشتن. وقتی که زاده میشویم رشتههایی را میگسلیم که ما را به زندگیِ کور در زهدانِ مادر ــ جایی که فاصلهای میانِ خواستن و ارضاء نیست ــ پیوند میداد. ما این تغییر را چون جدایی و از دست دادن، چون وانهادگی، چون هبوط به دنیایی غریبه و خصم درمییابیم. بعدها این حسِ بدویِ از دست دادن، تبدیل به احساسِ تنهایی میشود، و باز بعدتر تبدیل به آگاهی: ما محکوم هستیم که تنها زندگی کنیم، اما محکوم بدان نیز هستیم که از تنهاییِ خویش درگذریم و پیوندهایی را که ما را به زندگیِ درگذشتهای بهشتی مربوط میساخت، دوباره برقرار کنیم.
دیالکتیک تنهایی
اکتاویو پاز
🍀❤️ @filsofak
تنهایی، عمیقترین واقعیت در وضعِ بشری است. انسان یگانه موجودی است که میداند تنهاست و یگانه موجودی است که در پیِ یافتنِ دیگری است.
طبیعتِ او ــ اگر بتوان این کلمه را در موردِ بشر به کار برد که با «نه» گفتن به طبیعت، خود را «ساخته» است ــ میل و عطشِ تحقّق بخشیدنِ خویش در دیگری را در خود نهفته دارد. بنابراین آنگاه که او از خویشتن آگاه است از نبود آن دیگری، یعنی از تنهاییاش نیز آگاه است.
جنین با دنیایِ پیرامون خود یکی است؛ زندگیِ نابِ خام است، ناآگاه از خویشتن. وقتی که زاده میشویم رشتههایی را میگسلیم که ما را به زندگیِ کور در زهدانِ مادر ــ جایی که فاصلهای میانِ خواستن و ارضاء نیست ــ پیوند میداد. ما این تغییر را چون جدایی و از دست دادن، چون وانهادگی، چون هبوط به دنیایی غریبه و خصم درمییابیم. بعدها این حسِ بدویِ از دست دادن، تبدیل به احساسِ تنهایی میشود، و باز بعدتر تبدیل به آگاهی: ما محکوم هستیم که تنها زندگی کنیم، اما محکوم بدان نیز هستیم که از تنهاییِ خویش درگذریم و پیوندهایی را که ما را به زندگیِ درگذشتهای بهشتی مربوط میساخت، دوباره برقرار کنیم.
دیالکتیک تنهایی
اکتاویو پاز
🍀❤️ @filsofak
- پس دیگر چارهای ندارم جز اینکه من هم خودم را بکشم.
- چه اشکالی دارد؟
- برای شما بیاهمیت است. برای شما همهچیز بیاهمیت است.
- نه، همهچیز نه.
- میخواهم خودم را مجازات کنم.
- پس زندگی کن. این از همهچیز سختتر است.
شب دراز
میشل دئون
🍀❤️ @filsofak
- چه اشکالی دارد؟
- برای شما بیاهمیت است. برای شما همهچیز بیاهمیت است.
- نه، همهچیز نه.
- میخواهم خودم را مجازات کنم.
- پس زندگی کن. این از همهچیز سختتر است.
شب دراز
میشل دئون
🍀❤️ @filsofak