فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
برنده مسابقه عکاسی حیات وحش امسال: عکسی از دو موش در حال دعوا بر سر غذا در متروی لندن!
خود عکاس گفته: من پنج شب کف مترو دراز کشیدم تا تونستم این لحظه رو شکار کنم.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
اخلاق هدیه

🔻من در ۴ موضع به نظرم می آید که نباید هدیه را پذیرفت:

1️⃣اولاً هدیه هایی که زمینه ساز که یک سلسله تقاضاهایی است که از من برآوردنی نیست که یا نمی توانم این تقاضاها را برآورده کنم و یا اینکه می توانم ولی نمی خواهم آن تقاضاها را برآورده کنم و اگر قبول کنم خسارت آگاهانه به آن فرد هدیه دهنده زده‎ام.

2️⃣ثانیاً هدیه هایی که جنبه‎ی مالی در آن چشمگیر است. مثلا اگر شما به من سکه ی طلا بدهید. این اقسام هدیه ها با عزت نفس من منافات دارد. یعنی گویی شما مرا را با مسائل مالی تاخت زده‎اید و مرا با مسائل مالی سنجیده اید. البته عِوض با هدیه متفاوت است و شما می توانید دستمزد کاری را که انجام داده اید را طلب کنید و اساسا توجه کنید که ارزش کار خودتان را خودتان تعیین کنید. بنده اگر جایی بروم و سخنرانی‎ای داشته باشم و هیچ پولی نگیرم، تاکنون نشده است که اعتراضی کنم اما اگر جایی رفته باشم و کاری کرده باشم و مثلا یک سوم آن چیزی که در نظر خودم ارزشمند است، پول داده باشند، من حتما پول را پس می‎دهم. چون اساساً ارزش کار شما باید به دست خود شما تعیین شود.

3️⃣ثالثاً هدیه هایی که از راه نادرست تهیه شده باشند، را نباید پذیرفت. من اگر بدانم که هدیه ای از راه نادرست به دست آمده است، چه کم یا چه زیاد باشد آن را نمی پذیرم ولی چنانچه ندانم، می پذیرم.

4️⃣رابعاً هم هدیه هایی که فرد هدیه دهنده با مشقت فراوان فراهم آورده است، اگر بشود به صورتی که نرنجد به او بازگرداند، کاری اخلاقاً درست است. مثلاً اگر بدانم که فلان دانشجو که نزد من می آید، خیلی به مشقت دسته گلی را می خرد، من به کمک راهی که تحقیر نشود، به او باز می گردانم.


💢گفتگوی شفاهی با مصطفی ملکیان(مصاحبه‌کننده:‌ حسام شوشتری)
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تفاوت بين عشق سالم و ناسالم
📀 مدت كليپ: ١٢دقيقه و ١٨ ثانيه
🍀❤️ @filsofak
مهارت عملی برای کنترل خشم

چهار پیشنهاد عملی برای کاهش پرخاشگری و خصومت فیزیکی و کلامی
۱. بر هیجان خشم‌تان آگاه شوید؛ بدانید که هیجانات زمان خشم، موقتی است و فروکش خواهد کرد، پس حتی‌المکان از تصمیم‌گرفتن پرهیز کنید.
۲. علت خشم خود را بشناسید؛ با دانستن این‌که چه کسی و چه چیزی باعث ناراحتی و خشم‌تان می‌شود، می‌توانید برای مقابله و کنارآمدن با چنین موقعیت‌هایی یا وضعیت‌های مشابه آن، برنامه‌ریزی کنید.
۳. از تکنیک توجه‌برگردانی استفاده کنید؛ با معطوف‌کردن حواس خود به چیزهای دیگر ‌ یا با اشتغال به برخی از فعالیت‌های جذاب و متضاد با آن موقعیت ناراحت‌کننده، می‌توان با خشم لحظه‌ای مقابله کرد و بر آن چیره شد.
۴. با خود‌ گفت‌وگو کنید؛ گفت‌وگوی درونی در بسیاری از موارد باعث کاهش شدت خشم می‌شود، اگرچه در برخی موارد، اثری عکس داشته و موجب افزایش یا تداوم و پایداری شدت خشم می‌گردد. مثلا، ممکن است فردی از شخصی به‌شدت عصبانی باشد و حتی سال‌ها‌ آن را در دل خود نگه دارد و هر بار با یادآوری آن مسئله برافروخته و عصبی شود، چراکه خود را مستحق عذرخواهی از جانب فرد مقابل می‌داند که از آن دریغ شده است. اما اگر گفت‌وگوی درونی با نگاه منصفانه و به‌دور از توقع و قضاوت یک‌جانبه‌ای انجام شود و گذشت و حل مسئله در اولویت قرار داشته باشد، قطعا تاثیرات مثبتی خواهد داشت که باعث آرامش و تسکین خواهد شد.

نسرین صفری
🍀❤️ @filsofak
Audio
سه تفاوت اصلی بین حقوق و اخلاق
نقش قواعد حقوقی در بهینه‌سازی اخلاق در جامعه
دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
|مصطفی ملکیان و دکتر محمد راسخ|
🍀❤️ @filsofak
پدرم همیشه می‌گفت:
زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدار و عاقل می‌کند. درخانه ساعت هشت، چراغ‌ها خاموش بود و سپیده‌دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بلند می‌شدیم.
پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد، جوان مُرد و مُفلس و فکر می‌کنم چندان هم عاقل نبود.
من نصیحت اورا گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی‌گویم دنیا را فتح کرده‌ام، اما ترافیک صبح‌ها را دیگر ندارم، از خیلی از دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیر آشنا شده‌ام یکی از آن‌ها خودم،
کسی که پدرم هرگز او را نشناخت.

◇چارلز بوکوفسکی
🍀❤️ @filsofak
چند نکته بهداشتی

این روزها که ویروس کرونای جدید شیوع پیدا کرده است و خصوصا اکنون که وجود آن در ایران هم تایید شده است، ما پیشنهاد می‌کنیم اول ترس را کنار بگذارید، چون احتمال کشندگی این ویروس زیاد نیست. اما به‌همان اندازه که از ترس خود کم می‌کنید، به رعایت موارد زیر بیشتر توجه کنید.

۱. بعد از تماس با دستگیره‌های در، ستون‌های فلزی اتوبوس و مترو، پیشخوان بانک‌ها و ادارات، خودکارهای عمومی بانک‌ها، دکمه‌های آسانسور و خودپردازها، نازل بنزین، نرده‌های کنار پله‌ها و مواردی از این دست، حتی‌المکان دست‌تان را به صورت نمالید و در اولین فرصت با آب و صابون بشویید. البته سعی کنید تا حد امکان به چنین اشیائی دست نزنید.

۲. دست‌دادن و روبوسی را به حداقل ممکن برسانید و در این مورد تعارف و رودربایستی را کنار بگذارید.

۳. بلافاصله بعد از ورود به خانه، دست‌های خود را بشویید و ضدعفونی کنید. این را از همه اعضای خانواده بخواهید. همچنین در محل کار نیز با هم‌کاران چنین قراری بگذارید.

۴. سیستم ایمنی بدن‌تان را با خوردن ویتامین سی، میوه‌ها، سبزیجات و داروهای تقویتی، ارتقاء دهید. خوردن روزانه یک لیوان آب ولرم به‌علاوه آب‌لیموی تازه و یک قاشق عسل طبیعی توصیه می‌شود.

۵. تا حد امکان در خانه بمانید، اگر بیرون رفتید بکوشید به جاهای شلوغ نروید و در اولین فرصت دست‌هایتان را ضدعفونی کنید.
🍀❤️ @filsofak
Instrument and Vocal (Poem by Attar Neyshapouri)
Shajarian Mohammad Reza, Kayhan Kalhor
ساز: استاد كيهان كلهر
آواز : استاد شجريان
اشعار: عطار نيشابورى
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر ماسک گیرتون نیومد اصلا نگران نباشید !😎

این چند ثانیه شما را از خرید ماسک از داروخانه بی‌نیاز می‌کند و می‌توانید با استفاده از دستمال کاغذی و کش پول، روزی چند بار "ماسک یک‌بار مصرف" برای خود و عزیزانتان بسازید!
👌

آنقدر پخش کنید که مردم در صف داروخانه‌ها نایستند. ماسک به شدت نایاب شده است!

لطفا نشر دهید. 🙏🏻
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
📝 هیچ کس را نداریم جز «خودمان»
.
چشم‌هاش را امیدوار و ناامید دوخت به من. می‌شد غمِ سال‌ها دوام آوردن را از توی چشم‌هاش خواند و خستگیِ سال‌ها شب‌نخوابیدن را.
می‌گفت هر چه زور داشته زده و هر چه فکر داشته خرج کرده و حالا این ته‌کشیده‌ترین ورژن اوست که نشسته روبه‌روی من.
پرسیدم، این همه درد؟! و سرم را تند و ریز تکان دادم به راست و چپ، که یعنی بیشتر بگو.
و حالا من با مستأصل‌ترین انسان روبه‌رو بودم. با خسته‌ترین حالت از یک موجود، که حالا دیگر حتی نمی‌توانست سرش را هم بلند کند.
من آدم‌هایی که زیادی دوام آورده‌اند را دیده‌ام. این آدم‌ها، وقت تعریف کردن قصه خودشان، به سکوت می‌رسند انگار. و همین می‌شود که همه‌اش را خلاصه می‌کنند توی یک بغض؛ و بعد مثل یک جنگجوی مغرور، که می‌خواهد ایستاده بمیرد، با یک لرزش که نمی‌توانند از توی صداشان جمع‌اش کنند می‌گویند: آقا من خیلی خسته‌ام!
و حالا این آدم، بعد از همه دویدن‌هاش برای سرِ پا نگه‌داشتن خودش و برای بیرون کشیدن گلیم‌اش از آب، هنوز هم می‌توانست بی‌هیچ تلنگری از هم فروبپاشد.
می‌گفت من هنوز هم وقت و بی‌وقت توی دلم خالی می‌شود. و باورم نمی‌شود که زندگی، تنها یک بُریده‌ی غم‌انگیز و رنج‌آور باشد. من توی همه این سال‌ها، زندگی را یک شانس دیده‌ام.
و بعد آب دهانش را قورت داد و گفت: چطور می‌شود از دردِ عاشقی جان نداد، یا از ترسِ تنهایی نمرد، یا در لرزِ بی‌پناهی دق نکرد؟
و من، که انگار، خودِ چند سال پیش‌ام نشسته بود جلوم، بی‌هوا گفتم:
ما برای اینکه از این همه درد جان سالم به در ببریم، هیچ کس را نداریم جز «خودمان».
گفتم ما همه‌مان تنهاییم. و تنها خودمان غم‌خواریم. گفتم اگر خودت را می‌خواهی، پس دست از دامان خودت برندار. حالا که خودت را پیدا کرده‌ای، دو دستی بچسب به خودت. گفتم من این راه را رفته‌ام. بی‌خیال نشو. تکیه کن به قوّت زانوت و «چرخ بر هم بزن ار غیر مرادت گردد». گفتم حالا که رسیده‌ای به اینجا که غیر از خودت هیچ‌کس را نداری، حالا که رسیده‌ای به این نقطه، که هیچ‌کس جز خودت توی خیالت پرسه نمی‌زند، چرا زانوی غم بغل گرفته‌ای؟ چرا دست و سری نمی‌افشانی؟ چرا پایی نمی‌کوبی؟ چرا مثل پیر‌های نود ساله کِز کرده‌ای یک گوشه؟ بلند شو و مثل بدمست‌ها بپر خودت را سفت بغل بگیر و ماچش کن.
گفتم ما برای این‌که از این همه درد جان سالم به در ببریم همه چیز داریم. ما خودمان را داریم.
خنده کم‌جانی کرد و گفت:
که از خودم که تویی، تا کجا فرار کنم؟
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
🍀❤️ @The_meaningoflife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#خودباوری
#عزت_نفس
ممنونم از داریوش جانِ دل(عمو پورنگ) و مادر نازنین‌شان بابت این‌همه مهربانی و حس خوب.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
سیزده آموزه اسپینوزا

✔️به مناسبت سالروز درگذشت باروخ اسپینوزا

📕براساس نمایشنامه «محاکمه اسپینوزا»
(تذکر: جملات داخل گیومه متن کتاب است از قول اسپینوزا)
#تلخیص

✍️مصطفی ملکیان

🔹محاکمه اسپینوزا «شریف ترین همه ی فیلسوفان» که به تکفیر و طرد این انسان بزرگ از جماعت یهودی آمستردام انجامید به قلم دیوید آیوز دست مایه نمایش نامه ای شده است که اکنون ترجمه فارسی آن به دست علی فردوسی نشر یافته است.
دیوید آیوز لااقل به سیزده آموزه اسپینوزا مجال بروز و ظهور داده است .

1) کشف حقیقت و نشر آن یگانه کسب و کار اسپینوزا است . «آن چه من اشاعه می دهم چیزی است که به عنوان حقیقت کشف کرده ام. بهره اول فضیلت میل به اشاعه حقیقت است»

2) حقیقت نه زمان مند است، نه مکان مند، نه تاریخ دارد نه جغرافیا، نه غربی و نه شرقی. «حقیقت به آمستردام محدود نمی شود، هر چند که آن را در آمستردام محدود کرده باشند.»

3) باید دغدغه عقل را داشت: «دغدغه عقل طبیعت من است» « معنای فلسفه فکر کردن نیست. فلسفه یعنی دوست داشتن خرد. بنابراین فلسفه ورزی کن!»

4) ضرورت بر سرتاسر کائنات حاکم است؛ به عبارت دیگر، جهان هستی، از سر تا پا، مشمول اصل علیت است «ما نمی توانیم بخواهیم که دنیا جز آن باشد که هست»

5) خدا نامتشخص است،یعنی فقط یکی از موجودات هستی نیست، بل همه موجودات جهان هستی است. «خدا... از عالم تمایز پذیر نیست»

6) عشق به خدا هیچ نیست جز پذیرش ضرورت حکم بر طبیعت. هر که قوانین ضروری حاکم بر طبیعت را بپذیرد و نه فقط تسلیم آنها باشد، بل به آنها رضا دهند عاشق راستین خداست.

7) هر چیز اگر در نسبتش با کل کائنات دیده شود خوب است و اگر در نسبتش با هر چیزی جز کل کائنات دیده شود ممکن است خوب نباشد. «باید چیزها را ذیل سرمدیت دید»

8) خشنودی پایدار، مستمر، نهایی و متعالی امکان حصول دارد و آدمی محکوم به زندگی ناخوش و نابهرورزانه نیست، و این خشوندی حقیقی «فقط از طریق کوشش عقل برای درک خدا حاصل می شود[...]زندگی تنها آن جا معنا دارد که جزئی از خدا باشد»

9) پاداش فضیلت خود فضیلت است. پاداش فضیلت ورزی این نیست که در ازای آن چیزی دیگر به ما بدهند. مگر چیزی ارجمندتر از فضیلت ورزی هست که بتواند پاداش آن تلقی شود؟ پاداش فضیلت ورزی همین است که هستی وضعی پیش آورده است که فضیلت می ورزم، نه رذیلت. چه پاداشی از این بالاتر؟ کیفر رذیلت ورز، نیز جز این نیست که رذیلت می ورزیم. مگر بدتر از رذیلت ورزی هم چیزی هست که بتواند کیفر آن باشد؟ «آیا ماباید [...] آدم هایی [باشیم] که کار نیکی را که می کنند از سر اجبار می کنند برای اینکه آن را از ترس آتش دوزخ می کنند؟ اگر دین این است من لب به آن نمی زنم. ارزانی خودتان!»

10) موجود زنده دارای ارزش بی نهایت است « نمی شود روی یک موجود زنده قیمت گذاشت... تمامی مرواریدهای هند در برابر زشت ترین سگ های ماهی ای که در لجن ها می لولد ارزشی ندارد»

11) دعوی صدق انحصاری متدینان، یعنی این که هر متندینی فقط دین و مذهب خود را صادق و بر حق می داند معلول خودشیفتگی متدینان است، و به نوبه خود علت دشمنی و جنگ میان انسان ها می شود: «هم در میان مسیحی ها و هم در میان مسلمانان آدم های نیکوکار زیادند. تردیدی نیست که انحصار نیکوکاری در دست هیچ مذهبی نیست. آخر، فکر می کنید تا کی بر حسب این که فکر می کنند خدایشان این را گفت یا آن را، باید همه عمرشان صرف جنگ و دعوا با هم کنند؟»

12) دین ورزی را نباید به هیچ وجه اجباری کرد « یک کشور بدون دین اجباری تنها کشوری است که دین حقیقی می تواند در آن شکوفا بشود»

13) روش درست زندگی این است: «دوست داشتن خدا و همسایه هامان درک این که ما در خدا گم [= مستغرق ] ایم و با ابدیت یکی، دیدن نظم و جمال آفرینش، دیدن نقش ما در شیوه کالبدگیری صفات نامتناهی خدا، در خدا دیدن یگانگی ذهن ما و تمامی طبیعت، رسیدن به آن آرامش خاطری که از آن حاصل می شود که بدانیم که هرچه پیش می آید توسط قدرت خدا پیش می آید که مطلق کامل است و ما نیز جزئی از آنیم.»

📎مقاله «محاکمه حقیقیت جویی، عقلانیت ورزی و معنویت گرایی»منتشر شده در نشریه نگاه نو.
🍀❤️ @filsofak