برخی معیارها در #اخلاق گفتوگو
1- برای همگان حق متفاوت بودن و متفاوت ماندن قائل باشیم.
2- کوشش نکنیم به هر طریق ممکن، سخن خود را به کرسی بنشانیم.
3- در یک گفتوگو، بیش از هر چیز نیازمند بردباری و شکیبایی هستیم.
4- از به کار بردن الفاظ و واژههایی که متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و یا تهدید باشد جداً امتناع ورزیم.
5- هنر گوش دادن را بیاموزیم و با دقت در دلایل فرد مقابل تأمل کنیم. تمرکز و تمرین سکوت از اهم آمادگیهای گفتوگو محسوب میشود.
6- از نیّتخوانی بپرهیزیم و صرفاً به سخنانی که بر زبان میآید، گوش فرا دهیم و به آنها بیندیشیم.
7- فرد مقابل را کمک کنیم تا بتواند مدعیاتش را سامان دهد و دلایلی را برای آنها فراهم کند.
8- اصل همدلی و خوش بینی ( نسبت به صاحب سخن) به همراه نگاه تیز منتقدانه ( نسبت به مدعیات) را فراموش نکنیم.
9- گفتوگو را به میدان زور آزمایی میان افراد و اعلام برنده و بازنده تبدیل نکنیم.
10- گفتوگو را به مجلس وعظ و خطابه و یا هدایت این و آن تبدیل نکنیم.
11- بر باورهای بیدلیل، ابرام و تعصب نورزیم.
12- پشت مفاهیم و اصطلاحات پر طمطراق پنهان نشویم.
13- همواره فهممان را از آن چه میشنویم، با گویندهی سخن چک کنیم تا متوجه شویم آیا مراد گوینده را آن چنان که او میخواسته است دریافت کردهایم یا خیر.
14- درباره دیگران پیشداوری نکنیم و از فرد مقابل بخواهیم ابهامات سخنانش را برطرف نماید.
15- به نتایج منطقی و اقتضائات سخنانمان وفادار باشیم.
16- چنانچه متوجه اشتباهاتمان شدیم، نه تنها بر آنها اصرار نورزیم، بلکه بر اشتباهمان اقرار کنیم.
17- تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مبادا موضوعات اندیشهای و مسئلههای مورد گفتوگو به مسئله شخصی تبدیل شود.
18- زبان احساسات و عواطف را کنترل نماییم و از بروز خشم جداً جلوگیری کنیم.
19- بر فرد مقابل اتهام وارد نکنیم و از هرگونه برچسب زدن خودداری کنیم.
20- در طول مسیر گفتوگو، آرامش را حفظ کنیم و از عجله کردن برای پاسخ دادن بپرهیزیم.
21- فرد مقابل را حریف خود نپنداریم؛ بلکه او را هماندیشی تلقی کنیم که قرار است مسیر حقیقت را با هم طی کنیم.
22- همواره احتمال دهیم که دست کم بخشی از ایدههای ما اشتباه است و آماده باشیم که آنها را با ایدههای درست جابهجا کنیم .
23- شجاعت گفتن واژه ی «نمیدانم» را در خودمان تقویت کنیم. زیرا در جریان گفتوگو ممکن است مسئلههایی مطرح شود که از حیطه دانش ما بیرون باشد.
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
1- برای همگان حق متفاوت بودن و متفاوت ماندن قائل باشیم.
2- کوشش نکنیم به هر طریق ممکن، سخن خود را به کرسی بنشانیم.
3- در یک گفتوگو، بیش از هر چیز نیازمند بردباری و شکیبایی هستیم.
4- از به کار بردن الفاظ و واژههایی که متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و یا تهدید باشد جداً امتناع ورزیم.
5- هنر گوش دادن را بیاموزیم و با دقت در دلایل فرد مقابل تأمل کنیم. تمرکز و تمرین سکوت از اهم آمادگیهای گفتوگو محسوب میشود.
6- از نیّتخوانی بپرهیزیم و صرفاً به سخنانی که بر زبان میآید، گوش فرا دهیم و به آنها بیندیشیم.
7- فرد مقابل را کمک کنیم تا بتواند مدعیاتش را سامان دهد و دلایلی را برای آنها فراهم کند.
8- اصل همدلی و خوش بینی ( نسبت به صاحب سخن) به همراه نگاه تیز منتقدانه ( نسبت به مدعیات) را فراموش نکنیم.
9- گفتوگو را به میدان زور آزمایی میان افراد و اعلام برنده و بازنده تبدیل نکنیم.
10- گفتوگو را به مجلس وعظ و خطابه و یا هدایت این و آن تبدیل نکنیم.
11- بر باورهای بیدلیل، ابرام و تعصب نورزیم.
12- پشت مفاهیم و اصطلاحات پر طمطراق پنهان نشویم.
13- همواره فهممان را از آن چه میشنویم، با گویندهی سخن چک کنیم تا متوجه شویم آیا مراد گوینده را آن چنان که او میخواسته است دریافت کردهایم یا خیر.
14- درباره دیگران پیشداوری نکنیم و از فرد مقابل بخواهیم ابهامات سخنانش را برطرف نماید.
15- به نتایج منطقی و اقتضائات سخنانمان وفادار باشیم.
16- چنانچه متوجه اشتباهاتمان شدیم، نه تنها بر آنها اصرار نورزیم، بلکه بر اشتباهمان اقرار کنیم.
17- تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مبادا موضوعات اندیشهای و مسئلههای مورد گفتوگو به مسئله شخصی تبدیل شود.
18- زبان احساسات و عواطف را کنترل نماییم و از بروز خشم جداً جلوگیری کنیم.
19- بر فرد مقابل اتهام وارد نکنیم و از هرگونه برچسب زدن خودداری کنیم.
20- در طول مسیر گفتوگو، آرامش را حفظ کنیم و از عجله کردن برای پاسخ دادن بپرهیزیم.
21- فرد مقابل را حریف خود نپنداریم؛ بلکه او را هماندیشی تلقی کنیم که قرار است مسیر حقیقت را با هم طی کنیم.
22- همواره احتمال دهیم که دست کم بخشی از ایدههای ما اشتباه است و آماده باشیم که آنها را با ایدههای درست جابهجا کنیم .
23- شجاعت گفتن واژه ی «نمیدانم» را در خودمان تقویت کنیم. زیرا در جریان گفتوگو ممکن است مسئلههایی مطرح شود که از حیطه دانش ما بیرون باشد.
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
باغبان یا نجار؟
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
دکتر فرهنگ هلاکویی
🍀❤️ @filsofak
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
دکتر فرهنگ هلاکویی
🍀❤️ @filsofak
💠"#هوش_هيجانی"
🔹 یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند.
🔹هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانها و استفاده از آنها در زندگی است.
✳️جان گاتمن بر اساس تحقیقات چندین ساله خود در زمینه هوش هیجانی #والدین را به چهار دسته تقسیم می کند:
۱- #والدین_بی_توجه، که هیجانات منفی فرزندان خود را نادیده می گیرند و به احساسات آنها بی اعتنا هستند
۲- #والدین_ناراضی، که هر وقت فرزند آنها احساسات منفی خود را بروز می دهد او را سرزنش می کنند و یا حتی او را تنبیه می کنند.
۳- #والدین_آسان_گیر، که هیجانات فرزند خود را می پذیرند و با آنها همدلی می کنند ولی قادر به هدایت و یا کنترل رفتار آنها نیستند
۴- #والدین_مربی_هیجان، که به احساسات فرزندانشان اهمیت می دهند و راه و رسم مقابله با فراز و نشیب های زندگی را به آنها می آموزند. آنها احساسات منفی فرزندشان را به عنوان حقیقتی از زندگی می پذیرند از این موقعیت هیجانی به منزله فرصتی برای آموزش درس های مهم زندگی به او و تقویت روابط خویش با وی بهره می گیرند.
✳️جان گاتمن در بررسی های خود به این نتیجه رسید که والدین مربی هیجان پنج مرحله را در ارتباط با احساسات فرزندانشان طی می کنند:
1⃣ از هیجان فرزندانشان آگاه می شوند
2⃣ این هیجان را فرصتی مغتنم برای افزایش صمیمت در روابط خود با کودک و آموزش او تلقی می کنند.
3⃣ به حرفهایش گوش می کنند و او را دلداری می دهند و برای احساساتش ارزش قائل می شوند.
4⃣ به کودک کمک می کنند تا احساس خود را نامگذاری کند.
5⃣ در عین جستجوی راه حل هایی برای مشکل موجود، حد و حدودی نیز برای ابراز احساس کودک قائل می شوند.
🍀❤️ @filsofak
🔹 یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند.
🔹هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانها و استفاده از آنها در زندگی است.
✳️جان گاتمن بر اساس تحقیقات چندین ساله خود در زمینه هوش هیجانی #والدین را به چهار دسته تقسیم می کند:
۱- #والدین_بی_توجه، که هیجانات منفی فرزندان خود را نادیده می گیرند و به احساسات آنها بی اعتنا هستند
۲- #والدین_ناراضی، که هر وقت فرزند آنها احساسات منفی خود را بروز می دهد او را سرزنش می کنند و یا حتی او را تنبیه می کنند.
۳- #والدین_آسان_گیر، که هیجانات فرزند خود را می پذیرند و با آنها همدلی می کنند ولی قادر به هدایت و یا کنترل رفتار آنها نیستند
۴- #والدین_مربی_هیجان، که به احساسات فرزندانشان اهمیت می دهند و راه و رسم مقابله با فراز و نشیب های زندگی را به آنها می آموزند. آنها احساسات منفی فرزندشان را به عنوان حقیقتی از زندگی می پذیرند از این موقعیت هیجانی به منزله فرصتی برای آموزش درس های مهم زندگی به او و تقویت روابط خویش با وی بهره می گیرند.
✳️جان گاتمن در بررسی های خود به این نتیجه رسید که والدین مربی هیجان پنج مرحله را در ارتباط با احساسات فرزندانشان طی می کنند:
1⃣ از هیجان فرزندانشان آگاه می شوند
2⃣ این هیجان را فرصتی مغتنم برای افزایش صمیمت در روابط خود با کودک و آموزش او تلقی می کنند.
3⃣ به حرفهایش گوش می کنند و او را دلداری می دهند و برای احساساتش ارزش قائل می شوند.
4⃣ به کودک کمک می کنند تا احساس خود را نامگذاری کند.
5⃣ در عین جستجوی راه حل هایی برای مشکل موجود، حد و حدودی نیز برای ابراز احساس کودک قائل می شوند.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم سه دقیقهای برنده "اسکار" در بهترین فیلم انیمیشن شده.
✅ قبل از اینکه با کسی جر و بحث کنیم بهتره اول یه نگاهی به زندگیش بندازیم و خوشقلبتر باشیم.
🍀❤️ @filsofak
✅ قبل از اینکه با کسی جر و بحث کنیم بهتره اول یه نگاهی به زندگیش بندازیم و خوشقلبتر باشیم.
🍀❤️ @filsofak
Salar Aghili - Hale Mahal 2019 سالار عقیلی - حال محال
🎼حال محال🎼
با صدای #سالار_عقیلی
در خودم گم شده بودم تو صدایم کردی
عاشقم کردی و کُشتی و رهایم کردی!
عشق پیش از تو فقط دلهرهای زیبا بود!
حس بیداری اگر بود ولی رؤیا بود!
🍀❤️ @filsofak
با صدای #سالار_عقیلی
در خودم گم شده بودم تو صدایم کردی
عاشقم کردی و کُشتی و رهایم کردی!
عشق پیش از تو فقط دلهرهای زیبا بود!
حس بیداری اگر بود ولی رؤیا بود!
🍀❤️ @filsofak
🔰سایه و زندگی نزیسته
💠 به اعتقاد یونگ، برخی از انسانها دو چهره دارند: چهره ای که به دیگران (و حتی خودشان) نشان می دهند که یونگ آن را "ماسک" یا "نقاب" (persona) می نامید و چهره ای که در پشت این نقاب پنهان است که یونگ آن را سایه می نامید.
💠يونگ اعتقاد داشت که هر تعصبی، تردید سرکوب شده است و هر کس در هر زمینه ای دچار افراط است و در تلاش است تا سایه ای (که برعکس چیزی است که نشان می دهد) را در پشت نقاب آن افراط پنهان نماید.
💠اما بازی زندگی گاهی بازی پیچیده ای است! وقتی پدر یا مادری دچار چنین نمایشی است در فرزند او تمایلی برای مقاومت در برابر این افراط شکل می گیرد. مثلا در مقابل پدر یا مادری که بیش از حد منظم یا وسواسی است فرزندی بزرگ می شود که شلخته و بی نظم است! یا در برابر پدر یا مادری که بیش از حد درويش مسلک و پارسا نماست، کودکی رشد می کند که پول دوست و حسابگر است و این همان چیزی است که یونگ می گوید: «هیچ چیز بیش از زندگی نزیسته والدین بر فرزندانشان تاثیر نمی گذارد!»
💠به همین خاطر یونگ توصیه می کند که هنگامی که با فرزندانتان بر سر موضوعی اختلاف نظر شدید و درگیری دارید و نمی توانید همدیگر را تحمل کنید، زمانی را به این اندیشه و پرسش اختصاص دهید که " آیا این افراط فرزندم پاسخی به افراط من در جهت معکوس نمی باشد؟ همچنان که در قانون سوم نیوتن می خوانیم: "هر عملی را عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن".
🍀❤️ @filsofak
💠 به اعتقاد یونگ، برخی از انسانها دو چهره دارند: چهره ای که به دیگران (و حتی خودشان) نشان می دهند که یونگ آن را "ماسک" یا "نقاب" (persona) می نامید و چهره ای که در پشت این نقاب پنهان است که یونگ آن را سایه می نامید.
💠يونگ اعتقاد داشت که هر تعصبی، تردید سرکوب شده است و هر کس در هر زمینه ای دچار افراط است و در تلاش است تا سایه ای (که برعکس چیزی است که نشان می دهد) را در پشت نقاب آن افراط پنهان نماید.
💠اما بازی زندگی گاهی بازی پیچیده ای است! وقتی پدر یا مادری دچار چنین نمایشی است در فرزند او تمایلی برای مقاومت در برابر این افراط شکل می گیرد. مثلا در مقابل پدر یا مادری که بیش از حد منظم یا وسواسی است فرزندی بزرگ می شود که شلخته و بی نظم است! یا در برابر پدر یا مادری که بیش از حد درويش مسلک و پارسا نماست، کودکی رشد می کند که پول دوست و حسابگر است و این همان چیزی است که یونگ می گوید: «هیچ چیز بیش از زندگی نزیسته والدین بر فرزندانشان تاثیر نمی گذارد!»
💠به همین خاطر یونگ توصیه می کند که هنگامی که با فرزندانتان بر سر موضوعی اختلاف نظر شدید و درگیری دارید و نمی توانید همدیگر را تحمل کنید، زمانی را به این اندیشه و پرسش اختصاص دهید که " آیا این افراط فرزندم پاسخی به افراط من در جهت معکوس نمی باشد؟ همچنان که در قانون سوم نیوتن می خوانیم: "هر عملی را عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن".
🍀❤️ @filsofak
❤️🔥عشق یا دیوانگی
💥۴ اختلال روانی که با عشق آتشین اشتباه گرفته میشوند
زندگی با کسی که دچار یکی از اختلالات عشق است بسیار دشوارتر از آن است که بخواهید نام رابطه را عاشقانه بگذارید. توهم عاشقی، عشق وسواسی و اختلال OCD و اختلال دلبستگی چهار اختلال روانی در رابطه است که با عشق آتشین و دوست داشتن خالصانه در شروع و مراحل اولیه یک رابطه اشتباه گرفته میشوند.
🌀علائم این اختلالات👇
🔸توهم عاشقی ( اروتومانیا)
دوست داشته شدن عالی است. هیچ کس از اینکه مورد پذیرش، تائید و علاقه یک نفر قرار بگیرد بدش نمیآید. اما واقعیت این است که بسیاری از ما نمیتوانیم هر روز و هر لحظه انتظار چنین چیزی را داشته باشیم. طرف دیگر رابطه حق دارد که گاهی اصلا حوصله نداشته باشد و ابراز علاقه نشان ندهد. اصلا ممکن است هیچ رابطه یا موقعیت عاشقانهای وجود نداشته باشد. اما کسی که توهم عاشقی دارد تصور میکند که یک نفر او را هر لحظه و عمیقا دوست دارد. کسی که توهم عاشقی دارد دائما احساس میکند دیگری در حال تله پاتی، فرستادن یک پیام رمزآلود و خاص و رفتارهای عاشقانه است. او دائما در حال تفسیر رفتارهاست و تلاش میکند از هر چیزی برداشتی عاشقانه داشته باشد.
🔸عشق وسواسی
علاقه شدید عاطفی و تمایل برای با هم بودن و ابراز علاقه در ابتدای هر رابطه طبیعی است اما این چیزی نیست که بخواهد در یک رابطه طولانی دوام پیدا کند. شور عشق به مرور زمان کمتر میشود و با احساسات و تجربههای رومرزه در میآمیزد. در رابطه طبیعی شما متعهد هستید و به نیازهای یکدیگر توجه میکنید؛ یکی از خواستههای مهم و اساسی هر آدمی احترام به حریم خصوصی است،اما متأسفانه کسی که اختلال وسواس در عاشقی دارد دائماً در شور و حال اولیه است او رابطه را مجموعهای از احساس دوست داشتن، مشکلات روزمره، خستگی، اختلاف نظر و بیحوصلگی نمیداند و برداشت او از هر نوع کم توجهی به خاطر خستگی و فشار روزانه یا بیحوصلگی فقط نفرت و بیعلاقگی است. چنین افرادی به خود و شریک زندگیشان آسیب میزنند، تهدید به خودکشی میکنند و واقعیت زندگی را همانگونه که هست نمیپذیرند. آنها شکاک هستند و تمایل زیادی به کنترل قربانی خود دارند.
🔸اختلال دلبستگی
معمولاً افرادی از این اختلال رنج میبرند که در کودکی ارتباط عاطفی سالمی با مراقبان خود نداشتهاند. در شکل سالم دلبستگی نیازهای کودک توسط نخستین مراقبانش برآورده میشود، تغذیه، مراقبت از سلامت جسمی کودک، تماس جسمی، برقراری ارتباط چشمی، به آغوش کشیدن و لبخند زدن نیازهای اولیه کودک تازه متولد شده است که باید توسط والدین برآورده شود.
در رابطه عاشقانه و عاطفی این افراد به دو شیوه عمل میکنند. آنها یا از هر رابطه نزدیکی اجتناب میکنند یا در خواست زیادی برای یک ارتباط عاطفی شدید دارند. گروه اول ترس شدیدی از صمیمیت دارند و احساس بیاعتمادی و خشم و ناراحتی میکنند.
🔸اختلال ارتباط OCD
این اختلال ناشی از یک ترس شدید و عمیق است که فرد قادر به خنثی کردن آن به شیوههای معمول نیست. OCD میتواند اختلال ترس و وسواس از میکروب، بلندی، کثیفی یا تمیزی یا هر چیز دیگری باشد. این اختلال وسواس شدید همراه با ترس در رابطه نیز است. فرد دچار اضطراب دائماً از خودش میپرسد: آیا او دوستم دارد؟ آیا من در رابطه درستی هستم؟ آیا او مرا ترک میکند؟
🔹به احتمال زیاد اکنون برایتان تشخیص عشق واقعی و عشق بیمارگونه آسانتر شده است. کسی که شما را تحت فشار علاقه خود قرار میدهد، سعی میکند شما را به بهانه عشق کنترل کند، شک و ترسهایش را به حساب علاقه میگذارد، از شما انتظار دارد همیشه در حال و هوای عاشقی باشید، به حریم خصوصیتان احترام نمیگذارد، خودش را صاحب و مالک شما میداند و دائماً به دنبال تأیید شماست یک عاشق واقعی نیست.
🍀❤️ @filsofak
💥۴ اختلال روانی که با عشق آتشین اشتباه گرفته میشوند
زندگی با کسی که دچار یکی از اختلالات عشق است بسیار دشوارتر از آن است که بخواهید نام رابطه را عاشقانه بگذارید. توهم عاشقی، عشق وسواسی و اختلال OCD و اختلال دلبستگی چهار اختلال روانی در رابطه است که با عشق آتشین و دوست داشتن خالصانه در شروع و مراحل اولیه یک رابطه اشتباه گرفته میشوند.
🌀علائم این اختلالات👇
🔸توهم عاشقی ( اروتومانیا)
دوست داشته شدن عالی است. هیچ کس از اینکه مورد پذیرش، تائید و علاقه یک نفر قرار بگیرد بدش نمیآید. اما واقعیت این است که بسیاری از ما نمیتوانیم هر روز و هر لحظه انتظار چنین چیزی را داشته باشیم. طرف دیگر رابطه حق دارد که گاهی اصلا حوصله نداشته باشد و ابراز علاقه نشان ندهد. اصلا ممکن است هیچ رابطه یا موقعیت عاشقانهای وجود نداشته باشد. اما کسی که توهم عاشقی دارد تصور میکند که یک نفر او را هر لحظه و عمیقا دوست دارد. کسی که توهم عاشقی دارد دائما احساس میکند دیگری در حال تله پاتی، فرستادن یک پیام رمزآلود و خاص و رفتارهای عاشقانه است. او دائما در حال تفسیر رفتارهاست و تلاش میکند از هر چیزی برداشتی عاشقانه داشته باشد.
🔸عشق وسواسی
علاقه شدید عاطفی و تمایل برای با هم بودن و ابراز علاقه در ابتدای هر رابطه طبیعی است اما این چیزی نیست که بخواهد در یک رابطه طولانی دوام پیدا کند. شور عشق به مرور زمان کمتر میشود و با احساسات و تجربههای رومرزه در میآمیزد. در رابطه طبیعی شما متعهد هستید و به نیازهای یکدیگر توجه میکنید؛ یکی از خواستههای مهم و اساسی هر آدمی احترام به حریم خصوصی است،اما متأسفانه کسی که اختلال وسواس در عاشقی دارد دائماً در شور و حال اولیه است او رابطه را مجموعهای از احساس دوست داشتن، مشکلات روزمره، خستگی، اختلاف نظر و بیحوصلگی نمیداند و برداشت او از هر نوع کم توجهی به خاطر خستگی و فشار روزانه یا بیحوصلگی فقط نفرت و بیعلاقگی است. چنین افرادی به خود و شریک زندگیشان آسیب میزنند، تهدید به خودکشی میکنند و واقعیت زندگی را همانگونه که هست نمیپذیرند. آنها شکاک هستند و تمایل زیادی به کنترل قربانی خود دارند.
🔸اختلال دلبستگی
معمولاً افرادی از این اختلال رنج میبرند که در کودکی ارتباط عاطفی سالمی با مراقبان خود نداشتهاند. در شکل سالم دلبستگی نیازهای کودک توسط نخستین مراقبانش برآورده میشود، تغذیه، مراقبت از سلامت جسمی کودک، تماس جسمی، برقراری ارتباط چشمی، به آغوش کشیدن و لبخند زدن نیازهای اولیه کودک تازه متولد شده است که باید توسط والدین برآورده شود.
در رابطه عاشقانه و عاطفی این افراد به دو شیوه عمل میکنند. آنها یا از هر رابطه نزدیکی اجتناب میکنند یا در خواست زیادی برای یک ارتباط عاطفی شدید دارند. گروه اول ترس شدیدی از صمیمیت دارند و احساس بیاعتمادی و خشم و ناراحتی میکنند.
🔸اختلال ارتباط OCD
این اختلال ناشی از یک ترس شدید و عمیق است که فرد قادر به خنثی کردن آن به شیوههای معمول نیست. OCD میتواند اختلال ترس و وسواس از میکروب، بلندی، کثیفی یا تمیزی یا هر چیز دیگری باشد. این اختلال وسواس شدید همراه با ترس در رابطه نیز است. فرد دچار اضطراب دائماً از خودش میپرسد: آیا او دوستم دارد؟ آیا من در رابطه درستی هستم؟ آیا او مرا ترک میکند؟
🔹به احتمال زیاد اکنون برایتان تشخیص عشق واقعی و عشق بیمارگونه آسانتر شده است. کسی که شما را تحت فشار علاقه خود قرار میدهد، سعی میکند شما را به بهانه عشق کنترل کند، شک و ترسهایش را به حساب علاقه میگذارد، از شما انتظار دارد همیشه در حال و هوای عاشقی باشید، به حریم خصوصیتان احترام نمیگذارد، خودش را صاحب و مالک شما میداند و دائماً به دنبال تأیید شماست یک عاشق واقعی نیست.
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مارک روت، نخست وزیر کشور هلند خودش دست بهکار میشود و قهوهای را که کف ساختمان مجلس ریخته است پاک میکند.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
وقتی وارد اتوبان شدیم برف گرفت، حرف چندانی نداشتیم با هم بزنیم، ذهنمان هنوز به حوادث درحال وقوع خو نگرفته بود، حقیقت بیمعنای تخلیه.
بیشتر به آدمها در ماشینهای دیگر نگاه میکردیم تا از طریق چهرههایشان بفهمیم چهقدر باید بترسیم.
برفک
دان دِلیلو
پیمان خاکسار
❤️🍀 @filsofak
بیشتر به آدمها در ماشینهای دیگر نگاه میکردیم تا از طریق چهرههایشان بفهمیم چهقدر باید بترسیم.
برفک
دان دِلیلو
پیمان خاکسار
❤️🍀 @filsofak
عشقِ سرخ
.
دلت لرزیده؟ دست و پات شل شده و مهر یک آدم حسابی افتاده توی سینهات؟ مبارک باشد. حالا وقتِ دست به کار شدن است. نبینم که داری این پا و آن پا و امروز و فردا میکنی برای ابراز این عشق.
بلند شو. باید به فکر بهانهای باشی. امروز و هر روز. وقت و بیوقت. آهای تویی که قلبت شکوفه زده، تویی که عشقِ جاری توی جانات، سبکات کرده، مثل پَر، آزاد و رها، با توام!
بلند شو و برای تبلیغِ مهربانی قدمی بردار! لبِ خندان و دوستتدارمهایت را همینجوری نگذار لبِ طاقچه که خاک بخورند. بَرِشان دار و بچرخانشان توی خانه و بیرون از خانه. ذهنت را هم پر و بال بده تا بینهایت. بگذار به پرواز دربیاید و اوج را تجربه کند...
آن وقت، دلخوش شو به اینکه توی این خرابه جهانی، قدمی برداشتهای، مهری کاشتهای و برای رفع خشونت عاطفی کاری کردهای.
مبادا حرفهای خالهزنکیِ این و آن از راه به درت کند. تو باید کار خودت را بکنی.
گوشَت را بدهکار حرف آنهایی نکن که با حساسیتها و بخشنامههای بیخودشان، نمیگذارند آنطور که باید و شاید ابراز محبت کنی.
باور کن دنیا به اندازه کافی حال بهمزن شده است. تو باید با فریادِ دوستت دارم کمکش کنی.
بلند شو و دستِ بیرمقِ انسانیت را بگیر.
فقط حواست باشد که نکند فقط به نمادهایِ لوسِ سرخ #ولنتاین و رد و بدل کردن آنها قناعت کنی! تو باید طوری توی چشمهای آنکه دلت را برده نگاه کنی که بفهمد: «کلیدِ دروازه قلبت دست اوست».
نگران نباش! همینکه از تهِ دل، به یارت بگویی دوستت دارم، ولنتاینت را به در کردهای. همین که احساست را جار بزنی و لبخندِ پَت و پهنات را تحویلش بدهی، ثوابش را بردهای.
راستش، چيزي که بيشتر مردم از عشق میفهمند، آن چيزی نيست که شاعران و عارفان و روشنفکران دربارهاش حرفها زدهاند. کسی که عاشق باشد، اصلن حرفش نمیآید. فقط نگاه میکند. زل میزند، آن هم دیوانهوار؛ و برای به چنگ آوردنِ دلِ معشوقش، به جانْ تلاش میکند. چون میداند که عاشق کسی بودن، فقط داشتن احساس قوی نيست، بلکه يک تصميم است. يک عقيده و يک قول.
هر لحظه بهانهای است برای تغییر. برای افزودن رنگی، لعابی یا جلایی به این عشق.
آهای عاشقِ سرخدل! مراقب عشقت باش و تا میتوانی شیپورش بزن.
بخواهی یا نخواهی، زمان میان چروکهای صورتت راهش را پیدا خواهد کرد و اگر سخت بگیری، تنها تو میمانی و آههایِ از تهِ دل، از نگفتنِ دوستتدارمها...
#مصطفی_سلیمانی
#ولنتاین
.
به چه کسی میخواهی جار بزنی دوست داشتنت را؟😃
بفرست براش.😎
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
.
دلت لرزیده؟ دست و پات شل شده و مهر یک آدم حسابی افتاده توی سینهات؟ مبارک باشد. حالا وقتِ دست به کار شدن است. نبینم که داری این پا و آن پا و امروز و فردا میکنی برای ابراز این عشق.
بلند شو. باید به فکر بهانهای باشی. امروز و هر روز. وقت و بیوقت. آهای تویی که قلبت شکوفه زده، تویی که عشقِ جاری توی جانات، سبکات کرده، مثل پَر، آزاد و رها، با توام!
بلند شو و برای تبلیغِ مهربانی قدمی بردار! لبِ خندان و دوستتدارمهایت را همینجوری نگذار لبِ طاقچه که خاک بخورند. بَرِشان دار و بچرخانشان توی خانه و بیرون از خانه. ذهنت را هم پر و بال بده تا بینهایت. بگذار به پرواز دربیاید و اوج را تجربه کند...
آن وقت، دلخوش شو به اینکه توی این خرابه جهانی، قدمی برداشتهای، مهری کاشتهای و برای رفع خشونت عاطفی کاری کردهای.
مبادا حرفهای خالهزنکیِ این و آن از راه به درت کند. تو باید کار خودت را بکنی.
گوشَت را بدهکار حرف آنهایی نکن که با حساسیتها و بخشنامههای بیخودشان، نمیگذارند آنطور که باید و شاید ابراز محبت کنی.
باور کن دنیا به اندازه کافی حال بهمزن شده است. تو باید با فریادِ دوستت دارم کمکش کنی.
بلند شو و دستِ بیرمقِ انسانیت را بگیر.
فقط حواست باشد که نکند فقط به نمادهایِ لوسِ سرخ #ولنتاین و رد و بدل کردن آنها قناعت کنی! تو باید طوری توی چشمهای آنکه دلت را برده نگاه کنی که بفهمد: «کلیدِ دروازه قلبت دست اوست».
نگران نباش! همینکه از تهِ دل، به یارت بگویی دوستت دارم، ولنتاینت را به در کردهای. همین که احساست را جار بزنی و لبخندِ پَت و پهنات را تحویلش بدهی، ثوابش را بردهای.
راستش، چيزي که بيشتر مردم از عشق میفهمند، آن چيزی نيست که شاعران و عارفان و روشنفکران دربارهاش حرفها زدهاند. کسی که عاشق باشد، اصلن حرفش نمیآید. فقط نگاه میکند. زل میزند، آن هم دیوانهوار؛ و برای به چنگ آوردنِ دلِ معشوقش، به جانْ تلاش میکند. چون میداند که عاشق کسی بودن، فقط داشتن احساس قوی نيست، بلکه يک تصميم است. يک عقيده و يک قول.
هر لحظه بهانهای است برای تغییر. برای افزودن رنگی، لعابی یا جلایی به این عشق.
آهای عاشقِ سرخدل! مراقب عشقت باش و تا میتوانی شیپورش بزن.
بخواهی یا نخواهی، زمان میان چروکهای صورتت راهش را پیدا خواهد کرد و اگر سخت بگیری، تنها تو میمانی و آههایِ از تهِ دل، از نگفتنِ دوستتدارمها...
#مصطفی_سلیمانی
#ولنتاین
.
به چه کسی میخواهی جار بزنی دوست داشتنت را؟😃
بفرست براش.😎
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
#روز_مادر 😭😭 ❤️🍀 @filsofak
وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه، پنهانی مشتی قرصِ رنگارنگ برمیداری و میخوری، آب شدنت را میبینم و بغض خفهام میکند.
وقتی در برگهی آزمایشت میبینم قند خونت بالاست، اما باز دلت برایمان شور میزند، تازه میفهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبیها، همه بوها، همه مزهها.
وقتی اینباکس گوشیات را چک میکنم و میبینم که پر از پیامهای جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاههای آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کداممان- آنجا نیست، نمیتوانم خودم را ببخشم؛ فرو میریزم!
هر چقدر سنام بالاتر میرود و بیشتر مشکلاتِ مادران و فرزندان را میبینم، تازه میفهمم چقدر مسئولیت روی شانههایت بود؛ اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد، یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد میکند، سرم را رویِ پاهای چه کسی میگذارم جز تو؟ تو که برایم حرف میزنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» میخوانی، تمام زخمهای دلم خوب میشوند.
وقتی گلهایِ قالیِ زیرِ پایم را میبینم، یادم میافتد که چه حوصلهای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی میکوبیدی و ما میدیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار، با هم رجهایِ قالی را بالا میبردند.
وقتی آرام و ساکت، روی صندلیِ چوبیِ قدیمیِ جهیزیهات، روبهروی پنجرۀ خانه، با پدر چای مینوشی، یاد میگیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عمقِ نگاهت را به پدر میبینم، میدانم که باید بقیۀ عشقها جلویِ شما لُنگ بیندازند، بس که مجازیاند. بس که محبت هم نیستند. اختلالاند و بالا و پایین شدن هورمون!
وقتی عطرِ قرمه سبزیهایِ ظهرِ جمعهات تویِ خانه میپیچد، سیر هم که باشم، گرسنهام میشود. دلم میخواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانهام میکند!»
وقتی میبینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمیکنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق میکنم که مادرم هستی و من در عجبم که مگر با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت میتوان «مادر» بود...
همه میگویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت؛ اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشمهایت نگاه کنم و تو برایم شعر بخوانی.
قربان خندههایت بشوم.
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مادر
❤️🍀 @filsofak
وقتی در برگهی آزمایشت میبینم قند خونت بالاست، اما باز دلت برایمان شور میزند، تازه میفهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبیها، همه بوها، همه مزهها.
وقتی اینباکس گوشیات را چک میکنم و میبینم که پر از پیامهای جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاههای آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کداممان- آنجا نیست، نمیتوانم خودم را ببخشم؛ فرو میریزم!
هر چقدر سنام بالاتر میرود و بیشتر مشکلاتِ مادران و فرزندان را میبینم، تازه میفهمم چقدر مسئولیت روی شانههایت بود؛ اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد، یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد میکند، سرم را رویِ پاهای چه کسی میگذارم جز تو؟ تو که برایم حرف میزنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» میخوانی، تمام زخمهای دلم خوب میشوند.
وقتی گلهایِ قالیِ زیرِ پایم را میبینم، یادم میافتد که چه حوصلهای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی میکوبیدی و ما میدیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار، با هم رجهایِ قالی را بالا میبردند.
وقتی آرام و ساکت، روی صندلیِ چوبیِ قدیمیِ جهیزیهات، روبهروی پنجرۀ خانه، با پدر چای مینوشی، یاد میگیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عمقِ نگاهت را به پدر میبینم، میدانم که باید بقیۀ عشقها جلویِ شما لُنگ بیندازند، بس که مجازیاند. بس که محبت هم نیستند. اختلالاند و بالا و پایین شدن هورمون!
وقتی عطرِ قرمه سبزیهایِ ظهرِ جمعهات تویِ خانه میپیچد، سیر هم که باشم، گرسنهام میشود. دلم میخواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانهام میکند!»
وقتی میبینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمیکنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق میکنم که مادرم هستی و من در عجبم که مگر با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت میتوان «مادر» بود...
همه میگویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت؛ اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشمهایت نگاه کنم و تو برایم شعر بخوانی.
قربان خندههایت بشوم.
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مادر
❤️🍀 @filsofak
Lotfan Be Bande Avale Sababeat Begoo
Mohsen Chavoshi
این بچه لاکپشتِ نگونبخت، سالهاست
از تخم در میآید و سوی تو میدود
اما مقدّر است که در آخرین قدم
یعنی در آستانه دریا، دَمَر شود
#محسن_چاوشی
#موسیقی
❤️🍀 @filsofak
از تخم در میآید و سوی تو میدود
اما مقدّر است که در آخرین قدم
یعنی در آستانه دریا، دَمَر شود
#محسن_چاوشی
#موسیقی
❤️🍀 @filsofak
کسانی که مدت مدید، رازی را پنهان میکنند این کار را از سر شرم یا صرفا بهخاطر مراقبت از خودشان انجام نمیدهند، گاهی برای حمایت از دیگران، یا حفظ دوستی، یا رابطه عاشقانه، یا زندگی مشترکشان این کار را میکنند یا برای اینکه زندگی را برای بچههایشان قابل تحملتر کنند یا جلوی ترسشان را بگیرند، ترسهایی که معمولا زیاد است.
شاید هم نمیخواهند داستانی را که آرزو میکردند هرگز اتفاق نمیافتاد به دنیا اضافه کنند. اگر دربارهاش حرف نزنی مثل این است که پاکش کردهای، کمی فراموشش میکنی، انکارش میکنی، نگفتن یک ماجرا میتواند لطف کوچک کسی در حق دنیا باشد. باید برای این کار احترام قائل باشیم.
قلبی به این سپیدی
#خابیر_ماریاس
❤️🍀 @filsofak
شاید هم نمیخواهند داستانی را که آرزو میکردند هرگز اتفاق نمیافتاد به دنیا اضافه کنند. اگر دربارهاش حرف نزنی مثل این است که پاکش کردهای، کمی فراموشش میکنی، انکارش میکنی، نگفتن یک ماجرا میتواند لطف کوچک کسی در حق دنیا باشد. باید برای این کار احترام قائل باشیم.
قلبی به این سپیدی
#خابیر_ماریاس
❤️🍀 @filsofak
ما چه چیزهایی را مُردیم؟!
چه روزهایی که صبح را صبح زندگینکردیم و چقدر قرارها گذاشتیم و نَشُد!
گاهی مرورمیکنم چه چیزهایی را در کدام لحظه ها مُردم!
اینکه در هر لحظه ای که هستیم، هستیم و پس از آن لحظه جدیدی متولد میشود و قبلی میمیرد!
ما چقدر از دست دادیم؟ در تمام روزهای زیستن.
همین حالا که این متن را می خوانید ، «لحظهی» جمله قبل میمیرد و لحظه ای جدید متولد میشود.
ما حواسمان پَرت میشود و لحظه ها می میرند. چقدر خودمان را دیدیم؟ دوست داشتیم و چقدر به هم عشق دادیم! به هم، به خودمان، به پیرامون خودمان، به آدمها، گلدانها، رفقا، چقدر یادمان رفت فلانیها چه خواستند، چقدر گوش نکردیم، چقدر نگفتیم، چقدر تنها نبودیم،چه دوتایی های بیدلیلی را مُردیم!چه مهمانی هایی مُردیم،چه لذت هایی را و چه و چه...
همه ما چیز هایی را کُشتیم! دوست داشتنهایی را، خلوتهایی را، مهرورزیهایی را و چه راحت کُشتیم.
مرور کنیم.
مرور کنیم که دقیقن کِی بود که خودمان را ندیدیم!
دقیقن وقتی که باید میدیدیم و ندیدیم.
باید میشنیدیم و نشنیدیم!
کمی پیچیده است و در عین حال بسیار ساده!
اگر جواب کسی را ندادیم یعنی جواب سلامِ کسی را کُشتیم.
نامیرایی در زندگی کردن تعریف میشود. در خیالهایی که لحظه را میسازد.
میشود از شوقِ چیزِ دیگری که میسازیم لحظه را با شکوه کنیم، ما میسازیم.
ما خوشبختیها را میسازیم.
وقت برای مُردَن داریم، زندگی کنیم.
...
راستی من
بزرگترین مرگم را
روزی که «تو» رفتی! مُردم...
#صابر_ابر
❤️🍀 @filsofak
چه روزهایی که صبح را صبح زندگینکردیم و چقدر قرارها گذاشتیم و نَشُد!
گاهی مرورمیکنم چه چیزهایی را در کدام لحظه ها مُردم!
اینکه در هر لحظه ای که هستیم، هستیم و پس از آن لحظه جدیدی متولد میشود و قبلی میمیرد!
ما چقدر از دست دادیم؟ در تمام روزهای زیستن.
همین حالا که این متن را می خوانید ، «لحظهی» جمله قبل میمیرد و لحظه ای جدید متولد میشود.
ما حواسمان پَرت میشود و لحظه ها می میرند. چقدر خودمان را دیدیم؟ دوست داشتیم و چقدر به هم عشق دادیم! به هم، به خودمان، به پیرامون خودمان، به آدمها، گلدانها، رفقا، چقدر یادمان رفت فلانیها چه خواستند، چقدر گوش نکردیم، چقدر نگفتیم، چقدر تنها نبودیم،چه دوتایی های بیدلیلی را مُردیم!چه مهمانی هایی مُردیم،چه لذت هایی را و چه و چه...
همه ما چیز هایی را کُشتیم! دوست داشتنهایی را، خلوتهایی را، مهرورزیهایی را و چه راحت کُشتیم.
مرور کنیم.
مرور کنیم که دقیقن کِی بود که خودمان را ندیدیم!
دقیقن وقتی که باید میدیدیم و ندیدیم.
باید میشنیدیم و نشنیدیم!
کمی پیچیده است و در عین حال بسیار ساده!
اگر جواب کسی را ندادیم یعنی جواب سلامِ کسی را کُشتیم.
نامیرایی در زندگی کردن تعریف میشود. در خیالهایی که لحظه را میسازد.
میشود از شوقِ چیزِ دیگری که میسازیم لحظه را با شکوه کنیم، ما میسازیم.
ما خوشبختیها را میسازیم.
وقت برای مُردَن داریم، زندگی کنیم.
...
راستی من
بزرگترین مرگم را
روزی که «تو» رفتی! مُردم...
#صابر_ابر
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاش آنچه که خوب است، در نظر مردم زیبا باشد
احسان یارشاطر
زاده ۱۲ فروردین ۱۲۹۹ در همدان – درگذشته ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ در کالیفرنیا
بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامه ایرانیکا
بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی
❤️🍀 @filsofak
احسان یارشاطر
زاده ۱۲ فروردین ۱۲۹۹ در همدان – درگذشته ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ در کالیفرنیا
بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامه ایرانیکا
بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
اتمام کارگاه منِ دوستداشتنی|قم|مجموعه گروه تشخیص درمانی فرجاد
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak