Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 منبرک: (IQ یا EQ؟)
.
بیآنکه سلامی دهد، خودش را روی صندلی وِل میکند. نگاهش را به زمین میدوزد. از جهت ظاهری و زیبایی به گونهای است که گویا طبیعت لطفش را در حقش تمام کرده باشد. بیستوششساله بود، اما با آن سن و سال نسبتاً کمش، روزمه پُر وپیمانی داشت. از قرائن زیادی میشد فهمید که هوش و استعداد بالایی دارد. تا مقطع فوقلیسانس در دانشگاه تهران درس خوانده و برای دکتری به یکی از دانشگاههای آمریکا بورسیه شده. زبانانگلیسی و فرانسوی خوراکش است. به نواختن پنج آلتموسیقی تبحر خاصی دارد. مدالهای متعددی در مسابقات مختلف کسب کرده.
_ بعد از گرفتنِ بیوگرافی، نسکافهای دادم دستش. درباره مشکلش پرسیدم.
گفت: از هشت سالگی به بعد از زندگیاش لذت نبرده است. تمام دغدغهاش این بوده که شاگرد اول باشد. در همه مسابقات رتبه اول را کسب کند. اگر اول میشده که هیچ، اما اگر نمیشده، به زمین و زمان بدبین بد و بیراه میگفته و گوشهگیر میشده. وسط راه به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر شرایط ایران باشد. خودش را به آب و آتش زده تا فرار را بر قرار ترجیح دهد. از بدِ حادثه آنجا هم آب از آب تکان نمیخورد. در آمریکا هم غمباد میگیرد. در طول چند سال رفتنش، دریغ از جُستن یک رفیق صمیمی و رابطه درستی با هیچ دختری. به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر غمِ غربت باشد که در صورت برگشت به ایران همه چیز روی خوش به او نشان خواهد داد...
.
امروزه آنچه برای والدین اهمیت دارد این است که گوش فلک را کر کنند و به همه ثابت کنند که بچهمان نابغه است. دوست دارند بچهشان بهره هوشی(هوش بهر-IQ) بالا داشته باشد که دماغشان را بالا بگیرند که تیزهوش زاییدهاند. آنها فکر میکنند که فقط تیزهوشها در زندگی موفقاند. اما آیا واقعا اینطور است؟
از نگاه روانشناسان، IQ نقش بالایی در موفقیت آدمها ندارد. افراد وقتی شاخ میشوند کهEQشان از بقیه بالاتر است. EQ همان هوشِهیجانی است. نتایج پژوهشهای مختلفِ میدانی نشان میدهد که هوش هیجانی(EQ) بهتر از هوشبهر(IQ) میتواند ضامن موفقیت افراد باشد.
جالب است بدانید که هوش هیجانی یادگرفتنی است، ولی هوشبهر خیلی قابل تغییر نیست. هوشهیجانی یعنی اینکه فرد بتواند احساسات خودش و دیگران را خوب بشناسد و بر اساس این احساسات و هیجانات، واکنش مناسب نشان دهد. یکی از عوامل کلیدی هوشهیجانی مهارت برقراری ارتباط است. چیزی که این مراجع از نبودش رنج میبرد. کسی که با این همه آپشن بلد نیست از زندگیاش لذت ببرد!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
.
بیآنکه سلامی دهد، خودش را روی صندلی وِل میکند. نگاهش را به زمین میدوزد. از جهت ظاهری و زیبایی به گونهای است که گویا طبیعت لطفش را در حقش تمام کرده باشد. بیستوششساله بود، اما با آن سن و سال نسبتاً کمش، روزمه پُر وپیمانی داشت. از قرائن زیادی میشد فهمید که هوش و استعداد بالایی دارد. تا مقطع فوقلیسانس در دانشگاه تهران درس خوانده و برای دکتری به یکی از دانشگاههای آمریکا بورسیه شده. زبانانگلیسی و فرانسوی خوراکش است. به نواختن پنج آلتموسیقی تبحر خاصی دارد. مدالهای متعددی در مسابقات مختلف کسب کرده.
_ بعد از گرفتنِ بیوگرافی، نسکافهای دادم دستش. درباره مشکلش پرسیدم.
گفت: از هشت سالگی به بعد از زندگیاش لذت نبرده است. تمام دغدغهاش این بوده که شاگرد اول باشد. در همه مسابقات رتبه اول را کسب کند. اگر اول میشده که هیچ، اما اگر نمیشده، به زمین و زمان بدبین بد و بیراه میگفته و گوشهگیر میشده. وسط راه به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر شرایط ایران باشد. خودش را به آب و آتش زده تا فرار را بر قرار ترجیح دهد. از بدِ حادثه آنجا هم آب از آب تکان نمیخورد. در آمریکا هم غمباد میگیرد. در طول چند سال رفتنش، دریغ از جُستن یک رفیق صمیمی و رابطه درستی با هیچ دختری. به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر غمِ غربت باشد که در صورت برگشت به ایران همه چیز روی خوش به او نشان خواهد داد...
.
امروزه آنچه برای والدین اهمیت دارد این است که گوش فلک را کر کنند و به همه ثابت کنند که بچهمان نابغه است. دوست دارند بچهشان بهره هوشی(هوش بهر-IQ) بالا داشته باشد که دماغشان را بالا بگیرند که تیزهوش زاییدهاند. آنها فکر میکنند که فقط تیزهوشها در زندگی موفقاند. اما آیا واقعا اینطور است؟
از نگاه روانشناسان، IQ نقش بالایی در موفقیت آدمها ندارد. افراد وقتی شاخ میشوند کهEQشان از بقیه بالاتر است. EQ همان هوشِهیجانی است. نتایج پژوهشهای مختلفِ میدانی نشان میدهد که هوش هیجانی(EQ) بهتر از هوشبهر(IQ) میتواند ضامن موفقیت افراد باشد.
جالب است بدانید که هوش هیجانی یادگرفتنی است، ولی هوشبهر خیلی قابل تغییر نیست. هوشهیجانی یعنی اینکه فرد بتواند احساسات خودش و دیگران را خوب بشناسد و بر اساس این احساسات و هیجانات، واکنش مناسب نشان دهد. یکی از عوامل کلیدی هوشهیجانی مهارت برقراری ارتباط است. چیزی که این مراجع از نبودش رنج میبرد. کسی که با این همه آپشن بلد نیست از زندگیاش لذت ببرد!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
جهان بر محور احساس میچرخد!
انگار فقط آمده بود بدبختیاش را به من اثبات کند و برود. از اینکه ناخواسته به دنیا آمده شروع کرد تا رسید به اینجا که الآن هم قاچاقی زنده است. بیستوهشت ساله بود و به قول خودش، فوقلیسانس، بیکار و افسرده.
اصل حرفش این بود که هر چه سنگ است مال پای لنگ است. و هی راه به راه دستش را میکوبید به پیشانیش و میگفت آدم باید پیشانی داشته باشد وگرنه تا آخر دنیا هم سگدو بزند هیچ گُهی نمیشود.
نیامده بود که حرف بشنود وگرنه حرف زیاد داشتم براش.
میخواستم بگویم که جهانِ به این بزرگی، آنطوری هم که او فکر میکند شیر تو شیر نیست. باور کند یا نه، تک تک آدمها نان دلشان را میخورند و این یعنی جهان روی محور احساسات میچرخد. اصلن قوانیناش هم بر پایه احساسات کار میکند و سرنوشت هیچ کس از پیش تعیین نشده است. و مثالش هم، به قول خودش، «بدبختزاده»هایی هستند که زندگیشان را با دستهای خودشان کنفیکون کردهاند.
رد خور ندارد که هر کس به هر دلیلی احساس خوبی نداشته باشد، اگر همین احساساتش را کش بدهد، از در و دیوار هم برایش حالِ بد میبارد. نمیشود جو بکاری و توقع گندم داشته باشی.
یک روانشناس، تحقیقی انجام داده که بفهمد چرا بعضیها، بخت و اقبال مدام در خانهشان را میزند و بعضی دیگر پشت سر هم بدشانسی میآورند. و پژوهشاش را روی افرادی که خودشان را خوششانس یا بدشانس میدانستهاند اجرا کرده. توی یکی از آزمایشهاش، روزنامهای را داده به آزمونشوندهها، که ورقش بزنند و بگویند چند عکس توش میبینند؛ و درست وسط یکی از صفحهها، یک آگهی با فونت بزرگ و رنگ خیرهکننده چاپ کرده با این عنوان که، هر کس این آگهی را دید زنگ بزند به فلان شماره و بعدش فلان مقدار جایزه بگیرد. همین و تمام. نتایج ثبت شده نشان دادهاند که غالب افرادی که خودشان را خوششانس میدانستهاند آن آگهی را دیدهاند.
کسی که خودش را بدشانس میداند، عموماً آدم عصبیای است؛ و همین فشار عصبی کافی است تا تواناییاش برای توجه به فرصتهای غیرمنتظره مختل شود.
حس خوب، حال خوب میآورد و حال خوب تنها چیزی است که میتواند زنجیره احساسات بد و اتفاقات ناخوشایند را قطع کند.
بله، مشکلات وجود دارند؛ اما توجه به آنها هیچ دردی را دوا که نمیکند هیچ، کشدارشان هم میکند.
حس خوب را باید ساخت و تزریقاش کرد به زندگی. باید تداومش داد با انتخابِ عمدی.
حسِّ دلانگیز نوشیدن یک فنجان چای، دوش گرفتن، آواز خواندن، قدم زدن، نوشتن، بوییدن یک میوه و یا راز و نیاز با خدا.
امتحان کنیم. شده برای یک بار. میارزد.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
#حال_خوب
#شانس
🍀❤️ @The_meaningoflife
انگار فقط آمده بود بدبختیاش را به من اثبات کند و برود. از اینکه ناخواسته به دنیا آمده شروع کرد تا رسید به اینجا که الآن هم قاچاقی زنده است. بیستوهشت ساله بود و به قول خودش، فوقلیسانس، بیکار و افسرده.
اصل حرفش این بود که هر چه سنگ است مال پای لنگ است. و هی راه به راه دستش را میکوبید به پیشانیش و میگفت آدم باید پیشانی داشته باشد وگرنه تا آخر دنیا هم سگدو بزند هیچ گُهی نمیشود.
نیامده بود که حرف بشنود وگرنه حرف زیاد داشتم براش.
میخواستم بگویم که جهانِ به این بزرگی، آنطوری هم که او فکر میکند شیر تو شیر نیست. باور کند یا نه، تک تک آدمها نان دلشان را میخورند و این یعنی جهان روی محور احساسات میچرخد. اصلن قوانیناش هم بر پایه احساسات کار میکند و سرنوشت هیچ کس از پیش تعیین نشده است. و مثالش هم، به قول خودش، «بدبختزاده»هایی هستند که زندگیشان را با دستهای خودشان کنفیکون کردهاند.
رد خور ندارد که هر کس به هر دلیلی احساس خوبی نداشته باشد، اگر همین احساساتش را کش بدهد، از در و دیوار هم برایش حالِ بد میبارد. نمیشود جو بکاری و توقع گندم داشته باشی.
یک روانشناس، تحقیقی انجام داده که بفهمد چرا بعضیها، بخت و اقبال مدام در خانهشان را میزند و بعضی دیگر پشت سر هم بدشانسی میآورند. و پژوهشاش را روی افرادی که خودشان را خوششانس یا بدشانس میدانستهاند اجرا کرده. توی یکی از آزمایشهاش، روزنامهای را داده به آزمونشوندهها، که ورقش بزنند و بگویند چند عکس توش میبینند؛ و درست وسط یکی از صفحهها، یک آگهی با فونت بزرگ و رنگ خیرهکننده چاپ کرده با این عنوان که، هر کس این آگهی را دید زنگ بزند به فلان شماره و بعدش فلان مقدار جایزه بگیرد. همین و تمام. نتایج ثبت شده نشان دادهاند که غالب افرادی که خودشان را خوششانس میدانستهاند آن آگهی را دیدهاند.
کسی که خودش را بدشانس میداند، عموماً آدم عصبیای است؛ و همین فشار عصبی کافی است تا تواناییاش برای توجه به فرصتهای غیرمنتظره مختل شود.
حس خوب، حال خوب میآورد و حال خوب تنها چیزی است که میتواند زنجیره احساسات بد و اتفاقات ناخوشایند را قطع کند.
بله، مشکلات وجود دارند؛ اما توجه به آنها هیچ دردی را دوا که نمیکند هیچ، کشدارشان هم میکند.
حس خوب را باید ساخت و تزریقاش کرد به زندگی. باید تداومش داد با انتخابِ عمدی.
حسِّ دلانگیز نوشیدن یک فنجان چای، دوش گرفتن، آواز خواندن، قدم زدن، نوشتن، بوییدن یک میوه و یا راز و نیاز با خدا.
امتحان کنیم. شده برای یک بار. میارزد.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
#حال_خوب
#شانس
🍀❤️ @The_meaningoflife
⭕️آرزو نباید به باور تبدیل شود.
✍️مصطفی ملکیان
🔹آرزو اندیشی هم باید از ما گرفته شود. آرزو عیب ندارد اما آرزواندیشی عیب دارد. اگر به شما بگویم آرزو دارم که فرزندم برنده جایزه نوبل شود هیچ مشکلی ندارد. اما آرزواندیشی این است که آرزو را به یک باور تبدیل کنیم. چون آرزو دارم فرزند من شاگرد اول کلاس شود پس فرزند من شاگرد اول کلاس هست. چون آرزو دارم دینم کاملترین ادیان باشد آن وقت معتقد شوم دینم کاملترین ادیان هست. تبدیل آرزو به باور اشکال منطقی دارد. قرآن میگوید یهودیان میگویند ما دوستان و فرزندان خداییم و معتقد بودند قوم برگزیده هستند و میگویند چون دوستان و فرزندان خداییم اصلاً وارد جهنم نمیشویم. فقط ممکن است چند روزی ما را وارد جهنم کنند. قرآن میگوید این آرزو اندیشی شما است. برهانتان چیست. این که من آرزو دارم وارد جهنم نشوم یک حرف است و این که من وارد جهنم نخواهم شد حرف دیگری است. به این میگویند امیه در زبان عربی که همان آرزو اندیشی است. امت مرحومه هم یک آرزو اندیشی است. ناسیونالیسم هم یک آرزو اندیشی است که با وطن دوستی متفاوت است. هر انسان طبیعی و بهنجاری مادر خود را دوست دارد. در این شکی نیست. وطن ما هم مثل مادر ما است.
🔹 البته همانطور که مادردوستی نه فضیلت است و نه رذیلت. وطن دوستی هم نه فضیلت و نه رذیلت است. فضیلت و رذیلت مربوط به امور ارادی است. مادر دوستی غیر ارادی است. اگر از وطن دوستی به این باور برسیم که وطن من پیشرفتهترین وطن با نجیبترین و بهترین مردمان است آن وقت آرزو اندیشی کردهایم و این همان ناسیونالیسم است. اینکه وطنم بهترین وطن است دلیل میخواهد و به صرف آرزو نمیتوان به آن باور داشت.
🔻متناقض نماهای زندگی معنوی، افتتاحیه خانه غدیر ، 8 دی 96.
🍀❤️ @filsofak
✍️مصطفی ملکیان
🔹آرزو اندیشی هم باید از ما گرفته شود. آرزو عیب ندارد اما آرزواندیشی عیب دارد. اگر به شما بگویم آرزو دارم که فرزندم برنده جایزه نوبل شود هیچ مشکلی ندارد. اما آرزواندیشی این است که آرزو را به یک باور تبدیل کنیم. چون آرزو دارم فرزند من شاگرد اول کلاس شود پس فرزند من شاگرد اول کلاس هست. چون آرزو دارم دینم کاملترین ادیان باشد آن وقت معتقد شوم دینم کاملترین ادیان هست. تبدیل آرزو به باور اشکال منطقی دارد. قرآن میگوید یهودیان میگویند ما دوستان و فرزندان خداییم و معتقد بودند قوم برگزیده هستند و میگویند چون دوستان و فرزندان خداییم اصلاً وارد جهنم نمیشویم. فقط ممکن است چند روزی ما را وارد جهنم کنند. قرآن میگوید این آرزو اندیشی شما است. برهانتان چیست. این که من آرزو دارم وارد جهنم نشوم یک حرف است و این که من وارد جهنم نخواهم شد حرف دیگری است. به این میگویند امیه در زبان عربی که همان آرزو اندیشی است. امت مرحومه هم یک آرزو اندیشی است. ناسیونالیسم هم یک آرزو اندیشی است که با وطن دوستی متفاوت است. هر انسان طبیعی و بهنجاری مادر خود را دوست دارد. در این شکی نیست. وطن ما هم مثل مادر ما است.
🔹 البته همانطور که مادردوستی نه فضیلت است و نه رذیلت. وطن دوستی هم نه فضیلت و نه رذیلت است. فضیلت و رذیلت مربوط به امور ارادی است. مادر دوستی غیر ارادی است. اگر از وطن دوستی به این باور برسیم که وطن من پیشرفتهترین وطن با نجیبترین و بهترین مردمان است آن وقت آرزو اندیشی کردهایم و این همان ناسیونالیسم است. اینکه وطنم بهترین وطن است دلیل میخواهد و به صرف آرزو نمیتوان به آن باور داشت.
🔻متناقض نماهای زندگی معنوی، افتتاحیه خانه غدیر ، 8 دی 96.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: نقدِ رفتار، نه شخص!
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
نحوه انتقاد همسری از همسر خود، کار ساده و پیشپا افتادهای به نظر میرسد؛ در حالی که به واقع اینطور نیست. امر و نهی و انتقادِ مؤثر، کاری بس پیچیده، دارای چهارچوب و اصول مشخص و مستلزم مهارت انتقادگری است.
خواهناخواه مسأله انتقاد تا حدودی برای هر شخصی ناخواستنی، آزارنده و تلخ است. از این رو، این تلخی و آزارندگی را باید با کسب توانایی و مهارت، شکلاتپیج کرد و از تلخیاش کاست.
باید دانست که هر یک از ما، اگر به آداب و اصول و شیوههای انتقاد صحیح آگاه نباشیم، میتوانیم با انتقادگری غیر اصولی و ناصحیح خود سبب آزردگی خاطر و عدم تأثیرگذاری نقدمان بر دیگری میشویم.
با این توصیفات، آیا بهتر نیست که از خیر نقد کردن، که هم اصول ریز و دقیقی دارد و هم میتواند به جای مفید واقع شدن، آسیبزننده بشود، بگذریم؟ بیتردید پاسخ منفی است. نباید فراموش کرد که آدمی با نقد کردن است که میتواند خود و عملکرد خود را بهبود ببخشد. هر فردی با هر مرتبهای از رشد، با نقد نشدن، قادر نخواهد بود که رشد و پیشرفت خود را به صورت ملموس درک کند.
پس به این ترتیب، همه ما بیتردید نیازمند آگاهی از روشها، چهارچوبها، اصول و شیوههای انتقاد هستیم؛ تا بدین ترتیب بتوانیم از سوءتفاهمها، جنگ و جدلها و کینهورزیها جلوگیری کنیم.
در این یادداشت کوتاه به آداب انتقاد از همسر اشاراتی میشود:
۱. توجه به زمان انتقاد:
این نکته به نظر کاملاً آشکار است که تا همسر آمادگی روحی لازم برای شنیدن انتقاد را نداشته باشد، انتقاد مثبت و سازنده هرگز رخ نخواهد داد.
به عنوان مثال، زمانی که زن و شوهر به دلیل مشغولیتهای ناشی از برنامهها و کارهای روزانهشان خسته هستند، یا به خاطر موضوعی دچار اشتغال فکری هستند، یا به دلیل یک پیشامد یا اتفاق عصبانی هستند و... انتقاد کردن از آنها، امری عبث و بیفایده است.
اگر زن و مرد به زمان انتقاد از یکدیگر توجه نکنند، چالش و تنش در زندگیشان نه تنها کم نمیشود، بلکه بیشتر هم اتفاق خواهد افتاد.
گاهی در جلسات مشاوره به این نتیجه میرسیم که بیان انتقاد به همسر یا مطرح کردن یک موضوع با او، به گذر زمان زیادی نیاز دارد؛ تا به این ترتیب، آمادگی لازم برای شنیده شدن انتقاد در او ایجاد شود.
در این زمان و در همین فرصت داده شده، زن یا مرد باید مقدمات لازم را فراهم کنند تا بتوانند زمینه را برای انتقاد صحیح آماده کنند.
۲. انتقاد از رفتار، نه شخصیت:
زن و شوهر قبل از اینکه موضوع انتقاد را با یکدیگر مطرح کنند، لازم است توجه طرف مقابلشان را به این نکته جلب کنند که:
«چیزی که بیان میکنم، زاویه دید من نسبت به کار تو و نظر شخصی من در رابطه با رفتاری است که از تو سر زده است...».
بیان این جملات از این لحاظ سودمند است که موجب میشود شخص مقابل به هیچ عنوان احساس نکند که شما دارید به او انگ و برچسب میزنید یا حکم کلی برایش صادر میکنید. در این موقعیت، همسرتان متوجه میشود که شما تنها نسبت به رفتار همسرتان نقد دارید نه نسبت به شخصیت او!
هر گاه شخص انتقادکننده از کلمات کلیای مثل «همیشه» و «هرگز» برای توصیف رفتارهای غلط همسرش استفاده کند، به صورت غیر مستقیم او را وارد یک بازی میکند، که در آن شخص مورد انتقاد ناخودآگاه حالت تدافعی را در پیش میگیرد.
به عنوان مثال، از این مدل جملات استفاده نکنید:
«تو همیشه با صدای بلند میخندی»
«تو هیچوقت به حرف من دقت نمیکنی»
بیشک با این جملات و عبارات، این حس به آنها دست میدهد که شما روی نقاط ضعف او متمرکز شدهاید و چشمتان را به روی نقاط قوتاش بستهاید.
به جای کلمات «هرگز، هیچوقت، همیشه» از کلمات «بعضی اوقات، معمولاً» استفاده کنید.
۳. انتقاد در جمع ممنوع!
انتقاد از یک فرد در جمع، به نوعی کوبیدن و تحقیر او محسوب میشود.
انتقاد از همسر در میان جمع، حس شرمندگی و رنجش خاطر را برای او به همراه خواهد آورد و به این ترتیب، اثرگذاری نقد را برای او از بین خواهد برد.
انتقاد در خلوت و تنهایی، حسن نیت و بار سازندگی نقد را دو چندان میکند.
۴. شروع مثبت:
ذات و فطرت آدمی دوست دارد به سمت رشد و تعالی قدم بردارد؛ لذا تبیین و تحسین نقاط مثبت آدمی، این مسیر را برای او هموارتر خواهد کرد.
روانشناسان تأکید دارند که بهتر است پیش از شروع کردن به انتقاد و تذکر دادن نقاط ضعف یک فرد به او، از یک یا چند نقطه قوت شخصیتی فرد انتقاد شونده یاد کنند و پس از آن به او بگویند که در او یک نقطه ضعف هم میبینند که اگر بهبود پیدا کند نقاط مثبتش را پررنگتر خواهد کرد.
مهم است که در پایان هم، دیالوگ انتقادی با نگاه و نکته مثبت تمام شود.
در واقع، انتقاد باید ما بین دو مسأله و ویژگی مثبت رخ بدهد تا شخص احساس سربلندی و حس خوب را از انتقاداتی که شنیده است داشته باشد.
🍀❤ @The_meaningoflife
موضوع: نقدِ رفتار، نه شخص!
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
نحوه انتقاد همسری از همسر خود، کار ساده و پیشپا افتادهای به نظر میرسد؛ در حالی که به واقع اینطور نیست. امر و نهی و انتقادِ مؤثر، کاری بس پیچیده، دارای چهارچوب و اصول مشخص و مستلزم مهارت انتقادگری است.
خواهناخواه مسأله انتقاد تا حدودی برای هر شخصی ناخواستنی، آزارنده و تلخ است. از این رو، این تلخی و آزارندگی را باید با کسب توانایی و مهارت، شکلاتپیج کرد و از تلخیاش کاست.
باید دانست که هر یک از ما، اگر به آداب و اصول و شیوههای انتقاد صحیح آگاه نباشیم، میتوانیم با انتقادگری غیر اصولی و ناصحیح خود سبب آزردگی خاطر و عدم تأثیرگذاری نقدمان بر دیگری میشویم.
با این توصیفات، آیا بهتر نیست که از خیر نقد کردن، که هم اصول ریز و دقیقی دارد و هم میتواند به جای مفید واقع شدن، آسیبزننده بشود، بگذریم؟ بیتردید پاسخ منفی است. نباید فراموش کرد که آدمی با نقد کردن است که میتواند خود و عملکرد خود را بهبود ببخشد. هر فردی با هر مرتبهای از رشد، با نقد نشدن، قادر نخواهد بود که رشد و پیشرفت خود را به صورت ملموس درک کند.
پس به این ترتیب، همه ما بیتردید نیازمند آگاهی از روشها، چهارچوبها، اصول و شیوههای انتقاد هستیم؛ تا بدین ترتیب بتوانیم از سوءتفاهمها، جنگ و جدلها و کینهورزیها جلوگیری کنیم.
در این یادداشت کوتاه به آداب انتقاد از همسر اشاراتی میشود:
۱. توجه به زمان انتقاد:
این نکته به نظر کاملاً آشکار است که تا همسر آمادگی روحی لازم برای شنیدن انتقاد را نداشته باشد، انتقاد مثبت و سازنده هرگز رخ نخواهد داد.
به عنوان مثال، زمانی که زن و شوهر به دلیل مشغولیتهای ناشی از برنامهها و کارهای روزانهشان خسته هستند، یا به خاطر موضوعی دچار اشتغال فکری هستند، یا به دلیل یک پیشامد یا اتفاق عصبانی هستند و... انتقاد کردن از آنها، امری عبث و بیفایده است.
اگر زن و مرد به زمان انتقاد از یکدیگر توجه نکنند، چالش و تنش در زندگیشان نه تنها کم نمیشود، بلکه بیشتر هم اتفاق خواهد افتاد.
گاهی در جلسات مشاوره به این نتیجه میرسیم که بیان انتقاد به همسر یا مطرح کردن یک موضوع با او، به گذر زمان زیادی نیاز دارد؛ تا به این ترتیب، آمادگی لازم برای شنیده شدن انتقاد در او ایجاد شود.
در این زمان و در همین فرصت داده شده، زن یا مرد باید مقدمات لازم را فراهم کنند تا بتوانند زمینه را برای انتقاد صحیح آماده کنند.
۲. انتقاد از رفتار، نه شخصیت:
زن و شوهر قبل از اینکه موضوع انتقاد را با یکدیگر مطرح کنند، لازم است توجه طرف مقابلشان را به این نکته جلب کنند که:
«چیزی که بیان میکنم، زاویه دید من نسبت به کار تو و نظر شخصی من در رابطه با رفتاری است که از تو سر زده است...».
بیان این جملات از این لحاظ سودمند است که موجب میشود شخص مقابل به هیچ عنوان احساس نکند که شما دارید به او انگ و برچسب میزنید یا حکم کلی برایش صادر میکنید. در این موقعیت، همسرتان متوجه میشود که شما تنها نسبت به رفتار همسرتان نقد دارید نه نسبت به شخصیت او!
هر گاه شخص انتقادکننده از کلمات کلیای مثل «همیشه» و «هرگز» برای توصیف رفتارهای غلط همسرش استفاده کند، به صورت غیر مستقیم او را وارد یک بازی میکند، که در آن شخص مورد انتقاد ناخودآگاه حالت تدافعی را در پیش میگیرد.
به عنوان مثال، از این مدل جملات استفاده نکنید:
«تو همیشه با صدای بلند میخندی»
«تو هیچوقت به حرف من دقت نمیکنی»
بیشک با این جملات و عبارات، این حس به آنها دست میدهد که شما روی نقاط ضعف او متمرکز شدهاید و چشمتان را به روی نقاط قوتاش بستهاید.
به جای کلمات «هرگز، هیچوقت، همیشه» از کلمات «بعضی اوقات، معمولاً» استفاده کنید.
۳. انتقاد در جمع ممنوع!
انتقاد از یک فرد در جمع، به نوعی کوبیدن و تحقیر او محسوب میشود.
انتقاد از همسر در میان جمع، حس شرمندگی و رنجش خاطر را برای او به همراه خواهد آورد و به این ترتیب، اثرگذاری نقد را برای او از بین خواهد برد.
انتقاد در خلوت و تنهایی، حسن نیت و بار سازندگی نقد را دو چندان میکند.
۴. شروع مثبت:
ذات و فطرت آدمی دوست دارد به سمت رشد و تعالی قدم بردارد؛ لذا تبیین و تحسین نقاط مثبت آدمی، این مسیر را برای او هموارتر خواهد کرد.
روانشناسان تأکید دارند که بهتر است پیش از شروع کردن به انتقاد و تذکر دادن نقاط ضعف یک فرد به او، از یک یا چند نقطه قوت شخصیتی فرد انتقاد شونده یاد کنند و پس از آن به او بگویند که در او یک نقطه ضعف هم میبینند که اگر بهبود پیدا کند نقاط مثبتش را پررنگتر خواهد کرد.
مهم است که در پایان هم، دیالوگ انتقادی با نگاه و نکته مثبت تمام شود.
در واقع، انتقاد باید ما بین دو مسأله و ویژگی مثبت رخ بدهد تا شخص احساس سربلندی و حس خوب را از انتقاداتی که شنیده است داشته باشد.
🍀❤ @The_meaningoflife
اگر در هر اوضاع و احوالی عزم کنیم بر اینکه مسأله را حل و مشکل را رفع کنیم، بهتر از این است که بگوییم "دیگر این راه را تا اینجا پیش آمدهایم و از این پس هم با همین وضع پیش خواهیم رفت."
|مصطفی ملکیان|
🍀❤️ @filsofak
|مصطفی ملکیان|
🍀❤️ @filsofak
.
بحث جنگ که سر میگیرد، وقتی موافقین و مخالفین بلندگو به دست می گیرند، جای خالی یک دسته خیلی به چشم می آید. آنها که جایشان در میان این جدل خالی است، قربانیان جنگهای پیشین هستند، کسانی که زیرِ خروارها خاک خفتهاند. کسانی که دستشان از این دنیا کوتاه و زبانشان تا ابد خاموش است. آنها که اگر میتوانستند سخن بگویند از تلخی از دست دادن فرصت زندگی میگفتند، و همه ما را قانع میکردند که جنگ شومترین پدیده این جهان است.
🔸امیرعلی بنی اسدی
🍀❤️ @filsofak
بحث جنگ که سر میگیرد، وقتی موافقین و مخالفین بلندگو به دست می گیرند، جای خالی یک دسته خیلی به چشم می آید. آنها که جایشان در میان این جدل خالی است، قربانیان جنگهای پیشین هستند، کسانی که زیرِ خروارها خاک خفتهاند. کسانی که دستشان از این دنیا کوتاه و زبانشان تا ابد خاموش است. آنها که اگر میتوانستند سخن بگویند از تلخی از دست دادن فرصت زندگی میگفتند، و همه ما را قانع میکردند که جنگ شومترین پدیده این جهان است.
🔸امیرعلی بنی اسدی
🍀❤️ @filsofak
عادت کردهایم هر پدیدهای را، اعم از جریان، شخص، حزب، کالا، دوست، همسر، همکار، کلاً به صورت سفید و سیاه، خوب مطلق یا بد مطلق، دیو یا فرشته ارزیابی میکنیم.
کمتر اتفاق میافتد که آرام و متین، درباره یک نفر بگوییم
فلانی این صفت و آن روحیه و آن رفتارش چنین است و در مقابل آن یکیها چنان...
به عبارتی، رفتار هایمان معتدل نیست.
کینههایی را هم که گاهی میورزیم، قطب رو به روی مهرورزیهای بیحدمان است و حاصلش هم این است که مطمئن نیستیم این تعداد دوستان و هواخواهانی که امروز داریم، آیا برای فردا هم باقی خواهند ماند یا نه!...
و آن وقت ترس میگیردمان! یک چرخهای از ترس و کینه و انتقام و عدم آرامش.
چرا درماندهایم_حسن نراقی
🍀❤️ @filsofak
کمتر اتفاق میافتد که آرام و متین، درباره یک نفر بگوییم
فلانی این صفت و آن روحیه و آن رفتارش چنین است و در مقابل آن یکیها چنان...
به عبارتی، رفتار هایمان معتدل نیست.
کینههایی را هم که گاهی میورزیم، قطب رو به روی مهرورزیهای بیحدمان است و حاصلش هم این است که مطمئن نیستیم این تعداد دوستان و هواخواهانی که امروز داریم، آیا برای فردا هم باقی خواهند ماند یا نه!...
و آن وقت ترس میگیردمان! یک چرخهای از ترس و کینه و انتقام و عدم آرامش.
چرا درماندهایم_حسن نراقی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این هم روایتی اشکآلود و شیرین از آنچه در نظریۀ «پذیرش و پایبندی» (ACT)، نامش را «اجتناب تجربهای» (experiential avoidance) گذاشتهاند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
من صبورم اما سنگ نیستم
.
میگفت «من، صبح که از خواب پا میشم، دلم میخواد کسی نباشه باهام حرف بزنه. میخوام از خونه که میرم بیرون، کسی منتظر نباشه برگردم. دلِ کسی تنگ نشه واسهم. کسی منو نخواد».
.
بریده بود از همه؛ و پیش از همه، به گمانم از خودش.
حالا من نشستهام روبهروی یک آدم ناامید و خسته، که حواسش نیست منی که نشستهام روبهروش هم خیلی وقتها، همان دردهایی را حس میکنم که او حس میکند. که من هم زیاد پیش آمده که دلم آشوب باشد، که گرهی افتاده باشد توی زندگیم، اما اشکهایم را نگذاشته باشم که بریزند، بغضهایم را فرو دادهام و گوش شدهام برای حرفهای آنکه سفره دلش را پهن کرده جلوم.
که من هم، روزهای زیادی آمده و رفته، که حوصله خودم را نداشتهام؛ که دلم میخواسته یک کنج پیدا کنم که توی خلوتش برای حال خودم زار بزنم با صدای بلند؛ اما سرپا ماندهام، دوام آوردهام، خیسیِ چشمهام را دور از چشمِ امیدوار آنکه مرا تنها روزنه امیدش میدیده، پاک کردهام، فکر کردن به غمهام را گذاشتهام برای بعد و تنها به او اندیشیدهام.
به اینکه چطور شادی را بدوانم توی سینهاش. به اینکه چطور دستاش را بگیرم و از تاریکیای که گم شده توش بیرونش بیاورم و برش گردانم به زندگی.
من صبورم اما سنگ نیستم.
من همان شانه محکمام به وقت بیپناهیِ آدمهای روز، و همان اشکهای بیصدای بیوقفهام، هنگامه قدم زدنهای تنهاییهای بزرگ شبانه.
تناقض عجیبی است. دست میبری توی بطن آنکه نشسته روبهروت، دردهاش را از عمق جانش بیرون میکشی، یک مرهم درمیآوری و میبندی روی تکتک زخمهاش؛ اما به خودت که میرسی، یک دستمال خونین از جیبات بیرون میآوری، میگذاری لای دندانهات، فریادت را خفه میکنی، چشمهات را میبندی و زخمهات را ندیده میگیری و دردت را انکار میکنی.
آهای آدمها! این روزها، اگر کسی را دیدید که روزها میخندد و راه میافتد توی بیراههها، و هر که را که راه گم کرده کول میکند و برمیگرداند سرِ جاده، و شبها با خودش حرف میزند و برای خودش مرثیه میخواند، بدانید آن منام.
چیزی نگویید و بگذرید...
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
.
پانویس:
رفیق! حواست به منم هست؟
🍀❤ @The_meaningoflife
.
میگفت «من، صبح که از خواب پا میشم، دلم میخواد کسی نباشه باهام حرف بزنه. میخوام از خونه که میرم بیرون، کسی منتظر نباشه برگردم. دلِ کسی تنگ نشه واسهم. کسی منو نخواد».
.
بریده بود از همه؛ و پیش از همه، به گمانم از خودش.
حالا من نشستهام روبهروی یک آدم ناامید و خسته، که حواسش نیست منی که نشستهام روبهروش هم خیلی وقتها، همان دردهایی را حس میکنم که او حس میکند. که من هم زیاد پیش آمده که دلم آشوب باشد، که گرهی افتاده باشد توی زندگیم، اما اشکهایم را نگذاشته باشم که بریزند، بغضهایم را فرو دادهام و گوش شدهام برای حرفهای آنکه سفره دلش را پهن کرده جلوم.
که من هم، روزهای زیادی آمده و رفته، که حوصله خودم را نداشتهام؛ که دلم میخواسته یک کنج پیدا کنم که توی خلوتش برای حال خودم زار بزنم با صدای بلند؛ اما سرپا ماندهام، دوام آوردهام، خیسیِ چشمهام را دور از چشمِ امیدوار آنکه مرا تنها روزنه امیدش میدیده، پاک کردهام، فکر کردن به غمهام را گذاشتهام برای بعد و تنها به او اندیشیدهام.
به اینکه چطور شادی را بدوانم توی سینهاش. به اینکه چطور دستاش را بگیرم و از تاریکیای که گم شده توش بیرونش بیاورم و برش گردانم به زندگی.
من صبورم اما سنگ نیستم.
من همان شانه محکمام به وقت بیپناهیِ آدمهای روز، و همان اشکهای بیصدای بیوقفهام، هنگامه قدم زدنهای تنهاییهای بزرگ شبانه.
تناقض عجیبی است. دست میبری توی بطن آنکه نشسته روبهروت، دردهاش را از عمق جانش بیرون میکشی، یک مرهم درمیآوری و میبندی روی تکتک زخمهاش؛ اما به خودت که میرسی، یک دستمال خونین از جیبات بیرون میآوری، میگذاری لای دندانهات، فریادت را خفه میکنی، چشمهات را میبندی و زخمهات را ندیده میگیری و دردت را انکار میکنی.
آهای آدمها! این روزها، اگر کسی را دیدید که روزها میخندد و راه میافتد توی بیراههها، و هر که را که راه گم کرده کول میکند و برمیگرداند سرِ جاده، و شبها با خودش حرف میزند و برای خودش مرثیه میخواند، بدانید آن منام.
چیزی نگویید و بگذرید...
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
.
پانویس:
رفیق! حواست به منم هست؟
🍀❤ @The_meaningoflife
از دیروز درگیر این عکسم. توی کپشنش نوشته بود: "وقتی که ملودی دیده میشود".
ذوق زده میشم از دیدنش.
🍀❤️ @filsofak
ذوق زده میشم از دیدنش.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: امام خمینی و زندگی اسلامی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
این یادداشت میکوشد به این سؤال پاسخ دهد:
«آیا دین اسلام برای نهاد خانواده برنامه و دستورالعملی ارائه کرده است؟»
یکی از بهترین راههای پاسخگویی به این سؤال، بررسی زندگی بزرگان است؛ که به عنوان الگو میتوان از این دستورالعملها یاد کرد.
از میان این بزرگان، به شخصیت امام خمینی میرسیم که به گفته علامه شهید محمد باقر صدر: «امام خمینی در اسلام ذوب شده است».
*برای اثبات مسأله به نمونههایی اشاره میکنیم:
۱. تربیت اسلامی و تأثیر آن در زندگی:
با تمرکز بر مبانی اسلامی در راستای تربیت، به نیکی میتوان دریافت که اسلام، از دوران جنینی تا کودکی و بزرگسالی دستورالعملهای جدی صادر کرده است. به عنوان مثال، والدینِ کودک را موظف به رعایت آداب و موازینی کرده است که نشان از حساسیت ماجرا دارد. با عمل و اقدام به مبانی دینی، بسیاری از معضلات زندگی و اجتماعی حل و فصل میشود.
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
«نقش خانواده و خصوصاً مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان بسیار حساس است. اگر فرزندان در دامن مادران و حمایت پدران متعهد، به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسانتر خواهد بود. اساس تربیت از دامان پاک مادران و جوار پدر شروع میشود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایهریزی میشود»(جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص۱۱۷).
به اعتقاد این اندیشمند دینی:
در مکتب اسلام، نهاد خانواده جایگاهی منحصر به فرد و بیبدیل دارد؛ به گونهای که هیچ سازمان و نهادی نمیتواند کارایی آن را داشته باشد.
۲. اسلام و نگاهی فراتر از جنسیت:
از نگاه اسلام، زن و مرد در زمینه پیشرفت و تکامل انسانی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. از زن و مرد، هر یک که پا بر فهم اصیل خود نگذارند، نزد خدای سبحان مقرّبند!
متأسفانه بعضاً -حتی از دینمداران- شاهدیم که به مقوله انسان، نگاه جنسیتی دارند که نشان از کجفهمی آنها نسبت به ریشههای اسلام است.
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
«اسلام زنها را در مقابل مردها قرار داد؛ نسبت به آنها تساوی دارند. البته یک احکام خاص به مرد است که مناسب با مرد است، یک احکام خاص به زن است. این نه این است که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته است»(جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص۳۳).
بنابر گفته این اندیشمند، زن و مرد از جهت انسانی هیچ تفاوتی با هم ندارند. البته معنای این بحث این نیست که از تمامی ابعاد میتوان این بحث را با یک زاویه از نگاه پیش برد؛ زیرا زن و مرد از لحاظ جسمی و روحی تفاوت دارند و این تفاوت ربطی به دنیای اخلاق و انسانیت ندارد.
در واقع اگر تمایزها را برداریم، دیگر زن و مرد بودن و تشکیل نهادی به نام خانواده معنا ندارد.
۳. اسلام انسانساز:
دستورات اسلام در زمینه انتخاب همسر، گواه این ماجراست که با تکیه بر مسائل اسلامی، به خوبی میتوان انتخاب همسری در خور و شایسته داشت.
با نیمنگاهی به کلمات دینی در زمینه انتخاب همسر، میتوان فهمید که زن و مرد بر چه اساسی باید دست به انتخاب همسر بزنند.
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
«اسلام، انسانساز است؛ میخواهد انسان درست کند. قبل از اینکه شما ازدواج کنید به زن گفته است چه مردی را انتخاب کن به مرد گفته چه زنی را انتخاب کن و… . آنی[توجه به ویژگیهای شریک زندگی] که همه قوانین دنیا از آن غفلت دارند، هیچ توجه به آن ندارند، اسلام به آن توجه دارد»(جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص۹۱).
در مورد انتخاب همسر و ملاکهای آن در سخنان اهلبیت تأکیدات زیادی شده است:
«انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرک و امانتک؛ نگاه کن که وجود و هستی خود را در کجا قرار میدهی، چه کسی را شریک زندگی، محرم راز و امانتدار خود قرار میدهی»(مکارمالاخلاق، طبرسی، ص۱۹۹).
🍀❤ @The_meaningoflife
موضوع: امام خمینی و زندگی اسلامی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
این یادداشت میکوشد به این سؤال پاسخ دهد:
«آیا دین اسلام برای نهاد خانواده برنامه و دستورالعملی ارائه کرده است؟»
یکی از بهترین راههای پاسخگویی به این سؤال، بررسی زندگی بزرگان است؛ که به عنوان الگو میتوان از این دستورالعملها یاد کرد.
از میان این بزرگان، به شخصیت امام خمینی میرسیم که به گفته علامه شهید محمد باقر صدر: «امام خمینی در اسلام ذوب شده است».
*برای اثبات مسأله به نمونههایی اشاره میکنیم:
۱. تربیت اسلامی و تأثیر آن در زندگی:
با تمرکز بر مبانی اسلامی در راستای تربیت، به نیکی میتوان دریافت که اسلام، از دوران جنینی تا کودکی و بزرگسالی دستورالعملهای جدی صادر کرده است. به عنوان مثال، والدینِ کودک را موظف به رعایت آداب و موازینی کرده است که نشان از حساسیت ماجرا دارد. با عمل و اقدام به مبانی دینی، بسیاری از معضلات زندگی و اجتماعی حل و فصل میشود.
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
«نقش خانواده و خصوصاً مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان بسیار حساس است. اگر فرزندان در دامن مادران و حمایت پدران متعهد، به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسانتر خواهد بود. اساس تربیت از دامان پاک مادران و جوار پدر شروع میشود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایهریزی میشود»(جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص۱۱۷).
به اعتقاد این اندیشمند دینی:
در مکتب اسلام، نهاد خانواده جایگاهی منحصر به فرد و بیبدیل دارد؛ به گونهای که هیچ سازمان و نهادی نمیتواند کارایی آن را داشته باشد.
۲. اسلام و نگاهی فراتر از جنسیت:
از نگاه اسلام، زن و مرد در زمینه پیشرفت و تکامل انسانی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. از زن و مرد، هر یک که پا بر فهم اصیل خود نگذارند، نزد خدای سبحان مقرّبند!
متأسفانه بعضاً -حتی از دینمداران- شاهدیم که به مقوله انسان، نگاه جنسیتی دارند که نشان از کجفهمی آنها نسبت به ریشههای اسلام است.
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
«اسلام زنها را در مقابل مردها قرار داد؛ نسبت به آنها تساوی دارند. البته یک احکام خاص به مرد است که مناسب با مرد است، یک احکام خاص به زن است. این نه این است که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته است»(جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص۳۳).
بنابر گفته این اندیشمند، زن و مرد از جهت انسانی هیچ تفاوتی با هم ندارند. البته معنای این بحث این نیست که از تمامی ابعاد میتوان این بحث را با یک زاویه از نگاه پیش برد؛ زیرا زن و مرد از لحاظ جسمی و روحی تفاوت دارند و این تفاوت ربطی به دنیای اخلاق و انسانیت ندارد.
در واقع اگر تمایزها را برداریم، دیگر زن و مرد بودن و تشکیل نهادی به نام خانواده معنا ندارد.
۳. اسلام انسانساز:
دستورات اسلام در زمینه انتخاب همسر، گواه این ماجراست که با تکیه بر مسائل اسلامی، به خوبی میتوان انتخاب همسری در خور و شایسته داشت.
با نیمنگاهی به کلمات دینی در زمینه انتخاب همسر، میتوان فهمید که زن و مرد بر چه اساسی باید دست به انتخاب همسر بزنند.
امام خمینی در این زمینه میفرماید:
«اسلام، انسانساز است؛ میخواهد انسان درست کند. قبل از اینکه شما ازدواج کنید به زن گفته است چه مردی را انتخاب کن به مرد گفته چه زنی را انتخاب کن و… . آنی[توجه به ویژگیهای شریک زندگی] که همه قوانین دنیا از آن غفلت دارند، هیچ توجه به آن ندارند، اسلام به آن توجه دارد»(جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص۹۱).
در مورد انتخاب همسر و ملاکهای آن در سخنان اهلبیت تأکیدات زیادی شده است:
«انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرک و امانتک؛ نگاه کن که وجود و هستی خود را در کجا قرار میدهی، چه کسی را شریک زندگی، محرم راز و امانتدار خود قرار میدهی»(مکارمالاخلاق، طبرسی، ص۱۹۹).
🍀❤ @The_meaningoflife
۶ آدم سمی که هرگز نباید در محل کار با آنها صمیمی شوید
۱- پرحرفها
روانشناس، کیت اسنوز، میگوید، اگر همکاری دارید که دربارهی هر مسئلهای وارد جزئیات میشود و حرف زدن را تا جایی ادامه میدهد که وقت همه را میگیرد، بهتر است فاصلهی خودتان را با او حفظ کنید. او میگوید: «این افراد کسانی هستند که بیشتر از آن که علاقمند به کار کردن باشند، علاقه به برقراری تعاملات اجتماعی دارند». «اگر خیلی با آنها صمیمی شوید، به سرعت منحرف میشوید. چشم که بر هم میزنید، میبینید وقت تمام شده است و هنوز کلی کار برای انجام دادن مانده است. پرحرفها نرخ تولید را کاهش میدهند.»
۲- همه چیز دانها
همه چیز دانها آنهایی هستند که به سایر همکاران خود احساس ناتوان و فرودست بودن را انتقال میدهند، بدون این که از آنها درخواست شود.
۳-آنها که از پشت چاقو میزنند
لین تیلور، کارشناس محیط کار، میگوید: «آنهایی که از پشت چاقو میزنند، در نگاه اول بسیار دلربا به نظر میرسند و میدانند چطور اعتماد سایرین را جلب کنند. آنها حرفها، ایدهها و نظرات شما را که بعد از اعتماد کردن با آنها در میان گذاشتهاید، به نام خودشان مطرح میکنند».
۴-از زیر کار در روها
از زیر کار دروها هر کاری میکنند، غیر از کار کردن واقعی: اگر در اداره، یکی از کارمندان، یک مهمانی را به هر مناسبتی برگزار کند، این گروه از افراد، اولین نفر آنجا هستند. اگر یکی از همکاران برای خرید لباس نیاز به راهنمایی داشته باشد، آنها کارشان را زمین میگذارند تا به او کمک کنند.
مارزولف میگوید، مشکل اینجاست که اغلب تنبلی آنها روی بهرهوری شما هم تأثیر میگذارد.
«برای این نوع افراد، روز کاری یک روز خسته کننده است و او تلاش میکند به نحوی از زیر کار در برود. آنها با شما صحبت میکنند، بهتان ایمیل میفرستند. وسط راهرو شما را به حرف میگیرند، بی دلیل از شما سؤال میپرسند، و حتی تا آن جا پیش میروند که شما را هم وارد بازیهای خود میکنند. آنها انرژی شما را از شما میگیرند»
۵- خورندگان روح
اس. کریس ادموند، کارشناس منابع انسانی، میگوید، خورندگان روح، فقط میگیرند و میگیرند و میگیرند.
آنها به راهنمایی شما برای یک ارائهی مهم نیاز دارند، اما هرگز به شما هیچ راهنماییای برای بهتر شدن ارائهتان نمیدهند.
آنها هرگز سختکوشی شما را در دستیافتن به یک موقعیت شغلی نمیبینند، و مدام از اینکه این موقعیت به آنها داده نشده است، شکایت میکنند. آنها در ازای هر کاری که برایشان انجام دهید، هیچ کاری برای جبران انجان نمیدهند. آنها هرگز کمک یا حمایت نمیکنند.
۶- خود قربانی پندارها
اگر آنها نبودند، این شرکت حتماً تاکنون بسته شده بود، حداقل، این چیزی است که خودشان به آن اعتقاد دارند.
مارزولف میگوید، همهی ما احتیاج داریم که گاهی غر بزنیم، اما آن دست از همکارانی که خودشان را قربانی میدانند، نیمی از روز را به شکایت کردن دربارهی این که دیگران تنبل و از زیر کار در رو هستند و آنها بسیار کار میکنند، میگذرانند.
آنها معتقدند که بیشترین حجم کار را خودشان انجام میدهند و مابقی، کمترین تلاش را میکنند.
«اگر با آنها دوست هستید، بهتر است مراقب باشید. اگر زمانی سهواً کار خطایی انجام دهید، از نظر آنها هدفمند این کار را انجام دادهاید و تا با همه دربارهی نیت بد شما صحبت نکنند، دستبردار نخواهند بود. آنها، به عنوان خود قربانی پندارهای مهارت بالا، زمانی سر کیف میآیند که شما، به عنوان فرد تنبل و خاطی، تنبیه شوید».
منبع: هافینگتون پست
🍀❤️ @filsofak
۱- پرحرفها
روانشناس، کیت اسنوز، میگوید، اگر همکاری دارید که دربارهی هر مسئلهای وارد جزئیات میشود و حرف زدن را تا جایی ادامه میدهد که وقت همه را میگیرد، بهتر است فاصلهی خودتان را با او حفظ کنید. او میگوید: «این افراد کسانی هستند که بیشتر از آن که علاقمند به کار کردن باشند، علاقه به برقراری تعاملات اجتماعی دارند». «اگر خیلی با آنها صمیمی شوید، به سرعت منحرف میشوید. چشم که بر هم میزنید، میبینید وقت تمام شده است و هنوز کلی کار برای انجام دادن مانده است. پرحرفها نرخ تولید را کاهش میدهند.»
۲- همه چیز دانها
همه چیز دانها آنهایی هستند که به سایر همکاران خود احساس ناتوان و فرودست بودن را انتقال میدهند، بدون این که از آنها درخواست شود.
۳-آنها که از پشت چاقو میزنند
لین تیلور، کارشناس محیط کار، میگوید: «آنهایی که از پشت چاقو میزنند، در نگاه اول بسیار دلربا به نظر میرسند و میدانند چطور اعتماد سایرین را جلب کنند. آنها حرفها، ایدهها و نظرات شما را که بعد از اعتماد کردن با آنها در میان گذاشتهاید، به نام خودشان مطرح میکنند».
۴-از زیر کار در روها
از زیر کار دروها هر کاری میکنند، غیر از کار کردن واقعی: اگر در اداره، یکی از کارمندان، یک مهمانی را به هر مناسبتی برگزار کند، این گروه از افراد، اولین نفر آنجا هستند. اگر یکی از همکاران برای خرید لباس نیاز به راهنمایی داشته باشد، آنها کارشان را زمین میگذارند تا به او کمک کنند.
مارزولف میگوید، مشکل اینجاست که اغلب تنبلی آنها روی بهرهوری شما هم تأثیر میگذارد.
«برای این نوع افراد، روز کاری یک روز خسته کننده است و او تلاش میکند به نحوی از زیر کار در برود. آنها با شما صحبت میکنند، بهتان ایمیل میفرستند. وسط راهرو شما را به حرف میگیرند، بی دلیل از شما سؤال میپرسند، و حتی تا آن جا پیش میروند که شما را هم وارد بازیهای خود میکنند. آنها انرژی شما را از شما میگیرند»
۵- خورندگان روح
اس. کریس ادموند، کارشناس منابع انسانی، میگوید، خورندگان روح، فقط میگیرند و میگیرند و میگیرند.
آنها به راهنمایی شما برای یک ارائهی مهم نیاز دارند، اما هرگز به شما هیچ راهنماییای برای بهتر شدن ارائهتان نمیدهند.
آنها هرگز سختکوشی شما را در دستیافتن به یک موقعیت شغلی نمیبینند، و مدام از اینکه این موقعیت به آنها داده نشده است، شکایت میکنند. آنها در ازای هر کاری که برایشان انجام دهید، هیچ کاری برای جبران انجان نمیدهند. آنها هرگز کمک یا حمایت نمیکنند.
۶- خود قربانی پندارها
اگر آنها نبودند، این شرکت حتماً تاکنون بسته شده بود، حداقل، این چیزی است که خودشان به آن اعتقاد دارند.
مارزولف میگوید، همهی ما احتیاج داریم که گاهی غر بزنیم، اما آن دست از همکارانی که خودشان را قربانی میدانند، نیمی از روز را به شکایت کردن دربارهی این که دیگران تنبل و از زیر کار در رو هستند و آنها بسیار کار میکنند، میگذرانند.
آنها معتقدند که بیشترین حجم کار را خودشان انجام میدهند و مابقی، کمترین تلاش را میکنند.
«اگر با آنها دوست هستید، بهتر است مراقب باشید. اگر زمانی سهواً کار خطایی انجام دهید، از نظر آنها هدفمند این کار را انجام دادهاید و تا با همه دربارهی نیت بد شما صحبت نکنند، دستبردار نخواهند بود. آنها، به عنوان خود قربانی پندارهای مهارت بالا، زمانی سر کیف میآیند که شما، به عنوان فرد تنبل و خاطی، تنبیه شوید».
منبع: هافینگتون پست
🍀❤️ @filsofak
عکسی از دوران کودکی خود بردارید و آن را جایی قرار دهید که روزی یکی دوبار به چشمتان بخورد.
اگر هر روز به اداره میروید، عکسی هم در اتاق کارتان بگذارید.
این کودک جنبهای از وجود شماست که چنانچه مورد مهر و توجه قرار گیرد، تمامی شادی و نشاطی را که همواره خواستهاید برایتان به ارمغان میآورد.
ما آن قدر مشغول مشغلههایمان هستیم که فراموش کردهایم چگونه مراقب خود باشیم.
نیمه تاریک وجود _ دبی فورد
🍀❤️ @filsofak
اگر هر روز به اداره میروید، عکسی هم در اتاق کارتان بگذارید.
این کودک جنبهای از وجود شماست که چنانچه مورد مهر و توجه قرار گیرد، تمامی شادی و نشاطی را که همواره خواستهاید برایتان به ارمغان میآورد.
ما آن قدر مشغول مشغلههایمان هستیم که فراموش کردهایم چگونه مراقب خود باشیم.
نیمه تاریک وجود _ دبی فورد
🍀❤️ @filsofak
زمانی پیشرفت خواهی کرد که متوجه بشی در این جهان و در مقابل تمام مشکلات تنها هستی
و هيچکس به کمکت نخواهد آمد!!
#Fury_2014
🍀❤️ @filsofak
و هيچکس به کمکت نخواهد آمد!!
#Fury_2014
🍀❤️ @filsofak