⛔️ درنگ در ماجرای شهادت مشهورترین سردار خاورمیانه
🖊احسان محمدی
1️⃣ میتوانیم با هم اختلافنظر داشته باشیم، در مورد سیاستها با هم موافق نباشیم، از گلهها و زخمها و داغها بگوییم اما یادمان نرود کجای دنیا ایستادهایم، وسط خاورمیانه. جایی که صبحانه را با ترور در عراق میخوریم، ناهار را با عملیات انتحاری در پاکستان سرو میکنیم و شام را با انفجار در افغانستان...
🚨ما دوستان زیادی در دنیا نداریم، تمام دارایی هم هستیم. شهادت حاج قاسم سلیمانی یک زخم ملی است، آن را جناحی و حزبی نکنیم.
2️⃣ کسانی که دلشان از جای دیگر پُر است میپرسند اصلاً چرا باید سردار سلیمانی در عراق باشد؟ این را میپرسند اما نمیگویند هلیکوپتر و پهپهاد آمریکایی در آسمان بغداد چکار میکند و چرا باید به ماشین سردار ایرانی و فرمانده عراقی موشک شلیک کند؟
👈ما با عراق مرز مشترک داریم اما فاصله آمریکا تا عراق نزدیک به 11 هزار کیلومتر است! ایرادی ندارد آنها اینجا تشریف دارند؟!
3️⃣ باورش سخت است اما در شبکههای اجتماعی کسانی خوشحال شدهاند! فکر میکنید ترامپ با این ترور دلش برای شما سوخته؟ خیال میکنید اگر فردا موشک به سمت ایران شلیک کند دستور میدهد فقط به خانه آنها بخورد که از او خوششان نمیآید؟! نکند این روزها که میروید دارو بخرید، داروخانهچی میگوید این دارو تحریم است اما چون شما ترامپ را دوست دارید براتون نگه داشتیم؟! ...
4️⃣ از اتفاقات آبانماه دلخون هستیم باشیم، از کشورداری و فقر و فساد و بیکاری گله داریم، داشته باشیم اما ربطش ندهیم به مسئله امنیت یک کشور مقابل دشمن بیرونی. نشویم وکیل مدافع رایگان جنایتهای آمریکا.
👈خبر دارید که آمریکا در ترکیه، افغانستان، پاکستان، گرجستان، ارمنستان، بحرین، امارات عربی متحده، عربستان، عراق، عمان، کویت و حتی قطر پایگاه نظامی دارد؟ یعنی دور تا دور ایران؟! نکند فکر میکنید آمریکایی اینجا هستند که صلح و آرامش هدیه بیاورند؟! آن هم با ترور رسمی شده و بدون شرم و پنهانکاری؟!
5️⃣ در چندسال گذشته هر بار که تحسینی باشکوه یا خاطرهای شگفت در مورد سردار قاسم سلیمانی در رسانهها مطرح میشد، تعجب میکردم که چرا باید یک شخصیت نظامی که عموم ماموریتهایش سری و فوق امنیتی است این همه رسانهای شود؟
🔸چرا او باید به شکل تکخال نظامی ایران و یک سیبل معرفی شود؟ اگر دشمن به او ضربهای بزند، احساس نمیشود به همه ایران ضربه عمیق و غیرقابل درمانی زده است؟
هیچوقت نفهمیدم...
6️⃣ وقتی ۱۷ خرداد ۹۶، پنج مهاجم داعشی به مجلس حمله کردند، وحشت را میشد در شهر دید. صدای آژیر، نگرانی از بمبگذاری و ... فقط ۵ مهاجم! امنیت نه ارزان به دست میآید، نه آسان حفظ میشود.
🔺گاهی مثل کشورهای دیگر لازم است مرزهای دفاعی را حتی دورتر بُرد. افرادی مثل قاسم سلیمانی، سرباز وطن بودند، چه در جنگ با عراق، چه در جنگ با دشمنان مستقیم و غیرمستقیم ایران. بعدها بیشتر میفهمیم تا چه اندازه مدیون آنها بودیم و خبر نداشتیم.
7️⃣ قاسم سلیمانی میتوانست مثل برخی از دوستانش برود شرکت تاسیس کند، برود سراغ اقتصاد و خوب پول در بیاورد. بچههایش را بفرستد خارج از کشور یا دست نوههایش را بگیرد ببرد پارک. اما لباس نظامی را از تنش در نیاورد.
🔸امثال او نه معمولی هستند نه پرتعداد. برای عافیت به دنیا نیامدهاند و لذتی بیشتر از آنکه با همین لباس به شهادت برسند برایشان وجود ندارد. روحش در آرامش.
8️⃣ «ترامپ اهل معامله است». این جمله را تحلیلگران وطنی هزاران بار گفتند. اما او دست به کاری زد که اوباما، کلینتون، بوش و ... جراتش را نداشتند. از حماقت اوست یا یک ابزار فشار، فرقی نمیکند.
🔸ما باید در تعریفها و تحلیلهایمان دست به یک بازتعریف بزنیم. لازم است جهان و تصمیمگیرانش را ورای سخنرانیهای پرشور و شعارهایی که مصرف داخلی دارند بشناسیم.
9️⃣ حاکمیت هنوز نتوانسته است بخشی از افکار عمومی را قانع کند که وقتی این همه در داخل کشور مشکل داریم، چرا در خارج از کشور باید فعال باشیم؟ اما انگار آمریکاییها توانستهاند!
🔸یرواند آبراهامیان نویسنده کتاب مشهور «ایران میان دو انقلاب» گفت: بعد از ترور قاسم سلیمانی، ابوبکر بغدادی سرکرده سابق داعش در قبرش میخندد!
🔟 اگر فکر میکنید میشود با گل و بوسه و شعر، کشور را وسط آشوب و باروت و خون خاورمیانه حفظ کرد، لازم است کمی اخبار را دنبال کنید. اینجا میان پشمینهپوشهای تندخوی طالبان و داعش نمیشود فقط از گُل گفت. زامبیها بو کردن گُل را نمیفهمند، آن را میخورند!
🔺این را وقتی دقیقتر متوجه میشوید که صدای شلیک موشک، گلوله و آژیر آمبولانسها زانویتان را سست کند. قصههای خاورمیانه برای نخوابیدن است!
🚨 خدا این سرزمین را از دروغ، خشکسالی، جنگ و به ویژه #بلاهت در امان دارد!
🍀❤️ @filsofak
🖊احسان محمدی
1️⃣ میتوانیم با هم اختلافنظر داشته باشیم، در مورد سیاستها با هم موافق نباشیم، از گلهها و زخمها و داغها بگوییم اما یادمان نرود کجای دنیا ایستادهایم، وسط خاورمیانه. جایی که صبحانه را با ترور در عراق میخوریم، ناهار را با عملیات انتحاری در پاکستان سرو میکنیم و شام را با انفجار در افغانستان...
🚨ما دوستان زیادی در دنیا نداریم، تمام دارایی هم هستیم. شهادت حاج قاسم سلیمانی یک زخم ملی است، آن را جناحی و حزبی نکنیم.
2️⃣ کسانی که دلشان از جای دیگر پُر است میپرسند اصلاً چرا باید سردار سلیمانی در عراق باشد؟ این را میپرسند اما نمیگویند هلیکوپتر و پهپهاد آمریکایی در آسمان بغداد چکار میکند و چرا باید به ماشین سردار ایرانی و فرمانده عراقی موشک شلیک کند؟
👈ما با عراق مرز مشترک داریم اما فاصله آمریکا تا عراق نزدیک به 11 هزار کیلومتر است! ایرادی ندارد آنها اینجا تشریف دارند؟!
3️⃣ باورش سخت است اما در شبکههای اجتماعی کسانی خوشحال شدهاند! فکر میکنید ترامپ با این ترور دلش برای شما سوخته؟ خیال میکنید اگر فردا موشک به سمت ایران شلیک کند دستور میدهد فقط به خانه آنها بخورد که از او خوششان نمیآید؟! نکند این روزها که میروید دارو بخرید، داروخانهچی میگوید این دارو تحریم است اما چون شما ترامپ را دوست دارید براتون نگه داشتیم؟! ...
4️⃣ از اتفاقات آبانماه دلخون هستیم باشیم، از کشورداری و فقر و فساد و بیکاری گله داریم، داشته باشیم اما ربطش ندهیم به مسئله امنیت یک کشور مقابل دشمن بیرونی. نشویم وکیل مدافع رایگان جنایتهای آمریکا.
👈خبر دارید که آمریکا در ترکیه، افغانستان، پاکستان، گرجستان، ارمنستان، بحرین، امارات عربی متحده، عربستان، عراق، عمان، کویت و حتی قطر پایگاه نظامی دارد؟ یعنی دور تا دور ایران؟! نکند فکر میکنید آمریکایی اینجا هستند که صلح و آرامش هدیه بیاورند؟! آن هم با ترور رسمی شده و بدون شرم و پنهانکاری؟!
5️⃣ در چندسال گذشته هر بار که تحسینی باشکوه یا خاطرهای شگفت در مورد سردار قاسم سلیمانی در رسانهها مطرح میشد، تعجب میکردم که چرا باید یک شخصیت نظامی که عموم ماموریتهایش سری و فوق امنیتی است این همه رسانهای شود؟
🔸چرا او باید به شکل تکخال نظامی ایران و یک سیبل معرفی شود؟ اگر دشمن به او ضربهای بزند، احساس نمیشود به همه ایران ضربه عمیق و غیرقابل درمانی زده است؟
هیچوقت نفهمیدم...
6️⃣ وقتی ۱۷ خرداد ۹۶، پنج مهاجم داعشی به مجلس حمله کردند، وحشت را میشد در شهر دید. صدای آژیر، نگرانی از بمبگذاری و ... فقط ۵ مهاجم! امنیت نه ارزان به دست میآید، نه آسان حفظ میشود.
🔺گاهی مثل کشورهای دیگر لازم است مرزهای دفاعی را حتی دورتر بُرد. افرادی مثل قاسم سلیمانی، سرباز وطن بودند، چه در جنگ با عراق، چه در جنگ با دشمنان مستقیم و غیرمستقیم ایران. بعدها بیشتر میفهمیم تا چه اندازه مدیون آنها بودیم و خبر نداشتیم.
7️⃣ قاسم سلیمانی میتوانست مثل برخی از دوستانش برود شرکت تاسیس کند، برود سراغ اقتصاد و خوب پول در بیاورد. بچههایش را بفرستد خارج از کشور یا دست نوههایش را بگیرد ببرد پارک. اما لباس نظامی را از تنش در نیاورد.
🔸امثال او نه معمولی هستند نه پرتعداد. برای عافیت به دنیا نیامدهاند و لذتی بیشتر از آنکه با همین لباس به شهادت برسند برایشان وجود ندارد. روحش در آرامش.
8️⃣ «ترامپ اهل معامله است». این جمله را تحلیلگران وطنی هزاران بار گفتند. اما او دست به کاری زد که اوباما، کلینتون، بوش و ... جراتش را نداشتند. از حماقت اوست یا یک ابزار فشار، فرقی نمیکند.
🔸ما باید در تعریفها و تحلیلهایمان دست به یک بازتعریف بزنیم. لازم است جهان و تصمیمگیرانش را ورای سخنرانیهای پرشور و شعارهایی که مصرف داخلی دارند بشناسیم.
9️⃣ حاکمیت هنوز نتوانسته است بخشی از افکار عمومی را قانع کند که وقتی این همه در داخل کشور مشکل داریم، چرا در خارج از کشور باید فعال باشیم؟ اما انگار آمریکاییها توانستهاند!
🔸یرواند آبراهامیان نویسنده کتاب مشهور «ایران میان دو انقلاب» گفت: بعد از ترور قاسم سلیمانی، ابوبکر بغدادی سرکرده سابق داعش در قبرش میخندد!
🔟 اگر فکر میکنید میشود با گل و بوسه و شعر، کشور را وسط آشوب و باروت و خون خاورمیانه حفظ کرد، لازم است کمی اخبار را دنبال کنید. اینجا میان پشمینهپوشهای تندخوی طالبان و داعش نمیشود فقط از گُل گفت. زامبیها بو کردن گُل را نمیفهمند، آن را میخورند!
🔺این را وقتی دقیقتر متوجه میشوید که صدای شلیک موشک، گلوله و آژیر آمبولانسها زانویتان را سست کند. قصههای خاورمیانه برای نخوابیدن است!
🚨 خدا این سرزمین را از دروغ، خشکسالی، جنگ و به ویژه #بلاهت در امان دارد!
🍀❤️ @filsofak
میتوانی آنقدر نفس نکشی تا بمیری،
ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد.
مارکوس اورلیوس
🍀❤️ @filsofak
ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد.
مارکوس اورلیوس
🍀❤️ @filsofak
از صفحه اینستاگرام محمدحسن شهسواری(رماننویس و مدرس رماننویسی)
اجازه دهید با یک راهکار ساده نشان دهم سعادتتان در چیست. البته که انجام دادنش اصلاً ساده نیست.
خلوتترین ساعات روزتان را بیابید. برای رماننویسیِ حرفهای نباید کمتر از ۳ ساعت باشد اما برای شروع ۱ ساعت هم عالی است. مقید باشید به هیچ وجه از نوشتن دست نکشید.
بعد از یک ماه ببییند چه چیزی باعث ننوشتن شما شده: رسیدگی به همسر و فرزند، مهمانی، والدین. یا هر چی.
جسارتاً باید عرض کنم سعادت شما در رها کردن همان چیز است.
بدیهی است منظورم رها کردن خانواده یا پول نیست. منظورم رها کردن نوع نگاه شما به آن است. آیا باید به همهی درسهای بچه برسید؟ اگر نرسید مردود میشود؟ خب بشود. جدی میگویم. بشود. ندیدهاید چه قدر آدم موفق که در دوران مدرسه ناموفق بودهاند.
باید هر روز با دوست، مادر یا همسرتان ۲ ساعت حرف بزنید؟ عزیزی که بخواهد با کمبود چنین خدماتی (به خصوص وقتی توضیح داده باشید این ساعات برای شما حیاتی است) دلخور شود، عزیز بسیار خودخواهی است.
تا ۸ سال پیش بزرگترین هراس من بیپولی بود. خیلی راحت ساعات نوشتن را به خاطر پول کنار میگذاشتم. حس میکردم دارم به خانواده خدمت میکنم. همین باعث میشد (به خصوص در مورد رماننویسی که تمرکز و استمرار میخواهد) کمکار باشم. روزهای بسیاری، نوشتن را کنار میگذاشتم و میدانید دوباره برگشتن به رمانِ رها شده چه مصیبتی است.
اول فکر کردم مشکل از فیلمنامهنویسی است. رهاش کردم. کارگاههایم را جدی گرفتم. (در آغاز اصلاً نگاه مالی به کلاسهایم نداشتم، چون راستش با فیلمنامهنویسی وضعم به عنوان نویسنده خیلی توپ بود.) بعد دیدم خیلی راحت وقت نوشتنم را میدهم به خواندن رمان بچهها. برای همین مدتی این را هم تعطیل کردم.
مشکل مالی پیدا نکردیم؟ چرا. شبهایی بود که حتی پول نان و پنیر هم نداشتیم. از گشنگی مردیم؟ اصلاً. اما در عوض از بزرگترین ترسم رها شدم. انرژی در من فوران کرد و تمرکز فراوان شد. طوری که در ۵ سال گذشته (بدون آن که حتی یک دقیقه بیشتر از ۳ ساعت وقت برای نوشتن گذاشته باشم) ۸ کتاب در مجموع حدود ۶۴۰ هزار کلمه نوشتهام. یعنی متوسط روزی ۳۵۰ کلمه. که تازه راندمان حقیقتاً افتضاحی است.
مشکل اصلاً ساعات روزانه نیست. مشکل مثل همیشه درون خود آدم است. مسئله این است آیا شجاعت رها کردن داریم. همان نیرویی که باعث میشود رها کنید، باعث بهبود کیفیت و کمیت نوشتن هم میشود. که ملای روم گفته: آب کم جو و تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست.
🍀❤️ @filsofak
اجازه دهید با یک راهکار ساده نشان دهم سعادتتان در چیست. البته که انجام دادنش اصلاً ساده نیست.
خلوتترین ساعات روزتان را بیابید. برای رماننویسیِ حرفهای نباید کمتر از ۳ ساعت باشد اما برای شروع ۱ ساعت هم عالی است. مقید باشید به هیچ وجه از نوشتن دست نکشید.
بعد از یک ماه ببییند چه چیزی باعث ننوشتن شما شده: رسیدگی به همسر و فرزند، مهمانی، والدین. یا هر چی.
جسارتاً باید عرض کنم سعادت شما در رها کردن همان چیز است.
بدیهی است منظورم رها کردن خانواده یا پول نیست. منظورم رها کردن نوع نگاه شما به آن است. آیا باید به همهی درسهای بچه برسید؟ اگر نرسید مردود میشود؟ خب بشود. جدی میگویم. بشود. ندیدهاید چه قدر آدم موفق که در دوران مدرسه ناموفق بودهاند.
باید هر روز با دوست، مادر یا همسرتان ۲ ساعت حرف بزنید؟ عزیزی که بخواهد با کمبود چنین خدماتی (به خصوص وقتی توضیح داده باشید این ساعات برای شما حیاتی است) دلخور شود، عزیز بسیار خودخواهی است.
تا ۸ سال پیش بزرگترین هراس من بیپولی بود. خیلی راحت ساعات نوشتن را به خاطر پول کنار میگذاشتم. حس میکردم دارم به خانواده خدمت میکنم. همین باعث میشد (به خصوص در مورد رماننویسی که تمرکز و استمرار میخواهد) کمکار باشم. روزهای بسیاری، نوشتن را کنار میگذاشتم و میدانید دوباره برگشتن به رمانِ رها شده چه مصیبتی است.
اول فکر کردم مشکل از فیلمنامهنویسی است. رهاش کردم. کارگاههایم را جدی گرفتم. (در آغاز اصلاً نگاه مالی به کلاسهایم نداشتم، چون راستش با فیلمنامهنویسی وضعم به عنوان نویسنده خیلی توپ بود.) بعد دیدم خیلی راحت وقت نوشتنم را میدهم به خواندن رمان بچهها. برای همین مدتی این را هم تعطیل کردم.
مشکل مالی پیدا نکردیم؟ چرا. شبهایی بود که حتی پول نان و پنیر هم نداشتیم. از گشنگی مردیم؟ اصلاً. اما در عوض از بزرگترین ترسم رها شدم. انرژی در من فوران کرد و تمرکز فراوان شد. طوری که در ۵ سال گذشته (بدون آن که حتی یک دقیقه بیشتر از ۳ ساعت وقت برای نوشتن گذاشته باشم) ۸ کتاب در مجموع حدود ۶۴۰ هزار کلمه نوشتهام. یعنی متوسط روزی ۳۵۰ کلمه. که تازه راندمان حقیقتاً افتضاحی است.
مشکل اصلاً ساعات روزانه نیست. مشکل مثل همیشه درون خود آدم است. مسئله این است آیا شجاعت رها کردن داریم. همان نیرویی که باعث میشود رها کنید، باعث بهبود کیفیت و کمیت نوشتن هم میشود. که ملای روم گفته: آب کم جو و تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست.
🍀❤️ @filsofak
بعضی آدمها باعث میشوند که
خنده شما کمی بلندتر و لبخندتان کمی درخشانتر و زندگیتان کمی بهتر شود
سعی کنید یکی از این آدمها باشید...
👤گراهام گرین
🍀❤️ @filsofak
خنده شما کمی بلندتر و لبخندتان کمی درخشانتر و زندگیتان کمی بهتر شود
سعی کنید یکی از این آدمها باشید...
👤گراهام گرین
🍀❤️ @filsofak
🔴 چند نكته واقعاً کاربردی که میتواند زندگیمان را به کلی عوض کند:
فراموش نكنید بزرگترین آتشسوزی جهان را در ابتدا میتوان با یک فنجان آب خاموش كرد (درایت، مدیریت بحران)
توانِ یک زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه آن است. (مشاركت)
مداد هر رئیس باید پاككن داشته باشد. (گذشت)
به خاطر داشته باشید که كشتیها در لنگرگاهها امنیت بیشتری دارند، اما هیچگاه برای چنین هدفی ساخته نشدهاند. (تلاش در رفع موانع)
ذهن انسان مانند چتر نجات است و تنها زمانی كار میكند كه باز باشد. (ذهن باز)
ما دو گوش و یک زبان كه داریم؛ باید دو برابر آنچه كه میگوییم، بشنویم. (خوب شنیدن)
نسبت سطح بال زنبور به بدن او، بسیار کم است؛ با توجه به قوانین آیرودینامیک، در چنین حالتی پرواز ممکن نیست، اما زنبور این را نمیداند و پرواز میکند...
🔴جملاتی كوچک، مفاهيمی بزرگ:
-اگر رؤیاهايتان را نسازيد، یك نفر استخدامتان میکند، تا رؤیاهای او را بسازيد!
-آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید؛
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر میبريد.
پس در لحظه زندگی کنید..! قدر لحظهها را بدانيد!
زمانی میرسد که دیگر شما نمیتوانید بگویید جبران میکنم.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حق مسلّم میگردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟ چون سعی میكند با دروغهای پی در پی، شما را قانع كند!
غصّههایتان را با قاف بنویسيد تا هرگز باورشان نکنيد! انگار فقط قصّه است و بس...
هیچ بوسهای جای زخم زبان را خوب نمیکند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
جاده زندگی نبايد صاف و هموار باشد
وگرنه خوابمان میبرد!
دستاندازها نعمت بزرگی هستند...
و نكته آخر:
هيچوقت فراموش نكنيد كه:
«دنيا تكرار نمي شود..!»
🍀❤️ @filsofak
فراموش نكنید بزرگترین آتشسوزی جهان را در ابتدا میتوان با یک فنجان آب خاموش كرد (درایت، مدیریت بحران)
توانِ یک زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه آن است. (مشاركت)
مداد هر رئیس باید پاككن داشته باشد. (گذشت)
به خاطر داشته باشید که كشتیها در لنگرگاهها امنیت بیشتری دارند، اما هیچگاه برای چنین هدفی ساخته نشدهاند. (تلاش در رفع موانع)
ذهن انسان مانند چتر نجات است و تنها زمانی كار میكند كه باز باشد. (ذهن باز)
ما دو گوش و یک زبان كه داریم؛ باید دو برابر آنچه كه میگوییم، بشنویم. (خوب شنیدن)
نسبت سطح بال زنبور به بدن او، بسیار کم است؛ با توجه به قوانین آیرودینامیک، در چنین حالتی پرواز ممکن نیست، اما زنبور این را نمیداند و پرواز میکند...
🔴جملاتی كوچک، مفاهيمی بزرگ:
-اگر رؤیاهايتان را نسازيد، یك نفر استخدامتان میکند، تا رؤیاهای او را بسازيد!
-آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید؛
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر میبريد.
پس در لحظه زندگی کنید..! قدر لحظهها را بدانيد!
زمانی میرسد که دیگر شما نمیتوانید بگویید جبران میکنم.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حق مسلّم میگردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟ چون سعی میكند با دروغهای پی در پی، شما را قانع كند!
غصّههایتان را با قاف بنویسيد تا هرگز باورشان نکنيد! انگار فقط قصّه است و بس...
هیچ بوسهای جای زخم زبان را خوب نمیکند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
جاده زندگی نبايد صاف و هموار باشد
وگرنه خوابمان میبرد!
دستاندازها نعمت بزرگی هستند...
و نكته آخر:
هيچوقت فراموش نكنيد كه:
«دنيا تكرار نمي شود..!»
🍀❤️ @filsofak
👍1
بهشتاب تصمیم نگیر.
آنوقت یکی مثل دیگری خواهی بود.
با مشاهده تکهای از حیات کل را داوری مکن.
حقیقت این است که سفر پایان ناپذیر است.
پایان یک راه آغاز دیگری است.
دری که بسته شود، در دیگری گشوده شده است.
لائوتسه
🍀❤️ @filsofak
آنوقت یکی مثل دیگری خواهی بود.
با مشاهده تکهای از حیات کل را داوری مکن.
حقیقت این است که سفر پایان ناپذیر است.
پایان یک راه آغاز دیگری است.
دری که بسته شود، در دیگری گشوده شده است.
لائوتسه
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این هم روایتی اشکآلود و شیرین از آنچه در نظریۀ «پذیرش و پایبندی» (ACT)، نامش را «اجتناب تجربهای» (experiential avoidance) گذاشتهاند.
زیستن درد دارد، خوب زیستن حتی بیشتر!
🍀❤️ @filsofak
زیستن درد دارد، خوب زیستن حتی بیشتر!
🍀❤️ @filsofak
💠#عزت_نفس
1⃣ اساس خوددوستی بر پایه عزت نفس استوار شده است. عزت نفس، باور و اعتقادی مثبت، عمیق و منطقی، مستقل و واقعبینانه است که ما در مورد ارزشمند بودن و پذیرش خویش داریم. به این مؤلفهها توجه و در مورد آنها فکر کنید #مثبت #عميق #منطقی #مستقل #واقع بینانه
2⃣ پس عزت نفس و احساس ارزشمندی، ارتباط زیادی با نوع فکر، احساس و رفتاری دارد که نسبت به خودتان دارید و اگر مشکلی با ارزشمندی و پذیرش خود دارید، میبایستی تغییراتی عمیق، منطقی و شناختی در این سه حوزه فکر، احساس و رفتارتان نسبت به خودتان ایجاد کنید.
3⃣ احساسات شما نیز عموماً برگرفته از افکار و اعتقادات شماست. اگر میخواهید روی عزت نفستان کار کنید، میبایستی عمیقاً معتقد باشید که وقتی افکار خاصی دارید احساسات خاصی نیز در شما شکل میگیرند. به این معنا، عموماً احساسات بدی که اکنون تجربه میکنید، مثل احساس بیلیاقتی، درماندگی، بیچارگی، گناه، ناامیدی، اضطراب، افسردگی و...، ناشی از مشکلات فکری شماست. ریشه فکری آنها را جستوجو کنید.
4⃣ لازمهی احساس ارزشمندی، پذیرش خودتان است. اما به این معنی نیست من هرگز نباید اشتباه داشته باشم یا باید کامل و بینقص باشم! شما میتوانید در عین اینکه از برخی رفتارهای خود ناراضی هستید، خودتان را نیز بپذیرید. اتفاقاً این نوع پذیرش، موجب رفع اشتباهات و بهبود خویشتن میشود چون خودتان را بد ندانسته و طرد نکردهاید. آنچه را نپذیری؛ نمیتوانی تغییر دهی!
5⃣ هر چه بیشتر خودتان را واقعبینانه، نه کمالگرایانه بپذيريد، بیشتر میتوانید دیگران را نیز بپذیرید و توقع، نیاز و برخورد شما نسبت به دیگران تغییر میکند. چون میدانید دیگران نیز، توان و شرایط محدودی دارند و آنها نیز مانند شما انسانی ناکامل هستند و ممکن است رفتارهای خوب و مناسبی نداشته باشند.
6⃣ ضعف عزت نفس، خودش را در روابط شما نشان میدهد و با روابط شما مرتبط است. اگر وابستگی دارید؛ اگر احساس قربانی بودن میکنید و دنبال ناجی میگردید! اگر در روابط مسموم و آسیبزننده، به بهانههای مختلف میمانید! اگر نمیتوانید حالتان را مستقلاً خوب کنید و آن را به گردن دیگران میاندازید! اگر دنبال متهم و مقصر میگردید تا مسئولیت تغییرتان را بر عهده نگیرید! اگر در روابط عاطفی خود، معطل و منتظر، نیازمند و طلبکار هستید که فلانی برگردد یا شما را ترک نکند یا شما را قانع کند که چرا شما را نمیخواهد و دوست ندارد، بدانید در رشد عزت نفستان با مشکلات و موانع زیادی روبرویید که خودتان در رفع آنها مسئول هستید.
🍀❤️ @filsofak
1⃣ اساس خوددوستی بر پایه عزت نفس استوار شده است. عزت نفس، باور و اعتقادی مثبت، عمیق و منطقی، مستقل و واقعبینانه است که ما در مورد ارزشمند بودن و پذیرش خویش داریم. به این مؤلفهها توجه و در مورد آنها فکر کنید #مثبت #عميق #منطقی #مستقل #واقع بینانه
2⃣ پس عزت نفس و احساس ارزشمندی، ارتباط زیادی با نوع فکر، احساس و رفتاری دارد که نسبت به خودتان دارید و اگر مشکلی با ارزشمندی و پذیرش خود دارید، میبایستی تغییراتی عمیق، منطقی و شناختی در این سه حوزه فکر، احساس و رفتارتان نسبت به خودتان ایجاد کنید.
3⃣ احساسات شما نیز عموماً برگرفته از افکار و اعتقادات شماست. اگر میخواهید روی عزت نفستان کار کنید، میبایستی عمیقاً معتقد باشید که وقتی افکار خاصی دارید احساسات خاصی نیز در شما شکل میگیرند. به این معنا، عموماً احساسات بدی که اکنون تجربه میکنید، مثل احساس بیلیاقتی، درماندگی، بیچارگی، گناه، ناامیدی، اضطراب، افسردگی و...، ناشی از مشکلات فکری شماست. ریشه فکری آنها را جستوجو کنید.
4⃣ لازمهی احساس ارزشمندی، پذیرش خودتان است. اما به این معنی نیست من هرگز نباید اشتباه داشته باشم یا باید کامل و بینقص باشم! شما میتوانید در عین اینکه از برخی رفتارهای خود ناراضی هستید، خودتان را نیز بپذیرید. اتفاقاً این نوع پذیرش، موجب رفع اشتباهات و بهبود خویشتن میشود چون خودتان را بد ندانسته و طرد نکردهاید. آنچه را نپذیری؛ نمیتوانی تغییر دهی!
5⃣ هر چه بیشتر خودتان را واقعبینانه، نه کمالگرایانه بپذيريد، بیشتر میتوانید دیگران را نیز بپذیرید و توقع، نیاز و برخورد شما نسبت به دیگران تغییر میکند. چون میدانید دیگران نیز، توان و شرایط محدودی دارند و آنها نیز مانند شما انسانی ناکامل هستند و ممکن است رفتارهای خوب و مناسبی نداشته باشند.
6⃣ ضعف عزت نفس، خودش را در روابط شما نشان میدهد و با روابط شما مرتبط است. اگر وابستگی دارید؛ اگر احساس قربانی بودن میکنید و دنبال ناجی میگردید! اگر در روابط مسموم و آسیبزننده، به بهانههای مختلف میمانید! اگر نمیتوانید حالتان را مستقلاً خوب کنید و آن را به گردن دیگران میاندازید! اگر دنبال متهم و مقصر میگردید تا مسئولیت تغییرتان را بر عهده نگیرید! اگر در روابط عاطفی خود، معطل و منتظر، نیازمند و طلبکار هستید که فلانی برگردد یا شما را ترک نکند یا شما را قانع کند که چرا شما را نمیخواهد و دوست ندارد، بدانید در رشد عزت نفستان با مشکلات و موانع زیادی روبرویید که خودتان در رفع آنها مسئول هستید.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
📝 مثلِ عموپورنگ
.
+وای وای وای! عجب اخمی! چشاشو نگا. لباشو نگا. فک کنم اگه تو مسابقه خطرناکترین اخم جهان شرکت کنه اول بشه. وای قلبم. خدایا مُردم از ترس. به دادم برس.
خندهاش پُقی پرید بیرون. نگاه سریع و پر از شیطنتی انداخت به صورتم و بعد مثل کسی که بخواهد اذیت کند، لبهاش را سفت جمع کرد و زل زد به گوشه دیوار.
و بعد دستش را برد دور و برِ لب و لوچهاش؛ که مثلن خندهاش را قایم کند.
از جام بلند شدم و رفتم سمتِ همانجایی که خیره شده بود بهش. +یعنی چه چیز جذابی اینجا هست که این میبینه و من نمیبینمش؟
و الکی هی توی کنجِ دیوار، خودم را مشغول جستوجو نشان دادم و ناکام.
درمانده و شکستخورده گفتم:
+خدایا خودت یه نظر لطفی به ما بکن!
دیگر نتوانست جلوی خندهاش را بگیرد. بلند زد زیر خنده.
-شما نمیتونین ببینینش، فقط من میبینم. و بعد یک قرِ ریز داد.
رفتم سمتاش و تا رسیدم بهش، خم شدم و گفتم:
+پس خوشگلبلایِ ما، چشمای جادوئی داره!
و یک پاستیل از ظرفِ روی عسلی درآوردم و گرفتم روبهروش.
+جیجیجیجینگ!
چشمانش برقی زد.
-مال منه؟
و منتظر تأیید من ماند. و خیلی مؤدبانه از دستم قاپش زد.
+اشکاناینام پاستیل دارن؟
یکهو چشمهاش گرد شد. .
-شما اشکانو میشناسین؟
+تازه آشنا شدم باهاش. .
-آره دارن. ولی من که به خاطر پاستیل نموندم خونهشون که.
+پس چرا موندی؟
-چون دیگه مامان و بابامو دوس ندارم. هیچوقتم دیگه نمیخوام برگردم خونه خودمون. حتی تا بزرگی. من دیگه میخوام بچه مامان و بابای اشکان باشم.
+چرا آخه؟
-چونکه مهربونن.
+خب مامان و بابای خودتم مهربونن. ببین چه لباسای خوشگلی برات خریدن. خیلی دوسِت دارنا.
-نخیرم. اصلنم مهربون نیستن. کسی که هيچوقت با آدم بازی نکنه مهربونه؟ تازهشم همیشهام سرم داد میکشن، میگن برو تو اتاقت حوصلهتو نداریم.
و با عصبانیت صورتش را برگرداند سمت دیوار. +خب مامانْ بابای اشکان چی؟
برگشت سمتام.
-مامانش که خیلی مهربونه. همیشه برامون کیکای خوشمزه میاره و... و انگشت اشاره دست راستش را گذاشت لای دندانهاش و عمیقن رفت توی فکر.
-اوممممم... آها. هيچوقتم سرمون داد نمیزنه.
+اونوقت باباش چی؟
-عمو محمد خیلی خیلی مهربونه. شکل عمو پورنگه. همیشه باهامون بازی میکنه. برامون شعر میخونه. کارای خندهدار میکنه. میتونه حتی اسباببازیام بسازه.
و پا شد و دست کرد توی جیباش.
-ببینین.
یک قایقِ کاغذی کوچک بود.
+عمو پورنگو دوس داری؟
-آره.
و دو تا دستهاش را باز کرد.
-خیلی. عاشقشم.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
.
#تربیت_فرزند
#عموپورنگ
🍀❤️ @The_meaningoflife
.
+وای وای وای! عجب اخمی! چشاشو نگا. لباشو نگا. فک کنم اگه تو مسابقه خطرناکترین اخم جهان شرکت کنه اول بشه. وای قلبم. خدایا مُردم از ترس. به دادم برس.
خندهاش پُقی پرید بیرون. نگاه سریع و پر از شیطنتی انداخت به صورتم و بعد مثل کسی که بخواهد اذیت کند، لبهاش را سفت جمع کرد و زل زد به گوشه دیوار.
و بعد دستش را برد دور و برِ لب و لوچهاش؛ که مثلن خندهاش را قایم کند.
از جام بلند شدم و رفتم سمتِ همانجایی که خیره شده بود بهش. +یعنی چه چیز جذابی اینجا هست که این میبینه و من نمیبینمش؟
و الکی هی توی کنجِ دیوار، خودم را مشغول جستوجو نشان دادم و ناکام.
درمانده و شکستخورده گفتم:
+خدایا خودت یه نظر لطفی به ما بکن!
دیگر نتوانست جلوی خندهاش را بگیرد. بلند زد زیر خنده.
-شما نمیتونین ببینینش، فقط من میبینم. و بعد یک قرِ ریز داد.
رفتم سمتاش و تا رسیدم بهش، خم شدم و گفتم:
+پس خوشگلبلایِ ما، چشمای جادوئی داره!
و یک پاستیل از ظرفِ روی عسلی درآوردم و گرفتم روبهروش.
+جیجیجیجینگ!
چشمانش برقی زد.
-مال منه؟
و منتظر تأیید من ماند. و خیلی مؤدبانه از دستم قاپش زد.
+اشکاناینام پاستیل دارن؟
یکهو چشمهاش گرد شد. .
-شما اشکانو میشناسین؟
+تازه آشنا شدم باهاش. .
-آره دارن. ولی من که به خاطر پاستیل نموندم خونهشون که.
+پس چرا موندی؟
-چون دیگه مامان و بابامو دوس ندارم. هیچوقتم دیگه نمیخوام برگردم خونه خودمون. حتی تا بزرگی. من دیگه میخوام بچه مامان و بابای اشکان باشم.
+چرا آخه؟
-چونکه مهربونن.
+خب مامان و بابای خودتم مهربونن. ببین چه لباسای خوشگلی برات خریدن. خیلی دوسِت دارنا.
-نخیرم. اصلنم مهربون نیستن. کسی که هيچوقت با آدم بازی نکنه مهربونه؟ تازهشم همیشهام سرم داد میکشن، میگن برو تو اتاقت حوصلهتو نداریم.
و با عصبانیت صورتش را برگرداند سمت دیوار. +خب مامانْ بابای اشکان چی؟
برگشت سمتام.
-مامانش که خیلی مهربونه. همیشه برامون کیکای خوشمزه میاره و... و انگشت اشاره دست راستش را گذاشت لای دندانهاش و عمیقن رفت توی فکر.
-اوممممم... آها. هيچوقتم سرمون داد نمیزنه.
+اونوقت باباش چی؟
-عمو محمد خیلی خیلی مهربونه. شکل عمو پورنگه. همیشه باهامون بازی میکنه. برامون شعر میخونه. کارای خندهدار میکنه. میتونه حتی اسباببازیام بسازه.
و پا شد و دست کرد توی جیباش.
-ببینین.
یک قایقِ کاغذی کوچک بود.
+عمو پورنگو دوس داری؟
-آره.
و دو تا دستهاش را باز کرد.
-خیلی. عاشقشم.
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
.
#تربیت_فرزند
#عموپورنگ
🍀❤️ @The_meaningoflife
«اتفاقات مثبت را به زندگیات دعوت کن»
هر چیزی که در زندگی ما وجود دارد یا در آینده با آن برخورد می کنیم را خودمان به زندگی خود دعوت میکنیم.
چگونه؟
با کلام خود و با باورهایی که داریم.
خیلیها متوجه این موضوع نیستند و اصلاً به آن توجه نمیکنند، ولی اگر دقت کنیم میبینیم که در طول روز مدام به چیزهای منفی فکر میکنیم یا حتی خیلی از اوقات با خودمان میگوییم:
«من آدم کندی هستم، بدشانسم، جذاب نیستم»
و در نتیجه این چیزهای منفی را به زندگیمان دعوت میکنیم.
به جای آن بهتر است بگوییم:
«من خوشبختم، من قویام، سالمم، با استعدادم»
وقتی قانون دنیا این شکلی است که خودمان قادر هستیم اتفاقات را برای خودمان بسازیم، پس چرا با کلام و باورهای خود، افکار مثبت را به زندگیمان دعوت نکنیم؟
چه بخواهید باور کنید یا نه، تقریباً اکثر اتفاقات منفیای که به آنها فکر میکنید هرگز رخ نمیدهند. پس انرژی خودت را صرف مثبتها کن❤️
#جول_اوستین
🍀❤️ @filsofak
هر چیزی که در زندگی ما وجود دارد یا در آینده با آن برخورد می کنیم را خودمان به زندگی خود دعوت میکنیم.
چگونه؟
با کلام خود و با باورهایی که داریم.
خیلیها متوجه این موضوع نیستند و اصلاً به آن توجه نمیکنند، ولی اگر دقت کنیم میبینیم که در طول روز مدام به چیزهای منفی فکر میکنیم یا حتی خیلی از اوقات با خودمان میگوییم:
«من آدم کندی هستم، بدشانسم، جذاب نیستم»
و در نتیجه این چیزهای منفی را به زندگیمان دعوت میکنیم.
به جای آن بهتر است بگوییم:
«من خوشبختم، من قویام، سالمم، با استعدادم»
وقتی قانون دنیا این شکلی است که خودمان قادر هستیم اتفاقات را برای خودمان بسازیم، پس چرا با کلام و باورهای خود، افکار مثبت را به زندگیمان دعوت نکنیم؟
چه بخواهید باور کنید یا نه، تقریباً اکثر اتفاقات منفیای که به آنها فکر میکنید هرگز رخ نمیدهند. پس انرژی خودت را صرف مثبتها کن❤️
#جول_اوستین
🍀❤️ @filsofak
انسان برای به دست آوردن داراییها خود را میفروشد تا آنچه دیگری دارد را صاحب شود؛
ولی هیچوقت نمیفهمد که هرچه بیشتر به دست آورد، از خودش کمتر باقی میماند.
#کارل_مارکس
🍀❤️ @filsofak
ولی هیچوقت نمیفهمد که هرچه بیشتر به دست آورد، از خودش کمتر باقی میماند.
#کارل_مارکس
🍀❤️ @filsofak
در تصویر بالا درس بزرگی نهفته است،
حتی اگر واقعاً اتفاق نیفتاده باشد
فردی که کارش برگزاری مسابقات سرعت
سگها بود، برای تنوع یک یوزپلنگ را به
مسابقه آورد.
ولی با کمال تعجب در هنگام
مسابقه یوزپلنگ از جایش تکان نخورد و
سگها با تمام توان میدویدند
یوزپلنگ فقط نگاه میکرد
وقتی از این فرد پرسیدند پس چرا یوزپلنگ
در مسابقه شرکت نکرد؛ پاسخ جالبی داد:
گاهی تلاش برای اینکه ثابت کنی تو
بهترین هستی #توهین_به_خودت است.
همیشه و همهجا لازم نیست خودت
را به همه ثابت کنی
گاهی #سکوت در برابر برخی
آدمها، بهترین پاسخ است
اگر اطمینان داری که راه درست را انتخاب کردهای، به راهت ادامه بده؛
مهم نیست دیگران دربارهات
چه فکری میکنند،
لازم نیست مرتب خودت را اثبات کنی.
🍀❤️ @filsofak
حتی اگر واقعاً اتفاق نیفتاده باشد
فردی که کارش برگزاری مسابقات سرعت
سگها بود، برای تنوع یک یوزپلنگ را به
مسابقه آورد.
ولی با کمال تعجب در هنگام
مسابقه یوزپلنگ از جایش تکان نخورد و
سگها با تمام توان میدویدند
یوزپلنگ فقط نگاه میکرد
وقتی از این فرد پرسیدند پس چرا یوزپلنگ
در مسابقه شرکت نکرد؛ پاسخ جالبی داد:
گاهی تلاش برای اینکه ثابت کنی تو
بهترین هستی #توهین_به_خودت است.
همیشه و همهجا لازم نیست خودت
را به همه ثابت کنی
گاهی #سکوت در برابر برخی
آدمها، بهترین پاسخ است
اگر اطمینان داری که راه درست را انتخاب کردهای، به راهت ادامه بده؛
مهم نیست دیگران دربارهات
چه فکری میکنند،
لازم نیست مرتب خودت را اثبات کنی.
🍀❤️ @filsofak
يک كلمه!
فقط يک كلمه را به خاطر بسپار و ديگر مشكلی نخواهی داشت.
كلمهی #متفاوت را به ياد داشته باش.
تو با هر كس ديگر در دنيا فرق داری.
#گریز_از_سرزمین_امن
#ریچارد_باخ
🍀❤️ @filsofak
فقط يک كلمه را به خاطر بسپار و ديگر مشكلی نخواهی داشت.
كلمهی #متفاوت را به ياد داشته باش.
تو با هر كس ديگر در دنيا فرق داری.
#گریز_از_سرزمین_امن
#ریچارد_باخ
🍀❤️ @filsofak
ما مردمان خاورمیانهایم
بعضیهایمان درجنگ کشته میشویم
بعضی در زندان
بعضی در جاده میمیریم
و بعضی در دریا
حتی بلندترین کوهها هم
از ما انتقام میگیرند
چرا که ما شغلمان مردن است.
#نشاط_حمدان
🍀❤️ @filsofak
بعضیهایمان درجنگ کشته میشویم
بعضی در زندان
بعضی در جاده میمیریم
و بعضی در دریا
حتی بلندترین کوهها هم
از ما انتقام میگیرند
چرا که ما شغلمان مردن است.
#نشاط_حمدان
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: آگاهسازی نوجوان از فضای مجازی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
1. اعتمادسازی والدین:
ناگفته پیداست که استفادهی صحیح یا ناصحیح نوجوان از فضای مجازی، به میزان ارتباط والدیناش با او، یعنی به نحوهی مواجههی والدین با نوجوان بستگی دارد. به این صورت که اگر والدین رفاقت و صمیمیت را چاشنی کار تربیتی خود قرار داده باشند، نوجوان نیز بیتردید جذب آنها خواهد شد و در ادامه، در فضای مجازی نیز، در صورت نیاز، جایگاه صحیح خود را پیدا خواهد کرد.
۲. بلوغ و خامی:
نبود تجربهی کافی در مرحلهی بعد از بلوغ، موقعیت آسیبزا و پرمشکلی را برای نوجوان ایجاد میکند. از آنجایی که دوران بلوغ با استقلالطلبی مساوی است، بدیهی است که مدیریت و نظارت والدین گاهی راه به جایی نمیبرد؛ زیرا برخورد مستقیم و محسوس والدین در چنین شرایطی محکوم به شکست است، لذا کنترلگری مستقیم جواب نمیدهد.
3. عدم تشخیص نوجوان:
در صورت عدم آگاهی نوجوان از فضای مجازی، درصد آسیبپذیری او بیشتر میشود؛ زیرا قوهی تشخیص نوجوانان به قدری نیست که درست را از نادرست جدا کنند. از طرفی نمیتوان نوجوان را از فضاهای مجازی محروم ساخته و یا برای او قوانین خشک ممنوعیتی ایجاد کرد.
در نتیجه، میتوان به عنوان راهکار، با ایجاد برنامههای متنوع در خانه و زندگی، میزان اعتماد نوجوان به والدین را افزایش داد تا به این ترتیب، فضای مجازی در اولویت و رتبههای بعدی قرار بگیرد.
۴. ابتلا به افسردگی:
اگر نوجوان نسبت به ابعاد مختلف فضاهای مجازی آگاهی لازم را نداشته باشد، برداشت کاملاً سطحی و نمایشیای از آن خواهد داشت. به عنوان مثال، این کاملاً قابل پیشبینی است که هرگاه یک نوجوان، لحظات شاد و با نشاط به اشتراک گذاشته شدهی یک شخص را در فضای مجازی میبیند، درصدد مقایسهی او با خودش میافتد و سریعاً این سؤال را از خودش میپرسد که: «چرا من مانند آن شخصِ حاضر در فضای مجازی، خوشحال نیستم؟! چرا زندگی من شاد نیست؟!»
باید توجه داشت که این دسته از مقایسهها، به دلیل برآورده نشدن خواستهها، عدم گنجایش و عدم آگاهی نوجوان، میتواند در او به خشم فروخورده، پرخاشگری و بعضاً گوشهگیری و عدم رضایت از زندگی تبدیل شود و لاجرم افسردگی، بیحالی و خشونت را با خودش به ارمغان بیاورد.
۵. الگوبرداری اشتباه:
به خاطر نبود شاخصهای معین و به دلیل بیتجربگی افراد نوجوان، افراد ناشناس و غیر استاندارد از جهات اخلاقی، میتوانند به سرعت برای نوجوانان حالت الگو و شاخص پیدا کنند؛ و به دلیل بالا بودن میزان آسیبپذیری نوجوان، میتوانند او را به راحتی به تضادهای جدی در زمینههای مختلف دچار کنند.
۶. ممنوعیت نوجوان:
یکی از اشتباهات رایج والدین در وضعِ ممنوعیتهای غیر منطقی فضای مجازی است. طبیعی و منطقی است که بعد از اینکه یک نوجوان با اینگونه فضاها آشنا میشود و طعم تنوع و جذابیت تصویری و صوتی آنها را میچشد، نمیتوان برای او به صورت مطلق قائل به ممنوعیت استفاده از آنچه که مطلوبش واقع شده شد.
بهترین راهکار برای گذرِ سلامت و پربارِ از سنین نوجوانی فرزند، همسو شدن و همراهی والدین با فرزندان است.
اگر والدین برای فرزندان خود زمان کافی خرج کنند، فضای مجازی هیچگاه برای نوجوانان جذابیت بیش از حد پیدا نخواهد کرد. این فضاها تنها زمانی برای یک نوجوان دغدغه میشوند که احساس تنهایی و طرد شدگی داشته باشد. اگر نوجوان احساس کند که والدینش درکش میکنند، حس کنجکاوی و تجسس در فضاهای مجازی هرگز در او غیر معقول و افراطی نخواهد شد.
۷. نظارت غیر مستقیم والدین:
والدین میبایست نحوهی استفاده از فضای مجازی را به نوجوانانشان آموزش دهند و پس از آن، به دلیل حساس بودن نوجوان در این سن، به صورت غیر مستقیم بر فرزند خود نظارت لازم را داشته باشند. نظارت غیر مستقیم موجب میشود که نوجوان علاوه بر احساس استقلال و عزت نفس، در دام خطرناک و آسیبزایِ احساس آزادیِ مطلق نیز گرفتار نشوند. در واقع یک نوجوان باید از رفتار والدیناش اینگونه برداشت کند که دارد خودخواسته به صورت صحیح از این فضاها استفاده میکند.
به این ترتیب، والدین باید با رفاقت و صمیمت خود، با همراهیشان نظارت جدی و استوارشان را عملی کنند.
در علم روانشناسی دینی به وفور از چنین اقتدار تربیتیای یاد شده است.
۸. بلوغ زودرس:
یکی از عوارض دسترسی آزاد به فضاهای مجازی و اطلاعات، واقع شدنِ نوجوان در موقعیتهای محرک جنسی است که به مرور زمان، به بلوغ زودرس او منتهی میشود. آشکار است که محیط و شرایط خانه و خانواده، در ایجاد چنین فضاهایی به شدت تأثیرگذار است.
🍀❤ @The_meaningoflife
موضوع: آگاهسازی نوجوان از فضای مجازی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
1. اعتمادسازی والدین:
ناگفته پیداست که استفادهی صحیح یا ناصحیح نوجوان از فضای مجازی، به میزان ارتباط والدیناش با او، یعنی به نحوهی مواجههی والدین با نوجوان بستگی دارد. به این صورت که اگر والدین رفاقت و صمیمیت را چاشنی کار تربیتی خود قرار داده باشند، نوجوان نیز بیتردید جذب آنها خواهد شد و در ادامه، در فضای مجازی نیز، در صورت نیاز، جایگاه صحیح خود را پیدا خواهد کرد.
۲. بلوغ و خامی:
نبود تجربهی کافی در مرحلهی بعد از بلوغ، موقعیت آسیبزا و پرمشکلی را برای نوجوان ایجاد میکند. از آنجایی که دوران بلوغ با استقلالطلبی مساوی است، بدیهی است که مدیریت و نظارت والدین گاهی راه به جایی نمیبرد؛ زیرا برخورد مستقیم و محسوس والدین در چنین شرایطی محکوم به شکست است، لذا کنترلگری مستقیم جواب نمیدهد.
3. عدم تشخیص نوجوان:
در صورت عدم آگاهی نوجوان از فضای مجازی، درصد آسیبپذیری او بیشتر میشود؛ زیرا قوهی تشخیص نوجوانان به قدری نیست که درست را از نادرست جدا کنند. از طرفی نمیتوان نوجوان را از فضاهای مجازی محروم ساخته و یا برای او قوانین خشک ممنوعیتی ایجاد کرد.
در نتیجه، میتوان به عنوان راهکار، با ایجاد برنامههای متنوع در خانه و زندگی، میزان اعتماد نوجوان به والدین را افزایش داد تا به این ترتیب، فضای مجازی در اولویت و رتبههای بعدی قرار بگیرد.
۴. ابتلا به افسردگی:
اگر نوجوان نسبت به ابعاد مختلف فضاهای مجازی آگاهی لازم را نداشته باشد، برداشت کاملاً سطحی و نمایشیای از آن خواهد داشت. به عنوان مثال، این کاملاً قابل پیشبینی است که هرگاه یک نوجوان، لحظات شاد و با نشاط به اشتراک گذاشته شدهی یک شخص را در فضای مجازی میبیند، درصدد مقایسهی او با خودش میافتد و سریعاً این سؤال را از خودش میپرسد که: «چرا من مانند آن شخصِ حاضر در فضای مجازی، خوشحال نیستم؟! چرا زندگی من شاد نیست؟!»
باید توجه داشت که این دسته از مقایسهها، به دلیل برآورده نشدن خواستهها، عدم گنجایش و عدم آگاهی نوجوان، میتواند در او به خشم فروخورده، پرخاشگری و بعضاً گوشهگیری و عدم رضایت از زندگی تبدیل شود و لاجرم افسردگی، بیحالی و خشونت را با خودش به ارمغان بیاورد.
۵. الگوبرداری اشتباه:
به خاطر نبود شاخصهای معین و به دلیل بیتجربگی افراد نوجوان، افراد ناشناس و غیر استاندارد از جهات اخلاقی، میتوانند به سرعت برای نوجوانان حالت الگو و شاخص پیدا کنند؛ و به دلیل بالا بودن میزان آسیبپذیری نوجوان، میتوانند او را به راحتی به تضادهای جدی در زمینههای مختلف دچار کنند.
۶. ممنوعیت نوجوان:
یکی از اشتباهات رایج والدین در وضعِ ممنوعیتهای غیر منطقی فضای مجازی است. طبیعی و منطقی است که بعد از اینکه یک نوجوان با اینگونه فضاها آشنا میشود و طعم تنوع و جذابیت تصویری و صوتی آنها را میچشد، نمیتوان برای او به صورت مطلق قائل به ممنوعیت استفاده از آنچه که مطلوبش واقع شده شد.
بهترین راهکار برای گذرِ سلامت و پربارِ از سنین نوجوانی فرزند، همسو شدن و همراهی والدین با فرزندان است.
اگر والدین برای فرزندان خود زمان کافی خرج کنند، فضای مجازی هیچگاه برای نوجوانان جذابیت بیش از حد پیدا نخواهد کرد. این فضاها تنها زمانی برای یک نوجوان دغدغه میشوند که احساس تنهایی و طرد شدگی داشته باشد. اگر نوجوان احساس کند که والدینش درکش میکنند، حس کنجکاوی و تجسس در فضاهای مجازی هرگز در او غیر معقول و افراطی نخواهد شد.
۷. نظارت غیر مستقیم والدین:
والدین میبایست نحوهی استفاده از فضای مجازی را به نوجوانانشان آموزش دهند و پس از آن، به دلیل حساس بودن نوجوان در این سن، به صورت غیر مستقیم بر فرزند خود نظارت لازم را داشته باشند. نظارت غیر مستقیم موجب میشود که نوجوان علاوه بر احساس استقلال و عزت نفس، در دام خطرناک و آسیبزایِ احساس آزادیِ مطلق نیز گرفتار نشوند. در واقع یک نوجوان باید از رفتار والدیناش اینگونه برداشت کند که دارد خودخواسته به صورت صحیح از این فضاها استفاده میکند.
به این ترتیب، والدین باید با رفاقت و صمیمت خود، با همراهیشان نظارت جدی و استوارشان را عملی کنند.
در علم روانشناسی دینی به وفور از چنین اقتدار تربیتیای یاد شده است.
۸. بلوغ زودرس:
یکی از عوارض دسترسی آزاد به فضاهای مجازی و اطلاعات، واقع شدنِ نوجوان در موقعیتهای محرک جنسی است که به مرور زمان، به بلوغ زودرس او منتهی میشود. آشکار است که محیط و شرایط خانه و خانواده، در ایجاد چنین فضاهایی به شدت تأثیرگذار است.
🍀❤ @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روانشناسی
موضوع: (کودکان مرفه و آینده خام)
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: سایت #شفقنا
لینک:
https://life.shafaqna.com/FA/223235/کودکان-مرفّه-و-آینده-خام-یادداشت-مصطفی
🍀❤️ @The_meaningoflife
موضوع: (کودکان مرفه و آینده خام)
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: سایت #شفقنا
لینک:
https://life.shafaqna.com/FA/223235/کودکان-مرفّه-و-آینده-خام-یادداشت-مصطفی
🍀❤️ @The_meaningoflife
شفقنا زندگی
کودکان مرفّه و آینده خام/ یادداشت مصطفی سلیمانی - شفقنا زندگی
شفقنا زندگی- مصطفی سلیمانی، روانشناس در یادداشتی که برای شفقنا ارسال کرده آورده است: کودکان برای رشد و تعالی خود نیازمند دریافت محبت از سمت والدینشان هستند. بیتوجهی یا کمتوجهی والدین میتواند آسیبهای سنگین و غیر قابل جبرانی را برای حال و آینده فرزندان…
معنای زندگی برای من
من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب، که فقط با حقیقت نجات مییابد.
ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم. ما نیاز داریم که بیشتر حرفمان شنیده شود؛ ولی آقایان فکر میکنند ما باید فقط حرفشنو باشیم. ما باید با تمام وجود و با حضور قلب مینشستیم پای حرف مردم.
اگر دو چیز در زندگیام نباشد، زندگی دیگر برایم معنا ندارد: در درجه اول باید بتوانم درد و رنجی را کاهش دهم و در درجه دوم اگر حقیقتی به ذهنم رسید، آن را بهگفته خودم و بهدست خودم با دیگران در میان بگذارم و به قول شما جوانان شیر share کنم. تنها دلخوشی من در زندگی این دو موضوع است و چیز دیگری سراغ ندارم.
نظریههای مختلف معنای زندگی را هم میدانم؛ ولی فقط این دو مورد را معنیدهنده به زندگی خودم میدانم. من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب، که فقط با حقیقت نجات مییابد. البته هیچ حقیقتی نیست که در ابتدا تلخ نباشد؛ حقیقت دارویی تلخ است. اینکه بدانید انسان موجودی تنهاست، یا عدالت هیچگاه به معنای حقیقیاش نمیتواند تحقق یابد، اینها همه تلخاند؛ اما حقیقت وقتی وارد وجود تو شد کمکم آثار و برکاتش را میگذارد و تاثیر خودش را نشان میدهد.
متاسفانه ما بیشترین عشق را به سخن گفتن و کمترین عشق را به شنیدن داریم. من به خودم و دیگران توصیه میکنم که بیشتر حرف مردم را بشنویم، نه اینکه حرص و ولع داشته باشیم برایشان صحبت کنیم. من یک شوخی با خدا هم بکنم، فکر میکنم خدا هم اگر کمی بیشتر حرف ما را میشنید، شاید وضع ما بهتر از این بود. اگر پیامبران خدا و بنیانگذاران ادیان و مذاهب و عارفان و فیلسوفان و متفکران و مصلحان اجتماعی حرف مخاطبان خود را بیشتر بشنوند و کمتر با آنها حرف بزنند، فکر میکنم وضع دنیا خیلی بهتر از این شود. ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم.
ما باید با تمام وجود و با حضور قلب مینشستیم پای حرف مردم . این مردم از همسر و فرزندان من شروع میشوند تا فلان رجل سیاسی و فلان شهری و فلان روستایی و فلان زن یا مرد یا پیر و جوان و همه و همه.
متاسفانه ما کمتر کسی را داریم که حرفهایمان را بشنود و ای کاش روحانیون و روشنفکران کمی حرف میشنیدند و میدیدند مردم از چه میرنجند و به چه دردهایی مبتلایند.
فایل کامل این مصاحبه
|مصطفی ملکیان، ماهنامه برای فردا، مهر ۹۶|
🍀❤️ @filsofak
من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب، که فقط با حقیقت نجات مییابد.
ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم. ما نیاز داریم که بیشتر حرفمان شنیده شود؛ ولی آقایان فکر میکنند ما باید فقط حرفشنو باشیم. ما باید با تمام وجود و با حضور قلب مینشستیم پای حرف مردم.
اگر دو چیز در زندگیام نباشد، زندگی دیگر برایم معنا ندارد: در درجه اول باید بتوانم درد و رنجی را کاهش دهم و در درجه دوم اگر حقیقتی به ذهنم رسید، آن را بهگفته خودم و بهدست خودم با دیگران در میان بگذارم و به قول شما جوانان شیر share کنم. تنها دلخوشی من در زندگی این دو موضوع است و چیز دیگری سراغ ندارم.
نظریههای مختلف معنای زندگی را هم میدانم؛ ولی فقط این دو مورد را معنیدهنده به زندگی خودم میدانم. من به این جمله عیسی ایمان دارم که حقیقت تو را نجات خواهد داد. انسان نه با دروغ و توهم و فریب، که فقط با حقیقت نجات مییابد. البته هیچ حقیقتی نیست که در ابتدا تلخ نباشد؛ حقیقت دارویی تلخ است. اینکه بدانید انسان موجودی تنهاست، یا عدالت هیچگاه به معنای حقیقیاش نمیتواند تحقق یابد، اینها همه تلخاند؛ اما حقیقت وقتی وارد وجود تو شد کمکم آثار و برکاتش را میگذارد و تاثیر خودش را نشان میدهد.
متاسفانه ما بیشترین عشق را به سخن گفتن و کمترین عشق را به شنیدن داریم. من به خودم و دیگران توصیه میکنم که بیشتر حرف مردم را بشنویم، نه اینکه حرص و ولع داشته باشیم برایشان صحبت کنیم. من یک شوخی با خدا هم بکنم، فکر میکنم خدا هم اگر کمی بیشتر حرف ما را میشنید، شاید وضع ما بهتر از این بود. اگر پیامبران خدا و بنیانگذاران ادیان و مذاهب و عارفان و فیلسوفان و متفکران و مصلحان اجتماعی حرف مخاطبان خود را بیشتر بشنوند و کمتر با آنها حرف بزنند، فکر میکنم وضع دنیا خیلی بهتر از این شود. ما امروزه واقعا کسی که حرفمان را بشنود نداریم.
ما باید با تمام وجود و با حضور قلب مینشستیم پای حرف مردم . این مردم از همسر و فرزندان من شروع میشوند تا فلان رجل سیاسی و فلان شهری و فلان روستایی و فلان زن یا مرد یا پیر و جوان و همه و همه.
متاسفانه ما کمتر کسی را داریم که حرفهایمان را بشنود و ای کاش روحانیون و روشنفکران کمی حرف میشنیدند و میدیدند مردم از چه میرنجند و به چه دردهایی مبتلایند.
فایل کامل این مصاحبه
|مصطفی ملکیان، ماهنامه برای فردا، مهر ۹۶|
🍀❤️ @filsofak
صدانت
مصاحبه ماهنامه برای فردا با مصطفی ملکیان • صدانت
مصطفی ملکیان: سال 1358 که وارد حوزه علمیه قم شدم با آقای مصباح تماس داشتم، البته از قبل از 58 هم بواسطه اینکه یکی از برادرانم شاگردی ایشان را می کرد با ...
📚 ۱۰ کتابی که توسط ناشران رد شدند اما نویسندگانشان را میلیاردر کردند :
1: بر باد رفته؛ اثر مارگارت میشل.
به گفته نویسنده، نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دستنوشتهی ۱۰۰۰ صفحهای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد؛ اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ، ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.
2: لولیتا؛ اثر ولادیمیر ناباکوف.
ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین روبهرو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.
3: خدمتکار؛ اثر کاترین استاکت.
دستنویس رمان خدمتکار توسط بیش از ۶۰ ناشر و آژانس ادبی رد شد؛ اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروشترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.
4: ارباب مگسها؛ اثر ویلیام گلدینگ.
کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر روبهرو شد، اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت، اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروشترین کتابها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.
5: خاطرات آن فرانک؛ اثر آن فرانک.
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظهی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است، اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر روبهرو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و این کتاب خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای عصر خود بدل شد.
6: کری؛ اثر استفان کینگ.
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت میکرد: «ما هیچ علاقهای به انتشار داستانهای علمی تخیلی، که آرمانشهرهای منفی را به تصویر میکشند نداریم». اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.
7: جاناتان مرغ دریایی؛ اثر ریچارد باخ.
باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران روبهرو شد. آنها میگفتند: «کسی حاضر به خواندن کتابی دربارهی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است». اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوشآوازه بدل کرد.
8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس
این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتابهای تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.
9: سرگذشت نارنیا؛ اثر سی. اس لوئیس.
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی ۳۷ بار با مخالفت ناشران روبهرو شد، تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.
10. هری پاتر و سنگ جادو؛ اثر جی. کی رولینگ.
خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد، اما خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا میبینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر میرسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت، ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوشاقبال باز شود. پس بهتر است استعداد نویسندگی خود را دست کم نگیرید و برای چاپ کتاب خود کمی بیشتر تلاش کنید.
🍀❤️ @filsofak
1: بر باد رفته؛ اثر مارگارت میشل.
به گفته نویسنده، نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دستنوشتهی ۱۰۰۰ صفحهای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد؛ اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ، ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.
2: لولیتا؛ اثر ولادیمیر ناباکوف.
ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین روبهرو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.
3: خدمتکار؛ اثر کاترین استاکت.
دستنویس رمان خدمتکار توسط بیش از ۶۰ ناشر و آژانس ادبی رد شد؛ اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروشترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.
4: ارباب مگسها؛ اثر ویلیام گلدینگ.
کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر روبهرو شد، اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت، اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروشترین کتابها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.
5: خاطرات آن فرانک؛ اثر آن فرانک.
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظهی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است، اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر روبهرو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و این کتاب خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای عصر خود بدل شد.
6: کری؛ اثر استفان کینگ.
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت میکرد: «ما هیچ علاقهای به انتشار داستانهای علمی تخیلی، که آرمانشهرهای منفی را به تصویر میکشند نداریم». اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.
7: جاناتان مرغ دریایی؛ اثر ریچارد باخ.
باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران روبهرو شد. آنها میگفتند: «کسی حاضر به خواندن کتابی دربارهی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است». اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوشآوازه بدل کرد.
8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس
این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتابهای تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.
9: سرگذشت نارنیا؛ اثر سی. اس لوئیس.
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی ۳۷ بار با مخالفت ناشران روبهرو شد، تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.
10. هری پاتر و سنگ جادو؛ اثر جی. کی رولینگ.
خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد، اما خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا میبینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر میرسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت، ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوشاقبال باز شود. پس بهتر است استعداد نویسندگی خود را دست کم نگیرید و برای چاپ کتاب خود کمی بیشتر تلاش کنید.
🍀❤️ @filsofak