فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Audio
صحبت‌های پرهیجان و تامل‌برانگیز دکتر مصطفی مهرآیین درباب عشق، دیگری، کودکی و امر سیاسی
🍀❤️ @filsofak
این مجسمه که در شهر برلین قرار دارد نامی جالب و تامل برانگیز دارد.
"سیاستمداران در حال گفتگو در مورد گرمایش زمین!"
🍀❤️ @filsofak
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم!
بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم، اما به این می ارزد که خودمان باشیم.
تا زمانی که رفتار ما و تصمیم های ما به کسی آسیبی نمیزند، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.
چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستن ها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران، بر باد رفته اند.

#اریک_فروم
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کمی با حوصله به این صحبت‌های صریح ۸ دقیقه‌ای یک استاد دانشگاه دقت کنیم.
با هم ببینیم!
🍀❤️ @filsofak
«اخلاق، فصل نخست اصلاح» مجموعه‌ی گفتگو‌های پژوهشی اصغر زارع کهنمویی در حوزه اخلاق است که با مقدمه‌ی سیدحسن اسلامی اردکانی، اواخر آذر ۹۸ منتشر شده است.

این اثر که پس ارزیابی‌های علمی توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی چاپ شده، در پنج فصل سامان‌ یافته است:

فصل اول، تبیین جامعی از مسایل مرتبط میان نهاد اخلاق و دو نهاد دین و حقوق در قالب چهار گفتگوی بلند با مصطفی ملکیان، ابوالقاسم فنایی، ناصر کاتوزیان و محمد راسخ به دست می‌دهد.

در فصل دوم، وضعیت اخلاقی جامعه ایرانی در گفتگو با تقی آزاد ارمکی، ابراهیم حاجیانی، عباس عبدی و قدیر نصری بررسی شده است.

فصل سوم به نسبت اخلاق و سیاست و قدرت اختصاص دارد و شامل چهار گفت‌وگوی عمیق با سیدعلی محمودی، محمدرضا تاجیک، سعید حجاریان و سروش دباغ است.

در فصل چهارم درباره اهمیت و نحوه اخلاقی بودن ساحت رسانه،‌ هنر و تاریخ با کاظم معتمدنژاد، حسن نمک‌دوست، آیدین آغداشلو و سیدصادق سجادی گفتگو شده است.

فصل پنجم نیز در قالب چهار گفتگوی راهبردی با محسن رنانی، بخشعلی قنبری، محمود عباسی و حسین راغفر به بررسی نسبت اخلاق با اقتصاد و نظام صنفی می‌پردازد.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
📝 مشاوره: (سرکوب احساسات)
#مصطفی_سلیمانی

سی ساله بود و یک سال هم می‌شد که ازدواج کرده بود. می‌گفت همین تازگی‌ها به این نتیجه رسیده است که نوسان خُلق شدید دارد.
هی عاشق و فارغ می‌شود. هی امیدوار و ناامید می‌شود و این بالا و پایین شدن و صفر و صدی نزدیک است که زندگی خانوادگی و زناشویی‌اش را از هم بپاشاند.
می‌گفت، بیشترِ وقت‌هایی که با خودم تنها هستم احساس دل‌تنگیِ شدید دارم. این‌طور که یکهو دلم برای همه آدم‌های زندگی‌م تنگ می‌شود؛ بیشتر از همه، برای زنم.
می‌گفت پروسه بیماری‌م این شکلی است که توی تنهایی‌هام شروع می‌کنم به خیال‌پردازی.
مثلاً اولش این‌طوری است که از زنم، توی خیالم، دل‌جویی می‌کنم، نازش را می‌کشم و بعد توی ذهنم با او تصویرهای رمانتیک می‌سازم.
حرف‌هاش به اینجا که رسید ‌گفت: البته خجالت می‌کشم که دارم این حرف‌ها را به شما می‌گویم، اما چاره‌ای نیست. شما مشاورید و اگر به شما همه حقیقت را نگویم، چه کسی جز خودم ضرر می‌کند؟
بعد دوباره حرف‌هاش را از سر گرفت که، همیشه توی تنهایی، توی خیال، عاشقانه‌ترین اتفاق‌ها را با همسرم خلق می‌کنم. مثلن زل ‌زده‌ایم توی چشم‌های هم و دست‌هایمان توی دست‌های هم قفل است، با هم می‌رقصیم، کنار ساحل قدم می‌زنیم، همدیگر را در آغوش می‌کشیم و با نگاه با هم حرف می‌زنیم؛ اما همه این‌ها تنها تا وقتی است که او خواب است یا از او دورم.
چشم‌هاش را که باز می‌کند یا به هم نزدیک که می‌شویم، انگار تازه من از خواب و خیال می‌پرم.
پرسیدم چرا توی واقعیت، این خیال‌ها و رؤیاپردازی‌ها را تعبیر نمی‌کنی؟
انگشت‌هاش را توی هم گره کرد و آه بلندی کشید و گفت: توی واقعیت بلد نیستم باید چکار کنم. آن عشقی، آن کشش دیوانه‌کننده‌ای که تعریف کردم فقط توی خیال است. توی بیداری آن‌قدر تشنه‌اش نیستم که توی خیال. گفتم که؛ هی عاشق و فارغ می‌شوم.
از کیفیت زندگی‌شان پرسیدم. گفت که خیلی معقول و منطقی است. با هم مشکل خاصی ندارند اما هر کدامشان انگار توی یک تنهایی بزرگ گیر افتاده‌اند.
از رابطه پدر و مادر خودش با هم پرسیدم. گفت هیچ‌وقت عاشق هم نبوده‌اند.
فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت قیافه مات و چشم‌های گرد شده‌اش را یادم برود وقتی از من شنید که: تو نوسان خلق نداری. عاشق و فارغ نمی‌شوی. تو فقط داری احساساتت را سرکوب می‌کنی. دوست داشتنت را. از ترس. ترسِ از پس‌زده شدن. می‌ترسی یا خودت در ابراز عشق کم بیاوری یا زنت؛ به خیال خودت منطقی و جدی رفتار می‌کنی که زندگی معقولت از کف‌ات نرود.
بریز بیرون برادر. شل کن.
❤️🍀 @The_meaningoflife
این اصل اساسی را شروع کنید که شما نیازی به تأیید کسی ندارید. درست است؟ بله؛ اگر کسی شما را دوست ندارد، زندگی شما نابود نمی‌شود. شما می‌توانید شادمانه قدم بزنید، کتاب بخوانید، رمان بنویسید، ورزش کنید، روی چمن‌ها دراز بکشید، غروب را تماشا کنید و می‌توانید با شخص خودتان شاد باشید.

زمانی که به این درک برسید، از نگرانی اینکه دیگران در مورد شما چه فکر می‌کنند رها می‌شوید. زمانی که احساس‌های بد به سراغتان می‌آیند (خارج از کنترل ما)، درک کنید که این‌ها بوی خواستن تأیید دیگران را می‌دهند و به یاد بیاورید که شما نیازی به تأیید دیگران ندارید. بدون آن هم انسان خوبی هستید. در شوق تأیید دیگران، زندگی ما رنج‌آور می‌شود و ما نیازی به این رنج نداریم.

#لئوبابوتا
🍀❤️ @filsofak
Rain
@HosseinSharifiMusic
شبها، سکوت مرا با خود می‌برد...
به سرزمینی که قطرات باران زمین را می‌بوسند.

#موسیقی_بی‌کلام
❤️🍀 @filsofak
🔹🔹خلقت زبان


من اگر خدا بودم، در ابتدای تولّد، آدم‌ها را با ذهن خالی نمی‌فرستادم توی این دنیا. ذخیره‌های ژنتیکی و این‌ها به کنار، آن‌ها فقط بخشی از گره‌ آدمیزاد را باز می‌کنند؛ من اگر خدا بودم می‌دانستم که این زندگی پیچیده‌تر از آن است که آدم‌ها بتوانند بدون کلمات مناسب تحمّلش کنند. اگر خدا بودم از پیش می‌دانستم که آن بیرون، مفاهیم، زخمی‌تر از آنند که این نوزادِ ناتوان بتواند از پسِ مراقبت و همنشینی با آن‌ها بر آید. اگر خدا بودم می‌دانستم که آن بیرون کلّی کلمه نیمه‌جان هست که هرقدر هم زور بزنی نمی‌توانی با آن‌ها خودت و دیگران را بفهمی. اگر خدا بودم با هر آدمی دنیایی کلمه تازه، جاندار، سالم و روشن می‌فرستادم تا این موجودِ از نوزادی تا بزرگسالیِ آسیب‌پذیر بتواند با آن‌ها زندگی را تاب بیاورد. آخر، فهمیدنِ زندگی بخش مهمی از تاب آوردن آن است. برای تاب آوردن زندگی باید بفهمی از تولّد تا مرگ چه احساسی داری، بفهمی چه مرگت می‌شود وقتی که عاشق می‌شوی یا غم عمیقی به جانت می‌افتد. باید کلماتی داشته باشی که تنهایی و مرگ را برایت درست معنا کنند نه این همه مبهم و گنگ و گیج. تنهایی،مرگ، عشق، دوستی، زندگی، آخر مفاهیمی دستخورده‌تر و لگدمال شده‌تر از این‌ها هم سراغ دارید؟ ما قرار است با همین کلمات رنجور و زخمی تجربه بینِ تولّد و مرگ را تاب بیاوریم.

من اگر خدا بودم برای تاب آوردن این زندگی، بنده‌هایم را دست خالی و سرگشته نمی‌گذاشتم. برایشان کلمه‌های روشن، زنده و سالم خلق می‌کردم. کمکشان می‌کردم از هرچه که رنج می‌کشند، لااقل رنجِ نفهمیدن خودشان و دیگران را تجربه نکنند.

#محمود_مقدسی
🍀❤️ @filsofak
Cool Ocean Waves & Seagulls Sounds
Yoga Meditation Music Set
صدای آرامبخش امواج دریا همراه با نوای دلنشین فلوت از Cool Ocean Waves & Seagulls Sounds تلفیقی آرامشبخش از نوای فلوت، صدای امواج دریا و آواز مرغان دریایی 👌

#موسیقی
🍀❤️ @filsofak
ManMotefavetam
MahmoudMoazami
🔵 می‌خواهم متفاوت باشم!
محمود معظمی
🍀❤️ @filsofak
💠برای داشتن حال خوب چه مهارت هایی باید داشته باشیم؟

🔹مهارت های خودآرام سازی، ریلکسیشن، مدیتیشن، برای این که افراد بتوانند ذهنشان را آرام نگه دارند و نگرانی هایی که در زندگی وجود دارد، باعث نشود که کنترل خودشان را از دست دهند، چون وقتی ما کنترل خود را از دست می دهیم، رفتارهایی از خود نشان می دهیم که منجر به تخریب بیشتری می شود، هزینه ی بیشتری ایجاد می کند و در نتیجه مشکلات زندگی ما بیشتر می شود. بسیاری اوقات همین سیکل معیوب هاست که یک مسأله را در زندگی ما به یک بحران تبدیل می کند و وقتی آن بحران به وجود آمد، ما فکر می کنیم در حل آن ناتوان و عاجز هستم، درحالی که اگر به سه قدم گذشته برگردیم، متوجه می شویم این مسأله آن قدر کوچک بوده که اگر ما کنترل خودمان را از دست نمی دادیم و سیکل معیوب ایجاد نمی شد، مشکلات تا این حد شدید نمی شدند.

🔹مهارت مدیریت خشم را می توانیم مثال بزنیم؛ اگر شما مدیریت خشم ندارید، ممکن است یک بحث کوچک منجر به یک جدال بزرگ، نزاع فیزیکی، آسیب های جسمانی و گرفتاری های قانونی شود. وقتی چند قدم به عقب برمی گردیم، می بینیم می توانستیم با روش بهتری برخورد کنیم. کنترل خشم چیزی نیست که با موعظه به دست بیاید و مغز ما برای اینکه بتواند قسمت های هیجانی تحتانی خودش را که کانون ایجاد خشم و ترس هستند کنترل کند نیاز به تمرین دارد.

🔹این تمرینات از کودکستان و دبستان باید جزء سیستم آموزشی قرار بگیرند. تمریناتی که باعث می شود قسمت فوقانی مغز تقویت شود، عبارتند از تمرینات مدیتیشن یا مراقبه، ریلکسیشن یا خود آرام سازی و یا تمرینات ریاضی بیشتر و نیز کارکردن و گوش دادن به موسیقی کلاسیک، نظیر موسیقی باخ، بتهون، موتسارت که متأسفانه در کشورمان ما مردم کمتر به این نوع موسیقی گوش می دهند.

🔹کسی که به موسیقی کلاسیک علاقه ندارد، چه نوع موسیقی می تواند وی را آرام کند؟ چرا ما به موسیقی کلاسیک علاقه نداریم؟ زیرا متاسفانه ذائقه ی موسیقیایی ما بدتربیت شده؛ یعنی ممکن است ما به بسیاری از موسیقی ها علاقه داشته باشیم و به آنها گوش دهیم که در اصل فالش هستند، یعنی وزن و قافیه ندارند و یا بر اساس اصول موسیقی آپولونی۔ فیثاغورثی اشتباه هستند. ذائقه ی موسیقیایی ما از کودکی بدون موسیقی کلاسیک تربیت شده و مثل این است که اگر به یک کودک ذائقه پفک بدهند، ذائقه وی با پفک و چیپس سازگار می شود و مسلما دیگر نمی تواند لب به غذای سالم و کم نمک بزند، بنابراین می گوییم ذائقه ی وی بیمار شده است.

🔹ما ذائقه ارگونومی بیمار داریم؛ یعنی تا حدی روی صندلی های غیراستاندارد نشسته ایم که به قوز کردن عادت کرده ایم و اگر صندلی سالم هم به ما بدهند، باز هم ما قوزدار می نشینیم. در مورد موسیقی هم، چنین است، یعنی آن قدر به موسیقی های غیرکلاسیک عادت کرده ایم که موسیقی کلاسیک را که بسیار سالم و کامل است، درک نمی کنیم و با آن اقناع نمی شویم. به همین دلیل است که می گوییم این ماجرا باید از کودکستان و پیش دبستانی شروع شود.

🔹ثابت شده است که گوش کردن به موسیقی کلاسیک، باعث تقویت هوش ریاضی می شود، یعنی اگر می بینید برای بچه های مدرسه ما سخت ترین درس ریاضی است، به این دلیل است که با آن ها موسیقی کلاسیک کار نشده است؛ اگر شما به دنیایی می روید که افراد در آن، بسیار از ما جلوتر هستند، بدانید که با آن ها موسیقی کلاسیک کار شده و مغز آنها برای توسعه و پیشرفت آماده شده است، مغز آنها با ریاضیات عجین است و ریاضیات اساس تفکر فلسفی و تفکر علمی است.

🖌دکتر محمدرضا سرگلزایی، روانپزشک
🍀❤️ @filsofak
من آن‌چه در توان داشته‌ام انجام داده‌ام

در هر حرفه و شغلی که هستید نه اجازه دهید که به بدبینی‌های بی‌حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف‌بار که برای هر ملتی پیش می‌آید شما را به یاس و ناامیدی بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمایشگاه‌ها و کتابخانه‌هایتان زندگی کنید.

نخست از خود بپرسید:
من برای یادگیری خود چه کرده‌ام؟
سپس همچنان که پیش‌تر می‌روید بپرسید:
من برای کشورم چه کرده‌ام؟ و این پرسش را آن‌قدر ادامه دهید تا به این احساس شادی‌بخش و هیجان‌انگیز برسید که:
شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته‌اید.

اما صرف‌نظر از هر پاداشی که زندگی به تلاش‌هایمان بدهد یا ندهد، آن‌گاه که لحظه مرگ فرا می‌رسد هرکدام از ما باید این حق را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم:
من آن‌چه در توان داشته‌ام انجام داده‌ام.

|لویی پاستور|
🍀❤️ @filsofak
آدم عاقل زندگی‌ش رو صرف کسب محبوبیت نمی‌کنه.
این یک امید واهیه.
محبوبیت به معنی درست بودن یا خوب بودن نیست؛ برعکس، آدمو هم‌تراز بقیه و در نتیجه خِرفت می‌کنه.
خیلی بهتره که در درون خودمون دنبال ارزش و هدف باشیم.

#اروین_د_یالوم
#درمان_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from معنای زندگی
🍃 یادداشت روان‌شناسی

موضوع: راه‌ حل‌های مبارزه با منفی‌بافی
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی

✔️ شگفتی تمرکز روی نقاط مثبت
ساده‌ترین راه برای خاموش کردن منفی‌بافی، جایگزین کردن «قضاوت» با «کنجکاوی» است.
هیچ‌کدام از ما، هرگز نمی‌توانیم به شناخت کامل از دیگری برسیم و این قانون حتی در مورد خودمان هم صدق می‌کند.
اکثر ما، بعد از چندین و چند سال عمر کردن، به شناخت کاملی از خودمان نمیرسیم؛ طوری که گاه کارهایی که می‌کنیم، خودمان را هم متعجب می‌کند. به این ترتیب، خوب است که این آگاهی را در ارتباط با همسر نیز پیاده کنیم؛ یعنی موضعمان‌ را در مورد او از قضاوت به کنجکاوی تغییر دهیم.
به عنوان مثال، دفعه بعد، به جای غُر زدن دائمی به علایق و رفتارهای همسرتان، سعی کنید قضاوت را کنار گذاشته و به کشف احساسات، علایق و ... او بپردازید.
مثلاً به جای اینکه بگویید: «این چه فیلم مسخره‌ای است که داری می‌بینی؟» کنارش بنشینید و او را در دیدن فیلم همراهی کنید.
وقتی با همسرتان هستید، تصور کنید که دارید از یک کشور خارجی دیدن می‌کنید؛ پس پذیرای ایده‌ها و دیدگاه‌های جدید باشید.

✔️ خلق فضای ایمن
اگر برای همسرتان منبعی از احساس امنیت باشید می‌توانید سازوکارهای دفاعی‌ او را از کار بیندازید. گاردهای دفاعی همسر شما تنها وقتی فعال می‌شوند که او احساس امنیت نکند.
برای رسیدن به فضای ایمن در رابطه، تنها کافی است که دست از منفی‌بافی، عیب‌جویی، مقایسه و سرزنش کردن یکدیگر بردارید.

✔️ قدردانی و سپاس، پلی است به ساحل امن عشق
سپاس و قدردانی، واکنشی بی‌نظیر، سم‌زدایی بی‌رقیب و ضدعفونی کننده‌ای قوی است.
به جای اینکه دائما درحال جست‌و‌جو و دیدن ایرادات هم باشید، سعی کنید با زبانی نرم از یکدیگر بابت خوبی‌ها و تلاش‌هایتان قدردانی کنید.
اصولاً تشویق و توجه به نقاط مثبت یکدیگر، احتمال افزایش و تکرار آن‌ها را در پی دارد.
هرشب، قبل از رفتن به رختخواب، سه چیزی را که به خاطرشان قدردان همسرتان هستید، با یکدیگر مطرح کنید.
شاید بگویید که گاه انتقاد کردن هم لازم است و حتماً در زندگی موقعیت‌هایی پیش خواهد آمد که باید انتقاد کرد و این محالِ ممکن است که فقط و فقط به جنبه‌های مثبت یکدیگر بپردازیم و نقاط منفی را نادیده بگیریم.
یادگیری نکاتی که در مواقع انتقاد باید به آن‌ها توجه داشت، می‌تواند به شما در ارائه‌ی یک انتقاد درست، اصولی و بجا کمک کند.

✔️ چگونه از همسرمان انتقاد كنيم

روش مناسب انتقاد کردن ازمردان:
1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری‌هایش، آن‌ها را روی کاغذ بنویسد؛ زیرا به این ترتیب، سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید و بهتر به علت‌های دلخوری‌های خودش واقف خواهد شد. از سوی دیگر، نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد می‌شود.

2- پیش از صحبت کردن، خودش را به جای همسرش بگذارد تا بهتر به مشکلات او پی ببرد.

3- قبل از صحبت با همسر خود، موضوع را با دیگران مطرح نکند؛ مگر اینکه در این‌باره نیازِ مبرم احساس کند.

4- در ابتدای صحبت تأکید کند که قصدش از مطرح کردنِ رنجش‌، رسیدن به حُسن تفاهم است.

5- پیشاپیش یادآوری نماید که شاید اصل ماجرا یک سوء‌تفاهم باشد و غرض از صحبت، رفع آن است.

6- سعی کند از نکات مثبتِ شخصیتِ او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.

7- در حین صحبت، به جای زخم زبان، کنایه، تحقیر و تمسخر، با لحنی دوستانه و مهربان حرف بزند.

روش مناسب انتقاد کردن از زن:
1- مرد باید قبل از مطرح کردن موضوع، آن را روی کاغذ بنویسد تا متوجه خطاهای خودش نیز بشود.

2- هرگز همسرش را با دیگران مقایسه نکند و خوبی‌های دیگران را به رُخ او نکشد. اگر قرار است مقایسه‌ای در کار باشد، باید او را با خودش مقایسه کند؛ یعنی خطاهای احتمالی او را با رفتارهای خوب خودش، در موقعیتی دیگر مقایسه کند.

3- از دلخوری‌ها و رنجش‌های کوچک شروع کند و پس از رفع دلخوری، همسرش را وادار نکند که به گناهش اعتراف کند.

4- کارهای خانه را به اندازه‌ امورات بیرون از خانه مهم بشمارد و قدردان زحمات همسرش باشد.

5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزد.

6- در موقع صحبت کردن، مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشد؛ زیرا زنان به فراپیام بیش از پیام اهمیت می‌دهند.

7- زیاد سؤال کردنِ خانم‌ها را باید به نحوه‌ی ادراک جزئی آن‌ها نسبت داد، نه به استنطاق از خود.

8- به هر شکل ممکن باید رفع دلخوری را جشن گرفت؛ حالا با هدیه دادن، شاخه‌گل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل.

❤️🍀 @The_meaningoflife
Forwarded from معنای زندگی
📝 مشاوره: (لوس بازیِ لازم)
.
با توپ پُر نشسته بود جلوم. کارد می‌زدی خونش درنمی‌آمد:
«راستش من تصمیممو گرفتم آقای مشاور. سه ماهه. الآنم اگه اینجام فقط به خاطر اجبار دادگاهه به تشکیل جلسه مشاوره قبل از طلاق؛ وگرنه حرفی برای گفتن ندارم» و شانه‌اش را انداخت بالا.
نمی‌دانم تقصیر من این وسط چه بود. گفتم: «خب اگه تصمیمتو گرفتی و این جلسه قراره فقط یه جلسه فُرمالیته باشه، می‌تونی در مورد هر موضوعی که دوست داری حرف بزنی. خب بالأخره یه تایمه که باید بگذره. مثلن در مورد بحران خاورمیانه، ترامپ یا حتی در مورد وضعیت کشور خودمون»
اخم‌هاش را توی هم کشید و دستش را همان‌طور که نشسته بود زد به کمرش و خودش را کشید جلو و گفت «مسخره‌ام می‌کنی آقای مشاور؟ گفتم: نه والّا. چرا مسخره کنم! من اینجام که اگه تو بخوای کمکت کنم، اگه نه، حداقلش می‌تونیم با هم یه ساعت گپ دوستانه داشته باشیم»
چشم‌هاش را که با عصبانیت دوخته بود به من، انداخت پایین و گفت: «بله، ببخشید؛ راست می‌گین شما»
و انگار که تازه، کمی احساس راحتی کرده باشد، تکیه داد به صندلی و گفت: «همین وضعیت اقتصادی کشور گند زد به زندگی ما دیگه. داشتیم زندگیمونو می‌کردیم»
گفتم: ورشکست شدی؟ آهی کشید و گفت‌: «ورشکست که نه. همچین مال و منالی‌ام نداشتم از اولش. ولی خب الآن دیگه فقط قوتِ لایموت داریم. نمی‌رسیم هیچی بخریم. نه لباس، نه اثاث خونه. اختلافمون با هم‌ام سر همینه. زیادی می‌پیچه به پر و پای من. درک نداره. مدام برام اُرد داره؛ اینو بخر اونو بخر. انگار نمی‌بینه ته جیبم خالیه. کوره.»
وقتی این‌ها را می‌گفت صداش را برد بالاتر؛ انگار می‌خواست بلند داد بزند تا صدای خودش را نشنود. داد می‌زد که حرف‌هاش باورِ خودش بشود، این را به خاطر سری که در آخر به نشانه تأیید حرفاش تکان داد می‌گویم و چون آدم خیلی حق به جانبی نبود، یعنی عذرخواهی بلد بود!
گوشیم را برداشتم و کلیپی را پِلِی کردم و دادم دستش. تمام که شد، خنده ریز و بانمکی کرد و گفت: این لوس‌بازی و مسخره‌بازی مردا رو نمی‌فهمم!
گفتم: شما هیچ‌وقت نکردی از این کارا برا خانومت؟
گفت: چطور نکردم؟ پنج شیش سال پیش، همون اوایل ازدواج، زیاد از این کارای لوس می‌کردم.
گفتم، شاید خانومت دلش برای همون کارای لوس، به قول خودت، تنگ شده باشه. به این خاطر داره بهونه می‌گیره.
یک دقیقه‌ای سکوت کرد و بعد گفت. از ما گذشته دیگه؛ و دست داد و رفت.
بعدن دیدم نوبت بعدی مشاوره را رزرو کرده برای هفته بعد. تا ببینم خدا چه می‌خواهد.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @The_meaningoflife
1
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹اخلاق ساده است و دشوار نیز هم.

در دنیای مدرن، اخلاق بیش از آن‌که به فضیلت‌های شخصی افراد مبتنی باشد، به تصمیم‌های آنان مبتنی است. آدم‌ها در شرایط خاص با یک تصمیم به‌جا و به‌موقع می‌توانند اخلاقی‌ترین کارها را انجام دهند. برای نمونه می‌توانم از دکتر نوید مدینه‌ای یاد کنم. او در بیمارستان شهید مدنی تبریز، وقتی متوجّه شد یکی از بیمارانش کسی را به‌عنوان همراه، با خود ندارد و تنهاست، خودش با یک آواز آذری به سراغ بیمارش رفت و به او روحیه داد.
یکی از چالش‌های اخلاق در جامعه‌ی ایران، این است که معلمان اخلاق کم‌تر به شهروندان یاد می‌دهند که با یک تصمیم درست، در شرایط متفاوت، با کم‌ترین زحمت می‌توانند اخلاقی‌ترین کارها را انجام دهند.
🔸مهراب صادق‌نیا
❤️🍀 @filsofak
💠 روان‌شناسی تربیت کودک، متناسب با خلق و خوی او

🔹 آیا تاکنون متوجه شده‌اید که چگونه دو کودک از یک خانواده می‌توانند به شدت متفاوت باشند؟ ممکن است یکی از دو فرزند، کودکی شاد و با نشاط باشد که مشتاقانه از فعالیت‌ها لذت می برد، در حالی که دیگری ممکن است بی‌پروا و جدی باشد.

واضح است که تفاوت‌های رفتاری همیشه ناشی از محیط نیستند. هر کودکی با خلق و خوی بی‌نظیر به دنیا می‌آید. اما آنچه که مهم است، به کار گرفتن راهکارهای تربیتی، متناسب با نیازهای فردی کودک است.

▪️ صفاتی که خلق و خو را شکل می‌دهند: خلق و خو با مفهوم شخصیت متفاوت است. شخصیت کودک شامل مواردی مانند هوش و توانایی‌ها است، اما خلق و خو فقط به خصوصیات کودک متولد شده اشاره دارد. محققان دریافته‌اند که خلق و خوی کودک از نه صفت مختلف تشکیل شده است:

1⃣ سطح فعالیت: آیا کودک شما در مقایسه با سایر کودکان هم‌سن خود فعال‌تر است، یا از نظر فعالیتی در سطح متوسطی ​​قرار می‌گیرد؟

2⃣ منظم بودن: آیا به نظر می‌رسد که فرزندتان تمایلی به انجام امور روزمره دارد؟ آیا کودک‌تان می‌خواهد هر روز در یک زمان مشخص غذا بخورد و بخوابد؟

3⃣ رویکرد یا علاقه به موضوعات: آیا کودکتان از امتحان چیزهای جدید و دیدار با افراد جدید لذت می‌برد؟ یا ترجیح می‌دهد که ملاحظه‌کار بوده و در مواقعی که شرایط جدیدی را تجربه می‌کند، عقب بماند؟

4⃣ سازگاری: کودک‌تان چقدر سریع می‌تواند تغییرات را بپذیرد؟ آیا او سریع تغییر می‌کند یا اگر برنامه‌اش تغییر کند ناراحت می‌شود؟

5⃣ شدت واکنش: او هنگام تجربه موقعیت‌های مثبت و منفی چه میزان از واکنش عاطفی را نشان می‌دهد؟

6⃣ آستانه حساسیت: کودک‌تان چگونه در برابر تحریک حسی مانند سلیقه، بافت، بو و صداها واکنش نشان می‌دهد؟

7⃣ آسیب‌پذیری: آیا کودک‌تان می‌تواند روی یک کار متمرکز بماند، یا به راحتی حواسش نسبت به سر و صداها یا فعالیت‌هایی که در اطراف او انجام می‌شود، پرت می‌شود.

8⃣ توجه و پایداری توجه: آیا فرزندتان تا زمانی که تکالیفش تمام شود می‌تواند روی یک تکلیف متمرکز باشد و کار کند یا به سرعت خسته می‌شود و علاقه خود را به آن فعالیت از دست می‌دهد؟

9⃣ کیفیت زندگی: به طور متوسط​، به نظر می‌رسد کودک‌تان حال و هوای نسبتاً خوبی دارد یا خلق و خوی او غالباً تغییر می‌کند و به نظر می‌رسد خلق او وابسته به آن چیزی است که اتفاق می‌افتد؟
🍀❤️ @filsofak
برای مرد ننگی بالاتر از آن نیست که فضیلت و شرف و شهرت خود را از پدر داشته باشد نه از خود.

البته فضیلت و شهرت پدران برای فرزندان گنجی است گرانبها، ولی کسی که ارث پدر را مصرف کند و خود نتواند گنجی از فضیلت و شهرت فراهم آورد و برای فرزندان بگذارد سزاوار آن نیست که مرد خوانده شود.

" افلاطون "
" رساله منکسنوس "
🍀❤️ @filsofak
کسانی که همواره از بیماری یا مصیبت سخن می‌گویند در نهایت آن را به خود جذب خواهند کرد.
با وجود این که مردم نیروی خارق‌العاده کلام را دریافت می‌کنند ولی باز هم نمی‌توانند مراقب گفتار خود باشند. مثلاً دوستی دارم که در تماس تلفنی به من می‌گوید: «بیا برویم مثل قدیم‌ها گپ بزنیم و درد و دلی کنیم». منظور او از این گپ زدن به کار بردن واژه‌های غیرسازنده مثل درد بی‌پولی، وضعیتِ کاری خراب، شکست، بیماری و گله‌گذاری از روزگار است.
من هم معمولاً به او می‌گویم: «نه متشکرم. من به اندازه کافی از این گپ‌ها زده‌ام، برایم خیلی گران تمام می‌شوند. ولی حاضرم در مورد خواسته‌هایمان و آن‌چه علاقه داریم صحبت کنیم، نه درباره موضوعاتی که برایمان خوشایند نیست».
یک مثل قدیمی می‌گوید: «فقط به سه دلیل جرأت کلام داشته باشید: به خاطر طلب سلامت، برکت و سعادت.»
هرچه انسان در مورد دیگران بگوید در مورد او خواهند گفت و هرچه را برای دیگری بخواهد همان را برای خود خواسته است. «نفرین» همیشه به گوینده برمی‌گردد و اگر کسی برای دیگری بدبختی بخواهد، بی‌تردید همان را برای خود خواسته است و اگر خواستار موفقیت دیگران بوده است و در طلب آن به آن‌ها کمک کند راه موفقیت را برای خود گشوده است. جسم و بدن انسان با قدرت کلام، تغییر و نیرو می‌یابد و بیماری را از ذهن هوشیار دور می‌کند.

« چهار اثر »
« فلورانس اسکاول‌شین»
🍀❤️ @filsofak
فرقی نمی‌کند که خوب آدم را بگویند یا بدش را. اصلاً اگر بدش را بگویند، یعنی چنان که دیگر امیدی به خوب شدنش نداشته باشند و دست از سرش بردارند خیلی بهتر است.
خلاص شدن از شر نگاه و خط کش‌های دیگران؛ این چیزی است که من می‌خواهم.

"حسین سناپور"
" نیمه غایب "
🍀❤️ @filsofak