فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
«به این دلیل نیست که چون کاری دشوار است جسارت انجام آن را نداریم؛ به این دلیل که جسارت انجام آن را نداریم آن کار دشوار است.»
لوُسیوُس آنآئِئوُس سِنِکآ
فیلسوف رواقی روم باستان
Lucius Annaeus Senneca
انتشارات آنگاه
🍀❤️ @filsofak
📝 زندگی خوب و اخلاق

کم‌وبیش می‌دانیم که زندگی فقط خوردن و خفتن و برآوردن نیازهای فیزیولوژیک نیست. ما از زندگی چیزی بیش از آن انتظار داریم؛ چیزی که زندگی را معنادار کند، ژرفا ببخشد، جهت دهد و شیرین کند. ما خواهان زندگی خوب هستیم. اما زندگی خوب را به سختی می‌توان تعریف کرد. با این همه، می‌توان آن را نشان داد و برخی عناصر سازنده آن را برشمرد. یکی از عناصر سازنده زندگی خوب اخلاق است. مقصود از اخلاق در اینجا منش‌ها و عاداتی است که به ما کمک می‌کند، فراتر از حالت غریزی خود عمل کنیم و به جای واکنش نشان دادن به عوامل بیرونی، دست به انتخاب بزنیم و پاسخی سنجیده بدهیم.

گره خوردن اخلاق با شریعت در جامعه ما در کنار مزیت‌هایی که ممکن است داشته باشد، آن را شکننده می‌کند. کافی است نگاه مردم به شریعت و شریعت‌مداران دگرگون شود تا اخلاق نیز پس زده شود یا کمرنگ گردد. اینجاست که جدا از بحث نظری درباره نسبت اخلاق و شریعت، لازم است به تقویت اخلاق و بنیادهای آن در جامعه بپردازیم و فرهنگ اخلاقی دیدن و اخلاقی زیستن را گسترش دهیم.

فصلنامه جدید «حیات معنوی» (شماره اول، پاییز 1398) می‌کوشد در این عرصه گامی بردارد و به جنبه‌های معنوی حیات انسانی از جمله اخلاق بپردازد. در این شماره شاهد مقالاتی از مهدی مهریزی، رضا بابایی(که این روزها با بیماری سختی کلنجار می‌رود و آرزوی بهبود او را داریم)، احمد شهدادی، سیدحسن اسلامی‌اردکانی، هادی ربانی، محمد اسفندیاری، سیده‌نرگس حسینی‌امین، محمدتقی اسلامی، محمدجواد رودگر و محمد راستگو هستیم. همچنین مقاله «رهیافت‌های فضیلت‌محور در تعلیم و تربیت» نوشته گریگوری بسشام را ابوالقاسم فنایی ترجمه‌ کرده و در این شماره گنجانده است. من در مقاله «اخلاق زیست‌محیطی فضیلت‌مدار» کوشیده‌ام از منظری متفاوت بحث اخلاق زیست‌محیطی را دنبال کنم و بنیادی فضیلت‌مدارانه، نه تکلیف‌گرایانه یا پیامدگرایانه برای آن فراهم کنم.

در زمانی که اخلاق به شکل‌های گوناگونی در معرض تاخت و تاز نظری و عملی قرار دارد و کسانی آن را بی‌اعتبار می‌دانند و دیگرانی آن را به سود رشته‌های دیگر مصادره می‌کنند، که شرح آن را در مقاله «برزخ اخلاق‌ورزی در ایران معاصر» (فصلنامه اخلاق‌پژوهی، شماره 1، بهار 1396) آورده‌ام، نشر این دست مجلات مایه اندک امیدی است تا به زندگی فسرده مردم ما اندک نسیمی از معنویت و اخلاق بوزد و تصویری از زندگی خوب و نقش اخلاق در ضمیر ما نقش ببندد.

سید حسن اسلامی اردکانی
ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، چهارشنبه 20 آذر ۱۳۹۸
www.hassaneslami.ir
🍀❤️ @filsofak
🔳⭕️دختر رؤیاهایت کیست؟

فکر کنم پنج سالم بود. من از خیس شدن تنفر داشتم و برای هر بار حمام بردنم، دو سال به سن پدر و مادرم اضافه می‌کردم. یک عصر جمعه با دردسر من را فرستاندند حمام. زیر دوش وسط عملیات تعقیب و گریز با مادرم و لیف و شامپو، پایم سر خورد و چانه‌ام کوبید به وان و شکافت و خون پاشید بیرون. من از خون خوف می‌کنم[می ترسم]. حالا هم آب بود و هم خون. همین‌طور خیس و خونی من را بردند بیمارستان. دکتر نگاهی انداخت به چانه‌ام و تصمیم گرفت آن را بخیه کند. تا حالا بخیه نشده بودم اما از اسمش معلوم بود که اتفاق دردناکی است. حالا هراس از بخیه به هراس از خون و آب اضافه شد. تصمیم گرفتم مانع دکتر بشوم. دست و پا زدم که فرار کنم. اما خب. پدر و مادر و دو پرستار اورژانس و مسئول اداری بیمارستان و نگهبان دم در مانعم شدند و شش نفری من را گرفتند تا دکتر به دوخت و دوزش مشغول شود. ترس مولد زور است. و آن‌قدر حین خیاطی دست و پا زدم که شکل بخیه‌ها شد شبیه به دوخت در کیسه‌ برنج. گره‌های ملوانی زمخت و درشتی که هنوز زیر چانه‌ام معلومند. رد یک زخم قدیمی که خیلی دوست ندارم دیده شود.
رگ‌های قلب پدربزرگم خیلی سال پیش گرفته بودند. دکتر ماندگار تصمیم گرفت آن‌ها را باز کند. یک روز صبح او را بی‌هوش کرد و یک وجب و نیم سینه‌اش را شکافت و لوله‌ها را تعمیر کرد و شکاف را بست. پدربزرگم برخلاف من از حمام بدش نمی‌آمد و با دیدن خون و زخم خوف نمی‌کرد. عمل هم خوب پیش رفت و تا وقتی که زنده بود رد زخم روی سینه‌اش بود. قایمش نمی‌کرد. درواقع خلاصه‌ داستان و نشانه‌ی نجات‌یافتگی‌اش بود. لابد گاهی وقت‌ها هم توی تنهایی نگاهش می‌کرده و لبخندی می‌زده و بودنش را مدیون این زخم می‌دانسته.
مثل عباس رضایی که عاشق شده بود. جانش برای عشقش در می‌رفت. یک بار دم دبیرستان نظام‌وفا با سه نفر سر ماجرای متلک گفتن به دختر رویاهایش دعوایش شد. دونفرشان را مثل حلیم کوبید. سومی که بزدل بود با تیغ موکت‌بری خط انداخت روی صورت عباس. خط که نبود. کانال بود. فراش دبیرستان بردش بیمارستان و ده تا بخیه منظم چید روی صورتش. عباس زنده ماند. لیسانس کشاورزی گرفت و با دختر رویاهایش هم ماند. شک ندارم عباس هم هر از چندگاهی نگاهی می‌اندازد به خط روی صورتش. لبخند می‌زند و بودنش را مدیون این زخم می‌داند. (نوشته‌ای از فهیم عطار)

☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر فردی مثل عباس باید یک مرد/دختر رویاها برای خودش داشته باشد که پایش بایستد و برایش زخم بخورد. «مرد/دختر رؤیاها» کنایه از یک هدف متعالی است. هدف متعالی چیست؟ سه ويژگی دارد:

۱. هدف باید به گونه‌ای باشد که حاضر باشید برایش زخم بخورید. یعنی حاضر باشید بخشی از زندگی و اعتبارتان را بگذارید برای این هدف. آیا حاضرید برای این هدف با افتخار حبس بکشید؟! بخشی از زندگی‌تان را با این هدف معامله کنید؟! به عنوان مثال دو هدف زیر را در نظر بگیرید:
الف) خرید یک ماشین بوگاتی مدل دیوو ۲۰۱۹ (با ارزش ۶۵ میلیارد تومان)
ب) ثروت‌آفرینی و ایجاد اشتغال برای هزار زن در یک منطقه محروم و بیرون آوردن آنان از فقر مطلق.
صادقانه از خود بپرسید کدام جمله را راحت‌تر می‌توانید تکمیل کنید: بخشی از وجودم و زندگی‌ام را «فروختم» تا به هدف یک یا دو برسم. وجدان شما انتخاب خواهد کرد. به کلمه فروختم دقت کنید.

۲. هدف باید به گونه‌ای باشد که حاضر باشید زخم‌تان را با افتخار به دیگران نشان دهید. فرض کنید برای دست‌یابی به آن هدف به زندان افتادید، ممنوع‌الخروج شدید، به گرفتاری مالی دچار شدید، آیا هدف‌تان به گونه‌ای هست که به این زندان و محدودیت و گرفتاری‌تان افتخار کنید؟ عباس به زخم روی صورتش افتخار می‌کرد، شما هم می‌توانید؟

۳. هدف باید اخلاقاً دگرگزینانه باشد؛ یعنی اگر هدف فقط برای منافع خودم، امیال خودم، جیب خودم باشد، هدف متعالی نیست. این گونه اهداف به شهوت (=خواستن کور) نزدیک می‌شوند. استاد دانشگاهی که مقاله می‌نویسد، نه با هدف حل مسأله از جامعه، بلکه فقط و فقط برای شهرت و اعتبار و ارتقاء. هر چند کار علمی می‌کند [و به ظاهر ارزشمند]، اما هدف متعالی ندارد. شهوت علم و شهرت دارد. سرمایه‌گذاری که فقط با هدف تولید ثروت بیشتر، تلاش می‌کند، هدف دارد. اما متعالی نیست. دقت کنید که نمی‌گویم که اهداف برای ما فایده‌ای نداشته باشند، تأکید دارم که اهداف باید با توجه به دیگران انتخاب شوند.

زندانیان یک جمله کلیدی دارند که می‌گویند: مردی که حبس نکشیده باشد، مرد نیست. همچنین باید اضافه کرد؛ آدمی که زخم نخورده باشد آدم نیست. آدمی بدون زخم، هنوز آدم نشده است. بعضی زخم‌ها نشانه چگونگی زندگی است؛ اصلاً نشانه زندگی است. آدم بدون زخم ِ یک هدف ِ متعالی، آدمی است که هنوز زندگی را شروع نکرده است. بروید و مرد یا دختر رؤیاهایتان را پیدا کنید و آماده زخم خوردن باشید، درست مثل عباس!

مجتبی لشکربلوکی
🍀❤️ @filsofak
WebGL Fluid Simulation
https://paveldogreat.github.io/WebGL-Fluid-Simulation/
باز کنید و انگشت خود را روی صفحه موبایل بکشید.
🍀❤️ @filsofak
Del
Reza Bahram
رضا بهرام
دل
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی نباید یک رنج پیوسته یا یک دوام آوردنِ مداوم باشد
زندگی را باید یک بَهجت بی‌پایان ترجمه کرد
کلماتِ دوام آوردن و جنگیدن، زندگی را نخواستنی می‌کنند
به استقبال هر آنچه که به تو روی می‌آورد برو
آن وقت زندگی زنده‌گی است

🍀❤️ @filsofak
برخی از آراء فقهی و کلامی ملا محسن فیض کاشانی:


ملامحسن فیض کاشانی در بسیاری از مسائل آراء مستقلی داشت؛ برخی از آراء خاص او عبارتند از:
1- جواز غنا و موسیقی: از نظر او غناء فی نفسه حرام نیست؛ وی با استناد به روایات حرمت غناء را مخصوص جایی می‌دانست که با حرام دیگری همراه باشد مانند بازی با آلات لهو، وارد شدن مردان بر زنان، گوش دادن مردان صدای زنان را و مشتمل بودن بر کلمات باطل.
2- چیزی که نجس‌ شده، چیز دیگر را نجس‌ نمی‌کند.
3- آب قلیل در برخورد با نجاست، نجس نمی‌شود.
4- عدم‌ خلود کافران‌ در عذاب‌ دوزخ.
5- عدم‌ نجات‌ اهل‌ اجتهاد، اگر چه‌ از بزرگ‌ترین‌ دانشمندان‌ باشند.
6- متفاوت بودن بلوغ نسبت به تکالیف مختلف.
7- حصول مغرب شرعی با استتار قرص خورشید از دید چشم، اگر حائلی در میان نباشد.
8- عدم شرط خشک بودن محل مسح در وضو.
9- کفایت هر غسلی از وضو.
10- وجوب عینی نماز جمعه.

🍂منبع: مفاتیح‌الشرایع، ۳جلدی.
🍀❤️ @filsofak
Audio
فایل صوتی
سخنرانی:
«ملاحظات اخلاقی در بارۀ سنت قربانی کردن حیوانات»
سخنران: اردشیر منصوری

خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
یکشنبه، ششم خرداد 1397
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #video_clip

#من_تو_هستم

يک فيلم كوتاه ٢ دقيقه اي فرانسوی ،كه در مورد چگونگی انتقال احساسات ما به يكديگر است.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
یکی از نشانه‌های بلوغ انسان همین است که بداند چطور چیزهایی را که برای دیگران اهمیت دارد درک کند.
حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشد.

#ما_تمامش_میکنیم
#کالین_هوور
🍀❤️ @filsofak
#یک_جرعه_کتاب 📚

معنی زندگی هر کس همان اندازه واقعی است که وظایف زندگانی او.
به این معنی که وظایفی که برای خود تعیین می‌کنیم سرنوشت ما را می‌سازد.

✍🏽 #ویکتور_فرانکل
📕 انسان در جستجوی معنی
🍀❤️ @filsofak
💠#ترتیب_تولد

🔹آلفرد آدلر، روانشناس درباره ترتیب تولد پنج جایگاه روان شناختی را معرفی می‌کند و هر کدام را با ویژگی‌هایی توصیف می‌کند:
۱- تک فرزند؛ کمال‌گرا
۲- فرزند نخست: به دنیال رهبری
۳- فرزند دوم: نافرمانی
۴- فرزندان وسط: به دنبال راضی کردن دیگران
۵- فرزند آخر: دنبال جلب توجه است.

🔹تامن يكی از پژوهشگران حوزه شخصيت و خانواده است كه به رابطه ترتيب تولد و شخصيت تاكيد داشت. وی بر اين باور بود افراد بر اساس #ترتيب_تولد ويژگی های شخصيتی خاصی را از خود بروز می دهند و در زندگی زناشويی شخص زمانی موفق خواهند بود كه ازدواج يادآور و تاييد كننده جايگاه پيشين شخص در دوران كودكی باشد. برای مثال ازدواج كوچكترين فرزند یک خانواده با شخصی كه فرزند نخست خانواده خويش بوده، احتمالا موفق تر خواهد بود و يا فرزند یکم با فرزندان وسطی ازدواج خوبی خواهند داشت. در همين راستا وی اعتقاد داشت كسانی كه فرصت بزرگ شدن با همشيرهای غيرهمجنس را داشته اند موفق تر از آنهايی هستند كه تك فرزند بوده يا با همشير هم جنس بزرگ شده اند.

🔹#بوئن در تاييد اين يافته معتقد بود ما ظرفيت های صميميت و الگوهای ارتباطی خويش را از نسل يا نسل های پيشين خويش به همراه داريم. ترتيب تولد ما به همراه خويش انتطارات، تكاليف و نقش هايی را به همراه دارد و تلاش ما در زندگی زناشويی پاسخدهی و رفتار بر اساس همان نقش هاست. برای نمونه دختری كه فرزند دوم خانواده ای بوده كه برادر بزرگتر داشته، احتمالا دوست دارد مسؤليت ها را واگذار كند و منتظر تصميم گيری همسر باشد. همچنين زن و شوهری كه هر دو فرزند اول بوده اند احتمالا ازدواجی رقابت آميز خواهند داشت چرا كه مفاهيمی همچون استقلال و صاحب اختيار بودن برايشان مفاهيمی آشناست. و اگر زوجينی هر دو فرزند آخر ( يا بچه لوس خانواده) بوده اند ممكن است در تصميم گيری و مسوليت های مهم و حساس زندگی پريشان و درمانده برخورد كنند.
🍀❤️ @filsofak
دیگردوستی موثر

بر خیری که می‌توانید برسانید تمرکز کنید، نه بر مسائلی که باقی می‌ماند یا حلشان دست شما نیست. کاهش‌دادن رنج، چه در انسان و چه در حیوانات، مطلوب است، حتی اگر از بین‌بردن برخی رنج‌ها فعلا ممکن نباشد.

|مقدمه پیتر سینگر بر ترجمه فارسی کتابش؛ دیگردوستی موثر، ترجمه آرمین نیاکان|
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من یک شهروند حیرانم
از شما به انتظار پاسخی نشسته‌ام
درهر کوی و برزن
و در هر ستون و دری همه جا خانه من است
به صبر و سکوتم
اکتفا می‌کنم
ثروتم مشتی خاک است
از فقر نمی‌ترسم اما همه ترس من از ابهام و مه‌آلودگی است
و از غیاب درک و آگاهی شما
و چقدر از این غیبت در هراسم
سروران شما حکم راندید و حکم‌تان حکم صواب!
و انقلاب من برای شما حضرات غنیمتی ارزشمند بود
مهم نیست
در بند دنیا نیستم، دنیا برایم اهمیتی ندارد
هرچه هستید بر روی سرمن اما سرزمینم را برایم واگذارید
کسی چون من برایش این و آن مهم نیست
شما صاحبان عناوین و ریاست هستید و من می‌دانم که هرگز
به خدا و زمان سوگند هرگز در زمره شمایان نخواهیم بود
آرزوی من و رؤیای من یک چیز بیش نیست: وطنم برایم بماند
نه جنگ ونه ویرانی و نه مصیبت‌ها و رنج‌ها
همه عناوین و اموالی که به‌دست آورده‌اید برگیرید اما وطن مرا رها کنید
ای وطن تو عشق و عزت و تاج سر منی
تو افتخار هر شهروند و مبارز و سیاست‌مداری
تو زیباترینی و ارجمندترینی و بزرگ‌تر از تخت‌ها و صندلی‌های ریاستی

|مازن الشریف، شاعر تونسی؛ خواننده لطفی بوشناق|
🍀❤️ @filsofak
توجه به حیوانات یا انسان‌ها؟
سیدحسن اسلامی اردکانی

🔹هنگامی که از حقوق حیوانات و حمایت از آن‌ها سخن می‌گویم، برخی کسان بلافاصله می‌گویند پس حقوق انسان‌ها چی؟ یا شما به قیمت نادیده گرفتن حقوق انسان‌ها، دم از حقوق حیوانات و حمایت از آن‌ها می‌زنید. گاه این اشکال در قالبی کلی است و بیانگر آن است که در جایی که حقوق انسان‌ها نادیده گرفته می‌شود، چه جای سخن از حقوق حیوانات است. یا آنکه تا زمانی که پای حقوق و اخلاق انسانی در میان است، نوبت به حیوانات نمی‌رسد. گاه نیز در قالب بیان تناقض شخصی مدعیان توجه به حیواناتی مانند من است. در این جا به این شکل دوم می‌پردازم.

🔹یکی از اشکالاتی که معمولاً به من می‌شود این است. تو که به حیوانات توجه داری مثلاً به فلان شخص بی‌اعتنایی کردی، ‌یا در حالی که مراقب هستی مبادا عنکبوتی را لگد کنی، فلان دانشجو را از درس انداختی. یا تو که نگران جان مگس‌ها هستی، کمی هم به فکر انسان‌ها باش! خلاصه آنکه اگر قرار بر اخلاقی زیستن باشد، جایگاه انسان‌ها در همه حال برتر از جایگاه حیوانات است. در واقع مفروض این اشکال آن است که انسان‌ها در همه حال و مطلقاً بر حیوانات مقدم هستند. اما این فرض خطا است.

🔹به نظر می‌رسد که انسان به دلیل داشتن خصلت اختیار و حق انتخاب خود، می‌تواند از آن در راه درست یا نادرست استفاده کند. حال آنکه حیوانات تا این حد اختیار ندارند و از اختیار خود آگاهانه برای آسیب زدن به دیگران استفاده نمی‌کنند. به تعبیر دیگر، می‌توان گفت همه موجودات زنده، شایسته احترام و توجه و مراقبت هستند. اما برخی از آن‌ها بر اثر اقدام اختیاری خود، این شایستگی را از کف می‌دهند. برای مثال، هر انسانی حق حیات دارد. اما کسی که زندگی خود را وقف کشتن دیگران می‌کند، ممکن است این حق حیات را از کف بدهد و در حالی که صدها پرنده و چرنده زنده باشند و از مراقبت کامل برخوردار، این یکی جانش را از دست بدهد. پسر نوح نیز گرچه انسان بود و در منظومه دینی برتر از حیوانات، اما معنایش آن نیست که رفتار محترمانه با او و مقدم شمردنش بر حیوانات یک حکم مطلق باشد. لذا در حالی که خداوند به نوح فرمان می‌دهد تا همه انواع حیوانات را زنده نگه دارد، می‌گوید فرزندت را رها کن. حال تصور کنید که نوح به خداوند اعتراض کند: «یعنی جان گورخر برتر از جان انسان است؟»

🔹مسأله آن است که حیوانات چون دست به افعال اختیاری خاصی که آن‌ها را فاقد شأنیت اخلاقی کند نمی‌زنند، و از اختیار خود سوء استفاده نمی‌کنند، همواره از سطحی از احترام برخوردار هستند. اما انسان‌ها چنین نیستند و متناسب با اقدامشان ممکن است مشمول احترام شوند یا آن را از کف بدهند. لذا من ملزم هستم به همه موجودات پیرامون خودم توجه کنم و از رنجاندن و آسیب زدن به آن‌ها بپرهیزم. این توجه هم شامل دانشجویان من می‌شود و هم پروانه ها. حال اگر، برای مثال، دانشجویی دست به تقلب زد و رفتارهایی خلاف منش دانشگاهی از خود نشان داد، ممکن است این احترام و توجه را از کف بدهد. ولی در این حال کسی نباید بگوید شما که به پروانه ها توجه دارید، آیا انسان کمتر از پروانه ارزش دارد؟ یا شما مراقب پروانه ها هستید، اما به دانشجویان سخت می‌گیرید و آن‌ها را گاه می‌رنجانید، این است معنای اخلاقی زیستن شما؟

🔹سخن کوتاه، این استدلال گرچه رایج، معیوب است و آشکارا نوعی قیاس مع الفارق، یا مقایسه نادرست، به شمار می‌رود.
🍀❤️ @filsofak
Politeness Dr.Pouresmaeil. mp3.Mov
24.7 MB
فایل صوتی «چیستی و عقلانیت مؤدب بودن»
دکتر یاسر پوراسماعیل،
پژوهشکدۀ فلسفۀ تحلیلی، ۱۱ آذر ۱۳۹۸
🍀❤️ @filsofak
191211_001
My Recording
«فلسفه و تاب‌آوری»

سخنران: دکتر محمود مقدّسی

20 آذر 98
جهاد دانشگاهی - مشهد
🍀❤️ @filsofak
رُک یا مؤدب؟

«فرد رُک با احساس نهفته‌ای عمل می‌کند که گویی سایرین اغلب اوقات به لحاظ درونی بسیار قوی هستند. او تصور نمی‌کند که کسانی که دور و برش هستند ممکن است روزی در آستانه‌ی شکست اعتمادبه‌نفسشان یا بیزاری از خویش قرار بگیرند. آدم رک در نظر نمی‌گیرد که روان آدم‌ها به سستی تارهای عنکبوت بوده و هر آن در معرض فروپاشی است. بنابراین، افراد رک دیگران را به نحوی می‌فهمند که گویی لازم نیست مدام به آن‌ها نشانه‌های کوچکی مبنی بر قوّت قلب یا ایجاد اطمینان بدهد. وقتی به خانه‌ی کسی می‌روید، اینکه غذا خوشمزه بود برای همه واضح و مبرهن است، نه صرفاً‌ برای کسی که چهار ساعت و نیم از وقتش را صرف پختن غذا آن کرده است. [به زعم آدمِ رُک] نیازی نیست که با انواع ملاحظه‌کاری‌های گوناگون مدام بر این نکته تأکید کند. وقتی کسی با هنرمندی دیدار می‌کند لازم نیست اشاره کند که آخرین اثرش دیده و پسندیده شده است. آن هنرمند به اندازه‌ی کافی از این موضوع آگاه است... پیش‌فرض آدم‌های رُک این است که روانِ همه‌ی انسان‌ها به اندازه‌ی کافی بزرگ و قوی است. آن‌ها ممکن است گمان کنند که وقتی شما از کسی به خاطر چیزهای کوچک تعریف می‌کنید، به میزان غیرضروری و خطرناکی خودپسندی او را متورّم می‌کنید.

فردِ مؤدب با پیش‌فرضی کاملاً مخالف با این شروع می‌کند. فرض او این است که همه‌ی ما همواره تنها چند میلیمتر با فروپاشی درونی، ناامیدی و بیزاری از خویشتن فاصله داریم. هر قدر هم که با اعتماد به نفس به نظر برسیم- علی‌رغم همه‌ی تعریف‌ها و تمجیدها- به شکل دردناکی آسیب‌پذیر هستیم؛ این آسیب‌پذیری ناپسند انگاشته شده و نادیده گرفته می‌شود. هر چیزی که نادیده گرفته شود، هر سکوت یا هر حرف تند یا بی‌ملاحظه‌ای اساساً ظرفیت این را دارد که آسیب بزند. هیچ یک از ما جدار محافظی برای ارتباط با دیگران نداریم. آشپز، هنرمند و کارمندِ تازه‌کار لاجرم در این نکته مشترکند که سخت نیازمند شاهدی هستند که به آنها بگویید کارشان را درست انجام داده‌‌اند. به همین ترتیب، فرد مؤدب به این سمت کشیده می‌شود که وقت زیادی را صرف توجه کردن و نظر مثبت دادن به برجستگی‌های کوچک در دستاوردهای دیگران کند. او خواهد گفت که این سوپ تره‌فرنگی یکی از بهترین سوپ‌هایی بود که در طول این سال‌ها خورده است. فرد مؤدب خاطر نشان خواهد کرد که پایان‌بندی داستان جدید آن نویسنده او را به گریه انداخت... افراد مؤدب می‌دانند که هرکسی که از راه می‌رسد این قابلیت را دارد که با هرآن چیزی که ما سهل‌انگارانه و غیرمنصفانه «چیزهای کوچک» می‌نامیم، به ما آسیب برساند.»

📌درباره‌ی خوب بودن، آلن دوباتن، ترجمه عطا حشمتی، نشر کتاب‌سرای نیک
🍀❤️ @filsofak