فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
فایل پی‌دی‌اف «تأملی در مفهوم خدا»
👇🏽👇🏽
🍀❤️ @filsofak
تاملی در مفهوم خداوند.pdf
2.5 MB
فایل پی‌دی‌اف «تأملی در مفهوم خدا»
🍀❤️ @filsofak
Audio
کارگاه آموزشی تخصصی «چگونگی تربیت جنسی و پاسخ‌گویی به پرسش‌های جنسی - زناشویی کودکان، نوجوانان» (1)

دکتر بهنام اوحدی
🍀❤️ @filsofak
Audio
🔸کارگاه آموزشی تخصصی «چگونگی تربیت جنسی و پاسخ‌گویی به پرسش‌های جنسی - زناشویی کودکان، نوجوانان» (2)

دکتر بهنام اوحدی
🍀❤️ @filsofak
جوکر این بار خواسته است اتفاقات و بی‌رحمی‌های جامعه، حکومت و مردم را در شکل‌گیری‌ش نشان دهد. حتی این اتفاق را به جامعه کنونی مرتبط کند و به تماشاگران و حکومت نشان دهد تا چه اندازه در شکل گیری بحران‌های جامعه، شورش‌ها و رشد و تبدیل آرتور‌ها به جوکر‌ها تاثیر مستقیم داشته و دارند.
#مصطفی_سلیمانی
.
.
#معرفی_فیلم
#جوکر
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 آیا زخم‌های روح خود را می‌شناسید؟ نشانه‌های سلامت روان را چطور؟

مترجم و گوینده: ایمان فانی
🍀❤️ @filsofak
جالبه تحقیقات نشون داده بیش از ۲۳ درصد از زنان و ۶۷ درصد از آقایون نمی‌دونند چه رنگی به چه رنگی میاد و چطور لباس هارو باهم ست کنند! 😄

این مجموعه ۷۲ پیشنهاد برای ست کردن رنگ ها باهم براتون داره، حتما ذخیرش کنید بدرد می‌خوره 👌
🍀❤️ @filsofak
Perfect
Ed Sheeran
#موسیقی
چقدر حالم رو رویایی کرد!
بفرستید به دوست‌داشتنی‌هاتون😍
🍀❤️ @filsofak
آیین گفتگو

حافظ گفت:
گفتگو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتم

اما حافظ اشتباه کرد زیرا حقیقت این است که گفتگو هم آیین درویشی است و هم آیین جوان‌مردی.
گفتگو، آیین حکومت است، آیین سیاست است، آیین مدنیت است. گفتگو، آیین انسانیت است.

در جامعه‌ای که گفتگو نباشد، سنگ و چوب و چماق و گلوله سخن خواهند گفت. مردمی که نتوانند با یکدیگر حرف بزنند، همدیگر را خواهند درید. گفتگو همان امکان انسان‌شدن است و کلمه، سنگ‌بنای تمدن.
اگر گفتگو نباشد، حنجره، شیپور می‌شود. دست‌ها پتک می‌شوند و چشم‌ها، خمپاره و آتش.
گفتگو با خود، گفتگو با دیگری، گفتگو با جهان. گفتگو با دوست، گفتگو با دشمن. گفتگو با موافق، گفتگو با مخالف.
هر آدمی، روایتی ست اما اگر روایتش شنیده نشود، روایت رودی می‌شود از خشم و نفرت و درد و راه می‌افتد و رودهای روایت‌گر به‌هم می‌پیوندند و طغیان می‌کنند و طغیان با خود چه دارد جز ویرانی.

گفتگو، آیینی است که باید به‌جا آورده شود. به‌جا نیاوردن این آیین، عقوبتی دارد که همه را در بر می‌گیرد. خشونت همان عقوبت بی‌گفتگویی است.
|عرفان نظرآهاری|
❤️🍀 @filsofak
تکنیک پومودورو
چگونه از شر "امروز فرداکردن" خلاص شویم!

قضیه از این قرار است که وقتی مشغول انجام کاری می‌شوید که واقعا نمی‌خواهید انجامش بدهید، آن بخشی از مغز را فعال می‌کنید که به "درد" مربوط است و برای این‌که احساس درد را متوقف کنید، سعی می‌کنید حواس‌تان را به یک چیز دیگر پرت کنید و این می‌شود که نمی‌توانید تمرکز کنید و کم‌کم می‌روید سراغ یک کار دیگر. پژوهشگران کشف کرده‌اند که اگر عزم‌مان را جزم کنیم و شروع به انجام آن کار کنیم، خیلی زود آن حس ناراحت‌کننده‌ی عصبی از بین می‌رود.

تکنیک پومودو (Pomodoro) را آقای فرانچسکو سیریلو اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ اختراع کرد؛ به زبان ایتالیایی یعنی گوجه‌فرنگی و دلیل این نام‌گذاری هم این بود که زمان‌سنجی که او برای این تکنیک استفاده می‌کرد، شبیه گوجه فرنگی بود. برای انجام پومودورو فقط به یک زمان‌سنج نیاز دارید.
یک کار را انتخاب می‌کنید و زمان‌سنج را برای ۲۵ دقیقه تنظیم می‌کنید و دکمه شروعش را می‌زنید. روی کارتان تمرکز محض می‌کنید و نمی‌گذارید هیچ چیز حواس‌تان را پرت کند؛ لابه‌لای کارتان هیچ وقفه‌ای ایجاد نمی‌کنید. بعد از این‌که زمان‌تان تمام شد یک جایزه‌ی کوچک به خودتان می‌دهید؛ یک فنجان قهوه، یک وب‌گردی کوتاه، یک کش‌وقوس ساده یا هر استراحت ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای دیگر. هر ۴-۵ پومودورو (هر پومودو ۲۵ دقیقه) هم یک استراحت طولانی‌تر تا نیم ساعت به خودتان می‌دهید.

خوش‌بختانه نرم‌افزارهای مختلفی برای این تکنیک ساخته شده است و با یک جستجوی ساده در اپ‌استور یا گوگل‌پلیر می‌توانید آن‌ها پیدا کنید. یکی از این نرم‌افزارهایی که کاربردش از پومودورو هم فراتر می‌رود و خیلی‌ها از آن راضی هستند، The Forest است (البته این نرم‌افزار فعلا پولی است). زمان مورد نظر را مشخص می‌کنید و با زدن استارت، درخت خودتان را می‌کارید و کم‌کم رشد می‌کند تا زمان به پایان برسد. خوب، همین‌که در طول این مدت می‌بینید که درخت‌تان دارد کم‌کم بزرگ می‌شود، خودش خیلی انگیزه می‌دهد برای متمرکز ماندن. کم‌کم می‌توانید سکه (جایزه) جمع کنید و درخت‌های متنوع‌تری بخرید و باغ خوشگل‌تری درست کنید. اگر هم وسط زمان مشخص‌شده، نتوانید خودتان را نگه دارید یا به‌هر دلیلی بروید سراغ کار دیگری، یک درخت خشکیده به باغ‌تان اضافه می‌شود.

نرم‌افزار Focus keeper و Flora هم نمونه‌های دیگری برای تکنیک پومودو هستند که رایگان می‌باشند. در نرم‌افزار فلورا، شما از طریق آنلاین می‌توانید به‌شکل تیمی روی کارها تمرکز کنید. البته شما خود می‌توانید به سلیقه‌ی شخصی و امکانات مورد علاقه‌تان از نرم‌افزارهای مختلفی استفاده کنید. باید مراقب باشید گرفتار زواید نشوید و به کارکرد نرم‌افزار توجه بیشتری داشته باشید، مهم استفاده شما و شروع به‌کار شماست.
به‌تدریج و بیش‌تر که با این تکنیک کار کنید، زمان مورد نیاز برای هر کاری دست‌تان می‌آید و موقع برنامه‌ریزی، برای تخمین زمان می‌توانید از واحد پومودورو استفاده کنید. بیشتر ماها یک چالش بزرگی که در برنامه‌ریزی داریم تخمین زمان است و واحد پومودورو واقعا کار را برایتان راحت‌تر خواهد کرد. کاری که شما می‌کنید این است که در برنامه‌ی روزانه‌تان که به‌شکل To Do List می‌نویسید، زمان هرکدام را با پومودورو مشخص می‌کنید و آخر روز چک می‌کنید و جلوی هرکار می‌نویسید که چند پومودورو طول کشید و آیا کم‌تر از زمان پیش‌بینی شده بود یا بیش‌تر.
ایراد دیگری که اغلب ماها داریم این است که فکر می‌کنیم زمان نامحدود است و همیشه وقت برای کاراهایمان هست. فایده‌ای که این تکنیک دارد این است که باعث می‌شود گذر زمان را به‌خوبی حس کنید و الکی کاری را کش ندهید.
در آخر، خودتان را محدود به این چارچوب مشخص شده نکنید. اگر ۲۵ دقیقه برایتان کم یا زیاد است، متناسب با خودتان تغییرش بدهید. زمان استراحت را بالا پایین کنید و ببینید چگونه و با چه فاصله و ترتیبی برایتان بهتر است.
|برداشت آزاد از صفحه فرشته نصیرپور|
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه‌ی صحیح شستن دست‌ها
سازمان بهداشت جهانی
❤️🍀 @filsofak
مطالعه

مطالعه این امکان را به شما می‌دهد تا در رابطه با موضوعی صحبت کنید.
مطالعه این امکان را به شما می‌دهد تا به اختیار خود مطالب بیاموزید.
|عباس خلجی|
❤️🍀 @filsofak
Maenaye Zendegi
Melekian
معنای زندگی
|مصطفی ملکیان،۱۴ آبان ۱۳۹۸|
❤️🍀 @filsofak
برنامه‌های غذایی مناسب برای خلقیات متفاوت
🍀❤️ @filsofak
عاشقانه ترین دیه یک زن که در ایران پرداخت شد !

قاضی اجرای احکام تعریف میکرد؛
در تبریز بودم یک خانمی در حین گذر از خیابان با یک پیکان برخورد و فوت شده بود راننده پیکان خود را فروخته و خرج هزینه بیمارستان قبل از فوت مصدوم کرده بود.
اولیای دم متوفی چند پسر و دختر بودند که مرتب به اجرای احکام مراجعه می کردند و پیگیر پرونده بودند تا دیه بگیرند ولی ضارب و محکوم علیه به دلیل نداشتن دیه در زندان بود.
من اولیای دم را که همگی فرهنگی بودند از وضعیت زندان آگاه کردم یکی از اولیای دم مطلبی گفت که خیلی آموزنده بود او گفت ما دنبال دیه نیستیم چون راننده و محکوم علیه یک پیکان داشت و کل دارایی او که همین ماشین بود به حساب ما واریز کرده است ما می خواهیم با گرفتن دیه از بیمه برای او منزلی تهیه کنیم و به او زندگی بدهیم و ما احتیاجی به دیه مادرمان نداریم!
🍀❤️ @filsofak
خدا، گاهی به صورت لیوانی آب خنک است، گاهی به صورت پسرکی که به روی زانوان شما می‌جهد، یا زنی افسونگر و یا فقط به صورت یک گردش کوتاه سحری. خوشا به سعادت کسی که بتواند او را در زیر هر نقابی بشناسد!

📕 زوربای یونانی
🍀❤️ @filsofak
مهم‌ترین و معتبرترین دانش از نظر ارسطو

«اگر غایتی وجود دارد که ما آن را برای خودش، و همه چیز دیگر را برای آن، می‌خواهیم... روشن است که آن غایت خیر اعلا و بهترین است. آیا شناخت آن غایت در زندگی ما اثر بزرگی نخواهد بخشید؟... اگر چنین است پس باید بکوشیم تا دست‌کم طرح کلی آن غایت را معلوم کنیم و بدانیم آن غایت موضوع کدام دانش یا کدام توانایی است. چنین می‌نماید که آن غایت باید موضوع مهم‌ترین و معتبرترین دانش‌ها باشد؛ و چنین می‌نماید که این دانش، دانش سیاست است... چون دانش سیاست همۀ دانش‌های عملی را به کار می‌برد، و علاوه بر این قوانینی می‌نهد دایر بر اینکه چه باید کرد و چه نباید کرد، پس معلوم می‌شود غایت دانش سیاست حاوی غایات همۀ دانش‌های دیگر است، و این غایت، خیر آدمیان است.»

اخلاق نیکوماخوسی | ارسطو | محمدحسن لطفی
🍀❤️ @filsofak
«به این دلیل نیست که چون کاری دشوار است جسارت انجام آن را نداریم؛ به این دلیل که جسارت انجام آن را نداریم آن کار دشوار است.»
لوُسیوُس آنآئِئوُس سِنِکآ
فیلسوف رواقی روم باستان
Lucius Annaeus Senneca
انتشارات آنگاه
🍀❤️ @filsofak
📝 زندگی خوب و اخلاق

کم‌وبیش می‌دانیم که زندگی فقط خوردن و خفتن و برآوردن نیازهای فیزیولوژیک نیست. ما از زندگی چیزی بیش از آن انتظار داریم؛ چیزی که زندگی را معنادار کند، ژرفا ببخشد، جهت دهد و شیرین کند. ما خواهان زندگی خوب هستیم. اما زندگی خوب را به سختی می‌توان تعریف کرد. با این همه، می‌توان آن را نشان داد و برخی عناصر سازنده آن را برشمرد. یکی از عناصر سازنده زندگی خوب اخلاق است. مقصود از اخلاق در اینجا منش‌ها و عاداتی است که به ما کمک می‌کند، فراتر از حالت غریزی خود عمل کنیم و به جای واکنش نشان دادن به عوامل بیرونی، دست به انتخاب بزنیم و پاسخی سنجیده بدهیم.

گره خوردن اخلاق با شریعت در جامعه ما در کنار مزیت‌هایی که ممکن است داشته باشد، آن را شکننده می‌کند. کافی است نگاه مردم به شریعت و شریعت‌مداران دگرگون شود تا اخلاق نیز پس زده شود یا کمرنگ گردد. اینجاست که جدا از بحث نظری درباره نسبت اخلاق و شریعت، لازم است به تقویت اخلاق و بنیادهای آن در جامعه بپردازیم و فرهنگ اخلاقی دیدن و اخلاقی زیستن را گسترش دهیم.

فصلنامه جدید «حیات معنوی» (شماره اول، پاییز 1398) می‌کوشد در این عرصه گامی بردارد و به جنبه‌های معنوی حیات انسانی از جمله اخلاق بپردازد. در این شماره شاهد مقالاتی از مهدی مهریزی، رضا بابایی(که این روزها با بیماری سختی کلنجار می‌رود و آرزوی بهبود او را داریم)، احمد شهدادی، سیدحسن اسلامی‌اردکانی، هادی ربانی، محمد اسفندیاری، سیده‌نرگس حسینی‌امین، محمدتقی اسلامی، محمدجواد رودگر و محمد راستگو هستیم. همچنین مقاله «رهیافت‌های فضیلت‌محور در تعلیم و تربیت» نوشته گریگوری بسشام را ابوالقاسم فنایی ترجمه‌ کرده و در این شماره گنجانده است. من در مقاله «اخلاق زیست‌محیطی فضیلت‌مدار» کوشیده‌ام از منظری متفاوت بحث اخلاق زیست‌محیطی را دنبال کنم و بنیادی فضیلت‌مدارانه، نه تکلیف‌گرایانه یا پیامدگرایانه برای آن فراهم کنم.

در زمانی که اخلاق به شکل‌های گوناگونی در معرض تاخت و تاز نظری و عملی قرار دارد و کسانی آن را بی‌اعتبار می‌دانند و دیگرانی آن را به سود رشته‌های دیگر مصادره می‌کنند، که شرح آن را در مقاله «برزخ اخلاق‌ورزی در ایران معاصر» (فصلنامه اخلاق‌پژوهی، شماره 1، بهار 1396) آورده‌ام، نشر این دست مجلات مایه اندک امیدی است تا به زندگی فسرده مردم ما اندک نسیمی از معنویت و اخلاق بوزد و تصویری از زندگی خوب و نقش اخلاق در ضمیر ما نقش ببندد.

سید حسن اسلامی اردکانی
ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، چهارشنبه 20 آذر ۱۳۹۸
www.hassaneslami.ir
🍀❤️ @filsofak
🔳⭕️دختر رؤیاهایت کیست؟

فکر کنم پنج سالم بود. من از خیس شدن تنفر داشتم و برای هر بار حمام بردنم، دو سال به سن پدر و مادرم اضافه می‌کردم. یک عصر جمعه با دردسر من را فرستاندند حمام. زیر دوش وسط عملیات تعقیب و گریز با مادرم و لیف و شامپو، پایم سر خورد و چانه‌ام کوبید به وان و شکافت و خون پاشید بیرون. من از خون خوف می‌کنم[می ترسم]. حالا هم آب بود و هم خون. همین‌طور خیس و خونی من را بردند بیمارستان. دکتر نگاهی انداخت به چانه‌ام و تصمیم گرفت آن را بخیه کند. تا حالا بخیه نشده بودم اما از اسمش معلوم بود که اتفاق دردناکی است. حالا هراس از بخیه به هراس از خون و آب اضافه شد. تصمیم گرفتم مانع دکتر بشوم. دست و پا زدم که فرار کنم. اما خب. پدر و مادر و دو پرستار اورژانس و مسئول اداری بیمارستان و نگهبان دم در مانعم شدند و شش نفری من را گرفتند تا دکتر به دوخت و دوزش مشغول شود. ترس مولد زور است. و آن‌قدر حین خیاطی دست و پا زدم که شکل بخیه‌ها شد شبیه به دوخت در کیسه‌ برنج. گره‌های ملوانی زمخت و درشتی که هنوز زیر چانه‌ام معلومند. رد یک زخم قدیمی که خیلی دوست ندارم دیده شود.
رگ‌های قلب پدربزرگم خیلی سال پیش گرفته بودند. دکتر ماندگار تصمیم گرفت آن‌ها را باز کند. یک روز صبح او را بی‌هوش کرد و یک وجب و نیم سینه‌اش را شکافت و لوله‌ها را تعمیر کرد و شکاف را بست. پدربزرگم برخلاف من از حمام بدش نمی‌آمد و با دیدن خون و زخم خوف نمی‌کرد. عمل هم خوب پیش رفت و تا وقتی که زنده بود رد زخم روی سینه‌اش بود. قایمش نمی‌کرد. درواقع خلاصه‌ داستان و نشانه‌ی نجات‌یافتگی‌اش بود. لابد گاهی وقت‌ها هم توی تنهایی نگاهش می‌کرده و لبخندی می‌زده و بودنش را مدیون این زخم می‌دانسته.
مثل عباس رضایی که عاشق شده بود. جانش برای عشقش در می‌رفت. یک بار دم دبیرستان نظام‌وفا با سه نفر سر ماجرای متلک گفتن به دختر رویاهایش دعوایش شد. دونفرشان را مثل حلیم کوبید. سومی که بزدل بود با تیغ موکت‌بری خط انداخت روی صورت عباس. خط که نبود. کانال بود. فراش دبیرستان بردش بیمارستان و ده تا بخیه منظم چید روی صورتش. عباس زنده ماند. لیسانس کشاورزی گرفت و با دختر رویاهایش هم ماند. شک ندارم عباس هم هر از چندگاهی نگاهی می‌اندازد به خط روی صورتش. لبخند می‌زند و بودنش را مدیون این زخم می‌داند. (نوشته‌ای از فهیم عطار)

☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر فردی مثل عباس باید یک مرد/دختر رویاها برای خودش داشته باشد که پایش بایستد و برایش زخم بخورد. «مرد/دختر رؤیاها» کنایه از یک هدف متعالی است. هدف متعالی چیست؟ سه ويژگی دارد:

۱. هدف باید به گونه‌ای باشد که حاضر باشید برایش زخم بخورید. یعنی حاضر باشید بخشی از زندگی و اعتبارتان را بگذارید برای این هدف. آیا حاضرید برای این هدف با افتخار حبس بکشید؟! بخشی از زندگی‌تان را با این هدف معامله کنید؟! به عنوان مثال دو هدف زیر را در نظر بگیرید:
الف) خرید یک ماشین بوگاتی مدل دیوو ۲۰۱۹ (با ارزش ۶۵ میلیارد تومان)
ب) ثروت‌آفرینی و ایجاد اشتغال برای هزار زن در یک منطقه محروم و بیرون آوردن آنان از فقر مطلق.
صادقانه از خود بپرسید کدام جمله را راحت‌تر می‌توانید تکمیل کنید: بخشی از وجودم و زندگی‌ام را «فروختم» تا به هدف یک یا دو برسم. وجدان شما انتخاب خواهد کرد. به کلمه فروختم دقت کنید.

۲. هدف باید به گونه‌ای باشد که حاضر باشید زخم‌تان را با افتخار به دیگران نشان دهید. فرض کنید برای دست‌یابی به آن هدف به زندان افتادید، ممنوع‌الخروج شدید، به گرفتاری مالی دچار شدید، آیا هدف‌تان به گونه‌ای هست که به این زندان و محدودیت و گرفتاری‌تان افتخار کنید؟ عباس به زخم روی صورتش افتخار می‌کرد، شما هم می‌توانید؟

۳. هدف باید اخلاقاً دگرگزینانه باشد؛ یعنی اگر هدف فقط برای منافع خودم، امیال خودم، جیب خودم باشد، هدف متعالی نیست. این گونه اهداف به شهوت (=خواستن کور) نزدیک می‌شوند. استاد دانشگاهی که مقاله می‌نویسد، نه با هدف حل مسأله از جامعه، بلکه فقط و فقط برای شهرت و اعتبار و ارتقاء. هر چند کار علمی می‌کند [و به ظاهر ارزشمند]، اما هدف متعالی ندارد. شهوت علم و شهرت دارد. سرمایه‌گذاری که فقط با هدف تولید ثروت بیشتر، تلاش می‌کند، هدف دارد. اما متعالی نیست. دقت کنید که نمی‌گویم که اهداف برای ما فایده‌ای نداشته باشند، تأکید دارم که اهداف باید با توجه به دیگران انتخاب شوند.

زندانیان یک جمله کلیدی دارند که می‌گویند: مردی که حبس نکشیده باشد، مرد نیست. همچنین باید اضافه کرد؛ آدمی که زخم نخورده باشد آدم نیست. آدمی بدون زخم، هنوز آدم نشده است. بعضی زخم‌ها نشانه چگونگی زندگی است؛ اصلاً نشانه زندگی است. آدم بدون زخم ِ یک هدف ِ متعالی، آدمی است که هنوز زندگی را شروع نکرده است. بروید و مرد یا دختر رؤیاهایتان را پیدا کنید و آماده زخم خوردن باشید، درست مثل عباس!

مجتبی لشکربلوکی
🍀❤️ @filsofak