"معاشرت باید سه ویژگی برابری جویی، ثبات و تعهد را داشته باشد."
باید توجه داشت که انسان به معنای واقعی کلمه، تنها است و عمیقترین معنای تنهایی، تنهایی اگزیستانسیال است و این تنهایی یک واقعیت انکارناپذیر است. تنهایی چهارده معنای مختلف دارد که عمیقترین معنای آنکه همه فیلسوفان و روان شناسان وجودی و اعماق، آن را اصل مسلم و از وجوه تراژیک زندگی میدانند همین تنهایی اگزیستانسیال است. فارغ از این تنهایی که گریز و گزیری از آن نیست و اکنون مراد ما نیست نوعی دیگر از تنهایی در زندگی وجود دارد که اضطرابآور است و ما باید این تنهایی را از بین ببریم.
هر انسانی بهنوعی همنشینی و معاشرت نیاز دارد که قدما از آن به مصاحبت تعبیر میکردند. این دسته از معاشرتها اگر سه ویژگی را داشته باشند بسیار به کاهش اضطراب و دلنگرانی کمک میکنند زیرا احساس تنهایی ما را رفع میکنند. ویژگی اول این معاشرتها این است که در ارتباطات بین طرفین برابری جویی باشد و طرف مقابل از موضع برتر برخورد نداشته باشد، زیرا اگر در رابطه برابری نباشد آهستهآهسته احساس حرمت و عزتنفس در یکی از طرفین از بین میرود و فرد دچار احساس تحقیر و بیاعتنایی میشود و درنتیجه آسیب این نوع معاشرت که در آن عزتنفس آدمی محفوظ نمیماند بیشتر از فواید آن است.
ویژگی دوم این است که در باب ثبات این ارتباط، نوعی اطمینان عقلانی وجود داشته باشد و بتوان ثباتی را برای این ارتباط پیشبینی کرد. ارتباطاتی که دوام ندارند به رفع تنهایی انسان و درنتیجه کاهش اضطراب و رنج او کمک نمیکنند، در اینجا منظور لزوما ارتباطات عاشقانه نیست؛ بلکه معاشرت بهصورت کلی را شامل میشود.
سومین ویژگی این است که در معاشرت تعهد وجود داشته باشد؛ یعنی طرف مقابل نوعی الزام نسبت به دیگری در خود احساس کند و درواقع تا حدی درد و رنج و شادی دیگری را درد و رنج و شادی خود احساس کند. در روان شناسی به این دسته از معاشرتها که سه ویژگی برابری جویی، ثبات و تعهد را دارا است و فرد آگاهانه آن را انتخاب میکند، معاشرتهای گزیده میگویند و معاشرتهای گزیده در کاهش اضطراب خیلی مؤثر است و به دلیل اینکه رعایت این سه شرط در دوستیها دشوار است، معمولاً تعداد معاشرتهای برگزیده محدود است.
در باب اهمیت معاشرتهای برگزیده به این نکته اشاره کنم که تحقیقات خانم الیزابت کوبلر راس که به او روان شناس مرگ می گویند و به مدت چهل سال یک تیم را برای روانشناسی افراد در حال احتضار (افرادی که به صورت سابجکتیو یقین دارند که از بستر بیماری زنده نخواهند برخاست) مدیریت میکرد نشان داد افراد در حال احتضار، از مرگ پیش روی خود بشدت هراسان هستند و نیز عاطفه های منفی فراوانی نسبت به زندگی پشت سر گذاشته خود دارند و پنج عامل در این هراس و عاطفه های منفی تأثیر گذار است که عامل سوم، نداشتن معاشرت های برگزیده است.
مصطفی ملکیان
❤️🍀 @filsofak
باید توجه داشت که انسان به معنای واقعی کلمه، تنها است و عمیقترین معنای تنهایی، تنهایی اگزیستانسیال است و این تنهایی یک واقعیت انکارناپذیر است. تنهایی چهارده معنای مختلف دارد که عمیقترین معنای آنکه همه فیلسوفان و روان شناسان وجودی و اعماق، آن را اصل مسلم و از وجوه تراژیک زندگی میدانند همین تنهایی اگزیستانسیال است. فارغ از این تنهایی که گریز و گزیری از آن نیست و اکنون مراد ما نیست نوعی دیگر از تنهایی در زندگی وجود دارد که اضطرابآور است و ما باید این تنهایی را از بین ببریم.
هر انسانی بهنوعی همنشینی و معاشرت نیاز دارد که قدما از آن به مصاحبت تعبیر میکردند. این دسته از معاشرتها اگر سه ویژگی را داشته باشند بسیار به کاهش اضطراب و دلنگرانی کمک میکنند زیرا احساس تنهایی ما را رفع میکنند. ویژگی اول این معاشرتها این است که در ارتباطات بین طرفین برابری جویی باشد و طرف مقابل از موضع برتر برخورد نداشته باشد، زیرا اگر در رابطه برابری نباشد آهستهآهسته احساس حرمت و عزتنفس در یکی از طرفین از بین میرود و فرد دچار احساس تحقیر و بیاعتنایی میشود و درنتیجه آسیب این نوع معاشرت که در آن عزتنفس آدمی محفوظ نمیماند بیشتر از فواید آن است.
ویژگی دوم این است که در باب ثبات این ارتباط، نوعی اطمینان عقلانی وجود داشته باشد و بتوان ثباتی را برای این ارتباط پیشبینی کرد. ارتباطاتی که دوام ندارند به رفع تنهایی انسان و درنتیجه کاهش اضطراب و رنج او کمک نمیکنند، در اینجا منظور لزوما ارتباطات عاشقانه نیست؛ بلکه معاشرت بهصورت کلی را شامل میشود.
سومین ویژگی این است که در معاشرت تعهد وجود داشته باشد؛ یعنی طرف مقابل نوعی الزام نسبت به دیگری در خود احساس کند و درواقع تا حدی درد و رنج و شادی دیگری را درد و رنج و شادی خود احساس کند. در روان شناسی به این دسته از معاشرتها که سه ویژگی برابری جویی، ثبات و تعهد را دارا است و فرد آگاهانه آن را انتخاب میکند، معاشرتهای گزیده میگویند و معاشرتهای گزیده در کاهش اضطراب خیلی مؤثر است و به دلیل اینکه رعایت این سه شرط در دوستیها دشوار است، معمولاً تعداد معاشرتهای برگزیده محدود است.
در باب اهمیت معاشرتهای برگزیده به این نکته اشاره کنم که تحقیقات خانم الیزابت کوبلر راس که به او روان شناس مرگ می گویند و به مدت چهل سال یک تیم را برای روانشناسی افراد در حال احتضار (افرادی که به صورت سابجکتیو یقین دارند که از بستر بیماری زنده نخواهند برخاست) مدیریت میکرد نشان داد افراد در حال احتضار، از مرگ پیش روی خود بشدت هراسان هستند و نیز عاطفه های منفی فراوانی نسبت به زندگی پشت سر گذاشته خود دارند و پنج عامل در این هراس و عاطفه های منفی تأثیر گذار است که عامل سوم، نداشتن معاشرت های برگزیده است.
مصطفی ملکیان
❤️🍀 @filsofak
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم، چرا که میدانم هیچ چیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد.
اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم، چرا که غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر؛ هر قدر که به غم میدان بدهی میدان میطلبد و باز هم بیشتر و بیشتر...
" نادر ابراهیمی "
" چهل نامۀ کوتاه به همسرم "
❤️🍀 @filsofak
اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم، چرا که غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر؛ هر قدر که به غم میدان بدهی میدان میطلبد و باز هم بیشتر و بیشتر...
" نادر ابراهیمی "
" چهل نامۀ کوتاه به همسرم "
❤️🍀 @filsofak
چون فرهنگ ما مردم ایران طوری است که همیشه گناه را به گردن دیگران میاندازیم و حتی برای یک لحظه تصور این که ممکن است تقصیر خودمان باشد به مُخَیّلهمان خطور نمیکند، و چون برای یافتن راه حل مشکلات، همیشه به دنبال کوتاهترین آن -حتی اگر بیمعنیترین هم باشد– میگردیم، پس آسانترین راه این است که علت اصلی را موقعیت جغرافیایی معرفی کنیم و چون بهحق، قابل تغییر نیست، پس باید عقبافتادگی را مثل یک نقص عضو بپذیریم.
تنها مشکلی که باقی میماند این است که چطور میتوانیم با کیاست و سیاست و فریب یا در حقیقت با کلک و دروغ و تقلب خود را بین قدرتها حفظ کنیم.
" علی محمدایزدی "
" چرا عقب ماندهایم "
❤️🍀 @filsofak
تنها مشکلی که باقی میماند این است که چطور میتوانیم با کیاست و سیاست و فریب یا در حقیقت با کلک و دروغ و تقلب خود را بین قدرتها حفظ کنیم.
" علی محمدایزدی "
" چرا عقب ماندهایم "
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سگ آموزش دیده وقتی کودک دارای اتیسم دچار حمله عصبی میشه و احتمال داره به خودش آسیب بزنه، متوجه میشه و خودش رو تو بغل بچه میاندازه تا ازش محافظت کنه👌🏻
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی زناشویی خود را شیرین کنید
در این ویدئو رازهای ساده اما مهمی در رابطه با حفظ یک زندگی زناشویی به شما آموزش داده میشود.
🍀❤️ @filsofak
در این ویدئو رازهای ساده اما مهمی در رابطه با حفظ یک زندگی زناشویی به شما آموزش داده میشود.
🍀❤️ @filsofak
از چشم افتادن
.
بعضیها مثلِ اشک از چشم میافتند و تمام میشوند. انگار که دیگر بود و نبودشان برایت فرقی ندارد. «از چشم افتادن» بنظرم آخرین مرحلهست. یعنی جاییست که خرخرهات را میجَود و از تو میخواهد گیوتین را بالا بکشی و بر گردنِ رابطه رها کنی و تمام!
البته این آخرین مرحله، با دلخور بودن یا ناراحتی فرق دارد. فازشان با هم متفاوت است.
این مرحله، جاییست که از طرفِ مقابلت ناامید میشوی و عطایش را به لقایش میبخشی! در واقع اسم دیگرش را باید گذاشت: مرحلهی رهایی.
رها کردن آدم روبرو بدون لحظهای ناراحتی و پشیمانی.
لابد این حالت برای همهمان آشناست.
برای من هم پیش آمده که فردی از چشمم مثلِ فندق بپرد بیرون.
حالا که دارم مینویسم این سوال را از خودم میپرسم: وقتی شخصی از چشمم میافتد چکار میکنم؟
چشمانم را میبندم و فکر میکنم به روابطی که با اطرافیانم داشتهام. روابط بلندمدت و کوتاهمدت.
به این نتیجه میرسم: وقتی فردی از چشمم میافتد، اتفاق خاصی در رفتارم با طرف مقابل رخ نمیدهد. فقط دیگر نمیبینمشان. یعنی دیگر به چشمم نمیآیند! زنگ میزنند، پیغام هم میدهند، حتی گاهی به خودم میآیم و میبینم گه جلویم نشستهاند و باهم چای و قهوه میخوریم، اما من نمیبینمشان.
راستش، آنها هرگز متوجه چیزی نمیشوند و دقیقا خوبیاش برای من و بدیاش برای آنها همینست که متوجه هیچچیز نمیشوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
.
بعضیها مثلِ اشک از چشم میافتند و تمام میشوند. انگار که دیگر بود و نبودشان برایت فرقی ندارد. «از چشم افتادن» بنظرم آخرین مرحلهست. یعنی جاییست که خرخرهات را میجَود و از تو میخواهد گیوتین را بالا بکشی و بر گردنِ رابطه رها کنی و تمام!
البته این آخرین مرحله، با دلخور بودن یا ناراحتی فرق دارد. فازشان با هم متفاوت است.
این مرحله، جاییست که از طرفِ مقابلت ناامید میشوی و عطایش را به لقایش میبخشی! در واقع اسم دیگرش را باید گذاشت: مرحلهی رهایی.
رها کردن آدم روبرو بدون لحظهای ناراحتی و پشیمانی.
لابد این حالت برای همهمان آشناست.
برای من هم پیش آمده که فردی از چشمم مثلِ فندق بپرد بیرون.
حالا که دارم مینویسم این سوال را از خودم میپرسم: وقتی شخصی از چشمم میافتد چکار میکنم؟
چشمانم را میبندم و فکر میکنم به روابطی که با اطرافیانم داشتهام. روابط بلندمدت و کوتاهمدت.
به این نتیجه میرسم: وقتی فردی از چشمم میافتد، اتفاق خاصی در رفتارم با طرف مقابل رخ نمیدهد. فقط دیگر نمیبینمشان. یعنی دیگر به چشمم نمیآیند! زنگ میزنند، پیغام هم میدهند، حتی گاهی به خودم میآیم و میبینم گه جلویم نشستهاند و باهم چای و قهوه میخوریم، اما من نمیبینمشان.
راستش، آنها هرگز متوجه چیزی نمیشوند و دقیقا خوبیاش برای من و بدیاش برای آنها همینست که متوجه هیچچیز نمیشوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا همیشه عاشق کسانی میشویم که اگر همجنس ما بودند، بهترین دوستمان نمیشدند؟!
نگاهی به اندیشه آرتور شوپنهاور و «اراده معطوف به حیات» در کتاب «جهان چون اراده و تصور»
(جهان به منزله اراده و بازنمود)
The World as Will and Representation
ترجمه وصدا: ایمان فانی
پیشنهاد میکنیم که تماشای این ویدئوی جذاب و آموزنده را از دست ندهید.
❤️🍀 @filsofak
نگاهی به اندیشه آرتور شوپنهاور و «اراده معطوف به حیات» در کتاب «جهان چون اراده و تصور»
(جهان به منزله اراده و بازنمود)
The World as Will and Representation
ترجمه وصدا: ایمان فانی
پیشنهاد میکنیم که تماشای این ویدئوی جذاب و آموزنده را از دست ندهید.
❤️🍀 @filsofak
دوست داشت طوری زندگی کند که لااقل در خاطرهها باقی بماند. همه دوست داریم زندگیمان معنایی داشته باشد. توجیهی منطقی ندارد ولی همه دنبال معنای زندگی میگردیم. دوست نداریم زندگیمان بیمعنا باشد. بعد باز از زاویهی جدیدی به موضوع نگاه کرد و دید فقط مرگ است که میتواند به زندگی معنا بدهد. چیزی که تا ابدالاباد وجود داشته باشد، معنا هم ندارد. اگر پایانی وجود نداشته باشد، کلیتی وجود ندارد و وقتی کلیتی وجود ندارد، هویتی هم وجود ندارد. اگر نابود نشدنی بودیم نمیتوانستیم در مقام انسان موجودیت داشته باشیم. با این تفاصیل مرگ برایمان اتفاق نیست. بخش لاینفکی از زندگیست. اگر قرار است وجود داشته باشیم، مرگ هم باید باشد. پس مرگ نهتنها بدبیاری نیست -فاجعهای که از بیرون بر ما تحمیل شود و ما را نابود کند- بلکه پیششرط زندگی معنادار است. بنابراین نمیتوانیم هم توقع داشته باشیم زندگیمان معنایی داشته باشد، هم از مرگ متاسف باشیم.
مواجهه با مرگ
برایان مگی
❤️🍀 @filsofak
مواجهه با مرگ
برایان مگی
❤️🍀 @filsofak
به سمت هنر بروید. نه لزوما به عنوان شغل و با هدف پول درآوردن. انواع هنرها راهی بسیار انسانی هستند برای تحمل پذیر کردن زندگی.
به سمت هنر بروید فارغ از اینکه چقدر در آن خوب یا بد هستید. برای دوستتان شعر بنویسید حتی شکسته بسته. با آهنگ رادیو برقصید، زیر دوش آواز بخوانید.
صرف احساس خلق کردن مزایای بیشماری با خود به زندگی می آورد.
#کورت_ونه_گات
❤️🍀 @filsofak
به سمت هنر بروید فارغ از اینکه چقدر در آن خوب یا بد هستید. برای دوستتان شعر بنویسید حتی شکسته بسته. با آهنگ رادیو برقصید، زیر دوش آواز بخوانید.
صرف احساس خلق کردن مزایای بیشماری با خود به زندگی می آورد.
#کورت_ونه_گات
❤️🍀 @filsofak
شکایت کردن از زندگی،
وقت تلف کردن است
و ترحم نسبت به خود
از دو جهت غیر مفید است.
اول اینکه هیچ کاری برای غلبه بر حال ناخوشِتان انجام نمیدهید.
دوم اینکه با این کارتان،
استیصال ناشی از این رفتار مخرب را هم به ناخوشی اولیهتان اضافه میکنید.
هنر خوب زندگیکردن
#رولف_دوبلی
❤️🍀 @filsofak
وقت تلف کردن است
و ترحم نسبت به خود
از دو جهت غیر مفید است.
اول اینکه هیچ کاری برای غلبه بر حال ناخوشِتان انجام نمیدهید.
دوم اینکه با این کارتان،
استیصال ناشی از این رفتار مخرب را هم به ناخوشی اولیهتان اضافه میکنید.
هنر خوب زندگیکردن
#رولف_دوبلی
❤️🍀 @filsofak
قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیــا
اگر بیایی
همه چیز خراب می شود
دیگر نمی توانم اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظار
به این پرسه زدنها در اسکله
و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم انتظار چه کسی بمانم؟
✍🏼#رسول_یونان
📷#محسن_ای
❤️🍀 @filsofak
اما هرگز نیــا
اگر بیایی
همه چیز خراب می شود
دیگر نمی توانم اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظار
به این پرسه زدنها در اسکله
و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم انتظار چه کسی بمانم؟
✍🏼#رسول_یونان
📷#محسن_ای
❤️🍀 @filsofak
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ میبیند!
تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...
آبراهام مزلو
🍀❤️ @filsofak
تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...
آبراهام مزلو
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی فوق العاده زیبا و احساسی
جول اوستین را ببینید:
خداوند می فرماید قبل از آن که مرا بخوانید، به شما پاسخ می دهم.
🍀❤️ @filsofak
جول اوستین را ببینید:
خداوند می فرماید قبل از آن که مرا بخوانید، به شما پاسخ می دهم.
🍀❤️ @filsofak
این اصل اساسی را شروع کنید که شما نیازی به تایید کسی ندارید. درست است؟ بله، اگر کسی شما را دوست ندارد، زندگی شما نابود نمی شود. شما میتوانید شادمانه قدم بزنید، کتاب بخوانید، رمان بنویسید، ورزش کنید، روی چمنها دراز بکشید، غروب را تماشا کنید، میتوانید با شخص خودتان شاد باشید.
زمانی که به این درک برسید، از نگرانی اینکه دیگران در مورد شما چه فکر می کنند رها میشوید. زمانی که احساسهای بد به سراغتان میآیند (خارج از کنترل ما)، درک کنید که اینها بوی خواستن تایید دیگران را میدهند و به یاد بیاورید که شما نیازی به تایید دیگران ندارید. بدون آن هم انسان خوبی هستید. در شوق تایید دیگران، زندگی ما رنج آور میشود و ما نیازی به این رنج نداریم.
کتاب کوچک رضایت
✍ لئو بابوتا
🍀❤️ @filsofak
زمانی که به این درک برسید، از نگرانی اینکه دیگران در مورد شما چه فکر می کنند رها میشوید. زمانی که احساسهای بد به سراغتان میآیند (خارج از کنترل ما)، درک کنید که اینها بوی خواستن تایید دیگران را میدهند و به یاد بیاورید که شما نیازی به تایید دیگران ندارید. بدون آن هم انسان خوبی هستید. در شوق تایید دیگران، زندگی ما رنج آور میشود و ما نیازی به این رنج نداریم.
کتاب کوچک رضایت
✍ لئو بابوتا
🍀❤️ @filsofak
🙎♂️هشتم اکتبر؛ «روز جهانی کودک» بر همگان، مبارک..!
❄️✨⛅️✨❄️
___
🌻 «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید...»
عیسی مسيح (ع)
✨ ویژگیهای پنجگانۀ کودکان از نگاه روسو
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگسالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!»؛ سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را برمیشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچهها دارند. امّا این پنچ ویژگی اصلاً در ما بزرگسالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که به چیزی احتیاج نداشته باشند، سراغاش نمیروند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند؛ و تا احتیاجشان برطرف شد، از آن چیز دست میکشند. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم؛ بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دستبردار نیستیم.
2️⃣ دومین ویژگی بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند؛ در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگسالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ اینکه بچهها تظاهر ندارند.
یک بچه، اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و... از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم؛ امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلم بازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از او پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم...». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمیاش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات و عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هنوز به گونهاش نرسیده، از دیدنِ یک چیزِ خندهدار میزند زیرِ خنده؟ امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی، آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز بدهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره بدهیم؛ چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند؛ امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر از همۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالأخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شدهاید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
🌱 گزیدهای از «مبانی معرفتشناسی و روششناسی علوم انسانی»
🌴 #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
❄️✨⛅️✨❄️
___
🌻 «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید...»
عیسی مسيح (ع)
✨ ویژگیهای پنجگانۀ کودکان از نگاه روسو
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگسالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!»؛ سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را برمیشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچهها دارند. امّا این پنچ ویژگی اصلاً در ما بزرگسالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که به چیزی احتیاج نداشته باشند، سراغاش نمیروند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند؛ و تا احتیاجشان برطرف شد، از آن چیز دست میکشند. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم؛ بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دستبردار نیستیم.
2️⃣ دومین ویژگی بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند؛ در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگسالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ اینکه بچهها تظاهر ندارند.
یک بچه، اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و... از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم؛ امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلم بازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از او پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم...». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمیاش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات و عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هنوز به گونهاش نرسیده، از دیدنِ یک چیزِ خندهدار میزند زیرِ خنده؟ امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی، آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز بدهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره بدهیم؛ چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند؛ امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر از همۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالأخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شدهاید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
🌱 گزیدهای از «مبانی معرفتشناسی و روششناسی علوم انسانی»
🌴 #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak