فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
تجربه من در زندگى اندک است، ولى به من مى‌آموزد که هيچکس صاحب هيچ چيز نيست. همه چيز تنها نوعى توهم است و اين توهم در مسايل مادى و معنوى وجود دارد، اگر کسى چيزى را که در شُرف رسيدن به آن باشد را از دست بدهد، در نهايت مى آموزد که هيچ چيز به او تعلق ندارد.
پس بهتر است به گونه‌اى زندگى کنم که انگار همين امروز نخستين يا آخرين روز زندگى من است!

پائولو کوئلیو
🍀❤️ @filsofak
#فرزندپروری

شكل گيري شخصيت كودك در هر سن و وظايف والدين:


🔸تولد تا ١سالگي: سن شكل گيري دلبستگي و احساس ايمني
وظيفه والدين: پاسخگوي حساس بودن به نيازها و گريه كودك


🔸٢-١ سالگي سن شكل گيري حس استقلال
وظيفه والدين: دادن فرصت اكتشاف و تحرك؛ صحبت كردن زياد با كودك و توصيف اعمال كودك ؛ استفاده از تكنيك پرت كردن حواس براي تربيت كودك

🔸 ٤-٢ سالگي سن دوستيابي ورود به گروه و يادگيري زبان
وظيفه والدين: اقتدار؛ الگوي خوب بودن؛ اعطاي وظايف به كودك؛ خوب گوش دادن به كودك و احساساتش

🔸١٢-٥ سالگي سن شكل گيري هويت كودك؛ شكل گيري عزت نفس و يادگيري ارزشها و هنجارها
وظايف والدين: اقتدار؛ الگوي خوب بودن؛ ياد دادن مهارت حل مساله؛ نظارت بر كودك و دوستي هاي او؛ ايجاد رابطه خوب با كودك
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏درد زایمان شدیدترین درد در نوروفیزیولوژی حسی است.
‏شرکت سونی رنج مادر برای بچه دار شدن را شبیه سازی کرده است...
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بینایی نوزاد از بدو تولد تا ۱۲ ماهگی...
❤️🍀 @filsofak
🔰ترس از #مرگ و زندگی #نزیسته

🔹از بیشتر مراجعه کنندگانم می پرسم: «دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟» پاسخ های مختلفی که به این پرسش می دهند، غالبا به درمان سرعت می بخشد.

🔹وقتی که از جولیا(یکی از مراجعین) پرسیدم: «چرا مرگ اینقدر ترسناک است؟ چه چیز خاصی در مرگ هست که تو را می ترساند؟» فورا پاسخ داد: «همه کارهایی که انجام نداده ام.» پاسخ جولیا به جانمایه ای اشاره می کند که برای همه آنهایی که به مرگ می اندیشند یا با آن روبرو می شوند اهمیت دارد: رابطه دو جانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نزیسته.

🔹به عبارت دیگر، هر چه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی هر چه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید. نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیانکرده است: «زندگیت را به کمال برسان و بموقع بمیر.» همانطور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تأکید کرده است: «برای مرگ چیزی جز قلعه ای ویران به جای نگذار.» و سارتر در زندگینامه اش آورده: «آرام آرام به آخر کارم نزدیک می شوم ... و یقین داشتم که آخرین تپش های قلبم در آخرین صفحه های کارم ثبت می شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت.»

📚#خیره‌به‌خورشید
🖌#اروین_یالوم
❤️🍀 @filsofak
💠شخصیت بزرگسال ما

✳️اگر بتوانیم تجسم کنیم که ذهن ما مثل یک صحنه تئاتر تاریک است که یک میکروفون در محوطه روشن آن قرار دارد میتوانیم شاهد چهار شخصیت در درون ذهن خود باشیم که به جلو صحنه می آیند و در برابر میکروفون قرار میگیرند.

1⃣ یک بخش از وجود ما همیشه مضطرب و نگران است و وقتی جلوی میکروفون می‌آید از زمین و زمان گله میکند و مینالد.

2⃣ یک قسمت از ذهن و هویت ما وقتی میکروفون را به دست میگیرد اولین کاری که میکند سرزنش و خودزنی است. این بخش از ذهن ما همیشه ما را خطاکار میداند و از اشتباهات و تصمیمات غلط ما حرف میزند.

3⃣ بخش افسرده وجود ما هم وقتی جلو میکروفون قرار میگیرد زندگی را یک اشتباه بزرگ میخواند. این گوشه از هویت ما، ناامید است و سرنوشت سیاهی را برای ما رقم میزند و حتی ما را لایق زندگی هم نمیداند.

4⃣ بخش بزرگسالِ شخصیت ما هم هست که معمولا در تاریکترین صحنه ذهن نشسته است و ما زیاد از آن با خبر نیستیم. بخشی که همیشه نادیده میگیریم و برای به صحنه آمدن تشویقش نمیکنیم. این بخش معمولا ساکت و بی سر و صدا است و نگاهش به زندگی با شخصیت های مضطرب، سرزنشکار و افسرده درون ما فرق دارد. شخصیت بزرگسال درون ما، میداند که گذشت زمان از هیجانها و اضطرابها میکاهد. میداند که همیشه یک راه جدید یا رفتار جدید هست که باعث میشود از بن بست ها عبور کنیم.

✳️اگر در صحنه تئاتر زندگی یاد بگیریم که به قسمت بزرگسال و منطقی ذهن مان فرصت حرف زدن بدهیم به مرور این بخش هوشمند، از تاریکی و عمق صحنه بیرون می آید و هر بار فرصت بیشتری مییابد که در زندگی و و سرنوشت ما نقش داشته باشد.
❤️🍀 @filsofak
🔹اگر بعدی از وجودمان را نپذیریم، آدم هایی که وارد زندگیمان می شوند دقیقا همان بعد را به نمایش می گذارند.

جهان دائما میخواد به ما نشان دهد که ما واقعا که هستیم.

🖌دبی فورد
❤️🍀 @filsofak
💠خاطرات دردناک گذشته

🔹همه ما کم و بیش خاطرات آزاردهنده و دردناکی را از گذشته با خود به یدک می کشیم که رنج ناشی از یادآوری آنها بارها و بارها ما را بر آن داشته تا همواره در پی یافتن مرهم معجزه آسایی برآییم تا شاید بواسطه آن بتوانیم این خاطرات دردناک را برای همیشه از صفحه ذهنمان محو کنیم. اما واقعیت آن است که رد پای وقایع زندگی در ذهن و روان ما پاک شدنی نبوده و برای همیشه نقش خود را در تار و پود شبکه های عصبی مغزی ما حک کرده اند.

🔹باید بدانیم که ذهن ما برای مقابله با خاطرات ناخوشایند و دردناک دو راه دارد:

1⃣اول اینکه به نادیده گرفتن، سرکوب کردن و واپس رانی آن خاطرات بپردازد. پر واضح است که این روش هیچگاه به محو خاطرات دردناک منجر نشده و تنها موجب می‌گردد که فرد آنها را نادیده بگیرد. به این می‌ماند که شما آشغال های فرش خانه خود را به زیر فرش جارو کنید. در این صورت موجودیت آن آشغال ها از بین نرفته و فقط از حیطه دید شما پنهان مانده اند. در این حالت خاطرات سرکوب شده که از در بیرون شده اند بار دیگر با سماجت از پنجره و پشت بام به درون ما راه پیدا کرده و به اشکال گوناگون خود را در فضای ذهنی و بدنی ما نشان می‌دهند. مانند رویاها و کابوس های شبانه، دردهای روان تنی، حس های مبهم بدنی و احساسات سردرگم و کلافه کننده که خود ما از ماهیت آنها بی خبریم. این روش در واقع پاک کردن صورت مساله بوده و به حل مساله هیچ کمکی نمی کند.

2⃣روش دیگر، مواجهه با خاطرات و تلاش برای پذیرفتن و در آغوش کشیدن آنهاست. در این روش ما به جای اجتناب، به ملاقات خاطرات دردناک خود رفته و با شفقت و بردباری به پردازش مجدد آنها و هضم کردنشان می پردازیم. این مواجهه شفابخش موجب می گردد که خاطرات گذشته در فایل مناسب خود و در قفسه خاطرات گذشته جای گیرند طوری که دیگر به "زمان حال" نفوذ نکنند. در این صورت خاطرات دردناک به مثابه محل زخمی بر روی پوست هستند که هر چند جای آن از بین رفتنی نیست اما دیگر مانند روزهای اول عفونی و پر از خونابه نخواهند بود.
❤️🍀 @filsofak
"معاشرت باید سه ویژگی برابری جویی، ثبات و تعهد را داشته باشد."

باید توجه داشت که انسان به معنای واقعی کلمه، تنها است و عمیق‌ترین معنای تنهایی، تنهایی اگزیستانسیال است و این تنهایی یک واقعیت انکارناپذیر است. تنهایی چهارده معنای مختلف دارد که عمیق‌ترین معنای آن‌که همه فیلسوفان و روان شناسان وجودی و اعماق، آن را اصل مسلم و از وجوه تراژیک زندگی می‌دانند همین تنهایی اگزیستانسیال است. فارغ از این تنهایی که گریز و گزیری از آن نیست و اکنون مراد ما نیست نوعی دیگر از تنهایی در زندگی وجود دارد که اضطراب‌آور است و ما باید این تنهایی را از بین ببریم.

هر انسانی به‌نوعی هم‌نشینی و معاشرت نیاز دارد که قدما از آن به مصاحبت تعبیر می‌کردند. این دسته از معاشرت‌ها اگر سه ویژگی را داشته باشند بسیار به کاهش اضطراب و دل‌نگرانی کمک می‌کنند زیرا احساس تنهایی ما را رفع می‌کنند. ویژگی اول این معاشرت‌ها این است که در ارتباطات بین طرفین برابری جویی باشد و طرف مقابل از موضع برتر برخورد نداشته باشد، زیرا اگر در رابطه برابری نباشد آهسته‌آهسته احساس حرمت و عزت‌نفس در یکی از طرفین از بین می‌رود و فرد دچار احساس تحقیر و بی‌اعتنایی می‌شود و درنتیجه آسیب این نوع معاشرت که در آن عزت‌نفس آدمی محفوظ نمی‌ماند بیشتر از فواید آن است.

ویژگی دوم این است که در باب ثبات این ارتباط، نوعی اطمینان عقلانی وجود داشته باشد و بتوان ثباتی را برای این ارتباط پیش‌بینی کرد. ارتباطاتی که دوام ندارند به رفع تنهایی انسان و درنتیجه کاهش اضطراب و رنج او کمک نمی‌کنند، در اینجا منظور لزوما ارتباطات عاشقانه نیست؛ بلکه معاشرت به‌صورت کلی را شامل می‌شود.

سومین ویژگی این است که در معاشرت تعهد وجود داشته باشد؛ یعنی طرف مقابل نوعی الزام نسبت به دیگری در خود احساس کند و درواقع تا حدی درد و رنج و شادی دیگری را درد و رنج و شادی خود احساس کند. در روان شناسی به این دسته از معاشرت‌ها که سه ویژگی برابری جویی، ثبات و تعهد را دارا است و فرد آگاهانه آن را انتخاب می‌کند، معاشرت‌های گزیده می‌گویند و معاشرت‌های گزیده در کاهش اضطراب خیلی مؤثر است و به دلیل این‌که رعایت این سه شرط در دوستی‌ها دشوار است، معمولاً تعداد معاشرت‌های برگزیده محدود است.

در باب اهمیت معاشرتهای برگزیده به این نکته اشاره کنم که تحقیقات خانم الیزابت کوبلر راس که به او روان شناس مرگ می گویند و به مدت چهل سال یک تیم را برای روانشناسی افراد در حال احتضار (افرادی که به صورت سابجکتیو یقین دارند که از بستر بیماری زنده نخواهند برخاست) مدیریت می‌کرد نشان داد افراد در حال احتضار، از مرگ پیش روی خود بشدت هراسان هستند و نیز عاطفه های منفی فراوانی نسبت به زندگی پشت سر گذاشته خود دارند و پنج عامل در این هراس و عاطفه های منفی تأثیر گذار است که عامل سوم، نداشتن معاشرت های برگزیده است.

مصطفی ملکیان
❤️🍀 @filsofak
Everytime
Britney Spears
❤️🍀 @filsofak
Moo Be Moo
Reza Bahram
مو به مو
رضا بهرام
❤️🍀 @filsofak
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمی‌کنم، چرا که می‌دانم هیچ چیز مثل اندوه روح را تصفیه نمی‌کند و الماس عاطفه را صیقل نمی‌دهد.

اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمی‌پذیرم، چرا که غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر؛ هر قدر که به غم میدان بدهی میدان می‌طلبد و باز هم بیشتر و بیشتر...

" نادر ابراهیمی "
" چهل نامۀ کوتاه به همسرم "
❤️🍀 @filsofak
چون فرهنگ ما مردم ایران طوری است که همیشه گناه را به گردن دیگران می‌اندازیم و حتی برای یک لحظه تصور این که ممکن است تقصیر خودمان باشد به مُخَیّله‌مان خطور نمی‌کند، و چون برای یافتن راه حل مشکلات، همیشه به دنبال کوتاه‌ترین آن -حتی اگر بی‌معنی‌ترین هم باشد– می‌گردیم، پس آسان‌ترین راه این است که علت اصلی را موقعیت جغرافیایی معرفی کنیم و چون به‌حق، قابل تغییر نیست، پس باید عقب‌افتادگی را مثل یک نقص عضو بپذیریم.
تنها مشکلی که باقی می‌ماند این است که چطور می‌توانیم با کیاست و سیاست و فریب یا در حقیقت با کلک و دروغ و تقلب خود را بین قدرت‌ها حفظ کنیم.

" علی محمد‌ایزدی "
" چرا عقب مانده‌ایم "
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سگ آموزش دیده وقتی کودک دارای اتیسم دچار حمله عصبی می‌شه و احتمال داره به خودش آسیب بزنه، متوجه می‌شه و خودش رو تو بغل بچه می‌اندازه تا ازش محافظت کنه👌🏻
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی زناشویی خود را شیرین کنید
در این ویدئو رازهای ساده اما مهمی در رابطه با حفظ یک زندگی زناشویی به شما آموزش داده میشود.
🍀❤️ @filsofak
از چشم افتادن
.
بعضی‌ها مثلِ اشک از چشم می‌افتند و تمام می‌شوند. انگار که دیگر بود و نبودشان برایت فرقی ندارد. ‏«از چشم افتادن» بنظرم آخرین مرحله‌ست. ‏یعنی جایی‌ست که خرخره‌ات را می‌جَود و از تو می‌خواهد گیوتین را بالا بکشی و بر گردنِ رابطه رها کنی و تمام!
البته این آخرین مرحله، با دلخور بودن یا ناراحتی فرق دارد. فازشان با هم متفاوت است.
این مرحله‌، جایی‌ست که از طرفِ مقابلت ناامید می‌شوی و عطایش را به لقایش می‌بخشی! در واقع اسم دیگرش را باید گذاشت: مرحله‌ی رهایی.
رها کردن آدم روبرو بدون لحظه‌ای ناراحتی و پشیمانی.
لابد این حالت برای همه‌مان آشناست.
برای من هم پیش آمده که فردی از چشمم مثلِ فندق بپرد بیرون.
حالا که دارم می‌نویسم این سوال را از خودم می‌پرسم: وقتی شخصی از چشمم می‌افتد چکار می‌کنم؟
چشمانم را می‌بندم و فکر می‌کنم به روابطی که با اطرافیانم داشته‌ام. روابط بلندمدت و کوتاه‌مدت.
به این نتیجه می‌رسم: وقتی فردی از چشمم می‌افتد، اتفاق خاصی در رفتارم با طرف مقابل رخ نمی‌دهد. فقط دیگر نمی‌بینمشان. یعنی دیگر به چشمم نمی‌آیند! ‏زنگ می‌زنند، پیغام هم می‌دهند، حتی گاهی به خودم می‌آیم و می‌بینم گه جلویم نشسته‌اند و باهم چای و قهوه می‌خوریم، اما من نمی‌بینمشان. ‏
راستش، آن‌ها هرگز متوجه چیزی نمی‌شوند ‏و دقیقا خوبی‌اش برای من و بدی‌اش برای آن‌ها همین‌ست که متوجه هیچ‌چیز نمی‌شوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا همیشه عاشق کسانی می‌شویم که اگر هم‌جنس ما بودند، بهترین دوستمان نمی‌شدند؟!



نگاهی به اندیشه آرتور شوپنهاور و «اراده معطوف به حیات» در کتاب «جهان چون اراده و تصور»
(جهان به منزله اراده و بازنمود)
The World as Will and Representation

ترجمه و‌صدا: ایمان فانی

پیشنهاد میکنیم که تماشای این ویدئوی جذاب و آموزنده را از دست ندهید.
❤️🍀 @filsofak
دوست داشت طوری زندگی کند که لااقل در خاطره‌ها باقی بماند. همه‌ دوست داریم زندگی‌مان معنایی داشته باشد. توجیهی منطقی ندارد ولی همه دنبال معنای زندگی می‌گردیم. دوست نداریم زندگی‌مان بی‌معنا باشد. بعد باز از زاویه‌ی جدیدی به موضوع نگاه کرد و دید فقط مرگ است که می‌تواند به زندگی معنا بدهد. چیزی که تا ابدالاباد وجود داشته باشد، معنا هم ندارد. اگر پایانی وجود نداشته باشد، کلیتی وجود ندارد و وقتی کلیتی وجود ندارد، هویتی هم‌ وجود ندارد. اگر نابود نشدنی بودیم نمی‌توانستیم در مقام انسان موجودیت داشته باشیم. با این تفاصیل مرگ برایمان اتفاق نیست. بخش لاینفکی از زندگی‌ست. اگر قرار است وجود داشته باشیم، مرگ هم باید باشد. پس مرگ نه‌تنها بدبیاری نیست -فاجعه‌ای که از بیرون بر ما تحمیل شود و ما را نابود کند- بلکه پیش‌شرط زندگی معنادار است. بنابراین نمی‌توانیم هم توقع داشته باشیم زندگی‌مان معنایی داشته باشد، هم از مرگ متاسف باشیم.

مواجهه با مرگ
برایان مگی
❤️🍀 @filsofak
Jesus In LA
Alec Benjamin
❤️🍀 @filsofak
به سمت هنر بروید. نه لزوما به عنوان شغل و با هدف پول درآوردن. انواع هنرها راهی بسیار انسانی هستند برای تحمل پذیر کردن زندگی.
به سمت هنر بروید فارغ از اینکه چقدر در آن خوب یا بد هستید. برای دوستتان شعر بنویسید حتی شکسته بسته. با آهنگ رادیو برقصید، زیر دوش آواز بخوانید.
صرف احساس خلق کردن مزایای بیشماری با خود به زندگی می آورد.

#کورت_ونه_گات
❤️🍀 @filsofak