فلسفه اخلاق
7.43K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
889 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
#تكاليف_زندگی

آدلرگرايان پنج تكليف زندگي را كه هر فرد بايد در طول زندگي از عهده آن ها برآيد و آن ها را انجام دهد شرح مي دهند:

١. يادگيري كنار آمدن با خود: اينكه بتوانيم از بودن با خودمان احساس راحتي كنيم، از نقاط قوت خويش لذت ببريم، و ناكامل بودن خود را بپذيريم و در صورت لزوم تصميم بگيريم و اقدامات لازم را به سوي بهتر شدن برداريم.

٢. كنار آمدن با ديگران: دوست شدن با ديگران و حفظ دوستي ها، عشق بورزيم، و مورد عشق ديگران واقع شويم.

٣. كاركردن: هر كسي نيازمند موقعيتي براي خلاق بودن است تا از دستاورد خويش لذت ببرد و گاهي مواقع از جسم خسته اي كه تلاش زيادي كرده، احساس راحتي و خوشبختي كند.

٤. مديريت جنسي: اينكه بتوانيم از رابطه جنسي طبيعي بدون استفاده ابزاري از ديگران و بدون احساس گناه، لذت ببريم. اين تكليف شامل هنر زندگي شادمانه، مهارت مراقبت از ازدواج و فرزندپروري است.

٥. يافته معنايي براي وجود: رابطه بين انسان ها با محيط، طبيعت و جهان هستي را دربر مي گيرد. همه ما نياز داريم براي چگونگي وجودمان، در بلند مدت به قدر كافي به يك چرايي دست يابيم.

كتاب تربيت دموكراتيك نوجوانان
پرل كاسل/ ريموند جي. كورسيني
ترجمه دكتر حميد عليزاده
و دكتر مهدي خان آبادي
🍀❤️ @filsofak
«خستگی تصمیم» چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟

همان‌گونه که «عضلات» ما بعد از کار کردن زیاد خسته می‌شوند، «مغز» نیز بعد از تصمیم‌گیری‌های متعدد در طول روز، چار خستگی می‌شود که به آن، خستگی تصمیم (Decision fatigue) می‌گویند.

ما مدام در حال تصمیم‌گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک‌قدم به «خستگی تصمیم» نزدیک می‌شویم. هر چند همه‌ی تصمیم‌ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام‌شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می‌گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم‌گیری درباره‌ی این‌که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه‌ی حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه‌ی پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم‌گیری درباره‌ی نحوه‌ی برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه‌گذاری و مهاجرت و... همه و همه تصمیم‌گیری هستند.

نکته‌ی جالب توجه این‌که ما بعضی تصمیم‌گیری‌ها را عرفاً تصمیم‌گیری نمی‌دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای ۳ آسانسور است، وقتی دکمه‌ی یکی از آن‌ها را می‌فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته‌ایم، هر چند که آن را در زمره‌ی تصمیمات روزانه نیاوریم.

افرادی که کار و زندگی‌شان به گونه‌ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض «خستگی تصمیم» قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره‌ی عفو زندانیان تصمیم‌گیری می‌کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آن‌ها در ابتدای روز، پرونده‌ها را بهتر بررسی می‌کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می‌دانند، ولی هر چه به پایان روز نزدیک می‌شوند، افراد کمتری را عفو می‌کنند. پرونده‌ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت «خستگی تصمیم» بود که هنگام صبح وجود نداشت.

رولف دوبلی در کتاب «هنر خوب زندگی کردن» می‌گوید: وقتی مغز به‌خاطر تصمیم‌گیری‌های متعدد خسته می‌شود، معمولاً سر راست‌ترین تصمیمات را می‌گیرد که عمدتاً هم «بدترین» است.

چه کنیم؟

۱- وقتی از مارک زاکربرگ بنیانگذار و مدیر فیس‌بوک پرسیدند چرا همیشه یک‌نوع تی‌شرت می‌پوشی پاسخ داد: نمی‌خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم‌گیری درباره‌ی این‌که کدام لباس را بپوشم.
او با این‌کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی‌اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم‌گیری‌های مهم‌تر کاری، ذخیره می‌کند.
خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می‌کند و اکثراً یک‌نوع لباس می‌پوشد. استیو جابز نیز همین‌گونه بود.
برای این‌که «خستگی تصمیم» دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم‌گیری‌های کم‌اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره‌ی برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به‌عنوان مثال، به‌جای این‌که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه‌ی هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
یا یک مدیر می‌تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به‌جای این‌که فکر کند و درباره‌ی زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه‌ها در نظر بگیرد و... . (هر کسی می‌تواند به فراخور زندگی‌اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم‌گیری‌های متعدد راحت شود)

۲- تصمیمات مهم را «صبح» بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می‌گذرد، به «خستگی تصمیم» بیشتر نزدیک می‌شویم.

۳- وقتی گزینه‌های قابل انتخاب برای تصمیم‌گیری زیادتر باشد، «خستگی تصمیم» نیز بیشتر می‌شود. اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در ده‌ها فروشگاه، صدها طرح می‌بینیم و تعدد گزینه‌ها ما را سردرگم می‌کند. در واقع ما بعد از دیدن ده‌ها طرح اولیه، دچار «خستگی تصمیم» می‌شویم و بعد از مدتی یکی از طرح‌ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر «خستگی تصمیم» و گریز از ادامه‌ی این روند انتخاب می‌کنیم.
یکی از راه‌های مواجهه‌ی منطقی با تعدد گزینه‌ها، این است که به‌جای آن‌که مثلاً ۱۲ گزینه را یک‌جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آن‌ها را به چند گروه کوچک‌تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.

۴- وقتی دچار «خستگی تصمیم» هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می‌تواند «خستگی تصمیم» را کاهش دهد. نیم‌ساعت خواب در وسط روز، می‌تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.

۵- انسان‌های کمال‌گرا که می‌خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می‌شوند.

جعفر محمدی
❤️🍀 @filsofak
■ می‌ دانم اگر قضاوت نادرستی درباره‌ ی کسی بکنم، جهان همه ‌ی تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه ‌ی ما شبیه یکدیگریم.

👤 #فئودور_داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
■ کسی که فقط چکُش در اختیار دارد،
همه ی دنیا را میخ می‌بیند.

تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی
خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتاب‌ها
یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک
سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم
در یک گروه سیاسی یا فکری
یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر،
مسدود کردن ورودی‌های مغز
به روی تنوعات فکریِ عالَم،
و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی
باز گذاشتن، به تدریج و چه‌بسا ناخواسته
و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ
برنامه‌ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور)
تبدیل می‌کند...!

زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن،
و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه
با طرز تفکرات مختلف...

👤 #آبراهام_مزلو
❤️🍀 @filsofak
مشاوره: (گوش دادن!)
.
خیلی از زن و شوهرهای امروز مثل دو خروس جنگی، هدف‌شان فقط شکست طرف مقابل‌شان است و رسما حرف زدن یا سکوت بلد نیستند!
به نظر من بسیاری از مشکلات خانواده‌های امروز، نداشتن دیالوگ است.
♦️بعضی وقت‌ها حرف‌های معمولی آدم‌ها در واقع فریادی برای کمک است، فقط باید صبور باشیم و خوب گوش کنیم.
وقتی که صحبت کردن سخته، وظیفهٔ ماست که گوش کنیم!
شما تا به حال از لابلای صحبت‌های معمولی و روزمره اطرافیان، فریاد کمک‌شان را شنیده‌اید؟
هیچ وقت شده صحبت کردن به هر دلیلی برایتان سخت باشه و مجبور باشید فریاد کمک‌تان را لابلای حرف‌های روزمره، سکوت‌ها، بهانه‌گیری‌ها و... پنهان کنید؟
♦️کاش همگی بلد بودیم به همان میزان که حرف می‌زنیم، گوش هم بدهیم.
توصیه‌ام این است که همدیگر را گوش دهیم تا بشنویم. شنیدن در گوش است و گوش دادن در مغز!
گوش دادن فعال و موثر از مهارت‌های اصلی یک زندگی موفق است.
شنیدن، یک بحث کاملاً‌ فیزیولوژیک است و صرفاً به معنای فعال شدن سنسورهای شنوایی ما در اثر امواج صوتی است. اما گوش دادن یک مهارت شناختی (Cognitive) است و عملاً یک فعالیت ذهنی و تحلیلی محسوب می‌شود. 
حرف‌های زیادی را می‌شنویم. اما به حرف‌های کمی گوش می‌دهیم.
تمرکز داشتن و توجه به گفتگو به این معنا که تمام ذهن و انرژی خود را برای دریافت و درک پیام‌های کلامی و غیرکلامی طرف مقابل صرف کنیم، از ضروریات یک گفتگوی جدی و موثر است. .
♦️ما معمولاً احساس می‌کنیم که در گفتگو یا مذاکره یا هر نوع ارتباط با دیگران، اگر بعد از صحبت آنها سکوت کنیم و کمی فکر کنیم و سپس پاسخ دهیم، فردی ضعیف یا مذاکره‌کننده‌ای ضعیف یا دوستی غیرهمراه محسوب می‌شویم.
در حالی که اتفاقاً چنین نیست:
وقتی بعد از صحبت طرف مقابل کمی سکوت می‌کنیم و سپس حرف می‌زنیم، او احساس می‌کند که حرف ارزشمندتری زده و حرفش برای ما هم مهم‌ بوده و ما هم روی حرف او فکر کرده‌ایم.
همچنین، پس از پایان گفتگو، کسی به خاطر نمی‌‌آورد که ما بعد از حرف‌های او، چقدر سکوت کرده‌ایم و سپس پاسخ داده‌ایم. تنها پاسخ‌های ماست که در ذهن مخاطب باقی می‌ماند.
#مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
به نظرم بزرگ‌ترین گامی که بشریت می‌تواند در راه سعادت خود بردارد، در بهبود مسئله‌ی تعلیم و تربیت خواهد بود. باید افراد را طوری تربیت کرد که ایده‌ی انسان‌دوستی با روح آن‌ها عجین گردد، به‌ گونه‌ای که تمامی بشریت را یک خانواده با منافع مشترک بدانند.
تعلیم و تربیت باید در مسیری انجام گیرد که افراد بفهمند دوست داشتن دیگران نه تنها یک وظیفه‌ی اخلاقی است، بلکه خود مدبرانه‌ترین سیاستی است که انسان می‌تواند برای تامین سعادت خود به کار گیرد.

📗 جهانی که من می‌شناسم
#برتراند_راسل
❤️🍀 @filsofak
بعضی آدم‌ها مثل چوب‌ خشک‌اند…
تا عصبانی می‌شوند، آتش می‌گیرند
و همه جا را دودآلود می‌کنند
همه جا را تیره و تار کرده
اشک آدم را جاری می‌کنند.

ولی بعضی‌ها این طور نیستند؛
مثل عودند...
وقتی حرفی را می‌زنی که ناراحت می‌شوند و آتش می‌گیرند، بوی جوانمردی و انصاف می‌دهند
و «گذشت»، انگیزه‌ی انتقام را در آن‌ها خاموش می‌کند.

این است که می‌گویند:
«هر کس را می‌خواهی بشناسی، در وقت عصبانیت و خشم بشناس.»
❤️🍀 @filsofak
در کشور استرالیا، مالتبی بعد از یک سفر شش روزه به فرودگاه کارینز برمی گردد تا سوار ماشینش شود که در پارکینگ فرودگاه پارک کرده بود و به خانه برود. ولی می بیند که روی پرف پاک کن ماشینش اتفاق جالبی افتاده است که در این عکس می بینید. او با همکارش تلاش اندکی می کند تا شاید بتواند لانه را جابجا کند ولی احساس می کنند که ممکن است به این پرنده و تخم ها صدمه بزنند. در نتیجه با اداره حیات وحش تماس می گیرد.

مقامات اداره حیات وحش به او میگویند که یا با کمک یک نفر دیگر با احتیاط لانه را جابجا کند و یا ماشینش را رها کند و به خانه برود تا تخم ها تبدیل به جوجه شوند. مالتبی کار دوم را انجام می دهد و از خیر ماشین می گذرد و به خانه می رود.

روز بعد از فرودگاه با او تماس می گیرند و می گویند که کارشناسان حیات وحش آمده اند و بررسی کرده اند. چون لانه این پرنده برای او و جوجه هایش مخاطره آمیز تشخیص داده شده است تخم ها را به مرکز جوجه ِکشی داده اند. مادر آنها را هم رها کرده اند تا در آینده ای نزدیک تلاش مجددی را آغاز کند.
❤️🍀 @filsofak
اخلاق هدیه

🔻من در ۴ موضع به نظرم می آید که نباید هدیه را پذیرفت:

1️⃣اولاً هدیه هایی که زمینه ساز که یک سلسله تقاضاهایی است که از من برآوردنی نیست که یا نمی توانم این تقاضاها را برآورده کنم و یا اینکه می توانم ولی نمی خواهم آن تقاضاها را برآورده کنم و اگر قبول کنم خسارت آگاهانه به آن فرد هدیه دهنده زده‎ام.

2️⃣ثانیاً هدیه هایی که جنبه‎ی مالی در آن چشمگیر است. مثلا اگر شما به من سکه ی طلا بدهید. این اقسام هدیه ها با عزت نفس من منافات دارد. یعنی گویی شما مرا را با مسائل مالی تاخت زده‎اید و مرا با مسائل مالی سنجیده اید. البته عِوض با هدیه متفاوت است و شما می توانید دستمزد کاری را که انجام داده اید را طلب کنید و اساسا توجه کنید که ارزش کار خودتان را خودتان تعیین کنید. بنده اگر جایی بروم و سخنرانی‎ای داشته باشم و هیچ پولی نگیرم، تاکنون نشده است که اعتراضی کنم اما اگر جایی رفته باشم و کاری کرده باشم و مثلا یک سوم آن چیزی که در نظر خودم ارزشمند است، پول داده باشند، من حتما پول را پس می‎دهم. چون اساساً ارزش کار شما باید به دست خود شما تعیین شود.

3️⃣ثالثاً هدیه هایی که از راه نادرست تهیه شده باشند، را نباید پذیرفت. من اگر بدانم که هدیه ای از راه نادرست به دست آمده است، چه کم یا چه زیاد باشد آن را نمی پذیرم ولی چنانچه ندانم، می پذیرم.

4️⃣رابعاً هم هدیه هایی که فرد هدیه دهنده با مشقت فراوان فراهم آورده است، اگر بشود به صورتی که نرنجد به او بازگرداند، کاری اخلاقاً درست است. مثلاً اگر بدانم که فلان دانشجو که نزد من می آید، خیلی به مشقت دسته گلی را می خرد، من به کمک راهی که تحقیر نشود، به او باز می گردانم.


💢گفتگوی شفاهی با مصطفی ملکیان(مصاحبه‌کننده:‌ حسام شوشتری)
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 دستهای زن

🔶 مردانی که تشخیص نمیدهند تصویر دستهایی که میبینند متعلق به مادر، همسر یا دخترشان است که با مواد شوینده پینه بسته است؛ و نه دستهای یک کشاورز یا کارگر

#قدردانی
#همکاری
❤️🍀 @filsofak
گاهی از دایره امن خودمان پا بیرون بگذاریم و به جاهایی برویم که برایمان غریبه هستند.
خیلی از فکرها و اتفاق های خوب، آنجا منتظر ما هستند.
❤️🍀 @filsofak
📌پولدارهای ایران چه شغل‌هایی دارند؟
🔻جراحان پلاستیک در صدر

💠فوق تخصص جراحی پلاستیک
💠متخصص قلب
💠فوتبالیست‌ها

🔻رقابت تنگاتنگ سه شغل:

💠رتبه سوم و چهارم و پنجم در این جدول به سه شغل متفاوت از هم و جالب تعلق می‌گیرد. شغل‌هایی که هیچ قرابتی با یکدیگر ندارند. متوسط درآمد یک دندانپزشک که فوق تخصص دارد با یک طراح لباس عروس و یک مدرس کنکور زیست شناسی به یک اندازه است.

🔻چه کسی گفته در هنر پول نیست؟

💠رتبه بعدي هم به هنر تعلق می گیرد. البته بهتر است از فضای میلیاردی خارج شوید. درآمد یک بازیگر درجه یک در سال، هشتصد میلیون تومان تخمین زده شده است.

🔻تعمیرکارها را فراموش نکنید!

💠رتبه‌های هشتم و نهم و دهم هم جالب‌اند. البته یکی از آن‌ها ممکن است خیلی بیشتر شما را متعجب کند.

💠تعمیرکاران خودرو با درآمد سالیانه 600 میلیون تومان جزو 10 شغل پردرآمد در ایران هستند. آن‌ها ماهیانه پنجاه میلیون درآمد دارند و با مدرسان کنکور ارشد و مهندسان و دکترهای کارخانه‌های صنعتی در یک رده قرار می‌گیرند.

✍🏻 خلاصه‌ای از يک پايان نامه دكترا
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنرمند سوری، با این ایده که اگر رهبران جهان پناهجو بودند چه شکلی بودند، بسیاری از رهبران از جمله ترامپ، پوتین، اسد، اوباما، رهبر کره شمالی، خانم مرکل و دیگران(حتی از ایران) را نقاشی کرده. ایده جالب و داستانش تکان دهنده ست.
هنرمند باید بتونه با توانایی که داره تأثیری جهانی بذاره و مخاطب رو به تفکر دعوت کنه!
❤️🍀 @filsofak
دارکوب‌ها را از درخت زندگی تان دور کنید!

به دارکوب ها نگاه کنید. آنها اَره برقی ندارند. مته همراه شان نیست اما تنه سخت ترین درخت ها را سوراخ می کنند و در دل شان لانه خودشان را می سازند.

دارکوب ها با ضربه های سریع، کوتاه اما پشت سر هم درخت ها را سوراخ می کنند. آنها سردرد نمی گیرند، خسته نمی شوند، تا لحظه ای که موفق نشوند دست از کار نمی کشند، نه ناامید می شوند و نه پشیمان. دارکوب ها به خودشان ایمان دارند.

در زندگی هر کدام از ما دارکوب هایی هستند که با نوک زدن های مکرر، با سماجت و بدون آنکه خسته شوند، به درون مان نفوذ می کنند و لانه شان را می سازند.

این دارکوب ها خسته نمی شوند، به کارشان ایمان دارند و تا وقتی که پیروز نشوند دست از آن نوک زدن های مکرر برنمی دارند. سردرد نمی گیرند، کلافه نمی شود اما ما را کلافه می کنند!

دارکوب های طبیعت اگر لانه می سازند و زندگی تازه ای خلق می کنند، دارکوب های زندگی فقط یک حفره سیاه خلق می کنند، توی دل آدم را خالی می کنند و بعد می روند سراغ درخت زندگی یک نفر دیگر و خلق یک حفره دیگر!

این همه به روان آدم های دیگر نوک نزنیم، نیش نزنیم، درون درخت زندگی آدم ها حفره سیاه خلق نکنیم. ایمان آنها را ندزدیم. بگذاریم شادمان زنده بمانند، زندگی کنند. ما دارکوب نیستیم، انسانیم!
❤️🍀 @filsofak
منشأ تمام افکار و حرکات ما
چگونه دیدن خویشتن است.


تجربیات، موفقیت‌ها، شکست‌ها، افکاری که درباره خود داریم و واکنش‌های دیگران نسبت به ما، همه و همه شکل دهنده تصویری هستند که از خویشتن در ذهن داریم و "اعتقاد به حقیقی بودن" این تصویر است که سبب می‌شود زندگی را دقیقاً در چارچوب آن به پیش ببریم.

جهان بازتابی از خود ماست وقتی از خود بیزارم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می‌ورزیم تمام جهان به نظر فوق‌العاده و دوست داشتنی می‌‌آید.

تصویری که انسان از خویشتن در ذهن دارد دقیقا تعیین می‌کند که چه رفتارهایی از او سر خواهد زد با چه کسانی دوستی خواهد کرد برای چه چیزهایی تلاش خواهد کرد و از چه چیزهایی اجتناب خواهد کرد.

📕 راز شاد زیستن
✍🏽 #اندرو_متیوس
❤️🍀 @filsofak
زندگی موفق

#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)

یک زندگی موفق بر پایه‌ی یک سری مهارت‌ها و قلق‌های تربیتی و اخلاقی بسیار منسجم و متقن استوار است. سعی بر این است که در این یادداشت کوتاه به برخی از این مهارت‌ها اشاره شود:
1. نگاه مؤثر در گفت‌و‌گو:
یکی از بزرگترین و اصلی‌ترین معضلات در زندگی‌های امروزی، نپرداختن به حال و هوای حسی یکدیگر است. به عنوان مثال، زمانی که زن و شوهر هنگام گفت‌و‌گو، نگاه زنده و پویایی به یکدیگر نداشته باشند زندگی‌شان خواه ناخواه به سمت روزمره‌گی پیش می‌رود.
در چنین شرایطی، توصیه‌ی تربیتی و اخلاقی بر این است که شما با نگاه نافذ و پر محبت به همسرتان، امنیت و آرامش و مقبولیت، و مهم‌تر از همه، عشق و محبت خود را به او منتقل نمایید.
باید در مواجهه با همسر، رفتاری لطیف و انسانی داشته باشید. یکی از نسخه‌های کاربردی و نجات‌دهنده در چنین شرایطی، نگاه مستقیم و تأیید جملاتِ درست همسر است. به طور قطع، اگر به این تأییدها یک لبخند نیز ضمیمه شود، انرژی لازم برای انتقال حس ایجاد می‌شود.
در زمان‌هایی که به طور جدی انتقادی نسبت به رفتار و یا عملکرد همسرتان دارید، همان اول کار و با شروع بای بسم‌الله گفت‌و‌گو، توی ذوقش نزنید؛ بلکه اجازه بدهید حرف‌هایش تمام شود. در ادامه، بعد از آن که با لطافت، برخی از جملاتش را تأیید کردید، به احتمال زیاد شرایط برای اعلام نظر و انتقاد خودتان فراهم شده است. حالا می‌توانید انتقادتان را خیلی محترمانه مطرح کنید.
۲. فراموشی خاطرات تلخ در زندگی:
بدیهی است که وجود اختلافات و تفاوت سلایق و عقاید در زندگی هر زوجی امری طبیعی است؛ که نبودش به نوعی می‌تواند زندگی را به سمت یک‌نواختی بکشاند. زن و مرد باید مهارت مواجه شدن با مشکلات را در وجود خود نهادینه کنند تا بتوانند از آسیب‌های احتمالی فرار کنند.
برای خوب زندگی کردن باید خیلی چیزها را نادیده گرفت و خیلی از خاطره‌های تلخ را فراموش کرد...
تلاش برای فراموشی خاطرات و اتفاقات تلخ در زندگی از نان شب هم واجب‌تر است. همین فراموشی‌ها است که می‌تواند یک زندگی مشترک خوب و سعادت‌مند را ایجاد کند.
ممکن است بپرسید که چه‌کار کنیم که اختلافی به وجود نیاید؟ اما من می‌خواهم از زاویه‌ی دیگری به این موضوع بپردازم و آن این است ‌که:
اگر اختلافی بین زن و شوهرها وجود نداشته باشد، زمینه‌ای برای رشد آن‌ها به وجود نخواهد آمد.
همان‌طور که بیان شد، مطمئناً در هر لحظه از زندگی مشترک می‌تواند مشکلاتی وجود داشته باشد و این زن و شوهرها هستند که باید سعی کنند با آن‌ها مقابله کنند. بهترین راه برای مقابله با مشکلات، توجه به مقوله‌ی انسان و رسیدن به فهم مشترک است که راه را برای لج‌بازی و تمسخر و انگ زدن می‌بندد! و اجازه نمی‌دهد چالش‌ها در زندگی رسوخ کند.
3. دوست داشتن از صمیم قلب:
وقتی بین زن و شوهر ناراحتی به وجو می‌آید و به دنبال آن، یکی از زوجین احساس می‌کند که طرف مقابلش دوستش ندارد:
سعی کنید به همسرتان به گونه‌ای ملموس برسانید که دوستش دارید.
همسرتان وقتی بداند که دوستش دارید، سرحال می‌شود و سرشار از این حس خواهد شد که برایتان خاص و مهم است.
خاص بودن برای همسر، آرزوی هر زن و شوهری است که به طور قطع برای او اعتماد به نفس و زندگی مطلوب را به دنبال دارد.
واقعیت مسأله این است که توجه، مراقبت و عشق شما برای همسرتان بهترین دارو است.
۴. ذره‌بین روی خوبی‌ها گذاشتن:
یکی از مسائل تربیتی در زندگی زناشویی، ذره‌بین گذاشتن روی بهترین‌ها و خوبی‌هاست. این امر موجب می‌شود که بعد از مدتی حال دو طرف خوب شود؛ به طوری که درصدد رقم زدن اتفاقات و انرژی‌های خوب برای یکدیگر باشند.
اما اگر خدایی نکرده زن و شوهری روی امور منفی و کاستی‌ها زوم شوند، به مرور زمان، به سمت مرگ تدریجی زندگی‌شان می‌روند و بعد از مدتی تحملی برای ادامه زندگی مشترک برایشان باقی نخواهد ماند.
۵. بلوغ فکری و عاطفی:
این مسأله در زندگی زناشویی اهمیت بسزایی دارد و یکی از اصلی‌ترین دلایل موفقیت در زندگی مشترک است و بی‌توجهی به آن موجب بروز طلاق زودرس می‌شود.
بلوغ و رشد عاطفی، هیچ ربطی به سن و تیپ و این گونه مسائل ندارد، بلکه این سن روانی، اجتماعی و عاطفی و جسمانی هستند که از عوامل مؤثر بر رشد فکری هستند.
پس بلوغ فکری و روحی، ربطی به مقدار سن و جسم ندارد؛ مثلاً ممکن است شخصی سی یا چهل سال عمر کرده باشد، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب‌مانده محسوب شود. زیرا به وفور می‌بینیم که برخی از افراد با وجود سن بالا، هنوز مدیریت و قدرت کنترل احساسات، عواطف و روحیات خود را ندارند و در تنگناها، نمی‌توانند مدیریت بحران داشته باشند و در نتیجه زندگی زناشویی پرآشوبی دارند.
اما از طرفی افرادی نیز وجود دارند که علاوه بر بلوغ جسمی، به بلوغ روحی هم رسیده‌اند.
❤️🍀 @filsofak
هر وقت ماشینتون رو دم در با شلنگ آب شرب میشستین یا با یه لیتر آب مسواک میزدید، به این تصویر فکر کنید، هنوزم اینقدر راحت مسواک میزنید؟

بيش از 1ميليارد نفر در جهان به آب شرب دسترسى ندارند!
❤️🍀 @filsofak
خوب که فکرش را می‌کنم به این نتیجه میرسم، به این نتیجه رسیده‌ام که فقط مرگ، فقط مرگ حقیقت دارد...
حقیقت باید کامل باشد
حقیقت باید تمام و کمال باشد
و مرگ کامل است...
تمام و کمال
هیچ چیز در کمال خودش کم ندارد حقیقتی که من شناخته‌ام

میخواهم بخوابم
دل شور و شین دنیا را ندارم
بگذار ، بگذارد
حُسن کار دنیا همین است که میگذرد

آمیزاد با مرگ است که نجات پیدا می‌کند.

📕 کلیدر
✍🏽 #محمود_دولت_آبادی
❤️🍀 @filsofak
☘️ گفتگو روزنامه جمهوری اسلامی با آیت الله سروش محلاتی در اردیبهشت 95

⚡️به نظر شما به لحاظ فقهی حضور پلیس نامحسوس برای تامین امنیت اخلاقی جامعه توجیهی دارد؟

#سروش_محلاتی : فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در هنگام آغاز این طرح، موضوع «حفظ عفت عمومی» را مطرح کرده‌اند، ولی چنین تلقی‌ای ازجهت اخلاقی و از نظر فقهی کاملا مخدوش است جون عدم رعایت حجاب، در ذیل «بی عفتی» قرار نمی‌گیرد و ما شرعا حق نداریم، شخصی را که حجاب کامل ندارد را مورد چنین اتهامی قرار دهیم. این اتهام، شرعا موجب تعزیر و گاه موجب حد شرعی است. به علاوه بسیار غیرمنطقی است که برای برخورد با یک #گناه_کوچک ، از عنوان یک گناه بسیار بزرگ استفاده کنیم.

⚡️به نظر شما اساسا برخورد با پدیده بدحجابی را می‌توان تحت عنوان «تامین امنیت اخلاقی» قرار داد؟

- این یک عنوان نه توجیه حقوقی دارد و نه توجیه فقهی. چون اگر مساله ای در قلمرو اخلاق قرار دارد، خارج از مسئولیت پلیس است. پلیس وظیفه‌اش برخورد با جرم است نه برخورد با بداخلاقی. به علاوه معلوم نیست که پلیس می خواهد جلوی مزاحمت های اخلاقی دیگران را بگیرد که در این صورت هرچند تامین امنیت مطرح است، ولی ربطی به اخلاق ندارد. یا پلیس می‌خواهد جلوی تخلف اخلاقی خود فرد را بگیرد که در این صورت چرا تعبیر «تامین امنیت» را بکار می برند؟

⚡️براساس این طرح وبه طبق گفته فرمانده پلیس اگرسرنشینانی خودرویی کشف حجاب کنند آن خودرو متوقف می شود آیا این کار با ضوابط فقهی انطباق دارد؟

- هیچ فقهی نمی تواند این کار را مشروع و جایز بداند چون مجازات باید متوجه شخص مجرم باشد لذا معنی ندارد که برای جرم یک سرنشین راننده خودرو مجازات شود!

ممکن است خانمی که کشف حجاب در خودرو کرده یک مسافر باشد و اصلا راننده خودرو او را نشناسد! ممکن است راننده به او اعتراض کرده واصلا به این کار راضی نباشد! چطور می توان راننده را مقصر دانست؟ از طرف دیگر این گونه مجازات به معنای آن است که هر راننده خودرویی برای اینکه وسیله نقلیه اش را توقیف نکنند به هر وسیله ای که شده باید جلوی کشف حجاب سرنشین را بگیرد تا مبادا خودش مجازات شود!

⚡️برای توجیه فقهی این اقدام پلیس گفته می شود که پلیس وظیفه اقدام در برابر « جرم مشهود» دارد و مواردی از قبیل بدحجابی از جرایم مشهود است همین طور است؟

- بله در مواردی پلیس حق برخورد با جرم مشهود را دارد ولی مقصود این است که اگر جرم علنی باشد و پلیس هم در صحنه وقوع جرم حضور داشته باشد اقدام به جلوگیری از جرم و یا برخورد با مجرم و یا دستگیری مجرم می‌کند ولی دراین طرح موضوع چیز دیگری است پلیس در برابر جرم مشهود هیچ اقدامی برای جلوگیری از وقوع جرم ندارد او فقط شماره خودرو را ثبت می کند تا بعدا خودرو توقیف شود این کار خارج ازبحث برخورد با جرایم مشهود است. اساسا گماردن مامور مخفی برای جرم مشهود یک تناقض است. اگر موضوع جرم مشهود است پس باید پلیس علنی و رسمی باشد و با حضور خود جلوی آن مجرم را بگیرد. این تناقضات نشان می دهد که این طرح به شکل کامل و دقیق مورد بررسی قرار نگرفته است.
❤️🍀 @filsofak