■ به نظر میرسد ما انسانها آفریدگانی در جستوجوی معنا هستیم، با این بداقبالی که به درون جهانی تهی از معنا افکنده شدهایم. یکی از مهمترین وظایفمان ابداع معنایی است که تکیهگاه محکمی برای زندگی باشد و نیز دست زدن به تدابیری ماهرانه برای انکار این حقیقت که خودمان این معنا را خلق کردهایم. پس به این نتیجه میرسیم که معنا «جایی» در انتظار ماست. جستوجوی مداوم ما برای نظام محکم معنایی، اغلبمان را به بحران معنا دچار میکند.
افراد بیش از آنچه درمانگران تصور میکنند به دلیل نگرانیهای معنایی به درمان روی میآورند. یونگ گزارش کرده که یک سوم بیمارانش به همین دلیل به او مراجعه کردهاند. در این حالت، شکایتها اشکال گوناگونی به خود میگیرد. برای مثال: «زندگیام انسجام ندارد»، «به هیچچیز اشتیاق ندارم»، «برای چه زندگی میکنم؟ که به چه برسم؟»، «زندگی حتما باید مفهوم عمیقتری داشته باشد.» «حتی حالا در پنجاهسالگی هم هنوز نمیدونم وقتی بزرگ شدم، میخواهم چه کنم.»
📚 #هنر_درمان
👤 #اروین_یالوم
❤️🍀 @filsofak
افراد بیش از آنچه درمانگران تصور میکنند به دلیل نگرانیهای معنایی به درمان روی میآورند. یونگ گزارش کرده که یک سوم بیمارانش به همین دلیل به او مراجعه کردهاند. در این حالت، شکایتها اشکال گوناگونی به خود میگیرد. برای مثال: «زندگیام انسجام ندارد»، «به هیچچیز اشتیاق ندارم»، «برای چه زندگی میکنم؟ که به چه برسم؟»، «زندگی حتما باید مفهوم عمیقتری داشته باشد.» «حتی حالا در پنجاهسالگی هم هنوز نمیدونم وقتی بزرگ شدم، میخواهم چه کنم.»
📚 #هنر_درمان
👤 #اروین_یالوم
❤️🍀 @filsofak
📝 منبرک: (تلفنِ حیات)
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفن و موبایلت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
صاف و پوستکنده پشتِ گوشی چشمانش را تصور کن و با شجاعت و بدون لرز بگو: دوستت دارم...
در این دنیای محدود و دمدستی،
دست بردار از این دستدست کردنهایِ بیخود و بیثمر!
از این سکوتهایی که بوی دلخوری میدهد!
از این فاصلههای زیادی که آدمها را برایت کاذب و بزرگ میکند. واقعیتش نمیارزد...
اصلا باید آدمها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّشان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایههایِ غبار رویِ اثاثیهی خانهی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه میتوان به زبان آورد نه میتوان نوشتشان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمیشود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمیتوانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، میخواهم بگویم:
نگذار دلتنگیات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسیاش!
نگذار بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذار ذهنش وسواس بگيرد. بیمعطلی گوشی را بردار و تویِ گوشش زمزمه كن:
«دوستت دارم بي نظير من.»
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفن و موبایلت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
صاف و پوستکنده پشتِ گوشی چشمانش را تصور کن و با شجاعت و بدون لرز بگو: دوستت دارم...
در این دنیای محدود و دمدستی،
دست بردار از این دستدست کردنهایِ بیخود و بیثمر!
از این سکوتهایی که بوی دلخوری میدهد!
از این فاصلههای زیادی که آدمها را برایت کاذب و بزرگ میکند. واقعیتش نمیارزد...
اصلا باید آدمها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّشان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایههایِ غبار رویِ اثاثیهی خانهی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه میتوان به زبان آورد نه میتوان نوشتشان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمیشود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمیتوانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، میخواهم بگویم:
نگذار دلتنگیات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسیاش!
نگذار بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذار ذهنش وسواس بگيرد. بیمعطلی گوشی را بردار و تویِ گوشش زمزمه كن:
«دوستت دارم بي نظير من.»
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
دی کاپریو تو فیلم گرگ وال استریت یه دیالوگ داره که میگه:
"حواست به آدمهايى كه وقتى برنده میشى، تشويقت نمیكنن؛ باشه"
خیلی علامت مهمی است برای فهمیدن ذات آدمها.
❤️🍀 @filsofak
"حواست به آدمهايى كه وقتى برنده میشى، تشويقت نمیكنن؛ باشه"
خیلی علامت مهمی است برای فهمیدن ذات آدمها.
❤️🍀 @filsofak
Main Title
Ryūichi Sakamoto
موسیقی فیلم revenant
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
داشتم صورتم را میشستم که خودم را توی آینه دیدم و قطرههای آب را که سر میخورد روی ریشم و آن چند تا تارِ سفید.
همین طور هاجو واج ماندم.
انگار که پشت این آدم توی قابِ مربعی، شخصِ دیگری است. کسی که امروز تولدش است، اما هیچ بزرگتر نشده... کسی که در زندگیاش بیخیال هم نبوده، هیچوقت! اما نمیداند چرا کاری نکرده و آب از آب تکان نخورده!
دلم میخواست میتوانستم زمان را نگه دارم و ازش بپرسم:
کجا بودی این سالها؟ چقدر برای خودت زندگی کردی؟ چقدر خودت را دوست داشتی؟
بله. من یک جا توی زندگی واماندهام، خودم را جا گذاشته و رفتهام پیِ کارم.
رفتهام دنبال کسی که مرا با نام کوچک صدا بزند.
دنبال کسی که گوشی را بردارد و بگوید:
هیچ کاری باهات نداشتم فقط دلم برات تنگ شده...
رفتهام دنبال دوستی که شریکم باشد.
یا شاید هم نه. رفتهام پیِ خودم.
خودی که توی آینه نیست و نمیدانم کی گمش کردهام. اما دلم میخواهد پیدایش کنم و بازوهایم را دورش حلقه کنم و به آغوشش بگیرم. منی که قدم به سی و پنج سالگی میگذارم، منی که یک سال بزرگتر میشوم. یک سالی که نمیدانم در آن واقعاً توانستم «بزرگ» شوم یا نه؟ توانستم همانی باشم که دوست دارم باشم یا نه؟
شاید نباید زیادی سخت بگیرم و با خودم راحت باشم:
«خودم، سلام. خودم، تولدت مبارک. فقط ماندهام هدیه تولد برای خودم چی بخرم. یک هدیهای که واقعاً خودم را سورپرایز کند، به دلش بنشیند و مرا هزار تا بوس کند. شاید اگر یک دفعه صبح روز تولدم بیدار شوم و ببینم که قدرت این را پیدا کردهام که برای همیشه روی پای خودم بایستم و بتوانم در روز تولدم یکسال بزرگتر شدن و عاقلتر شدن را در وجودم احساس کنم، آن روز واقعاً سورپرایز شوم.»
#مصطفی_سلیمانی
هفتم خرداد، سال ۹۸.
🍀❤️ @filsofak
همین طور هاجو واج ماندم.
انگار که پشت این آدم توی قابِ مربعی، شخصِ دیگری است. کسی که امروز تولدش است، اما هیچ بزرگتر نشده... کسی که در زندگیاش بیخیال هم نبوده، هیچوقت! اما نمیداند چرا کاری نکرده و آب از آب تکان نخورده!
دلم میخواست میتوانستم زمان را نگه دارم و ازش بپرسم:
کجا بودی این سالها؟ چقدر برای خودت زندگی کردی؟ چقدر خودت را دوست داشتی؟
بله. من یک جا توی زندگی واماندهام، خودم را جا گذاشته و رفتهام پیِ کارم.
رفتهام دنبال کسی که مرا با نام کوچک صدا بزند.
دنبال کسی که گوشی را بردارد و بگوید:
هیچ کاری باهات نداشتم فقط دلم برات تنگ شده...
رفتهام دنبال دوستی که شریکم باشد.
یا شاید هم نه. رفتهام پیِ خودم.
خودی که توی آینه نیست و نمیدانم کی گمش کردهام. اما دلم میخواهد پیدایش کنم و بازوهایم را دورش حلقه کنم و به آغوشش بگیرم. منی که قدم به سی و پنج سالگی میگذارم، منی که یک سال بزرگتر میشوم. یک سالی که نمیدانم در آن واقعاً توانستم «بزرگ» شوم یا نه؟ توانستم همانی باشم که دوست دارم باشم یا نه؟
شاید نباید زیادی سخت بگیرم و با خودم راحت باشم:
«خودم، سلام. خودم، تولدت مبارک. فقط ماندهام هدیه تولد برای خودم چی بخرم. یک هدیهای که واقعاً خودم را سورپرایز کند، به دلش بنشیند و مرا هزار تا بوس کند. شاید اگر یک دفعه صبح روز تولدم بیدار شوم و ببینم که قدرت این را پیدا کردهام که برای همیشه روی پای خودم بایستم و بتوانم در روز تولدم یکسال بزرگتر شدن و عاقلتر شدن را در وجودم احساس کنم، آن روز واقعاً سورپرایز شوم.»
#مصطفی_سلیمانی
هفتم خرداد، سال ۹۸.
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی جذاب دکتر حسن عشایری،
عصبشناس
در اختتامیه کنگره کودک، توسعه و سیاستگزاری اجتماعی
❤️🍀 @filsofak
عصبشناس
در اختتامیه کنگره کودک، توسعه و سیاستگزاری اجتماعی
❤️🍀 @filsofak
@mehrostad | 960623
◽️ #آیت_الله_جوادی_آملی
🎙 تعبیر جالب و زیبا از مرگ و تفاوت نگاه اسلامی و غربی به انسان
▫️ ۵ دقیقه
🍀❤️ @filsofak
🎙 تعبیر جالب و زیبا از مرگ و تفاوت نگاه اسلامی و غربی به انسان
▫️ ۵ دقیقه
🍀❤️ @filsofak
یکی از ویژگیهای دوست این است که آنقدر مهربان است که در مقایسه با اکثر مردم، بخشهای بیشتری از وجود ما را بهنجار میداند. هنگام گفتگو با مخاطبی عادی، بسیاری از نظرهای خود را به دلیل بسیار زننده بودن، جنسی بودن، مأیوسانه بودن، احمقانه بودن، هوشمندانه بودن یا احساساتی بودن بیان نمیکنیم، ولی این نظرها را با دوستان خود در میان میگذاریم. دوستی، توطئهای کوچک است علیه آنچه دیگران معقول میپندارند!
#آلن_دوباتن
🍀❤️ @filsofak
#آلن_دوباتن
🍀❤️ @filsofak
به دنبال جهنم و بهشت در آخرت نباش. هر دو همین اکنون موجودند.
هر زمان که بتوانیم کسی را بی چشمداشت و بی معادله دوست بداریم، در بهشتیم و هر زمان که آلوده به حسادت و نفرت و کینه شویم، در اصل به جهنم سرنگون شده ایم.
📖 #ملت_عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
❤️🍀 @filsofak
هر زمان که بتوانیم کسی را بی چشمداشت و بی معادله دوست بداریم، در بهشتیم و هر زمان که آلوده به حسادت و نفرت و کینه شویم، در اصل به جهنم سرنگون شده ایم.
📖 #ملت_عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
❤️🍀 @filsofak
در سالهایی که جوانتر و به ناچار آسیب پذیرتر بودم، پدرم پندی به من داد که آن را تا به امروز در ذهن خود مزه مزه میکنم. وی گفت: "هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همهی مردم مزایای تو رو نداشتهاند."...!
📖 #گتسبی_بزرگ
✍🏻 #اسکات_جرالد
❤️🍀 @filsofak
📖 #گتسبی_بزرگ
✍🏻 #اسکات_جرالد
❤️🍀 @filsofak
اگر به دنبال سرنوشت خودتان بروید و مسیر زندگی را بجویید، هر چند پر از عیب و کاستی باشد، بهتر از آن است که از روش زندگی بیعیب و موفق دیگران را تقلید کنید.
📖 #غذا_دعا_عشق
✍🏻 #الیزابت_گیلبرت
🍀❤️ @filsofak
📖 #غذا_دعا_عشق
✍🏻 #الیزابت_گیلبرت
🍀❤️ @filsofak
منطق مورچهای دارای ۴ قسمت است:
اولین بخش آن این است: «یک مورچه هرگز تسلیم نمیشود.»
اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری میگردند.
بالا میروند، پایین میروند، دور میزنند.
آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه میدهند.
بخش دوم این است: «مورچهها کل تابستان را زمستانی میاندیشند.»
این نگرش مهمی است. نمیتوان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است. پس مورچهها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند.
باید همچنان که از آفتاب و شن لذت میبرید به فکر سنگ و صخره هم باشید.
سومین بخش از منطق مورچه این است:
«مورچهها کل زمستان را مثبت میاندیشند.»
این هم مهم است. در طول زمستان مورچهها به خود یادآور میشوند که این دوران زیاد طول نمیکشد؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت و در اولین روز گرم، مورچهها بیرون میآیند.
اگر دوباره سرد شد آنها برمیگردند زیر، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند. آنها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.
چهارمین و آخرین منطق مورچهها:
«یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع میکند؟»
«هر چه قدر که در توانش باشد»
پس:
هرگز تسلیم نشو.
آینده را ببین. (زمستانی بیاندیش)
مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار)
همه تلاشت را بکن.
فرهنگ هولاکویی
❤️🍀 @filsofak
اولین بخش آن این است: «یک مورچه هرگز تسلیم نمیشود.»
اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری میگردند.
بالا میروند، پایین میروند، دور میزنند.
آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه میدهند.
بخش دوم این است: «مورچهها کل تابستان را زمستانی میاندیشند.»
این نگرش مهمی است. نمیتوان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است. پس مورچهها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند.
باید همچنان که از آفتاب و شن لذت میبرید به فکر سنگ و صخره هم باشید.
سومین بخش از منطق مورچه این است:
«مورچهها کل زمستان را مثبت میاندیشند.»
این هم مهم است. در طول زمستان مورچهها به خود یادآور میشوند که این دوران زیاد طول نمیکشد؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت و در اولین روز گرم، مورچهها بیرون میآیند.
اگر دوباره سرد شد آنها برمیگردند زیر، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند. آنها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.
چهارمین و آخرین منطق مورچهها:
«یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع میکند؟»
«هر چه قدر که در توانش باشد»
پس:
هرگز تسلیم نشو.
آینده را ببین. (زمستانی بیاندیش)
مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار)
همه تلاشت را بکن.
فرهنگ هولاکویی
❤️🍀 @filsofak
#تكاليف_زندگی
آدلرگرايان پنج تكليف زندگي را كه هر فرد بايد در طول زندگي از عهده آن ها برآيد و آن ها را انجام دهد شرح مي دهند:
١. يادگيري كنار آمدن با خود: اينكه بتوانيم از بودن با خودمان احساس راحتي كنيم، از نقاط قوت خويش لذت ببريم، و ناكامل بودن خود را بپذيريم و در صورت لزوم تصميم بگيريم و اقدامات لازم را به سوي بهتر شدن برداريم.
٢. كنار آمدن با ديگران: دوست شدن با ديگران و حفظ دوستي ها، عشق بورزيم، و مورد عشق ديگران واقع شويم.
٣. كاركردن: هر كسي نيازمند موقعيتي براي خلاق بودن است تا از دستاورد خويش لذت ببرد و گاهي مواقع از جسم خسته اي كه تلاش زيادي كرده، احساس راحتي و خوشبختي كند.
٤. مديريت جنسي: اينكه بتوانيم از رابطه جنسي طبيعي بدون استفاده ابزاري از ديگران و بدون احساس گناه، لذت ببريم. اين تكليف شامل هنر زندگي شادمانه، مهارت مراقبت از ازدواج و فرزندپروري است.
٥. يافته معنايي براي وجود: رابطه بين انسان ها با محيط، طبيعت و جهان هستي را دربر مي گيرد. همه ما نياز داريم براي چگونگي وجودمان، در بلند مدت به قدر كافي به يك چرايي دست يابيم.
كتاب تربيت دموكراتيك نوجوانان
پرل كاسل/ ريموند جي. كورسيني
ترجمه دكتر حميد عليزاده
و دكتر مهدي خان آبادي
🍀❤️ @filsofak
آدلرگرايان پنج تكليف زندگي را كه هر فرد بايد در طول زندگي از عهده آن ها برآيد و آن ها را انجام دهد شرح مي دهند:
١. يادگيري كنار آمدن با خود: اينكه بتوانيم از بودن با خودمان احساس راحتي كنيم، از نقاط قوت خويش لذت ببريم، و ناكامل بودن خود را بپذيريم و در صورت لزوم تصميم بگيريم و اقدامات لازم را به سوي بهتر شدن برداريم.
٢. كنار آمدن با ديگران: دوست شدن با ديگران و حفظ دوستي ها، عشق بورزيم، و مورد عشق ديگران واقع شويم.
٣. كاركردن: هر كسي نيازمند موقعيتي براي خلاق بودن است تا از دستاورد خويش لذت ببرد و گاهي مواقع از جسم خسته اي كه تلاش زيادي كرده، احساس راحتي و خوشبختي كند.
٤. مديريت جنسي: اينكه بتوانيم از رابطه جنسي طبيعي بدون استفاده ابزاري از ديگران و بدون احساس گناه، لذت ببريم. اين تكليف شامل هنر زندگي شادمانه، مهارت مراقبت از ازدواج و فرزندپروري است.
٥. يافته معنايي براي وجود: رابطه بين انسان ها با محيط، طبيعت و جهان هستي را دربر مي گيرد. همه ما نياز داريم براي چگونگي وجودمان، در بلند مدت به قدر كافي به يك چرايي دست يابيم.
كتاب تربيت دموكراتيك نوجوانان
پرل كاسل/ ريموند جي. كورسيني
ترجمه دكتر حميد عليزاده
و دكتر مهدي خان آبادي
🍀❤️ @filsofak
«خستگی تصمیم» چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟
همانگونه که «عضلات» ما بعد از کار کردن زیاد خسته میشوند، «مغز» نیز بعد از تصمیمگیریهای متعدد در طول روز، چار خستگی میشود که به آن، خستگی تصمیم (Decision fatigue) میگویند.
ما مدام در حال تصمیمگیری هستیم و با هر تصمیمی، یکقدم به «خستگی تصمیم» نزدیک میشویم. هر چند همهی تصمیمها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدامشان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را میگیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیمگیری دربارهی اینکه امروز چه بپوشم و انتخاب درجهی حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسهی پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیمگیری دربارهی نحوهی برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایهگذاری و مهاجرت و... همه و همه تصمیمگیری هستند.
نکتهی جالب توجه اینکه ما بعضی تصمیمگیریها را عرفاً تصمیمگیری نمیدانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای ۳ آسانسور است، وقتی دکمهی یکی از آنها را میفشاریم، در واقع، تصمیم گرفتهایم، هر چند که آن را در زمرهی تصمیمات روزانه نیاوریم.
افرادی که کار و زندگیشان به گونهای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض «خستگی تصمیم» قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید دربارهی عفو زندانیان تصمیمگیری میکردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پروندهها را بهتر بررسی میکنند و افراد بیشتری را مشمول عفو میدانند، ولی هر چه به پایان روز نزدیک میشوند، افراد کمتری را عفو میکنند. پروندهها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت «خستگی تصمیم» بود که هنگام صبح وجود نداشت.
رولف دوبلی در کتاب «هنر خوب زندگی کردن» میگوید: وقتی مغز بهخاطر تصمیمگیریهای متعدد خسته میشود، معمولاً سر راستترین تصمیمات را میگیرد که عمدتاً هم «بدترین» است.
چه کنیم؟
۱- وقتی از مارک زاکربرگ بنیانگذار و مدیر فیسبوک پرسیدند چرا همیشه یکنوع تیشرت میپوشی پاسخ داد: نمیخواهم هر روز صبح درگیر تصمیمگیری دربارهی اینکه کدام لباس را بپوشم.
او با اینکار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهیاش را حذف و انرژی آن را برای تصمیمگیریهای مهمتر کاری، ذخیره میکند.
خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده میکند و اکثراً یکنوع لباس میپوشد. استیو جابز نیز همینگونه بود.
برای اینکه «خستگی تصمیم» دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیمگیریهای کماهمیت قرار ندهیم. راهش این است که دربارهی برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. بهعنوان مثال، بهجای اینکه هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامهی هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
یا یک مدیر میتواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، بهجای اینکه فکر کند و دربارهی زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچهها در نظر بگیرد و... . (هر کسی میتواند به فراخور زندگیاش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیمگیریهای متعدد راحت شود)
۲- تصمیمات مهم را «صبح» بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز میگذرد، به «خستگی تصمیم» بیشتر نزدیک میشویم.
۳- وقتی گزینههای قابل انتخاب برای تصمیمگیری زیادتر باشد، «خستگی تصمیم» نیز بیشتر میشود. اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح میبینیم و تعدد گزینهها ما را سردرگم میکند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار «خستگی تصمیم» میشویم و بعد از مدتی یکی از طرحها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر «خستگی تصمیم» و گریز از ادامهی این روند انتخاب میکنیم.
یکی از راههای مواجههی منطقی با تعدد گزینهها، این است که بهجای آنکه مثلاً ۱۲ گزینه را یکجا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچکتر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
۴- وقتی دچار «خستگی تصمیم» هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، میتواند «خستگی تصمیم» را کاهش دهد. نیمساعت خواب در وسط روز، میتواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
۵- انسانهای کمالگرا که میخواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم میشوند.
جعفر محمدی
❤️🍀 @filsofak
همانگونه که «عضلات» ما بعد از کار کردن زیاد خسته میشوند، «مغز» نیز بعد از تصمیمگیریهای متعدد در طول روز، چار خستگی میشود که به آن، خستگی تصمیم (Decision fatigue) میگویند.
ما مدام در حال تصمیمگیری هستیم و با هر تصمیمی، یکقدم به «خستگی تصمیم» نزدیک میشویم. هر چند همهی تصمیمها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدامشان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را میگیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیمگیری دربارهی اینکه امروز چه بپوشم و انتخاب درجهی حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسهی پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیمگیری دربارهی نحوهی برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایهگذاری و مهاجرت و... همه و همه تصمیمگیری هستند.
نکتهی جالب توجه اینکه ما بعضی تصمیمگیریها را عرفاً تصمیمگیری نمیدانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای ۳ آسانسور است، وقتی دکمهی یکی از آنها را میفشاریم، در واقع، تصمیم گرفتهایم، هر چند که آن را در زمرهی تصمیمات روزانه نیاوریم.
افرادی که کار و زندگیشان به گونهای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض «خستگی تصمیم» قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید دربارهی عفو زندانیان تصمیمگیری میکردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پروندهها را بهتر بررسی میکنند و افراد بیشتری را مشمول عفو میدانند، ولی هر چه به پایان روز نزدیک میشوند، افراد کمتری را عفو میکنند. پروندهها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت «خستگی تصمیم» بود که هنگام صبح وجود نداشت.
رولف دوبلی در کتاب «هنر خوب زندگی کردن» میگوید: وقتی مغز بهخاطر تصمیمگیریهای متعدد خسته میشود، معمولاً سر راستترین تصمیمات را میگیرد که عمدتاً هم «بدترین» است.
چه کنیم؟
۱- وقتی از مارک زاکربرگ بنیانگذار و مدیر فیسبوک پرسیدند چرا همیشه یکنوع تیشرت میپوشی پاسخ داد: نمیخواهم هر روز صبح درگیر تصمیمگیری دربارهی اینکه کدام لباس را بپوشم.
او با اینکار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهیاش را حذف و انرژی آن را برای تصمیمگیریهای مهمتر کاری، ذخیره میکند.
خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده میکند و اکثراً یکنوع لباس میپوشد. استیو جابز نیز همینگونه بود.
برای اینکه «خستگی تصمیم» دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیمگیریهای کماهمیت قرار ندهیم. راهش این است که دربارهی برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. بهعنوان مثال، بهجای اینکه هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامهی هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
یا یک مدیر میتواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، بهجای اینکه فکر کند و دربارهی زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچهها در نظر بگیرد و... . (هر کسی میتواند به فراخور زندگیاش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیمگیریهای متعدد راحت شود)
۲- تصمیمات مهم را «صبح» بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز میگذرد، به «خستگی تصمیم» بیشتر نزدیک میشویم.
۳- وقتی گزینههای قابل انتخاب برای تصمیمگیری زیادتر باشد، «خستگی تصمیم» نیز بیشتر میشود. اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح میبینیم و تعدد گزینهها ما را سردرگم میکند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار «خستگی تصمیم» میشویم و بعد از مدتی یکی از طرحها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر «خستگی تصمیم» و گریز از ادامهی این روند انتخاب میکنیم.
یکی از راههای مواجههی منطقی با تعدد گزینهها، این است که بهجای آنکه مثلاً ۱۲ گزینه را یکجا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچکتر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
۴- وقتی دچار «خستگی تصمیم» هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، میتواند «خستگی تصمیم» را کاهش دهد. نیمساعت خواب در وسط روز، میتواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
۵- انسانهای کمالگرا که میخواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم میشوند.
جعفر محمدی
❤️🍀 @filsofak
■ می دانم اگر قضاوت نادرستی درباره ی کسی بکنم، جهان همه ی تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.
👤 #فئودور_داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
👤 #فئودور_داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak