فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
تصویر: یکی از کتابخانه‌های عمومی نروژ (❤️)

اگر شهروند نروژ (🇳🇴) باشید و کتابی بنویسید دولت هزار جلد از آن کتاب را از شما می‌‌خرد و به کتابخانه عمومی می‌‌دهد تا از نویسنده حمایت شود.
❤️🍀 @filsofak
👍1
📝منبرک: (جهت‌گیری جنسی)
.
دو سال قبل، همان‌موقع که ارشدش را گرفته بود، با شیرینی پیشم آمد. شغلِ خوبی برای خودش دست‌وپا کرده بود.
دوستانِ هم‌سن‌وسالش ازدواج کرده و بچه‌دار شده بودند. احساس عقب‌ماندن از قافله‌ی دوستانش داشت. می‌گفت عرضه هم ندارد برای خودش همسری پیدا کند. با هم کلی سروکله زدیم. طی چند جلسه برایش برنامه‌ای نوشتم تا خودش را پیدا کند.
بعد از آن دیگر نیست شد. تا اینکه چند وقت پیش توی کلینیک چهره‌ای به نظرم آشنا آمد که یکهو به خودم آمدم دیدم بله خودش است. بعد از خوش‌وبِش گفتم: ازدواج کردی؟ سرش را تکان داد و گفت: کاش مجرد می‌ماندم!
در محل کارش با دختری آشنا شده بود. دختری با تمام ملاک‌ها و امتیازهای مدّنظرش! تحصیلات بالا. شغل مناسب. ظاهر جذاب...
بعد از چند ماه نامزد می‌کنند. همه چیز خوب پیش می‌رفته که به مرور زمان کم‌محلی‌های دختر به چشمش می‌آید. به مادرش ماجرا را تعریف می‌کند. مادر این پسر با تَشر به او می‌گوید: هوا بَرت ندارد. دختر به این نجیبی در این اجتماع وانفسا از سرت هم زیادی است.
تا اینکه دختر در شب عروسی به پسر می‌گوید که دچار نوعی انحراف جنسی است و از پسر می‌خواهد تا کمکش کند.
پسر قول می‌دهد تنهایش نگذارد و کمک‌حالش شود تا مشکل درمان شود. اما غافل از اینکه خود پسر شک و وسواس پیدا می‌کند و نمی‌گذارد دختر ساعتی در خانه تنها بماند. بعد از چند ماهی ارتباط برقرار می‌کنند و هر دو معترف می‌شوند که لذتی نبرده‌اند...
پسر در مورد مشکلِ همسرش با هیچ‌کس صحبت نمی‌کند. دختر قول می‌دهد اگر بچه دار شوند، خودش همه چیز را درمان می‌کند.
نگاهش می‌کنم. روبروی من پسری تحصیل‌کننده و جنتلمن نشسته است. مدیری که خارج از کشور درس خوانده و در حال حاضر برای جوانان ما برنامه‌ریزی می‌کند.
در نهایت زل زد به چشمانم. گفت: من هم حس می‌کنم بچه‌دار شویم مشکل حل خواهد شد...
#مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده)
.
#خاطرات_من_و_مراجعین
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بند ناف روانى، به اين معناست كه فرد وجود و بقای خود را وابسته به وجود والدين و يا فردى ديگر ميداند. هميشه ترس و اضطراب قطع شدنِ اين كانال انرژى همراه اوست، به طورى كه مستقل شدن را تجربه‌اى تلخ تلقى ميكند.
عقده مادر به صورت ناخودآگاه قبل از تولد همراه با تغذيه از بند ناف يا به صورت موروثى و بعد از تولد شكل ميگيرد.

جنين از طريق بند ناف براى بقا به مادر وابسته است و تغذیه‌کنندگی مادر تا بعد از تولد نیز ادامه دارد. اگر اين بند ناف و منبع تغذيه به درستی از او بريده نشود، عقده مادر در كودك نهادينه ميشود و ميل به تنبلى و انفعال در تمام عمر ديده ميشود. به نظر "اريك برن" والدين نقش به سزايى در ايجاد و يا از بين بردن عقده مادر در فرزندان بازى ميكنند، والدينى كه در حالت نفسانى والد حمايتگر منفى قرار ميگيرند، اين عقده را تشديد مينمایند. آنها در عمل تمام نيازها و حتى خواسته هاى غير ضرورى فرزند خود را برآورده ميكنند.

#انيميشن warm winter داستان فرزندى است كه خود براى بريدن بند ناف تلاش ميكند و با پافشارى و استمرار در تصميمش مادر را وادار به خروج از اين سيكل معيوب ميكند.
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿کنسرتی با خوانندگی یک مسلمان و یک یهودی و یک مسیحی که هر یک به همراه دعای(شعار) مذهبی خود برنامه را اجرا می کنند با حضور پاپ .

مصطفی ملکیان: به اعتقاد من پیروان ادیان مختلف مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام و یا هندو و بودایی کوهنوردانی هستند که قصد تسخیر قلة یک کوه را دارند. یعنی وقتی هنوز روی سطح زمین واقع‌اند، ممکن است فاصله زیادی با هم داشته باشند، اما اگر دو شرط برای همه کوهنوردان به وجود آید، یعنی اولاً همه قصد تسخیر قلة واحدی را داشته باشند و ثانیاً این قصد را عملی کنند، آن وقت هر چه بالاتر بروند، خواه نا‌خواه فاصله‌شان از هم کمتر می‌شود و تا وقتی به قله برسند، فاصله صفر می‌شود.

معنویت و انسان معنوی،
#استاد_مصطفی_ملکیان،
روزنامه آفتاب یزد، 79/9/14
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین جمله‌ها، هیچ‌وقت فراموش نمی‌شوند... مراقب گفتارمان باشیم!

این کلیپ دو دقیقه‌ای به اندازه یه کتاب می‌تونه آموزنده باشه! لطفا ببینید👌
🍀❤️ @filsofak
آهستگی- مصطفی ملکیان.mp3
10 MB
در باب "آهستگی"

اگر می خواهید لذت ها تراکم پیدا کنند، باید زندگی تان اسلوموشن و آهسته شود. آنچه که مانع لذت بردن ما از همه چیزهایی است که می توانند برای ما منبع لذت باشند، این است که ما با عجله با آنها مواجه می شویم...
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
هر چيزى كه «مقدس» ناميده شد؛ يعنى اينكه ديگر حـق نداريد به راحتی درباره‌ی آن اظهار نظر كنيد و كوچـک‌ترين «انتقاد» و مخـالفتی با آن هزينه‌ی سنگينی به دنبال خـواهـد داشـت. اين «مقدس» مى‌تواند هر چیزی باشـد؛ «يک كتاب» «يک دين» «يک انسان» «يک بنا» و...
هـيچ‌کس و هــيچ‌چـيز آن‌قدر مقدس نيست كـه نتوان آن را به «نقد» كشـيد!
❤️🍀 @filsofak
طی دههٔ گذشته همواره دانشجویانم شکایت می‌کردند که چرا توزیع فرصت‌های مشروع، بله مشروع ، در کشور عادلانه نیست؟ چرا شرایط برابر برای برخورداری از فرصت های مشروع مهیّا نیست؟
اما در یکی دو سال اخیر گلایه‌های برخی از دانشجویانم مرا نگران می‌کند. در واقع طرح مسأله و نوع سوال آنها تغییر یافته است. آنان بر پایه آن‌چه که هر روز از طریق رسانه‌ها می‌بینند و می‌شنوند، دیگر کمتر از بی‌عدالتی در توزیع فرصت‌های مشروع گلایه می کنند. دغدغهٔ آنان بی‌عدالتی در توزیع فرصت‌های نامشروع است. بگذارید ساده‌تر بگویم. آنها می پرسند: چرا ما نباید بتوانیم دزدی کنیم؟ چرا ما هم مانند آنها نباید بتوانیم بخوریم؟ چرا ما نباید بتوانیم اختلاس کنیم؟ چرا اختلاس فقط باید متعلق به از ما بهتران باشد؟ چرا ما هم نباید بتوانیم از سفره انقلاب هر چقدر که مِیلمان می‌بَرَد برداریم؟ و...

شاید این پرسش‌ها ساده به نظر برسند ولی نشانه تغییری نگران کننده در نگاه جوانان است.

"فردین علیخواه "
❤️🍀 @filsofak
تمدن یعنی،
وقتی مردم، کمی خود را از فکر معاش
و قوت و غذا آسوده کنند و به فلسفه و هنر بپردازند.

#ویل_دورانت
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هفت حقيقت ، درباره زندگی كه هركسی فراموش میکنه 👌

برای دوستانتون هم ارسال کنید تا قدر داشته‌هاشون رو بدونن.
❤️🍀 @filsofak
مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد.
راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد!
می گفت: چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی...
گذشت و به مقصد رسیدیم.
موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم.
پرسیدم بابت چه؟
گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم.
با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید بیایم.
فردا خدمت می رسیم!
ميگفت: ماشين كه رفت؛ تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد.
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم.
❤️🍀 @filsofak
هرچه درون آدمی تهی تر و کم مایه تر باشد بیشتر به برون خویش توجه می کند. در واقع، توجه به برون نوعی جبران کم مایگی درونی است. وقتی کسی را می بینید که به دنبال هویت بخشی خویش با ابزار گران قیمت و پرداختن به ظواهر است، می توان به کم مایگی درونی او پی برد. در همین راستا، عصر مصرف گرایی افسارگسیخته منجر به تهی شدن درونی افراد و پرداختن کاذب به برون خویش شده است. در این عصر ما با توده ای از افراد روبرو هستیم که هویت خویش را از ظاهرسازی های بی اهمیت و گذرا به دست می آورند.

#مسعود_زمانی_مقدم
❤️🍀 @filsofak
آیا صِرف انجام ندادن پاره‌ای از امور، مانند قتل، دزدی، دروغ و... می‌تواند گواهِ «اخلاق‌مدار بودن» ما باشد؟
یا اینکه برای اخلاق‌مداری، لااقل در برخی موارد ملزم به انجام اموری مانند کمک به دیگران هستیم؟

📗 مرزهای اخلاق | شیرزاد پیک‌حرفه
❤️🍀 @filsofak
قبل از اینکه کسی را درمان کنی، از او بپرس که آیا واقعاً می‌خواهد چیزهایی که موجب آزردگی‌اش شده‌اند را رها کند؟

- بقراط
❤️🍀 @filsofak
@sokhanranihaa - مصطفی ملکیان - اهستگی - کانال سخنرانی ها
@sokhanranihaa
یک فنجان حقیقت در باب "آهستگی" گوارای وجودتان

اگر می خواهید لذت ها تراکم پیدا کنند، باید زندگی تان اسلوموشن و آهسته شود. آنچه که مانع لذت بردن ما از همه چیزهایی است که می توانند برای ما منبع لذت باشند، این است که ما با عجله با آنها مواجه می شویم...

سخنرانی عالی #استاد_مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
#استرس می تواند به دو شکل متفاوت تجربه شود:

دیسترس(Distress):

تجربه مداوم غرق شدن در مسئولیت هاست. دیسترس حرکت در تونل مشکلات است. بی آنکه انتهای تونل معلوم باشد. مانند مشکلات مالی، تعارض در روابط بین فردی، تعهدات بیش از حد، دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری مزمن یا تجربه کردن یک ضربه روحی شدید.

یوسترس (Eustress):

نوعی استرس مثبت و مفید است. در حالت یوسترس ما تحت فشار هستیم، ولی این فشار به ما انرژی و انگیزه می دهد تا مسئولیت هایمان را انجام داده و به اهدافمان برسیم. تحصیل کردن، ازدواج با فردی که دوستش داریم، ترفیع شغلی و تغییر شغل از جمله یوسترس های فشارزا اما مفید هستند.

بنابراین استرس همیشه مضر نیست. در واقع استرس می تواند ما را به سوی دادن پاسخ موثر به یک موقعیت هدایت کند (مثل اضطراب قبل از امتحان) این بدان معناست که شما می توانید تصمیم بگیرید که استرس اثر مثبت یا منفی روی زندگی شما داشته باشد.
پژوهش های عملی و تجربه های شخصی نشان می دهد که ما نمی توانیم موقعیت های استرس آفرین را از زندگی حذف کنیم، اما می توانیم آنها را مدیریت کنیم.
استرس هنگامی زیان آور است که شما توانایی کنترل آن را نداشته باشید. هنگامی که استرس شدید، برای مدت طولانی ادامه پیدا کند اثرات روحی- روانی شدیدی مانند افسردگی، عصبانیت، فقدان خلاقیت، مشکلات گوارشی، میگرن های شدید بر انسان مستولی می گردد.

#روانشناسی
❤️🍀 @filsofak
معرفی فیلم
کارآموز
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
https://www.instagram.com/p/Bw2d6Wxj2O8/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1fsg1jugbwv55 ❤️🍀 @filsofak
۹ اردیبهشت روز روان‌شناس به همه اساتید و دوستان و همکاران عزیز مبارک باد!
.
.
.
📝هفت‌هشت سالی که مشغول به مشاوره‌ام، قفلی زده‌ام به دو نکته‌ی حال‌خوب‌کن:
"الف. زندگی در لحظه
ب. دوست داشتن خود!"
کاش یاد بگیریم که در حال زندگی کنیم و با صدایی رسا بگوییم: گور پدر گذشته، الان را بچسب! به قول عرب‌زبان‌ها: "ما مضی فاتَ: آنچه که گذشته، فوت شده است و باید گورش را کَند!"
مراجعان زیادی داشته و لابد خواهم داشت که گرفتار گذشته‌ی بی‌حالِ خود هستند.
همچنین مراجعان متنوع و متعددی داشته‌ام که خودشان را دوست ندارند و از این مساله رنج می‌برند. چقدر کلافه می‌شوم وقتی می‌بینم که عزیزی حواسش به داشته‌ها و توانایی‌های خودش نیست. برای همین همیشه توصیه می‌کنم که:
"دست به قلم شو و بنویس از بلد بودن‌هایِ خودت!"
آن‌قدر باید خودمان را دوست داشته باشیم، به خودمان ایمان داشته باشیم که دنیا مجبور شود دوست‌مان بدارد!
تا خودمان را دوست نداشته باشیم، هیچ‌کس دوست‌مان نخواهد داشت. تا به ندای قدرت‌مندِ درون خود لبیک نگوییم، احدی برای‌مان تَره خورد نخواهد کرد. تفاوت آدم‌ها این‌جور مواقع است...
از وقتی به مراجعان دوست‌داشتنی و قدرت‌مندم این نسخه و راهکار را می‌شکافم و مجبورشان می‌کنم که حواس‌شان به خودشان باشد، خودم هم معتاد شده‌ام و هر روز جلوی آیینه به خودم خطاب می‌کنم:
"چطوری قهرمانِ امروز من!"
.
از دیروز لطف و مهربانی دوستان به مناسبت روز مشاور و روان‌شناس، شاملِ حالم شده و حسابی شرمنده‌شان هستم...
رفقا ممنونم از حس خوب‌تان!🌷
ارادتمندتان:
#مصطفی_سلیمانی

#روز_روانشناس
🍀❤️ @filsofak
✔️ آیت‌الله گرامی در گفتگو با مباحثات:

ممکن است طلاب به حوزه نجف مهاجرت کنند. طلبه‌ی قم آزاد نیست که نزد کدام استاد درس بخواند؛ آزاد نیست هر کتابی را بخواند و هر حرفی را بزند.

من مدتی پیش یک بیانیه هم دادم که ممکن است طلاب به حوزه نجف مهاجرت کنند. طلبه‌ی قم آزاد نیست که نزد کدام استاد درس بخواند؛ آزاد نیست هر کتابی را بخواند و هر حرفی را بزند. در سه جهت در نجف آزادی است و فطرت بشر هم متمایل به آزادی است؛ بنابراین به نظر می‌رسد قوت حوزه در آینده در نجف باشد. اتفاقاً پس از همان ایامی که آن بحث را مطرح کردم، افراد متعددی جهت تدریس به نجف رفتند. این یک بعد است که خود حوزه در این جهت گرفتاری دارد.

میرزای شیرازی گفته بود سه نفر هستند که اصرار دارند حکومت را خود من بگیرم؛ یکی خود ناصرالدین شاه که هوسش به قدری غالب است که از جمع بین اختین در ازدواج نگذشت؛ یعنی دو خواهر را با هم عقد کرده بود؛ چنین کسی چطور حکومت را به من می‌دهد؟ بنابراین او می‌خواهد آبروی ما را ببرد. دوم میرزا ملکم‌خان، متولد جلفا و متمایل به انگلستان است. او نیز اصرار دارد که من حکومت را بگیرم؛ او هم به این علت است که می‌خواهد آبروی من برود. سوم هم سید جمال‌الدین اسدآبادی است که او هم دوست دارد من حکومت را بگیرم که این هم از سادگی ایشان است. اداره‌ی حکومت به این راحتی نیست. اکنون ما در بین مردم وجهه و آبرو داریم. اگر بخواهیم حکومت کنیم کجا این‌همه گروه متدین داریم که کل مملکت را در اختیار بگیریم؟ این‌ها می‌روند و کارهای نادرستی انجام می‌دهند که به نام ما نوشته می‌شود. بعدها هم بسیاری به این حرف معتقد بودند؛ می‌گفتند هنگامی که حکومت در دست غیرروحانیت است، روحانیت حالت انتقادی دارد و مردم هم می‌پذیرند و به نفع دین تمام می‌شود؛ اما زمانی که حکومت در دست خود روحانیت باشد، مردم انتقاد از حکومت ـ یعنی خود روحانیت ـ دارند و بنابراین به خود دین انتقاد پیدا می‌کنند و دین تضعیف می‌شود.

پیرمردها و حتی بزرگانی بودند که خود ما در دوره‌ی جوانی که داغ و انقلابی بودیم با آن‌ها درگیر می‌شدیم؛ آن‌ها مکرراً به ما می‌گفتند به نتیجه نمی‌رسد؛ تعبیرشان این بود که جوجه را آخر پاییز می‌شمارند. الآن در هر جمعی که می‌نشینیم معمولاً به غیر از ۴-۳ نفر ـ که معمولاچهره‌‌های رسانه‌ای هستند ـ بقیه‌ی افراد از اوضاع اقتصادی و مسائل دیگر گلمه‌مندند. البته مخالفت عملی هم انجام نمی‌شود؛ چون به‌هرحال نظام اسلامی است و بسیاری زحمت کشیدند آن را به این‌جا رساندند. حتی المقدور باید همکاری کرد. اما در عمل همه ناراحت هستند و شرایط اقتصادی را می‌بینند.

هنگامی که مرحوم امام از زندان آزاد شد، یک سخنرانی مفصلی در مسجد اعظم کردند و در آن گفته بودند لااقل آموزش و پرورش را به ما بدهید، ما اداره کنیم. این طرحی بود که در لبنان هم مرحوم آسید شرف الدین و آسید محسن امین با حکومت مطرح کرده بودند. یکی از دوستان ما ـ که فوت کرده است ـ با ما هم‌زندانی بود؛ می‌گفت شب نزد امام رفتم و گفتم آقا این مقدار دبیر متدیّن برای کل مملکت دارید؟ ایشان هم جوابی به این تعبیر داده بود: «می‌گویی که ما بولوف هم نزنیم؟». منظور ایشان این بود که یعنی تبلیغ هم نکنیم؟ به هر حال این نگرش‌ها وجود داشت.

علما یا باید از اوضاع تعریف کنند که دروغ است؛ یا باید انتقاد کنند که بیشتر به درد مردم افزوده خواهد شد و تلقی مخالفت با حاکمیت می‌شود که آن هم مصلحت نیست. افراد فهمیده متوجه می‌شوند که معنای این سکوت موافقت با بلا نیست؛ دیگران هم باید به مرور متوجه شوند. در هرحال بیان آن، تضعیف نظام است که آن هم درست نیست.

عامه‌ی مردم از اوضاع سیاسی زدگی پیدا کرده‌اند؛ چون نتیجه‌ای که می‌خواستند را نگرفته‌اند. این زدگی از اوضاع سیاسی آن‌ها را به سمت و سوی کسانی که مخالفت وضع موجود هستند متمایل می‌کند. برخی از مقامات اطلاعاتی به خود بنده گفتند که در شهر مشهد بیش از ۳۰ کلیسای خانگی وجود دارد. تصور این‌ها بر این است که مسیحیت دعوی به صلح و آرامش می‌کند؛ و برعکس؛ حاکمیتی مثل حاکمیت ما این‌طور نیست. اشتباه هم می‌کنند؛ مسیحیت ظلم‌ها و قتل و غارت‌های خود را کرده است.

برخی وقتی می‌خواهند از کوچه عبور کنند، از مدتی قبل از آن، مأمورین می‌ایستند تا ماشین‌ها عبور نکنند؛ همه کنار بروند تا این آقا رد شود. زمانی هم که به آن‌ها تذکر داده می‌شود می‌گویند در اختیار ما نیست؛ در اختیار محافظین ماست!

آقای مهدوی کنی به خود من گفت که زمانی آقای خمینی به ما گفت اگر شخص شما را ترور کنند بهتر از این وضع تشریفات است؛ چون این‌ ترور شخصیت است. خود امام به آقای مهدوی کنی گفته بود. آقای مهدوی کنی گفته بود که ما را می‌کشند و… امام گفته بودند که اگر بکشند بهتر از این وضع است.
❤️🍀 @filsofak